کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
وسوسه های ازار دهنده
۲۳:۴۳, ۱۶/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آبان/۹۳ ۰:۱۳ توسط sharmandeh.)
شماره ارسال: #1

سلام دوستان مهربان و مومنم ...
خوشحالم که باز هم میتونم اینجا مشکلم رو بیان کنم و از شما یاری بخوام ...
قبل از هر چیز باز هم اگه تاپیک در جای مناسبش ایجاد نشده عذر میخوام
من از بچگی متاسفانه مرتکب گناهی میشدم ... بگذریم نمیخوام زیاد بازش کنم چون خوبیت نداره تعریف کردن گناه ...
خلاصه تو این چند سال هم از نظر روحی و م جسمی خیلی متضرر شدم به خاطر گناهام ...
اما خوشبختانه مدتیه که تصمیم جدی گرفتم که ترکش کنم ... و خدا رو شکر موفق هم شدم ...
من تو زندگی م دچار مشکلاتی بودم ... بیشتر مشکلاتم ناشی از تفکراتم منفی ام بود .. که اون هم از همون گناهه ناشی میشه ...
همیشه احساس سر خوردگی و شکست میکنم ... همیشه منزوی بودم .. همیشه فکر میکردم تو کار هام شکست میخورم ...
و واقعا همین طور هم میشد ... همیشه در همه ی ابعاد در حال شکست خوردن بودم ...
تا وقتی که تصمیم گرفتم دیگه تا میتونم مرتکب عمل گناهی نشم و همچنین این احساس شکست ها و ... رو از بین ببرم ...
تا اینکه مدتی قبل دوستم مستند راز رو به من معرفی کرد ...
این مستند رو دیدم و بهش عمل کردم ...و واقعا در همون چند روز اول نتیجه ش رو دیدم ... واقعا زندگیم عوض شد .. و بیشتر اون افکار مثبتی که تو ذهنم اوردم روز های بعدش اتفاق افتاد .. واقعا چند روز احساس خوشبختی می کردم ...
به خودم گفتم در کنار این تقویت افکار مثبت .. گناهان رو هم که کنار گذاشتم خدا هم بهم کمک میکنه و دیگه نور علی نور میشه ...
همین جوری خوش بودم که این وسوسه ی لعنتی اومد سراغم ...
یه چیزی درونم من رو وسوسه میکنه ..." حس میکنم که نباید به ترفند های مستند راز عمل میکردم ... چون این نوعی شرک یا کفر محسوب میشه ... فقط باید به همون توکل به خدا و ترک گناهان بسنده میکردم و خدا خودش زندگیم رو روبراه می کرد "..
این احساس گناه هی درونم شعله ور میشه ... این احساس یا وسواس یا هر چیزی که اسمش رو میذارن .. بهم میگه که اگر بخوای با تقویت افکار مثبت و عمل کردن به توصیه های مستند راز زندگی خوبی داشته باشی .. شرک محسوب بشه و فقط باید از خدا بخوای ...
از طرفی هم لحظه ای بعد به این فکر میکنم که خب این "دریافت انرژی از هستی" هم خودش نشانه ی قدرت و تقدیر خدا و نظم و نظام جهان هستی هست که من دارم به طور مشروع ازش استفاده میکنم ... مثل انرژی خورشید که خداوند قرار داده و استفاده میکنیم بدون اینکه گناه محسوب بشه ..
این افکار ضد و نقیض که سراغم میاد خیلی دچار اضطراب و استرس میشم .. بدنم میلرزه ... زندگی رو واسم ناخوشایند میکنه ...
یه چند ساعت که سعی میکنم به این وسوسه ها اعتنایی نداشته باشم و بنا رو بذارم به اعتماد به خدا ... خیلی احساس ارامش میکنم اما چند ساعت بیشتر طول نمیکشه که افکار وسواسی به شکل دیگری سراغم میاد و اینبار کلا اعتقاداتم به خدا و ائمه رو نشونه میره ...
خیلی اذیت میشم .. نماز شب هم چند شبه که میخونم ... از خود خدا میخوام نجاتم بده از این افکار .. اما گاهی درست همون لحظه ی شیرین که به خدا و رحمتش فکر میکنم .. افکار کفر امیز به ذهنم هجوم میارن ...
کلا هر چی میخوام از این افکار رهایی پیدا کنم برای مدتی موفق میشم اما دوباره نوع تفکر عوض میشه و میاد سراغم
خیلی بده این جنگ درون ذهنم ...
یه لحظه ادم کلا از زندگی نا امید میشه ..
یه کم هم در مورد وسواس تو نت سرچ کردم و راهکارهاش رو خوندم ... امیدوارم بتونم اجراش کنم ..
میخواستم ببینم که شما دوستان حدیث یا راهکاری در این مورد دارید ؟؟
ایا اینها همون وسوسه های شیطان هست ؟؟؟
خیلی میترسم اعتقادتم ضعیف بشه ...
هر لحظه از حمله ی این افکار میترسم ...
من چند روز زندگی ششیرین و پاک رو داشتم تجربه میکردم و کلی هم برنامه ریزی واسه اینده کرده بودم ... اما این وسوسه ها حتی توان رسیدگی به کارهای روزمره رو هم از من گرفته ...
واسم دعا کنید و اگه نظری دارید در این مورد بگین ...
اجرتون هم با خود اقا صاحب الزمان (علیه السلام)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahpare ، ساقی ، MohammadMeraj ، مجتبی110 ، آفتاب ، Mohammad Trust ، قلب ، آسمانه سجادی ، آیدا77

