|
☆ شیعه ی ما ☆
|
|
۱۷:۰۸, ۱۷/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۳ ۹:۴۲ توسط Bahar.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() سلام به خواهران و برادان شیعه آقا امیرالمؤمنین علیه السلام مطالب این مبحث برگرفته شده است از کتاب: ![]() سند روایی که در این کتاب مورد بحث است در کتاب ((تحف العقول)) ،اثر دانشمند وارسته ی شیعه، ((ابومحمدحسن بن علی بن حسین بن شعبه ی حرانی)) است. شرح: از آقای اصغر طاهر زاده مقدمه (خلاصه) سفارش امام صادق علیه السلام به عبدالله بن جندب در بردارنده ی حکمت های بسیاری است و راه و رسم زندگی را به همه ی کسانی که خواهان سعادت دنیوی و اخروی هستند،می آموزد. امام صادق علیه السلام در این رهنمود به آسیب شناسی اجتماعی نیز می پردازند و هنجارها و ناهنجارها را معرفی می کنند. عبدالله بن جندب از علمای بزرگ شیعه و راویان پارسا و مورد اطمینان در سده ی دوم هجری و از یاران امام صادق ، امام کاظم و امام رضا علیه السلام است. وی نزد ائمه علیهم السلام مقام و منزلت رفیعی داشته و به جهت شخصیت ولایی که در او بوده و آمادگی روحی لازم جهت درک مطالب،حضرت صادق علیه السلام موضوعات بسیار ارزشمندی را در اختیار او قرار داده اند که می تواند دستورالعمل کاملی جهت سیر و سلوک طالبان حقیقت باشد. (1) نگاه مومن به دنیا : روی انه علیه السلام قال: یا عبدالله!لقد نصب ابلیس حبائله فی دار الغرور ،فما یقصد فیها الا اولیاءنا،و لقد جلت الاخرة فی اعینهم حتی ما یریدون بها بدلا. ثم قال: آه آه علی قلوب حشیت نورا،و انما کانت الدنیا عندهم بمنزلة الشجاع الارقم و العدو الاعجم. انسو بالله و استوحشوا مما به استانس المترفون ،اولئک اولیائی حقا و بهم تکشف کل فتنة ،و ترفع کل بلیة. روایت شده که امام صادق علیه السلام فرمودند:ای عبدالله!همانا شیطان به طور مسلم دام های خود را منزلگاه فریب پهن کرده است و قصد شکار هیچ کس جز پیروان ِ ما را ندارد،در حالی که آخرت در چشمان پیروان ما به شدت بزرگ می نماید تا جایی که هیچ جایگزینی برای آن نمی خواهند. سپپس فرمودند:آه آه !بر آن قلبهایی که آکنده از نور است و دنیا نزد آنها به منزله ی ماری وحشی و خوش خط و خال و بدذات و دشمنی زبان نفهم است.{شیعیان ما} با خدای خود انس گرفته و از آنچه مرفهینِ خوشگذران به دنبال آن رفته اند ،متفرقند.آنهایند پیروان حقیقی من و به واسطه ی ایشان است که هر فتنه ای برطرف گشته و هر بلایی رفع می گردد. شرح: ملاحظه کنید که حضرت در قسمت دوم این فراز چگونه روشن میکنند که اگر کسی توانست پیرو واقعی امامان معصوم علیهم السلام شود به بصیرتی می رسد که دنیا را با همه ی ظاهر زیبایش می شناسد و فریب آن را نمی خورد. به آیه ی 16 سوره اعراف اشاره می کنند که شیطان قسم خورده در صراط الهی بنشیند و تنها آن هایی را که مسیر الی الله هستند منحرف کند و حضرت صادق علیه السلام روشن می کنند شیطان دام های خود را برای شیعیان پهن کرده زیرا شیعیان در مسیر سیر الی الله در حرکت اند. ان شاء الله ادامه دارد . . . |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۳:۰۱, ۲/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/تیر/۹۳ ۱۳:۰۹ توسط Bahar.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
قابل توجه همه ی کسانی که این موضوع براشون سوال شده سلام آقای سید رضا بنده،همین امروز تماس گرفتم با انتشارات المیزان و گفتند هییچ مانعی وجود نداره و اتفاقاً موجبه خوشحالیه ماست که این مطالب به هر صورتی انتشار پیدا کنه و در اختیار همه قرار بگیره!!! در ضمن،یه نکته ای متذکر بشم که بنده چون خودم رو این موارد حساسم،اگر شک داشتم رو اینکه ممکنه مشکل شرعی این کارم داشته باشه،هیچ وقت قرار نمیدادم ولی بنده ضمن قرار دادنه جلد کتاب و نوسنده و ... مطمئنم کسی که این کتاب ها رو نشر میکنه،نیتش،فقط واسه رضای خداست و نشر مطالب شیعه بین مردم و نه فقط کسب درآمد. بازم ممنونم ازتون. همگی موفق و پیروز باشید.
|
|||
|
|
۱۷:۱۵, ۲/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/تیر/۹۳ ۱۷:۱۸ توسط sayed reza.)
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
(۲/تیر/۹۳ ۹:۴۰)aboutorab نوشته است: سلام مجدد بر شماسلام نظر حضرت آیت الله خامنه ای حفظه الله در مورد کپی کردن کتاب ها منوط (احتیاط واجب) به اجازه از ناشر و یا مؤلف است. ضمن اینکه اون کتابی که من گفتم در مورد شهداء بود. و به نویسنده و ناشر هم حق میدهم چونکه یکی عمرشو هزینه نوشتن کتاب میکنه و یکی سرمایه اشو هزینه چاپ آن. اگر قرار باشه چون برای خداست و کار دینیه و... از خیر در اوردن پولش بگذره که زن و بچه اشو کی باید سیر کنه. بقول مقدمه ی همون کتاب (راجع به همون موضوع شهدا) کسی اگر دلش می خواد برای شهدا کار کنه زحمت بکشه و بره تحقیق کنه و پرس و جو کنه و مصاحبه کنه و بعدش هم بطور رایگان پخشش کنه. نه اینکه زحمت بقیه رو بیاد راحت به باد بده. این همه شهید هم داریم که کسی در موردشون اطلاعی نداره. وجود فایل pdf از کتاب هم دال بر مجاز بودن استفاده نیست. خدای نکرده اگر ناشر اجازه انتشار نداده باشه ضمن اینکه منی که نشر میدم گناه کرده ام، هر کس هم که از این نوشته استفاده کنه و آنرا منتشر کنه و ... من هم در گناه او شریک خواهم بود. باز هم بگم که من از باب تکلیف و اتمام حجت این مورد رو گفتم. وگرنه برای من چیزی نداره. چاره اش هم گرفتن شماره انتشاراتی که تو کتاب نوشته و کسب اجازه است. انشاالله که اجازه هم داده باشند. |
|||
|
|
۱۹:۲۰, ۲/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/تیر/۹۳ ۱۹:۵۷ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
(۲/تیر/۹۳ ۱۷:۱۵)sayed reza نوشته است: سلام علیک السلام فرمایش حضرت آقا کاملاً درسته و منم قبولش دارم حتماً باید اجازه گرفت و با اجازه این کار رو کرد اما حرفم یه چیز دیگه بود - حرفم اینه که اونی که داره برای دین و مذهب کار می کنه نباید این قدر سفت و سخت بگیره و برای خواننده شرط بزاره - (شاید کسی بخواد اون کتاب رو بخونه و پولی نداشت ) نه فقط کتاب بسیاری از ابزار نوار - سی دی - دی وی دی و.... مثلاً همین کتابی که نام بردید برای شهدای والامقام این مملکت - اون عزیزی که رفته برای ما جانش را داده یعنی تمام هستیش رو برای من نوعی داده بعد من بیام برای اون عزیز یه کتابی بنویسم و برای خودم منبع درآمد قرار بدم و همین طور برای دین و مذهب - پیامبر و اهلبیت علیهم السلام برای من و امثال من همه هستی شون را دادند تا ببخشید دور به جان همه شما من آدم بشم - بعد من بیام چهارتا مداحی انجام بدم فلان میلیون تومان بگیرم و اجازه هر گونه تکثیر رو هم به دیگری ندم - جفا نیست در حق اهلبیت علیهم السلام - الان یکی نیاد بگه من با صله مخالفم ها نه هرچی بهشون دادن بگه خدابرکت نه نرخ تعیین کنه ///// من معتقدم باید درباره مذهب و دین و حتی برای شهدا کار بصورت فی سبیل الله و رایگان انجام بشه تا اونی که می خواد با این فرهنگ آشنا بشه دچار زحمت نشه و به راحتی این امکانات در اختیارش قرار بگیره یاد یه چیزی افتادم بگم بد نیست اخیراً اگه کسی از نزدیکان شما به سفر حج رفته باشند می تونند شهادت بدند که حرفم درسته یا نه الان وهابیت ملعون و خبیث تو مکه مکرمه و مدینه منوره اقدام به چاپ کتابهایی نمودند علیه مهربان ترین پدر دنیا حضرت مهدی علیه السلام نه فقط این مورد بلکه کلی کتاب در رد عقاید شیعه و بصورت رایگان با عزت و احترام در اختیار جهانیان مخصوصاً شیعیان قرار می دهند تا بلکه ایجاد شبهه کنند و مردم را از شیعه و امام زمان مظلوم مان دور کنند خوب اونا تو باطلشون چقدر فعالند و ما در حقانیت مون چی؟؟؟؟؟؟؟ دارم برات مطلب می نویسم دلم درد اومد - خدا لعنت شون کنه که چه جنایاتی دارن می کنند - چه هزینه هایی برای از بین بردن حقیقت - البته کور خوندند ببخش دیگه نمی تونم ادامه بدم خدایا به غربت و مظلومیت ارباب منتظر رحم نما و فرج و ظهورش را برسان یا علی علیه السلام |
|||
|
|
۱۱:۰۰, ۶/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/تیر/۹۳ ۱۲:۱۷ توسط Bahar.)
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
(22)
يَا ابْنَ جُنْدَب اَلْخَيرُ كُلُّهُ اَمامَكَ و اِنَّ الشَّرَّ كُلَّهُ اَمامَكَ و لَنْ تَرَى الْخَيْرَ و الشَّرَّ اِلاّ بَعْد الاخِرَةِ لاَِنَّ اللّهَ جَلّ و عَزَّ جَعَلَ الخيرَ كُلَّهُ فى الجَنَّةِ و الشَّرَّ كُلَّهُ فى النّارِ لاَِنَّهُما الْباقيانِ وَ الواجِبُ عَلى مَنْ وَهَبَ اللّهُ لَهُ الهُدى و اَكْرَمَهُ بِالايمانِ و اَلْهَمَهُ رُشْدَهُ و رَكَّبَ فيه عقْلا يَتَعَرَّفُ بِهِ نِعَمَهُ و آتاهُ عِلماً و حُكْماً يُدَبِّرُ بِهِ اَمْرَ دينِهِ و دنياهُ اَنْ يوجِبَ عَلى نَفْسِهِ اَنْ يَشْكُرَ اللّهَ وَ لايَكْفُرَهُ و اَنْ يَذْكُرَ اللّهَ و لايَنْساهُ وَ اَنْ يُطيعَ اللَّهَ و لايَعْصيَهُ لِلقديمِ الّذى تَفَرَّدَ لَهُ بِحُسْنِ النَّظَرِ و لِلحديثِ الّذى اَنْعمَ عليهِ بعد اِذْ اَنْشَأَهُ مخلوقاً و لِلْجَزيلِ الّذى وَعَدَهُ وَ الفَضلِ الّذى لَمْ يُكَلِّفْهُ مِنْ طاعتِهِ فَوقَ طاعَتِهِ و ما يَعْجُزُ عَنِ القيام بِهِ و ضَمِنَ لَهُ الْعَونَ عَلى تَيْسيرِ ما حَمَلَهُ مِنْ ذلِكَ و نَدَبَهُ اِلَى الاستعانَةِ عَلى قليلِ ما كَلَّفَهُ وَ هُوَ مُعْرِضٌ عمّا اَمَرَهُ و عاجزٌ عَنْهُ قَدْ لَبِسَ ثَوبَ الاسْتِهانَةِ فيما بَيْنَهُ وَبْيَن رَبَّهِ مُتَقَلِّداً لِهَواهُ ماضياً فى شَهَواتِهِ مُؤْثِراً لِدُنياهُ عَلى آخرتِهِ و هُوَ فى ذلكَ يَتَمَنّى جِنانَ الْفِردَوسِ وَ ما يَنْبَغى لاَِحَد اَنْ يَطْمَعَ اَنْ يُنْزِّلَ بِعملِ الفُجّارِ مَنازِلَ الابرارِ اَما اَنَّهُ لَوْ وَقَعَتِ الواقعةُ و قامتِ القيامةُ و جاءتِ الطّامَّةُ و نَصَبَ الجَبّارُ الموازينَ لِفَصْلِ القَضاءِ وَ بَرَزَ الخلائِقُ ليوم الحسابِ اَيْقَنْتَ عِنْدَ ذلكَ لِمَنْ تكونُ الرَّفْعَةُ و الكرامَةُ و بِمَنْ تَحُلُّ الحَسْرةُ و النَّدامَةُ فاعْمَلِ الْيَومَ فى الدُّنيا بما تَرْجوا بِهِ الفَوْزَ فى الاخِرَةِ. ای پسر جندب! همه ی خوبی ها و همه ی بدی ها پیش روی توست و هرگز تا قبل از آخرت نه خیر را درک کنی و نه شر را،زیرا خداوند عزّ و جلّ همه ی خوبی ها را در بهشت و همه ی بدی ها را در دوزخ-که هر دو جاویدند-قرار داده.پس واجب است بر هر کسی که خداوند به او نعمت هدایت عطا فرموده و او را به نورِ ایمان، کرامت داده است و راهِ سعادت و رستگاری را به او الهام کرده و عقلی را در وجودش به ودیعه نهاده است- تا به کمک آن نعمت های خدا را بشناسد-و علم و حکمتی به او داده است- تا امور دین و دنیایش را اصلاح کند-بر چنین کسی لازم و ضروری است خود را وادار کند که شکرِ خداوند را به جا آورد و به او کفر نورزد و همواره به یاد خدا باشد و او را فراموش نکند،به خاطر این خداوند از قبل بر او حُسنِ نظر داشته و او را انتخاب کرده است و پس از این که به وی نعمت وجود را عطا کرده،نعمت های جدیدی را بر آن افزوده است، و نیز به خاطر آن پاداش بزرگی که به او وعده فرموده است و نیز به خاطر آن عنایتِ خاصه ی او که هیچ گاه عبادتی را بر او تحمیل نمی کند که افزونی بر طاقتش باشد و نتواند آن را انجام دهد و نیز ضمانت کرده است که او را در آسان کردنِ تکالیفی که بر عهده اش گذاشته،یاری کند و بر تکلیف کمی که بر عهده اش نهاده شده یاریش نماید.آری به جهت چنین موقعیت هایی که برای او فراهم کرده سزاوار است همواره به یاد او باشد و از اطاعت او سرپیچی نکند. با این حال این انسان از فرمان او روی گردان است و از انجام وظیفه اش درمانده و جامه ی سهل انگاری و بی اعتنایی -میان خود و خدا- پوشیده و از هوایِ نفسِ خود پیروی کرده و رهسپار راه شهواتِ خود گشته و دنیای خود را بر آخرتش ترجیح داده و با این حال آرزوی بهشتِ برین را در سر پروراند،در حالی که این شایسته نیست که کسی همچون گناهکاران عمل کند و طمع داشته باشد که سرانجام او را در مقام نیکوکاران جای دهند. اگر آن حادثه ی بزرگ واقع شود و قیامت بر پا گردد و آن امر مهم فرا رسد و خدای جبّار،میزان عدل را برای داوری بر پا کند،در حالی که خلائق برای رسیدگی به حساب های خود بیرون آمده اند،در این حال است که به یقین در می یابی که مقام و مرتبه ی رفعت و کرامت از آنِ کیست و حسرت و پشیمانی از آنِ چه کسی است. پس در این دنیا به گونه ای عمل کن که بدان توقع نجات و کامیابی در آخرت را داشته باشی. شــــــــــرح: سعادت و شقاوت و خوشبختی و بدبختی آن است که در قیامت برای هر کس ظهور می کند و تا قیامت بر پا نشود ،معلوم نمی شود چه کسی حقیقتاً خوشبخت است و چه کسی حقیقتاً بدبخت و لذا جا دارد همه ی توجه خود را متوجه وظایفی نماییم که خداوند با لطف و کرمش بر عهده ی ما گذاشته،وظایفی که در عین قابل تحمل بودن،برکات غیرقابل تصوری به همراه دارد. جایگاه زندگی دنیایی برای آن است که انسان ها خود را شایسته ی بهشت بکنند،زیرا بهشت است که مرکز همه ی خوشبختی ها است و امکان ندارد کسی عمل گناهکاران را انجام دهد ولی در جایگاه نیکان قرار گیرد.در همین رابطه حضرت می فرمایند:چون قیامت واقع شود معلوم می شود چه کسی در مقام رفعت و کرامت است و چه کسی در مقام حسرت و پشیمانی. این نکته ی بسیار دقیقی است برای آن ها که متوجه حقیقت تکوینی نظام الهی نیستند و گمان می کنند در قیامت چنین امکانی هست که انسان های گناهکار در جایگاه انسان های الهی قرار گیرند. |
|||
|
|
۱۷:۴۰, ۱۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
(23) نماز مقبول و آثار آن : يَا ابْنَ جُنْدَب قال اللّهُ جلّ و عزّ فى بَعضِ ما اَوْحى: اِنَّما اَقْبَلُ الصَّلاةَ مِمَّنْ يَتَواضَعُ لِعَظَمَتى و يَكُفُّ نَفْسَهُ عَنِ الشَّهَواتِ مِنْ اَجْلى و يَقْطَعُ نَهارَهُ بِذِكْرى و لايَتَعَظَّمُ عَلى خَلْقى و يُطْعِمُ الْجائِعَ و يَكْسوُ الْعارِىَ وَ يَرْحَمُ المُصابَ و يُؤْوِى الْغَريبَ فَذلِكَ يُشْرِقُ نورُهُ مِثْلَ الشَّمسِ اَجْعَلُ لَهُ فى الظُّلْمَةِ نوراً و فِى الجَهالةِ حِلْماً اَكْلَأُهُ بِعِزَّتى وَ اَسْتَحْفِظُهُ ملائكتى يَدْعُونى فَاُلَبّيهِ و يَسْأَلُنى فَاُعْطيهِ فَمَثَلُ ذلك الْعَبدِ عندي كَمَثَلِ جَنّاتِ الفِردَوسِ لا يُسْبَقُ اَثمارُها و لاتَتَغَيَّر عن حالِها. ای پسر جندب!خداوند عزّ و جلّ در یکی از الهاماتی که به بندگانِ برگزیده ی خود فرو فرستاده،چنین گفته است: ((من تنها نماز کسی را میپذیرم که در برابر عظمت من فروتنی کند، و به خاطر من نفس خود را از لذات باز دارد و روزش را با یاد من به شب آرد،و بر بندگان من بزرگی نفروشد و گرسنه را سیر کند و برهنه را بپوشاند و بر گرفتار ترحّم نماید و غریب را مأوا دهد؛پس چنین بنده ای مانند خورشید بر دیگران نورافشانی می کند و من او را در ظلمت ها هدایت می کنم و در آنچه نمی داند او را حلیم و دانا می نمایم،قسم به عزتم که او را حفظ کنم و فرشتگانِ خود را مأمور حفاظتش قرار دهم.هر گاه مرا بخواند،بلافاصله حاجتش را برآورده می سازم مَثَل چنین بنده ای در نزد من،همچون باغ هایِ برین بهشتی است که میوه های بی نظیر و غیر قابل تغییر دارد)) . شـــــرح: حقیقت انسان از نظر وجودی و تکوینی عین تعلق به حضرت حق است و هیچ موجودیتی از خود ندارد،و همه ی وجود او از خداوند است،همچنان که حقیقت او در تشریع نیز در مقابل حضرت حق عبودیت است. حال اگر انسان خواست مطابق حقیقت خود عمل کند باید در مقابل عظمت خداوند تواضع و عبودیت خود را به صحنه آورد و در آن راستا از هر گونه میلی که حکایت از استقلال او در مقابل خداوند بکند دست بردارد و در تمام زندگی متوجه ربوبیت حضرت حق باشد و بر بندگان خدا بزرگی نفروشد و چیزی جز رعایت حقوق حق و خلق در او نباشد تا به نور پروردگارش منور گردد و در حراست الهی قرار گیرد و به اراده ی الهی هر آنچه می طلبد محقق شود.
|
|||
|
|
۳:۲۶, ۲۴/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
(24) بحثى پيرامون حيا : يَا ابْنَ جُنْدَب الاِْسلامُ عُريانٌ فَلِباسُهُ الْحَياءُ و زينَتُهُ الوَقارُ و مُرُوَّتُهُ اَلْعَمَلُ الصّالحُ و عِمادُهُ الْوَرَعُ وَ لِكُلِّ شَىْء اَساسٌ واساسُ الاسلامِ حُبُّنا اَهلَ البيتِ ای پسر جندب!اسلام برهنه است و لباسش حیا و شرم است و زیور آن وقار است و مردانگی اش،عمل صالح و ستون و پایه اش پارسایی و پرهیزگاری است.و هر چیز را اصل و اساسی است و اصل و اساس اسلام،دوستیِ ما اهل بیت علیهم سلام است. شـــــــــرح: هر مسلمانی در ابتدای امر پس از پذیرفتن اسلام باید در صدد باشد تا آن را به کمال مطلوب برساند و با شدت بخشیدن بر حیاءِ خود،اسلام خود را پوششی آراسته بخشد و با وقار آن را زینت دهد و دوست داشتنی گرداند و با عمل صالح آن را به مروت و مردانگی منور کند و با پرهیزکاری پایه های آن را محکم نماید و از همه مهتر برای آنکه اسلام او به اساس و ریشه برسد سعی کند حب اهل البیت علیهم سلام را در خود شعله ور نماید تا با قدم های عشق و محبت به نمونه های کامل دینداری ،اسلام خود را به اوج کمال برساند و دینداری را با نور محبت به اولیاء الهی دوست داشتنی کند. |
|||
|
|
۱۲:۵۱, ۶/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
(25)
[b]محبت اهل بيت(عليهم السلام) ، پايه محكم اسلام : يَا ابْنَ جُنْدَب اِنَّ لِلّهِ تباركَ و تعالى سُوراً مِنْ نور مَحفُوفاً بِالزِّبَرْجَدِ و الحَريرِ مُنَجَّداً بِالسُّنْدُسِ و الدّيباجِ يَضْرِبُ هذا السّورِ بين اَوليائِنا و بينَ اعدائِنا فَاِذا غَلَى الدِّماغُ و بَلَغَتِ القُلوبُ الحَناجِرَ و نَضِجَتِ الاَْكبادُ مِنْ طُولِ المَوقِفِ اُدْخِلَ فى هذا السّورِ اولياءُ اللّهِ فَكانُوا فى اَمْنِ اللّهِ و حِرْزِهِ لَهُمْ فيها ما تَشْتَهِى الاَْنْفُسُ و تَلَذُّ الاَْعْيُنُ و اَعداءُ اللّهِ قَدْ اَلْجَمَهُمُ الْعَرَقُ و قَطَعَهُمُ الْفَرَقُ وَ هُمْ يَنْظُرونَ اِلى ما اَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ فَيَقولونَ «ما لَنا لا نَرى رِجالا كُنّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الاَشْرارِ»1 فَيَنْظُرُ اِلَيْهِم اَولياءُ اللّهِ فَيَضْحَكونَ مِنْهُمْ فَذلِكَ قولُهُ عَزَّ و جَلَّ «اَتَّخَذْناهُمْ سِخْرِيّاً اَمْ زاغَتْ عَنْهُمُ الاَْبْصارُ»2 و قوله «فَالْيَومَ الّذينَ امَنوا مِنَ الكُفّارِ يَضْحَكونَ عَلَى الاَرائِكِ يَنْظُرونَ»3 فلا يَبْقى اَحَدٌ مِمَّنْ اَعانَ مُؤْمِناً مِنْ اَوْليائِنا بِكَلِمَة الاّ اَدْخَلَهُ اللّهُ الْجَنَّةَ بِغَيْرِ حساب. ای پسر جندب! خداوند تبارک و تعالی را حصار و قلعه ای است از نور که با زمرد و حریر پوشیده شده و با سُندس و دیباج مزین گشته است. این حصار بین دوستان و دشمنانِ ما فاصله انداخته است،پس آن هنگام که از توقف طولانی - در صحنه ی محشر - مغزها به جوشش آیند و جان ها به لب رسند و جگرها کباب شود، دوستان خدا را به درون قلعه داخل می کنند که در امان و پناه الهی باشند. و در آن قلعه هر آنچه که بخواهند و از آن لذت ببرند،برایشان مهیاست. و اما دشمنانِ خدا چنانند که از شدت عرق در خود فرومانده اند. ترس و هراس رشته ی امیدشان را گسسته و همواره منتظر و نگرانند که خدا با آن ها چه خواهد کرد و (بنا به آیه ی 62 سوره ی صاد) با خود می گویند: (( ما را چه شده که آن کسانی را که خوار و بی مقدار می شمردیم،در این جا نمی بینیم )) و در این هنگام اولیاء خدا نظری بر آن ها افکنده و شروع به خندیدن می کنند و این همان تفسیر فرمایش خداوند عزّ و جلّ است که ( در آیه ی 63 سوره ی صاد) فرمود: ((آیا آن ها را که به مسخره گرفتیمشان در دوزخ نیستند و یا دیدگان ما از ایشان بگردیده ؟! - در حالی که در برزخ اند - و نیز ( در آیه ی 34 سوره ی مطففین) فرمود: (( امروز روزی است که مؤمنین به کافران می خندند در حالی که روی تخت ها نشسته اند و حالِ آن ها را مشاهده می کنند )) پس هر که یکی از دوستانِ مؤمن ما را به گونه ای - حتی به وسیله ی یک کلمه - یاری کند، در قیامت نمی ماند مگر این که خداوند بدون حساب او را وارد بهشت خواهد کرد. شـــــــــرح: حضرت در آخرین فراز از توصیه های خود به عبدلله بن جندب نتیجه ی نهایی مسیری را که یاران و شیعیان ائمه علیهم السلام به آن می رسند،ترسیم می فرمایند و روشن می کنند چگونه زندگی در ذیل شخصیت اولیاء معصوم انسان را در قیامت وارد قلعه ای از نور و معنویت می کند که صورت آن نوع زندگی است که انسان به همه ی آن چیزی که در یک حیات ابدی می طلبد، می رسد و در مقابل ، چگونه در ابدیتی سخت آزار دهنده قرار می گیرند که همه ی محاسبه هایشان به هم می ریزند و ملاحظه می کنند چگونه در زندگی دوزخی خود تنها هستند و آن کسانی را که به جهت تأکید بر زندگی دینی به تمسخر می گرفتند در کنار آن ها در دوزخ نیستند و در مقامی دیگر و حیاتی دیگر به سر می برند و حاصل یک عمر پایداری در دینداری را به بهترین نحو به دست آورده اند. گفت: روز مرگ این حس تو باطل شود / نور جان داری که یار دل شود؟ در لحد کاین چشم را خاک آکَند / هستت آن چه گور را روشن کند؟ آن زمان که دست و پایت بر درد / پرّ و بالت هست تا جان بر پرد؟ << و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته >> التماس دعا . . . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






![[تصویر: BESM2.png]](http://s5.picofile.com/file/8122315518/BESM2.png)
![[تصویر: IMG_0556.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8122495534/IMG_0556.jpg)



