کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
همه یک دین دارند، لطفا متفرق نشوید!!!!!
۱۹:۰۱, ۲۳/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/خرداد/۹۳ ۱۹:۰۸ توسط JohnShepard.)
شماره ارسال: #1

سلام

بی مقدمه برم سر اصل مطلب:
همه جهان یک دین دارند!!!! ولی اسماش فرق داره.
یکی مسلمون یکی مسیحی یکی کلیمی یکی بودایی یکی زردتشتی یکی آیین های وایکینگ ها (ادین رو می پرستن) یکی خدایان یونانی و .....
اینا همه یک دین هستن.
من یکی از داستان های مربوط به یونان باستان رو شنیدم.
اسم خداهایی که توش بود رو یادم نیست ولی هر کی خواست پیدا می کنم و می زارم....
حالا داستان (شاخ و برگ نمی دم، خلاصه می گم):
خدایی شیطانی خواب می بینه در آینده خدایی ظهور پیدا می کنه که اونو از بین می بره. برای جلوگیری شروع به کشتن همه بچه ها می کنه، یکی از بچه ها به شکلی نجات پیدا می کنه ( فک کنم مامنش می فرسته اونو به آسمون) این بچه وارد دربار اون خدا بده می شه... یکی از نزدیکان اون شیطان، از بچه خوشش می یاد و بزرگش می کنه و در آینده اون بچه اون خدا بده رو نابود می کنه. (خیلی خلاصه کردم، دیگه می دونین کدوم داستانه.)
خب حالا نگاه کنین چقدر شبیه هستن. نشون می ده این اتفاق واقا افتاده. ما به یکیشون می گیم فرعون و به یکی می گیم پیامبر.
عجیب نیست یونانی ها به فرعون بگن خدا چون خودش ادعا خدایی داشت و همین طور چون حضرت موسی (علیه السلام) معجزه می کردند، بهش می گفتن خدا.
به نظر می یاد دین های چند خدایی در اصل چند خدا ندارن ولی پیامبران رو خارق العاده می بینن و بهشون می گن خدا. خداوند رو هم قدرت بزرگتر از همه اینا می بنن و خدای غالب به بقیه می دونن. (در نظر داشته باشین این دین ها اولیه هستن ولی کافر نیستن!) (بت ها سمبل هستن. سمبل پیامبران. در واقع بت نمی پرستن، توسل می کنن به اونا. بلاخره یه چیزی دیده بودن که اون سمبل ها رو ساختن)
ولی به دلیل انحرافات تو اونا پیامبران جدید می یومدن و اصلاح می کردن که رهبران مذهبی به دلیل از دست دادن قدرت مبارزه می کردن. ولی خود دین ها با هم فرقی ندارن. خود حضرت مسیح (علیه السلام) یا حضرت موسی (علیه السلام) یا حضرت ابراهیم(علیه السلام) یا دیگر پیامبران (علیه السلام) به اون دینای محلی حمله نکرد بلکه به رهبرایی که سو استفاده می کردن حمله کردن و دین رو به راه درست خودش برگرداندند. اینکه می گفتن بت ها رو نپرستین برا این بود که رهبران نتونن مردم رو تیغ بزنن و اون رهبرا قدرت رو از دست بدند. چون مطمئنن پیامبران می دونستن که این ها در اصل بت نیستن و مردم اینا رو نماد قرار دادن ولی به واسطه رهبرانشون اصل اون رو از دست دادن و توسط اونا مورد ظلم قرار گرفتن. جنگ ادیان هم سر همین مسئله هست. دین ها یکی هستن ولی یه عده می خوان باش قدرت به دست بیارن برا همین مثلا گفتن وایکینگ ها کافران و عبادتگاه ها رو با کسایی که توش بودن به آتش کشیدن.
یه چیز دیگه. همه دین ها هم به آخرین کسی که دنیا رو نجات می ده اعتقاد دارن. مثلا همون وایکینگا روز قیامت دارن، خدایی هم دارن که نجاتشون می ده و تو جهان عدالت برقرار می کنه.
(قرآن کریم هم آیه داره که می گه دین ها به وسیله ی رهبران دینی پراکنده شدن. یا همچین چیزی. دین و زندگی سوم دبیرستان درس 2 بود فکر کنم)
خوشحال می شم نظرتون رو بدونم.

آقا یادم رفت بگم:
برا همین چیزی که گفتم، این قدر سر اسم دینی که هر کسی داره تو سرش نزنین یا بهش ارزش ندیدن. اون اسم ارثیه. هر کی اسم دین سرزمین یا خوانوادشو به ارث می بره. ولی اعمال.....
من دیدم وقتی می خوان از یکی بد بگید می گین طرف یهودیه یا مثلا بهایی یا مسیحیه یا وهابی یا طبیعت گراست و یا خدای یونانی می پرسته! یعنی وهابی ها و یهودی ها و بهایی ها و مسیحی ها و طبیعت گرا ها، آدمای خوب ندارن؟ این فقط اسمیه که به واسطه خوانواده روشون گذاشته شده. ما هم شاید اگه جای دیگه متولد شده بودیم اسم دینمون یه چیز دیگه بود. ولی اعمال ارثی نیست. هر هر جایی خوب و بد رو می شناسه و دست خودشه...
پس این قدر به اسم دین بها ندین. اونی دین داره که اعمالش خوب باشه، حالا هر اسمی می خواد روش باشه.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aaaaa ، M03TAFA ، 135 ، Ali#59
۲۲:۵۷, ۲۳/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
در ادیان مختلف شکی نیست. هزاران پیامبر داریم که بالاخره شریعتی آوردن اینا و یه سری پیامبر دیگه تبلیغ کردن.
اما در مورد وهابی و بهایی و امثالش تو ادیان دیگه بگم که اینا پیامبر ندارن در اصل. بعضی ها مث بهایی ها حتی تاریخ توحیدی اشون ته کشیده و طبق احادیثشون باید الآن یه دوصد سالی از قیامت گذشته باشه!
می دونین. یه انسان به یه روش زندگی به نام دین نیاز داره. در مرحله اول دین به درد روزمرگی اش می خوره. تو این مرحله بها و وهاب می رن کنار. مرحله بعدی دین به درد مراوداتش با جامعه می خوره. اینجایه که بودا و هندو و یونان و ... می ره کنار.
تو مرجله بعدی دین به درد جهت گیری سیاسی اش می خوره. اینجاست که یحود میره کنار
تو مرحله بعد دین به درد افکارش در باب جامعه شناسی و احکام اجتماعی و عدالت و می خوره. اینجا مسیح میره کنار
تو مرحله بعد افکار فرامادی و تفکرات محض هستن که باید جواب داشته باشن. اینجاست که مکاتب نوظهور ناسیونالیسم و سوسیالیسم و مخصوصا کمونیسم میره کنار
این آخر چی می مونه؟ همانا دین نزد خدا اسلام است.
اما من به اسلام راستین اعتقاد دارم نه ورژن سیرتی و صوفی مابی. چون اسلام دقیقا باید از فی*ل*تر های ذکر شده عبور کنه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: 135 ، Eve
۸:۴۳, ۲۴/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #3


سوره شوری آیه13:
شرع لکم من الدین ما وصی به نوحا و الذی اوحینا الیک و ما وصینا به ابراهیم و موسی و عیسی ان اقیموا الدین و لا تتفرقوا فیه کبر علی المشرکین ما تدعوهم الیه الله یجتبی الیه من یشاء و یهدی الیه من ینیب؛
خداوند برای شما دینی قرار داد که قبلا به نوح توصیه شده بود و اکنون بر تو وحی کردیم و به ابراهیم و موسی و عیسی نیز توصیه کردیم که دین را بر پا دارید و در آن تفرقه نکنید. بر مشرکان آنچه بدان دعوتشان می کنی گران است، خدا هر که را بخواهد به سوی خود بر می گزیند و هر که را روی آورد به سوی خود هدایت می کند.

قرآن در همه جا نام این دین را که پیامبران از ادم تا خاتم مردم را بدان دعوت می کرده اسلام می نهد. مقصود این نیست که در همه زمان ها به این نام خوانده می شده است، مقصود این است که دین دارای حقیقت و ماهیتی است که بهترین معرف آن،لفظ اسلام است.



سوره آل عمران، آیه 67
ما کان ابراهیم یهودیا و لا نصرانیا ولکن کان حنیفا مسلما و ما کان من المشرکین؛
ابراهیم نه یهودی بود و نه نصرانی، حق جو و مسلم بود و از مشرکان نبود


در سوره مائده آیه 48 می گوید :
و انزلنا الیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه من الکتاب و مهیمنا علیه فاحکم بینهم بما انزل الله و لا تتبع اهوائهم عما جائک من الحق لکل جعلنا منکم شرعة و منهاجا و لو شاء الله لجعلکم امة واحدة ولکن لیبلوکم فیما اتاکم فاستبقوا الخیرات الی الله مرجعکم جمیعا فینبئکم بما کنتم فیه تختلفون؛
ما این کتاب را به راستی و حق بر تو نازل کردیم که مصدق و نگهبان کتاب های پیش از خود است. پس میان آنها طبق آنچه خدا نازل کرده داوری کن و به جای حقی که از جانب خدا آمده از هوس های آنها پیروی مکن.ما برای هریک از شما شریعت و راه روشنی قرار دادیم و اگر خدا می خواست شما را امت واحدی قرار داده بود ولی چنین نکرد تا شما را در آنچه به شما داده امتحان کند. پس به کارهای نیک سبقت بگیرید، بازگشت همه شما به سوی خداست، آنگاه شما را به حقیقت آنچه در آن اختلاف داشتید آگاه خواهد کرد.

تفاوت ادیان در مقتضیات زمان (خصوصیات محیط و تکامل بشر) و تفاوت در شکل اجرا است


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aakbarib ، Eve ، JohnShepard
۱۶:۳۵, ۲۴/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
دقیقا پس از گذشت هر دوره، بشر وارد مرحله جدیدی از تاریخ و مشکلات جدید می شد. چیزایی که پیامبر قبلی درباره اش نگفته بود.
مثلا نوح چه جوری باید از حرام و حلال بودن اصلاح صورت صحبت می کرد؟
یا موسی چطور باید شرایط حکومت توحیدی حرف میزد وقتی که شهر هم نداشتن؟
همین شد که تجدد دین به راه افتاد. و هر کشوری یا جامعه ای که به دین ماقبلی اداره شه در اصل عقب مانده خواهد بود.
مکاتب زنده و حرف دار دنیا فقط اسلام و همین کمونیسم و تقریبا لیبرالیسم( در بعد اجتماعی ) هستن. بقیه منقضی شدن. اگه جایی دارن چیزی دیگه رو باب میکنن می خوان ملت مث گوسفند ساکت شن.
تو کلیسا ها پچپن و سال تا سال بیرون نرن.
تو خونه ها پشت مجسمه بودا بشینن و از چاه نفت خلیج فارس بی خبر شن
سرشون رو تو اشعار امثال مولانا کنن تا مشتشون سمت عاملین جنگ عراق ایران پرتاب نشه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: 135
۱۸:۵۳, ۲۴/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/خرداد/۹۳ ۱۸:۵۵ توسط JohnShepard.)
شماره ارسال: #5

(۲۴/خرداد/۹۳ ۱۶:۳۵)bidel نوشته است:  دقیقا پس از گذشت هر دوره، بشر وارد مرحله جدیدی از تاریخ و مشکلات جدید می شد. چیزایی که پیامبر قبلی درباره اش نگفته بود.
مثلا نوح چه جوری باید از حرام و حلال بودن اصلاح صورت صحبت می کرد؟
یا موسی چطور باید شرایط حکومت توحیدی حرف میزد وقتی که شهر هم نداشتن؟
همین شد که تجدد دین به راه افتاد. و هر کشوری یا جامعه ای که به دین ماقبلی اداره شه در اصل عقب مانده خواهد بود.
مکاتب زنده و حرف دار دنیا فقط اسلام و همین کمونیسم و تقریبا لیبرالیسم( در بعد اجتماعی ) هستن. بقیه منقضی شدن. اگه جایی دارن چیزی دیگه رو باب میکنن می خوان ملت مث گوسفند ساکت شن.
تو کلیسا ها پچپن و سال تا سال بیرون نرن.
تو خونه ها پشت مجسمه بودا بشینن و از چاه نفت خلیج فارس بی خبر شن
سرشون رو تو اشعار امثال مولانا کنن تا مشتشون سمت عاملین جنگ عراق ایران پرتاب نشه
زمان حضرت موسی (علیه السلام) شهر نبود؟!!!!!! Big Grin

زمان حضرت نوح (علیه السلام) کسی صورت نمی تراشید؟!!!!!!! Big Grin

بقیه حرفا و پست دومی:

Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin
Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin
Big GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig GrinBig Grin

پ.ن:
اصلا حرفاتون چه ربطی داشت؟ Big Grin
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۴۳, ۲۴/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #6
آواتار
نقل قول:
زمان حضرت موسی (علیه السلام) شهر نبود؟!!!!!!
شهر به منطقه ای می گن که خانه های دیوار به دیوار داره. حاکم و حکومت منسجم داره. تشکیلات خدماتی و امنیتی داره.
هر جا که چهار نفر دور هم جمع شن که نمی شه شهر!
نقل قول:
زمان حضرت نوح (علیه السلام) کسی صورت نمی تراشید؟!!!!!!
دوره ای که حتی شکه توش جزو دوره ی آهن صنعتی هست یا نه.
اگه یه جستجو کنید می بینید که از روی کشتی نوح تخمین زده شده این کشتی متعلق به چندین قرن قبل از دوره ی آهنه( دور احیا ) اما تو ساختارش آهن هست ولی نه در حد صنعتی
با چی می تراشیدن؟ با سنگ مرمر؟
شما تصور می کنی اگه کسی نتراشه ریششو اینقد دراز می شه که اذیت کنه؟
موی بدن حداکثر صد گرم رشد می کنه.
حالا گیریم حرف من غلط:
خواستم بگم در زمان فعلی مسایلی هست که پیامبران پیشین نمی تونستن اون رو تو دوره خودشون بگن. از همین رو ادیان به اصلاح آپ تو دیت شدن.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۴۸, ۲۴/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #7
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


همه ادیان ناجح هستند (خطر پلورالیسم)

پذیرش ولایت علی علیه السلام شرط ایمان در ادیان پیش از اسلام!!

(A)حقیقت ایمان و کفر چیست؟!!

(A)بالاخره مقصود از سُبُلنا (راه های خدا) چی هست؟!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: 135
۹:۳۶, ۲۵/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/خرداد/۹۳ ۹:۴۰ توسط mohebALI.)
شماره ارسال: #8
آواتار
(۲۳/خرداد/۹۳ ۱۹:۰۱)JohnShepard نوشته است:  سلام

پس این قدر به اسم دین بها ندین. اونی دین داره که اعمالش خوب باشه، حالا هر اسمی می خواد روش باشه.
سلام و علیکم
اساساً مبنای دین اعمال خوب نیست اخلاق هم نیست عبودیت است
و شرط اول عبودیت اعتقادات صحیح و اقرار به حقانیت حق است!
و اول باید حق را شناخت و بعد مطیع آن شد تا عبودیت تحقق یابد

در این سه تاپیک مفصل در این خصوص صحبت شده است:
آیا حقیقت اسلام انسانیت است؟
(A)حقیقت ایمان و کفر چیست؟!!

پذیرش ولایت علی علیه السلام شرط ایمان در ادیان پیش از اسلام!!

قسمتهای مهمش را ارسال می کنم

محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نوشته است: نمیدونم چرا نمازمون شده ملاک برای انسانیت !!

نماز ملاک انسانیت نیست!

نماز ملاک عبودیت و ایمان است!



پیامبر اکرم (صلوات الله علیه): چیزی که مسلمان را کافر می کند، ترک عمدی نماز واجبش است. و فاصله بین ایمان و کفر، ترک نماز است. وسائل الشیعه، ج 3، ص 29


مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ
﴿۴۲- مدثر﴾

قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ
﴿۴۳﴾



چه چيز شما را در آتش [سقر] درآورد
(۴۲)

گويند از نمازگزاران نبوديم
(۴۳)


اولین پاسخ دوزخیان در مورد علت دوزخی شدنشان نماز گزار نبودنشان است





(۱۹/فروردین/۹۱ ۲۳:۴۸)محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نوشته است: کسی نماز نخواند و انسانیت داشته باشد از طرف بسیاری از مسلمانان امروزی حیوان خوانده میشود !!!
ما با نظر به اصطلاح مسلمین کاری نداریم

اما کسی که نماز نخواند بر طبق آیات قرآن و روایات نشانه ی مومن را ندارد و کافر است


پیامبر اکرم (صلوات الله علیه): چیزی که مسلمان را کافر می کند، ترک عمدی نماز واجبش است. و فاصله بین ایمان و کفر، ترک نماز است. وسائل الشیعه، ج 3، ص 29

و بر طبق آیات قرآن شخص کافر از حقیقت حیات بی بهره است و با مرده تفاوتی ندارد

یعنی در ادبیات و منطق قرآنی انسانها دو دسته اند

یا کافر و مرده یا زنده و مومن

یعنی کفر مترادف است با موت و ایمان مترادف است با حیات



در قرآن، بسیاری از مواقع، حیات مترادف ایمان است و کفر مترادف موت


يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اسْتَجيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْييكُمْ ... (24- انفال)

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! دعوت خدا و پيامبر را اجابت كنيد هنگامى كه شما را به سوى چيزى مى‏خواند كه شما را حيات مى‏بخشد!... (24)

پذیرش دعوت رسول خدا را در این آیه، نشانه
ایمان میداند و پذیرش این دعوت را هم حیات بخش میداند
!!!!

و یا در آیه ای دیگر

لِيُنْذِرَ مَنْ كانَ حَيًّا وَ يَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْكافِرينَ (70- یس)

تا هر كس را كه
زنده باشد هشدار دهد و حجّت بر كافران
ثابت شود (70)


در این آیه شریفه
خدا زنده و مرده را در مقابل هم نیاورده
!!!!!!!

مومن و کافر را هم در مقابل هم نیاورده
!!!!!!!

زنده را مقابل کافر آورده!!!!!!


به عبارت دیگر زنده بودنِ حقیقی را منحصر در ایمان میداند و مرگ و موت حقیقی را هم در کفر منحصر میداند
!



هر چند که شخصی خیلی انسانیت داشته باشد و به فکر همنوعانش باشد اما تا عبودیت و ایمان به درگاه خدا نداشته باشد با مرده در ادبیات قرآنی یکی است نشانه ی عبودیت و ایمان هم عمل کردن به فرامین خداست و احکام شریعت نه چیز دیگر

و
بر طبق آیا قرآن مهمترین این نشانه ها همین نماز است!!!!!!!!!!!


در توصیف مومنان اولین ویژگی که نام میبرد در مورد اعمالشان همین نماز است:

قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ
﴿۱﴾

الَّذِينَ هُمْ فِي صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ
﴿۲﴾


به راستى كه مؤمنان رستگار شدند
(۱)

همانان كه در نمازشان فروتنند
(۲)


تازه نه تنها باید نماز خوان باشند بلکه باید در این نماز فروتن هم باشند!










(۱۹/فروردین/۹۱ ۲۳:۴۸)محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نوشته است: حضرت مولوی(رحمة الله علیه) عزیز خیلی زیبا این موضوع فلسفی رو در شعر موسی و شبان خود پیاده کرده اند که بسیار خواندنیست
این داستان موسی و شبان که در مثنوی هست یکی از غلط های بسیار بزرگ مثنوی هست

خدا 124000 پیغمبر رو و 13 معصوم رو نفرستاده
که مردم هر عقیده ای رو که دلشون خواست در مورد خداداشته باشند

بزرگتری تهدید خدا در قرآن مال کسانی هست که اعتقاد دارند و ترویج این اعتقاد رو دارند که خدا بچه داره یا دست و پا داره
(تكاد السـمـوات يـتفطرن)(نزدیک است آسمان ها بشکافد)

پس قرار نیست هر عقیده ای که دلمون خواست در باره ی خدا داشته باشیم و
اگه اینجوری بود خدا این همه برای داشتن عقاید درست توحیدی پیامبر نمیفرستاد!

و این داستان یکی از غلط های بزرگ کتاب مثنوی معنوی هست





(۱۹/فروردین/۹۱ ۲۳:۴۸)محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نوشته است: امروز رباتهایی نماز خوان زاده میشوند که خود را مسلمان میدانند و نماز مایه ی تکبر و غرور این افراد است و به هر باوری که دوست داشته باشند توهین میکنند (خواهر عزیز خودم یکی از همین افراد است)
شاید در اطراف شما عده ای اینگونه باشند اما چه ربطی به اسلام دارد

ایمان با تکبر و غرور جمع نمیشود

و شاید خیلی ها مانند رباط نماز بخوانند معنی آن این نیست که ستون دین غیر نماز باشد

مهمترین نشان بندگی و حد فاصل اینمان و کفر بر طبق آیات قرآن و روایات نماز است و نمیشود به این توجیه که خیلی ها نمازشان (البته از نظر شما مانند رباط است) جایگاه نماز به عنوان راه رسیدن به حقیقت ایمان خدشه دار بشود

بعلاوه




بنده هم در ایام نو جوانی فکر میکردم که یک رکعت نماز با توجه بهتر است از اینهمه رکعت نماز بی توجه(
که البته بعدها فهمیدم که اعتقاد بسیار بسیار باطلی است
)


اما چرا

کسی که نماز میخواند و نماز اول وقت هم میخواند با علم به این که این امر خداست و رضایت خدا در این خواندن نماز اول وقت است و در حال اجرای مهمترین اعمال عبادی واجب شده توسط خداست که باید هر روز 5 بار انجام بشه

در همین حد داره اقرار به بنده بودن و عبودیت میکنه که خیلی بهتر است از اینکه با توجیه نبود حضور قلب امر واجب خداوند را زیر پا بگذارد
و ترک نماز واجب شده توسط خدا را بکند
که این از مظاهر استکبار به خداست!

و ریشه در منیت دارد و نه عبودیت!!!!!!!!





(۱۹/فروردین/۹۱ ۲۳:۴۸)محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نوشته است: سعی کنیم قران را به طلسم معنی نکنیم
و تعصب بدون علم روی پیامبران و امامان نداشته باشیم
و همه را دوست بداریم (چه دیندار زرتشتی و چه دیندار مسیحی و چه دیندار یهودی)
سعی کنیم به جای اظهار عقاید من در آوردی و نسبت دادن آن به اسلام و قرآن و دین خدا مستند به آیات خدا در قرآن سخن بگیم

دوست داشتن و دشمن داشتن

هر دو در اسلام وجود دارد و اینکه با چه معیاری چه کسانی را دوست داشته باشیم و چه کسانی را دشمن بداریم هم باز در دین خدا آمده

وقتی بارها در خود قرآن قوم یهود و یا کفار و مشرکین معاند و کسانی که پس از شنیدن حق استکبار می ورزند مورد لعنت خود خداوند قرار گرفته اند دیگر ما چه کاره ایم؟


در قرآن هم دشمنی وجود دارد و هم دوستی

قبلاً هم گفته ام که فقط منافقین و کسانی که اعتقادی به حق و باطل ندارند میتونند همه را دوست بدارند یا همه را دشمن بدارند!!!!!!!!!!!!


مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ ...(29- فتح)

محمد [ص] پيامبر خداست و كسانى كه با اويند بر كافران سختگير [و] با همديگر مهربانند




یهود قومی که خدا آنها را لعنت کرده چطور می توانیم با آنها مشکلی نداشته باشیم؟

اشاره به حضراتی که ادعای روابط حسنه با مردم اسرائیل دارند و مشکل را تنها دولتش میدانند


وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْديهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ وَ لَيَزيدَنَّ كَثيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَ كُفْراً وَ أَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ إِلى‏ يَوْمِ الْقِيامَةِ كُلَّما أَوْقَدُوا ناراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدينَ (64 المائده)


و يهود گفتند: «دست خدا بسته است.» دستهاى خودشان بسته باد. و به [سزاى‏] آنچه گفتند،
لعنت بر آنها
. بلكه هر دو دست {علم و قدرت} او گشاده است، هر گونه بخواهد مى‏بخشد. و قطعاً آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو فرود آمده، بر طغيان و كفر بسيارى از ايشان خواهد افزود، و تا روز قيامت ميانشان دشمنى و كينه افكنديم. هر بار كه آتشى براى پيكار برافروختند، خدا آن را خاموش ساخت. و در زمين براى فساد مى‏كوشند. و خدا مفسدان را دوست نمى‏دارد. (64)


قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ غَضِبَ عَلَيْهِ وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازيرَ وَ عَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضَلُّ عَنْ سَواءِ السَّبيلِ (60 المائده)


بگو: «آيا شما را به بدتر از [صاحبانِ‏] اين كيفر در پيشگاه خدا، خبر دهم؟ همانان كه
خدا لعنتشان كرده
و بر آنان خشم گرفته و از آنان بوزينگان و خوكان پديد آورده، و آنان كه طاغوت را پرستش كرده‏اند. اينانند كه از نظر منزلت، بدتر، و از راه راست گمراه‏ترند.» (60)


وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِما مَعَهُمْ وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ يَسْتَفْتِحُونَ عَلَى الَّذينَ كَفَرُوا فَلَمَّا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا كَفَرُوا بِهِ فَلَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الْكافِرينَ (89 البقره)


و هنگامى كه از جانب خداوند كتابى كه مؤيد آنچه نزد آنان است برايشان آمد، و از ديرباز [در انتظارش‏] بر كسانى كه كافر شده بودند پيروزى مى‏جستند ولى همين كه آنچه [كه اوصافش‏] را مى‏شناختند برايشان آمد، انكارش كردند.
پس لعنت خدا بر كافران باد
. (89)





و البته از نظر دین خدا ما دوستی با اهل کتابی که اهل عناد نیستند و پایبند به اصول اخلاقی مورد تأیید خداوند هم هستند میتوان ارتباط دوستانه بر قرار کرد:

لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذينَ أَشْرَكُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ قالُوا إِنَّا نَصارى‏ ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسينَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ (82 المائده)

مسلّماً يهوديان و كسانى را كه شرك ورزيده‏اند، دشمن‏ترين مردم نسبت به مؤمنان خواهى يافت و قطعاً كسانى را كه گفتند: «ما نصرانى هستيم»، نزديكترين مردم در دوستى با مؤمنان خواهى يافت، زيرا برخى از آنان دانشمندان و رهبانانى‏اند كه تكبر نمى‏ ورزند.




(۱۹/فروردین/۹۱ ۲۳:۴۸)محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نوشته است: قلب اسلام جای دیگریست که انسانیت نام دارد
این هم ادعای من در آوردی است

کجای دین خدا قلب اسلام را انسانیت نام داده

قلب اسلام عبودیت است

قولو لا اله الا الله تفلحوا

اولین کلام رسول الله و محوری ترین پیام تمام انبیای الهی

دعوت کلمه ی توحید و عبودیت است نه انسانیت

از برکات و نتایج عبودیت حقیقی انسانیت هم میتواند باشد

همانطور که روایت داریم کسی که بین خود و خدایش را اصلاح کند خداوند بین او و خلق را اصلاح نماید!


همواره عمل صالح (که یکی از مصادیقش میشود انسانیت) در قرآن پس از ایمان آمده است

ایمان شرط اول رستگاری است نه عمل صالح و نه انسانیت که یکی از زیر مجموعه های عمل صالح است!!!!!!!!!!!!






(۱۹/فروردین/۹۱ ۲۳:۴۸)محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نوشته است: (یک فرد مسیحی که نماز نمیخواند اگر انسانیت داشته باشد میتواند در قیامت مسلمان خطاب شود)
اینهم مصداق دیگری از سخنان من در آوردی در حوزه ی دین است

در روایات داریم که کسانی که بعضی اعمال را انجام دهند مانند (غش در معامله و فریب دادن مومنان) روز قیامت با امت یهود محشور میشوند اما نداریم کسی که به حقانیت رسول الله معتقد نیست بین مسلمین محشور میشود

و اگر که به حقانیت امیرالمومنین هم شهادت ندهد که اساساً جزو مومنین هم محشور نمیشود!!!!!!!


(۱۹/فروردین/۹۱ ۲۳:۴۸)محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نوشته است: که اینرا همه از یاد برده ایم .... افسوس
مهم این است که از یاد نبریم در مورد دین خدا به جای نوشتن نظرات شخصی باید مستند به آیات و روایات سخن گفت


محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نوشته است: واژه ی نماز واژه‌ای پارسی است که ایرانیان برای واژهٔ «صلاة» عربی به کار بردند. این واژه به معنای خم شدن و سرفرودآوری برای ستایش و احترام است.
ما کاری با واژه ی نماز نداریم

صلاة در ادبیات قرآنی همان نماز های پنج گانه تشریع شده در آیین اسلام است طبق روایات





(۲۰/فروردین/۹۱ ۱:۱۱)محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نوشته است: انقدر دنیا زیباست که حتی کلاغها هم نماز میخوانند !
کلاغ ها نماز نمیخوانند

تسبیح و تقدیس الهی میکنند

و بر طبق آیات قرآن هر موجودی تسبیح و تقدیس الهی میکند


و در مورد موجوداتی مانند انسان و جن که دارای مراتب خاص و متعالی از اختیار هستند مهمترین تجلی این تسبیح و تقدیس نماز تشریع شده در آیین اسلام است به همان شکل ظاهری

و نه هر شکلی که بنده بخواهم

که دیگر به آن عبودیت نمیگویند

عبودیت یعنی عمل طبق خواست معبود

صورت و شکل ارتباط و تجلی حقیقی تسبیح و تقدیس را هم خود معبود تعیین میکند و نه عابد!!!!!!



(۲۰/فروردین/۹۱ ۱:۱۱)محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نوشته است: و سوال من اینست که ایا براستی نماز به همین ذکر سوره ی حمد و توحید ختم میشود ؟
یا به خلوص قلب و احساس برای ستایش خداوند ؟
نه به همین ذکر سوره ی حمد و توحید ختم نمیشود بدون شک

و از لوازم اساسی آن خلوص قلب و احساس ستایش خداوند است طبق آیات و روایات



اما

اما


هرگز نمیتوان صورت و سیرت و ظاهر و باطن عبادت را در اسلام جدا کرد

یعنی به هیچ وجه نمیتوان به حقیقت عبادت راه یافت غیر از عمل متشرعانه و مو به مو به احکام شریعت

و البته این شرط لازم است و به هیچ وجه کافی نیست

شرط کافی آن همان است که شما هم ذکر کردید که مطابق آیات و روایات هم هست

یعنی خلوص قلب!!!! و خلوص نیت!!!! و انجام این اعمال همراه با معرفت

که البته انجام خود این اعمال هم معرفت زا است در ذات خودش!!!!!!!!!!!!!!!

چون معرفت را خدا عنایت میکند

و معرفت را به کسانی عنایت میکنند که عبد هستند

نشانه ی عبد بودن هم در درجه ی اول عمل به احکام و دستورات خداست!!!!!!!


با توجه به اینکه چند جا در تالار این بحث مطرح شده بوده

و با توجه به اهمیت این موضوع در دستگاه اعتقادی شیعه

لازم دیدم تا به صورت یک تاپیک مجزا آن را مطرح کنم:

ببینید همانطور که بر طبق آیات قرآن و روایات برای اینکه ما مومن باشیم و در زمره ی رستگاران باشیم باید اقرار به نبوت تمام انبیای پیش از رسول خدا کنیم:


الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ (3)

وَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ (4)

أُولئِكَ عَلى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (5- بقره)

آنان كه به غيب ايمان مى‏آورند، و نماز را بر پا مى‏دارند، و از آنچه به ايشان روزى داده‏ايم انفاق مى‏كنند (3)

و آنان كه بدانچه به سوى تو فرود آمده،
و به آنچه پيش از تو نازل شده است، ايمان مى آورند
و به آخرت يقين دارند. (4)

آنهايند كه از هدايتى از جانب پروردگارشان برخوردارند و آنها همان رستگارانند. (5)


زمانی هم که در کتب ادیان پیشین هم ذکر رسول الله و وصی او میشود هم باید به نبوت و وصایت آن پیغمبر آخر الزمان و وصی او اقرار کنند تا جزو مومنین و رستگاران شمرده شوند


به ذکر یک آیه در این زمینه اکتفا میکنیم:


الَّذينَ يَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِيَّ الْأُمِّيَّ الَّذي يَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِي التَّوْراةِ وَ الْإِنْجيلِ ... (157-اعراف)


همان كسان كه
آن رسول پيغمبر ناخوانده درس را كه وصف وى را نزد خويش در تورات و انجيل نوشته مى‏يابند
...(157)


همانگونه که ما باید اقرار کننده باشیم به نبوت پیامبرانی که در قرآن آمده است و ایمان به همه ی آنها واجب است طبق آیات قرآن!!!!!!!

ذکر نام رسول الله و وصی رسول الله هم که تصریح شده در آیات قرآن که در کتب الهی پیش از رسول الله آمده است واجب میکند که به نبوت و ولایت وصی بعد از او ایمان بیاورند و این ایمان بر آنها واجب بوده است.



اما سخنی هم از یگانه مفسران حقیقی قرآن 14 معصوم در این زمینه

امام کاظم علیه السلام میفرمایند:

وِلایةُعَلیٍّ مَکتُوبُ فی جَمیعِ صُحُفِ الاَنبیاءِ و لَن یَبعَثَ اللهُ نَبِیّاً اِلّا بِنُبُوّةِ مُحَمَّدٍ وَ وِلایةِ وَصِیّه عَلیٍّ.

ولایت حضرت علی در تمامی کتابهای آسمانی انبیاء نوشته شده بوده و خدا هیچ پیامبری را به نبوت بر انگیخته نکرد مگر اینکه او مأمور به دعوت خلق به سوی نبوت محمّد و ولایت وصیّ او علی بوده.
بصائر الدرجات/72



یک نکته ی دیگر مخصوص کسانی که میگویند ما فقط هر چیزی که در قرآن باشد را قبول داریم:

حسبنا کتاب الله (کتاب خدا ما را بس است) یکی از کافرانه ترین جمله هایی است که خلیفه دوم در زمانی که رسول خدا امر کردند که چیزی بیاورید که بگویم بنویسید و باعث شود بعد از من گمراه نشوید به زبان آورد

مخالف صریح حکم خدا در قرآن است که میفرماید

این قرآن باید تبیین شود

آنهم توسط رسول خدا و جانشینان بر حقش

وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ
لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ
ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (44- نحل)

و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند! (44)

خدا خیلی چیزها را در قرآن اشاره کرده تبیین آن با رسول خدا و جانشینان بر حقش که میشوند ائمه هست

به طور مثال چگونگی خواندن نماز که ستون دین و مرز کفر ایمان در قرآن نیامده تبیین آن توسط رسول الله بوده


در مورد این گونه جملات:


نقل قول:
فقط قرآن مجید، نه تفسیر

اگر منظور از تفسیر، روایت خود اهل بیت باشد کفر به این آیه و دستور قرآن است:


وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ
لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ
ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (44- نحل)

و ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آنها روشن سازى و شايد انديشه كنند! (44)

و پیروی از یکی از بزرگترین انحرافات اعتقادی تاریخ اسلام است که همانا حسبنا کتاب الله است (کتاب خدا ما را بس است)



حتی قرآن در این مورد می فرماید:

أَ فَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَ تَكْفُرُونَ بِبَعْضٍ فَما جَزاءُ مَنْ يَفْعَلُ ذلِكَ مِنْكُمْ إِلاَّ خِزْيٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يُرَدُّونَ إِلى‏ أَشَدِّ الْعَذابِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (85-بقره)

آيا به بعضى از دستورات كتاب آسمانى ايمان مى‏آوريد و به برخى ديگر كافر مى‏شويد؟ پس جزاى هر كس از شما كه اين عمل را انجام دهد، جز رسوايى در اين جهان، چيزى نخواهد بود و روز قيامت به سخت‏ترين عذاب بازبرده شوند و خداوند از آنچه انجام مى‏دهيد، غافل نيست



یک تکمله:


بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

شخصی از من سوال پرسید که:

چرا محبت امام علی(علیه السلام)؟؟؟چرا از بین بقیه امامها، ایشون؟؟؟



در پاسخ به ذکر یک حدیث اکتفا می کنم

خداوند اراده فرموده است که متر و محک و میزان و امتحان و ملاک ایمان حقیقی جهتگیری حقیق قلب نسبت به وجود نازنین امیرالمومنین علی بن ابیطالب روحی لتراب مقدمه الفداه باشد از بین کل 14 معصوم ایشان برای این امر برگزیده شده است!


مُعَاوِیَةُ بْنُ عَمَّارٍ عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلوات الله علیه و آله:

إِنَّ حُبَّ عَلِیٍّ قُذِفَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ فَلَا یُحِبُّهُ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا یُبْغِضُهُ إِلَّا مُنَافِقٌ

وَ إِنَّ حُبَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ قُذِفَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُنَافِقِینَ وَ الْکَافِرِینَ فَلَا تَرَى لَهُمْ ذَامّاً

مناقب آل أبی طالب علیهم السلام(لابن شهرآشوب)، ج‏3، ص: 384


امام صادق علیه السلام فرمودند:

رسول خدا صلوات الله علیه فرمودند:

همانا حب علی (علیه السلام) تنها در قلوب مومنین قرار دارد و به همین دلیل غیر از مومن او را دوست نخواهد داشت
و غیر از منافق او را دشمن نخواهد داشت

ولی محبت حسن و حسین (علیهما السلام) در قلب مومنین و منافقین و کافرین قرار داده شده است، لذا هیچ کس آنها را مذمت نخواهد کرد.


در این خصوص در ذیل آیه شریفه ی:

وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَني‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هذا غافِلينَ (172-اعراف)

و آن گاه كه پروردگار تو از بنى آدم، از صلبشان اولادشان را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه گرفت كه آيا من پروردگار شما نيستم؟ همه آنها گفتند: چرا، گواهى داديم. (خدا چنين كرد) تا مبادا در روز قيامت بگوييد: ما از اين غافل بوديم.


حضرت امام صادق علیه السلام به صحابی بزرگ خود داود رِقیّ فرمودند:

هنگامی که خدای بزرگ اراده کرد مخلوقات را بیافریند، آنان را آفرید و در مقابل پراکنده ساخت، آنگاه به آنان گفت: پروردگار شما کیست؟

پس اول کسی که سخن گفت: رسول خدا، امیرالمومنین و ائمه صلوات الله علیه بودند.

آنان گفتند: خدایا تو پروردگار ما هستی و لذا خداوند آنان را حامل علم و دین خود فرمود.

آنگاه به ملائکه فرمود: اینان حاملان دین و علم من بوده و امین من در میان خلقم هستند و
درباره ی آنان پرسش خواهد شد!

آنگاه خدا به ارواح آدمیزادگان گفت: به ربوبیت خدا و لزوم اطاعت و ولایت این افراد (اهل بیت) اقرار کنید...

سپس فرمود ای داود، ولایت ما در عالم میثاق (قبل از دنیا) مورد تأکید بوده است.

بحار ج 5/ص244/ح33


بد نیست حدیثی هم از منابع اهل سنت اضافه کنم در خصوص این مطلب که شرط ولایت علی بن ابیطالب در ادیان گذشته هم ذکر شده است


ابن عساکر در کتاب تاریخ دمشق، 2/97 ذکر کرده است این حدیث را از رسول مکرم

اسلام که پیامبر اکرم صلوات الله علیه در گزارش سفر معراج فرمودند:


فرشته ای به سوی من آمد و گفت: ای محمد از پیامبرانی که پیش از تو فرستادیم بپرس

که بر چه چیز مبعوث شدند!


من پرسیدم و آنان گفتند:


بر ولایت تو و ولایت علی بن ابیطالب مبعوث شده بودیم.



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سیمرغ ، 135
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا