|
خنده چیست، حلال چیست
|
|
۶:۰۷, ۲۴/بهمن/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام آنکه بندگیاش تمام شادی است
ای خوش منادیهای تو در باغ شادیهای تو - - - - بر جای نان شادی خورد جانی که شد مهمان تو
سلام فکر میکنم لزومی به توضیح نباشه که تمام بدبختی ما در عقبنشینی روزبهروز فرهنگمون از اصول اسلامی، حاصل بیتفاوتیمون هست نسبت به همهنوع نافرمانی از حکم الهی، یا حتی پذیرش یا گسترش اونها. با خودم گفتم چه خوب میشه اگر بتونیم تمرینی عملی داشته باشیم در تالار، از توجه به چگونگی فرهنگسازی با گفتهها و مطالب. فرهنگسازیای که چه بخوایم چه نخوایم، در هر حال، با هر نوشته یا مطلبی، خودبهخود صورت میگیره. فکر میکنم بخشی از این تمرین رو میتونیم اختصاص بدیم به مبحث ثقیلی تحت عنوان Barresi ta peak D' be estela halal (ترجمه: بررسی تاپیک خندهی بهاصطلاح حلال) که در دانشگاههای هیچکجا درس داده نمیشه. خیلی ساده بعضی موارد رو بررسی میکنیم بدون هدف محاکمهی آورندهی مطلب، بدون هدف محاکمهی آورندهی مطلب، تأکید میکنم بدون هدف محاکمهی آورندهی مطلب. و بعد بررسیاش میکنیم(بدون هدف محاکمهی آورندهی مطلب). |
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۱۹, ۱۶/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
(۷/اسفند/۹۲ ۱۱:۴۱)Reza2035 نوشته است: آخه خفه شو و آروغ زدن مرد کجاش توهین محسوب میشه ؟ (۸/اسفند/۹۲ ۴:۵۸)درست پسند نوشته است: حالا باید ببینیم ناظر محترم چه دلیلی داشتهاند.عذرخواهی می کنم؛ دیر دیدم این ارسال شما رو . جمله اول رو من ویرایش کردم. این عبارت،عبارت مؤدبانه ای نیست؛ به خصوص برای استفاده در این تالار که اسم حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) روشه. حتم دارم اگر الان حضرت مهدی ظاهر در جمع ما بودند،دوستان این عبارت رو به کار نمی بردند.
|
|||
|
|
۰:۱۹, ۱۷/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
نقل قول:این عبارت،عبارت مؤدبانه ای نیست؛ به خصوص برای استفاده در این تالار که اسم حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) روشه. فکر نکنم حضور ایشون هم تاثیری توی این نوشته ی من توی تالار داشته باشه , من همینی هستم که هستم ...حضرت مهدی هم کنارم باشه همین خواهم بود
|
|||
|
۱۸:۰۵, ۱۷/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/اسفند/۹۲ ۱۸:۰۵ توسط m.hossein.)
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
نقل قول:من همینی هستم که هستم ...حضرت مهدی هم کنارم باشه همین خواهم بود ان شاءالله که تند نرفته باشید آقاجان. شاید اشتباه کرده باشید اونموقع امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) برای اصلاح من و شما می آیند. |
|||
|
|
۱۸:۴۱, ۱۷/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
|
بسم رب الحیدر
درست پسند نوشته است:کی گفته اگر چیزی از نظرم نامناسب باشه، حتماً خواهم تونست دلایلی براش بیارم؟من دیگه واقعاٌ حرفی برای گفتن ندارم. نقل قول:فکر نکنم حضور ایشون هم تاثیری توی این نوشته ی من توی تالار داشته باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|||
|
۱۹:۱۵, ۱۷/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
دوستان اطلاع بدم که...
من متنبه شدم... من به راه راست هدایت شدم... هر چی دلتون میخواد تو اون تاپیک به همدیگه بگین... غلط کردم رو واسه اینجور وقتا گذاشتن دیگه...
|
|||
|
۲۲:۱۲, ۱۸/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اسفند/۹۲ ۲۳:۴۸ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
(۱۶/اسفند/۹۲ ۱۲:۵۷)عبدالرحیم نوشته است: یه چند نکته بنظرم اومد گفتم بگمدر مورد اینکه فرمودید اول امر به معروف هست بعد نهی از منکر، این درسته که یک بحث تربیتی داریم که «از ملزومات نهی کردن یک کار اینه که یک جایگزین براش معرفی کنیم». مثلاً وقتی به یک بچه گفته میشه «زیاد نشین پای بازیهای کامپیوتری»، باید براش بازیهای لذتبخش دیگری فراهم بشه. یعنی همراه با فراهم کردن امکان اون بازیها، با لذتبخش بودنشون آشنا بشه. اما زمانی که جایگزین خوبی مهیا هست، از نظر این بحث خطایی صورت نگرفته. مثلاً بچه همهچیز داره و امکان همهنوع بازی رو داره و همبازی هم داره، ولی معتاد بازیهای کامپیوتری شده و دلش میخواد بچسبه به همونها. در این صورت بچههه بخاطر عواملی سر ناسازگاری گذاشته، ولی والدین از نظر این بحث خطایی نداشتن. در مورد موضوع حاضر تا جایی که بنده موارد رو یادم میاد معتقدم که:
لطفاً اگر معتقدید چنین موردی وجود داره، بطور مصداقی مطرح بفرمایید. البته به صحت نزدیکتره که بگیم کسانی که بچه نیستن و متوجه بهشت و جهنم هستن، حتی اگر به نظرشون چیزی خیلی لذتبخش میومد ولی مطابق اعتقادشون نبود(مانند مصاحبت لهو با نامحرم) باز هم باید تقوا پیشه کنن: خداوند در سوره کهف آیه 7 میفرماید: آنچه روی زمین است را زینت آن قرار دادیم، تا آنها را بیازماییم که کدامشان به عمل نیکوترند. چرا باید برخی افراد در اثر نهی دچار آسیب بشن؟ مگر نیومدن به دنیا تا آزمایش بشن و تقوا پیشه کنن؟ بعضاً تصور میشه که حدیث «الانسان حریصٌ علی ما مُنِع» به انسان حق میده که به این حرص اعتنا کنه. در حالی که این حدیث تنها میفرماید انسان حریص هست نسبت به چیزی که ازش منع میشه. نفس زشتکار انسان قطعاً اینطور هست. اما مسلماً انسان حق تبعیت از نفس خودش و حرص خودش رو نداره. یک سوءتفاهمی هم وجود داره در مورد نیت ما از گفتن این تذکرات. ![]() ما اینجا گیر نمیدیم که این کار رو بکنید، اون کار رو نکنید! بلکه برای کسانی که طالب حرف خیر هستن، میگیم تا اگر دوست داشتن بکار بگیرن. ![]() (۱۵/اسفند/۹۲ ۱۹:۴۱)درست پسند نوشته است: این حرفهامون رو برای کسانی نمیگیم که دلشون نمیخواد از چیزهای اشتباه پرهیز کنن. ما واسه اون کاربرها یا ناظرینی که خودشون طالب هستن داریم میگیم.مسائلی هم مشترک هستن و رعایت نشدنشون برای دیگران باعث آزار هست. اگر اختلاف باشه در مورد اینکه چه نظری حق ِ اعمال شدن رو داره، باز هم ما برای دیگران چیزی تعیین نمیکنیم ، بلکه صاحبان امور تالار(جناب بیداری اندیشه و جناب Mahdy2021) اظهارنظر میکنن که نیتشون در مورد راهانداختن این تالار چه بوده و طالب چهجور فضایی بودهاند.(۱۶/اسفند/۹۲ ۱۲:۵۷)عبدالرحیم نوشته است: از مطالب خوبتان تشکر میکنم.لطف دارید. (۱۶/اسفند/۹۲ ۱۰:۵۶)Reza2035 نوشته است: درست پسند این همه گفتی چه ربطی به حرفای من داشت ؟همون چیزهایی که بیرحمانه و با توهین زیرسؤال بردید رو توضیح دادم. اینکه میگید «چه ربطی داشت» تأییدی هست بر اینکه نباید امید داشت به قانع کردن فردی که در نوع بیانش در توهین میکوشه و در برابر اونچه که موافق میلش نیست بدون هیچ حجتی مخالفت میکنه. (۱۶/اسفند/۹۲ ۱۳:۵۵)Reza2035 نوشته است: نه اینکه واسه خندیدن قانون بذارم و مثه درست پسند بگم رضا ایا مسلمونی که این حرفها رو میزنی ؟من این رو گفتم؟ همینه که میگم نباید امید داشت. (۱۶/اسفند/۹۲ ۱۳:۵۵)Reza2035 نوشته است: چون براشون جالب بوده که تشکر زدن !خیلی جالبه! دفعهی اول: (۱۲/اسفند/۹۲ ۱۹:۱۹)moze84 نوشته است: چیش خنده دار بود که شما لایک زدین؟جواب: Reza2035 نوشته است:1.تصاویری که محمد و عبدالرحمن میذارن اگه زیرش هیچ تشکری زده نشه , یعنی اون مطلب واسه کاربرها جذابیتی نداره و دلیلی هم دیگه دوستان پیدا نمیکنن اونجا تصویر بزنن !دفعهی دوم: (۱۵/اسفند/۹۲ ۱۹:۴۱)درست پسند نوشته است: 1.غیب گفتین. ایشون پرسیدن کجاش براشون خندهداره؟جواب: نقل قول:در چرند و بی اساس بودن سیاست های نظارتی و تذکرهای شما همین بس که شخصی مثه لقمان که توی قران میگه بهش علم و حکمت دادیم رو به استهزا میگیرن یه نفر تذدکر نمیده اما خفه شو گفتن یه مادر به بچه اش بد آموزی داره !دفعهی سوم: moze84 نوشته است:همه چیز از اونجایی شروع شد که شما و بقیه اون آقایونی که قبلاً ازشون نام بردم، نیومدین توضیح بدین که برای چی پایین پست آقا رضا لایک زدین...جواب: (۱۶/اسفند/۹۲ ۱۳:۵۵)Reza2035 نوشته است: چون براشون جالب بوده که تشکر زدن !دفعهی چهارم: (۱۶/اسفند/۹۲ ۲۲:۲۵)moze84 نوشته است: من از شما و بقیه دوستان من باب بسط و تنویر افکار خواستم توضیح بدین چرا من باب مثال پایین این پست های آقا رضا تشکر زدین؟جواب: ؟ (۱۶/اسفند/۹۲ ۱۴:۵۸)سید ابراهیم نوشته است: خانم گرامی اصلا بحث منحرف نشده است، اتفاقا مسیر دقیقش هم همین است، درست پسند گرامی تاپیکی ایجاد نمودند که از مصادیق امر به معروف و نهی از منکر است، کار خوبی هم هست. جناب عبدالرحیم عزیز هم نقدی وارد کردند...ما هم تایید کردیم. همین.جواب صحبتهاتون در پاسخ به جناب عبدالرحیم داده شده، به جز دو مورد: 1. بجای مثال بیربطی مثل «نقد به دکمههای کیبورد» مصداقی حرف بزنید. 2. در مورد «گرامی» هم، همیشه حرفی بزنید که بهش باور داشته باشید. (۱۷/اسفند/۹۲ ۱۸:۴۱)علویون نوشته است: من دیگه واقعاٌ حرفی برای گفتن ندارم.اگر حرفی برای گفتن ندارید پس چرا حرف میزنید؟ اگر حرفی دارید بزنید و بگید به چه دلیل مخالفید. چیزی که توی بحث اهمیت داره دلیل هست. این کنایهها به درد کسی نمیخوره. نیازی هم نیست نگران باشید که به قدر کافی به افکار بنده توهین نکرده باشید. شما و بعضی دیگر قبلاً مراتب نظرتون در مورد نظرات بنده رو به اطلاعم رسوندهاید، از جمله سخیف بودن(بطوری که هرچه دلم میخواد فکر کنم) و اینکه مؤدبانهترین واژههایی که میشه در مورد بنده و افکارم بکار برد «ناآگاه» و «فضولی» هست. |
|||
|
۹:۴۷, ۱۹/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
|
یعنی شما فکر میکنید از نظر من گرامی نیستید؟؟؟؟؟؟ چرا فکر میکنید یا باید تو همه زمینه وحدت نظریه داشته باشیم و یا اگر هم نداشته باشیم دیگر گرامی نباشیم؟؟؟؟؟ براستی این همه سیاه بینی و نگاه صفر و صدی از کجا آمده....