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۴:۰۵, ۲۰/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آبان/۹۳ ۱۷:۳۳ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #31

(۱۸/آبان/۹۳ ۲۰:۳۷)محمدهادی نوشته است:  آیه که واضحه؛ می فرماید در عین ایمان آوردن، مشرکند
در تلاش برای پی بردن به معنای آیات قرآن کریم، واجب هست که به دنبال آیات دیگری بگردیم که ما رو در فهم بهتر ماجرا کمک کنن. یک قسمتش اینه که به آیات قبل و بعد نگاه کنیم.
در مورد حاضر:
سوره یوسف: وَ مَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَ هُمْ مُشْرِكُونَ (106) أَفَأَمِنُوا أَنْ تَأْتِيَهُمْ غَاشِيَةٌ مِنْ عَذَابِ اللَّهِ أَوْ تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً وَ هُمْ لَا يَشْعُرُونَ (107)
و بيشترشان به خدا ايمان نمى‌آورند جز اينکه مشرکند. (106) آيا ايمنی یافته‌اند از اينکه عذاب فراگیر خدا به آنان رسد، يا قيامت به ناگاه به آنان فرا رسد و آنان درنیابند (107)

آیه‌ی 107 در ادامه میاد و درباره‌ی همون افراد توضیح میده.
پس صددرصد واضحه که خداوند اون افراد رو لایق عذاب میدونه و خسران کرده در روز قیامت.
پس نظر شما که گفتید شرک ِ مورد صحبت ِ آیه جای سخت گرفتن نداره و کسی باهاش جهنم نمیره، بر مبنای قرآن کریم رد میشه.
به دلیل وضوح کامل دلیل، و استناد به خود قرآن کریم، این نتیجه‌گیری قطعیت تمام داره.
(اگر براتون به این واضحی که میگم نیست، لطفاً ابتدا با دقت بسیار فراوان بررسی کنید، و سپس اگر براتون واضح نشد، لطفاً اشکال کنید و ابهامش رو توضیح بفرمایید)


(۱۸/آبان/۹۳ ۲۰:۳۷)محمدهادی نوشته است:  اما اگر شما چنین مطلبی را استنباط نمی کنید به تفاسیر رجوع کنید
بسیار بسیار عالی هست که به تفاسیر رجوع بشه.
اما منطقاً مساوی با پذیرش ِ بی‌قید و شرط نیست(توضیح. توضیح بیشتر).

