|
نگاهی به فیلم «فروشنده»، جدیدترین ساخته اصغر فرهادی
|
|
۰:۱۶, ۲۷/اردیبهشت/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اردیبهشت/۹۵ ۰:۱۸ توسط Silence.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بنام تنهای تنهای تنها نگاهی به فیلم «فروشنده»، جدیدترین ساخته اصغر فرهادی فیلم فروشندهی اصغر فرهادی هفتین اثر اوست که اولین اکرانش را در جشنواره کن امسال خواهد داشت. این کارگردان برندهی اسکار بعد از ساخت فیلم «گذشته»، به ایران بازگشته تا دست روی یک موضوع اجتماعی دیگر بگذارد.![]() هیچ جای تعجبی ندارد که وبسایت ایندی وایر، فروشنده را در رتبهی پنجم مورد انتظارترین فیلمهای سال ۲۰۱۶ قرار داده است. اصغر فرهادی قطعاً هیجانانگیزترین کارگردان ایرانی است، کسی که فیلمهایش چه در میان سینماروهای حرفهای و چه مخاطبین عام سر و صدای زیادی میکند. فیلمهای او، حداقل از «دربارهی الی» به بعد، همیشه با حاشیههایی همراه بوده که گاهاً ارزش واقعی آثارش را خدشهدار کرده ولی حداقل این فایده را داشتهاند که به یکی از شناختهشدهترین سینماگران ایرانی در میان تمام اقشار مردم تبدیل شود. او بعد از برنده شدن در دهها جشنوارهی سینمایی و دریافت دو نامزدی اسکار، برای منتقدین و دنبالکنندگان جدی سینما در خارج ایران به چهرهی معروفی تبدیل شد و تجربهی فیلم اروپایی «گذشته» هم فرصتیهای تازهای برایش به وجود آورد. در ادامهی همین فعالیت در سینمای اروپا بود که فرهادی تصمیم گرفت این بار فیلمی در اسپانیا بسازد و با مذاکرات اولیه، پنهلوپه کروز را هم برای نقش اصلی انتخاب کرد. اما برای اینکه تا شروع تولید دومین اثر فیلم خارجیاش بیکار ننشیند، پروژهای را در ایران و با تیم همیشگیاش کلید زد. استارت «فروشنده»، با نام اولیهی «برسد به دست آهو»، پاییز ۹۴ زده شد و اواخر سال هم فیلمبرداریاش به پایان رسید. این فیلم به تازگی مراحل پس از تولید را پشت سر گذاشته و منتظر است تا برای اولین بار در جشنوارهی کن روی پرده برود. اما فروشنده چه جور فیلمی است؟ فرهادی، مرموزتر از همیشه ![]() ترانه علیدوستی و شهاب حسینی در هفتمین درام اجتماعی فرهادی، نقش دو بازیگر تئاتر را بازی میکنند که در حال اجرای نمایش «مرگ فروشنده» هستند. به نقش این پررنگ این نمایشنامه در فیلم، که اثر یکی از بزرگترین دراماتیستهای قرن بیستم است خواهیم رسید اما پیش از آن، موضوع مهمتر در فروشنده بنمایهی داستانی آن است. موضوع فیلمهای قبلی فرهادی را میتوان در چند کلمه خلاصه کرد، مثلاً دربارهی الی، دربارهی دروغ بود و در چهارشنبهسوری، خیانت نقش پررنگی داشت. در فروشنده، این دو بازیگر به خانهای نقل مکان میکنند که قبلاً محل سکونت زن بدکارهای بوده و حال این زوج بازیگر به مشکلاتی در مورد او برمیخورند. جدا از حساسیت این موضوع، هفتمین اثر فرهادی همچنان دست روی پنهانترین لایههای شخصیتها میگذارد و رابطهی آنها با یکدیگر را زیر ذرهبین میبرد. فروشنده شاید بیش از هرچیزی، راجع به اعتماد باشد. فروشنده، احتمالاً جنبههای معمایی بیشتری نسبت به باقی آثار فرهادی خواهد داشت. کشف رازهای ساکن قبلی خانه و رابطهی احتمالی شخصیتهای اصلی با او، میتواند دستمایهی فرهادی برای خلق تعلقی باشد که در فیلمهای او کمتر دیدهایم. البته فعلاً هرچه هست حدس و گمان است و به خاطر علاقهی فرهادی به پایان باز و حفرههای داستانی، حتی با دیدن فیلم هم نمیتوانیم از همهی ریزهکاریهای داستان مطمئن شویم. اینکه هیچ اطلاعات خاص دیگری غیر از داستان کلی فیلم منتشر نشده، ما را تشنهی دیدن آن میکند و حداقل در ایران باید تا تابستان برایش صبر کنیم. حواشی همیشگی شبکههای اجتماعی فرهادی در همین مدت نه چندان بلندی که در سینمای ایران فعالیت داشته، کارهایی کرده که در کل تاریخ این سینما کمنظیر بوده است. او برای انتخاب بازیگر در یکی از نقشهای فرعی فروشنده، فراخوانی از طریق شبکههای اجتماعی ارسال کرد و از مردم خواست فیلمی از خود بگیرند و شانسشان را برای ایفای نقش در فروشنده امتحان کنند. این فراخوان محدودیت سن و جنسیت نداشت و نقشهای کوتاه و بلندی هم برای این نابازیگرها در نظر گرفته شده بود. بهرهگیری از نابازیگر در ایران اتفاق جدیدی نیست و خود فرهادی در چند فیلم خود این کار را کرده، اما استفاده از شبکههای اجتماعی با توجه به گسترش روزافزون آنها بین مردم از اتفاقاتی بود که کمتر در سینمای ایران رخ داده است. ![]() بیش از ۱۶ هزار ویدیو برای عوامل سازنده ارسال شد و عوامل سازنده با مشاهدهی تمام آنها، در نهایت حدود ۵۰ نفر را برای دعوت به محل فیلمبرداری و انجام تمرینهای لازم انتخاب کردند. هر جا صحبت از شبکههای اجتماعی میشود، نمیتوان انتظار داشت حاشیهای پیش نیاید. بعد از اعلام نتایج فراخوان بازیگری فیلم فروشنده، برخی مدعی شدند عوامل فیلم قرار است استفادهی دیگری از این فیلمها کنند یا اینکه افراد انتخابشده، از پیش تعیین شده بودند. در هر صورت این شایعهها تکذیب شدند و البته خود فرهادی هم با حواشی از این دست و بلکه بزرگتر، بیگانه نیست. کار فیلمبرداری فیلم به پایان رسیده و فعلاً شایعهی حدیدی در مورد آن دست به دست نمیشود، اما هنگام اکران فیلم و احتمالاً حضور در جشنوارههای خارجی، باید انتظار شایعههای همیشگی را داشته باشیم. ![]() مرگ رویا نمایشنامهای که آرتور میلر در سال ۱۹۴۸ نوشت و صدها بار در تئاتر برادوی نیویورک اجرا شد، زندگی مادی انسان را خارج از زمان و مکان و در عریانترین شکل خودش به تصویر میکشد. «مرگ فروشنده» نه تنها مرگ رویای آمریکایی است، بلکه فرو ریختن دیوار آرزوهای انسان غرق در مادیات را جوری نشان میدهد که میتوان آن را به هر فرد در هر زمانهای نسبت داد. نمایشنامه دربارهی فروشندهای به اسم ویلی است که فکر میکند تنها با کسب ثروت و محبوبیت میان دیگران، میتوان زندگی شرافتمندانهای داشت. او در این راه موفقیتی کسب نمیکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که تمام باورهایش از اساس اشتباه بوده و در رویایی زندگی میکرده که سرانجامش سقوط و نیستی است. ویلیِ مرگ فروشنده و طرز فکر او، نمادی از جامعهی مادیگرای آن روزهای آمریکا بود که در واقع چیزی جز یک رویا نیست و واقعیت، بسیار تلختر و بیرحمتر است. اما این نمایشنامه همان قدر که به ماتریالیسم و نظام سرمایهداری میپردازد، لایههای شخصیتی زیرین افرادی را که در چنین دنیایی زندگی میکنند هم بررسی میکند و واقعیت آنها را آشکار میکند. این همان جنبهای از داستان است که احتمالاً نقش بیشتری در فیلم فروشندهی فرهادی دارد، فروریختن باورهای کسی که تمام زندگیاش رویایی در سر میپرورانده اما در انتها به دیوار محکم واقعیت برخورد کرده است. فیلم فرهادی برداشتی از این نمایشنامه نیست اما حتماً تأثیراتی از آن گرفته و کاراکترهایش به کسی که با نمایشنامه آشنا است، نزدیکتر و برای او باورپذیرتر هستند. فروشنده یکی دو هفتهی دیگر درجشنوارهی کن روی پرده میرود و فعلاً نه تیزری از آن منتشر شده و نه آن معدود عکسهایی که در شبکههای اجتماعی پیدا میشوند اطلاعات خاصی راجع به فیلم فاش میکنند. فروشنده در بخش رقابتی کن شرکت کرده و امیدواریم مانند اثر قبلی فرهادی که جایزهی بهترین بازیگر زن را نصیب برنیس بژو کرد، خوش بدرخشد و اعتبار دیگری باشد برای عوامل فیلم و سینمای ایران. تهیه شده در زومجی |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۰۳, ۴/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
(۴/خرداد/۹۵ ۱۱:۲۷)Silence نوشته است: سلام به نام خدا ما هم بیشتر از شما نوشتیم ولی شما همچنان روی موضع خود هستید. بنده نه دشمن فرهادی هستم نه دشمن فیلمهای او اما فرهادی را به عنوان شخصی کاملا سکولار و تا حدودی هم فمینیسم و شبه روشنفکر میشناسم، فقط این را میگویم که فیلمهای فرهادی کاملا متوسط است و شاید کمی فرا متوسط !!!! ولی قطعا شاهکار نیست، اما صحبت بنده این است که جوایزی که به فیلمهای او میدهند کاملا جنبه سیاسی دارد نه هنری، اثباتش هم کاری ندارد شما خودت به عنوان فردی که دو فیلم قبلی فرهادی را دیده اید، یک سکانس از آن فیلمها را برای بنده مثال بیاورید که در حد شاهکارهای سینمایی باشد. همین بنده با فیلم مشکل ندارم چون قطعا هر کارگردانی سبک کار خودش را دارد، بلکه نقد بنده به جوایزی میباشد که به فیلمهای اینچنینی تعلق میگیرد در حالیکه این فیلمها چیز خاصی در چنته و در حد شاهکار ندارند و صرفا بخاطر مسائل مذهبی و سیاسی، به آنها جایزه میدهند. |
|||
|
|
۱۲:۴۰, ۴/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
واکنش کیهان به نخل طلای اصغرفرهادی روزنامه کیهان در یادداشت روز امروز با عنوان «همان طور که پیشبینی میشد!» به قلم سعید مهدوی نوشت:
فیلم «فروشنده» تازهترین فیلم اصغر فرهادی (که با نام «مشتری» به نمایش درآمد)، جایزه بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مرد را از جشنواره کن دریافت کرد. این در حالی است که اغلب نشریات و منتقدان سینمایی حاضر در این جشنواره، فیلم «فروشنده» یا «مشتری» را نسبت به کارهای قبلی فرهادی، سطح پایینتر دانسته و تأکید کرده بودند که این فیلم چیزی بر فیلمهای قبلی وی نیفزوده است.
فیلم «فروشنده» پس از بسته شدن کنداکتور بخش مسابقه جشنواره کن و در حالی که هنوز در حال طی کردن مراحل فنی خود بود در نسخهای ناقص مورد پذیرش مدیران این جشنواره قرار گرفت! آنچه که به جز یک مورد (فیلم «طعم گیلاس» عباس کیارستمی که نخل طلای جشنواره کن را برد) در تاریخ جشنواره فیلم کن بیسابقه است! بنابر همین موضوع و ورود غیر قاعده و فراقانونی فیلم «فروشنده» به بخش مسابقه شصت و نهمین دوره این جشنواره، اغلب پیشبینیها بر جایزه گرفتن این فیلم قرار گرفت (از جمله در خبری تحت عنوان «یک فیلم سفارشی دیگر برای جشنواره کن!» به تاریخ 4 اردیبهشت سال جاری در ستون اخبار هنری کیهان آمده بود).
علاوه بر این، آنچه بیش از پیش احتمال کسب جایزه را برای فیلم «فروشنده» تقویت میکرد، پرداختن به موضوع تعرض و تجاوز جنسی بود که در زندگی یک زوج بازیگر اتفاق میافتاد. تعرض و تجاوزی که به کارگیری غیرت و تعصب در قبال آن، (در این فیلم) خشونتطلبی و نکوهیده تلقی شده است!
این در حالی است که برخی فیلمهای مهم دیگر جشنواره امسال کن مانند «او» ساخته پال ورهوفن، «دختر ناشناس» به کارگردانی برادران داردن (فیلمسازان محبوب جشنواره کن که چندین بار جوایز این جشنواره را دریافت کردهاند)، «فارغالتحصیلی» ساخته کریستین مونجیو (که جایزه بهترین کارگردانی را دریافت کرد) و... نیز به همین موضوع روابط پنهانی و تعرضات جنسی میپرداختند. موضوعی که امسال از عمدهترین سوژههای فیلمهای سفارشی سینمای غرب بوده و بر روی آن مانور بسیار داده شده است. چنان که برخی از مطرحترین فیلمهای اسکار امسال نیز به همین موضوع تعرضات و تجاوزات جنسی میپرداخت و در میان بهت و حیرت ناظران و کارشناسان، فیلمی که اسکار بهترین فیلم را دریافت نمود، فیلم «اسپات لایت» بود که همین موضوع را در کادر دوربین خود قرار داده بود!!
به نظر میآید این مانور سینمای غرب در ابتدا ناشی از خطر عظیمی است که بنیادهای جامعه غرب را تهدید میکند و دوم منحرف نمودن اذهان عمومی از علت اصلی یعنی سبک زندگی بیبند و بارانه غربیها به مقولهای حاشیهای و فرعی تحت عنوان تبعیض جنسیتی بوده است. از همین روی بود که در حرکتی غافلگیرانه، در مراسم اسکار امسال (که حدود 3 ماه پیش برگزار شد) ناگهان جو بایدن، معاون اول اوباما به روی سن این مراسم سینمایی رفت و ضمن گوشزد کردن خطر فراگیر شدن تجاوزات جنسی در دانشگاههای آمریکا از مردم خواست به کمپینی بپیوندند که خواستار تغییر نگاه و فرهنگ کنونی نسبت به مسائل جنسیتی است!
همین هفته گذشته بود که 17 تن از زنانی که قبلاً در زمره وزیران دولت فرانسه بودهاند از جمله کریستین لاگارد (رئیس صندوق بینالمللی پول) طی نامهای نسبت به همین دستتجاوزات و تعرضات جنسی اعتراض کرده و آن را ناشی از مشکلات تبعیض جنسیتی در محیط کار دانستند! و چند ماه پیش هم گزارش تکاندهندهای از دانشگاه استکهلم، برخی کشورهای غربی مانند سوئد و دانمارک و فنلاند و آمریکا و بریتانیا و کانادا و... را رکورددار تجاوز جنسی در جهان اعلام کرده و زندگی در کشورهایی مانند سوئد و دانمارک را برای زنان خطرناک دانسته بود!!
به نظر میرسد همچنان که همواره سینما درغرب به عنوان ویترین سیاستها، زمینهساز افکار عمومی برای اعمال طرحها و برنامههای آتی، توجیهگر عملکرد و کارنامه سیاه اجتماعی و تطهیر کننده جنایات و خیانتها و شکستهای غرب عمل نموده است، این بار نیز این بازتاب عظیم معضل تجاوزات جنسی درجامعه امروز غرب، حکایت از یک زمینهسازی دیگر فکری و ذهنی دارد که سرازیر شدن سیل جوایز و تقدیر و تحسینها در مراسم مطرح سینمایی (مانند اسکار یا کن) نیز از جمله همین برنامهریزی مراکز فکری و اندیشکدههایی است که با سفارش فیلمهایی در این جهت و اهدای جایزه به آنها، زمینه الگوسازی آنها را در اذهان عمومی فراهم میآورند. اما وقتی این پروژه به فیلمی از سینمای ایران میرسد، علت «تبعیض جنسیتی» تبدیل به علت «باورها و اعتقادات دینی و مذهبی» شده و عمل به آنها خشونتطلبی و در نهایت تروریسم جلوه داده میشود!!!
نکته جالب آنجاست که در اغلب فیلمهایی از این دست، راهکار انتقام و افشاء و برملا کردن تعرضات و تجاوزات جنسی، مطلوب و مثبت تلقی شده (مانند فیلم «اسپات لایت» که گروه مطبوعاتی بوستون گلوب، همه تشکیلات کلیسای کاتولیک را حتی به قیمت سرخوردگی مؤمنین از مسیحیت، به هم ریخته و له کردند و یا در فیلم «او» که در همین جشنواره کن امسال به نمایش درآمد، شخصی که مورد تجاوز قرار گرفته، به دنبال انتقام همه موانع را پشت سرگذارده و مورد تشویق هم قرار میگیرد) اما در فیلم «فروشنده»، تلاش برای دفاع از شرافت و غیرت خانوادگی، تعصب و خشونت تلقی شده و ناشی از غلبه اخلاق و رفتار سنتی و دینی بر تفکرات و منش روشنفکرانه نشان داده میشود! ضمن اینکه هرگونه دفاع از حریم خانه و خانواده نیر نامشروع جلوه میکند!! این در حالی است که نه تنها از مدافعین غربی بلکه حتی از متجاوزین آمریکایی و تروریستهایی همچون کریس کائل در فیلمهایی مثل «تک تیرانداز آمریکایی» قهرمان ساخته شده و مورد تجلیل و تحسین قرار میگیرند!
فیلم «تکتیرانداز آمریکایی» روایت واقعی از مأموریت «کریس کائل» در عراق است. او یک تک تیرانداز آمریکایی است و در کتاب خاطرات خود - که «کلینت ایست وود» فیلم یاد شده را براساس آن ساخته است - مینویسد؛ نزدیک به 200 تن از مردم عادی عراق را با تک تیراندازی به سوی آنان به قتل رسانده است. «فیلم تک تیرانداز آمریکایی» سال گذشته در اسکار با تقدیر و تجلیل گسترده روبرو شد و از «کریس کائل» با عنوان قهرمان آمریکایی یاد کردند!
اکنون باید از بعضیها پرسید آیا در این تناقض هیچ نکته هشداردهنده و عبرتانگیزی نمیبینند؟! قاتل آمریکایی 200 تن از مردم مسلمان و زن و کودک بیپناه عراق را قهرمان و درخور تقدیر و تمجید میدانند و در همان حال، غیرتورزی یک ایرانی مسلمان در مقابل تجاوز به همسرش را خشونتطلبی معرفی میکنند! و صرفنظر کردن وی از مجازات تجاوزکننده به ناموسش را نشانه مقابله با خشونتورزی! دانسته و دقیقا به همین علت فیلم «فروشنده» آقای اصغر فرهادی را شایسته دریافت دو جایزه نخل طلایی جشنواره کن برای بازیگر نقش اول مرد و نویسنده فیلمنامه میدانند؟!
فقط میتوان گفت باز هم شبه روشنفکری ما فریب فضاهای وارونه و کج و معوج غرب را خورده و حیثیت و شرافت ملی و دینی خود را در پای شعارهای پوچ و توخالی آنها قربانی کرده است. فرهادی در کنفرانس مطبوعاتی پس از نمایش فیلمش، موضوعاتی مانند حریم خانوادگی و آبرو و حفظ غیرت را موجب بروز رفتارهای خشونتآمیز در جوامعی مانند ایران دانسته که حتی تمایلات روشنفکرانه را هم قربانی میکند!! و رشد این خشونت را در چنین جوامعی تا حد تروریسم و جنایات داعش بالا برده و میگوید موضوع فیلمش با اوضاع امروز تروریسم میخواند!!!
لازم به یادآوری است فیلم قبلی فرهادی نیز یک فیلم سفارشی بود که هزینه ساخت آن برای اولینبار از سوی اتحادیه اروپا به کمپانی «ممنتو» پرداخت شد تا فیلمی درباره مشکلات و بزهکاریهای مهاجران مسلمان در فرانسه ساخته شده و خطر نزدیکی و وصلت با آنها گوشزد شود که متاسفانه فیلم «گذشته» با چنین مضمونی و البته با اطلاق تهمتهای ناروا به جامعه ایرانی و مسلمان خارج کشور ساخته شد.
فیلم «فروشنده» نیز با همان سفارش و سرمایه کمپانی «ممنتو» ساخته شده، با این تفاوت که اینبار پولهای جشنواره قطر نیز (ولو با عنوانی فریبنده) پشت ساخت فیلم قرار گرفته است!!
|
|||
|
|
۱۲:۵۴, ۴/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
بنظر من جدایی فیلم بی نظیری بود با اینکه با فرهادی چندان موافق نیستم و قبول دارم فیلمساز سکولار هست اما در همان جدایی نکات مثبت اخلاقی بسیار دیده میشد
برای مثال آن دیالوگ معروف : اون نمی دونه پدرمه من که میدونم پسرشم از روی همین جمله میشه چندین فیلم و مستند خوب ساخت و یا پیامهای اخلاقی فیلم در خصوص پنهان کاری و دروغ که میتونه چه بلای بزرگی بر سر خانواده ها باشه در فیلم موج میزد هرچند که سیاه نمایی هایی وجود داشت اما نکات مثبت فیلم بسیار بیشتر از نکات منفیش بود و بنظرم استحقاق دریافت اسکار رو داشت ولی دو سوال از جناب عدالت دارم شما برچه مبنایی میگید پدر نادر نماد ایران و وطن پرستی بوده؟ و یا اینکه بیننده در آخر به این نتیجه میرسه که مثل سیمین باید ازین مملکت رفت؟ [/b] |
|||
|
۱۳:۰۹, ۴/خرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/خرداد/۹۵ ۱۳:۲۱ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
(۴/خرداد/۹۵ ۱۲:۵۴)Imam12 نوشته است: بنظر من جدایی فیلم بی نظیری بود با اینکه با فرهادی چندان موافق نیستم و قبول دارم فیلمساز سکولار هست اما در همان جدایی نکات مثبت اخلاقی بسیار دیده میشد به نام خدا البته دوست عزیز بنده هیچگاه نگفتم فیلمهای فرهادی، فیلمهای بدیست، بلکه گفته ام فیلمهایش متوسط یا حداکثر خوب است اما هرگز عالی و شاهکار نیست. ببینید سبک کار فرهادی، ساخت فیلمهای آپارتمانی چند لایه با اکثرا پایان باز است که تصمیم گیری نهایی را برعهده تماشاچی میگذارد، اما نکته اینجاست که با نوع فیلمسازی خود، بیننده را به جهتی سوق میدهد که تماشاگر به همان نتیجه دلخواه فرهادی برسد، در واقع پایان باز، در ظاهر باز است ولی اگر فیلمها را با دقت نگاه کنید متوجه میشوید که این پایان، آنچنان هم باز نیست و این نوعی هوش یا زرنگی فرهادی برای فرار از متهم شدن به سیاهنمایی مطلق است، در واقع او به صورت غیر مستقیم کاری میکند که تماشاچی، سیاهنمایی ساخته شده توسط ذهن او را، تایید کند و به پایان مورد نظر فرهادی برسد !!!! در مورد فیلم جدایی که تقریبا دو بار این فیلم را دیده ام، باید گفت که، این فیلم در واقع جدال دو نوع تفکر مدرن یعنی سیمین و سنتی یعنی نادر است که البته قبلا در مورد این موضوع مفصل در تاپیک مربوط به آن فیلم صحبت کرده ام که اگر کمی در تالار جستجو کنید آن را خواهید یافت. نادر، دلبسته پدر پیر و رنجور و خسته و دارای آلزایمر میباشد و سیمین دلبسته جهانی آزاد و مترقی و به نوعی جوان. در سینما به خصوص سینمای روشنفکری، خیلی حرفها به صورت سمبلیک زده میشود، یعنی آقای فرهادی نمیاید مستقیم بگوید که جناب نادر، چون دلبسته سنت و مذهب و کشورش میباشد (( که این کشور از نظر فرهادی خرابه ای بیش نیست ))میخواهد در کشورش بماند، بلکه میاید با استفاده از یکسری نمادها و نشانه ها پدر پیری را نشان میدهد که دچار آسیب است که آسیب در اینجا بیمار آلزایمر است. پدر پیر در واقع میتواند سمبل کشور کهن ایران باشد که دچار آسیب مذهبی شده و به این روز افتاده و در فیلم نشان داده میشود که دچار آلزایمر است، یعنی در واقع این پدر پیر، گذشته باشکوه خودش را بواسطه آلزایمر فراموش کرده، حال اگر بخواهیم این سمبل را واکاوی کنیم میتواند به این صورت باشد که کشور کهن ایران بواسطه سیاستهای جمهوری اسلامی یا بهتر بگویم اسلام، دچار آلزایمر شده و گذشته باشکوه خود را فراموش کرده و الان چیزی جز یک کشور کهن ولی با داشتن بیماری و خالی از نشانه های شکوهمند گذشته البته به گمان فیلمساز و رو به مرگ و خرابی چیزی از آن باقی نمانده و این کشور از نظر یک انسان عاقل و تحصیلکرده و روشنفکر یعنی سیمین ، جایی برای زندگی نیست، مگر اینکه کسی عاشق کشورش باشد و مجبور باشد بخاطر آن عشق، جور این خرابی و ویرانی و سیاهی را هم تحمل کند، همانطور که نادر بخاطر عشق به پدر، رنج مراقبت از او را به جان میخرد، هرچند میداند که نهایت چیزی جز مرگ در انتظار پدرش نیست و خودش هم در این راه قربانی خواهد شد، ولی عشق به پدر یا میهن، سبب میشود این رنج را تحمل کند. از این گونه نشانه ها در فیلمهای فرهادی بسیار است و اصلا سبک کار او همین است که صحبت اصلی را در زیر لایه سمبولیک فیلمهایش میزند و با کمی دقت میتوان به آن رسید. البته بحث کاملتر در مورد فیلم جدایی در تاپیک مربوط به آن اگر اشتباه نکنم در تالار وجود دارد. |
|||
|
|
۱۴:۰۵, ۱۶/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
اصغر فرهادی: تصویر ایران در فیلمهای من واقعی است!!! . . . خوب از اونجایی که اصغر آقای فرهادی دست روی واقعیت های!!! جامعه میذارن و مشکلات جامعه رو بیان میکنن البته برای کل مردم جهان! و گویا رسالتشون برجسته کردن مشکلات و بدبختی های مردم ایران برای جهانیان بوده، . . ما هم سوژه های جدید ونابی بهشون پیشنهاد میکنیم؛ . . میتونید روی فساد موجود در سینما و دلایل آمار بالای طلاق بین بازیگران یا بالا رفتن سن ازدواج و رواج زندگی های مجردی بین هم صنفی هاتون کار کنید!!! . . میتونید روی مصرف انواع مواد مخدر بین بعضی! سلبریتی های کشور که هر چند مدت یکبار شاهد اوور دوز و مرگ یکیشون در اثر استفاده از این مواد هستیم کار کنین! زشته الگوهای جامعه از مواد مخدر استفاده کنن! . بالاخره الگوهای جامعه هستن و هرکدوم میلیون ها دنبال کننده دارن و میتونین ریشه ای از آسیب ها پیشگیری کنین! . از میلیون ها قربانی قحطی بزرگ کشورتون به دست انگلیس فیلم بسازین!!! . میتونید درباره دهها هزار هم وطنتون که مسقیم و غیر مستقیم قربانی ترور و بمب گزاری و جنایت های کشورهایی که رفت و آمد دارین بهشون از جمله هواپیمای ایرانی که توسط ناو آمریکایی ساقط شد یا فروش بمب های شیمیایی توسط فرانسه عزیزتون به صدام کار کنین!!! . . از ترور دانشمندای کشورتون فیلم بسازین! . از تحریم دارویی کشور! . . دنبال آسیب اجتماعی هستین؟؟؟ تجمل گرایی آسیب نیست؟؟؟ پرداخت های میلیاردی به بازیگرا و فوتبالی ها آسیب نیست؟؟؟ رکورد ایران در عمل باسن و لب و بینی آسیب نیست؟؟؟عروسی های دهها میلیونی آسیب نیست؟؟؟ .
