کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: اردو جهادی
مفید
بلااستفاده
 توجه: این نظرسنجی عمومی است و سایر کاربران می توانند گزینه منتخب شما را مشاهده کنند. [نمایش جزئیات آرا]
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 8 رای - 3.75 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اردوهای جهادی
۲۱:۵۷, ۱۳/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام
دوستان گرامی من سعی دارم معرفی اجمالی از اردوهای جهادی ، اهداف این اردوها ، اسطوره و پایه گذار اردوهای جهادی و سایر مطالبی که بتواند برای شما کاربران عزیز سودمند باشد.ان شالله
قسمت اول :
از قول پیامبر اکرم داریم که بهترین سخنان کوتاه ترین ، فصیح ترین و سودمند ترین آنها است ، پس بنده بدون اتلاف وقت و کش دادن مطب یک توضیح اجمالی میدم.
به تمامی حرکت های خودجوش و سازمان یافته که در مناطق محروم و دور افتاده کشور انجام میشود و در مدت مشخصی به فعالیت های عمرانی ، فرهنگی و اشتغال زایی می پردازند اردو جهادی میگویند.
اعم فعالیت های گروه های جهادی تحت نظارت بسیج سازندگی کشور صورت میگیرد.گروه های جهادی خود به چند بخش ؛ - دانشجویی ، - دانش آموزی ، - طلاب ، - پزشکان و محله محور تقسیم میشود.
اهداف عمده اردوهای جهادی به 3 بخش تقسیم میشود(البته لازم به ذکر هست که بنده حقیر توفیق حضور در گروه جهادی نافع را دارم ، پس مطالبی که عرض میکنم عقیده ، روش و اهداف ما در این گروه می باشد و ممکن است که دیگر گروهها نظرات دیگری داشته باشند)
1- بحث عمرانی در منطقه ( در این بخش اعم فعالیت های گروه ما بیشتر به فعالیت های عام المنفعه مانند ؛مسجد ،حسینیه ، مدرسه و ... اختصاص دارد)
2- بحث فعالیت فرهنگی در منطقه ( گروه جهادی ما که از سال 1387 فعالیت خود را آغاز کرده در این حوزه به کمک خواهران طلبه و برادران روحانی به انجام فعالیت هایی همچون کلاس های احکام ویژه پسران و دختران ، کلاس آموزش قرائت قران و مفاهیم و ...)
3- تزکیه نفس و خودسازی افراد شرکت کننده در اردو ( در این بخش مجال برای صحبت طولانی نیست اما شما در همین حد بدانید که افرادی هستند که از رزمندگان 8سال دفاع مقدس بوده اند وهمراه ما به اردو میان و در پایان اردو مگین جوی که بر اردو حاکم هست آدم رو یاد شب های عملیات میندازه)ان شالله در فرصت مناسب در خصوص این موضوع بیشتر برایتان تعریف میکنم
ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲:۲۶, ۳/آبان/۹۲
شماره ارسال: #31

به نقل از داراب‌ آنلاین در بازدید جمعی از مسئولین شهرستان و دانشگاه علوم پزشکی شیراز از روستای محروم چاه گونی که این روزها میزبان جمعی از دانشجویان گروه های جهادی است، دختر بچه ای با حضور در جمع بازدید کنندگان نامه زیر را خطاب به مسئولین شه
رستان استان و کشور قرائت کرد.

به نام خدا
ما روستای خود را دوست داریم،
ما در روستای محروم زندگی می کنیم، یعنی چیزهایی که همه جا دارند، ما نداریم.
خانه های ما از سنگ و گل ساخته شده که در آنها به سختی زندگی میکنیم.
اگر زلزله بیاید خانه های ما محکم نیست.
در این جا اگر کسی مریض شود نمیدانیم چه کار کنیم، چون راه روستایمان خیلی خراب است و نمیتوانیم او را به شهر برسانیم تا دکتر او را مداوا کند.
روستای ما روحانی ندارد و مسجد روستا هم خیلی خراب است.
ما در اینجا با بچه ها به سختی درس می خوانیم چون کلاس های ما خراب است و ما بچه ها فکر می کنیم کسی به فکر ما نیست یا ما را دوست ندارد.
بعضی از پدر و مادرهای ما مریض هستند و پول ندارند که به شهر بروند تا خوب شوند.
ما بچه ها دوست داریم جایی برای ورزش داشته باشیم.
ما بچه ها دوست داریم که روستای ما جاده داشته باشد.
پدرم میگوید از سال 42 می خواهند جاده درست کنند نمی دانم چرا درست نمی شود!
چند سال قبل صادق علی نژاد که جوان بود توی همین جاده ی خراب از بین رفت و همه روستا خیلی ناراحت هستند.
معلم ما می گفت: امام خمینی فرموده تار موی ما را به کاخ نشینان عوض نمی کند؛
مادرم می گفت:
خدا کند این مهمانان که آمده اند بتوانند برای ما کاری کنند!
______________

[تصویر: 16005827627211499600.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۱۵, ۳/آبان/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۲ ۱۸:۳۶ توسط یا امام رضا.)
شماره ارسال: #32
آواتار
سفر به قطعاتی از بهشت
حجت‌الاسلام‌‌و‌المسلمین غلامرضا قاسمیان، یكی از پیشكسوتان اردوهای جهادی و از شخصیت‌های محبوب در بین فعالین این عرصه است. او كه علاوه بر تدریس در حوزه‌ها‌ی علمیه، علاقه و دغدغه‌ی ویژه‌ای در موضوع اردوهای جهادی دارد، در گفتار ذیل به بیان چند نكته‌ی مهم و ضروری برای اردوهای هجرت ‌پرداخته است. حاج‌آقای قاسمیان اصطلاح «مسافرت جهادی» را عنوان مناسب‌تر و دقیق‌تری برای اردوهای جهادی می‌داند. این گفتار بخش‌هایی از سخنان ایشان است كه در جمع اعضای یكی از گروه‌های جهادی بیان شده است.

[تصویر: li_star_2.gif] تعریف و نیت مهم است
تعریفی كه از اردوی جهادی ارائه می‌كنیم بسیار مهم است و طبیعتاً می‌توان از «جهادی» بهره‌های متفاوتی برد. اگر «مسافرت جهادی» را اقدامات عام‌المنفعه‌ای برای محرومین تعریف كنید، فرقی با كشورهای دیگر دنیا ندارد. اما آیا فرهنگ جهادی این است؟ اصل اقدامات برای محرومین بد نیست و حتی از حُسن سیرت فرد خبر می‌دهد، اما این‌گونه تعریف‌كردن جهادی غصه‌دار است. بعضی هستند كه می‌گویند می‌خواهیم ۱۵ روز از ۳۶۵ روز سالمان، یك نوع خدماتی ارائه كنیم. یا می‌گویند می‌خواهیم خودمان را از جوّ تهران و شهرهای بزرگ خلاص كنیم. بله، محیط جهادی برای ابراز نشاط جوانی محیط بسیار خوبی است، ولی این فقط نیست. كما‌این‌كه جبهه نیز محیط خوبی برای ابراز شور و نشاط جوانی بود. این نشاط می‌تواند در جبهه یا جهادی بروز پیدا كند، اما هدف عالی این‌ها نبوده و نیست.

هركس باید كشیك نفسش را بكشد كه می‌خواهد عمر و وقت خود را به چه چیزی اختصاص بدهد. گاهی می‌خواهیم احساس بدی را كه به ما دست داده، در یك ۱۵ روزی جبران كنیم. به‌خصوص هنگامی كه تعلقات دنیوی زیاد می‌شود و می‌خواهد آدم را روی زمین بچسباند. زن، فرزند، حیثیت اجتماعی و غیرهم برای همین است كه در مقابل «اثّاقَلتُم إلی الأرض»[sup]۱[/sup] دعا می‌كند كه «اللّهمّ انّی أسئلُكَ التّجافی عن دار الغرور»[sup]۲[/sup] خدایا كاری كن كه حالت تجافی به ما دست بدهد كه به محض این‌كه به آدم گفتند بلند شو، بلند شود.
[تصویر: 139206021419090186_23562.jpg]
[تصویر: li_star_2.gif] دو ایمان و دو مؤمن
«الَّذِينَ آمَنُوا وَهَاجَرُ‌وا وَجَاهَدُوا فِی سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَ‌جَةً عِندَاللَّهِ وَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ»[sup]۳[/sup] «جهاد فی سبیل‌الله بأموالهم و أنفسهم» یعنی مجاهد هرچه دارد وسط میدان است. مؤمن جهادی قرار است این حالت را بسازد؛ همانند دوره‌ی حج كه قرار نیست كسی به حج برود و بعد از آن مثل سابق عمل كند. «حَجَّ» یعنی قصد كرد؛ حاجی باید قصد تازه‌ای در او ایجاد شود. كار جهادی و كار بسیجی، كاری است كه با توقع كم و كار زیاد محقق می‌شود. هزینه‌ی كم و كار زیاد معامله‌ی با خداست. كما‌این‌كه شهدا جان خود را با خدا معامله كردند. شهدای ما این‌گونه بودند؛ جهادی‌های ما هم این‌گونه‌اند كه یُجاهِدونَ بِأموالِهِم و أنفُسِهم. یعنی با تمام قوا آمده‌اند.

