|
چگونه فرزندان مسئولیت پذیر و اجتماعی تربیت کنیم؟؟!!!
|
|
۱۷:۰۰, ۶/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/فروردین/۹۳ ۲۱:۳۷ توسط رضوانه.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خب از اسم تاپیک مشخصه این چند روزی هم توی همین دید و بازدید ها بعضی بچه ها رو دیدم که واقعا برام سوال شده چرا بچه های مسئولیت پذیر تربیت نمیکنیم؟؟؟ بچه هایی با عرض پوزش چلمنگ! و دست و پا چلفتی! که کوچکترین مسئولیتی نمیشه بهشون سپرد! منظورم از بچه ها کلا فرزندان هستش نه فقط بچه ها! من که یه موقع اعصابم از بعضی بچه ها خورد میشه.... اطرافیان میگن....حالا وایسا! بچه خودتم میبینیم! ببینیم چه جوری بزرگش میکنی؟! بچه بزرگ کردن خیلی سخته . . . خب درست میگن منم قبول دارم... ولی واقعا نمونه هایی هم دیدم که چقدر بچه هاشون رو مسئولیت پذیر و فهمیده بار آوردن واقعا باید کاپ طلا رو به این پدر و مادر ها داد! ببینید قبول دارم که بچه ها یه سری شیطنت هایی دارن....من یه جایی خوندم که این شیطنت ها تا یه حدی نشانه هوش اون بچه هست... اما ....گاهی اوقات این بچه بازی ها با بزرگتر شدن هم از بین نمیره...! خیلی از همین بچه بازی ها و بچه باقی موندن هاشون تقصیر پدر و مادر هستش! کوچکترین کاری نباید بهشون بسپاری چون پدر و مادرشون ناراحت میشن! یه کلمه حرف بزنی ناراحت میشن! خودشونم هر چی که بچه بگه با عرض شرمندگی مثل غلام حلقه به گوش! ٬ اطاعت امر میکنن!!... دوستان یه سوالایی داشتم ازتون به نظرتون چه راهکارهایی وجود داره که بچه های مسئولیت پذیر تربیت کرد؟ مجرد ها و متاهل ها میتونن نظراتشون رو بفرمایند...فرقی نمیکنه راستی شما موافقید با تنبیه بدنی بچه؟؟؟! البته در موارد خیلی نادر! به نظرتون کار درستیه؟ چرا موافق و مخالفید؟ راهکار عملی بفرمایید منتظرم راستی با این بچه های سرتق! باید چه کار کرد؟! من بچه ها رو دوست دارم و خیلی باهاشون راه میام....جدی میگم.... ولی اصلا طاقت شنیدن گریه بچه ندارم! یعنی فقط تا موقعی که قهقهه میزنن (به خاطر اینکه قلقلکشون میدم!) میتونم بغلشون کنم و دوستشون دارم ولی وقتی بزنن زیر گریه! شرمنده اخلاق ورزشیشون میشم! و هر چه سریع تر میسپارم به مادر عزیزشون! |
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۱۷, ۱۹/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
|
کامپیوتر ما اصلا اینطوری قرار داره !!!ینی پشت بچه ها به ماست روی مانیتور به ما و از آشپزخونه کاملا دید داره ! موقع استفاده از لب تاپ هم کاملا براشون عادیه که ماببنیم حتی خودشون وقتی خبر جالب یا کلیپی توجهشون رو جلب میکنه مارو صدا میزنن!!!
در مورد درستی یا نادرستیش نمیدونم باید از متخصص و اهل فنش پرسید! ولی ما با توجه به اطلاعاتی که تا حالا داشتیم این طور تصمیم گرفتیم!! البته خودم بیشتر مواقعی که بچه ها نیستن یا خوابن استفاده میکنم!! |
|||
|
|
۰:۱۸, ۱۹/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
|
البته یه نکته ای درتربیت بچه ها خیلی مهمه! نه فقط تربیت، بلکه این ماجرا تو دین و مذهب شیعه هم رد شده است!
و این قیاس کردن هست! بدترین چیز برای یه بچه ای هست که پدر یا مادرش اون رو با بچه های آشنا(فامیل، دوست،همسایه و ..) مقایسه کنن! این نکته رو وقتی به پدر یکی از نوجوون هایی که تو پایگاه باهاشون حلقه صالحین دارم(تف به ریا) گفتم، برق از چشماش پرید!سؤال کردم: آقای ... چیزی شده؟ گفت: پس یکی از دلایل اینکه پسرم دوست نداره نتیجه کارهاشو(چه درست چه غلط) رو به ما بگه اینه. بعد چند وقت که دوباره دیدمش ( ) گفت: این راه کار خیلی تأثیر داشت تو بیشتر نزدیک شدن پسرم هم به من هم به مادرش!
|
|||
|
|
۲۲:۰۶, ۲۵/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
یه سوال از بچه های خوب تالار داشتم!!
و اون اینه که شما به عنوان فرزند دوست داشتید مسئولیت چه جور کارایی تو خانواده به شما سپرده بشه؟؟؟ واینکه واقعا وقتی مسئولیتی رو می پذیرید اون کارو به اکراه یا اجبار والدین قبول میکنید یا خودتون هم دوست دارید که نقشتون رو به نحو احسن به انجام برسونین؟؟؟ |
|||
|
|
۱۲:۲۰, ۲۶/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
(۲۵/فروردین/۹۳ ۲۲:۰۶)zahra11 نوشته است: یه سوال از بچه های خوب تالار داشتم!!من تو یه بازه ی زمانی دوست داشتم کسی بهم کاری نداشته باشه و مسئولیت بهم نده فقط بزاره بخورم و بخوابم . ![]() الان هم که هر کاری بگن می کنم ولی بیشتر دوست دارم کار هایی رو تو خونه انجام بدم که تکراری نیستن . از کودکی هم از این بازی مسئولیت پذیر کردن بچه خوشم نمی یومد .اگه لازم بود کمک می کردم ولی اگر حس می کردم با این کارشون قصد آموزش مسئولیت پذیری و اینجور چیزا رو دارن می رفتم رو حالت استندبای !
|
|||
|
|
۱۹:۱۲, ۲۶/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
(۲۵/فروردین/۹۳ ۲۲:۰۶)zahra11 نوشته است: یه سوال از بچه های خوب تالار داشتم!! والا توی خونه، کارهاش ب نسبت 70 به 30 بین من و مامانم تقسیم شده :دی دقیقا بفرمایید چ مسئولیتی مونده ک باید سپرده بشه ؟؟؟ اما ب دور از شوخی، واقعا لذت بخشه اینکه بهم اعتماد شده و مسئولیت کارها بهم سپرده شده ... هرچند از کارهایی مثل ظرف شستن و جارو کردن بدم میاد، اما انجامشون میدم، بدون اینکه بخوام غر بزنم یا اینکه حتی کسی متوجه بشه ک من همچین حسی رو دارم ... اما خب وجدانا، اگه فکر می کنید کارهای تکراری ای مثل جارو کردن و ظرف شستن رو دوست نداریم، ندین دستمون ... در عوض کاری مثل آشپزی رو بذارین ب عهده مون ... والا من راضیم ک آشپزی هر روز با من باشه، اما ظرف نشورم ! نقل قول:واینکه واقعا وقتی مسئولیتی رو می پذیرید اون کارو به اکراه یا اجبار والدین قبول میکنید یا خودتون هم دوست دارید که نقشتون رو به نحو احسن به انجام برسونین؟؟؟ در هر دو صورت ، سعی می کنم کار رو ب بهترین نحو انجام بدم ... نقل قول: من باب تاکید، دوباره نقل قولش کردم! فقط خواستم بگم ک اگه همچین حسی بهمون دست بده، پشت بندش حس لجبازی هم میاد سراغ آدم ...(<-- اگه دوست داشتین، بگین ی عالمه مثال بزنم!) دیگه خودتون حواستون باشه چطوری مسئولیت میدین ب بچه ها :دی |
|||
|
|
۱۹:۳۰, ۸/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
|
با تشکر از بچه های گلی که پاسخ دادند!
ببینید ذات و سرشت ادمیزاد طوریه که حرف زور رو نمی پذیره! خب طبیعی هست که اگر احساس کنید پدر یا مادر دارن برای شما تعیین وظیفه میکنند خوشتون نیاد! منم شاید خوشم نیاد! ولی خدا رو گواه میگیریم بیشتر این چیزهایی که به نظرتون میاد ، امر ونهی پدر و مادره! در واقع ناشی از عشق و علاقه اونها نسبت به شماست! میخوان شما رو برای آینده زندگیتون آماده کنن! یا به هر نحو پریدن به تنهایی و ازپس زندگی براومدن رو یاد بگیرید! یه بخش قضیه هم برمیگرده به تنبلی! که متاسفانه مبتلا به خیلامون هست!! (البته منظورم السا جان نیست چون معلومه دختر زرنگ و باعرضه ایه) بارها شده به خودم گفتم ای کاش اون زمان که مادرم فلان کارو ازم خواست جدی تر بودم تا این طور به مخمصه نیفتم!!!! در ضمن من فکر میکنم مسئولیت برعهده گرفتن فرزندان از جانب پدر و مادر در واقع یه نوع افتخاره! نه یه تکلیف! |
|||
|
|
۱۷:۵۳, ۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
|
یک رابطهی باز و مکالمه میان والدین و فرزندان میتواند ارتباطی میان آنها ایجاد کند که برای همیشه ادامه داشته باشد با خواندن این مقاله به اهمیت این رابطه پی میبرید. ![]() گفتگوی مداوم در مورد علایق، اهداف مشترک و مشکلات به فرزند شما اجازه میدهد تا متوجه شود که شما چه احساسی دارید و در مورد چیزهایی که او در طول زندگی انجام میدهد چه فکری میکنید. مکالمات مثبت، با توجه به سن فرزندتان، رابطهای میسازد که هنگامی کودک شما بزرگتر شد و خواست برای خودش تصمیم بگیرد، برای او سودمند خواهد بود. گاهی با فرزند خود به صحبت بنشینید تا رابطهی آیندهتان را رابطهای دلگرمکننده بسازید. اولین استفادهی گفتگو و مکالمه، به اشتراکگذاری اطلاعات با یک یا چندین فرد است. گفتگو کردن شامل صحبت کردن و گوش دادن است به گونهای که بتواند احساسات و ایدههای شما درباره موضوعی خاص را به طرز موثری انتقال دهد. گفتگو با فرزندانتان باعث میشود که بتوانید نسبت به مسائل روزانهی زندگی آنها آگاه بوده و به آنها اجازه میدهد که بتوانند همان کار را انجام دهند. صحبت دربارهی مسائل روزانه، اهداف و برنامهها نشان میدهد که شما میخواهید در زندگی کودکانتان شریک باشید. مکالمات منظم و مثبت میتواند یک رابطهی قوی میان والدین و فرزندان ایجاد کند. برای والدین مهم است که با فرزندان مکالمه داشته باشند، این مکالمه هنگامی که جوان هستند آغازشده و با رشد آنها ادامه مییابد. مکالمات قوی به کودکان اجازه میدهد احساس امنیت کرده و مکانی برای تخلیهی ترس خود داشته باشند. این روشی است که از طریق آن والدین میتوانند پشتیبانی و احساس اطمینان را به فرزندانشان، هنگامی که احساس ترس یا شک دارند بدهند. روش صحیح گفتگو موجب ایجاد مهارتهای ارتباطی و اجتماعی موثر در کودکان می شود. با دقت به گفتههای کودک گوش دادن ، به طرز مناسب واکنش نشان دادن، سؤال پرسیدن و یا نصیحت کردن، به فرزند شما چگونگی دادن و گرفتن اطلاعات را آموزش میدهد. واکنشهای شما با صورت، دست و یا حالت بدنتان به کودک شما احساس و فکر شما را میگوید. ارتباط چشمی نیز مفید است. بهکارگیری همهی این روشها در طول مکالمه با فرزندتان، به او روش رفتار و ارتباط با دیگران را آموزش میدهد. یک رابطهی باز و مکالمه میان والدین و فرزندان میتواند ارتباطی میان آنها ایجاد کند که برای همیشه ادامه داشته باشد. درحالیکه برای والدین مهم است نگرانیهای خود درباره مشکلات را بگویند، نگهداشتن تن صدا در یک حد محترمانه، حس احترام و سیاست در رابطه با فرزند را نشان میدهد. احترام شما به کودکتان، به او میگوید که شما برای او به عنوان یک انسان ارزش قائل شده و به طرز فکر او توجه دارید. رابطهای متقابل از دوستی و توجه نیاز است تا این رابطه قوی بماند. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| دوست دارید چگونه فرزندی تربیت کنید؟ | عـرفان | 0 | 1,003 |
۲۰/بهمن/۹۴ ۱۴:۰۶ آخرین ارسال: عـرفان |
|
| چگونه سرکشی اطرافیان را به فرصتی برای دلسوزی و بهبود زندگی تبدیل کنیم؟ | سجاد313 | 2 | 1,765 |
۶/فروردین/۹۳ ۱۷:۰۷ آخرین ارسال: رضوانه |
|
| اگر فرزندان خود را تربیت نکنیم ماسون ها آنها را تربیت .... | yaserrad | 6 | 3,425 |
۲۴/آبان/۹۲ ۲۲:۲۲ آخرین ارسال: مجتبی110 |
|







گفتم، برق از چشماش پرید!
) گفت: این راه کار خیلی تأثیر داشت تو بیشتر نزدیک شدن پسرم هم به من هم به مادرش!




![[تصویر: 1383549895.jpg]](http://wiki.5040.ir/upload/content/1383549895.jpg)