الان من اگر بخواهم طبق روش درست پسندی خودتان روی نوشته ها ذره بین بگذارم باید بگم: آقای درست پسند شما به من گفتید حرفهایی را که میزنید بهش باور ندارید، پس من از نظر شما منافقی بیش نیستم و الی آخر.... حتی حوصله ام نمیکشه جمله را تمام کنم... خدا بهتون صبر بده با این همتتان در صرف مسائل بی اهمیت. |
|||
|
|
۱۶:۵۱, ۲۰/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اسفند/۹۲ ۱۲:۱۵ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #48
|
|||
|
|||
(۱۹/اسفند/۹۲ ۹:۴۷)سید ابراهیم نوشته است: خدا بهتون صبر بده با این همتتان در صرف مسائل بی اهمیت.راست میگید. اگر مخاطبین سخن اونقدر براش ارزش قائل نشن که بهش توجه کنن، توضیح دادن واقعاً وقت تلف کردن هست. (۱۹/اسفند/۹۲ ۹:۴۷)سید ابراهیم نوشته است: یعنی شما فکر میکنید از نظر من گرامی نیستید؟؟؟؟؟؟آخه اونی که توی زبان فارسی هست مربوط به احترام گذاشتن میشه! (۱۹/اسفند/۹۲ ۹:۴۷)سید ابراهیم نوشته است: الان من اگر بخواهم طبق روش درست پسندی خودتان روی نوشته ها ذره بین بگذارم باید بگم:مغلطهی آشکاری که در یکی کردن «کسی که حرفی میزنه که بهش باور نداره» با «منافق» صورت میدید، با کدامیک از توهینهای آشکار خودتون قابل مقایسه هست؟ (۱۹/اسفند/۹۲ ۹:۴۷)سید ابراهیم نوشته است: چرا فکر میکنید یا باید تو همه زمینه وحدت نظریه داشته باشیم و یا اگر هم نداشته باشیم دیگر گرامی نباشیم؟؟؟؟؟ براستی این همه سیاه بینی و نگاه صفر و صدی از کجا آمده....اگر متوجهید که بحث من بحث توهین هست، پس وحدتنظر رو از کجا میارید؟ بعد هم، آیا این شما نبودید که نظر مخالف رو برنتابیدید؟ اون وقت آیا "من" کسی هستم که فکر میکنم که باید حتماً با طرف بحث وحدت نظر داشته باشم؟ علت این نوع سخنهای بیربط، چیزی هست که دارم ازش صحبت میکنم. (۱۹/اسفند/۹۲ ۹:۴۷)سید ابراهیم نوشته است: حتی حوصله ام نمیکشه جمله را تمام کنم...من هر چقدر که برای چیزی که پیشتر میپنداشتم ارزش و اهمیت قائل بودم حوصلهام رو کشاندم! شما هم هرطور مایلید. ----------------- گذشت مال جایی هست که صلاح باشه. شاید برای چیزهایی که میگذرن - مثل حرفی که زده میشه و محو میشه - بشه گفت که حسنظن میبریم که این کار در راه صلاح هست، اما نه برای اونچه که حفظ میشه و بر اون اصرار میشه. فکر نمیکنم هیچکس توی این تالار تا به حال به اندازهی من به اشتباهاتش اعتراف کرده باشه. یعنی اصلاً مشکلم این نیست که نتونم خودم رو بشکنم. اما گذشت مال جایی هست که صلاح باشه. در غیر این صورت، فقط از سر باز کردن دردرسر هست. مشکل من در اون موارد فقط اینه که فکر میکنم کسانی که دوست به حساب میارم نباید بهم توهین کنن یا توهین رو بهم روا بدونن. وگرنه اگر آدم اهمیت نده به اینکه در مورد دوستانش چه حسابی بکنه، اصلاً چه اهمیتی داره که طرف چی گفت؟ دیگه هیچ تلاشی نخواهم کرد تا ببینم اونها که راحت زیرسؤال میبرند رو دوست به حساب بیارم یا نه. در این مورد ساکت خواهم موند. |
|||
|
|
۱۳:۱۳, ۲۲/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/اسفند/۹۲ ۱۳:۲۰ توسط azade.)
شماره ارسال: #49
|
|||
|
|||
|
سلام
من وقتی این تاپیک ایجاد شده بود ، خیلی گرفتار بودم فقط مشترک شدم در موضوع که سر فرصت بخونمش ، صفحه های اول هم داشت به خوبی جلو میرفت اما نمیدونم چرا از یک جا به بعد ، به دلیل سوء تفاهم یا چیزی دیگه ،مسیر تاپیک منحرف شد. من کامل صحبت های نقل قولی رو نخوندم اما برام عجیب بود بین آقای درست پسند و آقای سید ابراهیم این گونه گفتگو بشه . ![]() این بحث که ما باید در شوخی هامون مواظب باشیم و هر چیزی رو چون عنوان طنز و خندوندن هست مطرح نکنیم اهمیت داره و جای بحث و گفتگو داره این موضوع که " ما باید مواظب زبانمان و گوشمان باشیم در موقع جک گفتن و شنیدن " از این جهت اهمیت داره که انسان غالبا خیلی از آموزه هاش زمانی هست که دقیقا اون رو آموزه و درس نمیبینه و طنز یکی از این زمان هاست و به همین دلیل در ادبیات طنز ها رو به چند دسته تقسیم میکنند ؛ هجو و لطیفه و ... ما اگر آسیب های طنز رو بدونیم و اثر اون رو در تربیت و فرهنگ سازی (چه مثبت و چه منفی) به راحتی از کنارش عبور نمیکنیم طنز به ما کمک میکنه تا بتونیم مواردی رو هشدار بدیم بدون اینکه مخاطب در مقابلش موضع بگیره طنز به ما کمک میکنه که بتونیم رفتارهای اشتباه رو نقد کنیم بدون اینکه فرد ناراحت بشه و مسلما نقد رو راحت تر میپذیره ------------------- آقا رضا به موضوع خوبی اشاره کردند ، ما الان خیلی راحت حضرت لقمان رو هم وارد شوخی ها کردیم یا مثلا توی خیلی از جک ها روابط و دوستی دختر و پسر یک مساله کاملا عادی و پذیرفته شده هست. مثلا میشه جکهایی ساخت که این دوستی رو زیر سوال ببره و عیب اون رو نشون بده اما غالبا جک های ساخته شده با این موضوع کاری نداره |
|||
|
|
۱۲:۰۳, ۵/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/اردیبهشت/۹۳ ۱۳:۳۱ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #50
|
|||
|
|||
(۲۲/اسفند/۹۲ ۱۳:۱۳)azade نوشته است: سلامسلام (۲۲/اسفند/۹۲ ۱۳:۱۳)azade نوشته است: من وقتی این تاپیک ایجاد شده بود ، خیلی گرفتار بودم فقط مشترک شدم در موضوع که سر فرصت بخونمش ، صفحه های اول هم داشت به خوبی جلو میرفت اما نمیدونم چرا از یک جا به بعد ، به دلیل سوء تفاهم یا چیزی دیگه ،مسیر تاپیک منحرف شد. من کامل صحبت های نقل قولی رو نخوندم اما برام عجیب بود بین آقای درست پسند و آقای سید ابراهیم این گونه گفتگو بشه .چندین بار برای توضیح این موضوع تلاش شد، که نسبتاً بینتیجه بود. در دفعات آخر هم که در تاپیک «برای ابراهیم...» در جواب آقای عبدالرحمن به این موضوع اشاره شده بود و یا در جواب خانم غریب توضیح نوشته شد، ناظر بخش با ذکر این دلیل که صحبت از این موضوع باعث ناراحتی طرف مربوطه میشه، اونها رو حذف کردند! خلاصه اینکه چندین بار برای توضیح این موضوع تلاش شد، و اگر میخواید بدونید، تنها راهش اینه که اونها رو بخونید. (۲۲/اسفند/۹۲ ۱۳:۱۳)azade نوشته است: این بحث که ما باید در شوخی هامون مواظب باشیم و هر چیزی رو چون عنوان طنز و خندوندن هست مطرح نکنیم اهمیت داره و جای بحث و گفتگو دارهکاملاً صحیح میفرمایید. (۲۲/اسفند/۹۲ ۱۳:۱۳)azade نوشته است: طنز به ما کمک میکنه تا بتونیم مواردی رو هشدار بدیم بدون اینکه مخاطب در مقابلش موضع بگیرهخوبه که در این موارد توضیح بیشتری بدین یا نمونههایی ذکر کنید، تا افراد مختلف(مثلاً خودم) اینها رو یاد بگیرن تا بتونن مورد استفاده قرار بدن. این تصویر: ![]() (۴/اردیبهشت/۹۳ ۳:۴۱)درست پسند نوشته است: حکم مسخره کردن کفار و اهل کتاب (۴/اردیبهشت/۹۳ ۱۷:۲۴)السا نوشته است: باور بفرمایید بنده قصد مسخره کردن نداشتم،اینکه گذاشتید توی تاپیک خنده حلال، برای این بود که بهشون بخندیم دیگه؟ شما قصد خندیدن به نماز جماعتشون رو داشتید. آیا این کار ماهیتاً برابر با مسخره کردن نیست؟ (۴/اردیبهشت/۹۳ ۳:۴۱)درست پسند نوشته است: اگر دقت بفرمایید صفهای بعد از پیچ همچنان نسبت به خیابان مورب هستن. این یعنی چیزی جدا از جهت خیابان رو دخیل میدونستن. پس تنها چیزی که میشه گفت اینه که صف چهارم از عقب، نسبت به صف جلوی خودش بد زاویه گرفته، و صف عقب هم این کار رو تکرار کرده. (۴/اردیبهشت/۹۳ ۱۷:۲۴)السا نوشته است: خانم محترم،اشتباه رسم فرمودین، و نیازی هم نبود، چون زاویهی بین صفی که از عقب چهارم هست و صف جلوییاش، در بین اون دو صف در تصویر مشخص هست! یک دلیل دیگه برای اشتباه شدن محاسبهی شما اینه که: وقتی ما به یک زاویه نگاه میکنیم، تنها زمانی که زاویه رو در صفحهی 2 بعدی دیدمون درست میبینیم زمانیه که عمود باشیم بر تمام نقاط صفحهای که زاویه روی اون قرار داره(که البته در واقع نمیتونیم بر تمام نقاط یک صفحه عمود باشیم! چون فقط میتونیم بر یک نقطه از اون صفحه عمود باشیم. البته وقتی بر نقطهی رأس زاویه عمود باشیم، تفاوت ناچیزی که در مشاهدهی زاویه رخ میده قابل چشمپوشی هست، و بنابراین ما این حالت رو درست فرض میکنیم) و در غیر اینصورت صفحهای که زاویه بر روی اون قرار داره رو نسبت به چیزی که واقعاً هست دچار اعوجاج میبینیم، و به تبع اون خود زاویه رو. در راستای این نکته، اعوجاج صفحه بصورتی هست که با کم شدن یا زیاد شدن زاویهی نگاه ما به صفحه: 1. وقتی افق نگاه ما درون اون زاویه قرار داشته باشه زاویه در صفحهی دید ما زیادتر میشه، 2. وقتی افق نگاه ما درون اون زاویه قرار نداشته باشه زاویه در صفحهی دید ما کمتر میشه. مثلاً میتونید با یک شیء مستطیل شکل امتحان کنید. زمانی که از روبرو نگاه کنیم زوایا رو 90 درجه میبینیم، و زمانی که نسبت به شیء زاویه پیدا کنیم: 1. زوایایی که افق نگاه ما درونشون قرار دارن رو بیشتر از 90 درجه میبینیم، 2. زوایایی که افق نگاه ما درونشون قرار ندارن رو کمتر از 90 درجه میبینیم. (۴/اردیبهشت/۹۳ ۱۶:۱۷)moze84 نوشته است: باعث تاسفه که اینو میگم...عالی فرمودین. دقیقاً میخواستم در مورد همین جنبه از ماجرا بگم. اینکه اینجا میبینیم بعضی صفوف نسبت به صفوف دیگر زاویه دارن مسلماً بینظمی هست و بد هست، اما واقعاً ببینیم مسئله چی هست: مسئلهی خندیدن به نماز خوندن یک عده هست! یعنی مسئلهای که رخ میده چیزی هست مانند اونچه که خانم غریب در این ارسال فرمودن. یعنی اگر موضوع مهمی زیرپا گذاشته میشه و خندهدار نیست، خندیدن بهش باعث میشه قبح ِ زیرپا گذاشته شدنش از دست بره، و در این صورت، مسلماً خود موضوع نیز اهمیتش رو از دست خواهد داد. (۴/اردیبهشت/۹۳ ۱۷:۲۴)السا نوشته است: با اجازه جناب مگنولیا، ی خط درباره این ایرادشون بنویسم ...چند بار خوندم، ولی نتونستم منظورتون رو بفهمم. لطفاً واضحتر توضیح بفرمایید. (۴/اردیبهشت/۹۳ ۶:۲۴)Tishtar نوشته است: به امید گیرهای بیشتر! (۱۸/اسفند/۹۲ ۲۲:۱۲)درست پسند نوشته است: یک سوءتفاهمی هم وجود داره در مورد نیت ما از گفتن این تذکرات. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| خنده حلال 6 (لطفاً قوانین را در ارسال اول بخوانید!) | mohamad | 329 | 223,121 |
۱۱/تیر/۹۳ ۰:۰۰ آخرین ارسال: السا |
|
| خنده حلال 5 (لطفاً قوانین را در ارسال اول بخوانید!) | میلاد.م | 713 | 275,389 |
۲۴/خرداد/۹۳ ۱۹:۳۰ آخرین ارسال: mohamad |
|
| خنده حلال 4 (لطفاً قوانین را در ارسال اول بخوانید!) | Hadith | 718 | 277,050 |
۱۹/اردیبهشت/۹۳ ۷:۱۰ آخرین ارسال: میلاد.م |
|
| خنده حلال 3 (قوانین را در پست اول مطالعه بفرمائید.) | rastin | 704 | 284,335 |
۱۹/بهمن/۹۲ ۲۲:۰۴ آخرین ارسال: Hadith |
|
| خنده حلال(قوانین رادرپست اول مطالعه کنید.) | rastin | 719 | 254,480 |
۱۵/مهر/۹۲ ۱۴:۳۰ آخرین ارسال: rastin |
|















![[تصویر: 1379613563523634_large.jpg]](http://sangariha.com/i/attachments/1/1379613563523634_large.jpg)
![[تصویر: 1379613563523634_large.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8121138976/1379613563523634_large.jpg)