«لا يَسْتَوِی الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ‌ أُولِی الضَّرَ‌رِ‌ وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِيلِ اللهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَ‌جَةً وَكُلًّا وَعَدَ اللهُ الْحُسْنَىٰ وَفَضَّلَ اللهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرً‌ا عَظِيمًا»[sup]۴[/sup] خداوند می‌فرماید: ما مجاهدین را بر قاعدین به یك اجر عظیمی فاصله گذاشته‌ایم و این‌ها را تفضیل دادیم. این‌ها اصلاً شبیه به هم نیستند. هم بهره‌های دنیوی و هم بهره‌های اخروی‌شان با یكدیگر متفاوت است. به بهشتی هر نعمتی كه می‌دهند، می‌گوید من قبلاً این را در دنیا گرفته‌ام. مشابه آن به او داده شده است.

این آیه به اعتقاد بنده آیه‌ی جهادی‌هاست؛ كه دو نوع ایمان و دو نوع مؤمن را معرفی می‌كند و می‌گوید گمان مكن این دو نوع مؤمن شبیه‌ همدیگرند! یك گروه نشستگان از مؤمنین‌اند. این‌ها كسانی‌اند كه هیچ ضرری نمی‌كنند. انگار ایمان‌شان هیچ هزینه‌ای ندارد. نماز می‌خوانند، روزه می‌گیرند، خیلی همت كنند خمس‌شان را هم می‌دهند. این می‌شود تعریف ایمان‌های نشسته (قاعدین من المؤمنین). خدا نمی‌فرماید این بد است، ولی اگر انسان به ایمان نشستگان عادت بكند و به این سبك ادامه دهد، اصلاً خود پروردگار به او می‌گوید تو بنشین!

[تصویر: spacer.gif]می‌شود قطعاتی از بهشت را در همین مسافرت‌های جهادی دید. نشاط هست، گناه نیست. خستگی هست، اما لذت هم هست؛ چیزهایی كه جمع این‌ها را با همدیگر نمی‌شود پیدا كرد. شوخی، طراوت، كار برای خدا، گریه، خنده و در عین خنده، با برگزاری یك دعای كمیل، اشك‌ها از چشم‌ها جاری می‌شود.
[تصویر: li_star_2.gif] خدا به كار ما احتیاجی ندارد
آن چیزی كه ورای ساختن مسجد، مدرسه و ... مهم است كه در جهادی ساخته شود، خود آدم است. آیا در من هم چیزی ساخته می‌شود؟ آیا در من هم اتفاقی می‌افتد؟ آیا وقتی كه برمی‌گردم، جور جدیدی خواهم بود؟ فكر نوینی خواهم داشت؟ یك برنامه‌ریزی و مجاهدت خاصی خواهم كرد؟ اصلاً بخشی از تعریف بحث‌های عملگی در اردوی جهادی، خودسازی است. در جایی بودن، خسته‌شدن، عرق‌ریختن، مریض‌شدن، هفته‌ی اول با شوق كار‌كردن و هفته‌ی دوم با بدن خسته و خالی كار‌كردن. این است كه اندك مرضی در هفته‌ی دوم تبدیل به تمارض می‌شود. اصلاً این جهاد، جهاد خودسازی است. خدا به كار ما احتیاج ندارد. دنیا دار امتحان است.

«وَلَوْ يَشَاءُ اللهُ لَانتَصَرَ‌ مِنْهُمْ وَلَـٰكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِی سَبِيلِ اللهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ»[sup]۵[/sup] اگر خدا می‌خواست، خودش می‌توانست انتقام بگیرد؛ به جهاد شما هم احتیاجی نبود، «ولكن لِیَبلُوَ بَعضكُم بَبعضٍ» برای این‌كه یك عده بروید، عده‌ای دیگر امتحان شوند. فقط همین. خواستیم امتحان كنیم كه اگر بگوییم بدوید! می‌دوید؟

اگر خدا بخواهد در این منطقه آبادانی ایجاد كند، آیا نمی‌تواند؟ دست خدا كه بسته نیست؛ می‌تواند. فقط بحث این است كه ما را به این‌ها، و این‌ها را به ما امتحان كند. این‌ها در امتحان صبر شركت كنند و ما در امتحان شكر. یك عده امتحان ثروت می‌دهند و یك عده امتحان فقر. یك عده امتحان صحّت می‌دهند و یك عده امتحان مرض. این‌طور نیست كه خدا تحفه‌ای به عنوان جایزه به كسی داده باشد. آن‌چه كه داده، وسیله‌ی امتحان است. اصلاً این‌طور نیست كه كسی منّتی به گردن مردم محروم داشته باشد. منّتی بر گردن هیچ‌كس جز خودمان نداریم كه خدا توفیق داده بیاییم و در این مسافرت شركت كنیم. دعاهای این محرومین در حق ما رزق‌های «مِن حَیثُ لایَحتَسِب»[sup]۶[/sup] ماست.
[تصویر: 139206021439180070_23562.jpg]
[تصویر: li_star_2.gif] سفر به قطعاتی از بهشت
این‌كه چند مسجد ساخته شده و چند خانه بهره‌برداری شده، در مقابل آن تحولی كه در افراد می‌تواند رخ دهد، هیچ است. از طرفی اگر آن حوزه‌ی وجودی شخص قابلیتش زیاد شود و آن وجود نورانی‌تر شود، آن وجود همان كلمه‌ی طیبه‌ای می‌شود كه قرآن فرموده: «كَشَجَرةٍ طیبةٍ اصلُها ثابت و فرعُها فِی السَّماءِ تُؤتی اُكُلَها كلّ حينٍ بإذن رَبّها»[sup]۷[/sup] یك وجودی مثل حاج‌عبدالله والی.

اولی‌الأرحام كسانی هستند كه یك رحم آنها را به هم پیوند داده‌ است. این رحم جهادی است كه مهاجرین و انصار را در صدر اسلام به یكدیگر پیوند داد. این‌ها اولی‌الأرحام یكدیگر هستند. فكری هم كه مؤمنین جهادی را به هم پیوند می‌دهد، بسیار متفاوت از فكر مؤمنینی است كه نماز و روزه‌ی خود را بجا می‌آورند و خمس و زكاتشان را هم می‌دهند، ولی مجاهدت با نفس و مالشان نمی‌كنند. این مجاهدت با نفس و مال همان راهی است كه شهدا رفتند. این تفكر جهادی در هر جا یك نوع بروزی دارد. اگر در فناوری و تكنولوژی باشد، محصولش «جهاد علمی» می‌شود. اگر در سازندگی باشد، «جهاد سازندگی» را ثمر می‌دهد. در هر كاری این تفكر باشد، بركات و نتایج شگرفی را نتیجه می‌دهد.

ما بهشت را نقد می‌خواهیم؛ در همین دنیا. می‌شود قطعاتی از بهشت را در همین مسافرت‌های جهادی دید. نشاط هست، گناه نیست. خستگی هست، اما لذت هم هست؛ چیزهایی كه جمع این‌ها را با همدیگر نمی‌شود پیدا كرد. شوخی، طراوت، كار برای خدا، گریه، خنده و در عین خنده، با برگزاری یك دعای كمیل، اشك‌ها از چشم‌ها جاری می‌شود. جهادی‌ای كه در آن دعای كمیل و زیارت عاشورا نباشد جهادی نیست. شأن آن افت كرده است. در جهادی باید معنویت و خودسازی حاكم باشد و همه دست پر از آن بروند.

