|
نقدی بر سیستم دانشگاهی (باشگاه تایپست ها)
|
|
۲۲:۲۸, ۱۵/آذر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/شهریور/۹۴ ۱۲:۰۵ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
(۱۵/آذر/۹۳ ۲۲:۱۸)آسمانه سجادی نوشته است: همه می دونیم که جامعه بدون زن نقص داره،5 کلمه،بیشتر دانشجویان جامعه دختر هستند،اگه طبق حدیث بی منبع جلو بریم فکر کنم دانشگاه هم باید تعطیل شه! بله، بله، بله، حتماً باید تعطیل بشن و من تمام تلاشم رو برای این اتفاق خواهم کرد. این دانشگاه ها با این شکل وصله نچسب هستند باید زود از بین برن. (۱۵/آذر/۹۳ ۲۲:۱۸)آسمانه سجادی نوشته است: به نظر من زن و مرد نامحرم در حد نیازشان باید حرف بزنند.مثلا من سئوالی از فروشنده لباس ، در مورد خرید لباسی دارم در حد لباس حرف می زنم!نه آب و هوا!حد نیازشون رو دین مشخص کرده. |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۳۶, ۱۷/آذر/۹۳
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
والا بین شریفی ها هم بودم و دیدم تو تاپ ترین رشته هاشونم همینه (:
ازدواج دانشجویی بد نیست. حتی پیدا کردن شخص مورد نظر هم بد نیست. چیزی که بده دوست دختر دوست پسری ه که پیش میاد . " به خاطر همسر پیدا کردن" دانشگاه رفتن ه که غلطه. |
|||
|
|
۲۲:۴۹, ۱۷/آذر/۹۳
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
ممنون از دوستانی که نظر دادند.
در نظام ارزیابی اساتید میشه لطفاً آیین نامه ارتقای اساتید مورد بحث قرار بگیره. در این آیین نامه استادی برای ارتقا باید در موارد زیر امتیاز داشته باشه. 1- علمی و پژوهشی 2- آموزشی 3- اجرایی 4- فرهنگی هر کدوم از این موارد هم یه بند گیوتین دارند. مثل زمینه علمی پژوهشی که تو اون مقالات آی اس آی (دزد بزرگ علمی و توهم علم و دانش) بند اصلیه که بدون اون ارتقا غیر ممکن خواهد بود. ممنون میشم در مورد نقاط ضعف و مشکلات آیین نامه ارتقا و همخوانی اون با نیازهای ایران بحشه. |
|||
|
|
۱۵:۰۷, ۱۸/آذر/۹۳
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
(۱۶/آذر/۹۳ ۱۸:۱۰)MohammadSadra نوشته است: البته مطالبی که فرمودید متین و درست. نکته اینجاست که اونها دانشگاه یا همون به قول ما حوزه های علمیه خودشون رو بر اساس شرایط کشور خودشون (به قول بچه های دهات ما ست آپ کردن) تنظیم کردن و توسعه دادن. بنابراین حوزه های علمیه اونها نیروی انسانی رو بر اساس نیازهای اونها تربیت می کنه در نتیجه دولت بدون مشکلی ادعا می کنه من شغل خروجی های حوزه ها خودم رو تضمین می کنم.حرف شما دقیقا درسته، نظام آموزشی برای هر کشوری باید با توجه به نیازهای همون کشور بومی سازی بشه. یسری از رشته ها واقعا برای کشور ما کاربردی نیستن و عوضش یسری از رشته ها رو نیاز داریم که کسی طرفشون نمیره. تو ایران هر نووجونی وقتی به سن انتخاب رشته میرسه اولین چیزی که مد نظرشه (که البته دیگران القا کردن بهش) اینه که بازارکار اون رشته چجوریه؟! رشته های مدیریت و حسابداری و مهندسی عمران و مکانیک و... همینجوری اشباع شدن چون تو بازه های زمانی مختلف همه دانسته و ندانسته اطلاعات میدادن که فلان رشته بازار کارش داغه و مدرکشو بگیری میری سر کار. شاید به نظر مهم نباشه این موضوع ولی دانشجویی که به درسش علاقه نداشته باشه و صرفا برای یه تیکه مدرک که باهاش بره سر کار درس بخونه با تقلب و حفظ کردن چهارتا خط از کتاب بلاخره یجوری دوره ی درسیش رو میگذرونه و مدرکش رو میگیره اما چیزی یاد نگرفته تو اون دوره. اگه سیستم دانشگاهی ما معیوبه یه قسمتیش هم به خاطر خود دانشجو هست. یکی از دانشمندای آمریکایی داشت سیستم آموزشی رایج تو جهان نقد میکرد، میگفت چرا دانشجو تو امتحان تقلب میکنه؟ چون دانشگاه به اون نمره ای که تو برگش میگیره اهمیت بیشتری میده تا اونچیزی که واقعا یاد گرفته. دانشجو هم میگه چرا درس بخونم وقتی میشه تقلب کرد؟! این سیستم معیوبه و باگ داره. (۱۶/آذر/۹۳ ۱۸:۱۰)MohammadSadra نوشته است: سوال اینه که آیا واقعاً ایرانی با این همه وسعت و عظمت برای چندتا فارغ التحصیل ظرفیت کاری نداره؟ پس این همه نفت و منایع طبیعی و منابع انسانی و جمعیت که خودش بهترین بازار محسوب میشه چی میشه؟ اینکه ایران ظرفیت کاری نداره رو میشه مفصل روش بحث کرد. اگه بخوایم رو راست باشیم کشور ما یک کشور جهان سوم یا در حال توسعه هست طبیعی هم هست که فعلا نمیتونه برای همه ی رشته ها شغل ایجاد کنه. الان رشته هایی که به درد سازندگی و صنعت میخورن رو میشه کار براشون گیر آورد مثل مهندسی مکانیک و برق و عمران و... البته پارتی هم میخواد همینا. اما رشته هایی که صرفا علمیه تو کشور ما بدرد نمیخوره، حتما شنیدید میگن "چیه فلان رشته بدرد نمیخوره! تهش میری معلم میشی" این خیلی حیلی حیلی غلطه من با این طرز تفکر به شدت مشکل دارم. رشته های فنی و کاربردی تنهایی به هیچ دردی نمیخورن باید رشته های تئوری و و محاسباتی پشتشون باشن. چرا صنعت کشور ما همش مونتاژ میکنه و هیچ ایده ی جدیدی نداره؟ چرا شهر سازی ما الگو برداری از کشورهای دیگست؟ یا نه چرا شرکت هایی مثل گوگل و اپل هر چند ماه ایده های نو و جدید میدن بیرون و خلاقیت دارن ولی شرکت های داخلی ما فقط همونا رو مونتاژ میکنن؟ همه ی اینها ناشی از این طرز تفکر غلطه که رشته های تئوری به درد نمیخورن و فقط رشته های فنی خوبن! کار یه مهندس به چه درد میخوره وقتی ایده ی اصلی برای یکی دیگست؟ البته از اون طرفش هم هست که کار یه دانشمند تئوری به دردی نمیخوره اگه کسی نباشه تئوری هاش رو تست کنه. این دوتا باید با هم کار کنن. یکی باید روی کاغذ طرح بده یکی باید اون طرح رو اجرا کنه. مشکل کشور ما اینه که کسی که طرح رو اجرا کنه را تا دلتون بخواد داریم ولی کسی که طرح بده رو نداریم مجبوریم بریم طرح کشورهای دیگه رو قرض بگیریم. چرا ما رشته هایی مثل فیزیک و شیمی و زیست شناسی رو تحقیر میکنیم همش؟ که اینها به درد نمیخوره؟ رهبران دانش جهان تو این دوره زمونه همشون رشته های کاریشون همین رشته هاست. من بچه که بودم به ستاره شناسی علاقه ی شدیدی داشتم ولی همه میگفتن به درد نمیخوره رشتش الان که بزرگ شدم میبینم بزرگترین دانشمندان قرن 20 اخنرشناس و اختر فیزیکدانها بودن و هنوز هم هستن. یا زیست شناسی! دست اوردهای زیست شناسی رو ببینید تو دنیا از اونطرف شیمی باز حداقل تو کشور ما دانش نانو و پلیمرها رو جدی میگرن یکم ولی کارهای تحقیقاتی صفره نسبت به جهان. چرا همه میگن تئوری به درد نمیخوره، کتاب خوندن و محاسبات به درد نمیخوره و باید بری کار یاد بگیری (ریشش تو تفکر غلط ما هست که فکر میکنیم کار حتما باید یدی باشه) ما نظریه پرداز علمی نداریم اینجا همش مونتاژ کار و مهندسایی رو داریم که طرح و تئوری بقیه رو اجرا میکنن. کشور هند هم مثل ما بود قبلا ولی الان برید ببینید تو زمینه ی مقالات علمی و دستاورداش چه میکنه! همین چندوقت پیش بود که با 0.1 هزینه ی ناسا کاوشگر فرستاد مریخ. من نهایت سعیم رو میکنم که اگه اینجا مهندسی چیزی داریم که رشتش کاربردیه بهش بر نخوره ولی برای پیشرفت علمی هردوتای این رشته ها لازمه هم کاربردی هم تئوری. تیم تحقیقاتی هست که همیشه جواب میده کارهاشون وگرنه یه مهندس تنها مثل بچه ای میمونه که خونه سازی بدی بهش بگی از روی این دستور العمل خونه بساز! نه هیچ خلاقیتی نه هیچ طرح جدیدی، هیچی. این خیلی جالبه: ![]() اینکه نقشه ی دنیاش و کشورها هم با رنگهای مختلف مشخص شدن. یسری از دانشمندا اومدن یه نقشه طراحی کردن برای نشون دادن کشورها با توجه به سهم دستاوردهای علمیشون تو دهه ی نود میلادی : ![]() همونطور که گفتم این برای دهه ی نود میلادی هست، کشورها رو ببینید، آمریکا خیلی بزرگه کشورهای اروپایی هم همینظور. چین کوچیکتر از سایز اصلیشه ولی ژاپن (بنفش سمت راست) بزرگتره. آفریقا و آمریکای جنوبی هم که هیچی. اما میرسیم به دهه ی 2000 میلادی: ![]() ژاپن بزرگتر شده، چین بزرگتر شده، کشورهای اروپایی هم همینطور آمریکای مرکزی و جنوبی هم پیشرفت داشتن. در عوض ایالات متحده کوچیک شده و آفریقا هم که داره محو میشه. اینها همش نتیجه ی کارهای تیمهای تحقیقاتی این کشورهاست. تئوریسین و نظریه پرداز علمی در کنار مهندسا و کسانی که آزمایش کنن نظریه ها رو. ما کجای این نقشه هستیم؟ این عقیده که دروس تئوری به درد زندگی نمیخوره و ازش نون درنمیاد ما رو به کجا رسونده؟ چرا دانشگاه های ما زیست شناس، شیمیست و قیزیکدان خلاق و نوآور تحویل نمیده به جامعه؟ تا کی بقیه طرح بدن ما بزرگترین کارمون این باشه که از رو دستشون تقلب کنیم؟ چرا ما خودمون دانشجوی خلاق تربیت نکنیم که ایده و طرح محاسبه شده و دقیق تحویل جامعه بده؟ (۱۶/آذر/۹۳ ۱۸:۱۰)MohammadSadra نوشته است: در این مورد تو این سایت کلی بحث شده. اگر مسلمانیم بله مشکله. نباید اختلاط باشه. اما اگر می خوایم اختلاط باشه تو کل جامعه باید باشه نه فقط تو دانشگاه. اینو شما گفتید، خانوم یاسین هم تو صفحه من اینو نوشتن: نقل قول:اخه شرایط ما مثل اونا نیست.اونا از اول زن و مرد با همند.اینجا جدان زمان دانشگاه بهم میرسند.دانشگاه های ما مثل فیلمای تینیجری هالیودی میمونه.دوستم با اقایون حل تمرین دوست میشد درسشو پاس میکرد میرفت بالا،به همین راحتی.... من قول دادم اینجا دیگه بحث عقیدتی نکنم. ولی فرق اونها با ما چیه؟ غربی ها به دنیا که میان یه واکسن میزنن به بچه هاشون که دختر و پسر بتونن در کنار هم درس بخونن ولی ما اون واکسنه رو نداریم؟ میپرسید چرا تو دانشگاه مختلط ولی دبیرستان جدا. منم همین سوال رو دارم خب. اول میشه اینو گفت که دانشجو به یه سنی رسیده که بتونه از پس این رابطه ی اجتماعی بربیاد. ولی همیشه اینجوری نیست، چون اون دانشجویی که گفتم مثل تارزان بزرگ شده تو یه محیط ایزوله پرورش یافته وقتی از جزیرش بیاد بیرون رابطه ها براش عجیبه و کنجکاویش گل میکنه همینم بعضیاهاشون رو وادار میکنه تا ته ماجرا برن و یه گندی بالا بیارن. از یه طرف دیگه هم یسری ها هستن براشون عادیه این مسائل، طرف از دوره ی راهنمایی دوست دختر داشته مثلا! ولی همین هم تو شرایطی زندگی کرده که جامعه به سمت ایزوله شدن هلش داده. چرا از اول یکی نباشن؟ نزدیک به 4 دهه هست ما این روش جدا سازی رو پیش گرفتیم ولی جلوی روابط اشتباه دختر و پسر رو نگرفت. چرا روش دیگه رو امتحان نکنیم؟ کشورهای دیگه دارن همین کار رو میکنن خب. خانوم یاسین حرف خوبی زد، فیلمهای تینیجری هالیوود! واقعا کالج ها و دبیرستانهای آمریکا و اروپا اون شکلیه؟ چرا همه فکر میکنن دانشگاه بری یعنی آمریکن پای دیگه! کاری که ما میکنیم اینکه به جای اینکه بیایم به تارزان از بچگی روابط اجتماعی رو یاد بدیم که وقتی بزرگ شد درست رفتار کنه میایم تا 20 سالگی میذاریم تو جزیرش بمونه بعد 20 سال یهو میندازیمش وسط همون روابط اجتماعی! طبیعتا تارزان نمیدونه باید چیکار کنه تا بیاد یاد بگیره چی به چیه ممکنه آسیب بزنه به خودش یا یکی دیگه. چاره چیه؟ تارازن رو از همون اول از جزیره بیاریم بیرون یا مدت تو جزیره بودنش رو زیاد کنیم؟ چون بلاخره که تارزان میاد بیرون، مهم اینه که کجا و تو چه مقطعی میخواد اون اشتباهاشون رو بکنه. من خودم تو یه خانواده ی قحط الرجال بزرگ شدم و اکثر هم بازی هام دختر بودن، باور کنید اونقدری که تو بچگیم خاله بازی و لی لی و وسطی بازی کردم فوتبال و الک دولک بازی نکردم! اما دوره ی نووجونیم خانواده به خاطر اعتقاداتشون منو ایزوله کردن. یعنی من اول بیرون بودم بعد منو فرستادن تو جزیره دوباره وقتی رفتم دانشگاه از جزیره اومدم بیرون. برای همینم میتونم بگم که این روش درستی نمیتونه باشه تو این دوره زمونه چون هرچقدر هم که سفت و سخت بگیرید شرایط رو جوونا یه راهی برای بیرون اومدن از جزیره میکنن، همیشه اینکار رو کردن. دبیرستانها جدا هست حتی ساعت تعطیلی هم برای دختر و پسرا فرق میکنه ولی دوست دختر و دوست پسرهای دبیرستانی کمه؟ |
|||
|
|
۲۳:۱۰, ۱۸/آذر/۹۳
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
سلام
موضوع خوبی رو مطرح کردید آقای محمد صدرا سیستم دانشگاهی ما بیماره اما قبل از توضیح بیشتر .. (۱۷/آذر/۹۳ ۲۰:۴۰)Kol نوشته است: اصل مطلب اینه که تو ایران فقط 3 یا 4 تا دانشگاه هست. شریف و علم و صنعت و امیرکبیر و یکی هم دانشگاه صنعتی اصفهان. بقیه نکته انحرافی اند.