|
ضرورت نبوت؟!
|
|
۱۵:۲۱, ۱۴/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با درود و عرض ادب
فرض رو بر این میذاریم که خدایی هست، حال، سوالی که مطرح می شه این هست که چه نیازی به نبی داریم؟ می دونم تاپیک های دیگه ای هم در این رابطه وجود داره، امّا این تاپیک رو زدم تا تبدیل به تاپیک جامعی برای بحث و تبادل نظر در رابطه با تئوری نبوت بشه -استدعا دارم دوستان دست از خطابه سرایی بردارن، استدلال، استدلال، استدلال |
|||
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۶:۳۴, ۱۸/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
(۱۸/اسفند/۹۳ ۱۵:۵۳)Ye Rahgozar نوشته است: با طبیعت، با قرار دادن قوه تعقل در آدمی، با زیبایی های هستی حال اینکه میگید با طبیعت و ... ایا راهنمایی هم میکنه که جطور بهش برسین؟و چه کنید؟ ایا اینکه شما میگید با قوه تعقل ، ایا این عقل و تعقل موجب شد همه به خدا ایمان ئاشته باشن؟ شما خودت میگی فرض کن خدا رو (۱۴/اسفند/۹۳ ۱۵:۲۱)Ye Rahgozar نوشته است: با درود و عرض ادب چطور میشه که الان میگین (۱۸/اسفند/۹۳ ۱۵:۵۳)Ye Rahgozar نوشته است: با طبیعت، با قرار دادن قوه تعقل در آدمی، با زیبایی های هستیجناب شما اگه دنبال پاسخ برای سوالتون هستین اول بگین که این خدا از اموزش و پرورش کمتر میدونه که برای شما معلم قرار میده تا درس و همین طبیعتی که در کنار شما هست و میتونین ازش چیز یاد بگیرین بازممعلم میزاره تا بهتون مطالب بهتری رو بدهتا اینکه شما برید و بعد از ... سال به راهی که ممکن بود با مدتی کوتاه ار برسین ، طی کنین؟ ایا این خدای شما از یک سازمان بشری کمتر میدونه؟ پاسخ بدید جناب |
|||
|
۱۶:۴۵, ۱۸/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/اسفند/۹۳ ۱۶:۴۵ توسط Ye Rahgozar.)
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
میشه بفرمایید، داستان زندگی بسیاری از قبایل و مللی که هرگز پیامبری به خود ندیدن، چیست؟
یحتمل در جواب خواهید گفت همه ی اقوام پیامبری داشتند و امروز اثری از آثارشان نیست!! سوال من اینست که حتی اگر فرض رو بر این بذاریم که واقعاً اینطور بوده! همین الان هم قبایل زیادی هستند که از هیچ دین و مذهبی مطلع نیستند! داستان اینها چی میشه؟ |
|||
|
۱۷:۰۷, ۱۸/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
(۱۸/اسفند/۹۳ ۱۶:۴۵)Ye Rahgozar نوشته است: میشه بفرمایید، داستان زندگی بسیاری از قبایل و مللی که هرگز پیامبری به خود ندیدن، چیست؟ همین شمایی که اینقدر اطلاعا شما بالاست و عقل رو معیار هدایت خئوتون میدونین به کجای این منزل مقصود رسیدبن؟بگین تا پاسختون رو بدم شما هم که فقط برپایه فرضیات پیش میرین و برای همین پاسخهاتون رو هم پیدا نمیکنین. |
|||
|
۱۷:۱۶, ۱۸/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
(۱۸/اسفند/۹۳ ۱۷:۰۷)mahdy30na نوشته است: همین شمایی که اینقدر اطلاعا شما بالاست و عقل رو معیار هدایت خئوتون میدونین به کجای این منزل مقصود رسیدبن؟بگین تا پاسختون رو بدممهدی جان عاشقت شدم عزیز، عاشـــــق، تکـــی تک ![]() من کی ادعا کردم که اطلاعاتم بالاست؟ اطلاعاتم در حد جلبکه و ادعایی هم ندارم و هدفمم از طرح این مباحث، کشف حقیقته و باز هم پیچوندی و جواب سوالمو ندادی؟ خوب میدونی که جواب دادن به اون سوال یعنی رد ضرورت نبوت و اگر غیر از اینه خوشحال میشم توضیحاتت رو بشنوم خیلی میخوامـــت عزیز، بی شوخی عرض می کنم، همین قدر که ارزش قائل شدی و به خودت زحمت میدی و سعی می کنی من گمراه رو از چاه ضلالت به راه حقیقت رهسپار سازی، کلی برام با ارزشه زنده باشی جوونـــ
|
|||
|
۱۷:۴۴, ۱۸/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
(۱۸/اسفند/۹۳ ۱۷:۱۶)Ye Rahgozar نوشته است: مهدی جان عاشقت شدم عزیز، عاشـــــق، تکـــی تک برادر من شما دنبال حقی و من خوشحال از این مطلب شما پاسخ من رو ندادی و این همون جوابی که خودت میگی رو رد میکنه و این یعنی رد نظر خودت (۱۸/اسفند/۹۳ ۱۵:۵۳)Ye Rahgozar نوشته است: با طبیعت، با قرار دادن قوه تعقل در آدمی، با زیبایی های هستیاین تعقل یعنی چی ؟ نباید مگه این عقل کامل باشه تا هدایت کنه؟ پس نمیشه شما جاهل باشی و همین که نیستی از اونهایی که خودت میکی (۱۸/اسفند/۹۳ ۱۶:۴۵)Ye Rahgozar نوشته است: همین الان هم قبایل زیادی هستند که از هیچ دین و مذهبی مطلع نیستند!مطلع تری . و ایا نسبت به اونها عالم تر نیستی ؟ و البته توجه کن که شما داری تحقیق میکنی و حداقل مطالبی رو خوندی و همونطور که در بحث اصول دین مطرح کردی من یک ایرانیم در قرن 7 هجری شمسی! بعد از سالها تحقیق از سن 15 سالگی تا 30 سالگی به مرور به این نتیجه رسیدم که اسلام حق نیست، آیا حق دارم در این رابطه در کشوری اسلامی کتاب بنویسم؟ نتایج تحقیقاتم را بازگو کنم؟ و...؟ خوب ایا اینها از جهالت هست > اگه جهالته پس شما هم در جهل هستین و تعقل برای شما کافی نیست/پسنیاز داری یکی که کلامش خلاف فطرتت نباشه تو رو همراهی کنه یکم بلدی ولی نورت برای مسیرت کمه و نمیتونی ممسیر هزارتوی زندگیت رو معیت و مسیری مشخص و سالم رو انتخاب کنی و کسی میتونه کمکت کنه که عالم باشه به این مسیر. من بازم میگم نه من و نه کسی شما رو به خدا باوری و مسیر حق با اجبار و امراه نه مسلمونتون میکنه و نه چیزی فقط بنده بر اساس وظیفه شرعی و کلام مولای خودم خواستم با هم هم مسیر بشیم تا کمی با هم این مسیر رو طی کنیم در کلام الهی خدا میفرماید :
سوره نحل آیه 93 می فرماید: " ولو شاء الله لجعلکم امة واحدة و لکن یضل من یشاء و یهدی من یشاء و لتسئلن عماکنتم تعملون". "و اگر خدا می خواست به مشیت ازلی همه بشر را یک امت قرار می داد و لیکن هر که را بخواهد گمراه کند و هر که را بخواهد هدایت، و البته آنچه از نیک و بد کرده اید از همه سؤال خواهید شد"
سوره کهف آیه 17 می فرماید: "من یهدالله فهوا المهتد و من یضلل فلن تجدله ولیاً مرشداً". "هر کس را خدا هدایت کند او هدایت شده است و هر کس را گمراه کند، پس هرگز برای او یاور و راهنما کننده نخواهی یافت".
سوره اعراف آیه 186:
"من یضلل الله فلاهادی له ویذرهم فی طغیانهم یعمهون". "هر که را خدا گمراه کند هیچ کس راهنمای او نباشد و چنین گمراه را خدا واگذارد تا در طغیان و ضلالت بماند". |
|||
|
|
۱۴:۰۷, ۱۹/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
دوست عزیز از حرفهای شما فقط و فقط امکان مفید بودن نبوت بیرون میاد، نه ضروری بودن وجود نبی
اصلاً بحث سر من و شما نیست، عرض کردم اگر منطقه ای محله ای کشوری و... وجود داشته باشه که هیچ نبی ای در آن ظهور نکرده و یا ملتی در حال حاضر باشن که آشنایی با هیچ دین و مذهبی نداشته باشن، به خودی خود، لزوم وجود نبی رد میشه |
|||
|
۱۴:۴۴, ۱۹/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
(۱۹/اسفند/۹۳ ۱۴:۰۷)Ye Rahgozar نوشته است: دوست عزیز از حرفهای شما فقط و فقط امکان مفید بودن نبوت بیرون میاد، نه ضروری بودن وجود نبی باز هم تکرار میکنم شماییکه برای شما دین ارایه شده به مقصود رسیدین یا نه او شما به نتیجه برس بعد دیگران فعلا این مشخص بشه بعد میریم به جاهای دیگه ما که فقط از شما سوال میخونیم و جوابی برا سوالمون نگرفتیم ، جز اینکه با سخنان بی ربط میخواین بحث رو منحرف کنین.شما این رو بگو من هم برات میگم تلیفشون چیه.
|
|||
|
۱۴:۵۰, ۱۹/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/اسفند/۹۳ ۱۴:۵۰ توسط Ye Rahgozar.)