پی‌نوشت‌ها:
۱. بخشی از آیه‌ی ۳۸ سوره توبه
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُ‌وا فِی سَبِيلِ اللَّـهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْ‌ضِ أَرَ‌ضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَ‌ةِ فَمَا مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فِی الْآخِرَ‌ةِ إِلَّا قَلِيلٌ
اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، شما را چه شده است كه چون به شما گفته مى‌شود: «در راه خدا بسيج شويد» كندى به خرج مى‌دهيد؟ آيا به جاى آخرت به زندگى دنيا دل خوش كرده‌ايد؟ متاع زندگى دنيا در برابر آخرت، جز اندكى نيست.
۲. فرازی از مناجات شعبانیه:
خدايا! كناره گرفتن از سرای فريب (دنيا) و بازگشت همه‌جانبه به سرای جاودانگی (عالم آخرت) را به من عطا كن»‌
۳. آیه‌ی ۲۰ سوره‌ی توبه
كسانى كه ايمان آورده و هجرت كرده و در راه خدا با مال و جانشان به جهاد پرداخته‌اند نزد خدا مقامى هر چه والاتر دارند و اينان همان رستگارانند.
۴.آیه‌ی ۳۵ سوره مباركه‌ی نساء
مؤمنان خانه‌نشين كه زيان‌ديده نيستند با آن مجاهدانى كه با مال و جان خود در راه خدا جهاد مى‌كنند يكسان نمى‌باشند. خداوند، كسانى را كه با مال و جان خود جهاد مى‌كنند به درجه‌اى بر خانه‌نشينان مزيت بخشيده و همه را خدا وعده‌ی [پاداش‌] نيكو داده، و[لى‌] مجاهدان را بر خانه‌نشينان به پاداشى بزرگ، برترى بخشيده است.
۵. بخشی از آیه‌ی ۴ سوره‌ی مباركه‌ی محمد
ذَٰلِكَ وَلَوْ يَشَاءُ اللَّـهُ لَانتَصَرَ‌ مِنْهُمْ وَلَـٰكِن لِّيَبْلُوَ بَعْضَكُم بِبَعْضٍ وَالَّذِينَ قُتِلُوا فِی سَبِيلِ اللَّـهِ فَلَن يُضِلَّ أَعْمَالَهُمْ
اگر خدا مى‌خواست، از ايشان انتقام مى‌كشيد، ولى [فرمان پيكار داد] تا برخى از شما را به وسيله‌ی برخى [ديگر] بيازمايد. و كسانى كه در راه خدا كشته شده‌اند، هرگز كارهايشان را ضايع نمى‌كند.
۶.
بخشی از آیه‌ی ۳ سوره‌ی طلاق
وَيَرْ‌زُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّـهَ بَالِغُ أَمْرِ‌هِ قَدْ جَعَلَ اللَّـهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرً‌ا
و از جايى كه حسابش را نمى‌كند، به او روزى مى‌رساند. و هر كس بر خدا اعتماد كند، او براى وى بس است. خدا فرمانش را به انجام‌ رسانده است. به راستى خدا براى هر چيزى اندازه‌اى مقرر كرده است.
آیه‌ی ۲۴ و بخشی از آیه‌ی ۲۵ سوره ابراهیم
۷.
أَلَمْ تَرَ‌ كَيْفَ ضَرَ‌بَ اللَّـهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَ‌ةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْ‌عُهَا فِی السَّمَاءِ
آيا نديدى خدا چگونه مَثَل زده: سخنى پاك كه مانند درختى پاك است كه ريشه‌اش استوار و شاخه‌اش در آسمان است؟
تُؤْتِی أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَ‌بِّهَا وَيَضْرِ‌بُ اللَّـهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُ‌ونَ
ميوه‌اش را هر دم به اذن پروردگارش مى‌دهد. و خدا مَثَل‌ها را براى مردم مى‌زند، شايد كه آنان پند گيرند.

