|
جنگ نرم ، تاکتیک ها و استراتژی ها
|
|
۹:۵۹, ۶/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/خرداد/۹۳ ۲:۲۹ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
1)برچسب زدن:
بر اساس اين تاكتيك، رسانه ها، واژه هاي مختلف را به صفات مثبت و منفي تبديل كرده و آنها را به آحاد يا نهادهاي مختلف نسبت مي دهند 2)تلطيف و تنوير: از تلطيف و تنوير (مرتبط ساختن چيزي با كلمه اي پر فضيلت) استفاده مي شود تا چيزي را بدون بررسي شواهد بپذيريم و تصديق كنيم. 3)انتقال: انتقال يعني اينكه اقتدار، حرمت و منزلت امري مورد احترام به چيزي ديگر براي قابل قبول تر كردن آن منتقل شود. 4)تصديق: تصديق يعني اينكه شخصي كه مورد احترام يا منفور است بگويد فكر، برنامه يا محصول يا شخص معيني خوب يا بد است. تصديق فني رايج در تبليغ، مبارزات سياسي و انتخاباتي است. 5) شايعه: شايعه در فضايي توليد مي شود كه امكان دسترسي به اخبار و اطلاعات موثق امكان پذير نباشد. 6)كلي گويي: محتواي واقعي بسياري از مفاهيمي كه از سوي رسانه هاي غربي مصادره و در جامعه منتشر مي شود، مورد كنكاش قرار نمي گيرد. توليدات رسانه هاي غربي در دو حوزه سياست داخلي و خارجي، مملو از مفاهيمي مانند جهاني شدن، دموكراسي، آزادي، حقوق بشر و... است. اينها مفاهيمي هستند كه بدون تعريف و توجيه مشخص، در جهت اقناع مخاطبان در زمينه اي مشخص بكار گرفته ميشوند. 7)دروغ بزرگ: اين تاكتيك قديمي كه هنوز هم مورد استفاده فراوان است، عمدتاً براي مرعوب كردن و فريب ذهن حريف مورد استفاده قرار ميگيرد. . . ادامه دارد... |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۴۴, ۱۳/خرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/خرداد/۹۲ ۱۲:۰۳ توسط علی الهادی.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
(۳۰/آبان/۹۱ ۰:۱۰)دل خسته نوشته است: چون ما همیشه منتظریم یک نفر دیگه این کار رو انجام بدهمشکل ما شیعه ها دقیقا همین هستش که حاضر نیستیم قدمی برای تبلیغ مذهبمون برداریم و فقط کافیه نگاه کنید ما چند ایرانی شیعه داریم که در کشور های غربی زندگی میکنن . مشکل ما این هستش که این افراد هیچ وقت مذهبشون رو در بین مردم کشور های غربی تبلیغ نمیکنن و اگر هم تبلیغی صورت بگیره توسط وهابی ها و بعضی از ایرانی های معلوم حال دین ستیز خنثی میشه (۳۰/آبان/۹۱ ۰:۱۰)دل خسته نوشته است: خودمون رو می کشیم تا یک سنی رو شیعه کنیم بعد می بینی یک نفر هم شیعه نمیشه ، در صورتی که من با خارجی ها صحبت کردم ، به راحتی میشه این افراد رو شیعه کردامکان اینکه بتونی اهل سنت رو هم به تشیع دعوت کنی و در این راه هم موفق بشی خیلی زیاد هستش اما وهابی ها اجازه این کار رو به مبلغان شیعه نمیدن مگه نمی دونید این وهابی ها چه قدر از شبکه های ماهواره ایی شیعه میترسن که حتی شبکه کارتونی هدهد عربی وابسته به آیت الله سیتانی که کارتون هایی با محتوای شیعه پخش می کرد رو هم از ماهواره عرب ست ( بخوانید وهابی ست ) حذف کردن و درباره افراد خارجی هم بهتره بدونید دولت های غربی بخاطره درخواست عناصر وهابی اجازه تبلیغ مذهب شیعه رو به شما نمیدن و در صورت مشاهده یا گزارش یک ایرانی دین ستیز که در خارج هم کم نیستن سریع به بهانه داشتن ارتباط با دولت ایران و همکاری با آن دیپورت می شوید |
|||
|
۱۱:۱۲, ۲۰/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
پيش از آنكه راهكارهاى دفاعى را در مقابله با تهاجم فرهنگى بيان نمائيم، لازم است نتايجى را كه از بخشهاى پيشين بدست مى آيد بعنوان مقدّمات منطقى ارائه راهكارها در ضمن چند نكته اشاره كنيم:
1ـ تعيين نقاط مورد هجوم دشمن در تهاجم فرهنگى خود دو نقطه مهمّ را هدف قرار داده است: الف: عناصر سه گانه فرهنگ اسلامى اصلى ترين كارى كه دشمنان انبيا در هر اجتماعى مى كنند، تأثير در انديشه ها و سپس تغيير ارزشهاست. هجوم فرهنگى در هر زمانى متناسب با شرايط آن زمان انجام مى گيرد. آنچه مهم است، اين است كه مظاهر هجوم فرهنگى را در جامعه خود و شرايطى كه در آن زندگى مى كنيم، بشناسيم. تهاجم فرهنگى در سه محور صورت مى گيرد: 1ـ بينشها و باورها 2ـ ارزشها و گرايشها 3ـ رفتارها و كردارها بيگانگان براى از بين بردن باورهاى دينى ما، مانند اعتقاد به خدا، معاد، وحى، روح، فرشته و معنويات مى گويند: «اينها افسانه و خيالبافى است، انسان بايد واقع بين و تحصلّى باشد، اثباتى فكر كند. اعتقاد به ماوراى طبيعت و آنچه نامحسوس است، ايده آليستى است. انسان منطقاً نمى تواند به هيچ چيز اعتقاد جزمى و يقينى پيدا كند، هر كس چنين اعتقادى داشته باشد، دگماتيست است.» امروز دنياى غرب مى گويد: «اصلاً اعتقاد به اين مطالب خرافات است. چيزى را كه نمى بينى و حس نمى كنى، نپذير؛ اگر بپذيرى خيالاتى و ايده آليست شده اى. اگر به چيزى اعتقاد پيدا كردى نسبت به آن تعصب نورز. هركسى براى خود عقيده اى دارد، تو نيز اعتقاد خود را داشته باش؛ اما اصرار نكن كه حرف من حق است و حرف تو باطل. عيسى به دين خود، موسى به دين خود. حق ندارى به ديگران تحميل كنى تا اسلام را بپذيرند، حتى بت پرستى هم يك عقيده است. اگر كسانى بگويند كه فلان عقيده حق است و عقايد ديگر باطل و همه مردم بايد به حق ايمان بياورند وگرنه گمراهند و به عذاب آخرت مبتلا مى شوند همزيستى مسالمت آميز تحقق نمى يابد.» اما قرآن چه مى گويد؟ به نظر قرآن يقين يكى از برترين ويژگيهاى انسانى و كمالات اخلاقى است. هنگامى كه صفات هدايت شدگان را برمى شمارد، آنها را داراى يقين مى داند: «و بالاخرة هم يوقنون». در مقابل، وقتى صفات مردمى را كه از هدايت به دور مانده اند و راه ضلالت در پيش گرفته و سقوط كرده اند برمى شمارد، آنها را دچار شك و ترديد ذكر مى كند:«بل هم فى شك منها» ؛ كسانى را كه در مسائل دينى داراى روح تسامح و تساهل هستند، نكوهش مى كند. ![]() |
|||
|
|
۱۰:۲۱, ۲۱/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/شهریور/۹۲ ۱۱:۵۹ توسط غربت تشیع.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
یکی از راهکارها تهاجم فرهنگی ما به غرب از طریق اینترنت است.
مثلا مشارکت در سایتهای زیر. راهکار دیگر تولید کلیپ و انتشار آن در یوتیوب است با جهت پاسخگویی به شبهات اعتقادی راهکار دیگر پاسخگویی به شبهاتی که در ذهن جوانان ایرانی رسوخ کرده است. یک راهکار هم تولید بازی است. http://www.tasnimnews.com/Home/Single/138815 الان حمایت های خوبی برای تولید کننده های بازی با اهداف فرهنگی می شود. |
|||
|
|
۲۲:۰۲, ۲۱/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
چرا دشمنان با داشتن اعتقاد دينى توأم با يقين مخالفت مى كنند؟ اگر اين مسائل جدى گرفته شود شكل زندگى انسان عوض مى شود. نمونه هايى از جدى گرفتن ارزشهاى دينى را در زمان جنگ، در جوانان ديده ايم كه چه حماسه هايى در جبهه ها به وجود آوردند. دنيا هنوز هم از آن حماسه ها مى لرزد.
سخن ما اين است كه ما يك سلسله باورهاى درست داريم و مى خواهيم آنها را به ديگران عرضه و براى آنها اثبات كنيم؛ ولى آنها مى گويند: اولاً، دلايل عقلى اعتبارى ندارد و تنها بايد دلايل حسى را پذيرفت. ثانياً، هرگز حقيقت كشف نخواهد شد و آدمى نمى تواند منطقاً از شك پا فراتر نهد. اين سخنانى است كه مخالفان دين براى از بين بردن ايمان در زمينه شناخت مطرح مى كنند. تأثير ارزشهاى اسلامى و توجه مردم به آنها را ما در زمان جنگ بسيار ديده يا شنيده ايم. علت جبهه رفتن جوانان ما و فداكارى و ايثار آنها در دوران پس از انقلاب و پشتيبانى مردم به غير از وجود آن باورهاى اصلى در آنها مانند اعتقاد به خدا، معاد، نبوت و ...، پاى بندى به يك سلسله ارزشها، مانند ايثار، جانبازى، فداكارى چه بود كه موجب افتخار آفرينى در صحنه هاى بين المللى شد. امروز دشمنان سعى دارند تا پاى بندى ما را نسبت به ارزشها سست كنند؛ لذا، مى گويند: «ارزشها اعتبارى است. يك روز مردم به چيزى دل مى بندند و روز ديگر به چيزى ديگر. نزد عده اى، شهادت طلبى، ايثار و... ارزش است، نزد عده اى ديگر، كاخ، پول پرستى، رقاصى، خوانندگى، صنعت، تكنولوژى و... . تأثير فرهنگها باعث مى شود كه نظام ارزشى تغيير كند و اين مطلب در طول تاريخ بوده و خواهد بود. ارزشها قابل اثبات عقلانى نيست؛ به علاوه، دليل عقلانى اعتبارى هم ندارد. دلايل متافيزيكى نيز در زمينه ارزشها قابل قبول نيست؛ چون ارزشها اعتبارى است و اعتباريات برهان بردار نمى باشد.» اگر اين افكار به مردم القا شود كه ارزشها اعتبارى است و ما «بايد» و «نبايد» نداريم مردم آن فداكاريها را، كه به نفع مستكبران نيست، نخواهند داشت؛ فداكاريها و پاى بندى به ارزشها بود كه باعث شد تمام قدرتهاى جهان، كه دست به دست هم داده بودند، نتوانند ملت ما را به زانو درآورند. استكبار در مبارزات خود با ملت ايران از راههاى سياسى، نظامى و اقتصادى اقدام كرد. در مبارزه سياسى، گروهكها و تشكيلات حزبى درست كردند. در بُعد نظامى، جنگ تحميلى و فتنه هاى داخلى به راه انداختند. در زمينه اقتصادى هم، كشور ما را محاصره اقتصادى كردند و اجناس خريدارى شده و قطعات يدكى و پولهاى ما را تحويل ندادند. چون در همه ابن راهها شكست خوردند، راه «مبارزه فرهنگى» را انتخاب كردند. ![]() |
|||
|
|
۱۶:۳۵, ۲۷/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/شهریور/۹۲ ۱۸:۴۳ توسط پرنیان.)
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
تزريق افكار انحرافى، التقاطى و الحادى از حربه هاى آنهاست. اگر شرايط اقتضا مى كرد همه باورها و ارزشها را منكر مى شدند؛ اما چون زمينه را مساعد نمى بينند، به اسم «دين» و «تحقيقات جديد در اسلام نوين»، سعى مى كنند تا باورها و ارزشها را از بين ببرند. چرا كه، حيات و منافع آنها به خطر افتاده است. مسأله انقلاب و ارزشهاى اسلامى به ايران منحصر نيست، بلكه به ساير كشورهاى اسلامى نيز سرايت كرده است و اين روند ادامه خواهد داشت. لذا، مخالفان تلاش مى كنند تا اين بينش الهى را در زادگاه خود مدفون سازند و به ما القا كنند كه اشتباه كرده ايم و معرفت يقينى و نظام ارزشى حقيقى وجود ندارد. اين همان هجوم فرهنگى است؛ يعنى تحميل يك سلسله نظريات فلسفى، معرفت شناختى و هستى شناختى به عنوان «مسائل فلسفى نو».
در كنار سست كردن باورهاى دينى و ارزشها، استعمارگران مى كوشند تا از ميزان پاى بندى مردم به اعمال شرعى بكاهند: گناه و حرام را خوب جلوه دهند و تقيد به مسائل شرعى را «خشكِ مقدسى» تعبير مى كنند. براى پيروزى در اين زمينه، از وسايل تبليغاتى و هنرى نيز استفاده مى كنند و حتى با برگزارى محافل علمى، افرادى را كه قدرت تحليل علمى ندارند تحت تأثير قرار مى دهند. لذا به تدريج، جهت فيلمها عوض مى شود و به جاى آن كه ايثار و فداكارى و... نشان داده شود، مسائل عشقى، جنسى و... مطرح مى شود. در زمينه عمل، مهاجمان فرهنگى مردم را به تبعيت از خواستهاى خود نيز وادار مى كنند. به عنوان مثال، براى از بين بردن هويت ملى ما و تبليغ فرهنگ منحط خود، اقدام به ترويج مُد مى كنند. لذا، لباسهايى وارد بازار مى شود كه منقش به تصاوير حيوانات و خط بيگانه باشد. بدين وسيله و با استفاده از خود مردم، سعى در اشاعه فرهنگ، خط، زبان و علم خود دارند. ب: حوزه و دانشگاه نقطه ديگر كه مورد هجوم فرهنگى دشمن واقع مى شود مراكز فرهنگى است. مراكز فرهنگى در جامعه ما حوزه و دانشگاه است. دشمن براى اينكه به اهداف خود برسد، اين دو مركز مهم فرهنگى را نشانه مى گيرد تا بتواند اين دو را ـ كه براى جامعه ما به منزله روح و جسم هستند ـ از يكديگر جدا كند. راه تحقق آن نيز بدين صورت است كه آنها را بر عليه يكديگر تحريك مى كند كه هر كدام خود را بر حق بدانند و از اين راه ارزش ديگرى را ناديده بگيرند. متأسفانه اكنون برخى از حوزويان و برخى از دانشگاهيان ما، خواسته يا ناخواسته، در اين مسير حركت مى كنند و اين مقدمه پيروزى دشمن در اين تهاجم است. سخن آن گوينده اى كه بر عليه حوزه صحب مى برد، ملت و جوانان را در مقابل روحانيت قرار مى دهد و مى گويد: «حوزه جاى تحقيق و چون و چرا نيست، بلكه جاى تقليد است. اسلام شناسان ما به كسى مجال چون و چرا نمى دهند.» مى تواند براى دشمنان ابزار خوبى باشد. طرح سؤال هيچگاه ممنوع نبوده و نيست؛ ولى شيوه و روش بعضى از كسانى كه طرح سؤال و القاء شبهه مى كنند به گونه اى است كه اعتقاد و ايمان را از افراد ضعيف الايمان سلب مى كند و با مغالطاتى آنان را از يافتن جواب صحيح نااميد مى سازند. اقدام به اين روش مثل آن است كه شخصى به عده اى بگويد كه شما بايد خود را به سلاح ضد مسموميت مجهز كنيد و براى اينكه آنها را به فكر تهيه آن بيندازد، يك كپسول گاز سمّى با خود بياورد و آن را باز كند، با اين توجيه كه همه بايد زودتر به فكر تهيه ماسك باشند. طبيعى است كه در اين صورت، قبل از تهيه ماسك عده زيادى از آنها تلف خواهند شد. راه وادار كردن مردم به تحقيق و پرسش اين نيست كه در محيطى كه افراد آن از سطح علمى بالايى برخوردار نيستند، شبهه القا شود، سپس گفته شود كه «ما شبهات را مطرح مى كنيم، جواب آنها را خودتان بيابيد.» بسيارى از جوانان، خود نمى توانند به اين شبهات پاسخ دهند؛ لذا، شبهه در ذهن آنها تثبيت مى شود. ايجاد شبهه هنر نيست، ارائه راه صحيح مهم است. بنا بر اين، به نظر روحانيت برخى از روشنفكران ما در اشتباهند؛ چون راه مطرح كردن سؤال و شبهه اين نيست كه در مجامعى كه دانشجوبان رشته كشاورزى، دامپرورى و... هستند ـ كه كار اصلى آنها مطالعات اسلامى نيست و مبانى فقه، اصول، فلسفه و كلام را نمى دانند ـ شبهه فلسفى القا شود و بگويند نظر حوزويان آن است و نظر ما اين. مى توان صدها شبهه در باره فلسفه، كلام، منطق، حكمت، فقه، اصول و تفسير و... مطرح كرد؛ اما هر كدام اقتضا دارد كه در محل مناسبى طرح شود. اينگونه مسائل بايد در حوزه مطرح شود. برخى گفته اند كه «حوزه هاى علميه جاى تحقيق نيست، جاى تقليد است»؛ اين سخن اشتباه است. طلبه از ابتدايى كه وارد حوزه مى شود، چون و چرا ياد مى گيرد و معروف است كه اول چيزى كه طلبه ياد مى گيرد سؤال است. پس اينكه حوزه هاى علميه جاى تقليد است نه تحقيق، يعنى چه! بعضى گفته اند كه «پس از انقلاب براى اينكه باب چون و چرا را به روى مردم ببندند، اسلام فقاهتى را مطرح كرده اند.» گاهى به اقتضاى زمان، مطلبى را كه داراى معناى گسترده اى است، خلاصه مى كنند و براى آن يك اصطلاح جعل مى كنند. چون پس از انقلاب، حكومت به دست فقيه محقق شده و مسائل قانون گذارى و مجلس، صدور احكام و قضاوت در دست فقيه است و حكومت بر اساس فقاهت اسلام برقرار شده است، اصطلاح اسلام فقاهتى جعل شده است. همچنان كه اصطلاحات ديگرى مانند ولايت فقيه، بانك اسلامى و... نيز رايج گرديده است. اينگونه سخنان در اين زمان، در اتحاد حقيقى حوزه و دانشگاه خلل ايجاد مى كند. اگر ما حريم يكديگر را نشناخته و حفظ نكنيم و باور نكرده باشيم كه علماى ما عمر خود را صرف كرده اند تا مسائل فلسفى، فقهى، اصولى و دينى را به طور جامع استخراج كنند و در اختيار مردم بگذارند و بگوييم كه روحانيت ما جز فقه و رساله چيز ديگرى نمى داند، ظلم نيست؟ اصلاً بين فقه و رساله، رابطه عموم و خصوص مطلق برقرار است: هر مسأله رساله فقهى است؛ ولى هر مسأله فقهى در رساله نيست. فقه بسيار گسترده است. تصور برخى از رساله اين است كه رساله كتابى است كه در گوشه اى از خانه افتاده است؛ هر كه در نماز شك كرد به آن مراجعه مى كند. كسى كه چنين تصورى داشته باشد و فقه عظيم و گسترده را تنها در رساله بجويد، در نهايت جهالت است و ظلم بزرگى به علم و عالم كرده است. دانشگاهيان و حوزويان بايد حدود و حريم يكديگر را بشناسند و آن را حفظ كنند. حوزه و دانشگاه، هر دو، براى جامعه لازمند و در محدوده خود مورد احترامند. ![]() |
|||
|
|
۱۵:۳۲, ۲۸/شهریور/۹۲
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
2.راه نفوذ فرهنگى دشمن
مسلماً دشمنان ما مى خواهند با اسلام و انقلاب مبارزه كنند. ما نيز بايد بفهميم كه آنها مى خواهند از چه راههايى نفوذ كنند و مسؤوليت ما چيست. با توجه به آنچه ذكر شد، دو راه نفوذ وجود دارد كه هر دو نيز مبتنى بر اصول روان شناسى اجتماعى و جامعه شناسى است: يكى راه سطحى كه بيشتر در عوام مردم مؤثر است و زود به نتيجه مى رسد و ديگرى راه ريشه اى و بنيادى است، كه در دراز مدت به نتيجه مى رسد و در مبانى شناخت، فكر و آگاهى مردم اثر مى گذارد. الف) راههاى ريشه اى ترفندهاى دشمنان، در اين روش، مستقيماً، متوجه عموم مردم نيست، بلكه دشمن ابتدا متوجه قشر تحصيل كرده و دانشگاهى مى گردد و سعى مى كند از طريق دانشگاه، به طور غير مستقيم، در طبقه تحصيل كرده و ممتاز جامعه تأثير بگذارد تا كم كم آثار آن به ساير مردم سرايت كند. وقتى كه استاد دانشگاه و دانشجوى فارغ التحصيل تحت تأثير افكار دشمن قرار گرفت، در سخنرانى و مقاله خود از همان مايه ها استفاده مى كند؛ وقتى كه در صدر كارى قرار گرفت و رياست يا مديريت يك مجموعه اى را پذيرفت، براساس همان تئوريها كار مى كند؛ هنگامى كه در منصب سياست گذارى قرار مى گيرد، بر اساس همان تئوريهاى جامعه شناسى، علوم سياسى و فلسفه غرب عمل مى كند. دشمن در اين روش زود به نتيجه نمى رسد؛ چون اين دروس بايد در دانشگاه مطرح شود، دانشجو از آن متأثر گردد و به تدريج، در فكر او راسخ گردد و سپس در عمل او و ديگران اثر بگذارد و اين مراحل مدتها به طول مى انجامد؛ اگر چه كه دشمنان ما از گذشته شروع كرده اند و اكنون نيز در اين زمينه به نتايجى رسيده اند و حتى برنامه هاى پنجاه ساله پيش بينى مى كنند. ولى متأسفانه هنوز روشنفكران متدين ما باور نكرده اند كه محتواى دروس برخى از دانشگاهى، بخصوص در رشته هاى علوم انسانى، وسيله و ابزارى براى استعمار و استثمار ماست. ما براى بررسى و درمان مشكلات اجتماعى، كه ابتذال فرهنگى نيز يك پديده اجتماعى و به واقع يك آسيب اجتماعى است، بايد از آسيب شناسان واقعى اجتماع كمك بگيريم، نه از آنها كه در دانشگاههاى غربى درس آسيب شناسى جامعه خوانده اند؛ چون آنها براساس تئوريهاى غربى عمل مى كنند و براى شناخت جامعه سالم و مريض از قرآن و حديث كمك نمى گيرند، بلكه بر اساس ملاكهاى جامعه شناسى غرب به تشخيص مى پردازند. هنگام بررسى جوامع و دسته بندى مشكلات آنها، وقتى به جامعه مذهبى مى رسند، مى گويند: «جامعه مذهبى ويژگيهايى دارد؛ اولين ويژگى آن نفاق است؛ چون اعمالى مانند بى حجابى، ارتباطهاى نامشروع، شراب خوارى، تماشاى فيلمهاى مبتذل و... را به علت اينكه در مذهب منع شده، نمى توانند انجام دهند؛ ولى در باطن، همه اين اعمال را انجام مى دهند و نسبت به آن حريصتر نيز هستند. پس خاصيت جامعه مذهبى نفاق و دورويى است.» جامعه شناس غربى براى علاج نفاق در جامعه مى گويد: «مردم را آزاد بگذاريد كه به هر شكلى كه مى خواهند در مجامع عمومى ظاهر شوند، موسيقى دلخواه خود را بشنوند و هر كارى را كه در خلوت انجام مى دهند، در جلوت نيز بتوانند آزادانه انجام دهند. هر چه مردم را بيشتر از آنچه مورد علاقه آنهاست منع كنيد، بيشتر به آن رو مى آورند. اينقدر موسيقى را حرام و مبتذل معرفى نكنيد، موسيقى هنرى اصيل است كه مظلوم مانده است. بگذاريد مردم دستى درآورند، پايى بكوبند. سخت گيريهاى آخوندها، اين خشك مقدسها و دگماتيستها، است كه موجب شده جامعه خراب شود.» همچنين براى علاج دزدى در جامعه مى گويد: «دزدى يا هر جنايت ديگر نوعى مرض است و بايد با جانى و دزد صحبت و او را نصيحت كرد و قدرى به وضع زندگى او رسيدگى شود و از اين راه او را معالجه كرد. دست بريدن، شلاق زدن، قصاص و ساير حدود و تعزيرات خشونت است و موجب فساد در جامعه مى شود»؛ مى گويند: «انسان ساخته دست وراثت و محيط است. كسى كه جرمى مرتكب مى شود، مقصر نيست، مقصر اجتماع است. جامعه خراب است و بايد اصلاح شود. كسى كه دزدى كرد، به جاى اينكه دست او را ببريم، بايد سيستم اقتصادى را اصلاح كنيم تا همه مردم به يك اندازه از امكانات استفاده كنند و به دنبال دزدى نروند.» اين نسخه اى است كه جامعه شناسان براساس تئوريهاى جامعه شناسى غرب تجويز مى كنند. در پاسخ به تئوريهاى مخالفان بايد گفت: اولاً، تجربه نشان داده است كه در جايى كه رفاه است، دزديهاى بزرگتر (ميلياردى) صورت مى گيرد. ثانياً، اصلاح سيستم اقتصادى يك كشور كار ساده اى نيست، به ويژه آن هم كشورى مانند ايران كه تازيانه هشت سال جنگ را تحمل كرده است. مردم صدر اسلام نيز مشكلات اقتصادى داشتند؛ اما پس از اينكه قانون «السارق والسارقة» بر پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)نازل شد، پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله وسلم)آن را اجرا مى كردند و در كنار آن به برنامه ريزى اقتصادى نيز مى پرداختند و در اين زمينه، در عصر خود به موفقيت رسيدند. ثالثاً، معقول نيست كه براى حل يك پديده اجتماعى، فقط به سراغ ريشه ها برويم، بلكه بايد از روشهاى موقتى و مسكّن نيز استفاده كرد. بديهى است كه مسائل اجتماعى تنها با برخوردهاى سطحى حل نمى شود، برخوردهاى سطحى مانند اجراى حدود و تعزيرات به منزله قرص مسكّن است. براى حل قطعى مشكلات اجتماعى، البته بايد به دنبال علاج ريشه اى و اساسى رفت ولى اگر از داروهاى موقت استفاده شود ممكن است معالجه ريشه اى هرگز زمينه اى پيدا نكند. ![]() |
|||
|
|
۱۵:۲۶, ۱۴/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آبان/۹۲ ۱۵:۳۵ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
این ارسال را ببینید http://forum.bidari-andishe.ir/thread-17...#pid228720 به این بحث از یک دیدگاه پرداخته شده حالا از دیدگاه جنگ نرم به موضوع نگاه می کنیم خود بنده طرفدار هیچ تیم فوتبالی نیستم و اصلا هم نمی خواهم یک بحث محدود داشته باشم با نتیجه گیری خاص طرف حساب من در این ارسال نه فوتبالیست های کشور هستند نه فوتبال دوست ها علایقشون هم برای من محترمه یا میتونه محترم هم باشه اما همانطور که در صفحه اول این تاپیک گفتم در این تاپیک صحبت هایی را می کنم که شاید قبولش سخت باشد اما بدون توجه به این موضوع حرفم را می زنم. کاری که شما در مورد این خداحافظی آقای مجیدی دیدید یا نمونه های قبل آن در مورد فوت بعضی بازیگران نمونه ایست از مدیریت حب و بغض و ایجاد انحراف در این حب و بغض که یکی از شالوده های اعتقاد یک مسلمان است. اگر شما فلان شخص را بدلیل شیعه بودنش دوست داشته باشی مشکلی وجود ندارد اما اگر این دوست داشتن بخاطر یک مبحث کاملا عبث و بیهوده باشد که نه سودی برای آخرت شما دارد نه دنیای شما این می شود انحراف در حب و بغض و این کار توسط دست های پشت پرده رسانه ای انجام می شود الان یک بازیکن فوتبال چه فضیلتی دارد که ما باید از رفتن او ناراحت شویم؟ ![]() این ساده انگاریست که خیال کنیم یک اتفاق است و بس اینجا کلیک کنید حب مصنوعی چیست؟ حب به یک بازیکن یا بازیگر اما بغض مصنوعی چیست؟ همین ایجاد کینه و دشمنی بین طرفداران دو تیم فوتبال این به آن می گوید لُنگی آن به این می گوید لیف حمامی!! البته این بصورت شوخی هم نیست کاملا جدیست و چه دشمنی هایی که با همین بغض های مصنوعی شکل نگرفته اینجا کلیک کنید (نگید این یه وبلاگه چون اینترنت بازها می دانند چطور یک وبلاگ می تواند صفحه اول رنک گوگل باشد) محتوای وبلاگ را ببینید و این یک فاجعه است که ........ نقل قول:کفاشیان:مجیدی یک الگوی واقعی برای جوانان است. !!!!!!!!!!!!!!! ای جوان ایرانی شهدای دفاع مقدس به کنار که هر کدام ستاره ای درخشان بودند فرهاد مجیدی الگو بود یا امید عباسی؟ ![]() این قصه سر دراز دارد در این ارسال قصدم این بود که اشاره ای به حب و بغض مصنوعی در جنگ نرم داشته باشم که کاملا برنامه ریزی شده است و خیلی افراد نادانسته در همین جنگ نرم به جبهه دشمن پناه می برند اگر همین مبحث را بخواهم در مقیاسی بزرگتر بررسی کنیم می توان به مقیاس جهانی آن اشاره کرد مثلا داستان استیو جابز ![]() برای همین است که دستگاه رسانه ای هماهنگ جهانی اینطور بحث سلبریتی (Celebrity) ها را بزرگ کرده اند کافیست شما از آن الگویی که اسلام به شما معرفی کرده فاصله بگیری این سلبریتی ها خواسته یا ناخواسته عروسکی هستند برای اینها برای رسیدن به اهداف خود با تشکر (۱۴/آبان/۹۲ ۱۵:۳۹)110 نوشته است: اصل حرفت درسته اما خیلی بد بهش پرداختید! همانطور که اطلاع دارید وقتی استیو جابز مرد بصورت هماهنگی شروع کردند به مرثیه سرایی و ایجاد یک الگو برای بقیه این کاملا هماهنگ بود دست های پشت پرده ........ |
|||
|
|
۱۶:۰۳, ۱۴/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آبان/۹۲ ۱۶:۲۰ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
اخه جالبیش اینه که دوستای من اون موقع میگفتن که پدرش سوریه ای بوده و چه خوب که اونجا بزرگ نشد چون اونوقت استیو جابز نمیشد!!!
اما فعلان بی خیال مصداق ها موضوعی که مطرح شده خیلی در زندگی ادم تاثیر میذاره که فوتبال و بازیگر ومکتب فکری،فلان نویسنده ... یه نمونه کوچک اون هستن. اقای قنبریان یه سخنرانی دارن واسم خیلی جالب بود،در مورد ولیجه یعنی چیزی که رو شما و اعمال و افکارتون تاثیر داره،حالا ایشون واسه مثال مایکل جکسون رو میگن که خیلیا شدید طرفدارش بودن.و موقع تشییع جنازه اش بیشترین بیننده به صورت زنده حالا با اون ارقام خودش رو داشته که واسش گریه کردن،افسرده شدن...... میدونید حب چه جوری بوجود میاد، به قول فرمایش امام صادق علیه السلام : در شادی ما شاد باشید و در حزن ما اندوهگین موضوع اینه که اگه شما حتی از ته دل اینکار رو نکنید و در شادی و غم اهل بیت شریک باشید کم کم حب و محبت اهل بیت وارد قلبمون میشه. حالا این واسه همه چی صدق میکنه،مثلا فوتبال... البته چون الان اکثر ماها حب و بغض های اشتباه خودمون رو داریم ممکنه پذیرش این حرفا مقاومت نشون بدیم که اتفاقا این یکی از افات این مسئله است که انعطاف ادم رو در برابر حق کم میکنه. در اسلام هم همیشه حب و بغض کنار هم بوده،و از این روست که زیارت عاشورا جایگاه ویژه ای داره،اینقدر باید تمرین کرد و خوندکه جزیی از وجودمون بشه و بدونیم که جریان عاشورا یک جریان پیوسته است و تمام نشدنی. زیارت جامعه «وَ أبَرءُ إلی الله مِن کُلِّ وَلِیجَۀٍ دُونَکُم» اینم واسه ولیجه علمی امام صادق(علیه السلام) میفرماید که مواظب باشید از غیراهلبیت که معدن علم هستند، ولیجهای نگیرید. |
|||
|
|
۱۶:۰۴, ۱۴/آبان/۹۲
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
استدعا دارم حوصله بفرماید و مطلب زیر را به دقت مطالعه بفرماید:
شرح بیشترش در این تاپیک است: تقوا چیست؟ چگونه بدست می آید ؟ چگونه تقویت میشود؟ آثارش چیست؟ (مقاله ی ویژه)#$ دقیقاً مرتبط به همین بحث است: ریشه و مغز تقوا، حب و بغض است و خوف که البته ریشه ی خود خوف هم همان حب است و در حقیقت میتوان گفت که خوف میوه ی حب است. به طور مثال کسی که خودش را خیلی دوست میدارد وقتی در زیر آب هست و احساس میکند که جانش در خطر است، خوف میکند و به یکباره خود را از زیر آب بیرون میکشد. خوف نتیجه ادراک احتمال از دست رفتن محبوب هست. حال باید دید حب چه چیزی و خوف و بغض چه چیزی در انسان تقوا می آورد. ... ... ... حال مقداری درباره ی این ریشه و مغز تقوا بر اساس آیات و روایات بیشتر صحبت میکنیم: رسول اکرم میفرمایند: ُ يَا عَلِيُّ حُبُّكَ تَقْوَى وَ إِيمَانٌ وَ بُغْضُكَ كُفْرٌ وَ نِفَاقٌ ای علی حب و محبت تو، تقوا و ایمان است و بغض و دشمنی باتو کفر و نفاق است این حدیث شریف در منابع بسیار معتبر مانند أمالی و معانی الأخبار شیخ صدوق، روضة الواعظين فتال نیشابوری و... آمده است. تفصیل این معنا که ریشه ایمان به خدا و تقوا حب مولا علی هست را میتوانید در مقاله ی بسیار مهم رابطه ی حب اهل بیت و ایمان مشاهده بفرماید. از حدیث بالا مشخص میشود که مغز و ریشه تقوا محبت امیر المومنین است و بغض مولا علامت و نشانه ی بیتقوایی است. یعنی هر چه محبت ما نسبت به امیر المومنین بیشتر شود در نتیجه ی این محبت خویشتن نگهداری ما هم بیشتر میشود!!!!!!!!! یعنی اگر ما میخواهیم جامعه پردازی اسلامی داشته باشیم و تقوا را در اجتماع رشد دهیم مهمترین راهکارش رشد محبت مولا علی و اولیای الهی در جامعه هست!!!! حالا باید دید چرا محبت به مولا علی و کلاً 14 معصوم باعث ایجاد تقوا و خویشتن نگهداری میشود و چرا با رشد این محبت، تقوا هم رشد میکند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و بعد باید بفهمیم که چگونه میتوان نسبت به مولا محبت پیدا کرد و این محبت را تقویت کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اما چرا محبت به مولا علی و کلا 14 معصوم و اولیای الهی باعث ایجاد تقوا میشود: بسیار واضح است، ببینید وقتی کسی را ما حقیقتاً دوست بداریم، این حب و علاقه و محبت ما نسبت به محبوب باعث میشود که آرام آرام ما از محبوبمان تبعیت کنیم!!!!!!!!!!!!! یعنی یکی از آثار محبوب شدن شخصی در نزد ما این است که ما آرام آرام از آن شخص تبعیت پیدا میکنیم و مطلوب او مطلوب ما میشود، آنچه مورد پسند و تأیید محبوب ما باشد مورد پسند و محبوب ما هم میشود. و شیطان لعین و حزب شیطان هم به خوبی از این قائده مطلعند و علت اینکه در این نظم نوین شیطانی جهان، در این تمدن شیطانی، در نظام تبلیغات میایند و یکسری محبوبیت کاذب و تصنعی و توهمی برای شخصیتهایی که از لحاظ ارزش حقیقی فاقد ارزش هستند به وسیله نظام تبلیغات و کنترل ذهن ایجاد میکنند و یک سری بازیگر و ورزشکار که پیشگامان لهو و لعب در عالم هستند رو محبوب مردم قرار میدهند و بعد از آنها در نظام تبلیغات استفاده میکنند هم همین هست. یعنی وقتی فلان بازیگر که محبوب شما شد فلان کالا را تأیید میکند و آن را مورد پسندش معرفی میکند، شما هم همان کالا را میخری و مورد تأیید خودت میدانی وقتی فلان بازیگر یا فلان بازیکن ، فلان مد را برای لباسش بر میگزیند شما هم اگر آن بازیگر یا بازیکن، حقیقتاً محبوب شما باشد، رو میاوری به استفاده از همان مد!!!!! و این است راز یکی از ارکان جهانی سازی شیطان و علت محبوب کردن شخصیتهایی که حقیقتاً فاقد ارزشهای واقعی هستند اما به طرق مختلف میاید و آن را در نظر عموم مردم محبوب میکند ولی در جهانی سازی اسلامی و جامعه پردازی مهدوی و الهی باید مظاهر حقیقی ارزشها به محبوب جامعه تبدیل شوند. اگر کسی حقیقتاً مولا علی برایش محبوب شد، کمکم میل به انفاق و جوانمردی و رعایت عدالت و حق خواهی و ایثار و عبادت و مردانگی و مروت و تمام خصایل نیک و دارای ارزش حقیقی در او رشد پیدا میکند و از گناه و معصیت و زشتی و ظلم و... کمکم نفرت حقیقی پیدا میکند. همانطور که به طور مثال کسی که حقیقتاً عاشق فلان تیم است از لباس زیرش تا رنگ پوست صورتش را به رنگ لباس تیم محبوبش در میاورد و.... حال در ادامه انشالله با این مسئله میپردازیم که چگونه میتوان محبوبیت مولا علی و کلاً 14 معصوم و اولیای خدا را در خودمان و جامعه رشد بدهیم تا تقوا و ایمان در اثر آن رشد پیدا کند |
|||
|
|
۱۶:۳۸, ۱۴/آبان/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آبان/۹۲ ۱۶:۴۱ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
نقل قول:یک مطلبی چند وقت پیش به ذهنم خطور کرد که الان با مطلب علی آقا دوباره یادم اومد یکی از همین ابزارهای ایجاد حب و بغض مصنوعی برای تشبث به اهل باطل این است که شکل و شمایل شما مانند آن شخص شود در زنان و مردان این به وفور یافت می شود در بعضی از موارد که خیلی بحث عمیق تره و صرفا یک قرارداد نیست بلکه تشبث به شیاطین جن و انس است. در زنان کفش پاشنه بلند رواج پیدا کرد به عنوان مثال البته اما آن نکته ای که خواستم عرض کنم ریش پروفسوری بود ![]() توضیح عکس:آنتوان لاوی موسس ظاهری شیطانی پرستی جدید[/b] [b]به نظر من ریش پروفسوری یک مسئله قراردادی نیست این تشبث ها انسان را از فضای روحانی دور می کند وقتی لباس شما،مدل موی شما،عطر شما خواسته یا ناخواسته شبیه به آنها شد دیگر رقت قلب شما کم می شود و به تدریج باعث می شود که حرف حق برای شخص تلخ و سنگین باشد موارد مشابه قراردادی یا نیمه قرار دادی در این مورد برای آقای عبارت است از:کراوات،کت و شلوار،ادکلن های با عطر تلخ و .... برای خانم ها رنگ مو های غیر طبیعی و ....(این رو نمیشه زیاد باز کرد در این تاپیک) (۱۴/آبان/۹۲ ۱۶:۳۴)MehrabonLady نوشته است: شما جناب تلمیخا چه خبره ؟ الان متوجه شدید چی نوشتید؟ حضرت امیر دغدغه آدم شدن ما را دارند مانند رسول الله در ضمن کسی دستور نداد نظر شما هم محترمه |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| استراتژی نفوذ و استحاله | مجید املشی | 20 | 7,184 |
۱۲/آذر/۹۱ ۱۰:۳۲ آخرین ارسال: مجید املشی |
|











![[تصویر: Siop_Advertising_665543312.jpg]](http://s3.picofile.com/file/7931697197/Siop_Advertising_665543312.jpg)
![[تصویر: 432384_316.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1392/8/13/432384_316.jpg)
![[تصویر: image635043098884933281.jpg]](http://inn.ir/images/news/larg_pic/26-2-1392/image635043098884933281.jpg)
![[تصویر: stive_jobs_2.png]](http://iranmdb.com/sites/default/files/pictures/stive_jobs_2.png)

![[تصویر: image_1357518247761869.jpg]](http://razhayesheitanparastan.com/wp-content/uploads/2013/01/image_1357518247761869.jpg)