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
یا خداااااااااااااااا
تورو به هرکی میپرستی، دست از این شوخی ها بردار!!!! من سر اولش بحث دارم، شما میگی دینی ارائه شده؟؟ اگه نتونید ضرورت نبوت رو اثبات کنید، وجود داشتن دین و لزوم دینداری هم بی معنیه کاش شما کمی استراحت می کردی و به یه عزیز دیگه ای می گفتی بیاد بحث کنه! جوابهات حیرت آوره دوست من در هر صورت من دیگه حرفی ندارم، با حوری های خوبی محشور شی جوون |
|||
|
۱۵:۳۴, ۱۹/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
(۱۹/اسفند/۹۳ ۱۴:۵۰)Ye Rahgozar نوشته است: یا خداااااااااااااااا سلام برای شما اصلا کسی اومده که بگه من پیامبر هستم؟ ![]() ببین من تا عمر دارم و تالار پا برحا باشه با شما ادامه میدم. خستگی رو من احساس نمیکنم چون دلیلی برای خسته شدن نمیبینم چن شاخه به شاخه نمیرم که بخوام تمرکزم رو ازدست بدم تا نیروم تحلیل بره . این شمایی که خسته شدی.نفس عمیق دم باز دم دم باز دم/ اگه خسته شدین میتونین شما استراحت کنین ![]() خو خودت میگی که برای اونهایی که پیامبر نیومد تکلیفشون چیه منم میگم برای شمایی که اومده شما منکرشی و میگه چرا باید اصلا نبوتی باشه . طرف ا.مده میگه من از طرف خدا هستم و اینهم شواهدش اینهمه منکرش شدن ولی باز هم دلیل اورد . نمونه میخوای ؟ خودت جناب همون خدایی که میگی فرضا قبول همون خدا چی میگه؟ میگه من |
|||
|
۱۵:۴۱, ۱۹/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/اسفند/۹۳ ۱۵:۴۲ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
اول باید توجه کرد که نبی با ولی تفاوت داره،ضرورت یا اضطرار هم با وجوب تفاوت داره.
متکلمین،دو برهان در اثبات ضرورت وجود نبی ارائه دادند،برهان لطف و برهان حکما. صدرالمتاهلین در شرح اصول کافی،ج 5 ذیل حدیث اول باب اول (الاضطرار الی الحجه) تقریر زیبایی از برهان حکما ارائه داده : نقل قول:اوّل آنكه ما را خالق و صانعى است كه بر هر چيزى تواناست. دوم آنكه ـ به عكس كراميّه و پيروانش ـ خالق صانع از داشتن جسم و تعلّق به مواد و اجسام و از اينكه با چشم ديده يا با يكى از حواس پنجگانه ادراك شود، برتر و متعالى است. سوم آنكه او بر راههاى خير و منفعت در نظام وجود و اسباب نفع و آسايش خلق در زندگى و قوام و بقا و پايدارى آنها حكيم و داناست. چهارم آنكه خداوند را در ايجاد و تأثير خلق و اداره امور، وسايطى است؛ زيرا مباشرت بىواسطه افعال و پرداختن به مواد و كثرات، بر واحد حقيقى ـ كه از صفات خلايق و اجسام، دور و مقدّس است، بهتمام تقدّس ـ محال و ممتنع است؛ به خلاف اشعريان كه نفى علّت و معلول، اثبات اراده گزاف و انكار ترتيب در وجود مىكنند و قائل به خلق اعمال و ديگر امور جزئى از جانب خداوند بدون ترتيب و واسطه هستند. پس بر روش آنان، اثبات نبوّت و نياز خلايق به پيامبر ـ بهويژه ديدن حق تعالى را با چشم مادّى جايز دانستن ـ مسدود است و پنجم آنكه مردمان در زندگى و معادشان نياز به كسى دارند كه كارهاى آنان را اداره كند و راه زيستن در دنيا و رهايى از شكنجه و عذاب را در آن جهان به ايشان بياموزد.البته مفصل تره،اصل مقدمات ضرورت وجود نبی اینها بودند. خود ملاصدرا توضیحات بیشتری هم داره،ولی مفصل ترش رو میتونید در الهیات شفا بخونید. یا علی |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










ما که فقط از شما سوال میخونیم و جوابی برا سوالمون نگرفتیم ، جز اینکه با سخنان بی ربط میخواین بحث رو منحرف کنین.شما این رو بگو من هم برات میگم تلیفشون چیه.

خستگی رو من احساس نمیکنم چون دلیلی برای خسته شدن نمیبینم
چن شاخه به شاخه نمیرم که بخوام تمرکزم رو ازدست بدم تا نیروم تحلیل بره . این شمایی که خسته شدی.