کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چمران بازرگان یا چمران خمینی و یا چمران حاتمی کیا؟
۲۰:۳۰, ۱۶/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/فروردین/۹۳ ۲۰:۳۵ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
آواتار
چمران بازرگان یا چمران خمینی


و یا چمران حاتمی کیا ؟



[تصویر: wz2g9idmju0o1xitv681.jpg]


وقتی 5 سال پیش فیلم چه در دو قسمت به کارگردانی استیون سودربرگ به نمایش درآمد، در انتهای تحلیل و بررسی آن فیلم چنین نوشتم :

"... اما نکته آخر اینکه پس از دیدن دو قسمت فیلم "چه" ضمن اینکه به یاد دو فیلم امیر قویدل درباره میرزا کوچک خان جنگلی افتادم که در اوایل پیروزی انقلاب با چه تلاش و خون دل خوردن هایی ساخته شد ، اما تاسف خوردم که ... علیرغم در اختیار داشتن اسطوره های زنده و جاوید در تاریخ 30 سال اخیرمان مانند دکتر چمران ( که زندگی اش از بار دراماتیک بسیار بیشتر از چه گوارا برخوردار بوده و به تصویر درآوردن خاطرات مکتوبش در آمریکا و مصر و لبنان و کردستان و ...خصوصا برای مخاطبان امروز به ویژه در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا و حتی اروپا و آمریکا به شدت می تواند تاثیر گذار باشد ) و یا سید علی اندرزگو ( که در برابر 3-4 سال زندگی چریکی امثال چه گوارا ، بیش از 14 سال این نوع زندگی را در سخت ترین شرایط پلیسی و در کشورهای مختلف تجربه کرد ) و یا ...سینمای ایران کمترین حرکتی برای تهیه فیلم از چنین شخصیت هایی نشان نمی دهد...."

ادامه دارد...

امضای Admirer
[تصویر: 1wn3fi050ilv8uqetyj9.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجتبی110 ، هادی... ، شیدا ، SAViOR ، یاســین ، mahdy30na ، شهیدطیبه واعظی ، رضوانه ، رمز شب ، black ، Havbb 110 ، سید ابراهیم ، سیمرغ ، میلاد.م ، m.hossein ، fatemeh ، مرضیه.م ، neyestan23 ، fiftynine ، السا ، لبخند خدا ، ali0077 ، Justice Bringer ، fazel ، عبدالرحیم ، azade ، سونای ، آفتاب ، دل خسته ، MohammadMeraj ، حضرت عشق
۱:۳۸, ۱۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
من این فیلم رو دیدم. تصمیم دارم یه بار دیگه هم این فیلمو ببینم چون واقعا بعد از مدت ها یه فیلمی ایران ساخته که ارزش دیدن داره.
یکمی اسم تاپیک برای نقد این فیلم تند هست. درسته که شخصیت چمران تو فیلم چ اونطوری که باید میشد از آب در نیومد ولی خب...
حالا تا ادامه مطلب خونده نشه نمیشه چیزی گفت.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، سید ابراهیم ، fatemeh ، MAHDI59 ، فدايي ولايت ، آفتاب
۱۷:۲۲, ۱۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #3
آواتار
اما واقعا شباهت فیلم "چ" حاتمی کیا با "چه" سودربرگ ، تنها در عنوان است و بس و در دیگر عناصر چه ساختاری و چه محتوایی ، کمترین تشابهی به چشم نمی خورد.



[تصویر: 6fb2f61ea382463eb9b74fdd72dbb555.jpg]


اگرچه ای کاش نام فیلمی که درباره شهید دکتر چمران ساخته شد ، "چ" نمی شد و تداعی شخصیت ارنستو چه گوارا را نمی کرد ( که همواره با همین لفظ در ادبیات سیاسی دهه 60 خوانده شد ) اما به هر حال اتفاق فرخنده ای است که بالاخره طلسمی در سینمای ایران شکست و درباره یکی از قهرمانان تاریخ معاصر این سرزمین و انقلاب اسلامی ، فیلم ساخته شد اگرچه با نقاط ضعف و قوت که در جای خود قابل تحلیل و نقد است. فیلمی که تنها بر شخصیت دکتر چمران درنگ نمی کند و از او عبور کرده و امثال شهید اصغر وصالی را نیز در کادر خود قرار می دهد و در اوج خود به بخشی از ابعاد وسیع ولایت و شخصیت امام خمینی رحمه الله علیه می رسد ، آنچنانکه در واقع می توان فیلم "چ" را بیشتر فیلم امام خمینی دانست تا فیلم چمران که در حال شدن است و سنجش و انتخاب. شاید بتوان شخصیت محور فیلم را شهید اصغر وصالی دانست که خود را بیش از هر چیز و هر کس ، سرباز خمینی می داند و در جایی از فیلم دکتر چمران را از اینکه هنوز چمران خمینی نشده ، سرزنش می کند.

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، هادی... ، یاســین ، مجتبی110 ، black ، سیمرغ ، captaincharisma ، اسکای ، m.hossein ، انتصـار ، میلاد.م ، fatemeh ، مرضیه.م ، رضوانه ، neyestan23 ، fiftynine ، SAViOR ، السا ، Justice Bringer ، fazel ، azade ، فدايي ولايت ، آفتاب ، MohammadMeraj ، حضرت عشق
۱۸:۴۷, ۱۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
البته این نقدی تقریبا مشابه فیلم آژانس شیشه ای هستش که آقای حاتمی کیا رو متهم به تقلید از فیلم بعداز ظهر نحس در ساختار اون فیلم میکرد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، Justice Bringer
۵:۴۹, ۱۸/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/فروردین/۹۳ ۵:۵۴ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #5

(۱۷/فروردین/۹۳ ۱۷:۲۲)Admirer نوشته است:  اگرچه ای کاش نام فیلمی که درباره شهید دکتر چمران ساخته شد ، "چ" نمی شد و تداعی شخصیت ارنستو چه گوارا را نمی کرد ( که همواره با همین لفظ در ادبیات سیاسی دهه 60 خوانده شد )
یک حکم یک جمله‌ای مستقیم و قطعی در مورد اینکه «اسم فیلم چه‌گِوارا رو تداعی میکنه» و نه تنها مورد اعتراض واقع نشد، بلکه مورد قبول هم واقع شد از سوی بعضی افراد که براشون گران بود مطرح شدن محتاطانه‌ی احتمال این امر!Dodgy
خیلی جالبه واقعاً. همگان تدبر نمایید تا به یکی از خاصیت‌های اکثریت بنی‌بشر پی ببرید.

(۱۷/فروردین/۹۳ ۱۷:۲۲)Admirer نوشته است:  در واقع می توان فیلم "چ" را بیشتر فیلم امام خمینی دانست تا فیلم چمران که در حال شدن است و سنجش و انتخاب. شاید بتوان شخصیت محور فیلم را شهید اصغر وصالی دانست که خود را بیش از هر چیز و هر کس ، سرباز خمینی می داند و در جایی از فیلم دکتر چمران را از اینکه هنوز چمران خمینی نشده ، سرزنش می کند.
عنوان هیجان‌انگیز انتخاب کردین برای تاپیکتونSmile ولی خواهشاً دلیلی بیارید که چرا از اون جمله‌ای که در فیلم گفته میشه این برداشت رو می‌کنید.
باید پرسید: چیزی که مخاطب از این جمله دریافت میکنه چی هست؟

اولاً:
آیا اصلاً میشه تقابلی به این صورت مطرح کرد و گفت «چمران بازرگان یا چمران خمینی» ؟
امام خمینی نماینده‌ی یک مکتب هست، ولی بازرگان در اون جایگاه نیست که بتونیم بگیم «فلانی بازرگان»!

ثانیاً:
گفتن اون جمله با توجه به چیزی که شخصیت وصالی از رفتارهای توی فیلم ِ شخصیت چمران دیده بود، چه معنایی می‌داد؟
شخصیت وصالی از شخصیت چمران چی دیده بود؟
آیا شخصیت چمران در فیلم در مورد جنگ کاری انجام داد غیر از اینکه پیش از جنگ تمام تلاشش رو برای جلوگیری از جنگ کرد؟
بنابراین اگر شخصیت وصالی همین رو دیده بود، پس آیا از نظر شخصیت وصالی که اون جمله رو در مورد رفتارهای شخصیت چمران میگه، دیدگاه بازرگان در مقابل دیدگاه امام خمینی مانند «اول صلح، اگر نشد جنگ» در مقابل «اول جنگ» هست؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، Admirer ، SAViOR ، سیمرغ ، Justice Bringer ، آیات
۲۲:۲۳, ۱۸/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #6
آواتار
به نام خدا

سلام خدمت دوستان عزیز..

در مورد شباهت فیلم به فیلم che که درباره ی شخصیت ارنستو چگوارا ساخته شده همانطور که در ابتدای پست قبل هم اشاره شد، به غیر از عنوان فیلم و یکی از پوسترهای طراحی شده وجه اشتراک دیگه ای به چشم نمی خوره!!

و اما در مورد این که می تونست فیلم اسم بهتری داشته باشه به طوری که از فیلم چگوارا بیش از الان فاصله بگیره خوب میشه گفت تا حدی انتقاد وارده که البته خیلی مورد بحث ما این نقد نیست..

در مورد شخصیت شهید چمران و شهید اصغر وصالی باید بیشتر به جملات و تیتر دقت بفرمایید. شخصیت شهید چمران در واقع در حال "شدن" هست و هنوز داره سنجش، تفکر و انتخاب می کنه ولی از ابتدا در اوجی که ما ازش انتظار داریم قرار نداره که در ادامه کاملا توضیح داده میشه..

در مورد بازرگان باید بگم که در واقع یک استعاره هست از تفکر لیبرالی که قصد داره از درون اسلام و جمهوری اسلامی رو استهاله کنه!

ممنونم از نظرات موشکافانه ی دوستان!Smile

---------------

اما شخصیت دکتر چمران در فیلم "چ" از ابتدا تا انتهای فیلم، تغییر و تحولی آرام و بطئی دارد، آنچنانکه در انتهای فیلم، چمرانی که ابتدا از سوی دولت برای مذاکره و تعامل آمده بود به چمران خمینی بیشتر راه می برد. اگرچه شاید به نظر برسد که چمران فیلم "چ" در مقابل دیگر کاراکتر اصلی فیلم یعنی اصغر وصالی تا حدودی منفعل و نظاره گر است اما اگر با دقت به صحنه پردازی ها و سکانس بندی های فیلم توجه نماییم، متوجه می شویم در واقع این چمران است که عملیات نظامی و مقاومت اصغر وصالی و یارانش را نه تنها تکمیل بلکه ارتقاء داده و جهت می بخشد. او با ورودش به پاوه نیروی مضاعفی به همه پاسداران و نیروهای مقاومت در برابر ضد انقلاب می بخشد و پس از آن در لحظات حساس و تعیین کننده با درایت و هوشمندی، مقاومت را برای حفظ و نگاهداری پاوه و دفاع از مردم هدایت می کند؛ آنجا که 5 نفر داوطلب را برای جلوگیری از حمله ضدانقلاب به بیمارستان پاوه، اعزام می کند و خود به میدان مذاکره می رود یا زمانی که تیمسار فلاحی را برای اعزام هلیکوپترهای امداد و نجات تشویق نموده و سپس پیشنهاد بازگشت او به کرمانشاه را برای آوردن نیروی تازه نفس می دهد یا هنگامی که بیماران و مجروحین بی پناه را ( حتی برخلاف نظر شهید اصغر وصالی ) در خانه پاسداران جای می دهد و یا هنگامی که صف دفاع آخر را درون زیرزمین همان پایگاه سامان می دهد و حتی برای یافتن راههای گریز، جان خود را در معرض جدی ترین خطرها قرار داده و تا قلب فرماندهان دشمن پیش می رود و بالاخره در یکی از زیباترین نقاط اوج فیلم، در هنگامه اختلاف و چالش مابین نیروهای خودی یعنی پاسداران و پیشمرگه های کرد، پیراهن خونین یکی از شهداء را بر سر دست گرفته ( دوربین حاتمی کیا در نمایی سرشار از مفاهیم وحدت آمیز در پس زمینه پیراهن خونینی که بر فراز دست شهید چمران است، آیه مبارکه واعتصموا به حبل الله و لا تفرقوا ... که بر دیوار خانه پاسداران نقش بسته را در کادر خود می گیرد ) و با اشاره به صدای اذانی که از دوردست به گوش می رسد می گوید که هیچکس صدای اذان را نشنید و به این ترتیب پس از گوش فرادادن به صدای اذان همه پاسداران و پیشمرگه ها، اسلحه های خود را که به سمت یکدیگر گرفته بودند ، پایین می آورند. این در حالی است که شهید اصغر وصالی هم به عنوان فرمانده مقاومت و پاسداران اعزامی یا همان دستمال سرخ ها با شور و حرارت مثال زدنی در برابر خیل عظیم نیروهای تا دندان مسلح ضد انقلاب به همراه معدود یارانش، می جنگد تا آنجا که چمران در یکی از تاثیر گذارترین صحنه های فیلم، یکی از ماندگارترین دیالوگ های آثار حاتمی کیا را بیان می کند؛ آنجا که اصغر وصالی با سوز و شور می گوید که سرباز خمینی مرد شهادت است و نه تسلیم و چمران او را در آغوش کشیده و با حسرت می گوید :

"... خوش به حال خمینی که چنین سربازهایی دارد..."


[تصویر: 193971_668.jpg]

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، یاســین ، MAHDI59 ، مرضیه.م ، هادی... ، m.hossein ، رضوانه ، neyestan23 ، fiftynine ، captaincharisma ، SAViOR ، مجتبی110 ، Ali#59 ، Justice Bringer ، black ، PWLG ، فدايي ولايت ، آفتاب ، حضرت عشق
۱۹:۱۹, ۱۹/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #7
آواتار
دکتر چمران فیلم "چ" در آن 48 ساعت محاصره پاوه، شرایط دشواری را پیش می برد؛ او از سوی دولت موقت مهندس بازرگان برای مذاکره آمده است. ( گزینش این مقطع از زندگی دکتر چمران و تاکید بر مذاکره، هوشمندی بالای حاتمی کیا را در انتخاب یکی از به روزترین مقاطع زندگی و مبارزات شهید چمران می رساند. ) مذاکره ای که در حال محاصره تمام عیار انجام و پیش می رود! ( و چقدر مذاکره در آن مقطع با شرایط مذاکرات امروز ایران با نظام سلطه غرب شبیه است. ) مذاکره ای که برای نجات مردم انجام می شود و علیرغم تمامی سعی و تلاش دکتر چمران، سرانجام با زیاده خواهی های و بد عهدی های دشمن ( علیرغم دوستی دیرینه یکی از سرکردگان ضد انقلاب به نام دکتر عنایتی با شهید چمران ) به نتیجه ای نمی رسد تا آنجا که دکتر چمران در یکی از آخرین صحنه های فیلم برای مردمی که محاصره شده اند می گوید که همه تلاشش را برای خاموش کردن صدای گلوله ها به کار گرفته اما به نتیجه ای نرسیده است!

به نظرم این نتیجه ناگزیر همان مذاکره ای است که در شرایط محاصره انجام می شود که دکتر عنایتی در همان دیدار قبرستان می گوید "... انتهایش، تسلیم است!!" اما گناه دوستانش که اسیر پاسداران شده اند را اسارت در دستان کسانی می داند که تسلیم شدن را بلد نیستند!!! ( این جمله را در همان صحنه ای می گوید که ناگهان در اتومبیلش و در حالی که آماده فرمان شروع جنگ پس از مهلت 30 دقیقه ای است با دکتر چمران نارنجک به دست مواجه می شود. )

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، captaincharisma ، یاســین ، SAViOR ، Ali#59 ، هادی... ، fiftynine ، سید ابراهیم ، black ، آفتاب ، حضرت عشق
۱۹:۴۴, ۱۹/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/فروردین/۹۳ ۱۹:۴۶ توسط captaincharisma.)
شماره ارسال: #8
آواتار
این بخش داستان که خودش میتونه سناریو یه فیلم دیگه باشه

بردن دکتر چمران با هلی کوپتر و گداشتن ایشون وسط وسطه وسطه یک محاصره با دست خالی خالیه خالی خودش کلی جای بهت و حیرت داره و با چهارتا روستایی و سلاح های اولیه و آموزش چریکی فشرده توسط دکتر چمران به اونها و کسب موفقیت به چیزی شبیه معجزه نزدیک هستش
آیا فیلم به این بعد ماجرا هم پرداخته؟ می پرسم چون من فیلم رو ندیدم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجتبی110 ، هادی... ، سید ابراهیم ، Admirer ، فدايي ولايت ، آفتاب ، حضرت عشق
۵:۴۴, ۲۰/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/فروردین/۹۳ ۶:۲۶ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #9

(۱۸/فروردین/۹۳ ۲۲:۲۳)Admirer نوشته است:  سلام خدمت دوستان عزیز..
سلام

(۱۸/فروردین/۹۳ ۲۲:۲۳)Admirer نوشته است:  در مورد بازرگان باید بگم که در واقع یک استعاره هست از تفکر لیبرالی که قصد داره از درون اسلام و جمهوری اسلامی رو استهاله کنه!
بازرگان ِ درون فیلم، در اون جمله هست. ما وقتی داریم در مورد اینکه بازرگان در فیلم استعاره از چی بود صحبت می‌کنیم، داریم در مورد همون چیزی صحبت می‌کنیم که شخصیت وصالی از شخصیت چمران دیده بود.
آیا این رفتارها شبیه «تفکر لیبرالی که قصد داره از درون اسلام و جمهوری اسلامی رو استحاله کنه» بود؟!!!
استحاله که مسلماً نبود.
آیا شبیه تفکر لیبرالی بود؟
«شبیه» دقیق نیست.
چون در جمله تأکید میشه که از سمت امام خمینی جدا شده و به اون سمت نزدیک شده، پس وجه تمایز بین اونچه که امام خمینی استعاره ازش بود و اونچه که بازرگان استعاره ازش بود، از دید شخصیت وصالی در رفتارهای شخصیت چمران ظاهر شده بود.
یعنی آیا وجه تمایر بین اسلام(که قطعاً امام خمینی استعاره ازش هست) و تفکر لیبرالی(که می‌فرمایید بازرگان استعاره ازش هست) در اون رفتارها ظاهر شده بود؟
در این صورت:
1. باید چیزی غیر از مذاکره برای صلح در رفتارهای شخصیت چمران بیابیم، چون اسلام با مذاکره برای صلح هیچ مشکلی نداره، و این وجه تمایز بین اسلام و تفکر لیبرالی نیست.
یا
2. از دید فیلم، اسلام با مذاکره برای صلح مشکل داره، و این وجه تمایز بین اسلام و تفکر لیبرالی هست.
به عبارت دیگر:
(۱۸/فروردین/۹۳ ۵:۴۹)درست پسند نوشته است:  آیا شخصیت چمران در فیلم در مورد جنگ کاری انجام داد غیر از اینکه پیش از جنگ تمام تلاشش رو برای جلوگیری از جنگ کرد؟
بنابراین اگر شخصیت وصالی همین رو دیده بود، پس آیا از نظر شخصیت وصالی که اون جمله رو در مورد رفتارهای شخصیت چمران میگه، دیدگاه بازرگان در مقابل دیدگاه امام خمینی مانند «اول صلح، اگر نشد جنگ» در مقابل «اول جنگ» هست؟

(۱۸/فروردین/۹۳ ۲۲:۲۳)Admirer نوشته است:  آنچنانکه در انتهای فیلم، چمرانی که ابتدا از سوی دولت برای مذاکره و تعامل آمده بود به چمران خمینی بیشتر راه می برد.
!!!Surprise
مگر «تلاش برای صلح پیش از جنگ» در اسلام خمینی نیست که اینطور میگید؟!!!

سخنرانی امام خمینی(رحمة الله علیه) در 27 مرداد 58
نقل قول:
بسم الله الرحمن الرحيم

من می‌خواستم اظهار تاسف كنم از اوضاعی كه پيش آوردند و هميشه اين اوضاع، اينطور خرابكاريها، قبل از يك كاری كه بنا بود انجام بگيرد، انجام می‌دهند. وقتی كه رفراندم می‌خواست بشود، يك شلوغيهايی ايجاد می‌كردند. آنجا كه شكست خوردند، بعد در هر موردی اينها با شكست مواجه می‌شوند. حالا هم كه بناست اين مجلس محترم تحقق پيدا بكند، اين خرابكاريها را پيش آوردند برای اينكه اذهان را متوجه كنند به جای ديگر، و شايد به خيال خودشان نتوانند آقايان به كار خودشان ادامه بدهند، بعد هم كه اين كار درست شد. بعد كه بخواهيم مجلس شورای ملی درست بشود و رئيس جمهور، بازهم منتظر هستيم كه اين مسائل پيش بيايد. لكن ملت راه خودش را پيدا كرده؛ و ملت و دولت، همه قشرها، به اين راه ادامه می‌دهند - چه اين شلوغ كاريها را اينها بكنند و چه نكنند - اينها هم خيلی دشوار نيست. ما می‌خواهيم حتی‌الامكان با ملايمت با اينها رفتاربكنيم؛ خونريزی نشود. لكن اينها می‌خواهند... در هر صورت ما منتظر اين هستيم كه اين خرابكاريها به دست اين خرابكارها و به دست اين اجانب كه اينها را آلت قرار دادند برای مقاصد خودشان، و اينها با اين اسماء مختلف، مثل "حزب دمكرات"، دمكرات كذا، حزب "فدائيان خلق" و اينطور الفاظ بی‌معنا به اين كارهای خلاف انسانی ادامه دارند می‌دهند، با قلم گاهی، با عمل گاهی و همانطور كه من پريروز عرض كردم، اين گناهش گردن ماست. انقلاب نبايد اين طور... اگر ما الان ديگر انقلابی رفتار كنيم، نمی‌توانند بگويند كه شما آزادی نداديد. ما آزادی داديم، سوءاستفاده شد و ديگر آزادی نخواهيم داد. آزادی به آن معنا كه اينها بخواهند خرابكاری بكنند، اين آزادی داده نخواهد شد. آزادی در حدودی كه قوانين اقتضا می‌كرد؛ در حدودی كه اسلام به ما اجازه می‌دهد. اسلام اجازه نمی‌دهد كه ما آزاد بگذاريم كه هركس هر غلطی بخواهد بكند؛ هر توطئه‌ای می‌خواهد بكند؛ هر كاری می‌خواهد بكند كه بكشد به خاك و خون.

ما می‌خواستيم و آقايان می‌خواستند كه بعد از انقلاب هم خيلی با ملايمت رفتاركنند، آزاد كردند، مرزها را باز گذاشتند، آزاد كردند همه را، قلمها را آزاد كردند، گفتارها را آزاد كردند، احزاب را آزاد كردند، به خيال اينكه اينها يك مردمی هستند كه لااقل اگر مسلمان نيستند؛ آدم هستند. برای يك مملكتی كه برای خود اينها ملت زحمت كشيده است، لااقل اين قدر ادراك دارند كه اگر دوباره اوضاع برگردد، برای همه بد است. لكن معلوم شد خير، قضيه اين حرفها نيست و اينها عمال خارجيها هستند حالا يا عمال امريكا هستند، يا عمال جاهای ديگر هستند، حالا برای ملت ماهيت اينها، ماهيت اين نويسنده‌ها، ماهيت اين احزاب، ماهيت اين الفاظ فريبنده بی‌معنا، برای ملت حالا روشن شد.
ما بايد از دولت و از وزير كشور هم گلايه كنيم كه در آن روزی كه اينها سيصد نفر را - آنطور كه گفتند - زخمی كردند، از طرف دولت جز يك اظهار تاسف ما چيزی نديديم؛ از راديو هم نديديم چيزی. اگر بنا بود اينها با يك اظهار تاسفی، با يك مثلاً نصيحتی، از كارهای خلاف خودشان دست برمی‌داشتند، حالا چند ماه است كه نصيحت شده است، توصيه شده است، التماس شده است؛ همه چيز با اينها رفتار شده است و اينها اهل اين نيستند كه با نصيحت دست از كار خودشان بردارند، بايد با شدت با آنها عمل كرد. و من شايد امروز يا فردا بسياری از اين احزاب را ممنوع اخطار و اعلام كنم، و نگذاريم هيچ نوشته‌ای از اينها در هيچ‌جا و هيچ اثری از اينها در هيچ جای مملكت نگذاريم كه هيچ خروج كند، تمام نوشته‌هايشان را از بين می‌بريم. برای اينكه بعد كه ملت فهميد كه اينها خرابكارند، اينها اشخاصی نيستند كه بشود با آنها با ملايمت رفتار كرد. "حزب دمكرات" كردستان يك جمعيت خرابكار هستند، يك جمعيت فاسد هستند، يك جمعيت مفسد هستند، اينها را ما نمی‌توانيم بگذاريم كه همينطور هر كاری دلشان می‌خواهد بكنند؛ حالا هم اعتراض كرده‌اند كه خود شماها داريد اين كارها را می‌كنيد. نظير آنها كه در پريروز و در چند روز پيش از اين خرابكاری را كردند، بعد گفتند كه خود مردم اين كارها را كردند! خودشان ايجاد غائله می‌كنند، بعد گردن اينها می‌گذارند. حالا هم در روزنامه ديدم كه آنجا عزالدين حسينی فاسد و همينطور قاسملوی فاسد - كه نيستش لابد اينجا - اينها می‌گويند خود شما، خود پاسدارها كه آمدند، اينها مردم را چه كردند. در صورتی كه سر پاسدارها را بريدند! سر مردم را بريدند؛ بچه ها را چه كردند. يك همچو مردمی‌اند اينها، با اينها نمی‌شود با آشتی و با مصالحه و با اين چيزها رفتار كرد، با اينها بايد با شدت رفتار كرد، و با شدت رفتار می‌كنيم إن‌شاءالله.
البته حتی‌الامكان، حالا هم ما دلمان می‌خواهد كه كسانی كه قلم دارند، كسانی كه عرض می‌كنم كه به خيال خودشان "روشنفكر" هستند، كسانی كه جبهه‌ها تشكيل دادند، آنها باز ما ميل داريم كه با ملايمت با آنها رفتار كنيم؛ لكن بايد دست از كار خودشان بردارند.
مسير ملت معلوم است، يك چيزی نيست كه مجهول باشد. همه كسانی كه براوضاع ايران مطلع هستند، همه می‌دانند كه اين ملت چه می‌خواهد، بر كسی پوشيده نیست.
...
ویدیوی قسمتی از این سخنرانی

(۱۸/فروردین/۹۳ ۲۲:۲۳)Admirer نوشته است:  و اما در مورد این که می تونست فیلم اسم بهتری داشته باشه به طوری که از فیلم چگوارا بیش از الان فاصله بگیره خوب میشه گفت تا حدی انتقاد وارده که البته خیلی مورد بحث ما این نقد نیست..
مورد بحث بنده هم چیز دیگری بود.

(۱۸/فروردین/۹۳ ۲۲:۲۳)Admirer نوشته است:  در مورد شخصیت شهید چمران و شهید اصغر وصالی باید بیشتر به جملات و تیتر دقت بفرمایید. شخصیت شهید چمران در واقع در حال "شدن" هست و هنوز داره سنجش، تفکر و انتخاب می کنه ولی از ابتدا در اوجی که ما ازش انتظار داریم قرار نداره که در ادامه کاملا توضیح داده میشه..
این رو دیده بودم.
از کلامم هم معلوم بود که دیده‌ام!
حرف من فقط اینه که درست نیست که یک فیلم رو بذاریم جلومون و اونطوری که معنای خوب میشه ازش دریافت، معناش کنیم. بلکه باید دید چیزی که مخاطب از فیلم دریافت میکنه چی هست.
به عبارت دیگر،
اینکه کسی که می‌گرده چه علائمی رو در فیلم می‌بینه به هیچ وجه به معنی ماهیت فیلمی که برای مخاطب عام ساخته میشه نیست، بلکه باید دید مخاطبی که بدون گشتن دنبال چیزی توی فیلم، ساده جلوی فیلم میشینه و ذهنش رو به اون می‌سپاره در اون چی می‌بینه.
مثلاً کسی که میشینه جلوی یک فیلم قوی یا نسبتاً قوی هالیوودی، قهرمان فیلم رو قهرمان خودش می‌بینه و نسبت به خصوصیات و سبک‌زندگی و تفکرات و آرمانش علاقه‌مند میشه.
یا مثلا کسی که میشینه جلوی یک فیلم نسبتاً معناگرای هالیوودی، پیام فیلم رو بدون اینکه دنبال چیزی گشته باشه بطور واضح دریافت میکنه.
مخاطب عام دنبال چیزی نمی‌گرده، بلکه اصلاً فلسفه‌ی استفاده از فیلم اینه که حرف گویاتر به مخاطب ارائه داده بشه یا به خورد مخاطب داده بشه. همانند یک بازاریاب که طبق تمرینی که کرده، در مدت زمان مشخصی، با تصاویر دفترچه‌ی توضیحاتش و بیان تأثیرگذارش حرفش رو توضیح میده تا مشتری در همون یک بار که توضیح رو می‌شنوه (حداقل فکر کنه که) تصویری واضح از محصول در ذهن داره که شامل محاسن بزرگی میشه. بازاریاب با خودش نمیگه که دریافتن خوبی و بدی محصول رو بر عهده‌ی مشتری میذارم و خودش اگر خواست، چند بار دیگه توضیحاتم رو گوش کنه و یا وقتی می‌شنوه قشنگ بخاطر بسپاره و در خاطرش تجزیه و تحلیل کنه تا به منظورم پی ببره!
من با منظور کارگردان کاری ندارم، ولی یک کارگردان اگر متوجه باشه که اصلاً ارزش فیلم توی دنیا به چیه، دنبال این نخواهد بود که مخاطبش حرف فیلم رو پس از چندبار دیدن فیلم، در حالی که در تمام مدت فیلم دنبال حرف و پیام می‌گرده، متوجه بشه! ماهیت فیلم برای مخاطب عام همون اثری هست که ازش می‌پذیره، حالا منظور کارگردان هرچیز باشه.

اگر بگیم این فیلم میخواد چیزی رو در مورد شخصیت چمران یا مکتب امام خمینی بگه، و بگیم که فقط برای اونهایی که از پیش با اینها آشنایند ساخته نشده، پس باید دید افرادی که با اینها آشنا نیستند ازش چه دریافتی داشتن.
جویا شدن نظر چنین افرادی که «چ» رو دیدند میتونه راهنمای ما در صحت نقدمون باشه.
من از میان 5 نفر از میان فامیلمون کسی رو ندیدم که در این فیلم به حرفی رسیده باشه. حتی می‌گفتن فیلم اصلاً چمران رو معرفی نمی‌کرد! این یعنی اگر بگیم فیلم میخواسته چمران رو معرفی کنه، کاملاً شکست خورده، و اگر بگیم فیلم نمیخواسته چمران رو معرفی کنه و میخواسته حرف دیگری بزنه، حتی نتونسته به مخاطب بگه که حرفش در زمینه‌ی معرفی چمران نبوده، چه برسه به اینکه حرفش رو رسونده باشه!


(۱۹/فروردین/۹۳ ۱۹:۴۴)captaincharisma نوشته است:  بردن دکتر چمران با هلی کوپتر و گداشتن ایشون وسط وسطه وسطه یک محاصره با دست خالی خالیه خالی خودش کلی جای بهت و حیرت داره و با چهارتا روستایی و سلاح های اولیه و آموزش چریکی فشرده توسط دکتر چمران به اونها و کسب موفقیت به چیزی شبیه معجزه نزدیک هستش
مصاحبه‌ی شهید چمران در خصوص ماجرای پاوه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: هادی... ، captaincharisma ، سدرة المنتهی ، Admirer ، m.hossein ، azade ، حضرت عشق ، آیات
۱۸:۰۱, ۲۰/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #10
آواتار
پس امروز برنامه راز رو از دست ندید
ساعت 21:30 از شبکه چهار با حضور آقای حاتمی کیا و گفتگو درباره فیلم چ
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، مجتبی110 ، Admirer ، هادی...
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  (( چ )) ، آخرین حرف حاتمی کیا هادی... 27 11,130 ۳۱/خرداد/۹۴ ۰:۴۶
آخرین ارسال: انتصـار

پرش در بین بخشها:


بالا