|
<<<<<وقتی خیلی عصبانی میشید چکار میکنید؟؟؟
|
|
۱۶:۱۸, ۲۵/دی/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام خب دوستان این موضوع چون خیلی مهمه دوست داشتم یه خرده راجع به این موضوع صحبت کنیم دقیقا بفرمایید که وقتی خییییلی عصبانی میشید و یا کسی یک حرفی بهتون میزنه که واقعا آتیش از سرتون بلند میشه! چکار میکنید؟ راستش یه داستانی از آقای حداد خوندم که هنوز نتونستم درکش کنم... حتما بخونید: نقل قول:آقای حداد میگفتند:مادر همسرم بسیار مرا اذیت می کرد.بین اتاق ما و آنها کیسه های برنج خوشبو و ظرف های انباشته روغن فاصله می انداخت،اما انها چیزی به ما نمیدادندو او عمدا دوست داشت که ما را در تنگی و حرج ببیندو تنگدستی ما او را شاد میکرد و با وجود اینکه من مرتب کار میکردم ولی اکثر مراجعان من از فقیرای بودند که اجناس را نسیه میگرفتند و بعضی از انها پولی پرداخت نمیکردند؛در عین حال شاگرد من هر چقدر نیاز داشت برای خود برمیداشت و معمولا چیزی برای من باقی نمیماند. به نظرم موقع عصبانی شدن باید به اندازه چند ثانیه مکس کرد و دلیل عصبانیت رو فهمید اصلا طرف مقابلمون کیه یه نفس عمیق بکشید گاهی برخی انتظار ها فقط باعث عصبانیت و رنجش خاطره |
|||
|
| آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۰:۲۱, ۱۸/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #51
|
|||
|
|||
(۱۵/بهمن/۹۳ ۲۱:۵۲)میم.حسین.الف نوشته است: یعنی بنده جز دسته نه من شیر ده هستمخب شما تعریفتون رو از غلبه کردن به خشم بفرمایید اصلا بخش اصلی اصلی اصلی همین کنترل در لحظه اوج عصبانیته اینکه تو لحظه اوج عصبانیت فکر کنی من چقدر کسی که روبه روم ایستاده رو دوسش دارم....آیا راضی میشم ناراحت بشه؟؟؟...آیا خدایی نکرده یه لحظه از دست دادنش رو میتونم تحمل کنم؟؟؟ و نکته بعدی وقتی عصبانیتتون رو کنترل کنید بعدش نیاز به عذرخواهی نخواهید داشت چرا عاقل کند کاری.... نمیخوام بگم آدم مغروری هستم...ولی بعضی موقع سر همین که نمیخوام سرافکنده شدن زمان عذرخواهی ر تجربه کنم...خودم رو کنترل میکنم
|
|||
|
|
۲۲:۰۶, ۱۸/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #52
|
|||
|
|||
|
تعریف غلبه بر خشم از اسمش مشخص است اما منظور من به راهش بود
اینکه شخص مقابل را چقدر دوست دارم در موارد ریز و کوچک جواب می دهد اما وقتی خیلی شدت پیدا می کنه عصبانیت دیگه طرف مقابل مطرح نیست اصطلاحا میگن خون جلوی چشم طرفو میگیره وقتی که به اینجا می رسه کار از کار گذشته باید با یه دلیل مهمتر و مستحکمتر پیش گیری کرد توجه کنید عرض کردم دلیل یعنی منطق کارهای متفرقه برای کم کردم فشار ذهنی دلیل نیست عملی است به خاطر دلیل انجام می شود حالا این دلیل چیست ؟ در ارسال آقای محمد هادی آورده شده بود نقل قول:دقیقا نکته همین است نقل قول:بنشين و در بارۀ قدرتى كه پروردگار بر بندگان دارد و گذشتى كه از آنها مىكند، بينديشهیچ مهر و محبتی به اندازه عظمت خدای بزرگ قوی نیست شما را باز دارد حالا چطور بنشینیم و به قدرت خدای بزرگ فکر کنیم در اینفوگرافیک شیوه های جالب و کاربردی بود البته برای من دو مورد اول و مورد آخر حین عصبانیت محاله اما ذکر گفتن و تتغییر وضعیت واقعا جواب می ده اما برای همین که بتونیم ذکر بگیم باید یه ریشه ای تو وجود آدم باشه یه اعتقاداتی باید پرورش یافته باشه . قبلا نا خود آگاه ذکر می گفتم اما اواخر بی لیاقت تر از این حرفا شدم التماس دعا |
|||
|
|
۰:۲۶, ۱۹/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/بهمن/۹۳ ۰:۲۷ توسط السا.)