سلام
اگر دوستان اولین پست من رو در این تایپیک خونده باشن حتما ملاحضه فرموده اند که بنده حقیر در ابتدا معرفی اردوهای جهادی در بخش سوم تزکیه و خودسازی افراد رو ذکر کردم،واقعا بحث بسیار مهم،حساس،ضروری و فراموش شده ایی هست(فراموش شده توسط بعضی از گروههای جهادی)،دیگه وقتی کسی مثل حضرت آقا میگویند مهمترین فایده حضور شما جهادگران عزیز منفعت و سود برای خودتان هست دیگه جای حرفی برای امثال من باقی نمیمونه اما منم دلم میخواد از تجربه های شخصی ام برای شما چند خطی بگم.
نمیدونم و بلد نیستم که چطوری باید براتون از تجاربم بگم اما همینقدر میدونم که باید بگم،چون کاملا احساس وظیفه میکنم.
عزیزان شاید برای ما هم پیش اومده باشه که وارد یه جمعی شدید و اون جمع بواسطه یه نفر دارای یه جو خاص و روحانی باشه،این احساس خیلی خوبه که آدم تحت تاثیر یه نفر قرار بگیره و تغییر مثبتی در درونش ایجاد بشه اما وقتی شما به اردو جهادی میاید فضا و جو تحت تاثیر یه نفر نیست،همه کسانی که اومدن مثل یه قطب کشنده میمونن(یعنی اینکه خوده اردو بچه ها رو یه طوری میکنه که آدم دوست داره مدام باهاشون باشه)هر کدوم از بچه ها به یه نحوی جو اردو رو خاص تر میکنن،یکی با شوخیش،یکی با گریه اش،یکی با کار کردنش،یکی با کار نکردنش،یکی با صداش،یکی با حرفاش و ...
من تا حالا فقط با یه گروه دیگه جهادی رفتم،نمیخوام بگم گروه ما بهترین گروه جهادی دنیاست و رو دستش نیست اما واقعا گروه جهادی ما یه حس و حال خاصی داره،نمیدونم چرا(البته اگر راستش رو بخواید میدونم چرا اما نگم بهتره)،از الان بچها به تکاپو افتادن برای برگزاری جهادی نوروز93،یکی از دوستان که از بزرگان و با سابقه ترین هاست شرط کرده که هرکی میخواد مسئول باشه تو جهادی باید یه کتاب در مورد حضرت زهرا اطهر بخونه،دوستان گفتم که نمیدونم چطوری باید تجربیاتم واحساساتم رو منتقل کنم،فکر کنم الان به این حرفم رسیدید،رفقا خیلی سخته بخوای از جوی که 6ماه قبلش 10نفر براش زحمت کشیدن حرفم بزنم،دعا کنید زبونم باز بشه تا بتونم ی ذره از اون حال و هوا رو براتون تعریف کنم،از دوست عزیزم سونامی هم میخوام کمکم کنه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۲۲, ۳/آبان/۹۲
شماره ارسال: #33

دوستان نمیدونم مطالب ما رو میخونید یا نه .....؟

براتون مهم است یا نه ....؟

اگر از من بپرسن بهترین لحظات زندگیت کیا هست ؟؟؟؟ میگم زمان اردو جهادی با بچه ها توی روستا وای نگو ....

تو اردو جهادی با خودت خلوت میکنی خیلی چیز ها بدست میاری میتونی تکلیفت رو با خودت روشن کنی

خیلی چیز ها یاد بگیری و شایدم خیلی چیز ها یاد بدی

دلم برای بحث های بین مسئولین تنگ شده
دلم برای شوخی بچه ها با هم
و خیلی چیز های دیگه
مراسم سینه زنی شب ها و ....
_________________________________

اصلا انرژی میاد برای کار کردن قبل و بعد اردو

شما فرض کنید بچه های با سن 14-18 عید پیش خانواده هاشون نیستن
چی گرفتن از این سفر های جهادی که میان از عید دیدنی شون میزنن براشون دیگه مهم نیست عیدی گرفتن
به یه چیزی بهتر دست پیدا کردن که بیخیال اون شدن
براشون آرزو شهادت میکنم
______________________

نمی دونم تا حالا این اتفاق افتاده براتون یا نه بعضی وقت ها نمیشه حس و حالتون بگید شده >؟؟؟؟؟

_______________________________

وقتی می بینی بچه ها با کلی انرژی میان برای کار کردن قبل از اردو انرژی میگیری حال میکنی و......

حتی وقتی بعضی وقت ها برای این که دید گاهشون بفهمی با یه کلمه میگی این کار کردن ها دلیل به اومدنت نمیشه

میگه اشکالی نداره . و من برای یه چیز دیگه کار میکنم

دیگه غوغا میکنه این حرفشون . دمشون گرم امید وارم همیشه مومن جهادی باشن در هر زمان ومکتن و مسئولیتی که هستن
____________

یه خواهش کوچیک برای بنده حقیرم دعا کنید .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۸:۲۱, ۴/آبان/۹۲
شماره ارسال: #34
آواتار
(۲۱/اردیبهشت/۹۲ ۴:۱۱)مجنون الحسین نوشته است:  ....
با تعدادی از مادر ها بعد از نماز جلوی درب مسجد ایستادیم منتظر امدن اتوبوس و خداحافظی..
به مادرهای دیگه (که از دوستانم هستند و پسرهاشون تو سنین دانشجویی و هر سال در این اردوها شرکت میکنند) گفتم شکر خدا این اردوها خیلی رو پسرم اثر مثبت گذاشته....نمازش رو مرتب میخونه و تو گوشیش پر از عکس شهداست

جالبه همشون بالاتفاق در مورد پسرهاشون همین نظر رو داشتند و به من سفارش میکردند که اگر نگران تربیت فرزندان هستی نگذار بین اونها و اردو جهادی فاصله بیافته!!
شور و شوق اردویی دوباره به ما مادر ها هم منتقل شده!!
دیشب که پسرم از مسجد اومد با یه انرژی مضاعف و دفترچه بدست(قبوض کمک به مناطق محروم) گفت:
" دیگه صدقات رو تو صندوق نندازین..بذارین واسه اردو جهادی"
خدایا شکرت

نقل قول:دعای هممون (مادرها)این بود:بلند بلند بین خودمون میگفتیم ان شاءالله یاور حقیقی امام زمان باشند

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۰۲, ۴/آبان/۹۲
شماره ارسال: #35


آنها که ايمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جانهايشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است؛ و آنها پيروز و رستگارند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۴۲, ۵/آبان/۹۲
شماره ارسال: #36
آواتار
سلام
چندوقتی هست از کتاب اسطوره خدمت مطلبی نذاشتم،این هم به یاد حاج عبدالله

روح الله الموسوی الخمینی(رحمة الله علیه)
ثوابی که امروز از سفرهای زیارتی میخواهید می توان در اردوهای جهاد سازندگی پیدا کرد.

بشاگرد دیروز

در سفری که به بشاگرد رفته بودم از حاج عبدا... خواستم از گذشته بشاگرد بگوید . گفت بهتر است بروید از خود بشاگردیها سوال کنید . گفتم دوست دارم از زبان شما بشنوم. ایشان گفت :
« بشاگردراه نداشت . عموماً با شتر رفت و آمد میکردند . چند روز دررا ه بودند ، مدتها بابچه ها کار کردیم تا توانستیم برای مقر کمیته امداد یک راه دست ساز باز کنیم . ازخمینی شهر تا میناب حدود هفده ساعت راه بود . اگر در راه توقف هم داشتی ، به این هفده ساعت اضافه می شد . آرزوی بچه ها این بود که موقع رانندگی از دنده دو بروند دنده سه . اما امروز اگر شما صبحانه را در میناب بخورید ، ناهار را می توانید درخمینی شهر باشید ، با بریدن میلی متر ، میلی متر کوهها و زحمت طاقت فرسای بچه هااین راه درست شده است . بیش از سه سال برق نداشتیم و بچه ها نمی توانستند موادغذائی مثل پروتئین وگوشت بیاورند اینجا ، بخورند . بنا بر این هر پانزده روز به نوبت می فرستادم شان شهر که یکی دو بارغذا بخورند تا مبادا بدنشان کمبود موادغذائی پیدا کند و دچار سوء تغذیه شوند .
وقتی بیمارمی شدند ، در راه رساندن به شهر جهت درمان می مردند . شاید نسل امروز بشاگرد حتی جوانهائی که در مدارس شبانه روزی خودمان درس می خواندند ، این حرفها را باور نکنند اما این عین واقعیت است . بروند از پدرانشان بپرسند . من فکر می کنم بشاگرد دیروز، صد و هشتاد درجه زیر صفر بود اما بشاگرد امروز نزدیک به صفررسیده و خیلی جاها هم چندین درجه بالای صفر واین بهترین تعبیری است که می شود در مورد بشاگرد دیروز وامروز داشت .»
مختار پورولی

دوستان دیگه داره یواش یواش بوی جهادی میاد،باور کنید برای من وقتی بوی جهادی میرسه فقط از مادرسادات میخوام توفیق حضور رو ازم نگیره،نمیدونم امسال توفیق حضور تو جمع پاک وصمیمی و خالصانه بچه های جهادی رو دارم یا نه اما یه حسی بهم میگه "امسال عید رو خونه تشریف دارم"
عزیزان خیلی حال بدی که همه رفقا برن و من بمونم،دعا کنید حضرت زهرا ازم سیر نشده باشه،چون اگر مادر نخواد...


