|
خواهر و برادر بیشتر یا کمتر؟
|
|
۲۱:۲۲, ۲۳/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/شهریور/۹۳ ۱۸:۲۵ توسط السا.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم ...
![]() تا الان هر وقت بحث از تعداد فرزند و فرزند آوری میشد، از دیدگاه مادرها و پدرها و جامعه حرف میزدیم ... اینکه ممکنه توی هزینه هاش بمونه اینکه با این اوضاع آب و وضعیت کار و ... این بچه قراره چیکار کنه و ... و .... و .... ![]() این بار از ی بعد دیگه حرف میزنیم از چشم ی فرزندی ک در این خانه و خانواده قراره بزرگ بشه ![]() ی کودک تنها نیازش خوراک و پوشاک و مسکن نیست ... بعد روانی اون باید سالم و معتدل باشه تا بتونه توی جامعه نقشش رو درست ایفا کنه ... بچه هایی ک تک فرزند خانواده شون هستن، خیلیییی هاشون ب صراحت میگن ک دوست داشتن یکی- دو تا خواهر و برادر داشتن ک باهاش بازی کنن خواهر و برادری ک معمولا دوست دارن هم سن و سال هم باشن بیاین بحث کنیم ... ![]() و دونه دونه شرایطی ک توی خونه های تک فرزند و خونه هایی با فرزندهایی بیشتر باهاشون مواجه میشیم رو بررسی کنیم ... سوال اول اینکه : شما از اینکه توی یک خانواده کم جمعیت یا پرجمعیت هستین راضی هستین؟ دوست داشتین خواهر و برادر بیشتری داشتین یا کمتر؟ سوال دوم اینکه : معمولا گفته میشه بچه هایی ک توی خانواده های کم جمعیت هستن، روابط اجتماعیشون ضعیف تره و حساس تر هستن ... شما ب عنوان ی فرزند خانواده کم جمعیت اینو تایید می کنین؟ یا اینکه اگه عضو خانواده پرجمعیت هستین این مورد رو چقدر و چطور دیدین دور و برتون؟ سوال سوم اینکه : توی خانواده های پرجمعیت گفته میشه ک چون تعداد افراد خانواده زیاده، مادر و پدر فرصت رسیدگی عاطفی و تربیتی ب بچه ها رو پیدا نمی کنن ... نظر شما چیه؟ سوالها ادامه خواهد داشت انشاء الله ... ![]() پ.ن : مخصوص اون دوستانی ک الان زل زدن وسط اون عکس ابتدای تاپیک ![]() چیز خاصی نبود! نوشته بود : با یک گل بهار نمیشه، فرزند بیشتر زندگی بهتر ... ب صورت کاملا ناشیانه ای پاکش کردم
|
|||
|
| آغاز صفحه 9 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۱۱, ۳۱/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/شهریور/۹۳ ۲۳:۱۷ توسط دل خسته.)
شماره ارسال: #81
|
|||
|
|||
|
سلام
خوبه خانم ها در همین تالار نقل می کردند چقدر برادر های صبوری داشتن ،انگشتشو رو قطع کردند چیزی نگفتند و .... بابا مگر قمر بنی هاشم برادر نبود؟ مگر حضرت زینب سلام الله علیها به ابروشون خم می اومد با وجود این برادر؟ مگر عشق بین ایشون و حضرت اباعبدالله علیهم السلام عشق مثال زدنی نبوده؟مگر نمی گن خواهر ها عاشق برادر هاشون هستند؟ نباید تربیت اشتباه یک خانواده رو به پای یک جنسبت نوشت. (۳۱/شهریور/۹۳ ۲۱:۵۱)فدايي ولايت نوشته است: از فرط کمبود های عاطفی و تنهایی به مرز جنون رسیدم.حالا 17 سالمه و هنوز بزرگترین آرزوم اینه که یکی کنارم باشه...که نیست! برا همینم چند وقتی هست که فکرم به سمت ازدواجه...کسی نمی تونه مثل من ایشون رو درک کنه به دنیا نبیومده بودم که خواهر اولم چند سال قبلش رفته بود 7 سالگی خواهر دومم عقد کرد که من از بس گریه کردم تو مجلس عقد مجلس یک جورایی تحث تاثیر قرار گرفت بعد هم داداش اولم و خواهر آخرم رفتند ، آخر سر هم داداش بزرگم که از من 12-13 سال بزرگ تره، باز جای شکر باقیه بچه های خواهر بزرگم با من هم سن بودند ، هر چند باباشون نمی ذاشت زیاد بیان خونه ما ، اما بازم اگراونا نبودن دیوونه می شدم. سنم که بیشتر بود به خلا عاطفی و کمبود توجه و محبت رسیدم و از 15 -16 سالگی توی عذاب بودم از تنهایی و توی مکه بود که حس کردم باید ازدواج کنم. 4 سال خجالت می کشیدم به خانواده بگم ، تا این که خواهر کوچیکم توی پرس و جو از زیر زبودنم کشید توی 20 سالگی که می خوام ازدواج کنم.باور کنید حال بدی بود و شما نمی تونید درکش کنید به راحتی. 3 سال طول کشید ازدواج کنم. یعنی این وسط 7-8 سال حداقل حلا شدید داشتم و چندین سال خلا نسبی. خواهر برادر و فامیل زیاد واقعا لازمه ، و الا خلا عاطفی غوغا می کنه و دیوانه کننده میشه. |
|||
|
|
۲۳:۴۰, ۳۱/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #82
|
|||
|
|||
|
کی حرف بیدل رو می گیره؟
اینقده خواهر و برادر گفتین دل ما پرید من هم برادر دوست دارم هم خواهر. دوست داشتم همه مدلش رو داشته باشم. اگه عجل فرصت می داد یه برادر و خواهر بزرگتر هم داشتم ![]() بگذریم. هر کسی یه دردی داره هر کسی یه جوری روی زندگیش خم شده هر کسی حسرت یه چیزی رو می خوره خدا به یکی زیاد می ده اونقدری که خفه شه و بگه غلط کردم از ما هم می گیره و بعداً اینقده ازیت شیم بهمون بگن بیدل بگذریم یه پسر وقتی ازدواج می کنه دیگه بیشتر یه شکاف عمیق عاطفی با مادرش به وجود می یاد پسر ها شدیداً به مادرشون وابسته هستن(هیچوقت سایه اشون کم نشه) بعد ازدواج یه ترازو وسط می یاد که باید یه کفه اش مادر و یه کفه اش همسر هست. حالا بعضی ها عرضه ندارن این ترازو کله پا می کنن اما اون خواهر هایی که برادر دارن و از این بابت دلخور هستن. خوب من هرچی فکر می کنم به خواهر شوهر های فامیل می بینم همه اینجوری هستن! از عمه ها گرفته تا دختر عمو و دختر خاله و دوست و فامیل و آشنا همه از زن داداش و داداششون دلخوری دارن ![]() یه چیزی تو مایه های کن فیکون(استثناء نداره )ما می زنیمش به حساب بی حسابی نقل قول:سلاممن یه چیزی بگم: چرا سر برادر و خواهر بحث می کنید؟ الگو شما شیعه ها چی هست؟ کدوم خانواده هست؟ خوب شد آقای دل خسته این بند رو گذاشتن. داشت یادم می رفت که بگم شما پیروان چه کسانی هستین |
|||
|
|
۲۳:۵۶, ۳۱/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۳ ۰:۰۴ توسط السا.)
شماره ارسال: #83
|
|||
|
|||
نقل قول:خواهر السا شوخی میکنه ؟؟؟ آقای یه زندگی از بچه ها برای من مهمتره . بچه ها بزرگ میشن و میرن . اونی که میمونه همسر آدمه .خیر! مگه بنده با کسی شوخی دارم؟ بحث آقای زندگی ی تاپیک دیگه لدفا، اینجا قراره از چشم بچه ها نگاه بشه، ممنون میشم متناسب با موضوع تاپیک پست بذارین اسکای خانووم گل ![]() نقل قول:بچه تو کار مادر و پدر نباید دخالت کنه . اسمش دخالت هست یا نیست، مهم نیست ... مهم اینه ک اون بچه ای ک قراره بزرگ بشه، قرار نیست زندگی نباتی داشته باشه و اینکه قرار نیست مثل روبوت بزرگ بشه ... ی انسانه، ک در کنار ابعاد فیزیکی و جسمانیش، روح و روان هم داره ... نیازهایی هم داره علاوه بر خوراک و پوشاک و مسکن نقل قول:از عمه ها گرفته تا دختر عمو و دختر خاله و دوست و فامیل و آشنا همه از زن داداش و داداششون دلخوری دارن وقتی با همین دیدگاه پیش برید و ازدواج کنین، مطمئن باشین بدون شک ب همچین مشکلی بر می خورین ... ولی مطمئن باشین ک استثناء هم هست ... این استثناء ها نیستن ک تعجب دارن، این آدمهایی ک ب این مشکلات بر می خورن باعث تعجبن .... .... .... پس با این حساب، در اکثریت میشه این رو گفت ک پرجمعیت بودن، اون نیازهای عاطفی و محبت ها رو بهتر پر می کنه ... موضوع پنجم اینکه : گفته میشه بچه های تک فرزند، انتقاد پذیری کمتری دارن ... چراکه توی خانواده پر جمعیت، مجبوری ک انتقاد ها رو بپذیری ... توی شرایط خاصی ک قرار می گیری، مجبوری انعطاف ب خرج بدی و حرفها رو گوش کنی در حالیکه بچه هایی ک دردونه مادر و پدرشون هستن چون مادر و پدر خیلیییییییی دوستشون دارن ( !!! ) انتقاد نمی کنن و همه چیز رو مطابق میل اون میسازن نظرتون؟ پ.ن 1: دوستان هر چ میخواد دل تنگتون بگین از مشکلات و مزایای خانواده های کم جمعیت و پر جمعیت ![]() البته از دیدگاه فرزندان این خانواده ها، نه مادر و پدر و سوم شخص و .... ![]() پ.ن 2: بچه از اتاق خواب دیدگاه خاصی نداره، پس .... ممنون میشم
|
|||
|
|
۱:۱۱, ۱/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۳ ۱:۱۵ توسط فدايي ولايت.)
شماره ارسال: #84
|
|||
|
|||
(۳۱/شهریور/۹۳ ۲۳:۱۱)دل خسته نوشته است: سلامخدایا ، این راسته؟ این حقیقت داره که یکی منو درک کنه؟ ینی خواب نمیبینم؟! وایسین ببینم ، من دوسه ساعت پیش خیلی خسته بودم ، اما الان ساعت دوازده شب قبل از مدرسست و اصلا هم احساس خواب آلودگی نمیکنم ، پس حتما دارم خواب میبینم بنابراین از این قضیه میگذرم...این چیزا تو خواب زیاد پیش میاد![]() و اما بعد... انتقاد دوممو نسبت به این بدگویی ها نسبت به برادر ها میگم.من یه پسرم ، همین الان حاضرم یه خواهر داشته باشمو زندگیمو فداش کنم ، اصن منو بکشه حرفی نزنم ، فقط باشه! پس اینقدر نگید برادر ، قاتل جانه و خواهر راحتی روان! عجب جمله قصاری شد ، دمم گرم ![]() پ.ن: جناب دلخسته ، شما از 16 تا بیست سالگی خجالت میکشیدید مسئله ازدواجو بیان کنید ، ولی من دوسال پیش در سن 15 سالگی رک و راست بیان کردم ، ولی بدشانسی آوردم که اون شب هوای پارک خیلی سرد بود ![]() ![]() حالا جدای از شوخی ، من به واسطه برادرم که مذاکراتمون چند ماه طول کشید مسئله رو بیان کردم.راستش بخاطر شرایط جامعه و ازین حرفا گفتن فعلا بیخیال شو . ولی یقشونو چسبیدم قراره وقتی هنوز یه پام تو دانشگاهه یه پام تو خونه همون اول زن بگیریم ینی حدود 20 سالگی ، 3-4 سال دیگه.به قول ارسطو، به شدت ازدواجی هستم دقت کردین پانویسم بیشتر از پست اصلیم شد؟این دل درد داره هاااا![]() ![]() ناگفته نماند دوستان قدیمی تالار حتما تاپیک های عریض و طویل بنده در این زمینه های توی سال های اخیرو که به یاد دارن؟! اتفاقا دوستان رو به اون تاپیک ها دعوت پیکنم تا با مشکلات یک نوجوون توی خانواده ی کم فرزند اختلاف سنی بالا از عمق جان آشنا بشن تا حساب کار دستشون بیاد... |
|||
|
|
۶:۳۰, ۱/مهر/۹۳
شماره ارسال: #85
|
|||
|
|||
|
تک فرزندا که به شدت انتقاد نپذیرن.
اصن با هیشکی دعوا نمیکنن که کارشون تو چشم کسی بد باشه که کی دعواشون کنه. یه خواسته داره، مامان و بابا هم که قربونشون برم، شدن -بلانسبت این جمع - نوکر و کلفت، سریع باید برآورده کنن. اما چون خواهر و برادر هم رده آدم هستن، واسه خواسته هاشون جدال میکنن. مثلاً ممکنه سر یه دفتر بین دو تا بچه دعوا بشه. اما سر دفتر بین مادر و فرزند دعوا نمیشه که. پس هیشوقت نمیشه بهشون یاد داد که این اخلاق خوب نیست. چون اصلاً این اخلاق هیشوقت به چشم نمیاد. میمونه میمونه، یه روزی سر وا میکنه که دیگه شخصیت بچه شکل گرفته و دیگه نمیشه جمعش کرد. یه کلیپ هست که من شرمم میاد از این که بگم، این بچه چی میگه! پدرش ازش میپرسه چرا میخوای مجرد بمونی، میگه اگه شوهر کنم شوهر بهم غر میزنه بچه رو اینطوری کن، اونطوری کن، منم نمیخوام. میخوام برم عشق و حال، صفا سیتی، وایبر بازی... اگه مامان این بچه یکم شعور داشت، خودش این چیزا رو به بچه اش ترجیح نمیداد که حالا بچه اش هم همینا رو بخواد. بگذریم. از قدیم گفتن بچه یکی یه دونه یا ... میشه یا .... اما در مورد خواهر و برادر. من اتفاقاً با جاری هام و زن داداشم مشکلی ندارم. همیشه هم به مامانم و مادرشوهرم میگم شما توی دعواهاشون دخالت نکنین. دخترای بدی نیستن. ببینین! من اگه - خدای نکرده - با شوهرم دعوام بشه یا مشکلی تو زندگیم پیش بیاد، محاله به مامانم بگم. چون از شنیدن مشکلات من مریض میشه. اون زن داداشمم که از برادرم جدا شده هم همینطور بود. یعنی 3 سال اینا با هم جنگ و دعوا داشتن و روزی که قهر کرد، مامانش اینا اصلاً باورشون نمیشد. یعنی عروس ما هیچی به مامانش اینا نگفته بود. در حالی که هر وقت دعواشون میشد، مامانم اینا مثل هوخشتره خودشون رو میرسوندن که دعوا رو ختم کنن. کاری که خودم با والدینم میکنم، معلومه که بدم نمیاد که دیگران هم بکنن. یعنی حرمت پدر و مادر رو نگه دارن و اینقدر خون به جیگر این بندگان خدا نکنن. اما من یه فرقی با زن داداشام یا جاری هام دارم. اون اینه که اگه مشکل داشته باشم، به مامان شوهرم هم نمیگم. چون اونم مادره و غصه میخوره. اما پسرا که اصلاً به فکر این چیزا نیستن، عروس ها هم متاسفانه میخوان فقط مشکل زندگیشون حل شه، به چه قیمتی زیاد مهم نیست. من به عنوان یه خواهر به طور مستقیم وارد جزئیات مشکلات برادرام نمیشم و اونا هم هیشوقت به من نمیگن. چون غرورشون جریحه دار میشه. اما مامانم که واسه من تعریف میکنه، وااااقعاً میخوام یه آبدولیاچاگی به داداشام بزنم که اینقدر این بنده خدا رو زجر ندن. بازم میگم. توی اکثریت قریب به اتفاق خونه ها همینه. اما خوب! میشه خونواده ای هم این چیزا رو نداشته باشن. من به عنوان یه بچه، توی بچگی از این که داداش داشتم و این منو سرسخت میکرد و باعث میشد روی پای خودم وایستم راضی بودم. اما الآن به عنوان بچه همون خانواده، دوست داشتم داداش نداشتم، یه دو جین خواهر داشتم. جاریام هم واسه ماماناشون خوب دخترین. کلاً دختر غمخواره. دختر مهربونه. دختر نعمته. دختر آرامشه. نمیگم پسر بده ها!!! اما میگم دختر بهتره. ضمن این که یه نکته ای رو هم بگم: ما آدمای ایده آل رو که مثال نمیزنیم که... حضرت زینب (سلام الله علیها) کجا و من کج و کوله کجا؟ امام حسین (علیه السلام) کجا و شما ها به عنوان برادر کجا؟ قصدم توهین نیستا!!! اما فکر کنم باید واقع بین بود دیگه. پ.ن: بلاخره 3 نقطه رو ترک کردم.
|
|||
|
|
۱۰:۲۸, ۱/مهر/۹۳
شماره ارسال: #86
|
|||
|
|||
|
البته بچه اگه خوب باشه دختر یا پسرش فرق نمیکنه
منتها دختر و پسر هر کدوم رو بهر کاری ساختن |
|||
|
|
۱۲:۱۸, ۱/مهر/۹۳
شماره ارسال: #87
|
|||
|
|||
|
پرسیدن چنین سوالی اونم تو همچین تالاری!! قطعا نتایج از پیش تعیین شده ای بدنبال داره !
اما کلا چنین مسائلی برمیگرده به تجربه شخصی افراد, من در طول زندگیم همیشه از این لحاظ افراد رو ناراضی دیدم ! اکثر آدما از شرایطی که توش زندگی میکنن در ظاهر ناراضی هستند ! من کسایی که تو خونواده پرچمعیت بودن رو میدیم از مشکلات خودشون میگفتن و دلشون میخواست کمتر باشن و برعکس اونایی که خواهر برادر کمی داشتن هم ناراضی بودن ! چون همواره خوشی های زندگی مقابل تو چشمشونه و بدی های اون حتی براشون آرزو میشه !!! اینکه من تو یه مهمونی که همه جمع میشن شاد و خوشحالم بعد از این نتیجه بگیرم خانواده پرجمعیت خیلی خوبه, اصلا منطقی نیست, چون قرار نیست شما یک شب با اونا زندگی کنید و وقتی هم خانواده ها هر چند وقت دور هم جمع میشن که نمیخوان بهشون بد بگذره ! ضمنا کسانی که از خانواده اصلیشون جدا شدن و میگن الان دلم واسه اون دوران پر سروصدا تنگ شده دقیقا واسه اینه که جدا شدن و رفتن ! مثل دوران مدرسه , الان که خیلی وقته برامون از اون دوران گذشته حتی حاضریم نصف زندگیمونو بدیم که فقط یک لحظه به اون زمان برگردیم اما تا اونجایی که من یادمه وقتی مدرسه میرفتیم لحظه شماری میکردیم واسه آخر هفته و تعطیلاتش!! ما الان کلا کم حوصله شدیم چون ما نسلی هستیم که با رایانه بزرگ شدیم, موجودی که همیشه طبق خواسته ما رفتار کرده و اگه یک لحظه مخالف نظر ما عمل کنه عوضش میکنیم یا میندازیمش دور! قطعا این شیوه تعاملی دربرخورد با آدمها جواب نمیده و همین باعث شده بهمون بگن بی حوصله, که بازهم ارتباطی با کم یا زیاد بودن جمعیت خانواده نداره ! مشکل از جای دیگه ست! هستند افرادی که تو خانواده پرجمعیت بودن و دچار افسردگی شدند و حتی دست به خودکشی زدند و زیادند کسانی که تو خانواده کم جمعیت بودند و اصلا دچار این مشکلات نشدند! پس این قضیه کاملا برمیگرده به تربیت خانوادگی افراد و تعریف تفریحات و خوشگذرونی ها تو خانواده! همون بحث انتقاد ناپذیری هم برمیگرده به تربیت خانواده , اینکه افراد در خانواده پرجمعیت مجبور باشند یه سری مسائل رو بپذیرند , فکر میکنید شیوه صحیح تربیتی باشه !!!؟؟؟؟؟ بعید میدونم ! مساله ای هم مطرح شد که درخانواده های کم بضاعت جمعیت بیشتره و خانواده های ثروتمند بچه های کمی دارند! بگذریم از اینکه خود این قضیه باید اثبات بشه !( خواهشا تلویزیون و برنامه صدا و سیما رو زیاد نبینید !! ) اما جمعیت زیاد اون خانواده بخاطر پایین بودند سطح اطلاعات و شیوه های پیشگیری و مسائل دیگه ست, و هدفشون از بچه زیاد هم اینه که در پیری عصای دستشون باشه !!! و موارد دیگه ببینید اون نسلی که الان تمایلی به فرزند نداره اکثرا دهه شصتی هستند یعنی همونایی که در زمان انفجار جمعیتی در ایران بودند, نتیجه اون سیاست غلط این شده که الان همون نسل که مشکلات دوران خودش رو دیده دیگه تمایلی به بچه نداره , از افزایش جمعیت میترسه و ..... عواملی خیلی زیادی در این قضیه دخیله! |
|||
|
|
۱۲:۲۴, ۱/مهر/۹۳
شماره ارسال: #88
|
|||
|
|||
|
عاقا انقدر خواهر خواهر نکنید من داغون شدم
خدایی هیچ کس واسه دختر خواهرش نمی شه![]() من دو تا داداش دارم با بزرگه روابطم خوبه اما کوچیکه روابط اینجوریه ![]() ![]() اما درباره تک بچه ها پسر عمه من به دلایلی تک بچه اس ...انتقاد که خوبه اصن نمی شه بهش بگی بالای چشمت ابرو البته بسیار حاضر جوابه و کم نمیاره پسره16 ساله شبا مامانش باید توی اتاقش بخوابه یعنی چی؟بنده خدا پدر ومادرم چون همینو دارن یعنی روسرشون حلوا حلوا می کنن کافیه اراده کنه اینو می خوام رو هوا اماده اس....حالا ما سه تا بچه ایم هر چیزی بخوایم باید خودمون پولامون رو جمع کنیم کلی صرفه جویی کنیم خودمون بخریم و واقعا لوس و زود رنج و حساس نیستیم کلی پوست کلفت شدیم از بس باهم دعوا کردیم ![]() دوتا دختر عمه دارم فرقی با تک بچه ها ندارن بزرگه 17 سالشه چند روز پیش داشتیم حرف می زدیم بحث شد که چرا دخترا باید ازدواج کنن ایشون شروع کرد به سخنرانی که اره واسه چی باید ازدواج کنیم واسه چی باید بچه دار شیم وانقدر خودمون رو داغون کنیم من هیچ وقت زندگیم رو پای مردا حروم نمی کنم عاقا منو عمه ام اینجوری بودیم ![]() ![]() بعد ما شروع کردیم خیلی قشنگ با استدلال جواب بدیم دختر به این گندگی زد زیر گریه ...یعنی مخالفه من حرف نزنید هرچی من می گم.... یعنی اینا پس فردا تو جامعه با مردم چه جوری می خوان سر کنن.. |
|||
|
|
۱۳:۲۹, ۱/مهر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/مهر/۹۳ ۱۳:۳۲ توسط Mitsonary.)
شماره ارسال: #89
|
|||
|
|||
(۱/مهر/۹۳ ۶:۳۰)زینب خانوم نوشته است: کلاً دختر غمخواره. دختر مهربونه. دختر نعمته. دختر آرامشه. «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: الْبَنَاتُ حَسَنَاتٌ وَ الْبَنُونَ نِعْمَةٌ فَإِنَّمَا یُثَابُ عَلَى الْحَسَنَاتِ وَ یُسْأَلُ عَنِ النِّعْمَةِ»؛ از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است: دختران، حسنهاند و پسران نعمت و (روز قیامت) براى حسنه پاداش داده میشود و از نعمت سؤال خواهد شد. بنابر این روایت مشخص می شود که داشتن فرزند پسر نعمتی از جانب خداوند متعال است پس انسان باید قدر و ارزش فرزند پسر را هم مانند فرزند دختر بداند و او را خوب و درست تربیت کند. در واقع پسر داشتن نیز نعمت بزرگی است از سوی خداوند متعال. ![]() سعی می کنیم واقع بین باشیم ، سبک زندگی ما ، الگو برداری از ائمه است ، نه جامعه ، نه آداپته کردن خودمون با این شرایط کنونی ، اگر قراره تحولی هم صورت بگیره اینه که تربیت صحیح فرزند ها رو یاد بگیریم ، نه اینکه تعداد نسل ذکور رو بیاریم پایین ، چون بچه ی دختر شیرین تره!
|
|||
|
|
۱۴:۰۶, ۱/مهر/۹۳
شماره ارسال: #90
|
|||
|
|||
|
فیوز من پرید
من دوباره خاموش شدم لطفا یکی من رو روشن کنه نقل قول:اما در مورد خواهر و برادر.کی بود؟ کی بود؟ من نبودم!(قسمت پنجم: تیشه ها و کلیشه ها) شمامی گین داداش ها و زن داداش هاتون آدمای درستی بودن (از این نظر) و مشکلاتشون رو به مادرشون انتقال نمی دادن ولی: نقل قول:اما پسرا که اصلاً به فکر این چیزا نیستن، عروس ها هم متاسفانه میخوان فقط مشکل زندگیشون حل شه، به چه قیمتی زیاد مهم نیست.اما اینجا می گین که انتقال می دن؟ من نمی دونم آبدولیاچاگی چی هست به چه دردی می خوره اما دو تا قمه دارم زیر تختم موقع دعوا هر کی خواست در پ.خ بگه تا بهش قرض بدم *** بریم سر اصل مطلب یعنی بحث «کی بود؟ کی بود؟ من نبودم!» اینکه یه پسر بد هست یا یه دختر بد هست به تربیتش مربوطه. سهواً یا عمداً به ذاتشون مربوط نیست. دختر داریم غم خوار مادر دختر داریم پول خوار مادر پسر هم همینطور |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| خواهر و برادر-همسران-پدر و دختر | soheyl68 | 2 | 1,382 |
۲۳/اردیبهشت/۹۵ ۲۳:۳۱ آخرین ارسال: soheyl68 |
|





![[تصویر: jamyat.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8140738576/jamyat.jpg)









)
.![[تصویر: biggrin.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/biggrin.png)



خدایی هیچ کس واسه دختر خواهرش نمی شه


یعنی چی؟
