|
<<<-- چرا باید بگوییم "امام" خامنه ای!؟ -->>>
|
|
۰:۰۷, ۱۱/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم <<< چرا باید بگوییم امام خامنه ای!؟ >>> غربی ها با سه کلید واژه "آزادی" "دموکراسی" و "حقوق بشر" افکار عمومی را اداره میکردند. شرقی ها با دو کلید واژه "مبارزه ی پرولتاریا با امپریالیسم" و "برابری". --->> امام ۵کلید واژه قرآنی را در برابر آن ۵کلید واژه قرار داد. * اصل"امامت محوری" مهم ترین کلید واژه بود.سیستم امامت - امت حرف جهانشمول اسلامی بود که در عرصه ی سیاست احیا شد. * ده سال هرکاری کردیم یک رسانه غربی پیدا شود که بگوید "امام خمینی"! نشد... همه میگفتند "آیت الله خمینی". * سال ۵۹به یکی از اساتید یهودی آلمان گفتم " استاد چرا رسانه های شما نمیگویند امام خمینی؟ خنده ای کرد و گفت "آخر ما بعضی چیزها را متوجه شدیم" کیفش را باز کرد و یک کتاب در آورد. ترجمه ی آلمانی کتاب "ولایت فقیه" امام بود.گفت:"آقای خمینی یک تئوری جهانی دارد. وقتی ما بگوییم"امام" ایشان بین کشورهای دنیا شاخص میشود.چون کلمه "امام" قابل ترجمه نیست.ولی وقتی بگوییم"رهبر"این کلمه در فرهنگ غرب بار منفی دارد. دیگر ما ایشان را کنار استالین موسیلینی و هیتلر قرار میدهیم.کلمه "رهبر"به نفع ما و کلمه "امام" به نفع آقای خمینی است.از طرف دیگر اگر ایشان یک جایگاه دینی دارد ما به ایشان میگوییم"آیت الله"! اما"امام" بار معنوی دارد.از طرفی آنطور ایشان میشود امام امت اسلامی که مسلمانهای دنیا را دور خودش جمع بکند. با این صراحت این را به من گفت. * یک رسانه غربی یا شرقی را پیدا نمیکنید که گفته باشد"امام خمینی".آن موقع ما امتحان کردیم رسانه های غربی آیا میپذیرند ما یک آگهی بدهیم به نام "امام خمینی".میخواستیم ۶۰۰۰۰مارک بدهیم که یک آگهی چاپ کنند...قبول نکردند! * شهریور۵۸ که در مجلس خبرگان قانون اساسی شهید بهشتی کلمه ی امامت را در قانون اساسی گذاشت ریاست آن مجلس با آقای منتظری بود.امام خمینی گفت شما نمیتوانی مجلس را اداره کنی برو کنار آقای بهشتی اداره کند.وقتی شهید بهشتی آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولی فقیه نائب امام زمان و امام امت اسلامی است کشور ریخت به هم. بازرگان اعلام استعفای دسته جمعی دولت را کرد .امیر انتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسی باید منحل گردد...سر یک کلمه کشور ریخت به هم! * "امامت محوری"-" امت گرایی"-" عدالت گستری" و دوقطبی "مستکبرین -مستضعفین" اساس تئوری امام خمینی بود. * امام خمینی از دنیا رفتند.آقای هاشمی رفسنجانی آمدند 5روز بعد از رحلت امام خمینی در دومین خطبه ی اولین نماز جمعه ی بعد از رحلت امام راجع به ولایت فقیه دو جمله گفتند. یک: (ما نمیخواهیم بعد از رحلت امام خمینی به جانشین ایشان بگوییم"امام"). این همه دعوا داشتیم با شرق و غرب امام حاضر شد شهید بهشتی را قربانی کند برای این کلمه قانون اساسی ۵بار روی امامت ولی فقیه تاکید کرده..امام این را از سال۴۸ مطرح کرده..شما میگویی نمیخواهیم؟؟؟ به اسم اعزاز امام خمینی گفتند به جانشینش نمیگوییم امام؟! انگار یکی به شما بگوید من چون شما را خیلی دوست دارم افکار شما را میخواهم با شما دفن کنم! جمله دومشان این بود: (خبرگان مرجع تعیین نکرده است.) یعنی جانشین امام خمینی نه مرجع است و نه امام. * وقتی ایشان به جای "امام" گذاشت "رهبر"..."امت" شد"ملت". یعنی عملا سیستم ملت-رهبر انگلیسی ها را پذیرفتیم و سیستم امت-امامت امام خمینی را کنار گذاشتیم.وقتی "امت"شد"ملت" عناصر امت یعنی"خواهران و برادران قرآنی" – که وظایفی مثل امر به معروف و نهی از منکر نسبت به هم دارند- تبدیل شدند به عناصر ملت یعنی"شهروند" و "هموطن". * اما کلمه سوم یعنی "عدالت"...مقدس ترین کلمه ای که آقای هاشمی در دوران ریاست جمهوری شان به کلمه"توسعه" ابداع کردند و به نظام اسلامی تحمیل کردند...فرق عدالت و توسعه این بود که "عدالت" را خدا و پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و علی مرتضی(علیه السلام) تعریف میکنند اما"توسعه" را صندوق بین المللی پول و بانک جهانی و صهیونیست های عالم. * در عرصه ی بین الملل هم دو کلید واژه قرآنی"مستکبرین" و"مستضعفین" را ایشان اصلاح کردند و گفتند "مستکبرین" فحش و توهین آمیز است! به جایش بگوییم"قدرت های جهانی"! خب وقتی گفتی "مستکبرین" باید با آنها "مبارزه" کنی..اما وقتی گفتی"قدرت های جهانی" باید با آنها "تعامل" کنی."مستضعفین" را هم کردند"قشر آسیب پذیر"...یعنی آدمهای بی عرضه ای که خودشان پذیرای آسیب اند. * ۵کلید واژه قرآنی امام خمینی که اساس گفتمان نهضت اسلامی بود توسط ایشان تغییر پیدا کرد به همان کلید واژه هایی که دشمنان میخواستند. * تا موقعی که کلیدواژه های قرآنی امام خمینی –که راس انها امام بودن ولی فقیه است- احیا نشود هرکاری که بکنیم...وصله پینه کردن است. *شما هر لعنی که به......بکنید این قدر جگر دشمنان نمیسوزد که بگویید"امام خامنه ای". * مشکلی که هست هم این است که همه میگویند دیگران بگویند ما هم میگوییم..اصولگراها میگویند صدا و سیما شروع کند ما هم میگوییم! صدا و سیما میگوید ما که از روحانیون نمیتوانیم جلوتر بیفتیم! روحانیون میگویند تا مدیران ارشد نظام خودشان نگویند که ما نمیتوانیم جلوی مردم بگوییم! مدیران ارشد میگویند وقتی جوانان انقلابی هم نمیگویند ما بگوییم و هزینه بدهیم؟؟؟!!!!!!!!! * بعضی هم میگویند نگوییم چون قبلا کسی(حشمت الله طبرزدی) این کار را کرده و سابقه ی خوبی ندارد این کار در ذهن مردم! خب خوب ها باید پرچمدار این کار شوند که این کار به اسم آنها ثبت شود و آن سابقه پاک شود. * آیت الله سید محمد باقر حکیم پا میشود میرود نجف. از آنجا نامه مینویسد به حضرت"آیت الله العظمی امام خامنه ای". یک هفته بعد شهیدش میکنند.آن مرد بزرگ میفهمد که باید از آنجا پیغام دهد"امام خامنه ای".سید حسن نصرالله میفهمد در سخت ترین شرایطی که دارد باید بگوید "امام خامنه ای"! ما اینجا نشسته ایم و نمی گوییم. اگر نعمت خدا را قدر ندانیم میفرماید"ان عذابی لشدید".روز قیامت هم آنجا ندا داده میشود که "وقفوهم انهم مسئولون ما لکم لا تناصرون".هی حرف را انداختند از این طرف به آن طرف. دکتر رامین؛ مسئول نظارت مطبوعات طرح ولایت سال ۸۹ |
|||
|
| آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۸:۵۴, ۶/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #51
|
|||
|
|||
(۶/مرداد/۹۴ ۵:۲۵)بیداری اندیشه نوشته است: بنده فرصت نکردم تاپیک رو مطالعه کنم. شما عزیزان زحمت بکشین سوالات بی جواب رو توی نت جستجو کنین و از مراکز پاسخگویی دینی بپرسین. ان شاءالله جواب پیدا میشه. اینها مسائل حل نشده ای نیستن. فقط باید جواب رو پیدا کرد...سلام سوال رو در سایت askdin مطرح کردم. اما بایستی تاپیکش تایید بشه و بعد نمایش داده بشه. بهمحض تایید لینکش رو قرار میدم. |
|||
|
۱۸:۴۴, ۶/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #52
|
|||
|
|||
|
توی سایتهای پاسخگو و ایکس -شبهه و .... هم بپرسین.
|
|||
|
|
۱۹:۱۱, ۶/مرداد/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مرداد/۹۴ ۱۹:۱۱ توسط عمار94.)
شماره ارسال: #53
|
|||
|
|||
|
به نظرم عدم استفاده از كلمه امام بيشتر ظلم به خودمون هست .... ..................................... مثلا نقش پدر تو خانواده چيه؟ سرپرست خانواده ، مدير مالي خانواده ، مرجع صدور اجازه براي سفر اعضاي خانواده ، مسئول تشخيص مصلحت خانواده ، مسئول حفظ امنيت خانواده ........ حالا فرض كنيد تو يه مدرسه معلم به بچه ها بگه هفته ي ديگه ميخواهيم برويم اردو! بعد يكي از بچه ها بگه اجازه ! ما از مسئول تشخيص مصلحت خانواده كسب تكليف كنيم و اگر موافق بود از مدير مالي خانواده پول بگيريم بيايم !!!! معلم هم بگه خوب يادم انداختيد از مرجع صدور اجازه سفر براي اعضاي خانواده هم اجازه كتبي بياوريد!!!!! در حالي كه پدر همه ي اينها هست و حتي فراتر از اين ، گرچه استفاده از اين عبارات هم هيچ آسيبي به جايگاه پدر وارد نميكند چون به هر حال تعريف قسمتي از وظايف پدر هست .... اما نام پدر چيز ديگريست براي فرزند.... ..................................................................... اگر ما هم مدعي هستيم كه امت مسلمانيم نه فقط ملت ، اگر خواهان برپايي و ادامه حكومت رسول خدا و اميرالمومنين هستيم پس رهبر ما هم بايد امام ما باشد و غير از اين ظلمي است كه بر خود روا داشته ايم
|
|||
|
۲۰:۱۶, ۶/مرداد/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مرداد/۹۴ ۲۱:۲۵ توسط میکا.)
شماره ارسال: #54
|
|||
|
|||
(۶/مرداد/۹۴ ۱۹:۱۱)عمار94 نوشته است: اگر ما هم مدعي هستيم كه امت مسلمانيم نه فقط ملت ، اگر خواهان برپايي و ادامه حكومت رسول خدا و اميرالمومنين هستيم پس رهبر ما هم بايد امام ما باشد و غير از اين ظلمي است كه بر خود روا داشته ايمسلام آقا عمار د ن د. امام به اون معنایی که توی اصل امامت داریم نیست. امام معادل عربی کلمه "رهبر" یا "پیشوا" هست. بحث فقط در مورد اینه که معادل عربی این کلمه رو به کار ببریم یا معادل فارسیش رو. معادل عربیش چون ممکنه با اصل امامت اشتباه گرفته بشه ایجاد شبهه می کنه مثل همین شبهه ای که برای شما پیش اومده. سلام در سامانه 09640.ir سوال رو مطرح کردم که جوابش به شرح زیر است. در کل فرمودند میشه به جای امام خامنه ای بگیم آیت ا... خامنه ای با بگیم رهبری. اما اگر بگیم امام هم اشکالی نداره. با سلام در سایت بیداری اندیشه به یک مسئله در مورد ولایت فقیه بر خوردیم که می خواستم بپرسم و جواب رو منعکس کنم در بحثمون در اون سایت به این نتیجه رسیدیم که کلمه "امام" در عبارت "امام خامنه ای" به معنایی که در اصل امامت می گوییم نیست بلکه معادل عربی کلمه "رهبر" یا "پیشوا" است و بعد این سوال پیش آمد که آیا بهتر نیست ما همان معادل فارسی را به کار بریم؟ کلمه امام می تونه ایجاد تقدس کنه و در ذهن برخی افراد با اصل امامت اشتباه گرفته بشه اما معادل فارسیش این مشکل رو نداره نه اشکالی ندارد در فارسی و عربی به غیر معصوم هم امام اطلاق می شود دربین شیعه و سنی چه لزومی داره که حتماً کلمه عربی اش رو بگیم چون کلمه عربیش ایجاد شبهه می کنه اشکالی نداردپپیشوا خامنه ای کاربرد ندارد و نامانوس است خب بگوییم رهبر اشکال ندارد ولی رهبر هم به کار نمی ره رهبری می گیم ولی رهبر نه پس این که می گویند نگفتن پیشوند امام جفا به ایشان است نادرست است؟ نه این هم درست نیست ایت الله می گیم آهان. پس بگوییم آیت ا.... خامنه ای اره امام خامنه ای هم اشکال نداره آیا درسته که به خاطر جلوگیری از ایجاد شبهه، از پیشوند امام پرهیز کنیم؟ نه ست نیست وقتی می دونیم مخاطب ممکنه به اشتباه برداشت کنه امام خمینی هم میگیم اشکال نداره سنی ها هم میگن امام فخر رازی امام حنبل آخه امام خمینی هم ایجاد تقدس می کنه در ذهن عامه مردم نه اشکال نداره نمی گن معصومه که می دونن با امامان فرق دارند نه مشکلی ندارد و اشتباه نمی شه آهامن دیدم برخی اشتباه میگیرنا نه درست نیست و اشکالی ندارد ممنون باتشکر از صعه صدر و دقت شما به جواب ارائه شده امید است مورد توجه قرار گرفته باشد و در افزایش سطح آگاهی دینی شما تاثیر لازم را داشته باشد .موفق باشی |
|||
|
|
۲۲:۱۰, ۶/مرداد/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/مرداد/۹۴ ۲۲:۲۷ توسط عمار94.)
شماره ارسال: #55
|
|||
|
|||
|
در زمينه مسائل مربوط به حكومت و ولايت فقيه امام خميني در كتاب ولايت فقيه فرموده اند(كتاب در سال 48 نگارش شده است):
...اگر فرد لايقى كه داراى اين دو خصلت باشد به پا خاست و تشكيل حكومت داد، همان ولايتى را كه حضرت رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در امر اداره جامعه داشت دارا ميباشد؛ و بر همه مردم لازم است كه از او اطاعت كنند. اين توهم كه اختيارات حكومتى رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بيشتر از حضرت امير(علیه السلام) بود، يا اختيارات حكومتى حضرت امير (علیه السلام) بيش از فقيه است، باطل و غلط است. البته فضايل حضرت رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بيش از همه عالم است؛ و بعد از ايشان فضايل حضرت امير (علیه السلام) از همه بيشتر است؛ لكن زيادى فضايل معنوى اختيارات حكومتى را افزايش نميدهد. همان اختيارات و ولايتى كه حضرت رسول و ديگر ائمه، صلوات اللَّه عليهم، در تدارك و بسيج سپاه، تعيين ولات و استانداران، گرفتن ماليات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشتند، خداوند همان اختيارات را براى حكومت فعلى قرار داده است؛ منتها شخص معينى نيست، روى عنوانِ «عالم عادل» است... (چاپ انتشارات ازادي ص 55) و در ادامه همان صفحه... وقتى ميگوييم ولايتى را كه رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه (علیه السلام) داشتند، بعد از غيبت، فقيه عادل دارد، براى هيچ كس اين توهم نبايد پيدا شود كه مقام فقها همان مقام ائمه (علیه السلام) و رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. زيرا اينجا صحبت از مقام نيست؛ بلكه صحبت از وظيفه است. و در ص 56 مثلًا يكى از امورى كه فقيه متصدى ولايت آن است اجراى «حدود» (يعنى قانون جزاى اسلام) است. آيا در اجراى حدود بين رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امام و فقيه امتيازى است؟ يا چون رتبه فقيه پايين تر است بايد كمتر بزند؟ حد زانى كه صد تازيانه است اگر رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) جارى كند، 150 تازيانه ميزند، و حضرت امير المؤمنين (علیه السلام) صد تازيانه، و فقيه پنجاه تازيانه؟ يا اينكه حاكم متصدى قوه اجراييه است و بايد حد خدا را جارى كند؛ چه رسول اللَّه (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) باشد، و چه حضرت امير المؤمنين (علیه السلام)، يا نماينده و قاضى آن حضرت در بصره و كوفه، يا فقيه عصر. و در ادامه ص 58 ولايت تكوينى لازمه اثبات ولايت و حكومت براى امام (علیه السلام) اين نيست كه مقام معنوى نداشته باشد. براى امام مقامات معنوى هم هست كه جدا از وظيفه حكومت است. و آن، مقام خلافت كلى الهى است كه گاهى در لسان ائمه، عليهم السلام، از آن ياد شده است. خلافتى است تكوينى كه به موجب آن جميع ذرات در برابر «ولىّ امر» خاضعند. از ضروريات مذهب ماست كه كسى به مقامات معنوى ائمه (علیه السلام) نميرسد، حتى ملك مقرب و نبى مرسل. اصولًا رسول اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه (علیه السلام)- طبق رواياتى كه داريم- قبل از اين عالم انواري بوده اند در ظل عرش؛ و در انعقاد نطفه و «طينت» از بقيه مردم امتياز داشته اند . و مقاماتى دارند الى ما شاء اللَّه، چنانكه در روايات «معراج» جبرئيل عرض ميكند: "لو دنوت انمله لاحترقت" . (هرگاه كمى نزديكتر ميشدم، سوخته بودم.) يا اين فرمايش كه "ان لنا مع الله حالات لايسعه ملك مقرب ولا نبي مرسل ". (ما با خدا حالاتى داريم كه نه فرشته مقرب آن را ميتواند داشته باشد و نه پيامبر مرسل). اين جزء اصول مذهب ماست كه ائمه (علیه السلام) چنين مقاماتى دارند، قبل از آنكه موضوع حكومت در ميان باشد. چنانكه به حسب روايات اين مقامات معنوى براى حضرت زهرا، سلام اللَّه عليها هم هست با اينكه آن حضرت نه حاكم است و نه قاضى و نه خليفه. اين مقامات سواى وظيفه حكومت است. لذا وقتى ميگوييم حضرت زهرا، عليها سلام، قاضى و خليفه نيست، لازمهاش اين نيست كه مثل من و شماست؛ يا بر ما برترى معنوى ندارد. |
|||
|
|
۹:۴۸, ۲۱/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #56
|
|||
|
|||
|
سید مصطفی میرمحمدی در وبلاگ «خاکريزيسم» با اشاره به تحليل يکي از چهره هاي سياسي و صاحب نظران مسایل استراتژیک پیرامون لزوم استفاده از لفظ «امام» براي حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر معم انقلاب اسلامي، نوشت:
غربيها با سه کليدواژهي آزادي، دموکراسي، و حقوق بشر افکار عمومي را اداره ميکردند. شرقيها با دو کليدواژهي مبارزهي پرولتاريا با امپرياليسم و برابري. امام پنج کليدواژهي قرآني را در مقابل آن پنج کليدواژه قرار دادند. * اصل «امامتمحوري» مهمترين کليدواژه بود. سيستم امت-امامت حرف جهانشمول اسلامي بود که در عرصهي سياست احيا شد. * ده سال هر کاري کرديم، يک رسانهي غربي پيدا شود که بگويد «امام خميني»، نشد! همه ميگفتند «آيتالله خميني». * سال 59 به يکي از اساتيد يهودي آلمان گفتم «استاد! چرا رسانههاي شما نميگويند امام خميني؟». خندهاي کرد و گفت «آخر ما بعضي چيزها را متوجه شديم!». کيفاش را باز کرد و يک کتاب درآورد. ترجمهي آلماني کتاب «ولايت فقيه» امام بود. گفت «آقاي خميني يک تئوري جهاني دارد. وقتي ما بگوييم "امام"، ايشان بين کشورهاي دنيا شاخص ميشود. چون کلمهي "امام" قابل ترجمه نيست. ولي وقتي بگوييم "رهبر"، اين کلمه در فرهنگ غرب بار منفي دارد. ديگر ما ايشان را کنار استالين و موسيليني و هيتلر قرار ميدهيم. کلمهي "رهبر" به نفع ما و کلمهي "امام" به نفع آقاي خميني است. از طرف ديگر اگر ايشان يک جايگاه ديني دارد، ما به ايشان ميگوييم "آيتالله"، اما "امام" يک بار معنوي دارد! از طرفي ايشان آن طور ميشود امام امت اسلامي که مسلمانهاي دنيا را دور خودش جمع بکند!». با اين صراحت اين را به من گفت. * يک رسانهي غربي يا شرقي را پيدا نميکنيد که گفته باشد «امام خميني». آن موقع ما امتحان کرديم رسانههاي غربي آيا ميپذيرند ما يک آگهي بدهيم به نام «امام خميني»؟ ميخواستيم 60،000 مارک بدهيم که يک آگهي چاپ کنند، قبول نکردند! * شهريور 58 که در مجلس خبرگان قانون اساسي شهيد بهشتي کلمهي امامت را در قانون اساسي گذاشت، رياست آن مجلس با آقاي منتظري بود. امام خميني گفت شما نميتواني مجلس را اداره کني، برو کنار، آقاي بهشتي اداره کند. وقتي شهيد بهشتي آمد اصل پنجم را مطرح کند که ولي فقيه نائب امام زمان و امام امت اسلامي است، کشور ريخت به هم. بازرگان اعلام استعفاي دستهجمعي دولت را کرد. اميرانتظام اعلام کرد که مجلس خبرگان قانون اساسي بايد منحل شود. سر يک کلمه کشور ريخت به هم! * امامتمحوري، امّتگرايي، عدالتگستري، و دوقطبي مستکبرين-مستضعفين اساس تئوري امام خميني بود. * امام خميني از دنيا رفتند. آقاي هاشمي رفسنجاني آمدند پنج روز بعد از رحلت امام خميني در دومين خطبهي اولين نمازجمعهي بعد از رحلت امام، راجع به ولايت فقيه دو جمله گفتند. يک : «ما نميخواهيم بعد از رحلت امام خميني به جانشي ايشان "امام" بگوييم». اين همه دعوا داشتيم با شرق و غرب؛ امام حاضر شد شهيد بهشتي را قرباني کند براي اين کلمه؛ قانون اساسي پنج بار روي امامت ولي فقيه تأکيد کرده، امام اين را از سال 48 مطرح کرده، شما ميگويي نميخواهيم؟ به اسم اعزاز امام خميني گفتند به جانشيناش نميگوييم امام! انگار يکي به شما بگويد من چون خيلي شما را دوست دارم، افکار شما را ميخواهم با شما دفن کنم! جملهي دومشان اين بود : «خبرگان مرجع تعيين نکرده است». يعني جانشين امام خميني نه مرجع است و نه امام. * وقتي ايشان جاي «امام» گذاشت «رهبر»، «امّت» شد «ملّت». يعني عملاً سيستم ملت-رهبر انگليسيها را پذيرفتيم و سيستم امت-امامت امام خميني را کنار گذاشتيم. وقتي «امّت» شد «ملّت»، عناصر امّت يعني «خواهران و برادران قرآني» -که وظايفي مثل امر به معروف و نهي از منکر نسبت به هم دارند-، تبديل شدند به عناصر ملت يعني «شهروند» و « هموطن». * اما کلمهي سوم يعني «عدالت»؛ مقدسترين کلمهاي که آقاي هاشمي در دوران رياستجمهوريشان ابداع و تحميل کردند به نظام اسلامي، کلمهي «توسعه» بود. فرق عدالت و توسعه اين بود که «عدالت» را خدا و پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و علي مرتضي (علیه السلام) تعريف ميکنند، اما «توسعه» را صندوق بينالمللي پول و بانک جهاني و صهيونيستهاي عالَم. * در عرصهي بينالملل هم دو کليدواژهي قرآني «مستکبرين» و «مستضعفين» را ايشان اصلاح کردند و گفتند «مستکبرين» فحش و توهينآميز است! به جايش بگوييم «قدرتهاي جهاني»! خب وقتي گفتي «مستکبرين» بايد با آنها «مبارزه» کني، اما وقتي گفتي «قدرتهاي جهاني» بايد با آنها «تعامل» کني. «مستضعفين» را هم کردند «قشر آسيبپذير»؛ يعني آدمهاي بيعرضهاي که خودشان پذيراي آسيباند! * پنج کليدواژهي قرآني امام خميني که اساس گفتمان نهضت اسلامي بود، توسط ايشان تغيير پيدا کرد به همان کليدواژههايي که دشمنان ميخواستند. * تا موقعي که کليدواژههاي قرآني امام خميني –که رأس آنها امام بودن ولي فقيه است- احيا نشود، هر کاري که بکنيم، وصلهپينه کردن است. * شما هر لعني که به ...... بکنيد، اين قدر جگر دشمنان نميسوزد که بگوييد «امام خامنهاي». * مشکلي که هست هم اين است که همه ميگويند «ديگران بگويند ما هم ميگوييم!». اصولگراها ميگويند صداوسيما شروع کند، ما هم ميگوييم! صداوسيما ميگويد ما که از روحانيون نميتوانيم جلو بيفتيم! روحانيون ميگويند تا مديران ارشد نظام خودشان نگويند که ما نميتوانيم جلوي مردم بگوييم! مديران ارشد ميگويند وقتي جوانان انقلابي هم نميگويند، ما بگوييم و هزينه بدهيم؟! و... * بعضي هم ميگويند نگوييم چون قبلاً کسي (حشمتالله طبرزدي) اين کار را کرده و سابقهي خوبي ندارد اين کار در ذهن مردم! خب خوبها بايد پرچمدار اين کار شوند که اين کار به اسم آنها ثبت شود و آن سابقه پاک شود. * آيتالله سيد محمدباقر حکيم پا ميشود ميرود نجف. از آنجا نامه مينويسد به «حضرت آيتالله العظمي امام خامنهاي». يک هفته بعد شهيدش ميکنند. آن مرد بزرگ ميفهمد که بايد از آنجا پيغام دهد «امام خامنهاي». سيد حسن نصرالله ميفهمد در سختترين شرايطي که دارد، بايد بگويد امام خامنهاي! ما اينجا نشستهايم و نميگوييم! * اگر نعمت خدا را قدر ندانيم، ميفرمايد «انّ عذابي لشديد». روز قيامت هم آنجا ندا داده ميشود که «وقفوهم انّهم مسئولون، ما لکم لا تناصَرون». هي حرف را انداختند از اين طرف به آن طرف. |
|||
|
|
۱۰:۲۳, ۲۴/مرداد/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/مرداد/۹۴ ۱۰:۵۲ توسط دعادست.)
شماره ارسال: #57
|
|||
|
|||
|
با سلام مجدد
وای بر ماکه ادعای شیعه داریم ولی برای رسیدن به مطامع دنیا برای خودمان قصه میبافیم و کلام خودمان را به هیچ حدیث و روایت یا آیه ای از قرآن کریم وصل و مرتبط نمیکنیم.. همانگونه که بنی امیه و بنی عباس کردند... البته لازم به توضیح است که با چندین مورد حذف پیامها و اخیراً حذف وبلاگ بنده مشخص شده است که فقه شما فقه استدلال و استنباط نبوده که در اصل فقه حذف است، زیرا که برای اثبات خودتان و عقایدتان چاره ای جز حذف رقیب ندارید، حتی اگر او امام بر حق و دارای ولایت واقعی از طرف خدا باشد.. همانگونه که بنی امیه و بنی عباس کردند.. زیرا که اگر حرفی برای گفتن داشتید و سندی معتبر برای اثبات ادعای خود میافتید آنرا جار میزدید.. نه اینکه فکر کنید اینجانب اجنبی یا شاه دوست هستم. بلکه بنده نیز همانند خیلیها جانباز جنگ و برادر دو شهید هستم که هر دو در سن 19 سالگی در جبهه باطل علیه باطل کشته شدند که ایشالله خداوند به آنها مقام شهادت عنایت بفرمایند.. والا اگر طبق احادیث ذیل در پی غیر خدا و غیر ائمه اطهار سلام الله بوده اند که حسابشان با کرام الکاتبین است.. و اما اصل مطلب اینکه طبق احادیث ذیل ، اختیار امام را به غیر دادن یا عنوان امام را به غیر دادن از گناهان کبیره و نوعی عوام فریبی است، تا بتوان در پوشش این تقدس اهدافی را پیگیری کرد.. والا اگر شخص حاکم لیاقت یا توان اداره امور و کسب محبوبیت را داشته باشد نیازی به جعل عنوان امامت نخواهد داشت... پس اصرار به استفاده از این عنوان برای مقام معظم جسارت بیشتری به شخصیت ایشان است تا اصرار به استفاده نکردن از آن.. لفظ امام خواه ناخواه مقدس و عوام فریبانه است چه با اختیارات امام باشد چه بدون اختیارات امام و هر معنی در هر زبانی داشته باشد.. و مشخصاً لفظ عربی آن است که دارای بار معنوی و مقدس است.. هر چند که بدون استفاده از این عنوان ، اگر اختیارات امام را هم به غیر نسبت دهند باز هم عین فرقه سازی و شرک است.. و اگر هر دو را با هم برای شخصی اصرار داشته باشند که همه چیز مثل روز روشن است و فردای قیامت بسیار نزدیک است.. مقام معظم رهبری جایگاهشان مشخص و قانون پشتیبان اوست و کسانی که اصرار بر امامت ایشان دارند همان کسانی هستند که اگر شاه هم بر تخت بود فریاد جاوید شاهشان گوش فلک را کر میکرد و جای تعجب است که خود ایشان هم هیچگونه مقاومتی در این خصوص ندارند.. یا نمیداند ، که بسیار بعید است. یا احادیث و روایات را نمیخواند که باز هم بعید است... در تمامی مطالبی که چندین ماه و شاید چند سالی باشد که در انواع اجتماعات دیده و شنیده ام، هیچکدام از لیاقت معظم له برای تصدی این عنوان نگفته اند و فقط بهره ای که از جعل این عنوان نصیب میشود را مد نظر داشتند... همان بهره ای که امام خمینی از این عنوان بردند و تقدس دریافتی از آن باعث ایجاد گنبد و بارگاهی بس عظیم شد و چه بسا فرزندان ما که امروز را نمیدانند آن مقبره را همچون امامان معصوم سرمه چشمانشان کنند.. و اما احادیث و روایات در مورد جعل امامت.. اصول كافى جلد 2 صفحه 199 سـورة بـن كـليـب گـويـد: امـام بـاقـر عـليـه السـلام راجـع بـه قـول خـداى عـزوجـل (((و روز قـيامت كسانى را كه درباره خدا دروغ گفته اند روسياه بينى 60 سـوره 39 ـ))) پـرسـيـدم ، فـرمـود: كسى است كه بگويد من امامم و امام نباشد، عرض كردم : اگر چه علوى باشد؟ فرمود: اگر چه علوى باشد، عرض كردم ؟ اگر چه از اولاد على بن ابيطالب باشد؟ فرمود: اگر چه باشد. اصول كافى جلد 2 صفحه 199 امام صادق عليه السلام فرمود: هر كه ادعاء امامت كند و اهلش نباشد، كافر است . اصول كافى جلد 2 صفحه 200 حسين بن مختار گويد: بامام صادق عليه السلام عرضكردم : قربانت (((روز قيامت كسانى را كـه بـخـدا دروغ بـسـتـنـد مـى بينى 60 سوره 39))) (تفسيرش چيست ؟) فرمود: درباره كسى است كه خود را امام داند و امام نباشد، عرضكردم : اگر چه از فرزندان فاطمه و على باشد؟ فرمود: اگر چه از فرزندان فاطمه و على باشد. اصول كافى جلد 2 صفحه 200 ابـن ابى يعفور گويد: شنيدم ، امام صادق عليه السلام مى فرمود: سه كسند كه در روز قـيـامت خدا با آنها سخن نگويد و پاكشان نكند و عذابى دردناك دارند: 1ـ هر كه ادعاء امامت از طرف خدا كند و حق نداشته باشد. 2ـ كسيكه امام از طرف خدا را انكار كند. 3ـ آنكه معتقد باشد كه اين دو از اسلام بهره ئى دارند. توضیح: شاهدیم که عده ای مقامات را به هر طریق منسوب به امام و خدا میدانند.. اصول كافى جلد 2 صفحه 200 و فرمود: كسيكه با اماميكه امامتش از جانب خدا است كسى را شريك كند كه امامتش از جانب خدا نيست : بخدا مشرك گشته است . اصول كافى جلد 2 صفحه 201 مـحـمـد بـن مـنـصـور گـويـد: از آن حـضـرت راجـع بـه قـول خـداى عزوجل (((و چون كار بدى كنند، گويند پدران خود را مرتكب آن ديده ايم و خدا ما را بدان فرمان داده است ، بگو خدا بكار زشت فرمان نمى دهد چرا درباره خدا چيزى كه نـمـى دانـيـد مى گوئيد؟ 28 سوره 7ـ))) پرسيدم . فرمود: آيا كسى را ديده ئى كه معتقد باشد خدا بزنا كردن و شراب نوشيدن و مانند اين محرمات فرمان داده است ؟ عرض كردم : نـه ، فـرمـود: پس اين كار زشتى كه ادعا مى كنند خدا آنها را بدان فرمان داده است چيست ؟ عرض كردم : خدا داناتر است و وليش ، فرمود: اين مطلب درباره امامان جور (غاصب امامت ) اسـت كه مردم ادعا كردند خدا ايشان را به پيروى از مردمى فرمان داده است كه خدا پيروى از آنـان دسـتور نداده پس خدا ادعاء ايشان را رد كرده و خبر داده كه درباره خدا دروغ گفته اند و اين عملشان را فاحشه (كار زشت ) ناميده است . اصول كافى جلد 2 صفحه 203 ابـن ابـى يـعـفور گويد: شنيدم امام صادق عليه السلام مى فرمود: سه كسند كه در روز قيامت بآنها نظر نكند و پاكشان نسازد و عذابى دردناك دارند: كسيكه امامتى را كه از جانب خـدا نـدارد ادعـا كند و هر كه امام از جانب خدا را انكار كند و آنكه معتقد باشد ايندو از اسلام بهره ئى دارند. ............... در خانه اگر کس است یک حرف بس است.. حالا بهتر است اگر شیعه هستید و ادعا دارید که زیر پرچم همان فرقه هستید که اهل نجات است و غیر کتاب خدا و عترت پاک حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به چیز دیگری تمسک نمیجوید، پس بهتر است که در مورد قول آیت الله خمینی در مورد ولایت فقیه همان ولایت رسول الله سلام الله است ، حداقل احتیاط کنید.. و برای توجیه امامت یا رهبری و اینکه عیب دارد یا ندارد فتوا صادر نکنید... اگر صادق هستید.. بهتر است برای اثبات خودتان دنبال جوابهای الکی نباشید، شاید آیت الله جوادی آملی یا مصباح یزدی و دیگر علما، ادعائی خود جوش این خصوص داشته باشند.. بنده خودم حاضرم برای دفاع از حریم امامت و ولایت حقه ائمه اطهار حذف شوم، وبلاگ و مطلب و کامنت پیش کش.. هر چند که خدا لعنت کند کسی را که بدون وارد شدن به مباحث وبلاگ بنده اگر ادعائی داشت ، باعث حذف آن شده و زحمت چند ساله بنده را به هدر داد.. و کلامی با مدیران تالار گفتگوی بیداری.. ضمن تشکر از حذف مطالب اینجانب و احیاناً تلاش شما برای حذف وبلاگ اینجانب که بیشتر خاطرات جبهه و جنگ بود، در خواست دارم در مورد کلمهء بیداری که بر سایت خود گذاشته اید اندکی توضیح دهید یا اگر قادر به توضیح نیستید کلمه ای هم معنی با سیاست حذف در سایتتان گزینش بفرمائید.. و من الله توفیق. ![]() ![]() (۴/مرداد/۹۴ ۲۳:۲۵)غریب نوشته است: سلام. سلام مجدد دوست عزیز بنده در همان روز دو جواب با شواهد تاریخی و مدرک ارائه کردم ولی متأسفانه توسط فردی که اختیار دار سایت است حذف شد تا امثال شما امثال بنده را بی مدرک و متشنج کنند و فراری خطاب کنید.. خیلی زود قضاوت کردی و شرایط خفقان را در نظر نگرفتی... در حالی اگر چه نوشته های بنده تند هستند ولی توهین یا افترائی نبوده که عزیزان اقدام به حذف آن کردند... همچنین در ادامه این حذف، افتخار دیگری از حضور در بیدار گران اسلامی نصیب بنده شده است و آن هم حذف وبلاگ چند ساله ام با ده ها خاطره و مطلب بوده است.. گمانم استناد صریح به موضوعی تاریخی باعث حذف همه چیز حتی شاید روزی حذف خودم شود... فقه اسلامی ما که مبتنی بر استدلال و استنباط است، ظاهراً تبدیل به فقه حذف شده است.. پاینده باشید..
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| "جایگاه امنیت در تفکر امام خمینی و امام خامنهای در کجاست؟" | mohsen1414 | 0 | 921 |
۲/خرداد/۹۶ ۰:۵۲ آخرین ارسال: mohsen1414 |
|
| پیام مهم امام خامنهای به مسلمانان سراسر جهان در آستانه حج | sarallah | 10 | 2,895 |
۱۵/شهریور/۹۵ ۲۱:۰۱ آخرین ارسال: -Ali- |
|
| چرا امام خامنه ای به نمایشگاه کتاب نرفتند؟ | عبدالرحیم | 33 | 15,239 |
۲۱/مرداد/۹۴ ۹:۵۲ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|
| سخنان مهم امام خامنه ای در دیدار با نمایندگان مجلس | سید ابراهیم | 6 | 3,456 |
۲۱/مرداد/۹۴ ۹:۵۰ آخرین ارسال: zaviyehdid |
|