آقای کل سخت در اشتباهید. همین دانشگاههایی رو که معرفی کردید دانشجوهای مکانیک دانشگاه شیراز رو حتی اونهایی رو که اساتید دانشگاه بهشون میگن تنبل روی هوا میگیرند،از خداشون هست که این ها تز ارشد رو با اونها بردارند. این رو من هم از دانشجوهای زرنگ دانشگاه شیراز شنیدم هم از متوسط هایی که رفتند شریف و ... . علاوه بر اینها دانشگاهای خوب باز هم داریم حتی از داانشگاه های تیپ 2 و 3. من 6 سال عمرم رو توی یکی از دانشگاههای خوب بودم و فکرش هم نمیکردم که دانشگاههای تیپ 2 و .. هم خوب باشند. تا اینکه به دلیل تصمیمات شبانه طراحان کنکور و درگیری های خودم ،دکترا رو نتونستم توی دانشگاه خودم ادامه بدم. استادها میگفتند چه عجله ای داری وایسا یک سال دیگه بخون ،حیفه و از این حرفها. القصه من در آخر تصمیم گرفتم یکی از این دانشگاه هایی رو برم که شما هیچ هم حسابش نمیکنید،منم در حد چند درصدی قبولش داشتم . فقط هم چون آوازه استاد راهنمای این دانشگاه تا تهران هم رفته بود راضی شدم برم. الان خدا رو شکر میکنم که اینجام. واقعا سطح علمیش (حداقل در رشته ما) بالاست. پروژه های درسی و پایان نامه ها و نحوه تدریس ، همه چیز عالیه.. استاد داریم که اگر بشه طراح سوالهای کنکور واقعا سوالهای مهندسی و علمی میده که فقط کسی میتونه جواب بده که یا درس رو با خودشون و تحلیهایی که دارند یاد گرفته باشه و یا اینکه واقعا عمق درس رو گرفته باشه. بگذریم. سیستم دانشگاهی ما بیماره، من این رو از همون روزهای اولی که رفتم دانشگاه با پوست و گوشتم احساسش کردم، چه زجری که در کارشناسی به ما میدادند. استاد میومدکلی درس میداد و به مایی که مهندسی بودیم همه درسها رو تئوری میگفتند،چقدر منابع میخوندیم و ... اما آخر امتحان از یک جای دیگه بود.. تمام افتخارشون به این بود که میانگین نمراتشون پایین باشه. اگر یک استاد خوب نمره میداد ،خود استادها بهش میگفتند گلابی! نه تفریحی نه هیچی،فقط درس، اکثر بچه ها اصلا نگاه میکردی میتونستی افسردگی رو توی چهره شون ببینی. آخرش هم با اون امتحاناتی که هیچ نتیجه ای از زحماتت رو نمیدیدی. یک مهندس برای اینکه بتونه یک کار جدید انجام بده باید تئوریش خوب باشه اما نه اینکه فقط تئوری خوبی داشته باشه. باید دید مهندسی داشته باشه ،باید بتونه مسائل واقعی رو تحلی کنه و حل کنه، وقتی یک مساله میاد جلوش فقط زود روابط رو جایگذاری نکنه،بتونه تحلیل کنه که الان این مساله مدل سازی کدوم مساله در واقعیت هست و .. یکی از راههاش هم اینه که اساتید محترم این تحلیل رو انجام بدن. این ک مثلا این بارگذاری که الان توصیف شده نمونه عملیش کجاست. این سیستم جرم و فنری که الان میخوایم تحلیل کنیم ساده شده چه سیستمی در واقعیته و و و... یک مهندس لازم داره که حساب تغییرات بخونه ،جبر خطی بخونه و .. اما فرقش با یک دانشجوی رشته ریاضی این هست که اون بایداز این ها به عنوان ابزار استفاده کنه ،باید بتونه نتیجه رو تحلیل کنه و غیره. این سیستم دانشگاهی ،چون این تحلیل ها رو نداره دانشجوها نه تنها نمیتونند ایده بدن بلکه اکثرا خلاقیت ذهنی شون هم خیلی کم میشه .. من خودم به شخصه قبل از ورود به دانشگاه خیلی بیشتر از الان ایده داشتم. یک مشکل دیگه که واقعا واضح هست ،ارتباط ناچیز دانشگاه و صنعت هست. من میخواستم تزم رو در راستای صنعتی انجام بدم اما بهم گفتند اگر بخوای هیات علمی بشی این کار اشتباهه،هم باید خیلی زجر بکشی و هم اینکه طولانی و زمان بر میشه و به علاوه نتیجه طوری نیست که با معیارهای گزینش استاد بخونه. |
|||
|
|
۱۶:۳۲, ۱۹/آذر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۳ ۱۶:۳۷ توسط azade.)
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
یک مشکل دیگه که سیستم آموزشی ما داره ، نحوه گزینش هست
این کنکور اصلا گزینش صحیحی نداره ، بگذریم از اینکه هر سال هم یک دفعه یک تصمیم عجیب و غریب میگیرند که مثلا یک سال یک نفر با رتبه 1000 هیچ جا قبول نمیشه سال بعدش با رتبه 2500 یک رشته و دانشگاه خوب قبول میشه. من نمیگم من نخبه هستم ، اما زمانی که من کنکور دادم به دلیل تصمیمات یک دفعه ای مسئولین، من آخرین نفر قبولی منطقه 1 در رشته و دانشگاه قبولیم بودم. ترم اول و دوم که ترم تخلیه سازی اطلاعات دبیرستانی تیزهوشانی ها بود اونها پیشتاز بودند ، البته به جز درس اختصاصی مثل استاتیک که من با اختلاف چند صدمی نفر دوم کلاس شدم. و بعد هم با اینکه با بدترین اساتید از نظر نمره دادن درس میگرفتم جزو ممتازین بودم این نشون دهنده معیار اشتباه کنکور هست که خیلی ها رو قبل از من قرار داده بود . و یادم هست که وزیر علوم یا یکی از این افراد مرتبط و بالا مقام در یکی از اظهاراتشون در همون زمانها فرمودند که کنکور یک راه مناسب برای شناخت نخبگان هست و تمام کسانی که رتبه های برتر هستند نخبه هستند!!! این نحوه یافتن نخبه ها تا خیلی جاها پیش میره و خیلی از معیارها رو در مراحل بعدی تحت تاثیر قرار میده یکی از دیگر مشکل ها در نحوه گزینش اساتید، اهمیت به مکان فارغ التخصیلی هست .. فکر نمیکنم جزو قوانین باشه اما یک قانون نانوشته بین اساتید و تیم گزینش هست. مثلا خود من موقعی که با استاد راهنمام صحبت میکردم که امسال برم دکترا یا یک سال صبر کنم. یکی از جوابهایی که به من دادند این بود که اگر تو بری یک دانشگاه پایین تر ، علی رغم اینکه من توانایی های تو رو میدونم، تو دیگه نمیتونی بیای اینجا و استاد بشی چون از دانشگاه پایین تر میای !! البته عرض میکنم اگر از نظر سطح علمی اون دانشگاه که رده پایین تری داره پایین باشه این حرف میتونه تا حدی درست باشه اما وقتی که سطح علمی برابری میکنه ( البته اگر نگم بالاتر هست) این معیار نانوشته به نحوی ظلم هست. |
|||
|
|
۱۲:۱۱, ۲۵/آذر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آذر/۹۳ ۱۲:۱۵ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
دوستان یکی از مشکلات نظام دانشگاهی نطام ارزیابی و قوانین بسیار بی معنی و ناهمخوان اونه. لطفاً این مقاله رو از سایت الف مطالعه کنید.
مسئله خودکشی تو دانشگاه شریف، متاسفانه تعدادش کم نیست. در واقع هر از چندگاهی مواردش رو من یادم هست تقریباً از اون سالی که ما وارد شدیم هر سال یا دو سال یه مورد بوده. _____________________________________________ اوایل شهریورماه سال جاری، دانشگاه صنعتی شریف بار دیگر داغدار از دست دادن یکی از دانشجویان خود شد. اگرچه در ظاهر این دانشجو با هدفی نامعلوم دست به خودکشی زده است اما به اذعان دوستان و نزدیکان و بررسی شرایط وی، به نظر میرسد اتفاقاتی که در مسیر تحصیلی وی و در آستانه نزدیک شدن به زمان دفاع پایاننامه کارشناسی ارشد این دانشجوی المپیادی رخ داده است، در این تصمیم وی نقش به سزایی داشته است. این داستان که خاطرات غمانگیز خانواده دانشگاه صنعتی شریف را زنده کرد، جمعی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی را بر آن داشت که در مقالهای که در روزنامه داخلی این دانشگاه نیز به چاپ رسید، این موضوع را بهانه ای برای طرح مسئله جهت ریشهیابی و یافتن راهکاری برای پیشگیری از تکرار آن قرار دادند: یکی از دانشجویان دانشکده شیمی دانشگاه صنعتی شریف خودکشی میکند و گویا جان انسان اینقدر بیارزش شده است که کمتر کسی در دانشگاه از این موضوع باخبر میشود؛ چه برسد به اینکه در مورد چرایی این موضوع ریشهیابی و حل مشکلی صورت گیرد. حتی در مورد اخیر، سیاست در پیشگرفته شده از سوی دانشگاه و دانشکدهی مربوطه سرپوش گذاشتن بر روی این حادثه و علل وقوع آن بوده است. هدف از این نوشتار نه متهم کردن یک فرد خاص و یا محدود دانستن دلایل وقوع این اتفاق به یک مسئله، که انتقاد به سیستم نظارت و ارزیابی اساتید محترم است. اختیارات هر منصبی بایستی با میزان مسئولیت و پاسخگویی آن منصب برابر باشد. متاسفانه هیئت علمی دانشگاه جزو معدود مشاغلی است که با اینکه اختیار تام در چگونگی برخورد با دانشجو دارد ولی هیچگونه پاسخگویی به هیچ بخشی ندارد. نحوه نمره دادن به دانشجو در کلاس و شیوه برخورد استاد با دانشجویانش به ویژه دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری هیچگونه ضابطه و قانون عملیای را نمیشناسد و تنها وجدان و اخلاقمداری استاد است که این رابطه را تعریف میکند. حال اگر استادی به هر نحوی به دانشجویی واقعاً ظلم کند یا به وظایف خود در قبال دانشجو عمل نکند، کدام نهادی در دانشگاه یا خارج از آن است که به دانشجو کمک کند و از حق او دفاع نماید؟ تنها سیستم ارزیابی اساتید که در دانشگاه موجود است در واحدهای درسیای است که ایشان ارائه میکنند. این ارزیابی فقط مربوط به نحوهی تدریس اساتید است و شامل مسائل اخلاقی نمیشود. جای خالی این سیستم ارزیابی در مقطع تحصیلات تکمیلی کاملا مشهود است. مشکل مهم دیگر این است که همین سیستم ارزیابی محدود و ناقص هم فقط در زمینهی ارتقای رتبهی اساتید تاثیرگذار است و در کاهش رتبهی ایشان هیچ تاثیری ندارد. همین موضوع ناکارآمدی این سیستم ارزیابی را بیشتر نمایان میکند. نگارندگان، با تجربه سالها تحصیل در این دانشگاه مشاهده کردهاند که در اکثر موارد، دانشجو (به ویژه دانشجویان تحصیلات تکمیلی) راه مدارا و ظلمپذیری را در پیش میگیرند تا دوران تحصیل خود را زودتر و با تنش کمتری به پایان برسانند. این امر علاوه بر اینکه بازدهی کار علمی-پژوهشی را در دانشگاه کاهش میدهد، دانشجو را سرخوردهتر نیز میکند. این موضوع گاهی تا حدی پیش میرود که ادامهی تحصیل را برای دانشجویان به شدت مشکل میکند و دانشجویان برای فرار از این مشکلات بارها به فکر انصراف از تحصیل میافتند که البته این تلاش برای فرار از وضعیت ناخوشایند گاهی به تصمیمات اسف بارتری منجر میشود که تصمیم به خودکشی هم یکی از آن ها است. به این موارد اگر مشکلات مالی (بهخصوص در دانشجویان دکتری که عموماً سنی از آنان گذاشته)، مشکلات خانوادگی و ... را نیز اضافه کنیم، میتوان عللی برای میزان بالای استرس و افسردگی در این قشر از دانشجویان پیدا کرد. مشکلات روانیای که در اکثر دانشجویان به خودکشی منجر نمیشود ولی میتوان آثار این مشکلات را، کم و بیش در تعداد زیادی از دانشجویان تحصیلات تکمیلی مشاهده کرد. یکی از راه کارهای پیشنهادی، ایجاد نهادی مستقل در دانشگاه برای رسیدگی به شکایات دانشجویان و بررسی صحت آن و ترتیب اثردادن به آن میباشد. بدیهی است که این نهاد بایستی مستقیماً زیر نظر وزارت علوم بوده و اختیار تغییر پایهی اساتید را داشته باشد. در نهایت با توضیح همهی این مسائل در این نوشتار کوتاه و غیرتخصصی نمیتوان انتظار داشت که دلیل یا دلایل اصلی خودکشی اخیر در دانشگاه و یا به طور کلی خودکشیها معلوم شود؛ اما هدف نویسندگان جلب توجه تصمیمگیران دانشگاه به این موضوع است که رفتار اساتید در دانشگاه بر زندگی دانشجویان تاثیر بسیار زیادی میگذارد و این تاثیر در دانشجویان تحصیلات تکمیلی بسیار بیشتر میباشد. میتوان گفت که اگر کمیتهای برای بررسی واقعهی اخیر تشکیل شود، لازم است در بررسیهایش به این موضوع توجه کاملی داشته باشد. _________________________________________ منبع |
|||
|
|
۱۲:۲۰, ۲۵/آذر/۹۳
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
آخ اخ گفتین داغ دلم تازه شد
![]() ترم اول با اون همه شور و هیجان تازه وارد بودن یکی از درسام رو که نهایتا می شدم18 دیدم شدم 11 یعنی داشتم سکته می کردم خلاصه رفتم اعتراض پیش استاد با هزار بدبختی برگه ام رو پیدا کردم و دوباره صحیح کرد می شدم 18 گفتم استاد پس برید توی سایت نمره ام رو تغییر بدین دیگه اولش هی امروز و فردا کرد بعدم پیغام داد من دارم ترفیع رتبه می گیرم برام خوب نیست نمره شما رو تغییر بدم فلان درس رو باهام بگیر نمره ات از الان کامله!!!!!!!یه باره دیگه ام اینجوری شد استاد رو بردم اموزش اونجا تغییر بده اموزش گفت ایشون باید نامه بگیرن اشباهشون تو گروه مطرح بشه وبعد تصحیح کنن استادم گقت عمرا خودم جلو همکارا ضایع کنم... من که از هیچ کدوم نمی گذرم ان شالله جوابش پس بدن حقوقشون که حروم هست الحمدالله ![]() ![]() ![]()
|
|||
|
|
۱۲:۵۱, ۲۵/آذر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آذر/۹۳ ۱۲:۵۶ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
البته این موضوع تا قبل از نهایی کردن نمره تو سیستم وجود نداره. تا زمانی که نهایی قطعی نشده امکان عوض کردنش هست. شما قانوناً تا ده روز پس از اعلام نمره حق اعتراض دارید (البته این قانونه کسی بهش عمل نمی کنه.)
اما بعد از نهایی کردن نمره اولاً عوض کردنش کار شق القمریه ضمناً استاد توبیخ میشه با درج در پرونده. پ.ن. استاد زبان تخصصی نمره شانزده من رو کرد چهارده از ایشون پرسیدم چرا نمره من رو کم کردید؟ فرمودند میانگین کلاس من باید سیزده باشه. |
|||
|
|
۱۳:۱۰, ۲۵/آذر/۹۳
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
(۲۵/آذر/۹۳ ۱۲:۲۰)رکن الهدی نوشته است: آخ اخ گفتین داغ دلم تازه شدوالا دانشگاه ما کلا برعکس بود .... بچه ها به ناحق از استاد اعتراض می کردن که مثلا نمره کلاسی کم داده .... 5 دقیقه دیر اومده .... سر کلاس عصبانی بوده ..... پروژه ها رو بررسی نکرده و .....!!! بعدم همونطوری که آقای MohammadSadra اشاره کردند ، جریان پرونده سازی و توبیخ و در نهایت حذف استاد از درس مربوطه اتفاق می افتد . از اون طرف هم مدام مسئولین محترم از کنار پنجره ی نسبتا بزرگ و شیشه ای نصب شده روی درها سرک می کشیدند تا مبادا استاد وقتش رو بیهوده بگذراند و ..... !!!!!!!!!!! |
|||
|
|
۱۵:۳۷, ۲۵/آذر/۹۳
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
نه بابا آقای محمد صدرا از قصد نمره ها رو دیر وارد سیستم می کردن که فرداش سیستم بسته شه یعنی تو یه روز من دستم به کجا بند بود بعد مثلا فک می کنید اساتید انقدر باوجدانا که تا رفتی اعتراض سریع به درخواستت رسیدگی کنن انقدر امروز فردا می کردن که خودت خسته شی تازه از همه نامرد تر می دونید کدوم استادان اونایی که اگه میرفتی اعتراض می گفتن اگه درست نگفته باشی این درس رو میافتی تا یادت بمونه بیخود اعتراض نکنه
آخ از این استادا که تا بمیرمم نمی گذرم...بابا ما استاد داشتیم می گفت من دو خط بیشتر جوابتون رو نمی خونم اگه کامل بود که هیچی اگرم نع که نمره نمی گیرین...فقط دو خط اونم رشته ما که رشته تحلیلی نظری بود ![]() یدفعه یکی از دوستام یکی از درساش20شد دوستش شد17اینا با هم جوابا رو چک کرده بودن جفتشون عین هم نوشته بودن رفتن اعتراض استاد برکه رو آورد وبچه ها به استاد. ثابت کردن جواباشون عین همه ...می دونید استاد چی گفت؟!گفت من از قیافه تو خوشم نمی اومد دوست داشتم بهت 17بدم...خب این استاد رو باید تبعید کرد ![]() آفتاب جون شما مطمءنی ایران داشگاه می رفتی چه جای خوبی بوده
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









![[تصویر: 56440361051816794993.png]](http://www.axgig.com/images/56440361051816794993.png)
![[تصویر: 88555596055438439391.png]](http://www.axgig.com/images/88555596055438439391.png)
![[تصویر: 64197815351835202482.png]](http://www.axgig.com/images/64197815351835202482.png)


یعنی داشتم سکته می کردم خلاصه رفتم اعتراض پیش استاد با هزار بدبختی برگه ام رو پیدا کردم و دوباره صحیح کرد می شدم 18 گفتم استاد پس برید توی سایت نمره ام رو تغییر بدین دیگه اولش هی امروز و فردا کرد بعدم پیغام داد من دارم ترفیع رتبه می گیرم برام خوب نیست نمره شما رو تغییر بدم فلان درس رو باهام بگیر نمره ات از الان کامله!!!!!!!
