|
دلایل خلافت شیخین ابوبکر عمر عثمان بعد از پیامبر ( ص )مباحثه
|
|
۱۸:۰۳, ۱۸/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مهر/۹۲ ۷:۳۳ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
بعد از این که در این تاپیک در مورد جانشینی جناب ابوبکر بحث شد و طرف بحث انصراف داد . خواهر محترم دیگری تقاضای بحث در تاپیک جدید را داشت تاپیک قبلی به احترام عزیزان اهل سنت . این تاپیک ایجاد شد . دوستا مثل همیشه فقط یک نفر بحث میکند و بقیه در پیام خصوصی کمک کنند احترام طرفین و مقدسات یکدیگر کاملا رعایت شود . اگر کسی توهینی انجام داد بی تعارف یک هفته محروم میشود سوال اول بنده چه دلایلی دارید که خلافت ابوبکر بعد از پیامبر را توجیه کند . یا به عبارتی ایشان بر اساس چه دلایلی از قران و سنت به جانشینی رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسید و اینکه چه شد که ایشان خلیفه شد ایا پیامبر جانشیت تایین کردند ؟ چرا؟ |
|||
|
| آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۲۴, ۱۸/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آبان/۹۲ ۰:۳۰ توسط عایشه.)
شماره ارسال: #51
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم جناب معاون لطفا قبل ازارسال پست قدری تامل کنید. شما به پرسش سوم بنده چه پاسخی دادید؟"حالاممکن نیست خداوند قرموده باشد امامت . خلافت را من انتخاب میکنم . ان وقت به پیامبر فرموده باشد افرادی را که انتخاب کرده ام معرفی کن؟" خدا در کدام آیه و در کجا اسم امامت را آورده که هیچکس تا بحال مشاهده نکرده؟ از آن گذشته بالاخره نظر شما درباره این آیه چیست؟ خود خدا انتخاب می کند یا با واسطه به وسیله پیامبر؟! شما که از ابتدا معتقد بودید خداوند خودش انتخاب میکند ولی وقتی خواستار این شدم که صیغه جمع آیه را با 12 امام تطبیق بدهید انتخاب با واسطه شد؟! البته برای بنده که این پاسخها اهمیت ندارد. حداقل برای خودتان هم که شده ابتدا تصمیم بگیرید بعد بنویسید. در خصوص پرسش جناب درجستجوی سختی: اینکه پيامبراز اشتباه و خطا مصون نبودند، به نقل قرآن اين موضوع ثابت مي شود. خداي تعالي خطاب به پيامبر ميفرمايد: خداوند تو را بخشيد، چرا پيش از آن كه راستگويان و دروغ گويان را بشناسي، به آنها اجازه دادي؟! (سوره توبه آیه 43) یا اي پيغمبر ! چرا چيزي را كه خدا بر تو حلال كرده است ، به خاطر خوشنود ساختن همسرانت ، بر خود حرام ميكني ؟ خداوند آمرزگارمهرباني است. (سوره تحریم آیه 1) اين قبيل آيات در قرآن مجيد نشان ميدهندكه پيامبر گاهي دچار اشتباه هم مي شده است و به كساني اجازه ميداده كه از جنگ تخلّف كنند يا به خاطررضاي همسرانش خود را به سختي ميافكنده است و از امر حلالي خود را محروم ميساخته است. ولي فرق پيامبر با ديگران در اين بود كه خداي سبحان او را از اشتباهش آگاه ميفرمود وبه اصلاح دستور ميداد، امّا اين نوع ارتباط ميان خدا و غير پيامبر نبود. لذا آنها اشتباه ميكردند امّا چون مقام نبوت نداشتند خدا آنها را بوسيلهی وحي مطلع نمي كرد و خاندان پيامبرهم شامل همين حكم ميشدند و اشتباهاتي در تاريخ از آنها نقل شده. ازآن گذشته آياتي صريح در قرآن کریم آمده كه نسبت نسيان و فراموشي به پیامبرمیدهد. ازقبيل: (کهف 24) : «خدايت را ياد كن چون دچار فراموشي شدي». كه در سورهی كهف آمده وپیامبر به مشركان مكّه كه دربارهی اصحاب كهف سؤال كرده بودند، وعده داد فردا پاسخ شما را از پيك وحي ميگيرم ولي گفتن «إن شاء الله»را از ياد برد، و وحي الهي براي تربيت رسول خدا مدتي نيامده و پس از تأخير چنين نازل شد كه: يعني: «در هيچ موردي مگو كه من آنرا فردا انجام ميدهم مگر آنكه بگوئي: اگرخدا بخواهد و خداي خود را بياد آور چون فراموش كردي». دراين صورت اهل بيت پيامبرچگونه از همه نوع فراموشي يا اشتباه مصون بودند؟ مگرخداي تعالي به پيامبرش نفرمود: يعني: «اگر شيطان ياد مرا از دل تو فراموش كرد بعد از ياد آوري مجدد من، ديگر با ظالمان منشين». (سوره انعام- آیه 68)
|
|||
|
|
۱:۰۰, ۱۸/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آبان/۹۲ ۱۴:۱۰ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #52
|
|||
|
|||
نقل قول: خدا در کدام آیه و در کجا اسم امامت را آورده که هیچکس تا بحال مشاهده نکرده؟ ان شاالله به شما در همان تاپیک نشان خواهم داد منظور من کلیست شما چند مورد رو مطرح کردید در مورد اینکه خداوند انتخاب نکرده باشد . که بعد از بحث قبول کردید با توجه ایه غیر مستقیم انتخاب کرده . بنده گفتم ایا امکان دارد این واسطه برای معرفی پیامبر باشد؟ انگار منظورم رو بد گفتم یا شما متوجه نشدید . واسطه یعنی چیزی که خدا بخواهد را عینا توسط واسطه اجرا کند . اگر منظورتان این است که خداوند نمایندگی به امت داده کسی رو انتخاب کنند . این میشود تفویض . (حالا نمیدانم چرا شیعیان را به خاطر توسل اینقدر سرزنش میکنید!) نقل قول:شما که از ابتدا معتقد بودید خداوند خودش انتخاب میکند ولی وقتی خواستار این شدم که صیغه جمع آیه را با 12 امام تطبیق بدهید انتخاب با واسطه شد؟! اگر منظورتون اینه بدون واسطه یعنی خود خدا بیاد بگه ایاالناس این انتخاب منه که من همچین چیزی نمیگم . اصولا پیامبر رو خداوند برای همین امر انتخاب میکنه . واسطه برای بیان انچه مد نظر خداوند است واسطه برای بیان .منطور منه نه واسطه برای انتخاب خود شما هم همچین نظری ندارید . اگر هم که منظورتان این است که خداوند امر خلافت را تفویض کرده باز مشکل باقیست . نقل قول:البته برای بنده که این پاسخها اهمیت ندارد. حداقل برای خودتان هم که شده ابتدا تصمیم بگیرید بعد بنویسید. خوب شما درب کسب معرف و درک حقیقت (حتی فرضی رو برای خودتون نبندید . البته کاملا هم مشخص است که توجه نمیکنید . اگر میکردید که این جوابها را نمیدادید . واقعا میمانم که چرا گاهی متوجه نمیشوید . الان متوجه شدم کلا قصد ندارید متوجه شوید . ممنون بابت راهنمایی نقل قول: ولي فرق پيامبر با ديگران در اين بود كه خداي سبحان او را از اشتباهش آگاه ميفرمود وبه اصلاح دستور ميداد خوب در این صورت اگر پیامبر میفرمود فلانی جانشین من است یا هر امر دیگری و بعد اصلاح نمیکرد . ایا طبق ایات فراوان قران مسلمین نباید اطاعت امر میکردند؟ به نظرم باید بحث این یک فقره ایه را تمام کنیم . به همین سوال پاسخ دهید . فکر کنم به اندازه کافی روی این بحث شد . و خواننده میتواند قضاوت کند که این ایه چه میگوید توافق ما تا اینجا این شده که خداوند اراده خود را بوسیله ای بروز داده است اگر موافقید بفرمایید انتخاب جناب ابوبکر به چه واسطه ای بود و مبنایش چیست . که البته گفتید ایه شورا . و واسطه هم مردم . خداوند از طریق مردم اراده اش را ظاهر کرده است اگر قبول است تا بریم برای بقیه بحث انگار این فعال شدن شما مقارن شده با سر درد شدید بنده! |
|||
|
|
۲:۵۶, ۲۰/آبان/۹۲
شماره ارسال: #53
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده از ابتدای بحث گفتم خداوند به طور مستقیم کسی را انتخاب نکرده که شما فرمودید بعد از بحث قبول کردم که عیر مستقیم انتخاب کرده. در واقع این شما بودید که می گفتید خود خدا جانشین انتخاب کرده و بعد تغییر موضع داده و گفتید با واسطه پیامبر جانشین انتخاب کرده. اگر خدا شخصی را انتخاب کرده بود در قرآن می آورد. ما سخنی را سخن خدا میدانیم که در قرآن ذکر شده باشد. وگرنه میتوانیم دهها حدیث جعلی بسازیم و به پیامبر نسبت دهیم و ادعا کنیم که سخن خداست. |
|||
|
|
۱۳:۳۶, ۲۰/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آبان/۹۲ ۱۳:۵۷ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #54
|
|||
|
|||
نقل قول:بنده از ابتدای بحث گفتم خداوند به طور مستقیم کسی را انتخاب نکرده که شما فرمودید بعد از بحث قبول کردم که عیر مستقیم انتخاب کرده. شما بیشتر میگفتید خدا کسی را انتخاب نکرده نقل قول:در واقع این شما بودید که می گفتید خود خدا جانشین انتخاب کرده و بعد تغییر موضع داده و گفتید با واسطه پیامبر جانشین انتخاب کرده. بنده چند بار این رو توضیح دادم منتها شما گویا نمیگیرید مطالب رو . خداوند انتخاب فرموده طبق وعده خود . ابلاغش بوسیله پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بوده . مثل ابلاغ همه ایات . و همه تصمیمات و همه انچه خداوند مد نظرش بود . مثل ایه بلغ ما انزل الیه ما ینطق عن الهوی و دیگر ایات ... نقل قول:ما سخنی را سخن خدا میدانیم که در قرآن ذکر شده باشد. وگرنه میتوانیم دهها حدیث جعلی بسازیم و به پیامبر نسبت دهیم و ادعا کنیم که سخن خداست. انکه به حدیث استناد میکند بار اثباتش را هم به دوش میکشد . صرف اینکه احادیثی جعلیست که نمیتوان سنت را رها کرد . با این وصف شما از کجا میفهمید نماز صبح ۲ رکعت است . نقل قول:خوب در این صورت اگر پیامبر میفرمود فلانی جانشین من است یا هر امر دیگری و بعد اصلاح نمیکرد . ایا طبق ایات فراوان قران مسلمین نباید اطاعت امر میکردند؟ |
|||
|
|
۱۴:۰۳, ۲۰/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آبان/۹۲ ۱۴:۰۵ توسط عایشه.)
شماره ارسال: #55
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
در خصوص اینکه فرمودید: " انکه به حدیث استناد میکند بار اثباتش را هم به دوش میکشد . صرف اینکه احادیثی جعلیست که نمیتوان سنت را رها کرد . با این وصف شما از کجا میفهمید نماز صبح ۲ رکعت است ." بایدخدمتتان عرض کنم که اولاً: احادیث و سنت پیامبر محفوظند و جای خود را دارند و شما معنای ظنی الصدور بودن را نفهمیده اید، روایات در مقابل قرآن و کلام خدا که متواترو حفظ شده اند حالت ظنی دارند، یعنی در مقایسه با کتاب الهی: اول قرآن است سپس سنت. ثانیاً: نماز و تعداد رکعات آن، 1400 سال است روزی 5 مرتبه بطور متواتر و توسط اجماع مسلمین اجرا می شود و از سنتهای قطعی و متواتر است و جزو مسلمات قطعی و عینی و حتمی تاریخی است و ما دلیلی نمی بینیم که دو رکعت نماز صبح را تغییر دهیم و نیازی هم به جعل روایت برایش نیست که البته شما چنانچه می توانستید طبق قاعده: خذما خالف العامه،در مورد تعداد رکعات نماز هم ایجاد شبهه می کردید تا مثل دیگر عقایدتان، مخالف بااهل سنت باشید. اینکه میگوئیم مسلمات قطعی و متواتر تاریخی و مطابق با سنت قطعی رسیده از پیغمبر منظور همین موارد است و آیامثلاً مجوز ساخت و تزئین قبور نیز به همین شکل است؟! یا حتی برعکس آن صدق می کند،یعنی نهی از تزئین و ساخت قبور؟!! یا موارد دیگری چون عزاداری و غیره....
|
|||
|
|
۱۴:۲۱, ۲۰/آبان/۹۲
شماره ارسال: #56
|
|||
|
|||
|
اینها را میدانم . شما لطفا به مبحث بپردازید اگر در مورد قبور هم که اینقدر تکرار میکنید سوال دارید تاپیکی باز کنید تا پاسخگو باشیم .
سوالاتی هم ما داریم! |
|||
|
|
۱۲:۰۹, ۲۱/آبان/۹۲
شماره ارسال: #57
|
|||
|
|||
|
خانم عایشه
لطفا اون آیه هایی ک گفتین درباره خلفا در قرآن هست بنویسین یعنی قبلا خوندمااااااااااا ولی یادم رفته کجا نوشته بودین!!!!!!!!!!
|
|||
|
|
۱۲:۲۸, ۲۱/آبان/۹۲
شماره ارسال: #58
|
|||
|
|||
|
ی چیز دیگه ...
اینکه آقا وحید گفتن ک ابوبکر صدیق رو ی عده خاص ب خلافت رسوندن و شورا نبوده توضیح بدین لطفا! اگه ایشون بر اساس ایه شورا خلیفه میشده بعد شورا نبوده چ طوریه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|||
|
|
۱:۵۱, ۲۳/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آبان/۹۲ ۳:۰۹ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #59
|
|||
|
|||
|
جناب اتوسای گرامی همان طور که قبلا هم گفتم . ایه و امرهم شورا بینهم . یعنی در کار خوشان با خوشان مشورت میکنند .
ولی خداوند میفرماید در امر ما که هدایت است امامانی را برمیگزنیم . که مفصلش گذشت . اما در مورد شورا مطلب طولانیه . منم از کتب اهل سنت براتون نقل میکنم . دیگه برداشت با خودتون . یعنی اصلا فرض کنیم شورا . خیلی ها مخالفت میکنند . بعد به چه مجوزی جناب ابوبکر جناب عمر رو به خلافت انتصاب مبکنند بازم با اینکه خیلی از صحابه مخالف بودن ؟ (به خاطر گل روی شما از خلفای راشدی با احترام یاد کردم ) هر جا مشکل سندی خواستید . یا فکر کردید نیاز به توضیحه بفرمایید . شما باز انصافتون بهتره . ابن تیمیه رو که میشناسید؟! شيعيان و پيروان اهل بيت عليهم السلام معتقد هستند که امامت منصبي است الهي و انتصابي که خداوند تک تک جانشينان آخرين پيامبرش را انتخاب و از طريق رسول خدا صلي الله عليه وآله به مردم معرفي کرده است. اما از ديدگاه اهل سنت، خلافت و امامت بعد از رسول خدا صلي الله عليه وآله، يک مقام الهي و انتصابي نيست؛ بلکه مقامي است سياسي، دنيوي و عرفي که منشأ مشروعيت چنين حکومتي، انتخاب مردم و اجماع مسلمانان و يا اجماع اهل حل و عقد است که براي تطبيق شريعت، حفظ مصالح مسلمانان و دفاع از حريم کشور اسلامي ايجاد ميشود. آنها معتقد هستند که خداوند در باره خلافت بعد از پيامبر، هيچ آيهاي در قرآن کريم نياورده است . همچنين رسول خدا صلي الله عليه وآله هيچ اشارهاي در باره خلافت بعد از خودش نکرده است. تنها دليل آنها براي اثبات مشروعيت خلافت ابوبکر، اجماع صحابه و يا اجماع اهل حل و عقد است. ابن تيميه بعد از اينكه ميگويد براي خلافت، اجماع همه مسلمانان شرط است، معتقد است خلافت ابوبكر توسط جمهور امت اتفاق افتاد و با اوبيعت كردند وي در كتاب منهاج السنة بر اين نكته پافشاري ميكند كه اجماع مسلمانان و اهل حل و عقد با ابوبكر بيعت كردند و با بيعت خود امامت او را تثبيت كرده و او را به قدرت و سلطنت رساندند : وي در منهاج السنة اجماع اهل حل وعقد را در خلافت شرط دانسته و ميگويد: فإنه لا يشترط في الخلافة إلا اتفاق أهل الشوكة والجمهور الذين يقام بهم الأمر بحيث يمكن أن يقام بهم مقاصد الإمامة. همانا در خلافت شرط نيست مگر اتفاق و اجماع همه اهل شوكت و جلال و همچنين جماعتي كه بوسيله آنها امر قوام پيدا ميكند بطوري كه مقاصد امامت بوسيله آنها ممكن است. ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاى 728 هـ)، منهاج السنة النبوية،ج8، ص336، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ. در اينجا ابن تيميه بيعت تعداد چهار نفر، يك نفر و دونفر را براي بيعت كافي نميداند بلكه قائل است كه با اجماع اهل حل وعقد پيمان خلافت بسته ميشود وي بعد از اين كه ثابت كرد اجماع اهل حل وعقد در بيعت شرط است، بيعت ابابكر را اجماعي دانسته و ميگويد: وأبو بكر بايعه المهاجرون والأنصار الذين هم بطانة رسول الله صلي الله عليه وسلم والذين بهم صار للإسلام قوة وعزة وبهم قهر المشركون وبهم فتحت جزيرة العرب فجمهور الذين بايعوا رسول الله صلي الله عليه وسلم هم الذين بايعوا أبا بكر. مهاجرين و انصاري كه ياور پيامبر صلي الله عليه و آله بودند و اسلام بوسيله آنها قوت و عزت گرفت و به وسيله آنها مشركين مغلوب شده و جزيرة العرب فتح شد، با ابوبكر بيعت كردند و تمام كساني كه با رسول صلي اله عليه وآله بيعت كرده بودند با ابوبكر نيز بيعت كردند. ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاى 728 هـ)، منهاج السنة النبوية،ج1، ص531، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ. و در جاي ديگر از كتابش ادعا ميكند كه حضرت علي عليه السلام و تمام بني هاشم و تمام مردم با ابوبكر بيعت كردند: وأما علي وبنو هاشم فكلهم بايعه باتفاق الناس لم يمت أحد منهم إلا وهو مبايع له. و اما علي عليه السلام و بني هاشم به همراه جميع مردم، با ابوبكر بيعت كردند و هيچ كس از آنها از دنيا نرفتند مگر اينكه بر اين بيعت ثابت بودند. ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاى 728 هـ)، منهاج السنة النبوية،ج8 ص330 ، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ و در جلد 8 از كتابش اجماع امت بر خلافت ابوبكر را بزرگترين اجتماع دانسته و ميگويد: أن يقال إجماع الأمة على خلافة أبي بكر كان أعظم من اجتماعهم على مبايعة علي. گفته ميشود كه اجماع امت بر خلافت ابوبكر، بزرگتر از اجتماع امت بر بيعت با علي عليه السلام بوده است ابن تيميه الحراني الحنبلي، ابوالعباس أحمد عبد الحليم (متوفاى 728 هـ)، منهاج السنة النبوية،ج8، ص338، تحقيق: د. محمد رشاد سالم، ناشر: مؤسسة قرطبة، الطبعة: الأولى، 1406هـ بنابراين ابن تيميه شرط به خلافت رسيدن را بيعت تمام اهل حل وعقد و اجماع امت دانسته و بيعت با ابوبكر را نيز به اتفاق اهل حل وعقد و اجماع مسلمانان، نسبت ميدهد. حال با اين بيان ميخواهيم بدانيم كه آيا واقعا چنين بوده است كه تمام مردم با ابوبكر بيعت كردند؟يا اينكه اين يك ادعايي است كه ابن تيميه از خودش اختراع كرده است؟ ما در اين مقاله ثابت خواهيم کرد که چنين اجماعي، افسانهاي بيش نيست و بزرگان اصحاب با خلافت ابوبکر مخالف بوده اند؛ بنابراين تنها دليل خلافت ابوبکر نيز از اعتبار ساقط و عدم مشروعيت خلافت او ثابت ميشود. از پست بعدی مدارک رو خدمت شما اراءه میکنم |
|||
|
|
۲۱:۱۰, ۲۳/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آبان/۹۲ ۲۳:۰۲ توسط عایشه.)
شماره ارسال: #60
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم آیات زیادی در تمجید از صحابه پیامبر از مهاجر وانصار (که خلفای راشدین هم جزء آنها هستند) نازل شده و همچنین به صورت اختصاصی آیاتی در وصف سیدنا ابوبکر به شرح ذیل در قرآن وجود دارد که تعدادی از آنها را می آورم: 1.(وَسَيُجَنَّبُهَاٱلۡأَتۡقَى ٱلَّذِي يُؤۡتِي مَالَهُۥ يَتَزَكَّىٰ ١٨) (اللیل: 17) يعني: «وبزودى با تقواترين مردم از آن دور داشته مىشود. همان كس كه مال خود را (در راه خدا) مىبخشد تا پاك شود».
اين آيه در شان سیدنا ابوبکر نازل شده است، زماني كه ايشان تمام مال خود را در راه خداصرف كرده و پشت سر هم هفت نفر برده را كه به علت اسلامشان مورد آزار و اذيت كفار قرار گرفته بودند خريد و آزاد كرد، خداوند در اين آيه ایشان را ((اتقی)) يعني بزرگترين متقي معرفي كرده و در آيهای ديگر آورده است (إِنَّ أَكۡرَمَكُمۡ عِندَ ٱللَّهِ أَتۡقَىٰكُم) يعني: «گرامىترين شما نزد خداوند با تقواترين شماست». ازتطبيق دو آيه اين طور بر ميآيد كه سیدنا ابوبکر از تمام صحابه افضلتر است.
2. (إِلَّا تَنصُرُوهُ فَقَدۡنَصَرَهُ ٱللَّهُ إِذۡ أَخۡرَجَهُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ ثَانِيَ ٱثۡنَيۡنِ إِذۡهُمَا فِي ٱلۡغَارِ إِذۡ يَقُولُ لِصَٰحِبِهِۦ لَا تَحۡزَنۡ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَنَا) (التوبة:40). يعني: «اگر او (پيامبر) را يارى نكنيد، در حقيقت خداوندهنگامى به او يارى كرد كه كافران در حالى كه يكى از دو تن بود [از مكه] بيرونش كردند، هنگامى كه در غار بودند، آن گاه كه به يار خود مىگفت: نگران مباش. بى گمان خداوند با ماست».
خداوندمتعال سیدنا ابوبکر را در اين آيه ستوده است، چون او هنگام هجرت در غار ثور همراه رسول خدا بوده است و آيا بزرگواري و شرافتي والاتر و برتر از بزرگي و مقام كسي كه در آنروزهاي سخت جزو دو نفري كه يكي از آنها پيامبر بوده است و خداوند آنها را ستوده وجود دارد؟
3.(لَّقَدۡ رَضِيَ ٱللَّهُ عَنِ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ إِذۡ يُبَايِعُونَكَ تَحۡتَ ٱلشَّجَرَةِ) (الفتح:18) يعني: «خداوند از مؤمنان- هنگامى كه در زير آن درخت باتو بيعت كردند- راضى و خشنود شد».
اين آيه در مورد صلح حديبيه نازل شده كه خداوند رضايت خود را از كساني كه با پيامبر بيعت كردند اعلان نموده (كه يكي از آنها سیدنا ابوبكر هستند). بديهي است كه علم الهي محدود به زمان و مكان نيست، او عالم به ما كان و ما يكون است و با توجه به علم خويش اگر از كسي اعلان رضايت كند رضايت او ابدي خواهد بود، بنابراين، خداوند تعالى إلی الأبد از سیدنا ابوبكر راضي و خشنود است.
4- (وَلَا يَأۡتَلِ أُوْلُواْٱلۡفَضۡلِ مِنكُمۡ وَٱلسَّعَةِ أَن يُؤۡتُوٓاْ أُوْلِي ٱلۡقُرۡبَىٰ) (النور: 22)
يعني«كساني كه از شما داراي وسعت و فضل هستند از دادن به نزديكان و خويشاوندان انكارسرباز نزند». اين آيه هم در باره سیدنا ابوبکر نازل شده است. زماني كه به حضرت عايشه تهمت زده شد و نوزده آيه از قرآن به تبرئه او نازل گشت. سیدنا ابوبکر ازانفاق به مسطح كه شريك تهمت و از اقرباي ایشان بود دست كشيد، حال آنكه پيش از اين واقعه با وي حسن سلوك داشت و بعد از نزول آيه ایشان انفاق را دوباره شروع كرد.
5- (يَٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَءَامَنُواْ مَن يَرۡتَدَّ مِنكُمۡ عَن دِينِهِۦ فَسَوۡفَ يَأۡتِي ٱللَّهُ بِقَوۡمٖ يُحِبُّهُمۡ وَيُحِبُّونَهُۥٓ أَذِلَّةٍ عَلَى ٱلۡمُؤۡمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى ٱلۡكَٰفِرِينَ) (المائدة: 54) يعني: «اى مومنان، هر كه از شما برگردد از دين خود پس خواهد آورد خدا گروهى را كه دوست ميدارد ايشان را و ايشان دوست ميدارند او را متواضعاند براىمومنان درشت طبعاند بر كافران».
اين آيه دلالت بر ايمان سیدنا ابوبكر و قيام عليه مرتدين بعد از پيامبر دارد. كساني كه ادعاي پيامبري كردند و مانعين زكات كه سیدنا ابوبكر بر عليه آنها قيام كرد و آنهارا نابود كرد.
وگفته خداوند كه فرمود: ( فَسَوۡفَ يَأۡتِي ٱللَّهُ...) «پس خواهد آورد خدا...»در مقابلشان ميآورد، پس خداوند بلافاصله قومي را عليه آنها حركت ميدهد كه نشانه آنها اين است كه خداوند آنها را دوست دارد و آنها خداوند را دوست دارند. بر مومنان فروتن و در مقابل كفار سر سخت هستند و مصداق اين گفته خداوندهمانا سیدنا ابوبكر بوده است.
6- (أَتَقۡتُلُونَ رَجُلًاأَن يَقُولَ رَبِّيَ ٱللَّهُ) (غافر:28). «آيا مىخواهيد مردى را بكشيد بخاطر اينكه مىگويد: پروردگار من «اللَّه» است». اگرچه اين آيه در مورد مردي از بني اسرائيل است اما اين آيه در مورد سیدنا ابوبكرصادق ميآيد. زماني كه مشركين پيامبر را ميزدند و سیدنا ابوبكر آمدند و گفتند: (أَتَقۡتُلُونَ رَجُلًاأَن يَقُولَ رَبِّيَ ٱللَّهُ) مشركين با شنيدن اين آيه به جان سیدنا ابوبكر افتادند و او را زدند تا بيهوش شد.
7-(الأنفال:٧٢). «همانا کسانی که ایمان آورده و مهاجرت کرده و با اموال و جانیهایشان در راه خدا جهادنمودند و همچنین آنانکه جای دادند و نصرت کردند اینان گروهی دوستان گروه دیگرند».
آنانکه ایمان آورده و مهاجرت کرده و با مال و جانشان درراه خدا مجاهده کردند چه کسانیاند جز مهاجرین حبشه و مدینه و آنانکه اصحاب رسول ومهاجرین به مدینه را جای دادند و دین خدا را یاری کردند، جز اهل مدینه چه کسانی بودند؟! یعنی همان پایهگذاران بیعت سقیفه که خلفای راشدین جزء آنانند.
8- (الأنفال: ٧٤). «و آنانکه ایمان آورده و مهاجرت کردند و در راه خدا جهاد نمودند و کسانی که جای دادند و نصرت کردند اینان حقیقتا مؤمنیاند که برای ایشان آمرزش و روزی بزرگوارانه است».
خداوند میفرماید مهاجرین و انصار (که خلفای راشدین جزءآنانند) حقا مؤمناند و مورد آمرزش !
9- (التوبه: ١١٧). «خداوند پذیرفت توبهی پیغمبر ومهاجرین و انصاری را که پیامبر را متابعت کردند و در ساعت دشواری (در جنگ تبوک،مجاهدین از حیث قلّت آب و نداشتن مرکب سواری چنان در سختی و شدت بودند که شتران راکشته و به آب معدهی آنها اکتفا میکردند و یک خرما را چند نفر میمکیدند و بریک شتر چند نفر به نوبت سوار میشدند) پس از آنکه نزدیک بود دلهای فریقی(بعضی) از آنان منحرف و منقلب شود آنگاه خدا ایشان را آمرزید زیرا خدا به ایشان بسیار رئوف و مهربان است».
در این آیه، خداوند مهاجر و انصار را در ردیف پیغمبر خود آورده و مشمول رحمت خویش میشمارد تا معلوم شود که مقام مهاجر و انصار تا چه اندازهای است!
10.(آل عمران: ١١٠). «شمابهترین امتی هستید که در میان مردم ظاهر شدهاید امر به خوبیها کرده و از بدیهانهی میکنید و به خداوند ایمان دارید».
طوسی گفته است که این آیه را مفسرین به اختلاف تفسیر کردهاند،گروهی گفتهاند اینان کسانی هستند که با رسول خدا هجرت کردند (مهاجرین به مدینه) وابن عباس و سایر اصحاب و پارهای از مفسرین گفتهاند: عموم اصحاب رسول خدایند.
به هر حال اینان به قول خدای جهان بهترین امت هستند. ****************يك بار سیدنا ابوبكر به معبد يهوديان رفت؛ عدهاي ازآنان پيرامون شخصي به نام فنحاص كه از علماي يهود بود، جمع شده بودند؛ سیدنا ابوبكربه فنحاص گفت: «واي بر تو از خدابترس و مسلمان شو؛ به خدا سوگند كه تو خوب ميداني كه محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرستادهي خدا است و به حق و راستي ازجانب او به سوي شما آمده و ويژگيها و نشانههايش در انجيل و تورات بيان شده است.» فنحاص به سیدنا ابوبكر گفت: «اي ابوبكر! به خدا كه ما آنگونه كه محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ميگويد،به خدا نيازي نداريم و خدا است كه محتاج ما ميباشد؛ ما از او بينيازيم و او به ما نيازمند؛ ما به او تضرع و زاري نميكنيم و اوست كه به ما زاري ميكند و از ماقرض ميخواهد. مگر نه اين است كه دوستت محمد(ص)درسخناني كه از خدايش نقل ميكند، از مردم براي خدا قرض نيكو ميطلبد؟ و غير از ايناست كه خدايش، از ربا نهي ميكند و خودش به ما در قبال آن قرض يا صدقات، ربا ميدهد(و ميگويد: صدقات را فزوني ميبخشد)؟ اگر خدا، غني و بي نياز بود كه به ماآنگونه كه محمد(ص)ميگويد در قبال قرض دادن، وعدهي ربا وفزوني اموال نمي داد.»
سیدنا ابوبكربه قدري ناراحت شد كه به شدت بر صورت فنحاص زد. فنحاص براي شكايت به نزد رسولخداص رفت و گفت: «اي محمد! بنگر كه دوستت ابوبكر با من چه كرده است.» رسولخداص از سیدنا ابوبكر پرسيدند: «چه چيز تو را به اين كار واداشت؟» سیدنا ابوبكر عرض كرد:«اي رسولخدا! دشمن خدا، سخن سنگين و بزرگي گفت كه مرا تاب نيامد وبه خاطر خدا او را زدم؛ او گمان ميكندكه خداوند متعال، فقير است و اينها، بينيازند.» فنحاص اين ماجرا را منكر شد و گفت كه من چنين نگفتهام. 11. خداوند متعال، در رد فنحاص و تأييد سیدنا ابوبكر اين آيات را فرو فرستاد: (آلعمران:181) (برخي از يهوديان گفتند: خداي محمد فقير است واز ما درخواست قرض ميكند؛) بيگمان خداوند، سخن كساني را شنيد كه گفتند: خدا فقيراست و ما بينيازيم! آنچه را كه گفتند و اينكه (گذشتگانشان)، پيامبران را به ناحق كشتند، خواهيم نوشت و (همهي اينها ثبت و ضبط ميشود تا بدانگاه كه) به ايشان خواهيم گفت: بچشيد عذاب آتش سوزان را.» 12. خداوندمتعال، دربارهي سیدنا ابوبكر و خشمي كه در راه خدا گرفت، آيه فرو فرستادكه: (آلعمران:186):«حتماً شما از لحاظ جان و مال خود مورد آزمايش قرار ميگيريد و از سوي كساني كه پيش از شما كتاب داده شدهاند و همچنين از سوي مشركان، سخنان آزاردهندهاي ميشنويد؛و اگر بردباري و تقوا پيشه كنيد، (كار شايستهاي كردهايد كه) اينها، امور مهمي است كه بايد براي دستيابي و بكارگيري آنها كوشيد». یعنی مقام سیدنا ابوبکر چنان بود که خطاب به ایشان نصایحی از خداوند بلندمرتبه نازل می گشت. **************** جابربن عبدالله رضي الله عنهما ميگويد: رسولخداص درروز جمعه مشغول خطابه و سخنراني بودند كه كاروان حامل مواد غذايي به مدينه آمد.اصحاب براي تأمين نيازهايشان به سوي كاروان شتافتند و كسي جز دوازده نفر با رسولخداص نماند. (سیدنا ابوبكر وسیدنا عمر رضي الله عنهما جزو آن دوازده نفر بودند.) 13. خداوند متعال، اين آيه را فروفرستاد: (برخي از يارانت، در يكي از جمعهها كه مشغول سخنراني بودي،) هنگامي كه تجارت يا لهوي ديدند، از اطرافت پراكنده شدند و تو را ايستاده رها كردند؛ بگو: آنچه، پيش خدااست، بهتر از سرگرمي و تجارت است و خداوند، بهترين روزيرسان ميباشد.» (جمعه /11) عايشه رضي الله عنها ميگويد: همراه رسولخداص در يكي ازسفرها رفته بوديم كه گردنبندم در بيابان گم شد؛ رسولخداص ويارانش براي پيدا كردن گردنبند به جستجو پرداختند؛ آنجا آب نبود و همراه خود نيزآب نداشتيم. مردم به ابوبكر گلايه كردند كه ميبيني عايشه چه كرد و ما را در چه مشقتي انداخت؟ رسولخداص سر بر پايم نهاده و خوابيده بودند كه ابوبكر آمد و به من گفت: «تو رسولخداص و مردم را گرفتار كردي؛ با خود آب نداريم و اينجا هم آب نيست.» عايشه ميافزايد: او مرا سرزنش ميكرد و به پهلويم ميزد كه در اثرش تكان ميخوردم؛ اما در عين حال سعي مينمود كه پايم تكان نخوردتا مبادا مزاحم استراحت آن حضرتص شود. به هر حال به همين منوال گذشت و خداوند، آيهي تيمم را فرو فرستاد: (نساء:43)يعني: «…با خاك پاك تيمم كنيد.» اسيدبن حضير پس از نزول اين آيه گفت: «اي خانوادهي ابوبكر! اين، نخستين بار نيست كه شما مايهي خير و بركت ميشويد.» عايشه ميگويد: «هنگامي كه حركت كرديم، گردنبند را زير همان شتري ديديم كه من، بر آن سوار بودم.» البته از اینگونه آیات باز هم میتوان مثال زد که مایلم شان نزول این آیات را از دیدگاه شیعیان بدانم. (چون به احتمال قریب به یقین شان نزولهای ذکر شده را رد می نمایند)
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| شاهکار احتجاج مولا علی در دلایل سکوتش در برابر غصب خلافت!!! | علی 110 | 17 | 12,751 |
۸/فروردین/۰۳ ۱۵:۱۹ آخرین ارسال: علی 110 |
|
| تفاوت حکومت ابوبکر با جمهوری اسلامی ایران | aaaaa | 12 | 4,497 |
۲۳/بهمن/۹۳ ۱:۱۶ آخرین ارسال: aaaaa |
|
| دلایل قرانی عدم عدالت صحابه+دیگر دلایل | وحید110 | 5 | 3,531 |
۲۰/مرداد/۹۳ ۲۳:۵۱ آخرین ارسال: jemill hasanov |
|
| میزان کدورت فاطمه سلام الله علیها از شیخین چه اندازه بود؟ | عالم مقدس لاهوت | 5 | 2,902 |
۱۹/تیر/۹۳ ۱:۳۲ آخرین ارسال: عالم مقدس لاهوت |
|
| شاهکارهای علمی ابوبکر | ذوالفقار | 0 | 1,116 |
۲۸/فروردین/۹۳ ۱۶:۰۴ آخرین ارسال: ذوالفقار |
|
| اهل بیت پیامبر چه کسانی هستند؟مباحثه | عالم مقدس ملکوت | 38 | 16,102 |
۲۹/اسفند/۹۲ ۲:۱۹ آخرین ارسال: al-shia |
|
| آیا عمر،ابوبکر را اغفال کرد؟ | صبح صادق | 20 | 7,265 |
۱۴/بهمن/۹۲ ۱۱:۴۶ آخرین ارسال: سید ابراهیم |
|









