کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نقد استراتژیک رقص در غبار اولین فیلم فرهادی و سمبل مار
۱۲:۴۸, ۲۲/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مهر/۹۲ ۱۹:۵۶ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا



فیلم رقص در غبار، برآیندی کلی از تفکر فرهادی در سینما و دیدگاه او نسبت به مسائل مختلف میباشد که بعدا و به مرور این تفکر شکل خود را در سه اثر آخر او بیشتر نشان داد. به نوعی آثار فرهادی همانطور که قبلا گفتم دارای یک حلقه ظریف متصل به یکدیگر میباشد که برای شناسایی آن باید تیزبین بود.

فیلم رقص درغبار که اولین فیلم سینمایی او میباشد باز هم مانند آثار بعدتر او، در مورد موضوع طلاق و بسط این موضوع به مسائل دیگر اجتماعی و فلسفی و مهمتر از همه مذهبی میباشد.

داستان فیلم در مورد عشق خیابانی و بهتر بگویم مینی بوسی یک جوان اذری زبان به یک دختر میباشد که سرانجامه آن ازدواج است ولی به علت اینکه مادر این دختر، بدنام میباشد، پدر و مادر پسر که از قضا مذهبی هم هستند مخالف ازدواج این دو هستند و بعد از ازدواج هم با فشار بر فرزندشان او را مجبور به طلاق میکنند. پسر هم به دنبال تهیه اقساط مهریه و مراسم و خرجهای ازدواج به سر کار میرود ولی در انجا طلبکاری او را پیدا میکند و به ناچار با کمک دوستش از دست طلبکار میگریزد و پنهانی در خودرویه یک مارگیر مخفی میشود و با او به بیابان میرود و در انجا با شخصیت عجیبه مارگیر بیشتر اشنا میشود. در طی حادثه ای مار پسر را میگزد و مارگیر ناچار به قطع انگشت حلقه پسر میشود و او را به بیمارستان میرساند و به دلیل اینکه پسر قادر به تامین هزینه پیوند انگشت در بیمارستان نیست، مارگیر که به گفته خودش قاتل هم میباشد و شخصی را که چشمش به دنبال معشوقه‌اش بوده را کشته، اقدام به یک فداکاری بزرگ میکند و تمام اموال اندکش که شامل یک خودروی فرسوده بوده را میفروشد تا خرج عمل جراحی پسرک را تامین کند و زمانی که پولها را روی تخت بیمارستان در کنار پسرک قرار میدهد و برای اطلاع به پزشک او میرود، پسرک از فرصت استفاده کرده و با همان انگشت قطع شده، پولها را برداشته و فرار میکند تا به نوعی بخشی از مهریه همسر سابقش را بدهد و به نوعی به او نشان دهد که عاشقش میباشد و بعد از این برای یافتن مرد مارگیر به بیابانی که مارگیر در انجا مار میگرفت میرود و تازه متوجه میشود که مرد مارگیر همه چیزش را فروخته و مارگیر با برداشتن عکس معشوقش سر به بیابان گذاشته و ناپدید شده است.

این خلاصه ای از داستان فیلم رقص در غبار میباشد که باز هم مانند دیگر فیلمهای فرهادی پر است از صحنه های نمادین و چند لایه که باید با دقت به انها نگریست تا منظور واقعی اورا متوجه شد.

فیلم با صحنه ای آغاز میشود که مجسمه معروف میدان حر در آن نقش بسته. این مجسمه در واقع گرشاسب از قهرمانان شاهنامه میباشد که در حال کشتن اژدهایی میباشد که به او حمله ور شده و نمادی از پیروزی خیر بر شر میباشد. نکته کلیدی اینجاست که (( مار )) در این فیلم نقش پررنگی دارد و به نوعی نمادی از بدیها و شر میباشد و شاید حتی بتوان معنای آنرا به شیطان هم تعمیم داد. خوب حال باید دید این مار که نماد پلیدی میباشد در فیلم نشانه چیست ؟؟؟؟؟ برای درک بهتر این موضوع باید فیلم را دو یا سه بار ببینید و با توجه به اثار بعدی فرهادی به درک بهتری از منظور فرهادی در نقش مار در این فیلم خواهید رسید.

در مینی‌بوس عشقه پسر آذری‌زبان با یک نگاه به دخترک آغاز میشود و در صحنه ای دیگر میبینم که پسرک با گرفتن فال ورق، آینده خود را پیشگویی میکند. او به دخترک میگوید که چندبار فال ورق گرفتم و هر دفعه بد میاید و به نوعی تاکید میکرد که فال ورق درست میگوید که البته فیلم هم اینرا نشان میدهد که فال ورق درست پیشگویی کرده و سرنوشت پسرک، سرنوشت شومی میباشد. اما چه چیزی باعث بوجود امدن این سرنوشت شوم میباشد ؟؟؟؟؟؟؟

در صحنه ای دیگر باز هم به مانند فیلم جدایی، در صحنه ای شناسنامه دخترک و پسرک را میبینیم که روی میزی قرار داده میشود که روی آن آیه شریفه (( و ان یکاد )) نقش بسته و فیلمساز با توجه به تفکری که از او میشناسیم میخواهد اینگونه نشان دهد که ازدواج این دو نفر به نوعی تحت حمایت اسلام میباشد و با توجه به معنای آیه شریفه (( و ان یکاد )) که برای حقظ جان و مال و زندگی انسان و دوری شر از آنها استفاده میشود میتوان به این نتیجه رسید که به نوعی ازدواج اسلامی این دو در سایه ایه شریفه باید سرانجام خوبی داشته باشد ولی چیزی که فیلم نشان میدهد سرنوشت شومی میباشد که در ازدواج این دو شکل خواهد گرفت. در واقع استفاده از آیه شریفه (( و ان یکاد)) در سکانس مربوط به قرار دادن شناسنامه ها روی میز کاملا آگاهانه و هوشمندانه میباشد و جالب اینکه این صحنه بسیار سریع میگذرد و باید با دقت به آن نگاه کرد.

در واقع با کنار هم قرار دادن صحنه مربوط به فال ورق و ایه شریفه در کنار هم میتوان اینگونه نتیجه گرفت که فرهادی میخواهد نشان دهد که فال ورق که به نوعی پدیده ای شیطانی میباشد، حقیقت را نشان میدهد و از همان ابتدا به پسرک اخطار میدهد ولی ازدواج آنها در زیر سایه اسلام و ایه شریفه که باید سرانجام خوبی را برای فرد به ارمغان آورد، غیر حقیقی میباشد و به صورت غیر مستقیم میخواهد به این نکته اشاره کند که صلاح و خیر و زندگی سعادتمند افراد در سایه پیروی از اسلام و احکام آن و حتی آیات قرانی نمیباشد بلکه توجه به فال ورق و پیشگویی انجام شده بوسیله آن بسیار معتبرتر از ازدواج در زیر سایه آیه شریفه (( و ان یکاد )) و اسلام میباشد.

در صحنه ای از فیلم هم که در نسخه سینمایی سانسور شد، صحنه ای از یک فیلم هندی نشان داده میشود که هنرپیشه زن هندی برای عاشق خود در حال رقصیدن و دلربایی با پای برهنه بر روی خاک میباشد و به ناگاه پای او زخمی میشود و بعد از ان سوال و جوابهایی بین پسرآذری زبان و همسرش انجام میگیرد برای اینکه میزان وفاداری دخترک به پسرک مشخص شود و این صحنه همچنین اشاره ای غیر مستقیم به همان انگشت قطع شده پسرک در انتهای فیلم و وفاداری او به عشق خود میباشد.

اما از اینها که بگذریم میرسیم به دلیل اصلی طلاق این دو از یکدیگر که در واقع همان مذهب و تفکر مذهبی میباشد.

شروع صحنه ای که علت اصلی و ریشه طلاق این زوج را نشان میدهد، با صوت اذان و گرفتن وضو توسط پدر خانواده شروع میشود و در هنگام پخش اذان شاهد صدای گوشخراش زنگ در خانه به صورت ممتد که به نوعی یادآور آژیر خطر میباشد میشویم که در واقع همان پسرک میباشد که میخواهد وارد خانه شود. وقتی او وارد خانه میشود، مادر او در را باز میکند و او به پدر خود سلام میکند ولی پدر که در حال وضو گرفتن میباشد و در حالی که اذان همچنان پخش میشود تا تاکید بیشتر بر مذهبی بودن پدر کند، جوابه سلام پسرک را به دلیل عصبانیت از پسر نمیدهد و در این هنگام پسر ناراحت شده و خود را به راحتی جای خدا قرار میدهد و در روی پدر خود میایستد و میگوید که این نمازی که میخوانی و میخواهی بواسطه آن به بهشت بروی تو را به بهشت سوق نمیدهد بلکه تو یعنی پدر برای رفتن به بهشت باید اول جواب سلام من یعنی پسر را بدهی تا مجوزی باشد برای رفتن تو به بهشت. به نوعی در این صحنه مهم، کارگردان میخواهد به این نتیجه برسد که ارزش احترام به بشر بسیار بیشتر از ارزش اعتقاد و احترام به برخی مسائله به زعم کارگردان، خرافی مانند مذهب و حتی خدا میباشد.

در ادامه این صحنه همچنین شاهد هستیم که پدر که به شدت از ازدواج پسرش با دختری که مادر او بدنام میباشد، عصبانی و ناراضی میباشد، به نوعی پسر را تهدید به نفرین و بیرون کردن از خانه در صورت اطاعت نکردن از امر پدر و طلاق ندادن دخترک، میکند و در کنار ان پسرک با کمال وقاحت رودروی پدر خود میایستد و با صدای بلند میگوید که اگر مادره دخترک خراب میباشد به دخترک چه ربطی دارد و بعدتر در صحنه های بعد مثالهایی هم از مذهب و قرآن میزند مانند پسر حضرت نوع (علیه السلام) که اگر فرزند نوح (علیه السلام) ناخلف شد به پدرش ربطی ندارد. در واقع در این صحنه ها و سکانسها میخواهد نشان دهد (( همانطور که بعدها در فیلم جدایی هم در شخصیته خدمتکار شاهد هستیم )) افرادی که مذهبی هستند و به احکام مذهبی مقید هستند، افرادی بسیار خشک و تندرو و بدون درک و فهم و دائم به دنبال تقلید و انجام یکسری حرکات ماشینیه مذهبی هستند و حال اگر مادر یک دختری، خراب باشد، این خرابی را به دختر آن مادر هم تعمیم میدهند و عقل و شعور خود را برای فهمیدن این نکته که گناه مادر به فرزند ربطی ندارد و حتی این نکته در مذهب هم به آن اشاره شده، به کار نمی اندازند.

بعد از اتمام جدل پسر با پدر نوبت به جدل او با مادر در داخل خانه میشود، جایی که مادر به پسر میگوید اگر دخترک را طلاق ندهی شیرم را حلالت نمیکنم و بعد از آن با کمال تعجب شاهد خواهیم بود که پسرک با کمال وقاحت به مادر میگوید که تو همش دو ماه به من شیر دادی و بقیش (( شیر گاو )) خوردم، یعنی مفهوم این صحبتها این است که تو یعنی مادر حقی در حلال کردن یا نکردن من نداری و به راحتی به اینگونه به مادر خود توهین میکند و تابویی بزرگ در این فیلم میشکند و آن عدم احترام به والدین که یکی از دستورات مهم مذهبی میباشد (( که چند سال بعد در فیلم جدایی هم این هنرپیشه مرد نقش اول است که به دلیل مواظبت از پدر، دچار آن خسران سنگین طلاق و زندگی از هم پاچیده میشود )). در واقع پسر در روی مادر و پدر که نماینده تفکرات مذهبی میباشند میایستد و به زبان بی زبانی، تفکرات آنها را به سخره گرفته و انها را انسانهایی دگم و تندرو و بدون تفکر و منطق نشان میدهد. کم کم به مفهوم مار یا همان شر در فیلم نزدیک میشویم !!!!!!

در صحنه دیگری از فیلم شاهد اسبی سفید هستیم که برای تهیه پاد زهر به آن زهر مار تزریق میکنند و این اسب بسیار رنجور میباشد و برای جلوگیری از بیهوشی حیوان زبان بسته و سرپا نگه داشتن آن دائم، آب سرد به روی این حیوان گرفته اند. در واقع این اسبی که به آن زهر، تزریق میکنند، در سکانسهای بعدی به عنوان نمادی از همین پسرک نشان داده میشود زیرا به وضوح در صحنه ای دیگر پسرک خود به دلیل ناراحتی و عصبانیت از دوستش که به او گفته اگر زنت را طلاق دهی من او را میگیرم، به محل استقرار اسب که حالا خالیست رفته و نالان و گریان و عصبی، دوست او به روی او اب سرد میریزد تا حالش جا بیاید. در واقع پسرک همان اسب سفید و نجیبی میباشد که به او زهر تزریق میکنند و بعد از تزریق این زهر، پسرک یا همان اسب در برابر این زهر، مقاوم میشود هرچند بخشی از قوای خود را هم از دست میدهد و به قولی تاوان میدهد ولی به هر حال با این وجود پایداری میکند و سر خم نمیکند. حال منظور کارگردان از این صحنه ها و اشاره های استعاری چیست ؟؟؟؟؟ زهر نماد چیست ؟؟؟؟ مار نماد چیست ؟؟؟؟؟ از صحنه های به نمایش در امده و تفکر کلی کارگردان میتوان اینگونه استنباط کرد که زهر و مار، همان تفکراتی میباشد که توسط پدر و مادر او و یا توسط جامعه اسلامی،‌ به او القاء میشود و مذهب مانند سمی میباشد که به بدن این پسرک تزریق میشود ولی پسرک به زودی و در سکانسهای بعدی فیلم در برابر آن مقاوم میشود که حتی در صحنه های بعدی شاهد خواهیم بود که همانطور که پسرک به پدر و مادر مذهبی خود پرخاش میکند به خداوند متعال هم با کمال وقاحت پرخاش میکند و علنا خداوند متعال را به مبارزه میطلبد و به خداوند میگوید که حالا میبینی که من چطور در برابر اراده تو، میایستم و از پای در نمی آیم، یعنی تفکری خودمحور و انسان محور و به قول غربیها، تفکر اومانیستیه شدید.

ادامه دارد ......
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mofa ، Reza2035 ، الممیت ، janali ، th17
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  ایستاده در غبار و سوال از رهبری زینب خانوم 4 1,831 ۱۲/بهمن/۹۵ ۱۸:۴۴
آخرین ارسال: مصباح
  نگاهی به فیلم «فروشنده»، جدیدترین ساخته اصغر فرهادی Silence 35 12,205 ۴/مهر/۹۵ ۹:۰۹
آخرین ارسال: vahrakan
  فیلم «شکارچی ‌شنبه» اولین فیلم ضد صهیونیسم mohsen . 32 15,786 ۲۸/مرداد/۹۱ ۰:۲۲
آخرین ارسال: bahareh

پرش در بین بخشها:


بالا