کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 18 رای - 4.72 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شعر و شهادت
۸:۳۰, ۲۱/اردیبهشت/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۱ ۱۰:۰۷ توسط netlog36.)
شماره ارسال: #1
آواتار
ندیدم آینه ای چون لباس خاکی ها
همان قبیله که بودند غرق پاکی ها

به عشق زنده شدن((عند ربهم))بودند
شدست حاصل آنها زسینه چاکی ها

دلیل غربتشان اهل خاک بودن ماست
نه بی مزار شدن ها،نه بی پلاکی ها

به آسمان که رسیدند رو به ما گفتند:
زمین چقدر حقیر است ؛آی خاکی ها!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yektasepas ، mohamad ، Farzaneh ، 59-11(یامهدی) ، tiyam ، نگار ، شهیدطیبه واعظی ، m.hossein ، meshkat ، yamin ، سید هادی ، saloomeh ، hajiali.m ، مفقود الاثر ، میثاق ، شیدا ، hesam110 ، nafas ، *مهاجر* ، آلاله ، لبخند خدا ، Justice Bringer ، fiftynine ، بچه های گمنام ، آفتاب

آغاز صفحه 12 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۰:۳۹, ۶/مهر/۹۳
شماره ارسال: #111
آواتار
خیابان، دوربین و آب و قرآن، ... اولین برداشت
کسی در صحنه خم شد، ساک خود را از زمین برداشت
تریبون‌ها ـ پر از احساس ـ رفتن را هجی کردند
تمام شهر را آوازهای آتشین برداشت
بیا «ای لشگر صاحب زمان آماده باش» اکنون
وطن یا دین؟ برای هردو باید تیغ کین برداشت
در این‌جا ـ صحنه‌ی دوم ـ غبار و خون و باروت است
کلاش کهنه را بازی‌گر ما با یقین برداشت
دل‌اش در بند بود و ... بند پوتین خودش را بست
قدم‌های خودش را عاشقانه تا کمین برداشت
ـ شروع جلوه‌ی ویژه‌ ـ شب و مین، کاوش و ... می‌ریخت
اناری دانه‌دانه خون خود را روی این برداشت
اناری دانه‌دانه بسته شد، مردی کبوتر شد
ولی در پشت‌جبهه مادری تا خورد، چین برداشت
... و روی شانه‌ی مردم، سبک‌تر می‌وزید از باد
مکعب، خالی‌خالی، خیابان، واپسین برداشت!
رضا علی‌اکبری
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: N.Mahdavian ، علی امینی ، netlog36
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا