کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مهم ترین درس قیام امام حسین (علیه السلام)
۱۷:۰۷, ۳/آبان/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام دوستان.
به نظر شما مهم ترین درسی که از قیام امام حسین (علیه السلام) می توان گرفت چیه؟

به نظر من که اینه:

تهدیدمان کنند
تحریممان کنند
لب تشنه جان دهیم
سازش نمی کیم
لطفاً شما هم نظرتونو در این باره بیان کنید.
با تشکر.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۱۵, ۳/آبان/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
مکارم اخلاق...
این‌که انسان به‌خاطر هیچ چیز نباید عزت نفسش،کرامت نفسش،انسانیتش رو زیر پا بگذاره..حتی به قیمت جانش و به بهای خون عزیزترین‌هاش..
اینکه هر لحظه کربلاست،هر لحظه باید انتخاب کنی بین خوب بودن،کار خوب کردن با بد بودن و زیر پا گذاشتن انسانیت و دین‌داری...

مواظب باشیم توو دینداری‌مون...

امضای Hadith
بیایید ارتباطمان را هر روز با حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) حفظ کنیم.
حتی به اندازه ی خواندن یک دعای فرج و
یـا ذکر صلواتی با تقدیم ثواب آن به امام زمانمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)..
و یار امام زمانمان باشیم،حداقل به اندازه ی ترک یک گــــــناه..

[تصویر: Marg.jpg]

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۰۹, ۳/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/آبان/۹۳ ۲۰:۱۰ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #3

در وصیت آن حضرت هنگام خروج از مدینه به برادرش محمد حنفیه آمده است:
من برای تفریج ، تفرًج ،استکبار ،فساد و ظلم خارج نمیشوم بلکه برای اصلاح امتً جدم خارج میشوم و تصمیم دارم امر به معروف ونهی از منکر کنم و سیره جدم رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و پدرم علی (علیه السلام) را احیاء کنم.
علاوه بر این درس آزادگی ، برادری و اخوت ، بردباری و تحمل رنج ، درس غیرت درس استغنا داد به قول شخصی :
نقل قول:حسین بن علی روح تازه دمید ، خونها را به جوش آورد ، غیرتها را تحریک کرد ، عشق و ایده آل به مردم داد ، حس استغنا در مردم به وجود آورد
بخوام سو استفاده کنم هرزنامه (زهرنامه)ای عریض و طویل خدمتان ارایه میدم اما درست نیست ...
از اهل کوفه (نه شیعیان و بزرگان کوفه) چه درسی گرفتیم که فراموشش نمی کنیم !
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۰۷, ۴/آبان/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
بسم ربِّ شهدإ و صدّیقین

امام حسین(علیه السلام) سومین امام شیعیان،فرزند علی ابن ابیطالب(علیه السلام) و حضرت فاطمه ی زهرا(سلام الله علیها)و نوه ی دختری آخرین پیامبر خداست.ایشان بعد از شهادت برادر بزرگوار خویش امام حسن مجتبی(علیه السلام) در سال 49 هجری و در سن 47 سالگی به امامت رسیدند.10سال ابتدایی امامت ایشلن برابر با خلافت معاویه بود.بعد از مرگ معاویه،پسرش یزید به خلافت رسید و از امام(علیه السلام)خواست که با او بیعت کند.ولی امام(علیه السلام) با این امر مخالفت نمودند و دلیل مخالفتشان را اینگونه بیان فرمودند:« یزید مردی است شراب خوار که دستش به خون افراد بی گناه آلوده شده،شخصی است که حریم دستورهای الهی را در هم می شکند و آشکارا مرتکب فسق و فجور می شود.»1
امام (علیه السلام) بعد از بیان فضیلت های خود و خاندان خویش اینطور ادامه دادند:« آیا رواست شخصیتی همچون من با آن سوابق درخشان و اصالت خانوادگی،با چنین مرد فاسدی بیعت کند و باید در این زمینه شما و ما،آینده را در نظر بگیریم و خواهید دید که کدام یک از ما سزاوار و لایق خلافت و رهبری امت اسلامی و شایسته ی بیعت مردم است.»2 امام به نشانه ی اعتراض و قیام علیه خلافت یزید،مدینه را به قصد مکه ترک نمودند.در این زمان،مردم کوفه که از عزیمت امام به مکه با خبر شده بودند،نامه های بسیاری به امام(علیه السلام)نوشتند و از ایشان خواستند که به کوفه بیاید و امامت و رهبری آنان را بر عهده بگیرند. چون یزید قصد داشت امام (علیه السلام) را در مکه و بیت الله الحرام به قتل برساند،امام(علیه السلام)برای اینکه حرمت خانه ی خدا از بین نرود حج خود را نیمه کاره رها نمودند و از مکه خارج شدند و چون اِسرار بسیار زیاد مردم کوفه را دیدند به سمت کوفه رهسپار شدند،با اینکه می دانستند کوفیان ایشان را خواهند کشت چرا که در مسیر کوفه فرمودند:«از طرفی این بنی امیه مرا تهدید نمودند و(از طرف دیگر) اینها دعوت نامه های مردم کوفه است که به سوی من فرستاده اند و همین مردم کوفه هستند که مرا خواهند کشت و چون دست به این جنایت زدند و احترام اوامر خدا را در هم شکستند خدا نیز کسی را بر آنان مسلط خواهد نمود که آن ها را به قتل برساند و آنچنان خوار و ذلیلشان کند که ذلیل تر از کهنه پاره ی زنان گردند.»3 یزید عبیدالله ابن زیاد را حاکم کوفه منصوب کرد تا مانع بیعت مردم کوفه با امام(علیه السلام)شود.ابن زیاد وقتی وارد کوفه شد،با تهدید و وعده های مختلف مردم کوفه را از حمایت امام(علیه السلام)باز داشت.او همچنین مسلم ابن عقیل،پسر عمو و فرستاده ی امام(علیه السلام) به کوفه را به شهادت رساند.همچنین لشگری را به فََرماندهی حربن یزید ریاهی به سمت امام(علیه السلام) فرستاد تا ما نع ورود امام(علیه السلام) به کوفه گردد.حر به امام(علیه السلام) گفت که به کوفه نیاید و به مدینه هم باز نگردد.امام(علیه السلام) به ناچار راه کربلا را در پیش گرفتند،و سرانجام امام حسین(علیه السلام) روز شنبه،دهم محرم سال 61 هجری،بعد از نماز ظهر،با لبی تشنه و مظلومانه به شهادت رسیدند،در حالی که برای رضای خدا در برابر ستم گستران استقامت کرده بود.4

انگیزه های قیام امام حسین(علیه السلام)

امام(علیه السلام) بارها در طول سفر خود از مدینه تا کربلا،عنوان کرده بودند که به شهادت خواهند رسید.پس نمی توان گفت که هدف امام(علیه السلام) خلافت و یا... بود.پس هدفی دیگر و انگیزه ای برتر از مقام های دنیایی در دل امام(علیه السلام) بود که امام(علیه السلام) با زنان،فرزندان،نزدیکان و عزیزان خود راهی سرزمینی غریب و بیابانی سوزان شد.امام(علیه السلام) خود این چنین می فرمایند:«اگر آنان از من تقاضای بیعت هم نکنند من باز هم آرام نخواهم نشست،زیرا اختلاف من با دستگاه خلافت تنها بر سر بیعت با یزید نیست که با سکوت آنان در موضوع بیعت،من نیز سکوت اختیار کنم،بلکه وجود یزید و خاندان وی موجب پیدایش ستم و گسترش فساد و تغییر در احکام اسلام شده و این وظیفه ی من است که در راه اصلاح این مفاسد و امر به معروف و نهی از منکر و احیای قانون جدم رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)وزنده کردن راه و رسم پدرم علی(علیه السلام)و بسط عدل و داد به پا خیزم و ریشه ی این نا به سامانی ها،یعنی خاندان بنی امیه را قلع و قمع نمایم و همه ی جهانیان بدانند که حسین جاه طلب،طالب مقام و ثروت،شرور،مفسد و اخلالگر نبود و این حالت از روز اول تا ساعت آخر و تا لحظه ی آخر در روح حسین(علیه السلام) متجلی و متبلور بود.»5
امام(علیه السلام) در جایی دیگر انگیزه ی قیام و مبارزه ی خود را چنین بیان می فرمایند:«انگیزه ی قیام و مبارزه ی من پیدایش ظلم و فساد و تغییر قوانین اسلام است و هدف از این حرکت انقلابی،جز امر به معروف و نهی از منکر و از بین بردن مفاسد و پیاده کردن احکام فراموش شده و تغییر یافته ی اسلام چیز دیگری نیست.»6 امام(علیه السلام) در پاسخ ام سلمه (همسر پیامبر) که گفته بود،از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شنیده م که فرمود: فرزندم حسین در خاک عراق و در محلی به نام کربلا کشته خواهد شد،فرمودند:« مادر! (گمان نکن که از این جریان تنها تو مطلع هستی) خود نیز بهتر از تو می دانم که به ستم و دشمنی کشته خواهم شد و سرم از تنم جدا می شود.خداوند بزرگ چنین خواسته است که حرم و اهل بیت من آواره و فرزندانم شهید و به زنجیر اسارت کشیده شوند و فریاد داد خواهی کنند،ولی کمک و فریاد رسی پیدا نکنند.»7 امام حسین(علیه السلام) با ذکر نام و یاد خدا در نامه ای به برادر خود،محمد حنفیه این طور بیان فرمودند:« این وصیت حسین بن علی است به برادرش محمد حنفیه.حسین گواهی می دهد به توحید و یگانگی خداوند و این که برای خدا شریکی نیست و محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بنده و فرستاده ی اوست و آیین حق(دین اسلام) را از سوی خدا(برای جهانیان) آورده است و شهادت می دهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پیوست و خداوند همه ی انسان ها را در چنین روزی زنده خواهد نمود. من نه از روی خودخواهی و یا برای خوش گذرانی و نه برای فساد و ستم گری از شهر خود بیرون آمدم،بلکه هدف من از این سفر امر به معروف و نهی از منکر و خواسته ام از این حرکت،اصلاح مفاسد امت و احیای سنت و قانون جدم،رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)،و راه و رسم پدرم علی بن ابیطالب(علیه السلام)است.پس هر کس این حقیقت را از من بپذیرد(و از من پیروی کند)راه خدا را پذیرفته است و هر کس رد کند(و از من پیروی نکند)من با صبر و استقامت(راه خود را)در پیش خواهم گرفت تا خدا در میان من و بنی امیه حکم کند که او بهترین حاکم است.و برادر!این است وصیت من به تو و توفیق از طرف خداست،بر او توکل می کنم و برگشتم به سوی اوست.»8 با توجه به فرمایشات امام(علیه السلام) از مدینه تا کربلا،در می یابیم که امام(علیه السلام) خود ،بهتر از هر کس دیگری می دانستند که مردم کوفه نه تنها با ایشان بیعت نمی کنند،بلکه علیه ایشان شمشیر خواهند کشید و ایشان را به شهادت خواهند رساند.پس چه انگیزه ای بود که امام(علیه السلام) بخاطر آن خود و بهترین عزیزان،نزدیکان و دوستان خود را به رنج و زحمت انداخته و راهی غربت کرد. همانطور که امام(علیه السلام) بارها می فرمایند،هدف ایشان از این قیام زنده نگه داشتن دین اسلام،سنت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و راه و روش پدر بزرگوارشان بود.همچنین امر به معروف و نهی از منکر را از دیگر اهداف مهم این قیام برشمردند. اینک این پرسش پیش می آید که،با به قدرت رسیدن یزید چه تهدیدی متوجه اسلام و مسلمین خواهد شد؟ پاسخ را باید در شخصیت یزید جست و جو نمود.یزید جوانی شرابخوار،سگباز،و اهل میمون بازی و خوشگذرانی بود.او به قیامت اعتقاد نداشت.بی بند و بار و اهل لهو و لعب بود9.اکنون معلوم است اگر چنین فردی جانشین پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)معرفی می شد،چه فاجعه ی بزرگی به بار می آمد و باید فاتحه ی اسلام را می خواندند.اما قیام امام حسین(علیه السلام) و شهادت مظلومانه و جانسوز ایشان و یاران و نزدیکانشان و همچنین اسارت اهل بیت امام(علیه السلام) باعث شد تا مردم حقیقت وجودی یزید را دانسته و پرچم مخالفت با او را بر افرازند.البته باید به روشنگری های حضرت زینب(سلام الله علیها)،آن شیر زن کربلا و پیام رسان اهداف قیام امام(علیه السلام) اشاره نمود،که در کنار برادر زاده ی خویش،امام سجاد(علیه السلام) به معرفی شخصیت یزیدیان و جنایت های آنان در کربلا پرداخت و یزیدیان را رسوا ساختند،که باعث شد قیام های زیادی علیه یزیدیان به راه افتد.


حسین(علیه السلام) بیشتر از اینکه تشنه ی آب باشد،تشنه ی لبیک بودند.
کیست که با یاری حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف)امام حسین(علیه السلام)را یاری دهد؟
آیا بهتر نیست ما چون کوفیان نباشیم و پسرش مهدی فاطمه(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را یاری کنیم؟
آیا کسی هست که مهدی(علیه السلام) را یاری کند...
کیست مرا یاری کند...

پاورقی
1- سخنان حسین بن علی(علیه السلام)،آیة الله محمد صادق نجمی،ص 36
2- همان
3- سخنان حسین بن علی(علیه السلام) ،آیة الله محمد صادق نجمی ،ص 126
4- زندگی نامه ی چهارده معصوم،ثقة الاسلام مرحوم حاج شیخ عباس قمی، ص 145
5- سخنان حسین بن علی(علیه السلام) ،آیة الله محمد صادق نجمی ،ص 57
6- سخنان حسین بن علی(علیه السلام) ،آیة الله محمد صادق نجمی ،ص 164

7- سخنان حسین بن علی(علیه السلام) ،آیة الله محمد صادق نجمی ،ص 50

8- سخنان حسین بن علی(علیه السلام) ،آیة الله محمد صادق نجمی ،ص 56

9- فرهنگ الفبایی عاشورا و شهادت،شهادت نامه،مهدی وحیدی صدری،ص 611
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۸:۴۵, ۱۵/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #5

تو واقعا از "انصار و اعوان" حسین بودیو برای همین اطاعت امر حسین را به پیش حسین بودن ترجیح دادی
" وَ الْمُسارِعينَ اِلَيْهِ في قَضاءِ حَوائِجِهِ" را امینانه رعایت کردی و به سمت کوفه تاختی
و همین چیزها بود که"والمستشهدین بین یدیه" را نصیب تو کرد
کور باد آن چشمی که نفهمد
"بین یدیه" را
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  پذیرش ولایت علی علیه السلام شرط ایمان در ادیان پیش از اسلام!! علی 110 38 17,924 ۲۸/مرداد/۹۵ ۲۳:۳۹
آخرین ارسال: irantrn
  آیا امام حسین (علیه السلام) مظلوم است؟؟ لبخند خدا 27 7,248 ۱۵/آبان/۹۴ ۱۴:۳۳
آخرین ارسال: مصباح
  هفتاد فضیلتی که فقط حضرت علی (علیه السلام) آن ها را داشت ghoran 7 1,867 ۱۵/مرداد/۹۴ ۹:۳۱
آخرین ارسال: zaviyehdid
  اثبات امامت مولا علی (علیه السلام) مباحثه وحید110 112 31,922 ۱۵/مرداد/۹۴ ۸:۵۷
آخرین ارسال: zaviyehdid
  《~■~ خضر نبی(علیه السلام) در سوگ امیر(علیه السلام) ~■~》 آوا 0 653 ۱۷/تیر/۹۴ ۱۲:۴۳
آخرین ارسال: آوا
  روز خاتم بخشی حضرت علی (علیه السلام) aboutorab 3 1,420 ۲۷/مهر/۹۳ ۱۶:۰۳
آخرین ارسال: آفتاب
  چرا «حبّ علی علیه السلام» نشانه ایمان است، نه حبّ پیامبر اکرم راوی110 0 926 ۱۹/مهر/۹۳ ۱۵:۱۷
آخرین ارسال: راوی110

پرش در بین بخشها:


بالا