میتونید از آسیب های بچه پولداری و مرفه نشینی بگین! . از آمار بالای طلاق در اون مناطق!از سن بسیار بالای ازدواج در اون مناطق! . والا به قرآن آسیب فقط تو زندگی افراد ساده و سطح پایین جامعه و متدین وجود نداره!!! . اگر هم باشه شما مرفهین درست درکش نمیکنین!! . . چرا همیشه قشر متدین جامعه رو نفهم و خشن جلوه میدین؟؟؟ طبق کدوم آمار؟؟؟ . . شنیدم فرانسه هستین!!! خوب از آسیب های اونجا هم بگین تا ازتون قدردانی بشه و چش کسایی که اینجا قدرتون رو ندونستن دربیارین! . از آمار کودکان نامشروع فرانسه بگین!!! از آمار طلاق هاش بگین!!! از اختلافات طبقاتیش بگین!!! . . پ.ن؛ البته اگه به خرس و پلنگ و کرگدن طلایی علاقه دارین و هدفتون جوایز بین المللیه که توسط عیال اوباما تقدیم میشه ابدا این سوژه ها رو بهتون پیشنهاد نمیکنیم!!! . . چون نه تنها علف آلومینیومی هم بهتون نمیدن شاید پاسپورت معتبرتون رو هم باطل کنن!!! . |
|||
|
|
۹:۰۹, ۴/مهر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/مهر/۹۵ ۹:۱۶ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
در برنامه «هفت» مطرح شد: فراستی: مملکتم را تحت هیچ شرایطی نمیفروشم/ فروشنده درباره فحشاء و تجاوز است+فیلم فراستی گفت: فیلم فرهادی قصه ندارد. تم فیلم فرهادی، تم تجاوز و فحشا است که بعد از انقلاب تابحال نداشته ایم. آدم ها در لحظه هایی دچار خشونت می شوند و این خشونت گاهی به فاجعه تبدیل می شود. ![]() به گزارش مشرق، برنامه سینمایی «هفت» شب گذشته در بامداد شنبه ۳ مهرماه با نقد و بررسی فیلم سینمایی «فروشنده» ساخته اصغر فرهادی روی آنتن شبکه سه سیما رفت. بهروز افخمی، مجری «هفت» در ابتدای این برنامه درخصوص استقبال مخاطبان از سینماها گفت: امشب فروش کل سینمای ایران از ۱۲۰ میلیارد تومان عبور می کند. یعنی ۳ برابر ۶ ماهه اول سال گذشته. البته این میزان فروش با احتساب سینماهای غیرمکانیزه و هنروتجربه است. پیش بینی می شود تا انتهای سال این عدد به بیش از ۲۰۰ میلیارد تومان یعنی ۳۰ میلیون مخاطب برسد. وی در ادامه درباره علت نقد فیلم «فروشنده» در این برنامه گفت: فیلم «فروشنده» به عنوان نماینده ایران در اسکار ۲۰۱۷ انتخاب شده است و این موضوع سبب شد تا مخاطبان بسیاری از ما بخواهند با توجه به ناقص و یکسویه بودن نقد گذشته درباره فیلم «فروشنده»، درباره این فیلم و اساسا فیلم نماینده ایران در اسکار پیش رو بیشتر صحبت کنیم. دوست داشتیم بحث گرمتر و پرتعدادتر بود. اما هم کسانی که مخالف یا موافق این فیلم اند به نظر خیلی دوست ندارند در این باره با هم جدل کنند و روبروی هم بنشینند.
دانلود ستایش اسفندیاری از نقد فراستی در ادامه برنامه شهاب اسفندیاری، منتقد، استاد دانشگاه و عضو شورای پروانه نمایش فیلم های سینمایی به همراه مسعود فراستی به نقد و بررسی فیلم «فروشنده» پرداختند. اسفندیاری در ابتدای صحبت های خود گفت: اولا لازم است برخلاف تصور عامه درباره مسعود فراستی، از نقد سازنده او در برهه پس از انقلاب ستایش کنم. در زمانی که هنوز ابراهیم حاتمی کیا را کسی نمی شناخت، او با نقد فیلم «دیده بان» حاتمی کیا را به بسیاری شناساند. یا کتابی که درباره «زیر نور ماه» رضا میرکریمی یا «بچه های آسمان» مجید مجیدی نوشت و…
دانلود اسفندیاری: برخی از نقدهای فراستی ضدمصالح جمهوری اسلامی است [b]اسفندیاری افزود: در نقدهای اخیر فراستی همچون نقد فیلم های «ایستاده در غبار»، «چ» و… با نقدهای بسیار استوار و جدی طرف هستیم و کسی حس دشمنی او با فیلمساز را نمی کند. برای همین است که من می خواهم به شدت انتقاد کنم که چرا مسعود فراستی و برنامه سینمایی «هفت» کاری می کنند تا عقلانیت از نقد دور شود و فضای دوقطبی شکل گیرد که مخالفت با نقد او به مثابه دینداری و بی دینی، ناموسی و بی ناموسی و … شناخته شود؟ این فضا مضر است.
دانلود وی افزود: از سویی چون شما در تلویزیون جهموری اسلامی نقد می کنید برخی گمان می کنند همه اینها توطئه هایی است که از سوی نظام کشیده شده است یا کسی از او خواسته چنین کاری کند. حال اینکه اینطور نیست. اصلا موضع او موضع حکومتی نیست. برعکس برخی از نقدهای مسعود فراستی ضد مصالح جمهوری اسلامی است. این منتقد نهایتا گفت: وقتی مسعود فراستی کلمات و تعابیری استفاده می کند که هیجانی و احساساتی است، برخی از حزب اللهی ها گمان می کنند باید احساس تکلیف کنند و به پا خیزند. لذا بجای ایجاد یک فضای هیجانی مطابق نقدهای مکتوب مسعود فراستی، فضای عقلانی ایجاد کنیم. ![]() فراستی: مملکتم را تحت هیچ شرایطی نمی فروشم! در ادامه مسعود فراستی در پاسخ به وی گفت: در تمام نقدهای من چه آنجا که یک ساعت وقت داشتم و چه آنجا که ۳ دقیقه وقت داشتم یک خط را دنبال کردم. آن خط هم این است که من این مملکت را تحت هیچ شرایطی نمی فروشم و به مزایده نمی گذارم. اصول و نقدم را نیز نمی فروشم و با صدای بلند میان روشنفکران می گویم من از سال ۵۷ تا الان به صورت تئوریک طرفدار جنگ تحمیلی و مخلص رزمندگانش هستم. خاطره جالب فراستی از نقد فیلم «پایان نامه» در «هفت»ِ جیرانی فراستی ادامه داد: تو به درستی می دانی که ایستادن روی نظرات خسارت دارد. من یکبار در برنامه «هفت» سابق فریدون جیرانی را در نقد فیلم «پایان نامه» دیدم که رنگش پریده! گفتم: چه شده؟ گفت: می دانی چه شده؟ امشب بدترین شب «هفت» است. فیلم، فیلم نظام است و تو هم که هیچ چیزی حالی ات نمی شود! مراقب باش! حواست باشد. گفتم: نگران نباش! من برایم این چیزها مهم نیست. مسئله من فیلم است و بابتش هزینه خواهم داد. رفتیم و در میز نقد به کارگردان گفتم: تو یک پلان مثبت در فیلم نداری! از رهبری و انقلاب و … صحبت کرد. گفتم: ربطی ندارد، اینها را در فیلم ات نداری. دوستانی که آن زمان بودند شاهدند چنان جوی راه انداختند که فیلم، فیلم نظام است و نقد هیس! منتقدانِ زمان پشت من آمدند که تو روی مین برو تا ما حرف بزنیم. منتقد «هفت» افزود: لذا من وظیفه ام می دانم به عنوان منتقد تا با فیلم خوب یا بد مواجهه شوم و مواجهه ام را اعلام کنم و از آن نترسم. فشار مخالفان «هفت» بر منتقدان «فروشنده» در ادامه بهروز افخمی با اشاره به عدم تمایل به حضور بسیاری از منتقدان «فروشنده» برای حضور در «هفت» گفت: فشار روی منتقدین «فروشنده» آنقدر زیاد است که سعید قطبی زاده می گوید بخاطر فشارهای وارد بر من از برنامه گذشته، درباره نقد این فیلم به «هفت» نمی آیم! فراستی: «فروشنده» در همه زمینه ها ماقبل بد است! در ادامه مسعود فراستی در نقد فیلم «فروشنده» گفت: «فروشنده» در همه زمینه ها ماقبل بد است. در زمینه فیلمنامه هنوز فیلمنامه نیست و دو کانسپت است. در زمینه کارگردانی آن قدر بد است که اگر کسی غیر از فرهادی آن را کارگردانی کرده بود، هو می کردند. اشتباهات فاحشی دارد. بیش از ۴۰ جامپ کات در تئاتر داریم. دوربین بجای رودست، روی کول است! وی افزود: اصل فیلمنامه که درباره تجاوز بوده است، اساسا حذف شده است. اساسا این ترفند فرهادی است که نمی تواند تعلیق یا سوسپانس ایجاد کند و لذا با حذف یک بخش اصلی، غافلگیری در بخش انتهایی فیلم ایجاد می کند. تعلیق کارگردان خودش را می طلبد. تمام سوالات حول فیلم درباره «چه چیز» است فراستی بیان داشت: واکنش ما به مسئله ی فیلم اساسا «چه» هست، نه «چگونه». چه چیز اتفاق افتاده است؟ کارگردان خوشحال است که مردم پرسوال از سالن سینما بیرون می آیند. پرسوال از چه چیز؟ از جهان و قصه ای که برایم ساختی یا شاکله های داستانی که نساختی و هنوز نمی دانم؟ مخاطبان هنوز نمی دانند درحقیقت چه روی داده است. فرهادی در مصاحبه هایش یک جا می گوید تجاوز شده یک جا می گوید نشده و… . و او از این سوالاتی که ساخته کیف می کند. این منتقد نهایتا گفت: ما فیلم می بینیم تا شیوه و چگونگی را تجربه کنیم نه «چه» را. تمام سوالات حول فیلم فرهادی درباره «چه» است. ![]() اسفندیاری: فیلم های فرهادی نسبی گرا نیست در ادامه شهاب اسفندیاری در نقد این فیلم گفت: متاسفانه در روزهای اخیر جوی به وجود آمده بود که هر کسی از «فروشنده» حمایت کند، بی ناموس است. حتی به آقای حجت الاسلام خاموشی (رئیس سازمان تبلیغات اسلامی) میگفتند تو حاضری با خانواده ات فیلم را ببینی؟ انگار که «فروشنده» فیلم پورن است! وی در پاسخ به این سوال افخمی که "آیا می توان درباره فیلمی که یک قاعده استثنایی را طرح می کند می توان یک نتیجه اجتماعی گرفت؟” بیان داشت: اساسا نمی توان فیلمنامه نویس را بخاطر طرح یک سوژه استثنایی برای طرح یک مسئله اجتماعی مزمت کرد. اما یک تم ادامه دار در فیلم های اخیر فرهادی، مسئله اخلاق و قضاوت زود اجتماعی است. فیلم های فرهادی دشواری قضاوت اجتماعی را برای مخاطبان جا می اندازد. این نسبی گرایی نیست که شما گفتید. این فیلم نسبی گرا نیست. فراستی: فرهادی برای یک دکمه، کُت دوخته است در ادامه فراستی بیان داشت: این فیلم مشکل اصلی شخصیت دارد. در ابتدای فیلم شهاب حسینی روی پشت بام خطاب به دوستش می گوید این شهر را باید ویران کرد و او جواب می دهد این شهر یکبار ویران شده است و بنا شده. بهتر نمی شود! این شعار سیاسی است که برای دهن آن فرد نیست و بدون شخصیت پردازی از زبان او زده می شود! در این صورت حرف می شود موضع کارگردان. من می گویم میخواهی متلک بیاندازی، خب بگو متلکت را اما در شخصیتت. اینجا فقط کانسپت است. فرهادی یک دکمه دارد به اسم "حریم خصوصی” و برای این دکمه می خواهد کُت بسازد. نه قصه دارد و نه شخصیت! وقتی شهاب حسینی در ابتدای فیلم در کلاس درس درباره فیلم «گاو» حرف میزند و می گوید برخی رفته رفته گاو می شوند، می خواهد بگوید آخر فیلم خودش گاو شد؟! بعد چرا سیلی می زند؟ شخصیت پاره پاره است. نه تیپ است نه شخصیت. همه اش فرهادی است که خود را به کاراکترها سنجاق می کند. وی افزود: اصل مسئله فیلم چیست؟ بحث درست بعد از تجاوز است. یعنی داستان اینجاست. هیچکاک قصه ای دارد؛ روزی شوهری وارد خانه می شود می بیند به زنش تجاوز شده است. افسرده باهم بیرون می روند و زن اولین مردی را که می بیند می گوید این بوده و شوهر آن فرد را در انتقام می کشد! ولی فروپاشی روانی به حدی است که این فقط یک مرحم است. شب وارد عصبی وقتی خانه می شود و صبح از خانه بیرون می روند، زن مجددا اولین مردی که می بیند می گوید این فرد بوده! یعنی فاجعه. یعنی ویرانی روانی برای این خانواده. اما این مسئله در «فروشنده» کجاست؟ قصه «فروشنده» از پلان آخر شروع می شود و یک دقیقه بعد تمام می شود![/b] فراستی در ادامه بیان داشت: در «فروشنده» نیز قصه از پلان آخر فیلم شروع می شود و بعد تمام می شود. بعد از داستان تجاوز و تعدی، رابطه بین این دو آدم مسئله است. نه پیرمرد و نه آن تئاتر مسخره. تمام درون این دو آدم مسئله است. فیلم دقیقه ۱۲۱ است که در دقیقه ۱۲۲ هم تمام می شود.
اسفندیاری: اگر سینمای فرهادی قصه ندارد، کیارستمی قصه دارد؟ در ادامه شهاب اسفندیاری بیان داشت: فرهادی تنها می گوید با یک انقلاب همه مشکلات را نمی شود حل کرد. این شخصیت که یک شخصیت روشنفکر و امروزی است برایش یک اتفاق می افتد. حادثه تعرض و ورود یک فرد غریبه به خانه اتفاق مهمی است و روان آن مرد را نابود کرده است. و قصه همین است. چطور می گویید قصه ندارد؟ اوج قصه تجاوز است. اگر سینمای فرهادی قصه ندارد، کیارستمی قصه دارد؟ دوره دوگانه هیچکاک و تارکوفسکی گذشته است این استاد دانشگاه خطاب به فراستی گفت: آقای فراستی امروز دوره دوگانه هیچکاک و تارکوفسکی گذشته و الان دیگر دوره نولان است. این دوگانه هیچکاک و تارکوفسکی تمام شده است. من طرفدار سینمای متعهد، اخلاقی، پیام دار و… هستم. و با سینمای هنر برای هنر مخالفم. اما وقتی در این سینما با دو فیلمساز اجتماعی دغدغه مند اینگونه برخورد می کنیم، اگر «فروشنده» را بخاطر پیام دار بودن بکوبیم، پس تمام فیلم های دفاع مقدس ما را باید بکوبیم. وی افزود: من خیلی فیلم «فروشنده» را دوست ندارم و فیلم ایده آلم نیست. می خواهم بگویم درواقع موضعم دفاع از یک فیلم و فیلمساز نیست. فراستی: فرهادی در «فروشنده» طرفدار متجاوز است فراستی پاسخ داد: من با سینمای پیام دار یا فرهادی مشکلی ندارم. مشکل اینجاست این پیام باید در قصه بگنجد. این فیلم فرهادی قصه ندارد. تم فیلم فرهادی، تم تجاوز و فحشا است که بعد از انقلاب تابحال نداشته ایم. از این تجاوز به پیام هایی که تو می گویی می رسیم. آدم ها در لحظه هایی دچار خشونت می شوند و این خشونت گاهی به فاجعه تبدیل می شود. و فرهادی می خواهد این خشونت را کنترل کند و پیام این است. فرهادی در میزانسن سه نفره آخر فیلم – عماد، همسرش و پیرمرد – طرف پیرمرد است. در نمای سینمایی فرهادی در موضع طرفداری و دلسوزی برای این پیرمرده است. ترحم در تمام مواجهات سینمایی این سکانس مشخص است. این منتقد ادامه داد: اینکه شهاب با تاخیر یک سیلی می زند این طرف برایش مخاطب کف می زند و آن طرف بخاطر همین سیلی به آن جایزه می دهند. کمااینکه در کن گفته شد این سیلی نشان از توحش و خشونت جاری در جامعه است. اسفندیاری پاسخ داد: سیلی بخاطر تجاوز نیست. سیلی بخاطر خیانتی است که این پیرمرد به همسر مهربان خود کرده است. فراستی بیان داشت: مسئله شهاب حسینی که اصلا همسر پیرمرد نیست. مسئله خودش است. این اولین واکنش هر انسانی نه فقط شرقی در لحظه وقوع چنین حادثه ای است. اما شما صحنه رویارویی این فرد با متجاوز را طوری می چینید که همه چیز به نفع متجاوز است. از طرفی در فیلم هیچ رابطه عاشقانه خوبی بین این زن و شوهر نیست و رابطه خراب است. چرا زن در انتهای فیلم آن رفتار را می کند؟ چرا می رود؟ چرا به پلیس نمی گویند؟ مرد هم که آخته است. فراستی بیان داشت: چطور کن می پذیرد فیلم با این تاخیر وارد جشنواره شود و جایزه بگیرد؟ چطور کمپانی اسپانیایی ساخت فیلمش را به تاخیر می اندازد؟ بعد هم دختر پادشاه قطر برای فیلم سرمایه گذاری می کند! در ادامه بهروز افخمی بیان داشت: من معتقدم درباره این فیلم به گونه ای کلک زده شده است و فیلم را دیر در معرض عموم قرار داده اند که فرصت کمی برای نقد پیدا کند و به عنوان نماینده سینمای ایران به سادگی برای اسکار انتخاب کنند. لذا فضاسازی از جای دیگری شروع شده و ما هم در برنامه «هفت» در همین راستا به نقد فیلم پرداختیم. اسفندیاری: اعتبار جهانی فرهادی انکارناپذیر است در ادامه اسفندیاری خطاب به افخمی بیان داشت: شما در هفته گذشته برنامه «هفت» نیز به آمار سایت متاکریتیک اشاره کردید حال اینکه اصغر فرهادی در ۱۰ فیلم اول منتخب جهان فیلم قرار دارد. این چیزایی که می گویید جزء اعتبار جهانی اصغر فرهادی است. او این جایگاه را دارد. اینکه این مسئله را به لابی عضو ایرانی و سرمایه گذاری کشور عربی و … نسبت دهیم، اشتباه است. یک وزنه بردار ما وزنه بالای سر می برد و طلا می گیرد، ما بدان افتخار می کنیم اما به این اعتبار فرهادی، افتخار نمی کنیم. وی افزود: ما امروز مواجه می شویم با فیلمسازان مهاجر ایرانی در کشورهای جهان که نماینده آن کشورها در جشنواره های خارجی از جمله اسکار می شوند. نظیر فیلم ایرانی نماینده بریتانیا در اسکار ۲۰۱۷. این اتفاق را باید جدی گرفت. عملا فیلمی که پخش کننده قوی در آمریکا نداشته باشد، نمی تواند موفق باشد. برای فرهادی هم دیگر گرفتن اسکار افتخاری نیست. من هم دوست داشتم یک فیلمساز دیگری در سطح جهان مطرح شود و جایزه بگیرد اما این احتمال عملا صفر است. چون همه می دانیم فیلمی در اسکار موفق است که قدرت بیشتری در خرید رای ها در پارتی ها و… اعضای آکادمی داشته باشد. افخمی پاسخ داد: درباره سایت متاکریتیک به نظر درست نمی دانی. ۱۰ منتقد اولی که درباره این فیلم در متاکریتیک حرف زدند، هواداران فیلم و فرهادی هستند و از اینجا به بعد امتیاز «فروشنده» کمتر می شود که بیشتر نمی شود. فراستی نیز درخصوص نماینده فیلم ایرانی در اسکار بیان داشت: من با ارسال فیلم هایی با تصویر اگزوتیک به این جشنواره ها مخالفم. «فروشنده» اگزوتیک است. من می گویم سیاه تر از این بسازید اما نسبت خود را با این سیاهی مشخص کنید. فیلم نسبت ندارد. باید مشخص کنید آیا بر این سیاهی فائق می آئیم یا سیاهی بر ما چیره می شود؟ این نسبت مهم است. ![]() فراستی: «فروشنده» ضدخانواده است و نماینده خوبی برای ایران در اسکار نیست وی افزود: فیلمی را که روی آن شبهه داریم و جامعه و خانواده را می زند و این زدن برای کسب جایزه است، نباید فرستاد. ما چه فیلمی را باید به اسکار بفرستیم؟ فیلمی بفرستیم که شعار سیاسی ما را بدهد؟ فیلمی را بفرستیم که سینما باشد و در عین حال به ارزش های ملی و دینی ما پایبند باشد؟ تکلیف خود را مشخص کنیم. من معتقدم «فروشنده» ضدخانواده است و به نظرم فیلمی که شبهه ناک است نباید ارسال شود. در ادامه اسفندیاری بیان داشت: فرهادی اگر می خواست مثل مخلمباف برای جایزه فیلم بسازد، بعد از «درباره الی»، «جدایی …» را نمی ساخت. اتفاقا برای من از این جهت فرهادی ارزشمند است که فیلم خود را می سازد و عقیده خود را دارد. من موافقم که تکلیف خود را با اسکار مشخص کنیم. برای سینمای ایران اگر جایزه بردن در اسکار خوب است، طبیعتا فیلمی باید برود که پخش کننده بهتری دارد. چون باید با لابی و نمایش در پارتی ها رای کسب کند. هرچند مسئله ضدخانواده بودن مهم است و موافق ارسال فیلم ضدایرانی نیستم. و اگر بتوانیم پخش کننده خوبی برای فیلم های دیگر پیدا کنیم، بهتر است کارگردانان جوان و جدیدی را به جهان معرفی کنیم. ![]() داوری: سینماهای حوزه هنری را در اختیار «اروند» قرار نمی دهند برنامه «هفت» در ادامه با مهدی داوری و پوریا آذربایجانی، تهیه کننده و کارگردان فیلم سینمایی «اروند» گفتگو کرد. مهدی داوری، تهیه کننده فیلم «اروند» با موضوع شهدای غواص با اشاره به سرمایه گذاری کامل این فیلم در بخش خصوصی و عدم حمایت نهادهای فرهنگی گفت: حتی جاهایی مثل حوزه که نباید به دنبال منافع مالی باشند و به دنبال ارزش ها باشند اما در عمل حمایتی نمی کنند. ما الان ۶ سینما بیشتر نداریم و سینماهای حوزه هنری در اختیار ما قرار نمی گیرد. وی افزود: بسیاری از فیلم های ما به خوبی ساخته می شوند اما فضایی برای اکران خوب آنها فراهم نمی شود تا ببینیم اصلا اقبالی به سمت آنها می شود یا خیر. ما تنها ۴ روز قبل از اکران فیلم متوجه زمان اکران آن شدیم. البته ما علاقمند بودیم با این وجود در هفته دفاع مقدس اکران این فیلم را شروع کنیم. کیفیت سینماهایی هم که در اختیار داریم خوب نیست. سینما آفریقا به عنوان سرگروه ما کیفیت ۲۰ سال پیش را دارد. وی نهایتا گفت: اگر حوزه هنری از این فیلم هم حمایت نکند قرار است از کدام فیلم حمایت کند؟ من خواستار حمایت از این فیلم هستم. پوریا آذربایجانی نیز بیان داشت: الحمدلله این فیلم از معدود فیلم هایی است که آدم تا انتها فیلم را تماشا می کنند و بعد با حال فیلم و سکوت بیرون می روند. نکته مهمی که برای من وجود دارد این است ما در عصری زندگی می کنیم که همه مان می خواهیم خود را برندینگ کنیم و «من» خود را بزرگ کنیم. و آدم های این قصه اصلا اهل خود بزرگ بینی نیستند و مناسب حال امروز جامعه است. وی افزود: من سینما را از رسول ملاقلی پور یاد گرفتم. یاد گرفتم آدم هایی هم که جانشان را کف دستشان گرفتند و برای حفظ خاک و آرمان این کشور جلوی دشمن ایستادند برای من بسیار ارزشمند باشند و امروز که شغلم سینماست باید ادای دین کنم به این افراد. برنامه سینمایی «هفت» با اجرا و سردبیری بهروز افخمی هر هفته جمعه شب ها روی آنتن زنده شبکه سه سیما می رود.
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نگاهی به فیلم ماجرای نیم روز(جشنواره 35) | Silence | 17 | 5,768 |
۲۶/بهمن/۹۵ ۳:۱۶ آخرین ارسال: Silence |
|
| نگاهی به فیلم شهر موش ها 2 | عبدالرحمن | 31 | 14,023 |
۱۸/آبان/۹۴ ۰:۳۲ آخرین ارسال: parvaresh75 |
|
| گذشته اصغر فرهادی نماینده سینمای ایران !!! | دیدگاه نوین | 67 | 28,476 |
۱/دی/۹۲ ۱۹:۲۱ آخرین ارسال: Justice Bringer |
|
| اصغر فرهادی بار دیگر به ارزشهای اخلاقی دهنکجی میکند + تص | یاوران مهدی | 21 | 11,740 |
۱۷/آذر/۹۲ ۴:۰۵ آخرین ارسال: هادی... |
|
| نقد استراتژیک رقص در غبار اولین فیلم فرهادی و سمبل مار | عدالت | 0 | 3,572 |
۲۲/مهر/۹۲ ۱۲:۴۸ آخرین ارسال: عدالت |
|
| نگاهی به فیلم (چه خوبه که برگشتی) | کفتر کاکل به سر | 3 | 2,589 |
۲۹/تیر/۹۲ ۱۹:۵۸ آخرین ارسال: کفتر کاکل به سر |
|
| «اصغر فرهادی» در دام تئوری «دهکده جهانی» | مصطفي مازح7610 | 0 | 1,221 |
۲۴/تیر/۹۲ ۱۶:۴۱ آخرین ارسال: مصطفي مازح7610 |
|





![[تصویر: The-Salesman-feature.jpg]](http://zoomg.ir/wp-content/uploads/2016/05/The-Salesman-feature.jpg)
![[تصویر: The-Salesman-3.jpg]](http://zoomg.ir/wp-content/uploads/2016/05/The-Salesman-3.jpg)
![[تصویر: The-Salesman-5.jpeg]](http://zoomg.ir/wp-content/uploads/2016/05/The-Salesman-5.jpeg)
![[تصویر: DeathOfASalesman.jpg]](http://zoomg.ir/wp-content/uploads/2016/05/DeathOfASalesman.jpg)






![[تصویر: 1864259_601.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/2RY3dEBwte/large/1864259_601.jpg)
![[تصویر: 1864258_320.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/qIPvfwEFSI/large/1864258_320.jpg)
![[تصویر: 1864260_630.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/obmkLd3LgB/large/1864260_630.jpg)
![[تصویر: 1864261_745.jpg]](http://cdn.persiangig.com/preview/O96lmHWwql/large/1864261_745.jpg)