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۲۹, ۶/آبان/۹۲
شماره ارسال: #37

با عرض سلام ان شاء الله شما عزیزان دعا کنید تا ما توفیق حضور در اردو رو پیدا کنیم ( سفر جهادی ) هم من هم دوست عزیزم یا امام رضا
و تمام کسانی که دوست دارند در این سفر ها ی آسمانی شرکت کنند تا بتونند خدمتی کنند
فکر کنم تا اینجا شناختی نسبت به اردو های جهادی پیدا کرده باشید و خیلی از شما عزیزان بخواهید این اردو ها را تجربه کنید
بنده تصمیم گرفتم علاوه بر مطالب جهادی که میزارم شرو ع به گزارش کاری از عملکرد گروه جهادی خودمون ( نافع ) کنم
سعی بر این است در این گزارشات . مطالب مفیدی رو خدمت شما دوستان ارائه بدهیم
___________




بخوانید و ثوابش رو هدیه کنید به حضرت زهرا (سلام الله علیها )

ﺑِﺴﻢِ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺍﻟﺮَّﺣْﻤَﻦِ ﺍﻟﺮَّﺣِﻴﻢِ
ﺇِﻧَّﺎ ﺃَﻋْﻄﻴْﻨَﻚ ﺍﻟْﻜَﻮْﺛَﺮَ (1)
ﻓَﺼﻞِّ ﻟِﺮَﺑِّﻚ ﻭَ ﺍﻧﺤَﺮْ (2)
ﺇِﻥَّ ﺷﺎﻧِﺌَﻚ ﻫُﻮَ ﺍﻷَﺑْﺘﺮُ (3)

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۴۴, ۷/آبان/۹۲
شماره ارسال: #38

کار خيري را که قصد داريد انجام دهيد به تعويق نياندازيد. زيرا هرگز نمي دانيد چقدر اجر و پاداش ممکن است از مواجه با سختي‌هاي در حين تلاش به انجام کار خير دريافت کنيد. پارسائي شما مي تواند خانواده و قوم تان را بطور کلي نجات بخشد.
_______________________________________________________




بندگی یعنی در کوچه پس کوچه های زندگی دست کسی را بگیری...
__________________________________________________








امام علی عليه السلام :

إنَّ اللهَ سُبحانَهُ فَرَضَ فی أموالِ الاغنیاء أقواتَ الفُقَراء فَما جاعَ فَقیرُ إلّا بِما مُتِّعَ بِهِ غَنی وَ اللهُ تَعالَی سائِلُهُم عَن ذَلِکَ

خداوند سبحان خوراک تهیدستان را در اموال توانگران قرار داده، هیچ فقیری گرسنه نمی ماند مگر به واسطه اینکه ثروتمندی از حق او بهره مند شده و خدا تعالی در این باره از آنان بازخواست می کند.

نهج البلاغه،حکمت 328



_______________________________

حالم بد است برایم دعا کنید .

برام دعا کنید اگر قابل هستم بتونم برای اردو جهادی کار کنم

حس و حالم قابل بیان نیست

امروز یه فیلم درباره جهادی دیدم ....

که دگرگون شدم

خدایا کمک کن خودت



_____________________________________
* گزارش کار گروه جهادی نافع به زودی ......
* اگر قابل دونستید برای این بنده حقیرم دعا کنید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۵۸, ۱۳/آبان/۹۲
شماره ارسال: #39

توی این روز ها زیاد حالم خوب نیست برام دعا کنید ...

حس و حال ندارم .......
__________________________________



یــه یادی هم کنیم از کسانی که اگــر نبودنــد
الان منُ شما انقدر راحت نمیتونستیم بــرای محرم آماده بشیمُ
همه جارو سیـاهیُ کتیبـه بزنیـم !

کسانی که علی اکبــری رفتنــد ، اما علی اصغــری برگشتنــد !


یه صلوات بفرستیم و تقدیم کنیـم به غیـور مـردان اسلام و ایـن آبُ خاک
بلکه نظـری کنــن . . .

/ اللهم صلی علی محمــد و آل محمــد و عجل فرجهم /




ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۲۸, ۱۳/آبان/۹۲
شماره ارسال: #40
آواتار
سلام
هیچی ندارم بگم
فقط دعام کنید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا