|
شرح زیارت جامعه کبیره از آیت الله ضیاء آبادی
|
|
۱۱:۴۹, ۲۰/دی/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/بهمن/۹۲ ۱۷:۱۸ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
این تاپیک رو مخصوص شرح زیارت جامعه کبیره از آیت الله سید محمد ضیاء آبادی تشکیل دادم همانطور که می دانید این زیارت صادره از امام علی بن محمد الهادی علیه السلام کلاس کامل امام شناسی است یک شرح دیگه ناتمام در این تاپیک وجود دارد ولی ان شاء الله این کامل بشه http://forum.bidari-andishe.ir/thread-16071.html |
|||
|
| آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۱۸, ۱۵/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #51
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
انحراف از ولايت، بلاي واقعي پس نعمت بودن وجود عالم و آدم، بسته به دين است و نعمت بودن دين نيز بسته به ولايت. اگر دين نباشد، تمام موجودات عالم از مسير هدف خلقت منحرفند و اگر ولايت نباشد دين از مجراي خود منعزل است. بنابراين، نعمت اصلي در جهان هستي ولايت است كه تدبير امور ميكند و تمام موجودات را در آفاق و انفس، به مسير هدف اصلي خلقت ميافكند و باب الله المؤتي منهاست و هادي الي الله. نقمت و بلاي واقعي هم انحراف از ولايت است؛زيرا بشر با انحراف خود از ولايت، تمام موجودات را از مسير هدف منحرف ميكند و دنيا و عقبا را به سمت جهنّم سوزان مي كشاند؛ به همين جهت، خداوند حكيم ولايت را كمال دين و تمام نعمت در قرآن معرّفي فرموده است و بعد از ابلاغ ولايت اميرالمؤمنين علي (علیه السلام)اين آيه نازل شد: "...الْيَوْمَ أكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإسْلامَ دِيناً..."؛(سوره مائده ـ آیه3) «امروز كه وليّ امر و قيّم دين و مدبّر شؤون حياتي بشر معيّن شد، نعمت تامّ و كامل من بر بشر ارزاني گرديد». و از امروز به بعد، عائلهي انسان و نوع بشر در پرتو نور ولايت و تدبير الهي وليّ امر در مسير هدف خلقت ميافتد و تمام اسباب و وسايل حياتي خود را با هدايت و راهنمايي او در راه تأمين سعادت و خوشبختي ابدي به كار مياندازد و عاقبت به مقصد اعلاي خود، كه رسيدن به مقام قرب به خالق جهان است، نايل ميگردد: "فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحِ الْمُؤْمِنُونَ"؛ "...وَ فِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ؛(سوره مطففین ـ آیه26) پس، روشن شد كه چگونه علي و آل علي(علیهم السلام)اولياي نعم و صاحبان همهي نعمتها هستند. ــــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاء الله... |
|||
|
|
۱۲:۱۱, ۱۵/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/اسفند/۹۲ ۱۲:۱۲ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #52
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْيِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَى الْحِلْمِ وَ أُصُولَ الْكَرَمِ وَ قَادَةَ الْأُمَمِ وَ أَوْلِيَاءَ النِّعَمِ وَ عَنَاصِرَ الْأَبْرَارِ وَ دَعَائِمَ الْأَخْيَارِ وَ سَاسَةَ الْعِبَادِ وَ أَرْكَانَ الْبِلادِ ... رسیدیم به شرح فراز =»{ ...