شماره ارسال: #53
|
|||
|
|||
|
من اول ی اصلاحیه بزنم، بعد ی سوال بپرسم
بیشتر از یک سال پیش بود ک همین تاپیک پست زدم ک : نقل قول:کلا تا حالا عصبانی نشدم و فکر نکنم کسی یا چیزی بتونه عصبیم کنه .... ( همچین آدم ریلکسم من خب الان بعد از یکسال باید حرفم رو نغییر بدم، تا اون تاریخی ک گفته بودم این حرف رو عصبانی نمشدم کلا، اما دوبار عصبانی شدم توی این سالی ک گذشت ک خب کنترلش هم اینطوری بود ک مینشستم پای ی چیزی و سرم رو گرم میکردم، عصبانیم تو چند دقیقه خاموش میشد و ماجرا بخیر میگذشت ... البته بگم بعدش درباره موضوع با شخص حرف زدم، اما نه با عصبانیت و نهایتا حرفم رو ب کرسی نشوندم :دیخب این از بخش اعترافات ... ![]() و اما سوال : ایــــنجا دوستان بی اعصاب تالار شناسایی شدن :دی سوالی ک دارم اینه ک اون موقعی ک دارید داد و فریاد می کنید یا وسیله پرتاب می کنید یا توی اون قله عصبانیت هستین، توی ذهنتون چی میگذره ؟؟ واقعا کمر ب قتل طرفتون بستین ؟؟ واقعا موهای طرف رو می کشید ؟؟ << شوخی ش رو شنیده بودم ، اما واقعیش رو دفعه اوله میشنوم! وقتی موهاش رو میکشید ب این فکر نمی کنید ک خب الان دلتون خنک میشه، اما اون بنده خدا چقدرررر دردش میاد و آسیب می بینه ؟؟ وقتی داد میزنید ب این فکر نمی کنید ک صدای بلندتون طرفتون رو میترسونه ؟ صداتون میره بیرون و .... ! وقتی وسیله ها رو پرتاب می کنید ب این فکر نمی کنین ک حداقل ی گزینشی داشته باشید ... آخه وسیله پرتاب می کنید ک چی بشه ؟؟ ب این فکر نمی کنید ک وقتی وسیله پرتاب می کنید، اگه خدایی نکرده بهش بخوره، ممکنه چ فاجعه ای اتفاق بیفته ؟؟ واقعا اینا برام سواله ک هیچ جوره نمیتونم جوابشون رو پیدا کنم! ![]() ممنون میشم جواب بدین |
|||
|
|
۹:۲۰, ۱۹/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #54
|
|||
|
|||
(۱۹/بهمن/۹۳ ۰:۲۶)السا نوشته است: واقعا موهای طرف رو می کشید ؟؟ << شوخی ش رو شنیده بودم ، اما واقعیش رو دفعه اوله میشنوم! سلام. منو میگی؟؟؟ ![]() باور کن منم تا حالا گیسای( ) کسی رو نکشیدم اصلا دلم نمیاد همچین کاری بکنم.اصلا آدم دعوایی نیستم.بابا ما خواهان صلح و دوستی هستیم..... ![]() اونی که نوشتم بیشتر شوخی بود.... |
|||
|
|
۹:۳۵, ۱۹/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #55
|
|||
|
|||
|
اینم توصیه های مجله پزشکی دکترسلام برای کنترل خشم:
خشم و عصبانیت یک حالت روانی کاملا طبیعی محسوب می شود ، اما نکته ی بسیار مهم و حائز اهمیت این است که خشم خود را چه زمانی بروز دهیم و این حس را چگونه کنترل کنیم. برای کنترل خشم در ابتدا باید اطلاعات کاملی درمورد نوع خشم خود داشته باشیم. خشم واکنش طبیعی ما به ناکامی و بدرفتاری است، احساسی که میزان آن از تحریک خفیف و احساس رنجش تا خشمی شدید و جنون آمیز در نوسان است. همه ما در طول زندگی، ناگزیر خشم را تجربه می کنیم؛ همانگونه که هیجانات دیگر مثل غم و شادی را تجربه می کنیم. تجربه ای که هزینه هایی را نیز به ما تحمیل می کند؛ از به هم ریختگی ناچیز حال و هوایمان برای چند دقیقه یا چند ساعت تا از دست دادن موقعیتی شغلی، رابطه ای ارزشمند یا آسیب های جسمی که به خودمانیا دیگران وارد می شود. شایدبتوان خشم را با سیل مقایسه کرد؛ همانطور که سیل یک پدیده طبیعی است، خشم نیز یک احساس طبیعی است. سیل را اگر کنترل نکنیم آسیب زا است اما یاد گرفته ایم در مسیر سیل، سد بزنیم و از انرژی آن در جهت تولید برق، آب آشامیدنی و آبیاری زمین های کشاورزی استفاده کنیم. این موارد در مورد خشم نیز صادق است. در طول تاریخ موارد فراوانی بوده اند که نشان داده اند جامعه بشری از انرژی ناشی از سیل کنترل نشده خشم، آسیب های فراوانی دیده است. درست است نمی توانیم منبع بروز خشم را از ریشه بخشکانیم، می توان تلاش کرد با هدایت این انرژی به مسیرهای سالم تر، آسیب ها و هزینه های ناشی از آن را تا حد امکان کاهش داد. به عبارت دیگر اگرچه نمی توان خشم و عصبانیت را از زندگی حذف کرد، می توان آن را مدیریت کرد. اگرچه حق داریم در برابر شرایط نامناسب و آزاردهنده یا ناکامی ها عصبانی شویم، می توانیم تمرین کنیم با وجود عتصبانیت، رفتارهای پرخاشگرانه و مخرب نداشته باشیم. برای اینکه بتوانیم خشممان را مدیریت کنیم، اول باید بدانیم اصلا احساس خشم چه شکلی است. اولش حجم احساس خشم ما به اندازه یک گلوله برفی کوچک است که در بالای شیب یک قله قرار گرفته. اگر این گلوله از بالا به پاین قله بغلتد، کم کم حجیم تر می شود و در نهایت تبدیل به بهمنی ویرانگر می شود. ما توان آن را داریم یک گلوله برفی را از غلتیدن به دامنه کوه باز داریم اما اگر این گلوله حجیم تر شد، متوقف کردن آن دیگر در توان ما نخواهد بود بنابراین بهتر است در مراحل اولیه شکل گیری این احساس برای مدیریت آن اقدام به عمل آوریم. یک دوره خشم می تواند دربرگیرنده سه مرحله باشد. این سه مرحله، چرخه پرخاشگری را شکل می دهند. ۱ مرحله افزایش تدریجی این مرحله با سرنخ هایی مشخص می شودکه نشان می دهند خشم در حال شکل گیری است. این سرنخ ها ممکن است در جسم (مثل داغ شدن، یخ کردن و …)، رفتار (مثل مشت کردن دست ها، فشار دادن دندان ها روی هم و …)، یا افکار (عجب آدم بی مسئولیتی، واقعا در مورد من چی فکر کرده با خودش؟ و …) پدیدار شوند. سرنخ ها، علائم خطر یا پاسخ به رخدادهای برانگیزاننده خشم هستند. در این مرحله گلوله برفی هیجان ما در حال تبدیل شدن به بهمن است. ۲ مرحله انفجار اگر مرحله افزایش تدریجی ادامه یابد، مرحله انفجار به دنبال آن رخ خواهد داد. این مرحله به وسیله تخلیه غیرقابل کنترل خشم مشخص می شودکه می تواند به صورت پرخاشگری کلامی یا فیزیکی باشد. در واقع، این تخلیه منجر به پیامدهای منفی می شود که به عنوان حد نهایی شدت خشم است. ۳ مرحله پس انفجار این مرحله به وسیله پیامدهای منفی ناشی از پرخاشگری کلامی و فیزیکی مرحله انفجار، توصیف می شود. این پیامدها می تواند شامل رفتن به زندان، پایان یافتن شغل یا اخراج شدن از برنامه های حمایت اجتماعی، از دست دادن خانواده یا افراد مورد علاقه و احساس گناه، شرمساری و پشیمانی باشد. چگونه خشم خودمان را مهار کنیم؟ برای آنکه خشم مان را مدیریت کنیم باید چند نکته را رعایت کنیم: ۱ خشممان را تشخیص دهیم اغلب زمانی که در موقعیت های تجربه هیجاناتی مثل خشم قرار می گیریم در این حالت ها غرق می شویم و متوجه احساس و هیجان درونی مان نیستیم. آگاهی نداشتناز این احساسات باعث زمینه سازی ایجاد رفتارهایی می شود که چون ناشی از هیجان زدگی هستند رفتارهای صحیحی نیستند. آگاهی ما از اینکه در یک موقعیت عصبانی هستیم خودآگاهی هیجانی نامیده می شود. به عبارت دقیق تر خودآگاهی هیجانی یعنی فرد به احساسات و هیجانات خود در موقعیت های مختلف آگاهی داشته باشد. این وضعیت به کنترل هیجانات و احساسات ما کمک می کند. در خودآگاهی هیجانی چکار کنیم؟ در مرحله خودآگاهی هیجانی دو عمل مهم برای مدیریت خشم صورت می گیرد: الف) با گفتگوی درونی، حالت هیجانی خود را تشخیص می دهیم. مثلا من در حال حاضر عصبانی هستم، احساس خشم می کنم با گفتن این جملات به خود مانع از آن می شویم که خشم کنترل ما را به دست گیرد. ب) سعی کنیم به علت عصبانیت خودپی ببریم. علت عمده ای جیاد عصبانیت در ما دیگران، برخوردهای آنان و به عبارت دیگر محرک های بیرونی نیست، بلکه افکار ناکارآمد و منفی ماست که باعث می شود خشم به عصبانیت تبدیل شود. افکار ناکارآمد به شکل های مختلفی به ذهن ما خطور می کنند، اما اغلب این افکار نتیجه باور ناکارآمد پایدار است مبنی بر اینکه همیشه همه افراد باید صحیح رفتار کنند اما در واقعیت چقدر این امکان وجود دارد؟ واقعیت این است که کمرنگ کردناین باور ناکارآمد بنیادین نقش مهمی در مدیریت خشم ایفا می کند. ۲ فکرمان را مدیریت کنیم در اغلب موارد، محرک های بیرونی منجر به فعال شدن افکار ناکارآمد می شوند. عملکرد این افکار ناکارآمد به حدی سریع است که به آنها افکار اوتوماتیک (خودآیند) منفی هم گفته می شود، اینکه فرد بتواند این افکار را شناسایی و خنثی کند به آن معناست که تا حد زیادی مهارت مدیریت خشم را کسب کرده است. بنابراین در زمان های عصبانیت اول باید بدانیم چه احساس و هیجانی داریم و دوم آگاه باشیم افکار موجب تشدید احساسات و رفتار می شوند. در واقع محرک های بیرونی به شکل کاملا طبیعی زمینه عصبانیت و ناراحتی ما را فراهم می کنند اما این خود ما هستیم که به واسطه افکار ناکارآمد خود موجب عصبانیت غیرضروری و شدید می شویم. ۳ خشم مان را پیش بینی کنیم راهکار دیگر برای مدیریت خشم پیش بینی موقعیت های خشم آور و برنامه ریزی برای نحوه رویارویی با آنهاست. مرور تجربه های عصبانیت، که در گذشته داشته ایم، می تواند به ما کمک کند پیش بینی کنیم بودن با برخی افراد یا حضور در برخی موقعیت ها در بیشتر موارد منجر به عصبانیت ما می شود. در برخی موارد، حضور در این موقعیت ها هیچ ضرورتی ندارد. بنابراین می توان از آنها اجتناب کرد اما در برخی موارد دیگر مجبوریم در این موقعیت ها حضور یابیم. در این مواقع آماده سازی ذهنی و برنامه ریزی برای یکسری راهکارها در آن شرایط خاص می تواند به ما کمک کند از عصبانیت در امان بمانیم. ۴ گاهی محیط را ترک کنیم ممکن است در مواردی راهکارهای قبلی به کارمان نیایند و ما ناگزیر در موقعیت و در معرض شروع تجربه خشم قرار بگیریم. در این موارد گاهی بهترین راه این است که برای کاهش میزان هیجانمان موقعیت را ترک و گفتگو راجع به مسئله را به زمانی مناسب تر موکول کنیم که در آن آرام تر باشیم. ۵ نفس عمیق بکشیم هیجان ها و خصوصا خشم صرفا یک پدیده روانی نیستند بلکه اجزای جسمانی و فیزیولوژیک نقش مهمی در بروز آن دارند. تنفس عمیق می تواند بر ضربان قلب و در نتیجه فشار خون اثر بگذارد و بدین ترتیب می توان با تنفس عمیق مانع از بالا رفتن فعالیت اجزای جسمانی خشم شد و به خنثی کردن آن کمک کرد. ۶ حواسمان را پرت کنیم گاهی بهتر است برای مدیریت خشممان از شیوه های حواس پرتی استفاده کنیم. آنچه در حواس پرتی اتفاق می افتد این است که دقت و توجه ما از موضوع اصلی منحرف می شود و موضوعات فرعی مورد توجه قرار می گیرنند. تمرکز در حین یادگیری و در ارتباط اجتماعی امری لازم و مفید است اما با اینحال موقعیت هایی هم وجود دارد که تمرکز، کارکرد طبیعی و سازگارانه خود را از دست می دهد. غرق شدن در احساس ها و هیجانات ناخوشایند از قبیل خشم، غم و … وقتی به وجود می آید که فرد تمرکز خود را بر این حالت ها قطع نکند. در اینگونه مواقع است که استفاده آگاهانه و ارادی از حواس پرتی باعث می شود فرد از باتلاق حالت های ناخواشیند هیجانی راحت تر خلاص شود. منطق استفاده از روش های حواس پرتی در این است که ذهن ما دارای این ویژگی است که نمی توانددر آن واحد به دو مسئله فکر کند. وقتی در مواقع خشم، حواس خود را معطوف به موضوعات حاشیه ای کنیم، ذهن از حواس تاثیر می پذیردو بدین ترتیب از فکر کردن و بال و پر دادن بیشتر به خشم دور می شویم. هر روشی که به لحاظ روانی شما را از موقعیت دور و حواستان را مشغول به موضوعی دیگر کند، یک روش حواس پرتی محسوب می شود. برای مثال شمردن معکوس اعداد (هفت تا هفت تا بیاییم عقب)؛ به یاد آوردن شعر؛ به یاد آوردن یک تصویر یا خاطره خوشایند؛ فیلم دیدن و … یک شیوه مناسب دیگر برای مدیریت هیجانات منفی مثل خشم تخلیه هیجانات از طریق نوشتن، خط خطی کردن، حرف زدن در مورداحساساتمان با دیگران است. ۷ با گذشته تصفیه حساب کنیم بسیاری اوقات، آن چیزی که منجر به عصبانیت شدید ما می شود فقط موقعیت حاضر نیست، بلکه رنجش هایی است که از گذشته در رابطه باقی مانده است. برای اینکه این رسوبات آزردگی های گذشته روابط ما را با مشکل و خشم های سرخورده روبرو نسازد، باید به راههایی اندیشید تا احساسات منفی گذشته را حل و فصل کرد. یکی از راههای حل و فصل احساسات، داشتن یک دفتر احساسات و نوشتن رنجش های گذشته است. بخشیدن طرف مقابل و ثبت آن می تواند به ما کمک کند آزردگی های گذشته را وارد موقعیت ها و روابط جدید نکنیم و به جای اینکه در کنار موقعیت جدید ایجاد شده برای حل و فصل این آزردگی های قدیمی انرژی بگذاریم، انرژی خود را صرف مدیریت و کنترل خشم فعلی بکنیم. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| اهمیت حلم و مضرّات عظیم زود عصبانی شدن!!! | علی 110 | 0 | 1,497 |
۲۴/شهریور/۹۸ ۱۳:۰۶ آخرین ارسال: علی 110 |
|
| با بی اخلاقی های دنیای مجازی چکار کنیم؟ | سعدی | 1 | 1,024 |
۲۸/آبان/۹۶ ۱۵:۵۳ آخرین ارسال: فاطمه خانم |
|
| چکار کنیم تا عاقبت به خیر شویم! | N.Mahdavian | 0 | 1,258 |
۲۷/اسفند/۹۰ ۱۲:۱۹ آخرین ارسال: N.Mahdavian |
|





چکار میکنید؟





![[تصویر: biggrin.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/biggrin.png)
)![[تصویر: angel.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/angel.png)
ک خب کنترلش هم اینطوری بود ک مینشستم پای ی چیزی و سرم رو گرم میکردم، عصبانیم تو چند دقیقه خاموش میشد و ماجرا بخیر میگذشت ... البته بگم بعدش درباره موضوع با شخص حرف زدم، اما نه با عصبانیت
و نهایتا حرفم رو ب کرسی نشوندم :دی
