کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4.75 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شرح جامع زیارت عاشورا
۲۳:۰۵, ۱۴/تیر/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا اباعبدالله المظلوم


یک منتظر دو زیارت را باید مهم و حیاتی بداند(حداقل)

زیارت عاشورا و زیارت جامعه کبیره

در این تاپیک میخواهم جامع ترین شرح زیارت مهم عاشورا را به تدریج ارائه کنم

شارح این اثر آیت الله میرخانی هستند که در 51 جلسه سخنرانی کرده اند

اگر شرحی بر جامعه کبیره به همین گستردگی پیدا کردم ارائه میکنم

دوستان خواهشا اول کامل بخوانید و سریع رد نشوید و برای همین کم کم ارسال میزنم که خسته نشوید

پس شروع میکنیم با ذکر نام باب الحسین ابالفضل العباس(علیه السلام)...


[تصویر: 133.png]

*****
بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه
يا ولى العصر ادركنى
پس از حمد و ستايش حضرت باريتعالى و درود بى منتهى بر حضرت خاتم النبيين و دوازده وصى گراميش صلوات الله عليهم اجمعين چنين گويد:
اين بنده حقير سراپا تقصير كه مدتى بود در نظر داشتم كه شرحى بر زيارت عاشورا بنويسم و ضمنا طورى باشد كه در مجالس ‍ هفتگى خودم براى مردم هم گفته شود.
تا اين ايام با سعادت كه مولود حضرت رضا عليه آلاف التحيه و الثناء ميباشد با استمداد از حضرت شروع بنوشتن اينمطالب نمودم ، اميدوارم از بحر مواج كرم آن بزرگوار و آباء و اجداد گرامش و ساير اولاد طاهرين آنحضرت چنانم كه خود آن بزرگواران نظر عنايتى فرموده اين زيارت عاشورا را باتمام رسد و چون اين مطالب در منبر براى مردم گفته ميشود بايد طورى باشد كه بصورت منبر درآمده و مستمع را كسل و ناراحت نكند، بنابراين اگر در بين مطالب ذكر قصص و حكايات و يا مواعظى را نموديم خرده گيرى از ما نشود، اگر چه اين سبك با نوشتن كتاب مخالف است ولى ما بيشتر رعايت جنبه منبرى را نموديم .

مجلس اول : فضيلت زيارت عاشورا

روايت اول
شيخ طوسى در كتاب مصباح المجتهد از ((محمد بن اسماعيل بن يزبع )) و او از ((صالح بن عقبه )) و او از پدرش و او از حضرت باقر (ع ) روايت ميكند كه فرمود: هر كس حسين بن على (ع ) را در روز عاشورا - دهم محرم - زيارت كند و نزد قبر آنحضرت گريان شود روز قيامت خداوند را با ثواب دوهزار حج و دوهزار عمره و دوهزار جهاد ملاقات كند، آنهم ثواب حج و عمره و جهادى كه در خدمت رسول اكرم و ائمه طاهرين عليهم السلام بوده باشد.
راوى ميگويد: عرض كردم فدايت شوم براى كسى كه در شهر يا كشور ديگريست و نمى تواند در آنروز خود را به قبر آنحضرت برساند چه ثوابى خواهد بود؟
حضرت فرمودند: اگر چنين باشد بصحرا يا بالاى بام خانه خود رود و با سلام اشاره به سوى قبر آنحضرت كرده بر لعن قاتلان آنحضرت جديت كند، و بعد دو ركعت نماز بخواند و اينكار را هنگام برآمدن روز قبل از ظهر انجام دهد، آنگاه هم خودش در مصيبت آنحضرت گريه كند و هم اگر ترسى نداشته باشد امر كند تا خانواده او نيز بر آنحضرت گريه كنند و در خانه اش مجلس ‍ مصيبتى برپا كرده و مصيبت حضرت سيدالشهداء را به يكديگر تعزيت گويند. من ضامن ميشوم كسى كه اين عمل را انجام دهد خداوند تمام آن ثوابها را به او عنايت فرمايد.
راوى عرض كرد چگونه يكديگر را تعزيت بگوئيم ؟ فرمود بگوئيد:
اعظم الله اجورنا بمصابنا بالحسين عليه السلام و جعلنا و اياكم من الطالبين تباره مع وليه الاءمام المهدى من ال محمد عليهم السلام .
يعنى خداوند اجر ما را به سوگوارى بر حسين عليه السلام بيفزايد و ما و شما را از خونخواهان او همراه با ولى خود امام مهدى آل محمد عليهم السلام قرار دهد.
آنگاه حضرت فرمودند: اگر ميتوانى آنروز از خانه بيرون مرو كه روز نحسى است و حاجت مؤ من برآورده نمى شود و اگر هم برآورده شود ميمون و مبارك نخواهد بود.
هيچيك از شما در آنروز چيزى در منزل ذخيره نكند كه اگر چنين كرد بركت نخواهد داشت اگر كسى اين دستور را عمل كند ثواب هزار حج و هزار عمره و هزار جهاد با رسول خدا صلى الله عليه و آله را براى او خواهد نوشت و اجر و ثواب هر نبى و رسول و وصى و صديق و شهيدى كه از ابتداى خلقت دنيا تاكنون در راه خدا مرده يا شهيد شده است خواهد داشت .
روايت دوم
صالح بن عقبه و سيف بن عميرة نقل ميكنند كه علقمة بن محمد ((الخضرمى )) گفت : به امام باقر (ع ) عرض كردم دعايى بمن تعليم فرمائيد كه اگر از نزديك زيارت كردم بخوانم و دعايى كه اگر از دور اشاره به سلام كردم بخوانم .
حضرت فرمودند: اى علقمه هر گاه تو اشاره بسلام نمودى و دو ركعت نماز را خواندى هنگام اشاره به آنحضرت بعد از تكبير اين قول - زيارت عاشورا- را بگو پس اگر تو اين زيارت را خواندى دعا كرده اى بآنچه كه ملائكه زائر حسين دعا ميكنند و خداوند صد هزار هزار درجه براى تو مينويسد و مانند كسى هستى كه با امام حسين عليه السلام شهيد شده و در درجات آنها شركت كرده باشد و براى تو ثواب زيارت هر پيغمبر و رسول و هر زائرى كه امام حسين عليه السلام را زيارت كرده نوشته شود.
بعد از نقل زيارت علقمه ميگويد: امام باقر عليه السلام بمن فرمودند اگر بتوانى هر روز در خانه خود اين زيارت را بخوانى تمام اين ثوابها براى تو خواهد بود.

ادامه مجلس اول در ارسال بعد ان شاء الله
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Aryha ، عبدالرحیم ، mohammad reza ، مجید املشی ، شهیدطیبه واعظی ، joseffist ، در جستجوی سختی ، Night moans ، یاســین ، m.hossein ، *مهاجر* ، mhvvhm ، Islam ، مجتبی110 ، رضوانه ، fiftynine ، ساقی ، میلاد مسلمی ، مجنون العباس ، help me ، مصطفي مازح7610 ، آیات ، fafa* ، Farzaneh ، SAViOR ، سلیل ، Ali#59 ، Justice Bringer ، عبداللهی ، عشقم کربلا ، 135 ، zahra11 ، محمدهادی ، انتصـار ، mahdy30na ، آفتاب

آغاز صفحه 10 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۴۲, ۱۸/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/فروردین/۹۳ ۱۲:۴۳ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #91
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

علت خانه نشستن اميرالمؤمنين و امام حسن عليهماالسلام

چون خلفاء حق اميرالمومنين(علیه السلام) را غصب كردند حضرت چهل شب فاطمه عليهاالسلام را روى استر نشانيد و دست حسن و حسين عليهماالسلام را گرفت در خانه مهاجر و انصار برده و براى احقاق حق خود طلب نصرت از آنها كرد و فرمود
اگر چهل نفر از شما با من بيعت كنند من حق خود را خواهم گرفت ، آنها وعده ميدادند كه فردا خواهيم داد و چون صبح ميشد جز سلمان و ابوذر و بعضى ديگر جمع نمى شدند،
خلاصه چون آن حضرت تنها بود و معين و ياورى نداشت اگر شمشير ميكشيد بايد همه را بقتل ميرسانيد و در اينوقت اسلام يكباره از ميان ميرفت چاره جز تمكين نبود، لذا به حكم اجبار چيزى نفرمود و در خانه نشست
و ضمنا ميدان امتحانى هم براى مسلمانان بود كه چه كسى مسلم حقيقى و چه كسى مسلم واقعى است

خلفاء در كارهايى كه نميدانستند به آن حضرت رجوع ميكردند و اگر كسى از چيزى سوال ميكرد و نميدانستند از آن حضرت ميپرسيدند پس در عين حاليكه حضرت خانه نشين بود ولى حفظ دين را مينمود.


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fafa* ، عبدالرحمن ، Farzaneh
۱۲:۴۱, ۲۲/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #92
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

ظلم و جور معاويه در دوران امام مجتبى عليه السلام

بعد از شهادت على(علیه السلام) مردم با امام حسن(علیه السلام) بيعت كردند و بعدا به طمع مال دنيا و رياست به تطميع معاويه لعين از آن حضرت بازگشتند و سجاده از زير پايش كشيدند و عبا از دوش مباركش برداشتند و خنجر بر ران مباركش زدند. اطرافيان و اصحاب آن حضرت به معاويه نامه نوشتند كه اگر اجازه بدهى حضرت حسن(علیه السلام) را گرفته تحويل تو خواهيم داد، معاويه آن نامه ها را خدمت آن حضرت ميفرستاد كه با اين اشخاص ميخواهى با من جنگ كنى تا كار به جايى رسيد كه شخصی مثل ابن عباس لشكر امام حسن(علیه السلام) را ترك و بواسطه يك ميليون درهمى كه از معاويه گرفت به معاويه ملحق شد و لذا آن حضرت به جهت نداشتن يار و ياور مجبور شد كه تحت شرايطى با معاويه صلح كند و بعد از صلح هم قبلا گفتيم كه معاويه با آن حضرت و شيعيان آن حضرت چه كرد تا بالاخره آن حضرت را مسموم و شهيد كردند.
ـــــــــــــــــــ
ادامه دارد ان شاءالله...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، Farzaneh
۱۹:۳۷, ۲۴/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #93
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

در دوران امامت حضرت امام حسين عليه السلام كار بي دينى و ظلم اميه شدت پيدا كرد و خانه نشينى على(علیه السلام) و صلح امام مجتبى به اتمام رسيد ديگر جاى هيچگونه مدارا با اين مردم نمانده بود از هر گوشه و كنارى درصدد قتل حسين(علیه السلام) برآمدند. حضرت از مدينه بطرف كوفه حركت كرد در آنجا هم درصدد و قتل آن حضرت برآمدند، لذا حضرت به احترام خانه خدا كه خونش آنجا ريخته نشود بطرف كربلا حركت كرد تا آنجا كه شربت شهادت را نوشيد و مظلوميت خود را بر اهل عالم ثابت نمود، كشته شدن ابا عبدالله عليه السلام ، كم كم مردم را از خواب غفلت بيدار نموده و پى به مظلموميت خانواده عصمت و ظلم بنى اميه بردند.
پس معلوم شد كه واقعا آن حضرت فجر است ، چه هرگاه فجر طالع شد و صبح ظاهر گرديد ديگر قابل انكار نيست و مردم از تاريكى شب نجات مي يابند و چنين بود كه فجر حسينى مردم را از گرداب ضلالت و گمراهى و بدبختى نجات داد.
و اما به عنوان فجر بودن آن حضرت در عالم آخرت آن است كه گناهان و معاصى خلايق را از بين ميبرد و چه فرداى قيامت مردم احتياج به كسى دارند كه دست آنها را گرفته نجات دهد و نجات دهندگان قيامت زياد هستند ولى هيچكدام مانند امام حسين(علیه السلام) نيستند.
در حديث است كه بعد از آنكه جبرئيل در عالم ظاهر خبر شهادت حضرت ابى عبدالله الحسين(علیه السلام) را براى رسول اكرم آورد آن حضرت زياد مهموم و مغموم شد و گريان گرديد، جبرئيل عرض كرد اگر از جهت شهادت حسين دلتنگ ميباشد، از خدا مسئلت نمائيد كه اين تقدير را مرتفع سازد ولى يا رسول الله اگر چنين شود امر شفاعت ناقص ميماند، حضرت فرمود اى جبرئيل اگر چه من حسين را دوست ميدارم ولى امت من زياد گناه كارند من به جهت نجات امتم به شهادت او راضى شدم .
و همچنين وقتى كه پيغمبر خبر شهادت فرزندش حسين را به فاطمه داد و حضرت صديقه طاهره بسيار گريست، عرض كرد اى پدر چگونه طاقت بياورم كه فرزند مرا با لب تشنه شهيد نمايند و بدن او را مجروح كنند پيغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود اى فاطمه اگر راضى نشوى امر شفاعت ناتمام ميماند، عرض كرد راضى شدم .
ـــــــــــــــــــــــــ
ان شاء الله در ادامه ...نجات يافتن زوار قبر حسين(علیه السلام) از آتش جهنم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، عبدالرحمن
۶:۳۲, ۱۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #94
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

نجات يافتن زوار قبر حسين(علیه السلام) از آتش جهنم
در بحارالانوار از كتاب (فلاح السائل) از (محمدبن احمدبن داودبن عقبه) نقل ميكند كه گفت: من همسايه اى داشتم معروف و اسمش على بن محمد بود. گفت: من هر ماه يك مرتبه از كوفه به زيارت قبر حضرت امام حسين عليه السلام ميرفتم و چون پير شدم و جسمم ضعيف شد يك نوبت هم نرفتم، بعد از مدتى كه گذشت يكبار پياده به زيارت آن حضرت مشرف شدم، پس از زيارت و نماز خوابيدم در خواب ديدم كه آن حضرت از قبر بيرون شد،
فرمود: يا على چرا به من جفا كردى و حال آنكه مهربان بودى
عرض كردم: اى آقاى من جسمم ضعيف شده و قوه از پاهايم رفته و عمرم به آخر رسيده چند روز از كوفه تا كربلا در راه بودم تا به زيارت شما مشرف شدم از شما روايتى نقل ميكنند كه ميل دارم از خودتان بشنوم
فرمود: بگو
عرض كردم: روايت كرده اند كه شما فرموده ايد: "من زارنى فى حياته زرته بعد وفاته" يعنى هر كس در زنده بودنش مرا زيارت كند من هم بعد از مرگش او را زيارت خواهم كرد،
حضرت فرمود: بلى من گفته ام و اگر ببينم كه زائرين قبر من در ميان جهنم ميسوزند آنها را از آتش جهنم بيرون مي آورم .


(احتمال دارد كه زيارت از زائرش در قبر باشد. چنانكه در حكايت زوجه استاد اشرف آهنگر در مجلس همين كتاب گذشت)

شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعين
اگر در وقت جان دادن تو باشى شمع بالينمHeart


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، عبدالرحمن ، Farzaneh
۱۹:۵۲, ۱۵/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #95
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

مجلس پانزدهم: السلام عليك يا ثارالله و ابن ثاره
سلام بر تو اى كسيكه خدا خونخواهى تو ميكند و پسر كسيكه خدا خونخواهى او ميكند


معنى دوم ثار
دومين معنى كه براى اين عبارت ميتوان نمود اينست كه ثار را طالب خون بگيريم و بگوئيم كه ثار مخفف ثائر بر وزن طالب باشد، مثل شاك كه مخفف شائك است پس ثاره طالب خون كشته شده ميشود و چون در اينصورت اضافه ثائر بر الله جايز نيست بايد الله را اضافه بر ثائر كنيم و بگوئيم الله ثائرك يعنى طالب دمك من قاتلك چنانكه در دعاى بعد از نماز آن حضرت وارد است كه : اشهد ان الله تعالى الطالب بثارك .
مطالبه كردن خدا از خون حسين(علیه السلام) در روز قيامت ست و در حقيقت خدا ولى خون آن حضرتست و مطالبه خون حسين غير از خونهاى ديگر است زيرا خداوند در موضوع خونهاى نيست بلكه طلب خون ميكند از باب آنكه ولايت دارد و ولى دم است، پس مراد از ثارالله اينست كه صاحب حق خداست و خدا طلب اين حق را ميكند.
و اين عبارت با دعاى ندبه منافات ندارد كه ميفرمايد:
اين الطالب بدم المقتول بكربلا
زيرا حضرت قائم آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ولى دم جدش حسين(علیه السلام) در دنيا و خدا ولى دم او در عالم آخرتست .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، عبدالرحمن
۲۲:۵۲, ۲۲/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #96
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

دليل بر اينكه آن حضرت ولى دم جد مظلومش حسين(علیه السلام) است آيه مباركه: ولا تقتلو النفس التى حرم الله الا بالحق من قتل مظلوما فقد جعلنا لوليه سلطانا فلا يسرف فى القتل انه كان منصورا.(الاسراء - 33) است.
يعنى هرگز نفس محترم را نكشيد خداوند قتل را حرام كرده و هر كه مظلوم كشته شود ما ولى او را بر قاتل تسلط داده ايم كه انتقام مقتول را بگيرد در قتل و خونريزى اسراف نكنيد كه او از طرف ما مؤيد و منصور است .

در كافى از امام صادق(علیه السلام) روايت كرده كه اين آيه در حق امام حسين(علیه السلام) وارد شده است.
..
_________________
ادامه دارد ان شاءالله...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، neyestan23 ، Farzaneh
۱۹:۳۶, ۲۷/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/خرداد/۹۳ ۱۹:۳۷ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #97
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

"در كافى از امام صادق(ع ) روايت كرده كه اين آيه در حق امام حسين(ع ) وارد شده. آنچه كه از آيات و اخبار استفاده ميشود اين است كه امام حسين(علیه السلام) از روى ظلم و جور كشته شده و خداوند ولى خون آن مظلوم را در دنيا فرزندش قائم آل محمد قرار داده كه چون قيام نمايد تسلط بر اعداء پيدا كند و هر چه از آنها را بكشد اسراف ننموده تا آنكه مردم گويند عجب اين مرد بيمناك و سفاك ميباشد. چون حضرت اين را بشنود, بالاى منبر رود, بسيار گريه ميكند و ميفرمايد: به خداوندى كه مرا به حق مبعوث فرموده اين همه كه كشته ام عوض بند نعلين جدم ابا عبدالله نمى شود.

بيان روايت
اين مطلب بديهي است كسي كه خدا خونبهاء يا خون او باشد كه در زيارتش ميخوانى : يا من ثاره ثارالله خون تمام اهل زمين كه صاحب دوستى و ولايت او نباشد ارزشى ندارد چه ارزش هر فردى بقدر مقام قرب او بحق و دوستى او با آل محمد است كه اگر اين دوستى و ولايت نباشد ارزشى براى او نيست اينكه حضرت قائم ميفرمايد اين جمعيتى كه كشتم تلافى بند نعلين جدم را نميكند اين مطلب درست و صحيح است زيرا بند نعلين جماد كه تكليفى بر او نيست بواسطه مجاورت پاى حضرت سيدالشهداء حيات ايمانى و ولايتى پيدا كرده چنانكه در احاديث رجعت وارد شده كه بند نعلين حضرت صاحب الامر لا اله الا الله ميگويد بطوريكه همه مردم مى شنوندپس اگر بنا باشد كه بند نعلين بواسطه مجاورت پاى حضرت مرتبه ولايت را قبول كند در صورتيكه تكليفى بر او نيست ولى انسانيكه درباره اش فرمود:

انا عرضنا الامانة على السموات و الارض و الجبال فاءبين ان يحملنها و اشفقين منها و حملها الانسان و انه كان ظلوما جهولا.(احزاب 72)
يعنى : ما بر آسمانها و زمين و كوههاى عالم عرض امانت كرديم و مقام ولايت و امامت را ارائه داديم، همه از تحمل آن امتناع ورزيدند و انديشه كردند تا اينكه انسان پذيرفت و انسان هم در مقام آزمايش و اداء امانت كه امامت باشد بسيار ستمكار و نادان بود.

اين انسان با اينكه تكليف را قبول كرده بود زير بار آن نرفت ، پس بند نعلين جماد, شرافت بر اين انسان اشرف موجودات دارد. زيرا اشرفيت ماداميست كه زير بار ولايت برود و الا ارزشى براى او نيست، از اينجا معلوم ميشود كه نزديك بودن به امام بحسب ظاهر موجب قرب نميشود و دور بودن هم باعث بعد نميگردد.
اويس قرنى ابدا خدمت پيغمبر نرسيد و آن مقام قرب را داشت كه پيغمبر فرمود بوى اويس را مى شنوم ولى آنهائي كه شب و روز خدمت پيغمبر بودند حضرت از آنها دورى مي جست. با اينكه آن دو نفر در زير پاى پيغمبر دفن شدند و هارون نزد حضرت رضا(علیه السلام), ولى سلمان در مدائن و ابوذر در بيابان ربذه است. نه اين قرب, آن را به پيغمبر و امام نزديك ميكند و نه اين بعد, مكان آنها را از پيغمبر دور مينمايد، بلكه آنچه باعث مقام قرب و بعد است محبت و ولايت و عدم آن است.

پس دانستى كه امام چه ارزشى در عالم امكان دارد كه كشتن اين همه خلايق جبران بند نعلين حسين(علیه السلام) را نميكند چه رسد بخون خود آن حضرت.
____________
ادامه دارد ان شاءالله

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن
۱۶:۴۲, ۶/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/تیر/۹۳ ۱۶:۴۲ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #98
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

براى اينكه قيمت و ارزش امام در عالم معلوم گردد از ذكر روايتى ناچاريم تا مطلب بر شنوندگان و خوانندگان معلوم گردد.


هيچ چيز با خون امام برابرى نميكند

در بحارالانوار روايت شده است امام حسن عسكرى(علیه السلام) فرمود: شخصى، مردى را خدمت امام زين العابدين(علیه السلام) آورد و ادعا كرد كه آن مرد پدرش را كشته است، قاتل در خدمت حضرت اعتراف كرد. امام(علیه السلام) حكم به قصاص فرمود, ولى از آن شخص درخواست بخشش كرد تا به ثواب عظيمى نايل گردد، مدعى معلوم بود به گذشت راضى نيست.
امام سجاد(علیه السلام) فرمود اگر بخاطر مي آورى كه اين مرد بر تو حقى دارد بواسطه آن حق از او بگذر عرض كرد بر من حقى دارد ولى به آن اندازه نيست كه از خون پدرم به سبب حقى كه دارد بگذرم حضرت فرمود پس چه ميكنى؟ گفت قصاص ميكنم ولى اگر مايل به ديه و خونبها باشد با او مصالحه خواهم كرد و او را مى بخشم، امام پرسيد حقش چيست؟ عرض كرد يابن رسول الله اين مرد به من توحيد و نبوت حضرت محمد صلى الله عليه و آله و امامت ائمه عليهم السلام را تلقين و تعليم نموده است.
حضرت زين العابدين (ع ) با تعجب پرسيد اين حق برابرى با خون پدرت نميكند بخدا قسم اين عمل با خون تمام مردم روى زمين از پيشينيان و آيندگان غير از انبياء و ائمه عليهم السلام برابرى دارد چون در دنيا چيزى نيست كه در مقابل خون انبياء و ائمه به آن قناعت نمود. آنگاه رو به قاتل نموده فرمود ثواب تلقينت را به من ميدهى تا خونبهاى اين قتل را بدهم و تو از كشته شدن نجات يابى؟ عرض ‍ كرد يابن رسول الله من به اين ثواب احتياج دارم و شما بى نيازيد زيرا گناهانم بزرگ است در ضمن گناهي كه نسبت به مقتول انجام داده ام امر مربوط بمن و خود آن كشته شده است نه اينكه گناه بين من و پسرش باشد.(یعنی موضوع چیزی بین قاتل و مقتول بوده نه پسرش, و اگر کسی مستحق ثواب آن تعلیمات باشد مقتول است که اجازه زندگی از او گرفته شده نه پسرش)
حضرت فرمود: پس كشته شدن در نظر تو بهتر است از اينكه ثواب آن تعليم را واگذار كنى؟ عرض كرد آرى. حضرت به صاحب خون فرمود اينك تو خود مقايسه كن بين گناهى كه اين مرد نسبت به تو انجام داده و هم تعليم و لطفى كه درباره ات نموده است پدرت را كشته از بقيه زندگى او را محروم نموده و ترا نيز از مزاياى داشتن پدر بى بهره كرده اما اگر صبر كنى و تسليم شوى پدرت در بهشت با تو رفيق خواهد بود و از طرفى اين مرد به تو ايمان را تلقين نموده كه بواسطه آن داخل بهشت جاويدان ميشوى و از عذاب ابد نجات يافته اى لطف و احسان او بر تو چند برابر جنايتى كه نسبت به پدرت انجام داده است. اكنون در قبال احساني كه به تو كرده از او بگذر تا براى هر دوى شما حديثى از فضايل پيغمبر بگويم تا آخر روايت كه مفصل است .


*** مقصود ما از ذكر اين روايت اين بود كه خون امام(علیه السلام) در دنيا با هيچ چيز برابرى نميكند پس اگر امام زمان همه عالم را هم بكشد برابرى با خون جد غريبش نميكند و علت اينكه آنها را ميكشد در صورتيكه در كربلا نبودند و شركت در خون آن حضرت ننمودند براى اين است كه اينها راضى به عمل پدران خود بودند و كسيكه راضى به عمل قومى باشد او هم جزو آنها خواهد بود.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، مصباح
۱۵:۰۵, ۱۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #99
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

*** رجعت حضرت سيدالشهداء عليه السلام به دنيا
رجعت حضرت سيدالشهداء مقدم بر ساير ائمه خواهد بود همانطور كه نور از خورشيد جدائى ندارد اصحاب آن حضرت هم از آن حضرت جدايى ندارند لذا همه آنها رجعت نموده تا يزيد ملعون و قتله(جمع قاتل) حسين(علیه السلام) را بكشند و بعدا از دنيا ميروند.

اثبات رجعت
رجعت را ميتوان به ادله اربعه اجماع، عقل، روايات و آيات قرآنى اثبات نمود،

1_ آیات قرآن:
اما آياتى كه در قرآن به اين عنوان ذكر شده بسيار است از آن جمله است آيه :
"الم تر الى الذين خرجوا من ديارهم و هم الوف حذرالموت فقال لهم الله موتوا ثم احياهم ان الله لذو فضل على الناس و لكن اكثر الناس لا يشكرون". (بقره - 43)

در كافى از حضرت باقر (علیه السلام) روايت ميكند كه فرمود: در شام شهرى بود كه هفتاد هزار خانواده جمعيت داشت هميشه در آن شهر مرض طاعون بروز ميكرد. اغنياء چون آمدن مرض را حس ميكردند از شهر خارج ميشدند ولى بينوايان در اثر بى بضاعتى در آن شهر ميماندند تا عده اى از آنها می مردند. آنها ميگفتند اگر ما هم مانند اغنياء بضاعتى داشتيم از اين شهر بيرون ميرفتيم تا مرگ به ما نرسد، اغنياء ميگفتند اگر ما هم مثل فقرا در شهر ميمانديم طاعون ما را ميگرفت. تا در سالى قرار گذاشتند فقرا و اغنياء همگى از شهر خارج شوند بطرف بيابان بروند گذار آنان به شهر مخروبه اى افتاد كه اهل آن شهر نيز جلاى وطن كرده بودند و آنجا فرود آمدند و اثاث خود را بر زمين گذاشتند و اطمينان پيدا كردند كه در اين مكان ديگر مرض طاعونى نخواهد بود. در آن هنگام خدا امر فرمود به فرشته اي كه موكل قبض ارواح بود كه تمام آنها را قبض روح كرده و روزگارى طولانى جسد آنها در بيابان افتاده و استخوانهاى بدنشان پوسيده و خاك شده بود بطوريكه رهگذران آنها را با پا به اطراف پراكنده مينمودند.
پيغمبرى از پيغمبران بنى اسرائيل بنام خرقيل كه وصى حضرت موسى بود، از آنجا عبور كرد چون آن استخوانهاى پوسيده را ديد رقت بر حال آنها نموده گريه كرد و گفت پروردگارا چه شود اگر آنها را زنده كنى همچنانكه ميراندى تا اينكه اين شهر را آباد كنند و با عبادت كنندگان مشغول پرستش ذات مقدس تو شوند و فرزندانى بوجود آورند.
به آن پيغمبر وحى رسيد كه دوست دارى آنها را زنده كنم گفت بلى خطاب رسيد كه دعا كن به اين كيفيت و به اين كلمات...
حضرت باقر(علیه السلام) فرمود: آن كلمات اسم اعظم خدا بود كه خواند. خدا هم دعاى او را مستجاب كرده استخوانهاى آنها جمع و متشكل شد و روح در آنها دميد تمام آنها زنده گرديدند مانند روزيكه وارد بيابان شده بودند يك نفر از آنها نابود نشده زندگانى طولانى كردند و تسبيح و تقديس خدا را بجا آورند.

در روايت ديگرى كه عياشى نقل ميكند از حضرت باقر(علیه السلام) پرسيدند كه آنها كه زنده شدند و مردم آنها را ديدند همان روز آنها مردند يا آنكه پس از زنده شدن به منازل خود برگشتند و خوردند و آشاميدند و ازدواج نمودند و بعد مردند، فرمود خداوند بعد از مردنشان آنها را بدنيا برگردانيد و خوردند و آشاميدند و نكاح كردند و آنچه خواست در دنيا زندگانى كردند و بعد به مرگ طبيعى از دنيا رفتند و دفن شدند.

اين آيه دليل بر رجعت است كه ما هم در وقت ظهور حضرت ولى عصر(علیه السلام) بدنيا بر ميگرديم و قريب ده آيه در قرآن ميباشد كه ميتوان از آنها موضوع رجعت را ثابت كرد.
مثلا قصه عُزَير كه صد سال مرد و بعد زنده شد و همچنين الاغ او كه پوسيده گشت و بعدا زنده گشت و مثل قصه اصحاب كهف و مثل زدن دم گاو بر مقتول بنى اسرائيل و زنده شدن او و مثل كشتن حضرت ابراهيم چهار مرغ را و بعدا زنده شدن آنها.

_____________
ادامه دارد ان شاءالله...

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، عبدالرحمن
۵:۵۲, ۲۹/تیر/۹۳
شماره ارسال: #100
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


رجعت به معنى بازگشت به دنيا است كه ائمه اطهار با دوستان و دشمنان آنها به دنيا بر ميگردند و بايد مؤمن خالص باشند يا كافر محض و آن كفاري كه در دنيا به عذاب هلاك شدند آنها به دنيا بر نميگردند به نص آيه قرآن : و حرام على قرية اهلكناها انهم لايرجعون . (انبياء - 95)

پس از آنكه مؤمنين و كافرين به دنيا برگشتند و قصاص نمودند ماه مؤمنين در دنيا مي مانند و بعد همه در يك شب ميميرند كه آن حشر اول است!

(معنی جمله "ماه مومنین در دنیا می مانند..." رو متوجه نشدم)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، عبدالرحمن
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  سفارش مؤ كّد امام زمان (عج ) به خواندن زیارت عاشورا+فواید زیارات عاشورا Ramin_Ghn 20 19,014 ۳/اردیبهشت/۹۵ ۱۱:۱۵
آخرین ارسال: collage
  تدبری در زیارت عاشورا مجنون الحسین 8 4,706 ۱۸/آبان/۹۲ ۲۲:۱۶
آخرین ارسال: یاســین

پرش در بین بخشها:


بالا