وَ عَنَاصِرَ الْأَبْرَارِ وَ دَعَائِمَ الْأَخْيَارِ وَ سَاسَةَ الْعِبَادِ وَ أَرْكَانَ الْبِلاَد... } «سلام بر شما ... كه اصول نيكان و استوانههاي خوبان و زمامداران بندگان و پايه و اركان شهرها هستيد». معناي لغوي عَناصِرَ الْاَبْرارِ «عناصر» جمع «عنصر» است و «عنصر» يعني مايهي نخستين هر چيزي. قدماي حكما عناصر را منحصر در چهار چيز ميدانستند: آب، خاك، هوا و آتش و اكنون بيش از صد عنصر ميشناسند. ابرار جمع بَرّ است و بَرّ يعني نيك و نيكوكار و بِرّ يعني نيكي و نيكوكاري. دربارهي خدا گفته شده است: "...إنَّهُ هُوَ الْبَرُّ الرَّحِيمُ؛(سوره طور ـ آیه 28) «خداوند نيكوكار مهربان است». ابرار چه كساني هستند؟ ابرار كساني هستند كه صفات فاضله در وجودشان رسوخ پيدا كرده و به حدّ مَلَكه رسيده و صورت باطني آنها را تشكيل داده است. چون انسان يك صورت خلقي دارد كه همان صورت ظاهري متشكّل از سر و گردن و دست و پا و ديگر اعضا و جوارح اوست و يك صورت خُلقي دارد كه متشكّل از اخلاق و صفات باطني او و منشأ اعمال و افعال اوست و از آن تعبير به «شاكله» هم مي شود؛ چنانكه قرآن كريم مي فرمايد: "...كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَي شاكِلَتِهِ...؛(سوره اسراء ـ آیه 84) «هر كسي بر پايه و اساس شاكلهاش كار مي كند». اگر آن شاكله اخلاق فاضله و صفات حميده باشد، اعمال نشأت گرفته از آن، صالح و نيكو خواهد بود و صاحبش بَرّ و در زمرهي ابرار و نيكوكاران محسوب مي گردد و اگر آن شاكله اخلاق رذيله و صفات خبيثه باشد، اعمال و افعال نشأت گرفته از آن زشت و ناپسند خواهد بود و فاعلش از اراذل و اشرار به حساب ميآيد و در اين صورت، خَلقاً انسان و خُلقاً حيوان است. پس بِرّ يعني نيكي و بَرّ يعني نيكوكار. در آيهي شريفه مي خوانيم: "لَيْسَ الْبِرَّ أنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ...؛ «نيكي آن نيست كه به سمت مشرق يا مغرب بايستيد [ظاهر كار ارزشي ندارد]». "...لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ...؛(سوره بقره ـ آیه 177) «نيكي آن است كه به خدا و روز جزا ايمان آوريد و ايمان در جانتان رسوخ كند و منشأ صدور اعمال صالح گردد». |
|||
|
|
۱۵:۱۶, ۱۶/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #53
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مفهوم دقيق عناصرالابرار عبارت عناصرالابرار افادهي اين مطلب مي كند كه امامان (علیهم السلام) عناصر و مايههاي نخستين ابرار و نيكوكاران عالم هستند، اعمّ از زمينيان و آسمانيان، از پيامبران و فرشتگان و... ؛ چرا كه الابرار ـ به اصطلاح ـ جمع مُحَلّيََ به الف و لام استغراق است و شامل تمام نيكوكاران از هر قبيل ميشود. يعني امام(علیه السلام) مانند دريا و اقيانوس است و ديگر موجودات صاحب آثار نيك همچون نهرها و جويهاي روان؛ او چون خورشيد است و آنها اشعّهاي از او. اين جمله ضمن حديثي از امام صادق(علیه السلام)است: "...نَحْنُ أصْلُ كُلِّ خَيْرٍ وَ مِنْ فُرُوعِنَا كُلُّ بِرٍّ...؛(اصول كافي، جلد 8، صفحهي 242) «ما ريشه و پايهي تمام خوبيها هستيم و تمام نيكيها از فروع ما [و از شاخههاي درخت وجود ما]ست». شاخ و برگ و ميوهي هر درختي مايه گرفته از ريشهي درخت است. شاكله و صورت باطني تمام ابرار و دارندگان صفات و افعال نيك تكوّن يافته از شعاع شمس ولايت امام(علیه السلام) است. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاءالله...(مبحث بعدی: شرح و معنای دَعائِمَ الْاَخْيارِ |
|||
|
|
۲۱:۱۵, ۱۷/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #54
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
معني لغوي دَعائِمَ الْاَخْيارِ (وَ دَعائِمَ الْاَخْيارِ)؛ «دعائم» جمع «دِعامه» است و دعامه يعني ستون و تكيهگاه كه چيزي را از سقوط و افتادن نگه ميدارد. «اخيار» جمع «خيّر» است و خيّر هم به معناي نيكوكار است؛ منتهيََ، فرق ميان «ابرار» و «اخيار» شايد اين باشد كه ابرار نيكوكاراني هستند كه صفات فاضله در وجودشان رسوخ كرده و ملكه شده است، ولي اخيار نيكوكاراني هستند كه هنوز صفات فاضله در وجودشان رسوخ پيدا نكرده و به حدّ ملكه بودن نرسيده است و ممكن است در عين نيكوكاري، مبتلا به بعضي از اخلاق رذيله از قبيل بخل، حسد، كينه توزي و خود برتر بيني باشند. تفاوت ابرار و اخيار به اصطلاح علمي نسبت بين ابرار و اخيار، نسبت عموم و خصوص مطلق است؛ يعني، تمام ابرار اخيار نيز هستند امّا تمام اخيار ابرار نيستند. ممكن است كسي از اخيار باشد و كارهاي نيك انجام بدهد ولي چون صفات فاضله در قلبش راسخ نشده است، به جايگاه ابرار نرسيده باشد. پس، ابرار آن چنان اوج گرفتهاند كه جانشان تجلّي گاه نور امام(علیه السلام) گشته و شعاعي از خورشيد ولايت در فضاي قلبشان تابيده است؛ ولي گروه اخيار اگرچه به آن حدّ نرسيدهاند، امّا در همان خيّر بودنشان، ستون و تكيهگاهشان امام(علیه السلام) است؛ بايد از او تعليمات بگيرند و با برنامه و دستور او كار كنند. بنابراين، امام(علیه السلام) نسبت به ابرار، عنصر است و نسبت به اخيار، دعامه و تكيهگاه و پشتوانه است. ![]() ![]() ![]() ــــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاءالله...(مبحث بعدی: مقام والاي ابرار |
|||
|
|
۱۱:۵۸, ۱۸/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #55
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مقام والاي ابرار گروه ابرار آنچنان بزرگند و باعظمت كه خداوند در سورهي "هل اتيََ"، اهل بيت عصمت(علیهم السلام) را با عنوان ابرار معرّفي فرموده و به بيان شمّهاي از زندگي شكوهمند آنها در بهشت برين پرداخته است: "إنَّ اْلاَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً#عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً؛[سوره انسان ـ آیات 5 و 6] تا مي رسد به اينجا: "فَوَقاهُمُ اللهُ شَرَّ ذلِكَ الْيَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَة وَ سُرُوراً؛[همان ـ آیه11] «خداوند آنها را از شرّ آن روز [روز قيامت] نگهداري مي كند و در حالي كه شاداب و خوشحال و شادمانند، از آنها استقبال مي كند». تعبير «لقّاهم»كه به معناي استقبال است، تعبيري بسيار جالب و لطف آميز است و عنايت فوقِ تصوّر را نشان مي دهد كه خداوند دربارهي ابرار ابراز ميفرمايد. لطف و عنايت عاليتر اينكه: "...وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً؛[همان ـ آیه21] «پروردگارشان به آنها شراب طهور مي نوشاند». جلالت و مكرمت ابرار تا آنجا مي رسد كه ذات اقدس حقّ خودش ساقي آنها ميشود و با دست اكرام و اِنعام خويش از جام شراب طهور آنها را سيراب ميسازد. در حديثي از امامصادق(علیه السلام)آمده است كه: " يُطَهِّرُ هُمْ عَنْ كُلِّ شَيءٍ سِوَي الله "؛[تفسیرمجمع البیان ـ سوره هل اتی] «با آن نوشيدني، قلب و جان آنها را از هرچه غير خداست تطهير ميكند و جز حبّ خدا و جمال اعلا چيزي در جانشان نمي ماند». ـــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاءالله... |
|||
|
|
۱۴:۴۰, ۱۹/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #56
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
*** نكتهاي لطيف در وصف حضرت زهرا(سلام الله علیها) *** اينجا خالي از تناسب نيست كه نكتهاي لطيف از يك مفسّر سنّي آورده شود. آلوسي، صاحب تفسير «روح المعاني»، ضمن تفسير سورهي «هل اتيََ» ميگويد: چطور شده كه خداوند در اين سوره از همهي نعمتهاي بهشتي اسم برده ولي از حورالعين نامي به ميان نياورده است؟ و حال آن كه، در آيات ديگر كه نعمتهاي بهشتي را بيان ميكند، مكرّراً سخن از حورالعين ميگويد؛ از قبيل: "وَ حُورٌ عِينٌ كَاَمْثالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ؛ "كَاَنَّهُنَّ الْياقُوتُ وَ الْمَرْجانُ ؛(سوره الرحمن ـ آیه58) "وَ عِنْدَهُمْ قاصِراتُ الطَّرْفِ عِينٌ* كَاَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَكْنُونٌ؛(سوره صافات ـ آیات48و49) ولي در سورهي هل اتيََ با آنكه از درختان پرميوه و نهرهاي جاري و تختهاي زيبا و لباسهاي حرير و دستبندهاي نقره و حتي(وُلدانٌ مُخَلَّدُون) كودكان خدمتكار جاودان همچون مرواريد غلتان سخن گفته است، از حورالعين اسمي به ميان نياورده است. سرّش چيست؟ اين عالم و مفسّر سنّي ميگويد: "رَعايَة لِحُرْمَة البَتُول وَ قُرَّة عَينِ الرَّسُول؛ يعني چون خداوند در اين سوره پاداشهاي بهشتي اميرالمؤمنين و خاندان آنحضرت(علیهم السلام) را كه در رأس ابرار قرار گرفتهاند بيان ميكند، سزاوار نبود با وجود حضرت بتولِ قرّة العين رسول در كنار علي(علیه السلام) سخن از حورالعين به ميان آيد و آنها به عنوان پاداش بهشتي به علي(علیه السلام) ارائه شوند و لذا خداوند براي حفظ حرمت آن ريحانهي رسول از حورالعين نامي نبرده است. ــــــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاءالله... |
|||
|
|
۲۳:۲۸, ۲۰/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/اسفند/۹۲ ۲۳:۲۸ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #57
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مدح خاندان علي(علیه السلام) از زبان آلوسي همين مرد جملهي ديگري هم دارد و در مدح خاندان علي(علیه السلام) ميگويد: "و ماذا عَسَي يقولُ امْرَءُ فيهِم سِوَي اَنْ عَلِيّاً مَولي المؤمنينَ وَ وَصِيَّ النَّبِيِّ وَ فاطمة البضعة الا حمديّه و الجزء المحمّدي و امّا الْحَسَنانِ فالرَّوح و الرَّيحان و سيّد اَشبابِ الْجِنانِ و ليس هذا مِنَ الرّفَضِ بَشيءٍ بَل ما سِواهُ عِندي هُوَ الْغَيّ"؛ «كسي چه ميتواند بگويد دربارهي اين خاندان، جز اينكه علي مولاي مؤمنان و وصيّ پيامبر است و فاطمه پارهي تن احمد و جزئي از محمّد است و حسنين روح و ريحان و سروران بهشتيانند و اين سخن حقّ و جز اين نزد من ضلالت و گمراهي است». بعد اين بيت را گفته است: اَنَا عَبدُ الْحَقِّ لا عبد الهوَي-------- لَعَنَ اللهُ الهَوَي في مَن لعن «من بندهي حقّ هستم نه بندهي هويََ. لعنت خدا و لعنتكنندگان بر پويندگان راه هويََ». (تفسير روح المعاني، جلد 29، سورهي هل اتيََ) از فضل و كرم خدا بعيد نيست كه اين مرد را به پاس اين عرض احترام و ادب به آستان اقدس خاندان عصمت(علیهم السلام)مورد لطف و عنايت خود قرار دهد. "...وَ اللهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ؛(سوره آل عمران ـ آیه174) ــــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاءالله... |
|||
|
|
۱۵:۳۱, ۲۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #58
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْيِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَى الْحِلْمِ وَ أُصُولَ الْكَرَمِ وَ قَادَةَ الْأُمَمِ وَ أَوْلِيَاءَ النِّعَمِ وَ عَنَاصِرَ الْأَبْرَارِ وَ دَعَائِمَ الْأَخْيَارِ وَ سَاسَةَ الْعِبَادِ معني لغوي ساسَة الْعِبادِ «ساسة» جمع «سائس» است و سائس يعني مدير و عهدهدارِ سرپرستي امّت. «ساسة العبادِ» يعني مديران و سرپرستان بندگان خدا در تمام شؤون زندگي، به طوري كه حقوق همهي طبقات و اصناف جامعه تعديل شود و حقّ احدي ضايع نشود و سعادت دنيوي و اخروي آدميان تأمين گردد و اين جز توسط امام معصوم(علیه السلام) از عهدهي كسي بر نميآيد. نقش ائمّهي هديََ (علیهم السلام) در تأمين سعادت بشر در ضمن حديث الاربعماة، از امام اميرالمؤمنين(علیه السلام) نقل شده است كه فرموده اند : (بِنا يَفْتَحُ اللهُ وَ بِنا يَخْتِمُ اللهُ... وَ بِنا يَدْفَعُ اللهُ الزَّمانَ الْكَلَبَ...وَ لَوْ قَدْ قامَ قائِمُنا لانْزَلَتِ السَّماءُ قَطْرَها وَ لَأخْرَجَتِ الْاَرْضُ نَباتَها و لَذَهَبَتِ الشَّحْناءُ مِنْ قُلُوبِ الْعِبادِ وَ اصْطَلَحَتِ السِّباعُ وَ الْبِهائِمُ حتّيََتَمْشِيَ الْمَرْأة بَيْنَ الْعِراقِ اِليَ الشّامِ لا تَضَعُ قَدَمَيْها اِلّا عَلَي النَّباتِ وَ عَليََرَأْسِها زَبِّيلُها لا يُهَيِّجُها سَبْعٌ وَلا تَخافُه)؛(بحارالانوار، جلد 52، صفحهي 316) «خداوند به وسيلهي ما "زندگي سعادتمندانه را" افتتاح كرده و هم به وسيلهي ما ختم ميكند و به وسيلهي ما دشواريهاي زمانه را برطرف ميسازد. آنگاه كه قائم ما قيام كند، آسمان باران خود را فرو مي ريزد و زمين نباتات خود را بيرون ميدهد. كينهها از دل بندگان خدا زايل ميشود و درّندگان و حيوانات (اهلي) با هم سازش ميكنند. (حيوانات اهلي از درّندگان نمي گريزند) تا جايي كه زني كه ميخواهد راه بين عراق و شام را بپيمايد، همه جا قدم روي سبزه و گياه ميگذارد در حالي كه زيورآلات خود را بر سر دارد (و كسي طمع به آن نميكند) نه درّندهاي به او حمله ميكند نه او از درّندگان ترسي به خود راه ميدهد». امن و امان مطلق و عدالت همه جانبه، حاكم بر زندگي ميشود تا آنجا كه: (...وَسِّعَ الطَّرِيقَ الْاَعْظَمَ وَ كَسَرَ كُلَّ جِناحٍ خارِجٍ عَنِ الطَّرِيقِ وَ اَبْطَلَ الْكَنَفَ وَ الْمَيازِيبَ اِليَ الطُّرُقاتِ...)؛(بحارالانوار، جلد 52، صفحهي 339) «شاهراه بزرگ را توسعه ميدهد و هر گوشهاي را كه مانع راههاي عمومي شود (و در مسيرهاي عمومي باشد) خراب مي كند. ايوانها و ناودانهايي را كه در گذرگاههاي عمومي ساخته شدهاند ويران ميكند و از بين ميبرد». ـــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاءالله... |
|||
|
|
۱:۲۴, ۲۶/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/اسفند/۹۲ ۱:۲۵ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #59
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
عمران و آباداني در زمان حكومت صاحبالزّمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آن دوران پربركت آن چنان عمران و آباداني به وجود ميآيد كه با نيازهاي واقعي بشر مطابقت ميكند و حقوق واقعي احدي ناديده نميماند. از حضرت امام باقرالعلوم(علیه السلام) منقول است: (دَوْلَتُنا آخِرُ الدُّوَلِ وَ لَنْ يَبْقَي اَهْلُ بَيْتٍ لَهُمْ دَوْلَة اِلاّ مَلَكُوا قَبْلَنا لِئَلّا يَقُولُوا إذا رَأوْا سِيرَتَنا: إذا مَلَكْنا سِرْنا مِثْلَ هؤلاءِ وَ هُوَ قَوْلُ الله عَزَّ وَ جَلَّ و الْعاقِبَة لِلْمُتَّقيِن)؛(بحارالانوار، جلد 52، صفحهي 332) «دولت ما آخرين دولتهاست؛ هيچ خانداني باقي نمي ماند كه براي آنان دولت و سلطنتي باشد، مگر اينكه پيش از ما به سلطنت مي رسند، تا هنگامي كه ما به سر كار آمديم و آنها روش دولت ما را ديدند، نگويند اگر ما به سلطنت مي رسيديم، مانند همينان عمل مي كرديم و اين است معناي گفتار خدا كه فرمود: فرجام كار از آن تقوا پيشگان است». ــــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاءالله... |
|||
|
|
۱۶:۲۶, ۲۷/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #60
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْيِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَى الْحِلْمِ وَ أُصُولَ الْكَرَمِ وَ قَادَةَ الْأُمَمِ وَ أَوْلِيَاءَ النِّعَمِ وَ عَنَاصِرَ الْأَبْرَارِ وَ دَعَائِمَ الْأَخْيَارِ وَ سَاسَةَ الْعِبَادِ وَ أَرْكَانَ الْبِلادِ ... معني لغوي اَرْكان (وَ اَرْكانَ الْبِلادِ)؛ «اركان» جمع «ركن» است و ركن يعني جزء اعظم هر چيزي كه بقاي آن چيز به آن جزء بستگي دارد؛ مثلاً پايهها و ستونهاي يك ساختمان ركنهاي آن ساختمان هستند كه ساختمان بدون آنها بقا ندارد. اعضاي رئيسهي بدن، از قبيل سر و گردن و سينه و دستها و پاها از بيرون و ريه و قلب و كليه و كبد از درون، اركان بدن محسوب ميشوند و با اختلال آنها بنيان بدن و حيات انسان نابود مي گردد. به فرمودهي قرآن كوهها براي ثبات و آرامش كرهي زمين به منزلهي اوتادند. يعني همچون ميخ هاي محكمي هستند كه در اعماق زمين فرورفته و به هم پيوستهاند و همچون زرهي پوستهي زمين را در برابر فشارهاي ناشي از موادّ مُذاب دروني حفظ مي كنند و جلو هجمهي طوفان هاي سهمگين را مي گيرند و اگر نبودند، زمين و زمينيان آرامشي نداشتند و لذا مي فرمايد: "ألَمْ نَجْعَلِ اْلاَرْضَ مِهاداً *وَ الْجِبالَ أوْتاداً؛(سورهي نبأ، آيات 6 و7) «آيا ما زمين را محلّ آرامش شما و كوهها را ميخ هايي براي حفظ آرامش زمين قرار نداديم»؟ "وَ جَعَلْنا فِي اْلاَرْضِ رَواسِيَ أنْ تَمِيدَ بِهِمْ...؛(سورهي انبياء، آيهي 31) «ما در زمين كوههاي ثابت و مستقرّ ايجاد كرديم تا انسانها را نلرزاند». ـــــــــــــــــــــــــــــــ ادامه دارد ان شاءالله...(مبحث بعدی: وجود امام(علیه السلام) مايهي سكونت زمين و آدميان |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| قدم به قدم با زیارت جامعه کبیره....شرح و تفسیر | یا ثارالله | 48 | 30,005 |
۲۹/مهر/۹۲ ۲۳:۰۵ آخرین ارسال: عبدالرحیم |
|
| چرا ثواب زیارت کربلا بسیار عظیم تر از زیارت کعبه است؟# | جویای حقیقت | 6 | 5,138 |
۲۲/اسفند/۹۰ ۱۹:۲۳ آخرین ارسال: جویای حقیقت |
|