با وجود حصول صددرصد نتیجه‌ی مورد بحث از آیه 107، تفاسیری که آوردید رو بررسی می‌کنیم:

(۱۸/آبان/۹۳ ۲۰:۳۷)محمدهادی نوشته است:  
رواياتى در معناى جمله ! (ما يؤمن اكثرهم بالله الّا و هم مشركون)
در تفسير قمى به سند خود از فضيل از ابى جعفر (عليه السلام) روايت كرده كه در ذيل جمله (ما يؤمن اكثرهم باللّه الا و هم مشركون ) فرموده: مقصود از آن، شرك طاعت است، نه شرك در عبادت، يعنى معصيت هايى كه ارتكاب مى شوند در حقيقت شرك در اطاعت است و گنهكاران با گناه خود شيطان را اطاعت كرده اند.
(۱۸/آبان/۹۳ ۲۰:۳۷)محمدهادی نوشته است:  
و نيز در همين كتاب از مالك بن عطيه از ابى عبداللّه (عليه السلام) روايت كرده كه در ذيل آيه شريفه فرموده: مقصود از اين شرك اين است كه كسى بگويد: اگر فلانى نبود من هلاك شده بودم، و اگر فلانى نبود من به فلان منفعت و فلان خير مى رسيدم، و اگر فلانى نبود زن و بچه من از دستم رفته بودند، زيرا چنين كسى براى خدا در ملك او شريكى قايل شده كه آن شريك روزيش مى دهد، و يا بلا را از او دفع مى كند. آنگاه مى گويد عرض كردم: حال اگر كسى چنين بگويد: (اگر خدا فلانى را نرسانده بود من هلاك مى شدم ) چطور آيا اين هم شرك است ؟ فرمود: اين خوبست و اشكالى ندارد.
(۱۸/آبان/۹۳ ۲۰:۳۷)محمدهادی نوشته است:  
و نيز در همين كتاب از زراره روايت كرده كه گفت: از حضرت ابى جعفر (عليه السلام) پرسيدم چه مى فرمائى در آيه (و ما يؤمن اكثرهم باللّه الا و هم مشركون )؟ فرمود: يكى از مثالهاى اين شرك اين است كه كسى بگويد: نه بجان تو.
مؤلف: مقصود آن حضرت اين است كه كسى بغير خدا قسم بخورد، چون غير خدا را به نحوى تعظيم كرده كه ذاتا لايق و مستحق آن نيست، و اخبار در اين باره زياد است.
هیچکدام از سه روایت بالا هیچ منظوری در جهت نظر شما نداره!

شما گفته بودید:
(۱۷/آبان/۹۳ ۱۴:۴۲)محمدهادی نوشته است:  نگران نباش هممون مشرکیم (جز تک و توک از مردم)، خیلی سخت نگیر
و ما یومن اکثرهم الا و هم مشرکون

منتهی این شرکی نیست که خداوند ببرمون جهنم
و بنده پرسیده بودم:
(۱۸/آبان/۹۳ ۱۸:۵۶)درست پسند نوشته است:  بر اساس چه دلیلی از اون آیه چنین نتیجه‌ای گرفتید؟


(۱۸/آبان/۹۳ ۲۰:۳۷)محمدهادی نوشته است:  مثلا استاد جوادی آملی می فرمایند:
فرموده است : و ما يومن اكثرهم بالله الا و هم مشركون ؛ يعنى بيشتر مؤ منان مشرك اند، پس بيشتر شان به نجاست باطنى آلوده اند، گرچه در ظاهر پاك به شمار آيند؛ زيرا جز خداى متعال ، ديگرى را ديدن و تكيه و اطمينان به غير او داشتن و استناد در گفتار و كردار به غير او، در باطن ، شرك است و با توحيد خالص ‍ مخالف ...روایاتی در مورد این آیه:
این تفسیر هم مانند روایات بالا، هیچ منظوری در جهت نظر شما نداره!


(۱۸/آبان/۹۳ ۲۰:۳۷)محمدهادی نوشته است:  
و در تفسير عياشى از محمد بن فضيل از حضرت رضا (عليه السلام) روايت كرده كه فرمود: مقصود شركى است كه به حد كفر نرسيده باشد.
این روایت منظوری در جهت نظر شما داره.

پس دقیقتر بررسی می‌کنیم.
این روایت ظاهراً مؤید نظر شماست،
اما برای برداشت معنای احادیث، باید بسیار بسیار محتاطانه و پس از مطابقت با محکمات قرآن کریم عمل کرد.

پیرامون نحوه‌ی بررسی احادیث:
در دو ارسال از این تاپیک توضیحات نسبتاً خوبی داده شده، که در دو نقل‌قول می‌آورم(ممکنه خودتون بدونید، اما برای هرکسی که ببینه و بخواد بدونه میارم):
(۱۷/آذر/۹۲ ۱:۱۷)درست پسند نوشته است:  سلام

جایگاه احادیث در دین اسلام چیست؟

سوره نحل، آیه 89: وَ يَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَـؤُلاء وَ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً وَ بُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ
روزى كه در هر امتى گواهى از خودشان بر آنها برانگيزيم و تو را هم بر اين امت گواه آوريم، و اين كتاب را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتى است.

سوره اعراف، آیه 52: وَ لَقَدْ جِئْنَاهُم بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
و به راستى ما براى آنان كتابى آورديم كه آن را بر اساس علم تفصيل داديم تا براى قومى كه ايمان می‌آورند هدايت و رحمتى باشد.

یعنی ابتدا محکمات قرآن هستن که حقیقت دین رو مشخص میکنن، و سپس در تفسیر آیات قرآن، احادیثی که با قرآن و عقل اثبات‌گرا مخالفت ندارن و سندیت محکمی دارن مورد استفاده قرار می‌گیرن.
به عبارت دیگه، ابتدا این احادیث هستن که با محکمات قرآن تفسیر میشن! اگه معنایی مخالف محکمات قرآن از اونها برداشت بشه، پس یا برداشت غلطه، یا حدیث مردوده. محکمترین سندیت هم نمیتونه این قضیه رو متفاوت کنه.

امام رضا (علیه السلام)می‌فرمایند: لا تَطلُبُوا الهُدی فی غَیرِالقُرآنِ فَتَضِلّوا
هدایت را جز از قرآن مجویید که گمراه خواهید شد.
امالی صدوق /438

نقل قول:در حديث صحيح از حضرت امام محمد باقر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) منقول است: زني آمد به خدمت حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و گفت يا رسول الله چيست حق شوهر بر زن، فرمود لازم است که اطاعت شوهر بکند و نا فرماني او نکند واز خانهٌ او بي رخصت تصديق نکند و روزهٌ سنت بي رخصت او ندارد و هروقت ارادهٌ نزديکي او کند مضايقه نکند، اگر چه بر پشت پالان شتر باشد و از خانه ٌ او بي رخصت او بدر نرود و اگر بی رخصت بدر رود، ملائکه ٌآسمان و زمين و ملائکهٌ غضب و ملائکهٌ رحمت همه او را لعنت کنند تا به خانه برگردد." (حلية المتقين، ص 114 و 115 محمد باقر مجلسي)
در این صفحه از حلیة المتقین ادامه‌ی این حدیث رو اینگونه نوشته(نقطه‌ها و علائم نگارشیِ دیگه از منه! لازم بود!):
نقل قول:گفت يا رسول اللّه، حق كى بر مرد از همه كس عظيمتر است؟ فرمود كه حق پدر. گفت حق كى بر زن از همه عظيمتر است؟ فرمود كه حق شوهر. پرسيد كه من بر شوهر آنقدر حق ندارم كه او بر من دارد؟ فرمود كه از صد تا يكى. كه آنزن گفت كه قسم ميخورم بآن خدائيكه ترا بحقيقت فرستاده است كه هرگز شوهر نكنم .
!!
و در ادامه‌ی این صفحه از حلیة المتقین، احادیث دیگه‌ای رو نیز می‌یابیم که اخیراً در تالار مطرح شده ولی همچنان بسیاری‌شون تفسیر نشده باقی موندن(با وجود درخواست مکرر در تاپیک مربوطه).

تنها پس از تفسیر حدیث طبق قرآن میتونیم به صحت یا عدم صحتش پی ببریم.
منظور از حدیث صحیح چیه، وقتی که هنوز نتونسته باشیم طبق قرآن تفسیرش کنیم؟

پشت پالان شتر(یعنی هنگام عزیمت، چه در سفر برون‌شهری، چه در سفر درون‌شهری) یه مکان خلوت نیست و نمیشه برای خلوت زن و شوهر مورد استفاده قرار بگیره.
در این صورت «برآوردن نیاز پشت شتر» چطور با حیا و غیرت قابل جمع هست؟
توصیه به چنین امری چطور میتونه به حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه(علیهم‌السلام) نسبت داده بشه؟
مگر اینکه اون کلمات بطور متفاوتی تفسیر بشه.
(۲۰/آذر/۹۲ ۲۰:۳۵)درست پسند نوشته است:  بحث اینه که از اون احادیث برداشتی مغایر با اصول صورت میگیره.
از دوستان خواسته شد برداشتی موافق با اصول بدن.
آیا میشه بجای ارائه‌ی برداشت موافق با اصول، همینطوری دفاع کرد؟
آیا میخوایم از برداشت مغایر با اصول دفاع کنیم؟

مثلاً من فکر کردم و قسمت «پشت پالان شتر» رو فهمیدم!Idea
در حدیث بیان نشده بر پشت پالان شتر اتفاقی بیفته، بیان شده «هر چند بر پشت پالان شتر باشد».
توجه بفرمایید. خواسته‌ی مرد نمیتونه در جایی جز محل اقامت اتفاق بیفته. حالا این محل اقامت میتونه خونه یا مکانی برای موندن حین سفر باشه.
اگه زن بر پشت پالان شتر باشه، و در کنار محل اقامت باشه، پس یا داره میره، یا برگشته.
اگه برگشته که خودش میخواد از اون بالا بیاد پایین و شرایط قراره خود به خود ساده بشه.
پس منظور حدیث موقعی هست که داره میره. یعنی زن لباسش رو کامل پوشیده و آماده شده و البته قبلش زحمت کشیده و خودش رو مهیای رفتن کرده، و حتی بر پشت شتر هم سوار شده و کاملاً آماده هست که بره، و با درخواست شوهر مواجه بشه، و براش خیلی سختی داره از اون وضعیت کاملاً آماده به وضعیت کاملاً ناآماده دربیاد و مجدداً زحمت مهیا کردن و حاضر شدن رو بکشه.

پس حالا میام و از این برداشت دفاع میکنم.
نه اینکه فکر کنم منظورش چیزی مغایر با قرآن و منطق هست(یعنی در اصل فکر نکرده باشم در مورد اینکه منظور حقیقتاً چی بوده) و بیام دفاع کنم!

جایگاه احادیث در تفسیر و تکمیل دین هست، اما خداوند هیچ تضمینی بابت تحریف نشدن احادیث نداده.
امام صادق(علیه السلام) فرموده‏‌اند: آنچه از ما نقل شود و با قرآن مطابقت كند بپذيريد، ولى اگر مخالف قرآن باشد آن را به ديوار بزنيد و بدانيد پيرايه‏‌اى است كه بر ما بسته‏‌اند و از ما نيست.

پس وقتی سخنی رو به عنوان حدیث یافتیم، زمانی صحیح فرضش می‌کنیم که تونسته باشیم معنایی منطبق بر قرآن ازش دریابیم.
بعد از اون، نه قبلش!

پس پیش از اینکه دریابیم که با قرآن منطبق هست یا خیر، باید بگیم «نمی‌دانم منظورش چی بوده و آیا واقعاً حدیث بوده یا خیر».

مثلاً من هنوز در همون حدیث که قسمت «پشت پالان شتر» رو فهمیدم، نمیتونم به برداشت مناسبی از قسمت آخرش برسم:
نقل قول:گفت يا رسول اللّه، حق كى بر مرد از همه كس عظيمتر است؟ فرمود كه حق پدر. گفت حق كى بر زن از همه عظيمتر است؟ فرمود كه حق شوهر. پرسيد كه من بر شوهر آنقدر حق ندارم كه او بر من دارد؟ فرمود كه از صد تا يكى. كه آنزن گفت كه قسم ميخورم بآن خدائيكه ترا بحقيقت فرستاده است كه هرگز شوهر نكنم .
و همچنین بعضی احادیث دیگر اون صفحه.

احادیث خوب خیلی زیاد داریم، ولی از اون طرف، هیچ مجبور به پذیرش برداشتهایی که می‌بینیم با قرآن مغایرت دارن نیستیم! نه اینکه ضد حدیثشون بیانیه صادر کنیم و الی‌الابد ردش کنیم! فقط فعلاً که نمیتونیم معنایی مطابق آیات قرآن ازش دریابیم، نباید به عنوان نظر اسلام عنوانش کنیم.

اصلاً فرض کنیم حدیثی غیرجعلی در دست داریم ولی نمی‌تونیم معنایی منطبق بر قرآن ازش دریابیم!
در این صورت بکار بستن معنایی که ما از اون برداشت می‌کنیم چه تفاوتی با بکار بستن سخن اشتباه خواهد کرد؟

پس حدیثی که آورده بودین رو از جهت تطبیق با اونچه که در ابتدای ارسال از آیه‌ی 107 فهمیدیم بررسی می‌کنیم.
می‌فهمیم که منظور حدیث نمیتونه این باشه که کار اونها در حد عذاب نیست.
پس تنها منظوری که میشه متصور شد اینه که اون افراد با وجود شرک در اعمال، در گفتار و عبادات ِ ظاهری همچنان در حال تصدیق خدا هستن.


(۱۸/آبان/۹۳ ۲۰:۳۷)محمدهادی نوشته است:  ثانیا روایات متعدد در مورد وجود شرک خفی در مورد مومنین داریم مثل همان مورچه در شب تاریک و سنگ سیاه و ...
اما بحث ما وجود شرک خفی نبود.
نظر شما که مورد سؤال ما بود و موضوع بحث شد اینجا بود که: چطور این شرک جای نگرانی و سخت گرفتن نداره و به جهنم رفتن نمی‌انجامه؟


(۱۸/آبان/۹۳ ۲۰:۳۷)محمدهادی نوشته است:  ثالثا شرک خفی انسان را جهنمی نمی کنه نمونه اش را در روایات بالا ملاحظه بفرمایید.
روایات بالا رو که همون بالا ذکر کرده بودید!Smile (فکر کنم می‌شده‌اند بخش «اولاً»، چون هیچ‌کجا «اولاً» رو ننوشته بودید!)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب
۱۶:۳۵, ۲۱/آبان/۹۳
شماره ارسال: #32

آقای شرمنده
بهتر بود حتی اسم کاربری تون و هم عوض کنید،چون شرمندگی نداره!
من از شما خواستم خوب ببینید هرآنچه که ندیدید ولی شما فکر کردید که دیدید!
مثلا سئوال اول
تو گلدون آخری چند دونه گل بود با یه نگاه و بعد با شمارش دقیق؟
چند نوع گل بود و چه رنگی بود؟
این دیدن ها رو باید تقویت کرد.
یکی از معلمین زیست شناسی من از طریق زیست گیاهی به خدا رسید و تونست ثابت کنه.
استاد من یه رشته ی خاص هنری داره و تو شک بود از طریق فیزیک به خدا رسید و وقتی راجع بهش حرف می زنه انقدر خوشحاله که م یخواد بال در بیاره،دخترش از طریق نجوم خدا رو ثابت کرد.
شما هم می تونید از نجوم متوجه خیلی چیزها بشید.
اما قبلش باید دیده هاتون درست بشه.
معلمم همیشه می گفت طوری که درختان از مدرسه تا خونه رو بشمارید و بگید چند تاست ،چه نوع درختی هستن ،جرا فرق دارن،برای چی خلق شدند؟
وقتی به طور منطق و عقلی چیزی و جواب می دید دیگه وسوسه نداره و بگه خدایی وجود نداره!
اگه طالب کمک هستید خوب بسم الله و گرنه،این خودتون هستید که پوشش می گیرید.
با تفکر می شه ،زندگی و یه جور دیگه دید.
حتی شیطان هم نمیاد از شما دفاع کنه،اون موقع دیده های شماست که جوابگو هست.
ورودی ها رو تقویت کنید.Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، رکن الهدی ، sharmandeh
۱۶:۵۷, ۲۲/آبان/۹۳
شماره ارسال: #33
آواتار
سلام
صاحب تاپیک بالاخره راه شما روشن شد ؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sharmandeh
۱۴:۲۱, ۳۰/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/آبان/۹۳ ۱۴:۳۰ توسط sharmandeh.)
شماره ارسال: #34

سلام دوستان
نمیدونم این چیزی که میگم رو باور میکنید یا نه ... یا فکر میکنید مثل این ادمهایی که ادعا میکنن یهو متحول شدن و عوض و ... الکی جو گیر شدن و یه چیزی میگن ... اما پستم رو که تا اخر بخونید متوجه منظورم میشید ..
این شک و تردید ها باعث شد بیشتر در مورد وجود خدا و قدرتش و اراده ش فکر کنم ... باعث شد که بیشتر باورش کنم ...( هر چند که هنوزم این وسوسه های فکر به طور کامل رهام نکردن ولی هجومشون خیلی کمتر شده ) ..
من حدود یه 20 روزی هست که به خاطر اینکه خدا این شک ها رو از ذهنم دور کنه خودمو رو ملزم کردم که نمازم رو حتی الامکان اول وقت و با حضور قلب بخونم ...
تا جایی که می تونم گناه نکنم( حالا بماند که صد رد صد موفق نبودم .. اما همین که کمترش کردم هم خودش غنیمته ) ..
رفتارم رو با پدر و مادرم بهتر کنم ...
و تصمیم گرفتم که برای 30 شب متوالی نماز شب بخونم ... که تا حالا هر شب پا شدم و خوندم ( اگر هم ریا میشه دیگه چاره ای نیست اینا رو حس کردم که باید اینجا بگم )
دوستان من خیلی اروم تر شدم ... ترس از همین وسوسه ها باعث شده که توی کارهای فوق روشم رو عوض کنم ... امیدوارم استمرار داشته باشه ...
اما بازم هم گرفتارم .. هنوزم ذهنم صد در صد رها نشده ... حتی گاهی تو اون سجده های نماز شبم هم وسوسه های اعتقادی میاد تو ذهنم ... اما من مرتب میگم "سبحان الله" ...
کاش میشد که کاملا ایمانم پاک بشه از این افکار ... حتی همون یه لحظه ش هم طعم اون همه شیرینی عبادت ها رو تلخ میکنه ... اما تصمیم گرفتم مبارزه کنم ...
الان که اون وسوسه های اعتقادی به وجود و قدرت و یگانگی خدا کمرنگ تر شده ... دوباره خودش رو به یه شکل دیگه ظاهر کرده ...
حتما خنده تون میگیره .... خودم هم این افکار رو خنده دار میدونم .. اما لحظاتی گرفتارش میشم ...
و اون تفکرات و وسواس هم اینه که ...یه چیزی _ حتی تو سجده های نماز شبم _ بهم میگه که تو اینقدر میخوای ادم خوبی باشی و عبادت کنی و ... میشی مثل اون فردی که یه عمر کار خوب کرد و عبادت کرد و درست لحظات اخر عمرش شیطان فریبش داد و یه گناه بزرگ انجام داد و عاقبت به خیر نشد و با کفر یا یه گناه کبیره از این دنیا رفت ..."
یعنی هی بهم القا میکنه که تو هر کاری هم بکنی اخرش خدا کار خودش رو انجام میده و هر جوری خواست تو رو از دنیا میبره...
یعنی یه جورایی ( استغفرالله ) خدا رو یک وجود کاملا جبار تو ذهنم جلوه میده ...
من با این که از این افکار ناراحت میشم و لحظاتی گرفتارش میشم ولی بازم میگم " سبحان الله " " لا حول و قوه الا بالله " " الرحمن الرحیم " ...
هی میگم که خدا مهربان تر از اونی هست که با من چنینی کاری انجام بده ....و مظمئن هم هستم که واقعا چنین هم هست .. ...
واقعا یه جنگ بزرگ رو درون خودم حس میکنم ...
دوستان بازم برای من دعا کنید توی این جنگ پیروز بشم ...کلی هنگام عبادت ارامش میگیرم ولی این وسوسه ها هم اون لحظه ای که حمله ور میشن خیلی منو دچار ترس و اضطراب میکنن ...
شاید از این جمله ها و افکاری که گفتم خنده تون گرفته باشه ... شاید فکر کنید ادم کم هوش و یا کوته فکر و سحطی نگری هستم ..
اما ( بازم خودنمایی و ریا ) من دارای ضریب هوشی نسبتا بالایی هستم ...ولی نمیدونم چرا نمیتونم جلوی این افکاری که هیچ پشتوانه علمی و فلسفی و دینی و ... رو نداره رو جلوی ورودش رو بگیرم ..
اما در کل از این که نسبت به 10 _ 20 روز قبل ارامشم بیشتر شده خدا رو شاکرم و به فال نیک میگیرم .. ایشالا در ادامه هم موفق باشم با دعای خیر شما
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، قلب ، رکن الهدی ، السا ، Farzaneh
۱۶:۵۱, ۳۰/آبان/۹۳
شماره ارسال: #35
آواتار
سلام
خب خدارا شکر بهتر شدید
یه چیزی رو درباره این زمان خاص که آخرالزمان هست بدانید در حدیث داریم طرف صبح مسلمان هست ولی شب کافر این به خاطر بمباران گناهان و شبهه ها هست
تجربه ای که من دارم میگه کارهای زیر رو انجام بدید
1_ماهواره نبینید و با اشخاصی که دارن معاشرت نکنید یا کمتر
2_هر وقت گیر کردید برید و قرآن رو باز کنید تا خداوند راهنمایی کنه قبلش اعوذبالله و بسم الله بگید
3_درباره موضوعات مختلف در همین سایت و منابع مطمئن تحقیق کنید
4_ دعا کنید و از خدا طلب علم و دانش و حکمت کنید
5_ بعد از نماز آیت الکرسی بخوانید و تسبیحات حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)
6_ هر شبهه ای که داشتید برای رسیدن به پاسخ عجله نکنید و صبور باشید
اینا به فکر ما رسید انجام بدید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رکن الهدی ، sharmandeh
۱۹:۴۷, ۳۰/آبان/۹۳
شماره ارسال: #36
آواتار
خوشحالم ک بهتر شدین
درباره اون حرفهایی ک میاد توی ذهنتون بگم که : حدیث نفس مواخذه ندارد Smile

بهتون پیشنهاد میدم اینجا رو هم بخونین تا بیشتر قانع بشین

این جمله رو هم اگه دوست دارین نشنیده بگیرین :
ی بار گفتم، بازم میگم Smile
تا وقتی سعی کنین ب ذهنتون امر کنین فکر نکن،سوال نکن، همیشه توجیه باش همیشه این جنگه ادامه داره ...
باید بذارین ذهنتون سوالاش رو بپرسه و برید دنبال جواب این سوالا ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sharmandeh ، درست پسند ، قلب
۱۷:۰۶, ۱/آذر/۹۳
شماره ارسال: #37

(۳۰/آبان/۹۳ ۱۹:۴۷)السا نوشته است:  درباره اون حرفهایی ک میاد توی ذهنتون بگم که : حدیث نفس مواخذه ندارد Smile

بهتون پیشنهاد میدم اینجا رو هم بخونین تا بیشتر قانع بشین
خیلی خیلی متشکرم.
خیلی به دردم خورد.

البته برای باقی دوستان روی این قسمتش تأکیدی بکنم:
نقل قول:توضیح: از کلیه روایات فوق فهمیده شد که خطورات ذهنی و وسوسه های فکری که برای انسان پیش می آید، لیکن فقط در خاطره و فکر انسان است، هیچ گناهی بر آنها مترتب نمی شود و به ایمان انسان لطمه ای وارد نمی سازد، چون از حیطه اختیارات انسان خارج بوده و جزء خلجانات فکری می باشد که بدون اختیار برای انسان پیش می آید.
یعنی اگر خاطره‌ای یا فکری رو به اختیار خودمون در ذهن بیاریم قضیه‌اش فرق میکنه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رکن الهدی ، السا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا