کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دلایل خلافت شیخین ابوبکر عمر عثمان بعد از پیامبر ( ص )مباحثه
۱۸:۰۳, ۱۸/مهر/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مهر/۹۲ ۷:۳۳ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا

بعد از این که در این تاپیک در مورد جانشینی جناب ابوبکر بحث شد و طرف بحث انصراف داد . خواهر محترم دیگری تقاضای بحث در تاپیک جدید را داشت
تاپیک قبلی
به احترام عزیزان اهل سنت . این تاپیک ایجاد شد .


دوستا مثل همیشه فقط یک نفر بحث میکند و بقیه در پیام خصوصی کمک کنند

احترام طرفین و مقدسات یکدیگر کاملا رعایت شود .

اگر کسی توهینی انجام داد بی تعارف یک هفته محروم میشود

سوال اول بنده

چه دلایلی دارید که خلافت ابوبکر بعد از پیامبر را توجیه کند . یا به عبارتی ایشان بر اساس چه دلایلی از قران و سنت به جانشینی رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسید

و اینکه چه شد که ایشان خلیفه شد


ایا پیامبر جانشیت تایین کردند ؟ چرا؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ضحی ، ELENOR ، محب الزهرا ، أین المنتظر ، aboutorab ، عبدالرحیم ، آلاله ، میلاد.م ، منادی حق ، Woodi2020 ، sagheb ، مهدی2012 ، انصارالمهدی ، SAViOR ، اولولالباب ، در جستجوی سختی ، mahdy30na ، سید ابراهیم ، حفیظ ، ZaHrA110M ، آیات ، عبدالرحمن ، مصباح ، hessam ، fighters ، keyvan-rostamy ، bagheri4 ، ANTI satan ، یاســین ، mahramaneh ، Asma ، حسن عزتي ، help me ، Maysam-1st ، خادمة الزهرا ، al-shia ، hamediran ، Ali#59 ، خاورمیانه ، سیمرغ ، مجید121 ، صهبا ، mohamed92

آغاز صفحه 14 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲:۰۴, ۹/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #131
آواتار
نقل قول:لطفا بنده را خواهر خطاب نکنید.
سعی خودم رو میکنم ولی عادت شده!!

نقل قول:خاصه اینکه می فرمایید نوشته های بنده انشا است. خوب است بدانید عده ای از کاربران اهل تسنن نیز نوشته های شما را "چت رومی" می نامند و معتقدند که بیش از نیمی از پستهای شما حالت بحثهای احوالپرسی را دارد!!!!

خوب وقتی هیچ منبعی اراءه نمیکنید ...

نظر ایشان محترم است . هر خواننده ای میتواند نظر خود را داشته باشد .

نقل قول:از سوی دیگر می فرمایید بنده برای اینکه دو دختر رسول همسر عثمان بوده و دختر ابوبکر همسر پیامبر بوده و دختر عمر نیز همسر پیامبر بوده و .... باید به شما منابع و مدارک نشان بدهم؟!!!

هر چند اشکالی ندارد . ولی کل مطالب شما به همین وضوح است ؟
واقعا؟!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محب الزهرا ، منادی حق ، Ali#59 ، Havbb 110 ، عبدالرحمن ، خادمة الزهرا
۲:۱۰, ۹/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/اسفند/۹۲ ۲:۱۴ توسط عایشه.)
شماره ارسال: #132
آواتار
(۱/اسفند/۹۲ ۷:۳۴)وحید110 نوشته است:  روش بنده اینه که بحثی که گدشت با جوابهای ۲ طرف رو میزارم خواننده قضاوت کنه . این بحث هم انجام شده ولی قبلا هم دلایل اقامه شد .

اگر پرسشی هست که بنده پاسخ ندادم لطفا ذکر کنید تا پاسخ بدهم. نه بعد از اتمام بحث و بسته شدن تاپیک. تشکر

نقل قول: آيا امكان دارد كه كسى از قاتل همسر خود چنين تجليل و تمجيد نمايد؟

ماجرای شهادت حضرت زهرا ساختگی است. اگر مایلید در خصوص آن بحث کنیم.
بهرحال شما نمیتوانید این مساله را به عنوان دلیل ذکر کنید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110
۲:۱۶, ۹/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/اسفند/۹۲ ۲:۱۸ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #133
آواتار
خب،حالا ما اول اثبات می کنیم که تعداد زیادی از علمای اهل سنت،خلافت و امامت رو جزء اصول دین می دونن و بعدش از شما می پرسیم که کدام نص معتبر و صحیح السند را می توانید بیاورید که بدون نیاز به کوچک ترین تفسیر و یا روایتی (!!!!!) خلافت و امامت ابابکر و عمر و عثمان را اثبات کند؟؟(در حالی که هرگز نخواهید توانست در حالی که ما از منابع شما و از قرآن در آینده ی نزدیک تک تک بررسی می کنیم و خلافت بلافصل حضرت علی را اثبات می کنیم ولی شما فعلا به سوالات بنده پاسخ بدید!)[/u] :


يكى از اشكالاتى كه همواره پيروان مكتب سقيفه به شيعيان گرفته‌اند، اين است كه چرا شما «امامت» را جزء اصول دين مى‌دانيد؟ چه دليلى براى اين قضيه وجود دارد ؟ و ...

البته اين كه امامت جزء اصول دين است، بايد در جاى ديگر به صورت تفصيلى به آن پرداخته شود .

اما جالب است بدانيد كه بسيارى از علماى اهل سنت ، به صورت صريح خلافت و امامت را جزو اركان و اصول دين ناميده‌اند. و يا مطالبى را مطرح كرده‌اند كه نتيجه آن پذيرفتن چنين اعتقادى است ؛ اما وقتى به امامت اميرمومنان على عليه السلام و عقيده شيعه مى‌رسند ، امامت را جزو اركان نمى‌دانند و به آن اشكال مى‌كنند




[b]ابن عبد البر قرطبي، شهاب الدين نويرى و على بن محمود خزاعى به صراحت ادعا كرده‌اند كه خلافت ركنى از اركان دين است:

واستخلفه رسول الله صلي الله عليه وسلم على امته من بعده بما أظهر من الدلائل البينة على محبته فى ذلك وبالتعريض الذى يقوم مقام التصريح ولم يصرح بذلك لأنه لم يؤمر فيه بشىء وكان لا يصنع شيئا فى دين الله إلا بوحى والخلافة ركن من أركان الدين.

رسول خدا صلى الله عليه وآله ابوبكر را جانشين خويش بر امت قرار داد!!! زيرا شواهد آشكارى بر محبت خويش نسبت به ابوبكر ابراز كرد ؛ و همچنين با كنايه‌اى كه شبيه تصريح بود ، وى را خليفه خود قرار داد ؛ اما به اين كار تصريح نكرد ؛ زيرا در اين زمينه دستورى از جانب خداوند نداشت و رسول خدا صلى الله عليه وآله در مورد دين ، جز با وحى كارى انجام نمى‌دهيد وخلافت نيز يكى از اصول دين است .

ابن عبد البر النمرى القرطبى المالكي، ابوعمر يوسف بن عبد الله بن عبد البر (متوفاى463هـ)، الاستيعاب فى معرفة الأصحاب، ج3، ص969، تحقيق: على محمد البجاوي، ناشر: دار الجيل - بيروت، الطبعة: الأولى، 1412هـ.

النويري، شهاب الدين أحمد بن عبد الوهاب (متوفاى733هـ)، نهاية الأرب فى فنون الأدب، ج 19، ص14 ، تحقيق مفيد قمحية وجماعة، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1424هـ - 2004م.


الخزاعى ، على بن محمود بن سعود أبو الحسن (متوفاى789 هـ)، تخريج الدلالات السمعية على ما كان فى عهد رسول الله من الحرف ، ج 1، ص44 ، تحقيق : د. إحسان عباس ، ناشر : دار الغرب الإسلامى - بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1405هـ

قرطبى ، مفسر شهير نيز در تفسير خود در ذيل آيه «إنى جاعل فى الأرض خليفة» مى‌نويسد:

الرابعة هذه الآية أصل في نصب إمام وخليفة يسمع له ويطاع لتجتمع به الكلمة وتنفذ به أحكام الخليفة ولا خلاف في وجوب ذلك بين الأمة ولا بين الأئمة ... ودليلنا قول الله تعالى : إني جاعل في الأرض خليفة وقوله تعالى : يا داود إنا جعلناك خليفة في الأرض وقال : وعد الله الذين آمنوا منكم وعملوا الصالحات ليستخلفنهم في الأرض أي يجعل منهم خلفاء إلى غير ذلك من ... ثم إن الصديق رضى الله عنه لما حضرته الوفاة عهد إلى عمر في الإمامة ولم يقل له أحد هذا أمر غير واجب علينا ولا عليك فدل على وجوبها وأنها ركن من أركان الدين الذي به قوام المسلمين.

اين آيه ، مدرك شرعى وجوب نصب امام و خليفه‌اى است كه مردم بايد از او حرف‌شنوى داشته باشند و اطاعت كنند تا اتحاد ايجاد شود و احكام خليفه بدين سبب اجرا شود .

و كسى از امت و يا بزرگان در اين مطلب شكى ندارد ... و دليل ما اين آْيه است كه «إنى جاعل فى الأرض خليفة» و اين آيه كه «يا داود إنا جعلناك خليفة فى الأرض» و نيز آيه «وعد الله الذين آمنوا منكم وعملوا الصالحات ليستخلفنهم فى الأرض» يعنى از ميان آنها خلفايى قرار دهد ، و نيز آيات ديگر ...


ابوبكر وقتى زمان وفاتش فرا رسيد ، امامت را بعد از خودش به عمر واگذار كرد ، و كسى به او نگفت كه اين كار بر تو يا بر ما واجب نيست .

اين ادله نشان مى‌دهد كه اين كار واجب است و ركنى از اركان دين است كه بقاى مسلمانان وابسته به آن است.


الأنصارى القرطبي، ابوعبد الله محمد بن أحمد (متوفاي671هـ)، الجامع لأحكام القرآن (تفسير القرطبي)، ج 1، ص 265، ناشر: دار الشعب – القاهرة.

همين مطلب را ديگر علماى اهل سنت در كتب خويش از وى نقل كرده و تاييد كرده‌اند . از جمله حمد بن ناصر تميمى حنبلى و شنقيطى صاحب تفسير معروف أضواء البيان .

التميمى الحنبلي، حمد بن ناصر بن عثمان آل معمر (متوفاى 1225هـ)، الفواكه العذاب فى الرد على من لم يحكم السنة والكتاب، ج 1، ص212 ، طبق برنامه الجامع الكبير.

الجكنى الشنقيطي، محمد الأمين بن محمد بن المختار (متوفاى 1393هـ.)، أضواء البيان فى إيضاح القرآن بالقرآن، ج 1، ص21 ، تحقيق: مكتب البحوث والدراسات، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر. - بيروت. - 1415هـ - 1995م.


امامت از اصول دين است و مخالفت با آن كفر و بدعت !!!

بسيارى از علماى اهل سنت ، تصريح كرده‌اند كه امامت جزو اصول دين و مخالفت با آن كفر و بدعت است.

1. بيضاوي

بيضاوى از مشاهير علماى اهل سنت است و كتابى در علم اصول دارد كه جزو اساسى‌ترين كتب اصولى به شمار مى‌رود و به همين سبب بيش از 40 شرح بر كتاب وى نگاشته شده است ؛ وى در اين كتاب مى‌گويد :

وادعت الشيعةُ ان النصَّ دَلَّ على إمامةِ علي رضي الله عنه ولم يتواتر كما لم تتواتر الإقامة والتسمية ومعجزات الرسول عليه الصلاة والسلام ، قلنا الأولان من الفروع ، ولا كفر ولا بدعة في مخالفتهما ، بخلاف الإمامة ؛ وأما تلك المعجزات فلقلة المشاهدين .

شيعيان ادعا مى‌كنند كه روايت ، دلالت بر امامت على رضى الله عنه مى‌كند؛ اما اين روايات متواتر نيست ؛ همانطور كه روايات گفتن اقامه (و اجزاى آن) متواتر نيست ؛ يا روايت مربوط به بسم الله گفتن در نماز (كه بلند باشد يا آرام)‌ متواتر نيست ؛ يا معجزات پيامبر صلى الله عليه وآله متواتر نيست ؛ ما در پاسخ مى گوييم دو مورد اول (اقامه و تسميه) جزو فروع دين است و مخالفت با آن‌ها موجب كفر يا بدعت نمى‌شود ، به خلاف امامت ؛ اما معجزات پيامبر صلى الله عليه وآله به اين علت متواتر نيست كه افراد كمى آنها را ديده‌اند !


اين عبارت به خوبى نشان مى‌دهد كه وى امامت را ، جزو اصول دين مى‌داند ، و مخالفت با آن را موجب كافر شدن ، و اهل بدعت شدن مى‌داند .

بسيارى از شراح اين كتاب نيز همين مطلب را تاييد كرده‌اند.
.

2. محمد ابو النور زهير استاد الازهر

وى در كتاب خود اصول الفقه كه در شرح كتاب بيضاوى است مى‌نويسد :

وأجاب الجمهور عن ذلك ، بأن الاقامة و التسمية في الصلاة لم تتوفر الدواعي على نقلها لكونها من الأحكام الفرعية ، والمخطئ فيها ليس بكافر ولا مبتدع ، بخلاف الإمامة ، فإنها من أصول الدين والمخالفة فيها فتنة وبدعة

جمهور از شبهه شيعه اين‌چنين پاسخ مى‌دهد كه اقامه و گفتن بسم الله در نماز ، انگيزه زيادى براى نقل نداشته است ! زيرا جزو احكام فرعى است ؛ و كسى كه در آن اشتباه كند كافر و يا بدعت گذار نيست ؛ اما امامت اين چنين نيست ، زيرا از اصول دين است و مخالفت با آن موجب فتنه و بدعت است !

يكى از عباراتى كه به خوبى بيانگر عقيده اهل سنت ، نسبت به حاكم است ، تكفير منكرين امامت و خلافت يك پادشاه يا حاكم است ؛ اگر امامت و خلافت جزو اصول دين نباشد ، چگونه انكار آن موجب كفر مى‌گردد ؟!

ابن عطية مكى به نقل از ابو محمد سهل بن عبد الله مى‌گويد :

وكان (ابو محمد) سهل (بن عبد الله) رحمه اللّه تعالى يقول : من أنكر إمامة لسطان فهو زنديق.

ابو محمد سهل بن عبد الله كه خدا او را رحمت كند مى‌گفت : هركس امامت سلطانى را منكر شود ، كافر است !

الحارثى ، محمد بن على بن عطية المشهور بأبى طالب المكى (متوفاى286هـ )، قوت القلوب فى معاملة المحبوب ووصف طريق المريد إلى مقام التوحيد ، ج 2، ص210 ، تحقيق : د.عاصم إبراهيم الكيالى ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت/لبنان ، الطبعة : الثانية ، 1426هـ -2005 م.

همين مطلب به نقل از وى در ديگر كتب نيز آمده است :

الغزالي، محمد بن محمد ابوحامد (متوفاى505هـ، إحياء علوم الدين، ج 4، ص99 ، ناشر: دار االمعرفة – بيروت.

المناوي، محمد عبد الرؤوف بن على بن زين العابدين (متوفاى 1031هـ)، فيض القدير شرح الجامع الصغير، ج 2، ص455 ، ناشر: المكتبة التجارية الكبرى - مصر، الطبعة: الأولى، 1356هـ.


شرح حال سهل بن عبد الله :

والمشهور بهذه النسبة من المشايخ الكبار أبو محمد سهل بن عبد الله بن يونس بن عيسى بن عبد الله بن رفيع التستري الساكن بالبصرة صاحب كرامات وآيات صحب ذا النون المصري

يكى از مشايخ كبار كه منسوب به تستر است ، ابو محمد سهل بن عبد الله بن يونس بن عيسى بن عبد الله بن رفيع تسترى اهل بصره است كه كرامت‌ها و نشانه‌هاى فراوانى دارد و مصاحب ذوالنون مصرى بود.

السمعانى ، أبو سعيد عبد الكريم بن محمد ابن منصور التميمى (متوفاى562هـ) ، الأنساب ، ج 1، ص465 ، تحقيق : عبد الله عمر البارودى ، ناشر : دار الفكر - بيروت ، الطبعة : الأولى ، 1998م

منكر خلافت ابوبكر و عمر كافر است

يكى ديگر از فتاوايى كه باز دلالت بر همين مبنا در نزد اهل سنت مى‌كند ، تصريح به كافر بودن منكر خلافت ابوبكر و عمر است ؛ در اين زمينه ، مصادر و مدارك فراوانى وجود دارد كه به بعضى از آنها اشاره مى‌كنيم :

1. ابن عابدين حنفي

وفي الفتح عن الخلاصة ومن أنكر خلافة الصديق أو عمر فهو كافر.

در كتاب الفتح از خلاصه چنين آمده است كه «هركسى خلافت صديق يا عمر را منكر شود كافر است».

ابن عابدين، محمد أمين بن عمر (متوفاي1252هـ)، حاشية رد المختار على الدر المختار شرح تنوير الأبصار فقه أبو حنيفة، ج1 ص 561، ناشر: دار الفكر للطباعة والنشر. - بيروت. - 1421هـ - 2000م.

2. تقي الدين علي بن عبد الكافي سبكي

وفي الخلاصة من كتبهم في الأصل ثم قال وإن أنكر خلافة الصديق فهو كافر

در كتاب الخلاصة از كتب احناف به نقل از كتاب «الاصل» اينچنين آ«ده است كه هر كسى خلافت صديق را منكر شود كافر است !

السبكي، ابونصر تاج الدين عبد الوهاب بن على بن عبد الكافى (متوفاى 771هـ)، فتاوى السبكي، ج 2، ص576 ، ناشر: دار المعرفة - لبنان/ بيروت.


3. ابن حجر هيثمي

فمذهب أبي حنيفة رضي الله عنه أن من أنكر خلافة الصديق أو عمر فهو كافر على خلاف حكاه بعضهم وقال الصحيح أنه كافر

والمسالة مذكورة في كتبهم في الغاية للسروجي والفتاوى الظهيرية والأصل لمحمد بن الحسن ... وكذلك من أنكر خلافة عمر في أصح الأقوال ولم يتعرض أكثرهم للكلام على ذلك

مذهب ابو حنيفه اين است كه هركس منكر خلافت صديق يا عمر شود ، كافر است ، البته عده‌اى در اين مطالب خلاف نقل كرده‌اند ؛ ولى گفته‌اند كه صحيح اين است كه وى كافر است .

اين مساله در كتب احناف از جمله غاية‌ سروجى ، و فتاواى ظهيرية و الاصل محمد بن حسن آمده است ... همچنين كسى كه خلافت عمر را منكر شود ، طبق نظر صحيح كافر است ؛ اما اكثر علما در مورد منكر خلافت عمر صحبت نكرده‌اند .


الهيثمي، ابوالعباس أحمد بن محمد بن على ابن حجر (متوفاى973هـ)، الصواعق المحرقة على أهل الرفض والضلال والزندقة، ج 1، ص138، تحقيق عبد الرحمن بن عبد الله التركى - كامل محمد الخراط، ناشر: مؤسسة الرسالة - لبنان، الطبعة: الأولى، 1417هـ - 1997م.


لازم به ذکر است که تعداد زیادی از علمای دیگر هم هستند که به جهت اختصار و کوتاه شدن به ذکر همین مقدار اکتفا می کنیم.


نقل قول:اگر پرسشی هست که بنده پاسخ ندادم لطفا ذکر کنید تا پاسخ بدهم. نه بعد از اتمام بحث و بسته شدن تاپیک. تشکر

این دیگه به عهده خودتون .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، Woodi2020 ، محب الزهرا ، منادی حق ، Ali#59 ، Havbb 110 ، ZaHrA110M ، عبدالرحمن ، خادمة الزهرا
۲:۲۰, ۹/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/اسفند/۹۲ ۴:۰۶ توسط عایشه.)
شماره ارسال: #134
آواتار
نقل قول: البته همین چیز هایی هم که الان در کتب شما هست رو نمیشه خیلی هاش رو قرار داد که اگر قرار بدیم بعضی ها نمیدونم چه طور خواهند توانست سرشون رو بلند کنن!


فکر نمیکنم مطالب کتب ما بدتر از کتب شما باشد که حتي به الاغ رسول الله صلي الله عليه وسلم كه اسمش عفير بوده نيز دروغ بسته‌اید!!!!!!

آنجا كه كليني روايتي طولاني را مي‌آورد و در پايان مي‌گويد:
«إن حمار رسول الله - صلى الله عليه وسلم - عفير كلم رسول الله فقال: بأبي أنت وأمي، إن أبي حدثني عن أبيه عن جده عن أبيه أنه كان مع نوح في السفينة، فقام إليه نوح فمسح على كفله، ثم قال: يخرج من صلب هذا الحمار حمار يركبه سيد النبيين وخاتمهم... فالحمد لله الذي جعلني ذلك الحمار»


[الاغ رسول الله صلي الله عليه وسلم عفير با رسول خدا سخن مي‌گفت: يك بار گفت: پدر و مادرم فدايت شوند، پدرم از پدر بزرگش و آنهم از پدرش كه همراه نوح در سفينه بود نقل مي‌كند كه نوح به طرفش برخاسته و بر پشتش دست كشيده آنگاه مي‌گويد: از پشت اين الاغ، الاغي به وجود مي‌آيد كه سيد و خاتم پيامبران بر او سوار ميشود....لذا خداوند را سپاس مي‌گويم كه مرا آن الاغ قرار داد.] الكافي ج1/184

نقل قول: لازم به ذکر است که تعداد زیادی از علمای دیگر هم هستند که به جهت اختصار و کوتاه شدن به ذکر همین مقدار اکتفا می کنیم.


شما شیعیان قرآن و سخنان ائمه تان را به اندازه کافی تفسیر و تاویل نموده اید.
لازم به تفسیر سخنان اهل سنت نیست!
آن امامتی که در سخنان اینان می بینید به معنای عام امام یعنی خلیفه است نه امام معصوم!

و اطاعت از آنان به لحاظ اینکه در قرآن گفته شده از اولی الامر (خلفا و فرماندهان) اطاعت کنید واجب است.

نقل قول: (البته متن ها کاملا عربی هستش و چاپ ایران هم نیست تا بهونه نیارید که چاپ جمهوری اسلامیه!!!!


بسم الله الرحمن الرحیم

هرچاپی از نهج البلاغه در هر جای جهان مدنظر بنده نیست!

چاپی که من به آن استناد کرده ام که فلان را عمر دانسته با شماره دقیق صفحه و سال چاپ و حتی نام صحافی آن است و به هیچ شکل نمیتوانید آن را مطرود اعلام کنید. نه اصل کتاب را و نه شارح آن را که از علمای بزرگ شیعه می باشد.

البته ابن میثم بحرانی نیز در کتابش چنین عقیده ای داشته که میتوانم بعدا شماره دقیق صفحه را بدهم.


نکته دیگر کلمه "فلان" در این خطبه است که در بسیاری از کتب معتبر شیعه خلفای اول تا سوم با کلمه "فلان" یاد شده اند.


[b]
1. خطبه‌ی شقشقیه در نهج البلاغه (البته این خطبه را جعلی میدانیم)[/font]
«لقد تقصمها فلان وإنه ليعلم أن محلي منها، محل القطب من الرحی ينحدر عني السيل ولا يرقی إلى الطير»: فلان پیراهن خلافت پوشید[/b] در حالی که می‌داند جایگاه من از خلافت همچون جایگاه قطب (مرکز) آسیاب است، زیرا سیل علم و حکمت از دامن کوه وجودم سرازیر است و پرنده‌ی وهم به قله‌ی دانش من نمی‌رسد»!!
می بینید که از خلفا با لفظ فلان یاد شده است..


2. در آیه 25 سوره محمد که می فرماید: «كساني كه بعد از روشن شدن (راه حقيقت و) هدايت، به كفر و ضلال پيشين خود برمي‌گردند....» در اصول کافی نوشته شده: (البته به ادعای خودشان!) از ابی عبدالله روایت کرده‏ اند که گفته: درباره فلان، فلان فلان (سه خلیفه قبل از علی) نازل شده که با ترك ولایت امیرالمؤمنین علی مرتد گشتند.

اصول کافی 1/420، تفسیر القمی 2/308، ، البرهان 4/186، الصافی 5/ 28، بحارالانوار 23/375.



می بینیم از خلفا با لفظ فلان یاد شده است!

3.درباره آیه نود سوره آل عمران در کتب اصول کافی 1/420، تفسیر القمی 1/159، تفیسیر العیاشی 1/276، البرهان 1/421، الصافی 1/511، بحارالانوار 23/375، مرآة الانوار. ص289 نوشته شده :
در مورد فلان و فلان و فلان (ابوبکر و عمر و عثمان) نازل شده[/b] یعنی آن‏ها در بدایت ایمان آوردند، سپس هنگام عرضه ولایت علی کافر شدند، سپس بسبب بیعت با علی مجددا صاحب ایمان شدند، و پس از وفات رسول خداص دیگر ایمانی برایشان باقی نماند.
( نکته قابل توجه این که عالمان شیعه !!! دو آیه را با هم جمع کرده ‏اند بطوری که بصورت یک آیه جلوه کند!! ولی ما در هر دو قسمت آیه را بصورت جدا نوشتیم تا تحریف ظاهری صورت نگیرد)


4. در بسیاری از نصوص شیعه به آن دو بزرگوار با لقب (فلان و فلان) اشاره شده، همان‌طورکه از ابی جعفر نقل می‌کنند که در مورد آیه‏ ی زیر که می‌فرماید:
[البقرة: ١٦٨و 208 و ١٤٢ الأنعام] یعنی: «و از گامهاى شيطان پيروى مكنيد.»
گفت: گامهای شیطان یعنی ولایت فلان و فلان (ابوبکر و عمر)
تفسیر عیاشی، 1/102، و البرهان، 1/208، و تفسیر الصافی، 1/242.


[font=B Lotus]5. و روایتی را از کلینی او هم از ابن ثویر و سراج روایت کرده که گفته‌اند: از اباعبدالله شنیدیم که بعد از هر نماز واجبی چهار نفر از مردان و چهار نفر از زنان را نفرین می‏کرد، فلان و فلان و فلان (یعنی سه خلیفه‏ ی راشد) و نامشان را می‏گفت و معاویه، و فلانه و فلانه (عائشه و حفصه) و هند و ام‌حکم خواهر معاویه.
فروع الکافی، 1/95، طوسی/التهذیب، 1/227، وسائل الشيعة،[/b] 4/1037.


پس فلان خطاب قرار دادن خلفا بر همه ثابت بوده است و حتی در ساخت حدیثهای جعلی و در تفسیرهای عجیبشان نیز از آن استفاده می کرده اند!!


(حالا شما از این پس این تفاسیر ذوقی!! را بعنوان دلیل برای بنده نیاورید. چون بجز نفرت از خلفا دلیل دیگری برای این تفاسیر عجیب وجود ندارد)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۵۱, ۹/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #135
آواتار
نقل قول: قطعا بسیاری از کاربران اهل تسنن به شما علاقه دارند ولی بنده مطمئنا جز آنها نیستم.

از این که این بزرگواران بنده را لایق علاقه و محبت ارزشمند خود میدانند از خداوند شاکر و از ایشان ممنونم . التماس دعا دارم

نقل قول:فکر نمیکنم مطالب کتب ما بدتر از کتب شما باشد که حتي به الاغ رسول الله صلي الله عليه وسلم كه اسمش عفير بوده نيز دروغ بسته‌اید!!!!!!

الاغ پیامبر ربطی به مبحث ندارد اما اگر بزرگترین توهین یک روایت ضعیف است . خدا را شکر
در قران هم حیوانات با پیامبران صحبت میکرده اند . نمیدانم دروغ این ماجرا کجاست یا چه توهینی است به پیامبر!!!!

در مورد توهین های کتب اصلی شما این عبارت را سرچ کنید . پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)‌ در صحاح . توهین های شما به ام المومنین عایشه به عنوان عایشه در صحاح. مطالب جالب در مورد خدا . به عنوان خدا در صحاح .

در این تاپیک محلی برای پرداختن به اینها نیست ...

نقل قول: شما شیعیان قرآن و سخنان ائمه تان را به اندازه کافی تفسیر و تاویل نموده اید.
لازم به تفسیر سخنان اهل سنت نیست!

بنده واقعا سعی دارم از چت رومی کردن مبحث خودداری کنم . اما این صحبت شما را چگونه باید جواب داد ؟
الان ثابت منم هر کسی میتواند و حق دارد ...
یا کلا جواب ندهم !؟

نقل قول:آنچه در نزد خاص و عام معلوم است و به حد تواتر رسیده و مورخین و سیره‌نگاران و ناقلان در آن هیچ گونه اختلاف نظری ندارند، این است که حضرت ابوبکر نه از روی میل و رغبت و نه از روی ترس و اجبار، خواستار خلافت نبود.
خوب این اگر انشا نیست پس چیست؟!
این پست را چون بدون هیچ منبع و سندی به صورت انشای حماسی احساسی نوشتید پاسخ نمیدهم . شما نوشته اید به تواتر رسیده و کلا یک مطلب را اثبات شده فرض کرده از ان نتیجه گرفتید .
اینها باید اثبات شود

نقل قول:. اینان اهل ایمان و هجرت و جهاد بودند.

بحث مهاجرین و انصار بماند . ولی اگر از جهاد منظورتان خلفا هستند . بهتر است یک نفر را از کتب خودتان معرفی کنید که در جهادی بوسیله ایشان کشته یا زخمی شد

البته فرار ایشان در جنگ احد و بالارفتنشان از کوه به سرعت که توسظ خودشان تشریح شده در کتب معتبرتان هست . رجوع بفرمایید (بنده از لفظی که عمر در مورد خودش به کار میبرد خودداری میکنم برای حفظ احترام )


نقل قول:چون در سابق فرمودید سیدنا عمر با شمشیر برای بیعت گرفتن از مردم ایجاد خفقان کرده:
شاید در سابق در ان سایت مورد نظر کسی گفته باشد .
ولی این روش بهانه گیری های اگر این شد چرا ان نبود فایده ای ندارد . این اعتراف تاریخ نگاران و علمای خودتان است

که البته در پست های قبلی مدارک انها نشان داده شد .

نقش قبیله اسلم در بیعت با ابوبکر
در آن زمان صحرا نشینان عرب برای خریدن خوار وبار ، به صورت قبیله ای به شهر می امدند چون صحرا نا امن بود و اگر تعداد کمی از آنان می آمدند بارشان را می گرفتند و خودشان را می کشتند . لذا افراد قبیله همه با هم برا خرید خوار و بار حرکت می کردند. مردان قبیله اسلم که مردان قوی هیکل بودند از صحرا به مدینه آمدند تا آذوفه تهیه کنند. در آن زمان که وارد مدینه شدند بیعت با ابوبکر در سقیفه انجام شده بود . عمر به آنها گفت بیایید کمک کنید برای خلیفه پیامبر بیعت بگیریم آن وقت ما هم خوار و بار رایگان به شما می دهیم. آنها خوشحال شدند اول خودشان ریختند و بیعت کردند و بعد جزو دارو دسته ابوبکر شدند ، دامن های عربی را به بالا کمر بستند و کوچهای مدینه را پر کردند و حالت حکومت نظامی ایجاد کرده بودند و به هرجا که می رسیدند در بازار ، کوچه و … هر کس را می دیدند برای بیعت با ابوبکر می آوردند . که عمر در این باره می گوید : من به پیروزی یقین نداشتم تا قبیله اسلم آمدند و کوچهای مدینه را پر کردند. تاریخ طبری۱/۱۸۳۴

[b] اعتراف خود عمر را در این باره بخوانیم :

بیعت با ابوبکر لغزش و اشتباهی بود که انجام گرفت و گذشت ، آری چنین بود ، ولی خداوند مردم را از شر آن لغرش حفظ فرمود.

صحیح بخاری کتاب الحدود ج ۴ ص ۱۱۹و۱۲۰-کنزاعمال۳/۱۳۹ حدیث ۲۳۲۶- سیره ابن هشام۴/۳۳۶- تاریخ یعقوبی۲/۱۶۰

شما تند تند مطلب میزارید جواب اینها خیلی طولانی میشه و در یک پست نمیگنجد . من از پست های قدیی تر شروع میکنم و میام جلو

البته شاید لازم باشه کل ماجرای سقیفه از کتب اهل سنت رو ابتدا مجددا نقل کنم .
در ارسالهای قبلی خودتون به اجماعی نبودن و عجله ای بودن این انتخاب اشاره کردید برای همین بنده دیگر مدارکی نشان ندارم

برای تنویر اذهان ان شاالله این کار را خواهم کرد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR ، Ali#59 ، Havbb 110 ، Woodi2020 ، ballista ، فاطمه خانم ، sagheb ، عایشه ، عبدالرحیم ، منادی حق ، محب الزهرا ، ZaHrA110M ، عبدالرحمن ، خادمة الزهرا
۲۲:۴۴, ۹/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #136
آواتار
به نام خدا

متاسفانه بدلیل مشکلات شخصی مدتی را نمیتوانم به صورت مرتب به نت سر بزنم .

اقای این المنتظر از ناظران قبلی تالار از طرف بنده ادامه میدهد . خیالتان هم راحت که هیچ کس نخواهد گفت نتیجه بحث را قبول نمیکنیم! و یا اگر کسی دیگری بود بحث چیز دیگری میشد و از این صحبت ها .

کما اینکه نتیجه را خود افراد در قلب خود خواهند گرفت و هیچ کس نمیتواند ادعا کند که کسی در بحث پیروز شده یا کسی مغلوب .
بنده که به این نیت گفتگو نکرده ام و نمیکنم .

به هر حال ایشان کار را ادامه خواهد داد و احتمالا هر از گاهی بنده نیر به تالار سر خواهم زد

از اینکه توفیق داشتم در خدمت عزیزان اهل سنت شیعه باشم خدای را سپاس میگویم . اگر کم و زیادی شد و خدای نکرده کسی رنجید و بی حرمتی حلال بفرمایید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sagheb ، ELENOR ، أین المنتظر ، عایشه ، Woodi2020 ، منادی حق ، مجید املشی ، محب الزهرا ، ZaHrA110M ، عبدالرحمن ، خادمة الزهرا
۲۳:۴۴, ۹/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #137
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
با تشکر از مدیران و کاربران تالار بیداری اندیشه و همچنین کاربران اهل تسنن که به صورت مهمان این مناظرات را دنبال می کردند؛ با توجه به اینکه آقای معاون تالار فرمودند که مناظره را ادامه نداده و بقیه آن را به آقای این المنتظر می سپارند بنده هم پسورد آیدی ام را به سرکار خانم فرمیسک میدهم که مناظره را ادامه بدهند.البته خانم فرمیسک هیچ اجباری برای این کار ندارند)
از همه سپاسگزارم و در پناه ایزد منان باشید.
سپیده عقیلی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، أین المنتظر ، مجید املشی
۰:۱۰, ۱۰/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اسفند/۹۲ ۰:۱۲ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #138
آواتار
فرقی نمیکند چه کسی با چه ای دی میخواهند بحث کنند . منتها هر کسی باشد مورد تایید خودتان باشد . ترجیحا از علما .
شما نماینده خود را معرفی بفرمایید و نماینده خود را هم قبول داشته باشید تا بعدا گفته نشود اگر فلانی بود بهتر بود و یا ...

به هر حال ما ای دی شما را قبول داریم . و نمیتوانیم تشخیص دهیم چه کسی دارنده ان است

اگر هم احیانا فردی ای دی شما را در اختیار گرفت بدون اجازه با ایمیل خودتان به بنده اطلاع دهید تا اقدام لازم را انجام دهیم .

مجددا تاکید میکنم طبق گفته خودتان طوری نباشد که بعدا کسی بگوید ما فلانی را رای بحث قبول نداشتیم . و...

اگر هم اصرار دارید بنده خودم باشم (هر چند هیچ فرقی بین بنده اقای منتظر نیست) باید صبرتان زیاد باشد .
چون فرمودید زودتر بحث تمام شود (که نظر کاملا متینی هم هست ) بنده اقای این المنتظر را معرفی کردم .

در پناه خدا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، مجید املشی ، محب الزهرا ، al-shia ، عبدالرحمن ، خادمة الزهرا
۲:۰۳, ۱۰/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #139
آواتار
ببخشید. میشه خلاصه ای از این بحث رو کسی توضیح بده تا من بدونم باید چی بگم؟؟؟ Cool

امضای أین المنتظر
www.kamitafakkor.blogfa.com

صفحه اینستاگرام:
hadithcity
soldierr313
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: fighters ، عبدالرحمن
۲:۱۰, ۱۰/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اسفند/۹۲ ۴:۰۱ توسط fighters.)
شماره ارسال: #140

فکر کنم باید خودتون بخونید . با خلاصه گفتن فایده نداره .
شما اگر نخونید متوجه روند بحث و اونجاهایی که احتمالا از دست اقای وحید110 در رفته نمیشوید.

بنده یک پست بزنم شما مختارید پاک کنید داشتم از صفحه اول مطلب رو میخوندم . اقای وحید میگن طبق ایات خلیفه و امام را باید خدا تعیین کند . خانم عایشه میگوید خدا تعیین نمیکند . پس اگر خدا انتخاب نکند امام یا خلیفه نیست . امام یعنی هدایت گر خلیفه یعنی جانشین . کسی که قرار نیست هدایت گر باشد پس لزومی به اطاعت هم ندارد . در ایه اطیعوا الله و اطیعو الرسول و اولی الامر هم خداوند نفرموده از حاکم اطاعت کنید . همچنین واژه امر در اولی الامر همان امریست که در ایات زیادی خداوند فرموده یهدون بامرنا پس این ولی امر که میشود امر خدا و باید اطاعت بشود را خداوند انتخاب خواهد کرد و اگر منتخب او باشد واجب است اطاعت شود . مفهوم ان میشود از کسی که من برای هدایت یا امرنا که هدایت است اطاعت کنید نه دیگران.
ضمن اینکه اولی الامر منکم با
ءَامَنُواْ مِنكُمۡ وَعَمِلُواْٱلصَّٰلِحَٰتِ لَيَسۡتَخۡلِفَنَّهُمۡ این معنی را میرساند که از ان خلیفه ای که من تعیین میکنم از میان شما اطاعت کنید
حالا سوال مهم اینجاست که اگر امامت و خلافت اصول دین نست . خدا و پیامبر هم نگفته اند چرا شیعیان را کافر میدانید ؟!
وقتی خدا انها را تعیین نکرده پس یهدون بامرنا هم نیستند . اولی الامر هم نیستند . اطاعت هم لازم نست .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، مجید املشی ، al-shia ، وحید110 ، عبدالرحمن ، خادمة الزهرا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!! علی 110 17 12,772 ۸/فروردین/۰۳ ۱۵:۱۹
آخرین ارسال: علی 110
  تفاوت حکومت ابوبکر با جمهوری اسلامی ایران aaaaa 12 4,509 ۲۳/بهمن/۹۳ ۱:۱۶
آخرین ارسال: aaaaa
  دلایل قرانی عدم عدالت صحابه+دیگر دلایل وحید110 5 3,534 ۲۰/مرداد/۹۳ ۲۳:۵۱
آخرین ارسال: jemill hasanov
  میزان کدورت فاطمه سلام الله علیها از شیخین چه اندازه بود؟ عالم مقدس لاهوت 5 2,913 ۱۹/تیر/۹۳ ۱:۳۲
آخرین ارسال: عالم مقدس لاهوت
  شاهکارهای علمی ابوبکر ذوالفقار 0 1,120 ۲۸/فروردین/۹۳ ۱۶:۰۴
آخرین ارسال: ذوالفقار
  اهل بیت پیامبر چه کسانی هستند؟مباحثه عالم مقدس ملکوت 38 16,120 ۲۹/اسفند/۹۲ ۲:۱۹
آخرین ارسال: al-shia
  آیا عمر،ابوبکر را اغفال کرد؟ صبح صادق 20 7,284 ۱۴/بهمن/۹۲ ۱۱:۴۶
آخرین ارسال: سید ابراهیم

پرش در بین بخشها:


بالا