|
واکاوی معضلات زن امروز
|
|
۲۰:۵۸, ۲۲/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آذر/۹۲ ۲۳:۳۷ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
تایپکی تحت نهایت زن بودن توسط عبدالرحمن مطرح شد که به دلایلی حذف شد در این راستا سوالی دارم میدانیم که زن بودن در همسر بودن خلاصه نمیشود یک زن میتواند 4نقش داشته باشد 1.مادر بودن 2.همسر بودن 3.دختر بودن 4.خواهر بودن بحثهایی در پست های مختلفی صورت گرفت که در واقع جز جدل کردن به نتیجه خاصی نرسیدیم ایا حقوق یک زن تنها تحت عنوان نقش همسری نادیده گرفته میشود؟ یا این نادیده گرفتن شامل نقشهای دیگر زن هم میشود؟ . . . اما در خصوص تایپک نهایت زن بودن اسلام هیچ گاه زن را محدود به خانه داری نکرده و زن میتواند به امور خارج منزل بپردازد میتواند شغل داشته باشد ادامه تحصیل دهد میتواند ورزش کند..... اما وظیفه اصلی یک زن مدیریت خانواده است وتمام اموری که از انها نام بردیم نباید این وظیفه اصلی را تحت شعاع قرار دهد در جامعه امروزی اگر به دید عمیق نگاه کنیم معمولا یک زن به تمام امور فرعی میپردازد و از وظیفه اصلی خود غافل مانده است و این به نوبه خود سرچشمه بسیاری از مشکلات......... |
|||
|
| آغاز صفحه 12 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۲۱, ۲۶/آذر/۹۲
شماره ارسال: #111
|
|||
|
|||
|
به نام خدا طبق خواسته دوستمون خانم ترنم ارسالم رو تفکیک کردم! که حوصله کاربران موقع خوندن سر نره! و اما مسئله شهادت زن: اصولاً شهادت «حق» نيست تا آن جا كه به طور خيلى استثنايى شهادت زن پذيرفته نيست و ياآن جا كه شهادت دو زن برابر شهادت يك مرد محسوب شده است، او را محروم از حق تلقى كنيم بلكه شهادت «تكليف» است. بنابراين در مواردى كه شهادت زن مسموع نيست، او «معاف» از تكليف است و در نتيجه وظيفهاش نسبت به مرد سبكتر، ثانيا، عدم استماع و ارزش شهادت، در موارد بسيار محدود، اختصاص به زنان نداشته، بلكه متقابلاً در مواردى ، شهادت مردان مسموع نيست. به عنوان مثال،در اثبات زنا، شهادت مستقل زنان به تنهايى كافى نيست (اگر چه شهادت آنان به ضميمه مردان پذيرفته است) و متقابلاً در مورد اثبات زنده متولد شدن طفل،شهادت مرد چيزى از ارث را براى طفل ثابت نمىكند ولى با شهادت هر زن «يك چهارم» از ارث ثابت مىشود و در اين مورد فقط شهادت زنان مسموع است. شهادت بر موارد ويا عيوب جنسى زنان نيز موارد ديگرى است كه در آن تنها شهادت زنان پذيرفته است. ثالثاً، اما نسبت به مواردى هم كه شهادت دو زن برابر شهادت يك مرد اعتبار شده است بايد دانست كه اصولاً شهادت ابزارى است براى اثبات يك واقعه يا مدعا و از اين جهت هيچ يك از كلام و يا متكلم به تنهايى كافى نيست؛ بلكه مجموعهاى از اين دو مىتواند براى اثبات مطلوب به كار گرفته شود، كلامى روشن از گويندهاى صادق وعادل. ( واستشهدوا شهیدین من رجالکم فان لم یکونا رجلین فرجل و امراتان ممن ترضون من الشهداء ان تضل احدیهما فتذکر احدیهما الاخری )(بقره 282) در این آیه کریمه به شهادت دو زن که آن را به عدالت نزدیک تر میداند اشاره میکند ولی علت آن را عقل و تفکر زن نمی داند بلکه به احتمال وجود خطا و عدم هدایت به حق در شاهد( زن ) اول اشاره می کند .(ر. ک : زن در نهج البلاغه ،دكتر نجوا صالح الجواد ،ترجمه وروود سلامي ، صص 99و100) شهادت امری مستند به حس و مشاهده است و حضور و شهود زن در مواردی محدود است ، اما درمواردی که حضور زن متعارف و بی محذور است و از سوی دیگر حضور مرد جایزنباشد یا عذری در کار باشد به تناسب شرایط و اهمیت موضوع حتی شهادت یک زن نیز پذیرفته میشود . قران در باره شهادت دو زن عقل و درک ناقص یا اشتباه در تشخیص را علت نمی داند بلکه می فرماید اگر یکی از این دو فراموش نموددیگری او را تذکر بدهد ( ان تضل احدیهما فتذکر احدیهما الاخری ) بنابر این وبنا به نص صریح قران کریم ، علت شهادت دو زن در مقابل یک مرد وجود نقیصه درعقل زنان نیست بلکه علت، گمراهی در شهادت و گواهی است . منابع: *ر. ک :زن در آیینه جلال و جمال ، عبدالله جوادي آملي ، ص 344 جواهر الکلام ، شیخ محمد حسن نجفی ، ج 41 ، ص 160 |
|||
|
|
۲۱:۳۲, ۲۶/آذر/۹۲
شماره ارسال: #112
|
|||
|
|||
|
من تقریبا یکی دوسالی رفتم کلاس قران،هر جلسه یه چیزایی میشنیدم که برام جدید بود،الان دیگه خدا توفیق رفتنشو ازم گرفته
اما زندگی منو خیلی عوض کردسعی میکنم در خلال سوالا چیزایی که یاد گرفتمو بگم،اینام رزق شما بود ![]() سر سوره ناس و فلق بودیم دیگه حتما فکر کنم همه بدونن من حافظه فوق پیشرفته دارم، یه حدیثی بود شخصی اومد پیش اما گفت تو فلان معامله سود زیادی کردم،امام گفت سود نکردی چون نماز اول وقتت رو از دست دادی. حالا یه مورد دیگه: مورد داشتیم شخصی مادرش مریض بود،بچه اعتقاد درستی نداشت اما بخاطر مادرش اینقدر تضرع کرد،اینقدر دعا کرد که به خدا نزدیک شد،متحول شد. در اولی شاید اگه کسی عقل اخروی نداشته باشه بگه حالا نماز که قضا نشده،با عقل دنیوی اون خیره اما در دومی با عقل دنیوی شره و اخروی خیر اصلا خیر اینطوری تعریف میشه:هر چیز که ما را به خدا نزدیک کند شر: هر چیز که ما را از خدا دور میکند میگن اه کشیدن مریض گناهاش رو میریزه پس اون خیره مصداق ها مهم نیست،اما ما عادت کردیم فقط به مصداق فکر کنیم فرعون واسه اسیه خیر بود اگه به خدا اعتماد داشته باشیم باید بدونیم خدا جز خیر چیزی جلومون نمیذاره حالا رفتار ما میتونه اون رو به خیر یا شر تبدیل کنه نمیدونم خوب توضیح دادم یا نه ایا مامون به امام رضا سم داد خیر بود یا شر واسه امام خیر بود چون شهادت نصیبش شد،واسه مامون شر بود ...................... نکته دیگه که جدیدا یاد گرفتم میگفت ناپاک ها رو تو بهشت راه نمیدن ما یا باید تو این دنیا پاک شیم ،یا شب اول قبر،یا برزخ یا جهنم هر چی زودتر اسونتر،هر چی به اینده موکول شه این پالایش سختر حالا خودم میگم اصلا جنبه امتحان ندارما،به هر حال قاعده اش اینه امام صادق علیه السلام میگه اگه کسی بدونه واسه سختیاش در دنیا چه پاداشی میگیره،ارزو میکنه در دنیا با مقراض(قیچی) بدنش رو تیکه تیکه میکردن. البته امیدوارم خدا اول ظرفیت بده بعد ما رو امتحان کنه |
|||
|
|
۲۱:۳۸, ۲۶/آذر/۹۲
شماره ارسال: #113
|
|||
|
|||
|
nina جان فکر میکنم منظورت همون مقام رضا و رضوان الهی باشه
یعنی هر چه از سوی حق رسد خیر است، شر نداریم اصلا ما همگی میدونیم شر هستی نیست، بلکه نیستی هستش که در نبود یک هستی یعنی خیر به وجود میاد (اوه چه فلسفی! ![]() )
|
|||
|
|
۲۳:۱۲, ۲۶/آذر/۹۲
شماره ارسال: #114
|
|||
|
|||
(۲۶/آذر/۹۲ ۲۱:۳۲)nina نوشته است: نکته دیگه که جدیدا یاد گرفتم من اینقدر خودخواهم که اصلاً تحمل هیچ سختی ای رو ندارم. از خدا هم خواستم هر چی که خودش میدنه برای من بهترینه سر راهم قرار بده و به همراهش شعور فهمیدن این موضوع رو هم بهم بده. تا حالاش هم واقعاً لایقش نبودم و خدا خیلی خیلی خیلی بهم لطف کرده و زندگی نسبت به اکثریت مردم بهم خیلی آسون میگذره. شاید هم نگه داشته برای لحظه جون دادن و شاید هم برزخ و شاید هم آخرت. رضیت برضاک یا الله. یه چیزی بگم بچه ها!!! همیشه از خدا بخواین وقتی وقتش شد، بهتون بچه ناخواسته بده. میدونین چرا؟ بچه خواسته که به دعوت ما به این دنیا میاد. یعنی ما برای بود و نبودش و جاش و اتاقش و لباساش و اسمش و هزار و یک چیز دیگه اش چند سالی وقت گذاشتیم و با برنامه ریزی زمانی و مکانی ما به دنیا میاد. اما بچه ناخواسته هدیه خداست. از یکتا پروردگار هم کادوی بد بر نمیاد. بچه های ناخواسته معمولاً خیلی هم بچه های خوبی از آب در میان... |
|||
|
|
۱:۰۱, ۲۷/آذر/۹۲
شماره ارسال: #115
|
|||
|
|||
|
ي خواهش:
![]() لطفا آقايون (چه مجرد و چه متاهل)بيان و مطالب رو بخونن كه براي زندگي آينده و فعليشون مفيد واقع بشه.مطالب رو بخونن كه دنياي خانمها رو بهتر درك كنند ي پيشنهاد: ![]() آقايون هم ي تاپيك خوب بزنن و از دنياي خودشون بگن تا ما خانمها هم دنياي اونا رو بهتر بشناسيم. ان شاالله كه بشه از اين دوتا تاپيك نتيجه خوبي بگيريم. ![]() ممنون از همه التماس دعا |
|||
|
|
۱:۱۸, ۲۷/آذر/۹۲
شماره ارسال: #116
|
|||
|
|||
|
ترنم جان چه فکر خوبی ...همین جور از بالای تالار میای پایین...زده دختر ایرانی .زن ایرانی........مردان مریخی و....اینم که دنیای زنان....بقیه هم اگه داره ندیدم...بابا آقایونم یه تاپیک بزنین مردان ایرانی ............تبعیض اینه ها......
|
|||
|
|
۱:۳۶, ۲۷/آذر/۹۲
شماره ارسال: #117
|
|||
|
|||
(۲۷/آذر/۹۲ ۱:۱۸)پرنیان نوشته است: ترنم جان چه فکر خوبی ...همین جور از بالای تالار میای پایین...زده دختر ایرانی .زن ایرانی........مردان مریخی و....اینم که دنیای زنان....بقیه هم اگه داره ندیدم...بابا آقایونم یه تاپیک بزنین مردان ایرانی ............تبعیض اینه ها...... واقعیتش اینه که اگر ما تاپیک بزنیم باز خانما میریزن تو تاپیک!!! ولی اینجا اگر بیای همچین برخورد میکنن!!! مثل چی؟ اتوبوس شرکت واحد هستش اگر مردا برن تو قسمت زنونه یدونه مو رو سرشون نمیمونه ![]() ولی خانما میان با اعتماد به نفس! |
|||
|
|
۱:۴۴, ۲۷/آذر/۹۲
شماره ارسال: #118
|
|||
|
|||
(۲۷/آذر/۹۲ ۱:۳۶)عبدالرحمن نوشته است: واقعیتش اینه که اگر ما تاپیک بزنیم باز خانما میریزن تو تاپیک!!! والااتوبوسا که دو سومش برا آقایون ...!!!!اون یه سومم شما میخواید بیاید بگیرید....حق دارن...خو.......خانوما بنگان خدا با یه عالمه وسیله بعضیاشونم بچه بغل حق دارن بیان............. حالا شما تاپیک بزنید....هرجا خانوما غرغر کردن آقای النور....(I`m kidding)...میان...... ![]()
|
|||
|
|
۲:۰۵, ۲۷/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آذر/۹۲ ۴:۱۸ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #119
|
|||
|
|||
(۲۶/آذر/۹۲ ۲۱:۳۲)nina نوشته است: البته امیدوارم خدا اول ظرفیت بده بعد ما رو امتحان کنهفرمایشاتتون بسیار خوب بود، ولی اینجا رو اجازه بدید یکم ملالغتی بشم. ![]() ما میدونیم خداوند در قرآن کریم فرموده که هیچکس را جز به اندازهی توانش مکلف نمیکند. پس اینکه اینطور بفرمایید مثل اینه که بگیم امیدوارم خدا راست گفته باشه! خداوند ظرفیت و رحمت فراوان عطا فرموده، که امیدوارم بتونیم از شرّ نفس رها بشیم تا بجای دور شدن از خیر، هر روز بیش از پیش در خیر غرق بشیم. (۲۵/آذر/۹۲ ۱۴:۵۷)moze84 نوشته است: حق با شماست. اما قبول بفرمایید که اکثر مردای ایرانی این شکلی اند. معذرت، معذرت، معذرت، لطفاً «ایرانی»اش رو نفرمایید.مستندات فراوانی هست برضد بسیاری از استفادههای ما ایرانیها از این عبارت. البته بنده میدونم که در بسیاری از موارد ناخودآگاه به جمله اضافه میشه. (۲۷/آذر/۹۲ ۱:۰۱)ترنم نوشته است: مطالب رو بخونن كه دنياي خانمها رو بهتر درك كنندمن این تاپیک رو خیلی نخوندهام، ولی تا جایی که خوندم، اگر منظورتون این هست که از مطالبی غیراستنتاجی برای تشخیص ماهیت زندگی استفاده کنن، لطفاً چنین توصیهای نفرمایید. ![]() فقط مطالبی که با استنتاج بیان بشن و با استنتاج قبول بشن میتونن مورد اعتماد باشن برای اینکه چراغ راه قرار بگیرن و نسبت به حقیقت اعوجاج نداشته باشن. در مورد مطالب غیراستنتاجی، باید میزان قابلاطمینانبودن رو در زمان بیان سخن ابراز کنیم و در زمان شنیدنش در نظر بگیریم: نقل قول:هیچ حرف مؤدبانهای اشکال نداره اگر گوینده مراقب باشه اطلاعاتش رو قابل اطمینان تر از اونی که هست مطرح نکنه،جسارت بنده رو میبخشید، ولی آخه ممکنه تجویز هرچیزی که ممکنه در این تاپیک یافت بشه یا هر برداشتی که ممکنه صورت بگیره، برای آقایون عواقب حادی داشته باشه. |
|||
|
|
۸:۲۹, ۲۷/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آذر/۹۲ ۸:۳۳ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #120
|
|||
|
|||
|
آقای درست پسند!
شما اگر از صفحه اول مطالب رو میگرفتین و میخوندین، متوجه میشدین که من چرا نوشتم "ایرانی" اصلاً ما داریم بررسی میکنیم که چی شد که زن جامعه ما - یعنی ایران - به این روز افتاد. اگر زن ایرانی با فرهنگ غنی اسلامی و ایرانی خودش به این روز افتاده، حتماً دلایلی داشته. یکیش هم آقایون ایرانی بودن که خانم ها رو به این سمت سوق دادن. البته ناخواسته.... وگرنه من خودم از اونایی هستم که مخالف جدی این جوک های "فقط یه ایرانی میتونه..." هستم. همه جای دنیا که با ما سر لج افتادن و از ما متنفر شدن... این جوک ها رو میسازن که ما ایرانی ها هم دیگه به خودمون احترام نذاریم. این ها صرفاً توضیح کوتاهی درباره شبهه شما بود. اما خواهش میکنم از بحث منحرف نشیم. چون نوشته هام قبلاً خیلی طولانی میشد، سعی میکنم یکم خلاصه تر و در عین حال در پست های بیشتری مطالبی رو مطرح کنم. ما - متاسفانه - به دلیل اصرار بیش از حد شوهرم ماهواره داریم. که البته الآن اختیار کانالهاش با منه و فقط بی بی سی و یورونیوز داریم. بگذریم... از همون اولین روزی که فارسی وان افتتاح شد، من و شوهرم بعضی از سریال هاش رو میدیدیم. میدونین شبکه فارسی 1 کی افتتاح شد؟ روز اول ماه رمضون بود. سریال های اولش خوب بود. یه سریال کره ای خنده دار که هر شب بعد از افطار من و شوهرم میزدیم فارسی 1 و تماشاش میکردیم. تا رسیدیم به شبهای قدر. شب نوزدهم زدیم سریال ببینیم، دیدیم نوشته به دلیل ایام عزاداری این شبکه فعلاً فعالیتی نداره. ما گفتیم حتماً مال جمهوری اسلامیه که یه سری بچه دوبلور جمع کرده و داره سریال دوبله میکنه. بعد کم کم دیدیم داره آهنگ های غربی پخش میکنه. گفتیم لابد مال جمهوری اسلامی نیست. اما توی ایران مجوز پخش گرفته. چون اولین شبکه ای بود که تبلیغ نداشت و کیفیت تصاویرش هم عالی بود. خلاصه... این سریال کره ای که تموم شد، سریال بعدی شروع شد و اون که تموم شد، بعدی شروع شد. سومی که شروع شد، زندگی ما افتاد به چالش... هر روز که شوهرم از سر کار میومد خونه، من هم که اون موقع ها کارمند بودم، تازه از سر کار اومده بودم و شروع میکردم سرش غر زدن. یه چیزی میگم یه چیزی میشنوین... غر غر میکردم که چرا زیاد به من ابراز علاقه نمیکنه، چرا هر روز که میاد خونه دست منو نمیگیره بریم پارک، چرا اینقدر سرد شده؟ و.... یعنی همون اول زندگی واقعاً بیچاره مونده بود از دست من چی کار کنه. هر شب بریم مهمونی و هر شب برام یه چیزی بخره تا عشقشو ثابت کنه و جلوی همه هی تعریف منو بکنه و ... هرچی هم بیشتر میکرد، من احساس میکردم چون من بهش میگم "این کارا رو بکن" انجام میده. نه چون خودش میخواد. یعنی این کارها رو از روی علاقه و با دل خوش انجام نمیده. دوباره غر غر زدنای من شروع میشد... این فیلم کره ای سوم اسمش "ققنوس" بود. یه دختر پولداری عاشق یه پسر فقیری شده بود و باهاش بر خلاف میل خانواده ازدواج کرده بود. بعد فهمید اشتباه کرده بوده و طلاق گرفته بود. زمان گذشته بود و حالا مرده پولدار شده بود و زنه فقیر و توی کارخونه مرده کار میکرد. شریک اون مرده هم عاشق همین زنه شده بود. خلاصه سر این دختره با هم میجنگیدن و دختره هم هرچی بهشون میگفت که نمیخوادشون، اینها ول کن نبودن. (یعنی یه چیزی که هر دختری آرزوش رو داره) داستان رسید به اونجایی که یه روز این سه تا با هم سوار قایق شدن و رفتن وسط دریا که یهو دخره پرت میشه تو آب. شوهر سابقش میپره که نجاتش بده. دختره بیهوش شده بود. مرده میگیردش و خودش همونجوری که داره از پله های قایق میاد بالا، دختره توی بغلش بود. این صحنه رو که دیدم، به خودم اومدم... فهمیدم که چقدر چاخانه... آخه آدم تویوپ هم دستش باشه، نمیتونه از پله های قایق بیاد بالا. اونجا بود که فهمیدم که بیس و اساس داستان های کره ای، زندگی منو اینجوری کرده. یه سری چاخان پاخان میسازن که من ساعت ها پای این فیلم اشک میریختم... من از خدام بود که هرچی بداخلاقی میکنم و هر کاری هم که بکنم، حتی اگه آشپزی نکنم و حتی اگه ولخرجی کنم و هزار تا کار دیگه، باز هم شوهرم ولم نکنه و با تمام وجود منو دوست هم داشته باشه... اما چی شد که منی که اینا رو میدونستم تو این دام افتادم؟؟ اول این که فارسی وان با اعتقادات مذهبی من به دنیا اومد. شب های شهادت تعطیل میکرد و شب های تولد فیلم خنده دار میذاشت... کاری کرد که من بهش اطمینان کردم. نشستم پای برنامه هاش. بعدشم یه چیزی بگم بهتون... اگر فیلمهای هالیوودی برای مردهای ما مثل سمه و واقعاً سلیقه شون رو عوض میکنه، فیلمهای کره ای و هندی برای ما خانم ها شوکرانه و سلیقه ما رو هم خیلی عوض میکنه. چون توی این فیلمها کثافتکاری های جنسی وجود نداره و مردها فقط عاشق زن ها هستند. نه ازشون اخلاق میخوان، نه ازشون کار میخوان، نه ازشون هیکل و زیبایی میخوان... فقط و فقط عاشق این دختره شدن و به هیچ قیمتی هم حاضر به ول کردنش نیستن. چیزی که هر دختری آرزوش رو داره. این میشه که دختر توقع داره پسره هر روز با گل بیاد دیدنش و دختره هم گل رو بگیره و پرت کنه تو صورتش و فرداش با دسته گل بزرگ تر بیاد و هی هر روز عشقش رو بهش ثابت کنه و اون باز هم توی ذوقش بزنه تا روزی که یه انگشتر میاره که روش یه برلیان 5 قیراطی داره. یعنی با همه بداخلاقی های دختره اونو برای همیشه و برای ازدواج بخواد. باور کنین - حتی اگه نشون میدیم که این از سیاستمونه - از حماقتمونه. یعنی احساسمون بر عقلمون باز هم چیره شد و یه چیز نیست در جهان و زاییده تخیل 4 تا نویسنده رو خواستیم. القصه... خانمهای عزیز! به شدت از فیلمهای کره ای و هندی بر حذر باشید. حتی اگه صدا و سیمای خودمون میده... آقایون عزیز! به نفع خودتونه که ماهواره تو خونه نباشه. چون اگه باشه، این فقط شما نیستین که لذت میبرین. زن هم از دیدن خیلی دروغ های توی فیلمها و تبلیغات لذت میبره و توقعش از شما بالا میره و اون وقته که خودتون بیچاره شدین ها!!!! از ما گفتن بود... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ازدواج دختران جوان با مردانی به سن پدرشان! واکاوی علت!! | AMINI | 0 | 1,140 |
۲۰/آبان/۹۵ ۱۳:۳۱ آخرین ارسال: AMINI |
|










اما زندگی منو خیلی عوض کرد

)


