کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 10 رای - 3.6 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مردی که متهم است؟؟؟
۱۵:۱۷, ۹/تیر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۲ ۱۹:۲۵ توسط ندا دهنده.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بار ها برایم پیش آمده که از عقاید این مرد بزرگ سخن گفته ام یا حتی نامش را بر زبان آورده ام و مورد تمسخر غیر مذهبی ها و مورد مواخذه مذهبی ها(افراطی ها) قرار گرفته ام و برایم جالب این بود که هیچکدام از طرفین حتی یکبار هم به نوشته ها سخنرانی ها و عقاید این اندیشمند بزرگ نگاه و توجه نکرده بودند و همان ماجرایه همیشگی ،پیش داوری ،به همین علت تصمیم گرفته ام با معرفی این اندیشمند و عقاید و نوشته هایش ،کمی از بار این مسئولیت و وجدان درد خود بکاهم .(البته این را می دانم که من فقط می توانم بخشی از چهره ی این اندیشمند را نشان بدهم .)
((
نامی آشنا اندیشمند و روشنفکر بزرگ جناب آقای دکتر علی شریعتی))
ابتدا کلام :هیچ مذهبی ،تاریخی و ملتی ،چنین خانواده یی ندارد :خانواده یی که در آن ،پدر((علی))است ، و مادر ((فاطمه)) و پسر ((حسین)) ، و دختر ((زینب)).
[b]به هیچ خانواده یی از جانب ملتی ،این همه عشق و اخلاص و ایمان و شعر و خون ، نثار نشده است !ملت ما ،برگرد در و بام خانه ی ((فاطمه))، یک فرهنگ پدید آورده است !

دکتر علی شریعتی
آثار دکتر علی شریعتی
  • کتاب ابوذر -
  • کتاب علی حقیقتی بر گونه اساطیر -
  • کتاب زندگی علی پس از مرگش -
  • کتاب علی تنهاست -
  • کتاب آری برادر چنین بود -
  • کتاب با مخاطب های آشنا -
  • کتاب بازگشت به خوشتن -
  • کتاب انسان بیخود -
  • کتاب انسان و اسلام -
  • کتاب انتظار ، مذهب اعتراض -
  • کتاب عرفان ، برابری آزادی -
  • کتاب فلسفه تاریخ -
  • کتاب فاطمه فاطمه است -
  • کتاب گیاه شناسی -
  • کتاب هبوط در کویر -
  • کتاب ابراهیم در کشاکش یک انتخاب -
  • کتاب جهت گیری طبقاتی اسلام -
  • کتاب خود آگاهی و استحمار -
  • کتاب خداحافظ شهر شهادت -
  • کتاب خودسازی انقلابی -
  • کتاب اگر مارکس و پاپ نبودند -
  • کتاب مذهب علیه مذهب -
  • کتاب ترجمه دفتر اول نیایش از کارل مارکس -
  • کتاب نیاز های انسان امروز -
  • کتاب چه نیازی به علی هست -
  • کتاب پدر و مادر ما متهمید -
  • کتاب پیروان علی و رنجهایش -
  • کتاب تشیع علوی و تشیع صفوی -
  • کتاب شهادت -
  • کتاب پیام امید به روشن فکر مسئول -
  • کتاب سرود آفرینش -
  • کتاب توحید و شرک -
  • کتاب یک جلوش ، تا بینهایت صفر ها
  • [تصویر: 367328_Vwno4Fb9.jpg]

زندگینامه دکتر علی شریعتی
در یکی از روزهای سال 1312 در خانواده محمد تقی شریعتی مرد دین و خدا، آموزگاری خردمند و انسانی پارسا و کوشا نوزادیچشم به جهان گشود.
پدرش با ارادت خاصی که به پیشوای بزرگ شیعیان و ابرمرد دنیای اسلام داشت، او را" علی" نام نهاد. علی شریعتی دوران کودکی را پشت سر گذاشت و راهی دبستان شد.
علی شریعتی شش سال بعد به دبیرستان فردوسی رفت و سپس دانشسرای مقدماتی را در مشهد به پایان برد. همه آنهائی که علی شریعتی را از نزدیک میشناختند بدین واقعیت اعتراف دارند که میان علی جوان 19 ساله با دیگر جوانان هم سن و سالش تفاوتی قابل درک وجود داشت.
علی شریعتی بر خلاف دیگر جوانان علم و آگاهیش به آموخته هایش در دوره دبیرستان و دانشسرا محدود نمی شد، وی با شوقی بسیار در محضر پدر فاضلش به کسب علم واقعی پرداخته و در آن سن وسال به آگاهی های چشمگیر دست یافته بود که تحصیلات درسی اش اعتبار چندانی در برابر آن آموخته ها نداشت.
علی شریعتی با پایان کار دانشسرا به آموزگاری پرداخت و به کلاس درس قدم گذارد و به کاری پرداخت که در تمامی دوران زندگی کوتاهش سخت به آن شوق داشت و با ایمانی خالص با تمامی وجودش آنرا دنبال کرد.
علی شریعتی در سال 1334 به دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشکده مشهد وارد گشت ورشته ادبیات فارسی را برگزید.
سال 1335 سالی است که با آن مرحله خاصی در زندگی علی شریعتی آغاز می شود. در این سال علی همسری برمی گزیند و با یکی از همکلاسان خود بنام، پوران شریعت رضوی ازدواج می کند. علی شریعتی ازآن تاریخ با بهره مند بودن از صمیمیت فداکاری، گذشت و جنبه های انسانی همسرش، دغدغه خاطری از بابت زندگی خانوادگی نداشت تا جائی که عمده بارمسئولیت زندگی بر دوش همسر فداکارش بود.
علی شریعتی در طول مدت تحصیل در دانشکده ادبیات با علاقه ای خاص به کار تحقیق و پژوهش در زمینه های مختلف پرداخت و دست به انتشار آثاری چون، ترجمه ابوذرغفاری، ترجمه نیایش اثرالکسیس کارل و یک رشته مقاله های تحقیقی در این زمینه همت گماشت. این همه معرف خصوصیات روحی و جهت فکری ودقت و ارزش کارهای تحقیقاتی جوانی بود که هیچگاه از تفکر، خلق و آفرینش بازنایستاد.
سفر به دیارغرب:
علی شریعتی در سال 1337 پس از دریافت لیسانس در رشته ادبیات فارسی چون شاگرد اول رشته شده بود، برای ادامه تحصیل به فرانسه فرستاده شد.((در سه سال اقامتش در این سرزمین، همراه تحصیل به سازمان آزادی بخش الجزایر پیوست و به همین اتهام در پاریس به زندان افتاد.))
او جزء معدود دانشجویانی بود که بجا و به موقع برای ادامه تحصیل و برخورداری از امکانات وسیع علمی روانه غرب شدند.
علی شریعتی که اندوخته ای به نسبت وسیع از فرهنگ ملی و اسلامی در حد یک انسان با تجربه و صاحب نظر با دنیای پرتلاطم و اقیانوس بیکران فرهنگ غرب برخورد نمود و با قدرت لازم توفیق آن یافت را تا به یاری بینش وسیع و موشکافش آنچه را که نمی دانست بیاموزد و بضاعت و شناخت علمی خود را درزمینه های مختلفی چون، جامعه شناسی، مبانی علم تاریخ ، تاریخ و فرهنگ اسلامی و بسیاری زمینه های دیگرغنی سازد و با برخورداری از محضراستادانی صاحب مکتب و متفکرانی آزاد اندیش پا ازحریم تحصیلات کلاسیک دانشگاهی بیرون نهاد و قدرت اندیشه اش را تعالی بخشید.
بازگشت به وطن
دکترعلی شریعتی پس از بازگشت به ایران مستقیماً به زندان رفت و بعد از چند ماه به خراسان زادگاه خویش رفت جایی که جمع فراوانی از دوستان و پیروان مکتب پدر ارجمند او، انتظارش را می کشیدند. دکتر علی شریعتی به دانشگاه مشهد پیوست و شوق وشوری ناگفتنی در بین دانشجویان بوجود آورد.
مکتب سازندگی حسینیه ارشاد
سال 1348 را باید سالی مهم در تاریخ زندگی دکتر علی شریعتی و در تاریخ حوادث و رویدادهای سالهای اخیر وطنمان به شمار آورد.
در این سال است که درهای حسینیه ارشاد بعنوان یک مرکز فرهنگی اسلامی، به روی همه مردم و بخصوص جوانان گشوده می شود و بعد از سالهای دراز سکوت وسکون موج دوستداران علم و جویندگان حقیقت به سوی این محفل سرازیر می گردد. در این محل است که دکتر علی شریعتی با قدرت و نیروی کم نظیری هرهفته ساعتها به گفتارمی نشیند و درمباحث مختلف سخن می گوید.
علی شریعتی با کنجکاوی ودیدی وسیع از یکسو به تجزیه و تحلیل تاریخ وطنش، تاریخ جهان اسلام، چهره های مقدس و شخصیتهای بزرگ اسلام پرداخت و از سوی دیگر با ظرافت و بینشی خاص به توجیه چگونگی حیات جامعه کنونی وطنش، ضعف های آن ، نابسامانیها، پریشانیها و بالاخره جنبه های انحطاطی آن اقدام نمود و با شجاعتی کم نظیر کوشید تا مردم و بخصوص نسل جوان را از واقعیت های دردناک سرزمین خویش آگاه کند و جامعه هویت از کف داده وطنش را با اصالت های فرهنگ خویش آشنا سازد.
دوران سکوت و زندان
دکتر علی شریعتی با تلاش خستگی ناپذیر شب ها تا صبح سرگرم خواندن و نوشتن بود و روزها بعد از مدت کمی استراحت به سخن گفتن می پرداخت.
هر چه بیشتر می نوشت و بیشتر می گفت اقبال مردم و جامعه به او بیشتر می شد و در عوض دشمنان دین و ملت را به هراس می انداخت . به همین دلیل کار استادی و آموزشی اش در دانشگاه مشهد پایان دادند و بعنوان عنصر نامطلوب از تدریس او جلوگیری به عمل آوردند.
زمانی بعد از ادامه سخنرانیهای دکتر علی شریعتی در حسینیه ارشاد ممانعت به عمل آوردند و کمی بعد حسینیه ارشاد را تعطیل ساختند تا دیگر مردم امیدی به شنیدن سخنان دکتر شریعتی نداشته باشند.
دکتر علی شریعتی که دور از مردم بودن و در خاموشی بسر بردن برایش زجری بزرگ بود، با تمام این ناراحتی ها ساخت و خود را با نوشتن هر چه بیشتر مشغول داشت، ولی بداندیشان ودشمنان مردم را این همه بس نبود و سرانجام در مهر ماه سال 1353 بزندانش افکندند و مدت 18 ماه او را در سلولی کم نور و تنها قرار دادند.
رهائی و مرگ
دکتر علی شریعتی در 25 اردیبهشت ماه 1356 تهران را به سوی اروپا ترک گفت به این امید که به زودی با پیوستن همسر و فرزندانش ، به او دوران جدیدی از زندگیش را آغاز کند و بتواند به خلق آثاری بیشتر، قوی تر و روشنگرتر بپردازد.
سرانجام روز یکشنبه 29 خرداد ماه 1356 فرا رسید. در آن روز دوستان دکترعلی شریعتی ضمن آنکه شاهد سیمای آرام و لبخند صمیمی و همیشگی او بودند، به خوبی احساس می کردند که نوعی شادی توام با انتظار و تشویش وجود آن مرد بزرگ را در بر گرفته است.
علی آن روز در انتظار آن بود تا از همسر و سه فرزندش استقبال کند. از چند روز پیش به او خبر داده بودند که خانواده اش در آنروز به لندن وارد خواهند شد. زمان انتظار به سر رسید. هواپیما در فرودگاه لندن به زمین نشست و شریعتی کمی بعد خود را تنها در برابر دو دختر سیزده و چهارده ساله اش یافت که تنها بدون مادر و فرزند کوچک خانواده آمده بودند. همسر و فرزند کوچک دکتر شریعتی اجازه خروج از فرودگاه را نیافتند وبه عنوان گروگان در ایران نگاه داشته شدند.
علی رطوبت بازمانده از اشکهای فشانده بر گونه های فرزندان دلبندش را در هنگام بوسیدن آنها احساس کرد . و سرانجام در 29 خرداد 1356 دکتر شریعتی به طرز مرموزی دیده از جهان فرو بست و چراغ پر فروغ زندگی پربارش درزمانی که می رفت تا از آن پس در اوج پختگی و توانائی فکری و عملی سالیان دراز به خلق آثار شگرف بپردازد و به ملت و سرزمین و فرهنگ خویش صادقانه خدمت کند، خاموش گشت و یاران وفادارش را در غم ازدست دادن عزیزی چون او سوگوار ساخت.
منبع:.tebyan.net

((البته در تاریخ ها کمی تناقض هست ))
(( نکته : اکثر مطالب این تایپیک تا صفحه ی 8 ،از کتاب ، حکایت هایی از زندگی دکتر شریعتی ، به تدوین و مقدمه : ش . لامعی است ))
[تصویر: hhe252.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، fiftynine ، ztb ، سید ابراهیم ، یاوران مهدی ، ارش کمانگیر ، N.Mahdavian ، Farzaneh ، Mohammad Trust ، Bahar ، Asma ، عدالت ، عبدالرحیم ، Havbb 110 ، یاســین ، SAViOR ، فرمیسک ، faateme-313 ، سجاد313 ، شهـاب ، فانوس *7* ، black ، warior ، m.hossein ، sabrina ، رضا میزانی ، السا ، termeh ، sadegh-a ، مجتبی110 ، help me ، captaincharisma ، hamoon ، سدرة المنتهی ، 313flowers ، محمد حسین ، L.H ، قلب ، Ali#59 ، صبح صادق ، fafa* ، revenger ، رمز شب ، هادی اندیشه ، حسن عزتي ، soora ، علمدار133 ، bi-ehsaas ، blue.blood ، ADAM ، hessam ، هادی... ، نجف آبادی ، 135 ، سرباز ولایت ، آفتاب پنهانی ، vahrakan ، yektasepas ، سعید714 ، phoenix313 ، amirak ، قاتل مرگ ، N2376DIR

آغاز صفحه 13 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۶:۱۴, ۲۸/آبان/۹۳
شماره ارسال: #121
آواتار
کویر

بخش چهارم


روانکاوان خواهند گفت :

آری ، روشن است . امروز پسیکانالیزم همه (ی) اسرار درون تاریک و پیچیده (ی) روح آدمی را بر ملا کرده است با دانستن همین کلمه (ی) (( عقده )) یا (( سرکوفتگی و تمایلات (( خورده )) ، همه (ی) حالات ، صفات و ابعاد و همه (ی) تجلیات گونه گونه (ی) روح اسرار آمیزانسان و ریشه و معنی و جهت همه(ی) افکار فلسفی و عقاید و عواطف بشری ، با (( یک نظر )) ، و حتی بی همین یک نظر ، بلکه با (( یک خبر )) ، غایبانه ، حلاجی میشود و تجزیه و تحلیل .

چنانکه از خلال این نوشته ها پیداست ، نویسنده دارای عقده های روانی و تمایلات سرکوفته ایست که در صورت این احساس های شدید عرفان گونه و اندیشه – های سمبلیک فلسفی - که همگی تجلی روح وی است - ظهور نموده . نویسنده ، چنانکه خود میگوید ، در محیط بی آب و علفی مانند کویر نمک بدنیا آمده و از طرفی ، از جانب مادر ، به طبقه (ی) ملاک و فئودال روستایی و از جانب پدر ، به خانواده (ی) علمای روحانی وابسته است که این هر دوطبقه در عصر جدید روبه زوال و ورشکستگی رفته اند و متلاشی شده اند . بنابراین ، قامت طبقاتی خانواده(ی) وی – که هم از نظر مادی و هم از جهت معنوی و حیثیات اجتماعی – کشیده و استوار و نیرومند بوده و مرفه و برخوردار میزیسته است – برروی هر دو پایش به زانو در آمده و این فروریختن نیز در روح او عقده دیگری بوجود آورده است و سپس ازکویر ایران به پاریس رفته و احساس فاصله (ی) میان این دو دنیا – که دنیای او و دنیای دیگران است – در او عقده(ی) سومی را منعقد کرده است . سپس تحصیلات عالیه اش را در سوربن بپایان برده و با داشتن مدارک عالی و ممتاز علمی ، به ایران برگشته و پس از (( پیش آمدهای جانکاه و تن کاه که یک خروار عقده به جانش ریخته ، به مقام ((معلم دیکته و فارسی و انشای دبیرستان کشاورزی روستا طرق )) ( حومه (ی) شهر مشهد ) منصوب و مشغول خدمت گشته و این عقده (ی) چهارم یا چهلمی در او ایجاد کرده و ... بعد ، در ضمن برخورد ها چشمش به یکی دو عدد از این روانکاوان رایج مملکتی ، متخصصان مونتاژ شده(ی) پسیکانالیزم فرویدی کار وطن ، امثال ماها ، افتاده و همه(ی) عقده های عالم در دلش ، حلقومش ، گره خورده است ؛ عقده (ی) کینه از این همه وقاحت و عقده (ی) گریه از این همه بدبختی و ... خلاصه این نوشته ها تجلی این عقده های سرکوفته در درون سربسته(ی) نویسنده است )) .
پایان بخش چهارم .

قسمتی از بخش پنجم ( و بخش پایانی نقد و تقریظ )

اما ... من چه بگویم ؟
در برابر این همه (( نقد )) های جامعه شناسی و ادبی و غیره دفاعی ندارم !
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Bidel.s ، Mohammad Trust
۲۲:۴۷, ۸/دی/۹۳
شماره ارسال: #122
آواتار
حتما اینو بخونید !

حتما بخونید !
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۳۲, ۵/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #123
آواتار
یا زینب
ای زینب! ای زبان علی در کام! ای رسالت حسین بر دوش! ای که از کربلا می‌آیی و پیام شهیدان را در میان هیاهوی همیشگی قدّاره بندان و جلادان همچنان به گوش تاریخ می‌رسانی ...
بگو ای خواهر! بگو که ما چه کنیم؟ لحظه‌ای بنگر که ما چه می‌کشیم؟ دمی به ما گوش کن تا مصایب خویش را با تو بازگوییم. با تو ای خواهر مهربان! ... ما را نیز در پی این قافله با خود ببر.

---------------------------------------------------------------------------------
ای زینب! ای زینب! ای زبان علی در کام!
با ملت خویش حرف بزن.
ای زن! ای که مردانگی در رکاب تو جوانمردی آموخت! زنان ملت ما، اینان که نام تو آتش عشق و درد بر جانشان می‌افکند، به تو محتاج‌اند. بیش از همه وقت.
ای زینب! ای زبان علی در کام! ای رسالت حسین بر دوش! ای که از کربلا می‌آیی و پیام شهیدان را در میان هیاهوی همیشگی قدّاره بندان و جلادان همچنان به گوش تاریخ می‌رسانی.


معلم شهید دکتر علی شریعتی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، N.Mahdavian ، Mohammad Trust ، السا
۲۰:۵۲, ۱۸/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #124
آواتار
[تصویر: file_38200.jpeg]


آخرین سخنم به آنها که به نام روشنفکری، گرایش مذهبی مرا ناشناخته و قالبی می‌کوبیدند اینکه:
دین چو منی گزاف و آسان نبود
روشنتر از ایمان من ایمان نبود
در دهر چو من یکی و آن هم مؤمن
پس در همه دهر یک بی ایمان نبود
ایمان در دل من، عبارت از آن سیر صعودیی است که، پس از رسیدن به بام عدالت اقتصادی، به معنای علمی کلمه، و آزادی انسانی، به معنای غیر بوروژازی اصطلاح، در زندگی آدمی آغاز میشود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا ، ندا دهنده ، vahrakan
۲۲:۵۲, ۶/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #125

این شخصیت چند بذر تردیدی پاشید که همیشه باید در کارها اهم و مهم اخلاص کرد!!!!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۰۱, ۷/اردیبهشت/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/اردیبهشت/۹۴ ۰:۰۵ توسط ندا دهنده.)
شماره ارسال: #126
آواتار
میشه لطفا بیشتر توضیح بدهید ؟

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan
۸:۲۹, ۷/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #127
آواتار
دکتر شريعتی از نگاه امام خمینی،امام خامنه ای،امام صدر و...+دانلود فیلم و صوت و pdf

دکتر شريعتی از نگاه امام خمینی،امام خامنه ای،امام صدر و...+دانلود فیلم و صوت و pdf


برای دانلود فیلم، صوت و فایل pdf به پايين عکسها مراجعه کنید



حضرت امام خامنه ای: بياييم شريعتي را با مطهري بياميزيم. شريعتي را در كنار مطهري مطالعه كنيم. تركيبي از زيبايي‌هاي شريعتي با بتون‌آرمه انديشه اسلامي مطهري به ‌وجود بياوريم، آن به ‌نظر من همان مرحله نويني است كه نسل ما به آن نياز دارد. (نویسنده وبلاگ: البته با پالایش آثار دکتر شریعتی و تطبیق آن با دین، توسط بزرگان اسلام)

وفات: 29 خرداد 1356_لندن

[تصویر: 13715903511.jpg]



مدتها بود میخواستم که کار کاملی در مورد شخصیت والای دکتر شریعتی انجام دهم، با توجه به حجم ناجوانمردانه پيامکهای تخریبی علیه این شخصیت مظلوم در سالهای اخیر و تخریب ایشان توسط مذهبیون ناآگاه و طرفداری های نابجای افراطیون از ایشان، مصمم شدم که کار کاملی در مورد ايشان و در خور شأن وی انجام دهم. لذا بهترین روش را در اين ديدم که این شخصیت متفکر را به جای اینکه از نگاه خودم نقد کنم، بهترین روش برای شناساندن وی نگاه بزرگان و شخصيّتهای انقلاب اسلامی را مبنا قرار دهم، نظر بزرگانی چون امام خمینی،امام خامنه ای،امام صدر، شهيد مطهری، شهيد بهشتی، شهيد چمران و... .
طبیعتاً بهترین راه هم برای پذیرش هر انسان مطیع ولایت و مذهبی می تواند نگاه بزرگان دین و مملکت اسلامی اش باشد، با خواندن مقاله بی نظری که با تلاش و سپری کردن وقت زیاد برای تهيه آن آماده کرده ام حتماً از نظرات ناب اين بزرگان در مورد دکتر شریعتی تعجّب خواهيد کرد.



آیا می دانید چه کسی در سوریه(محل تدفین دکتر شریعتی) و در کنار بارگاه حضرت زينب بر جنازه مطهر دکتر شریعتی نماز خواند و حتی برایش در بیروت مراسم چهلم گرفت!؟
جواب: حضرت امام موسی صدر!
بله! این شخصیت بی نظیر بود که می فهمید شریعتی کیست!

[تصویر: 13715903514.jpg][b]

عکسی نایاب از اقامه نماز ميّت بر پيکر مطهر دکتر شریعتی توسط امام موسی صدر در دمشق






[تصویر: 13715903512.jpg]


[تصویر: 13715903513.jpg]

عکسهایی که به تازگی منتشر شده. تشييع پيکر دکتر شریعتی در لندن به تاریخ 30 خرداد 56





... و امّا دانلود فایلهایی کمياب و بی نظیر برای دانستن مطالب کامل در مورد شخصيّت دکتر شریعتی:

1. اولین فایل دانلودی، pdf بی نظیری هستش که بنده با صرف وقت زياد و با حوصله، به جمع آوری و تدوين نظرات
بزرگانی چون امام خمینی،امام خامنه ای،امام صدر، شهيد مطهری، شهيد بهشتی، شهيد چمران و... در مورد دکتر شریعتی پرداختم، و دکتر شریعتی رو واقع بینانه و به دور از افراط و تفریط معرفی کردم.

اين pdf بی نظیر رو که مطمئنم جایی گیرتون نمیاد در يک فایل زیپ شده و با حجم
535.14 کيلو بایت دانلود کنيد:

2. دانلود اقدامات امام صدر بعد از رحلت دکتر شريعتي، برگرفته از قسمت 14 مجموعه امام موسي صدر(کاري از روايت فتح)، در قالب فایل avi، به مدّت 5:07 و با وضوح تصوير 352x288، در يک فايل زيپ و با حجم 18.72 مگابایت:

[u]avi دانلود اقدامات امام صدر بعد از رحلت دکتر شريعتي








3. دانلود سخنرانی امام موسی صدر در مراسم چهلم دکتر شریعتی در بیروت، با موضوع: به چه دليل براي دکتر شريعتي جلسه اي به پا ميکنيم و يادبود او را گرامي ميداريم!؟، در قالب فايل mp3، به مدت 28:17، در يک فايل زيپ و با حجم 3.1 مگابایت:
[u]mp3 امام صدر_به چه دليل براي دکتر شريعتي جلسه اي به پا ميکنيم و يادبود او را گرامي ميداريم!؟[/b]








4. نماهنگی کوتاه از تمجيد دکتر عباسی از شخصیت دکتر شریعتی و استاد مطهری، در قالب فایل avi، به مدت 20 ثانیه و با وضوح تصوير 352x288، در یک فایل زیپ و با حجم 859.84 کيلو بایت:

[u]avi دکتر عبّاسي_تمجيد از دکتر شريعتي و استاد مطهري[/b]









خلاصه ای از نظرات حضرت امام خامنه ای در مورد شخصیّت دکتر شریعتی که بنده به طور کامل در فایل pdf ارائه شده در بالا قرار دادم:

امام خامنه ای:
- «آنتی تز» جریان روشنفكری ضد اسلامی دقیقاً شریعتی بود.

- دكتر شریعتی حقیقت پذیر بود.

- به قول خود شریعتی مجازات را به قدر گناه بدهید و نه بیشتر، او خودش هم می‌گفت من اشتباهاتی دارم، اما مجازاتی كه بعضی از آقایان برای من در نظر می‌گیرند صد برابر بزرگتر از اشتباه من است. اگر صد برابر بزرگتر نبوده ده برابر بزرگتر بود.

- به نظر من شريعتي به‌خلاف آنچه كه همگان تصوّر مي‌كنند، چهره‌اي همچنان مظلوم است و اين به ‌دليل طرفداران و مخالفان اوست؛ يعني از شگفتي‌هاي زمان و شايد از شگفتي‌هاي شريعتي اين است كه هم طرفداران و هم مخالفانش نوعي هم‌ دستي با هم كرده‌اند تا اين انسان دردمند و پرشور را ناشناخته نگهدارند و اين ظلمي به اوست.

- در آنجا [نجف] امام بدون اينكه اسم شريعتي را بياورند، اينجور بيان كرده بودند: (چيزي نزديك به اين مضمون): به‌ خاطر چهار تا اشتباه در كتاب ‌هايش بكوبيم، اين صحيح نيست.

- [مخالفان] شريعتي را سنگري كردند براي كوبيدن روحانيت يا كلاً متفكران انديشه بنياني و فلسفي اسلام.

- شريعتي به‌خلاف آنچه گفته مي‌شود درباره او و هنوز هم عده‌اي خيال مي‌كنند، نه فقط ضد روحاني نبود، بلكه عميقاً مؤمن و معتقد به رسالت روحانيت بود، او مي‌گفت كه روحانيت يك ضرورت است، يك نهاد اصيل و عميق و غير قابل خدشه است، و اگر كسي با روحانيت مخالفت بكند، يقيناً از يك آبشخور استعماري تغذيه مي‌شود. اين‌ ها اعتقادات او بود در اين هيچ شك نكنيد اين از چيزهايي بود كه جزو معارف قطعي شريعتي بود، اما در مورد روحانيت او تصورش اين بود كه روحانيون به رسالتي كه روحانيت بر دوش دارد، به ‌طور كامل عمل نمي‌ كنند.

- او گفت علت اينكه من از روحانيت انتقاد مي‌كنم، از حوزه علميه انتقاد مي‌كنم اين است كه ما از حوزه علميه انتظار و توقع داريم از روشنفكر جماعت، هيچ توقعي نداريم، نهادي كه ولادتش در آغوش فرهنگ غربي بوده، اين چيزي نيست كه ما در او انتظار داشته باشيم.

- ايشان در سال 54 و 55 معتقد بود كه اكثريت روحانيت به آن رسالت عمل مي‌كنند و لذا در اين اواخر عمر دكتر شريعتي نه فقط معتقد به روحانيت، بلكه معتقد به روحانيون نيز بود و معتقد بود كه اكثريت روحانيت در خط عمل به همان رسالتي هستند كه بر دوش روحانيت واقعاً هست.
البته با روحانيوني كه مي‌فهميد كه در آن خط نيستند با آنها خوب نبود و شخصاً به امام خميني (رحمة الله علیه) بسيار علاقه‌مند و ارادتمند بود.

- هركس و هر چپ‌گرايي (اگرچه زير نام اسلام) اگر امروز شريعتي را از خودش بداند، يقيناً گزافه‌اي بيش نگفته است. همچنين مجاهدي كه امروز شريعتي را از خودش بداند يقيناً گزافه‌اي بيش نگفته است.

- همين مجاهدين كه امروز طرفداري از دكتر شريعتي مي‌كنند. اينها در سال 51 و 52 جزو سخت‌ترين مخالفين شريعتي بودند. خوب امروز چطور مي‌توانند شريعتي را قطب خودشان بدانند.

- بياييم آن مسائلي را كه شريعتي با استفاده از آشنايي‌هاي خودش با فرهنگ اسلام فهميده و ارائه داده بود با اصول اساسي فلسفي مكتب اسلام بياميزيم و منطبق كنيم. آنچه به‌دست خواهد آمد به نظر من مرحله جديدي است كه مي‌تواند براي نسل ما مفيد باشد، به تعبير بهتر بياييم شريعتي را با مطهري بياميزيم. شريعتي را در كنار مطهري مطالعه كنيم. تركيبي از زيبايي‌هاي شريعتي با بتون‌آرمه انديشه اسلامي مطهري به ‌وجود بياوريم، آن به ‌نظر من همان مرحله نويني است كه نسل ما به آن نياز دارد.

- شریعتی به خود من بارها می‌گفت که من مرید مطهری هستم، مطهری را استاد خودش می‌دانست و ستایشی که او از مطهری می‌کرد، ستایش یک آشنا به شخصیت عظیم و پیچیده و پرقوای مطهری بود.

- دست نوشته‌ای از امام خامنه‌ای:
... مطهری و طالقانی و شریعتی در این انقلاب حکم «پرچم» را داشتند. همیشه بودند. تا آخر بودند. چشم و دل «مردم» و نه خواص از آن ‌ها پر است و این همیشه بودن و با مردم بودن، چیز کمی نیست.

- حضرت امام خامنه ای قضاوت شهید مطهری در باره شریعتی را نمی پسندند. ایشان در این زمینه می نویسند: « نظرات مرحوم شهید مطهری در باره شریعتی – چه در آغاز آشنائیشان که تا دو سه سال از وی به نحو شگفت آوری ستایش می کرد و چه در سالهای بعد که از او به نحو شگفت آوری مذمت می فرمود – غالبا مبالغه آمیز ... بود. در همین مطالبی که ایشان به امام مرقوم داشته، نشانه های بزرگنمایی آشکار است. برخی دیگر از دوستان ما از جمله مرحوم شهید بهشتی نیز همین نظر را در باره اظهارات شهید مطهری داشتند.»


شهيد بهشتی:
- شهید بهشتی معتقد بود که او یک روشنفکر مذهبی و دینی است و می‌تواند به خوبی در خدمت اسلام باشد. از اعتقادات شهید بهشتی (رحمة الله علیه) این بود که اگر بتوانیم مرحوم شریعتی را هدایت کنیم و افکارش را درست کنیم و قضاوت‌های افراطی، احساسی و هیجانی‌اش را تعدیل کنیم، او می‌تواند نیروی خوبی در خدمت انقلاب، حوزه، روحانیت، اسلام و نهضت اسلامی باشد. شهید بهشتی معتقد بود که می‌توان با شریعتی کنار آمد.




تهيّه،تدوين،ويرايش و تنظيم:
وبلاگ پيچ بزرگ تاريخي (piche-bozorge-tarikh.blogfa.com)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، Mohammad Trust ، del@
۲۱:۳۳, ۸/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #128

(۷/اردیبهشت/۹۴ ۰:۰۱)ندا دهنده نوشته است:  
میشه لطفا بیشتر توضیح بدهید ؟




در اخلاص الهی از ظاهر باید زد تا جلوی این عقاید و مشتریانش دیده شد گرچه خود اخلاص رو از نورانیت و شعائر جدا کنی اخلاص نیست مردمی بودن رو جایگزین الهی بودن نتیجه انتشار عقیده دکتر بود که در مرور زمان همه چیز را متهم میکند!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۰۳, ۸/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #129
آواتار
(۸/اردیبهشت/۹۴ ۲۱:۳۳)ehsan8taherian نوشته است:  در اخلاص الهی از ظاهر باید زد تا جلوی این عقاید و مشتریانش دیده شد گرچه خود اخلاص رو از نورانیت و شعائر جدا کنی اخلاص نیست مردمی بودن رو جایگزین الهی بودن نتیجه انتشار عقیده دکتر بود که در مرور زمان همه چیز را متهم میکند!

من نفهمیدم ... ساده تر میشه توضیح بدید ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۰۹, ۹/اردیبهشت/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/اردیبهشت/۹۴ ۰:۱۰ توسط Bidel.s.)
شماره ارسال: #130
آواتار
مجسمه روتردام، مجسمه انسان امروز است و انسان پس از جنگ یعنی انسان متمدن امروز را نشان می دهد که مقتدر شد، چنان اقتدار پیدا کرد که صلابت سنگ یافت. اما در عین حال دارد فرو می ریزد و هر آن احتمال می رود که متلاشی شود! چرا که این تمدن بر اساس شناخت انسان ساخته نشد، بی آنکه معنایی برای زندگی انسان تصور کرده باشیم، به ساختن تمدن مقتدر و لوکس پرداخته شده است.
[تصویر: rotterdam-bombing-statue.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا