|
شما از هیچ درست شده اید
|
|
۱۰:۳۵, ۲۱/دی/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با توجه به یافته های علم فیزیک به خصوص در زمینه کوانتوم میتوان گفت شما در واقع از هیچ درست شده اید .
فضای اتم از یک هسته درست شده . در اطراف آن هم الکترون هایی در حال گردش هست . اما جالب اینکه اگر اندازه اتم و پروتن و الکترون را در نظر بگیریم . 99.999% از فضای اتم خالی است . بر طبق این مورد اگر همه الکترون ها و پروتن ها و.... را که در کره زمین هست به هم بفشاریم کره زمین به اندازه یک توپ پینگ پونگ میشود !
|
|||
|
| آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۹:۴۹, ۲۴/دی/۹۳
شماره ارسال: #61
|
|||
|
|||
(۲۴/دی/۹۳ ۱۹:۳۸)سید ابراهیم نوشته است: من نمیدانم درست شدن انسان ربطی به خلقت دارد یا نه... این را میگذاریم به قضاوت خوانندگان.مسئله خاطر پذیری مسئله عمومی در تمام علوم هست. نه فقط علوم تجربی. در علوم فلسفی هم به علت خطا در مقدمات مسئله امکان خطا هست. گویی اینکه علوم تجربی مواد خام این فلسفه رو فراهم می کنن. ضمنا، در فلسفه علم علوم رو به علوم نرم و سخت (دارای قطعیت کمتر و دارای قطعیت بیشتر تقسیم می کنن. علم تاریخ هم جزو علوم نرم هست. پس این انتقاد قبل از هر چیز به علوم دینی وارد هست تا به علوم تجربی. (۲۴/دی/۹۳ ۱۹:۳۸)سید ابراهیم نوشته است: چیستی انسان؟ بله اگر انسان را تنها یک موجود مادی و خاکی بیش ندانیم تازه شاید بتوانیم به برخی از نظرات این علم عنایتی داشته باشیم ولی انسانی که حقیقتش نفس است که غیرمادی است... این حقیقت غیر مادی را چگونه علم تجربی میخواهد بررسی کند؟؟؟؟؟ماده چیست و مجرد چیست؟ |
|||
|
۲۱:۰۱, ۲۴/دی/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/دی/۹۳ ۲۱:۰۹ توسط ریچارد داوکینز.)
شماره ارسال: #62
|
|||
|
|||
|
دوستان بحث به کجار رسیده است ؟
منم میخوام وارد بحث بشم . |
|||
|
|
۱۳:۴۵, ۱/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #63
|
|||
|
|||
|
ای کاش ابتدا شما تعریفتان در مورد مجرد و مادی را ارائه میدادید تا ببینیم در کجاها باهم وحدت نظر داریم.
در مورد اینکه فرمودید علوم تجربی مواد خام فلسفه را مشخص میکنند... اصلا اینگونه نیست. گویا شما خیلی وقته که دیگه فلسفه نخوندید؟ (سوالی بودا) شاید در زمانی های قدیم آنگاه که فلسفه مقسم همه علوم بود اینگونه میتوان گفت، ولی الان مد نظرما فلسفه به معنی اخص است. |
|||
|
|
۱۴:۰۹, ۱/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/بهمن/۹۳ ۱۴:۱۲ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #64
|
|||
|
|||
(۱/بهمن/۹۳ ۱۳:۴۵)سید ابراهیم نوشته است: ای کاش ابتدا شما تعریفتان در مورد مجرد و مادی را ارائه میدادید تا ببینیم در کجاها باهم وحدت نظر داریم.من ابتدائا عرض کردم که تعریف یونیورسالی برای ماده وجود نداره. برای همین پرسیدم که مشخص کنیم وقتی می گید ماده و مجرد منظورتون چیه. (۱/بهمن/۹۳ ۱۳:۴۵)سید ابراهیم نوشته است: در مورد اینکه فرمودید علوم تجربی مواد خام فلسفه را مشخص میکنند... اصلا اینگونه نیست. گویا شما خیلی وقته که دیگه فلسفه نخوندید؟ (سوالی بودا)خیر. علوم تجربی هم مشخص کننده مقدمات فلسفی هستن، هم لزوم و سیر نادرست فلسفی رو برای ما مشخص می کنن. چه فلسفه اولی یا فلسفه های دیگه. با این حال دقت کنین، فلسفه جزو علوم تجربی نیست. خوب پیشنهاد می کنم اگر مایل به بحثی هستید تعریف شخصیتون از ماده رو بیارید که دیگران هم بتونن بحث کنن. |
|||
|
۱۴:۲۶, ۱/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/بهمن/۹۳ ۱۴:۲۸ توسط پارمیس.)
شماره ارسال: #65
|
|||
|
|||
|
۱۴:۵۳, ۱/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #66
|
|||
|
|||
|
چگونه می شود علوم تجربی که امور جزئی و حسی هستند مقدمات کلیات عقلی فلسفی قرار بگیرند؟؟؟؟
|
|||
|
|
۱۵:۰۴, ۱/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #67
|
|||
|
|||
|
۱۵:۰۹, ۱/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #68
|
|||
|
|||
|
خب این سخن شماست وگرنه ما در علم فلسفه این را نداریم. ما در فلسفه و کلا در امور عقلی از کلیات به جزئیات می رسیم.
شما با امور جزئی و حسی نمیتوانی به اصل یقینی و کلی برسی. ابتدا این مسئله را حل کنیم بعد به ماده و مجرد هم می رسیم. |
|||
|
|
۱۵:۲۷, ۱/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/بهمن/۹۳ ۱۶:۳۸ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #69
|
|||
|
|||
|
بسیار خوب. دو نکته عرض می کنم و این مبحث رو می بندم.
اول این که کلیات چه معقولات اولی و چه ثانوی از تجربه مکرر امور جزئی حاصل می شن. این موضوع تو علوم شناختی بحث می شه تو فلسفه و منطق دنبالش نگردین. نکته این که اگر چه از امور جزئی نمی تونیم امور دیگه رو inference کنیم، اما می تونیم امور کلی رو perceive کنیم. ثانیا، گذار از ملازمه به ملازمه دیگه به وسیله علوم تجربی سنجیده می شه. مثال، اگر چیزی حادث است ممکن نیز هست. باز هم دقت کنید، اگرچه علوم تجربی در مورد درستی این موضوع اظهار نظر نمی کنن، اما مقدماتی رو در اختیار ما می گذارن که می تونیم درستی یا نادرستی این گزاره ها رو باهاش بسنجیم. مثلا، تعریف نسبیت عامی از زمان که شناخت ما رو از حادث تحریف می کنه. |
|||
|
۱۵:۳۵, ۱/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #70
|
|||
|
|||
|
اینکه می فرمایید بحث را می بندید یعنی دیگه بنده نظرم را ندهم؟
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |











