کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
از مذاکرات محرمانه "دومة الجندل" چه می دانید؟
۱۸:۱۷, ۳۰/فروردین/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/فروردین/۹۴ ۱۸:۲۵ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


از مذاکرات محرمانه "دومة الجندل" چه می دانید؟



«دومة‌الجندل» مکانی است مابین عراق و شام (تقریبا منطقه‌ای بی‌طرف) که ابوموسی اشعری و عمروعاص، طی یک توافق نوشته‌شده، 8 ماه فرصت مذاکره داشتند تا در فاصله آتش‌بسِ موقت میان سپاه امام علی (علیه‌السلام) و سپاه معاویه (که از شام به بهانه انتقام عثمان و قبضه‌کردن خلافت مسلمانان آمده بود) به داوری بنشینند. مبنای داوری هم طبق کلیات توافقنامه حکمیت قرآن و سنت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود.


تقریبا همه از نتیجه حکمیت و کلاه گشاد عمرو عاص در دومة‌الجندل خبر داریم.

  • اما ابوموسی را چقدر می‌شناسیم؟ آیا او فردی بوده ساده‌لوح، کم‌سواد و کم‌بهره از اسلام و فاقد سابقه مبارزاتی؟ و یا برعکس؟ و نیز عمروعاص را چقدر می‌شناسیم و از سابقه اسلام‌ستیزی و مسلمانی او چقدر می‌دانیم؟


  • موافقان و مخالفان توافق دومة‌الجندل چه کسانی بودند و بعدها چه کردند؟ مذاکرات محرمانه دومة‌الجندل و نتایج آن چه آثاری بر جامعه گذاشت؟ آیا نتیجه مذاکرات به استحکام حکومت اسلامی انجامید یا معاویه را به مقام امیرالمؤمنینی رساند؟



اول: ابوموسی اشعری که بود؟

1. نامش عبدالله بن قیس، معروف به ابوموسی اشعری. مردی زیبارو، کوتاه‌قامت و لاغراندام، با صورتی‌ کم‌مو. دارای صدایی زیبا و رسا در قرائت قرآن، چندان که به آوای خوش در تلاوت مشهور بود.


2. اصالتا یمنی بوده و در مکه مسلمان شده است. بنابر نقلی جزو مهاجران به حبشه بوده است (این نشان از سابقه بالای مسلمانی و مبارزاتی ابوموسی دارد).


3. در زمان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و در جنگ طائف، بعد از شهادت برادرش ابوعامر، فرماندهی سپاه را به عهده گرفت و پیروز شد.


4. معلم و مدرس قرآن و احکام در مکه به امر پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)


5. فرماندار بخشی از سرزمین یمن به امر حضرت رسول –در سال دهم هجرت-.


6. ادامه ریاست بر بخشی از یمن در دوره خلافت ابوبکر.


7. 12سال حکمرانی بر بصره در دوره خلافت عمر.


8. اولین بار، او به عمر، لقب امیرالمؤمنین داد.


9. فرمانده سپاه بصره و فرمانده نبرد شوشتر. فتح خوزستان، فارس و حتی اصفهان، تحت فرماندهی ابوموسی صورت گرفت.


10. محموله ثروتش را در جنگ بصره بر 40 استر بار کرده و همراه سپاه برد تا همراهش باشد.


11. حکمرانی کوفه در زمان عثمان.


12. عزل او از ولایت کوفه در زمان حکومت امام علی (علیه‌السلام) به دلیل کوتاهی در تجمیع سپاه برای نبرد جمل

(ابوموسی تحت فشار شدید مردم کوفه با امام علی (علیه‌السلام) بیعت کرد و خود راضی به این بیعت نبود. او جنگ جمل را مسلمان‌کشی و نبرد با همسر پیامبر شمرده و دوری مردم را از آن بهترین تصمیم می‌دانست. امام در ابتدای کار با اصرار مالک اشتر بر این‌که مردم از ابوموسی راضی‌اند، او را تا مدتی بر حکمرانی کوفه باقی می‌گذارند اما در اثر کوتاهی‌اش در جمع‌آوری سپاه برای جمل، در نامه‌ای او را به شدت سرزنش و عزل می‌کنند).




نکته:
ابوموسی‌ایی که در مذاکرات دومة‌الجندل، نتیجه را به رغم همۀ دلواپسی‌ها و نگرانی‌های امام و یارانش (مالک اشتر، ابن عباس و...) به معاویه وامی‌گذارد، کلکسیونی از افتخارات مبارزاتی و اسلامی است. او فردی عامی و عادی نیست اما دشمن از او زیرک‌تر است و از هیچ نیرنگی غافل نمی‌شود.



دوم: عمروعاص که بود؟


1. عمروبن عاص، فرزند وائل (وائل از کسانی بود که در هجو و آزار پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اشعار بسیار سرود و به نفرین حضرت گرفتار شد و مرد. وائل کسی است که حضرت را ابتر خطاب کرد. آیات 94 تا 96 سوره حجر در مذمت او و سایر مسخره‌کنندگان نازل شده است).


2. مادرش سلمی (یا لیلی) ملقب به نابغه و از زنان بدکاره و فاحشه دوره جاهلیت در مکه و صاحب پرچم بود. چون بعد از وضع حمل عمرو، پدرش ناشناخته بود، مادرش او را به وائل نسبت داد (او را دست به خرج‌تر از ابوسفیان می‌دانست! با این همه ابوسفیان، عمرو را فرزند خود می‌نامید و البته که از همه هم بیشتر به او شبیه بود).


3. او را برای استهزاء ابن‌النابغه می‌نامیدند (به اعتبار نام مادرش) چون پدرش واقعا شناخته‌شده نبود.


4. اعراب او را فردی شجاع و بسیار حیله‌گر می‌دانستند.


5. نفرین‌شده پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به جهت شدت آزاری که حضرت از او می‌دید.


6. قبل از اسلام‌آوردن به شدت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را می‌آزرد و مسخره می‌کرد. یک‌بار در سجده نماز شکمبه شتر بر پشت حضرت ‌گذاشت که کثافات آن بر بدن مبارکشان ریخت. حضرت در حال سجده اشک می‌ریخت و نفرینش می‌کرد.


7. هنگام مهاجرت زینب (دختر پیامبر ) به مدینه، به هودج او چنان حمله کرد که بچه‌اش از ترس حمله عمروعاص سقط شد. در این واقعه هم حضرت، عمروعاص را نفرین می‌کنند. (پیامبر چهار دختر از حضرت خدیجه داشتند که حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از همه کوچک‌تر بودند).


8. در جنگ بدر و احد علیه مسلمانان حضور فعال داشته و در جنگ خندق از فرماندهان سپاه قریش علیه پیامبر بوده است.


9. نماینده کفار قریش برای بازگرداندن مهاجران مسلمان از حبشه که البته موفق نشد.


10. در سال هشتم هجری، به همراه خالدبن ولید در مدینه اسلام آورد اما به شرط آنکه اعمال زشت گذشته‌اش بخشیده شود. [ظاهرا توبه کرده است!]


11. از طرف پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مأمور شد تا برای جنگ با شامیان از سرزمین اجدادی‌اش نیرو جمع کند.


12. از جمله کسانی که برای دعوت پادشاهان به اسلام، نامه برده است.


13. در روزهای آخر حیات حضرت رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ، ایشان عمروعاص را برای فرمانداری عمان، به خارج از مدینه فرستادند.


14. از افراد نزدیک به ابوبکر و عمر و مسئول جمع‌آوری زکات از مناطق مختلف در دوران خلفای اول و دوم.


15. فرمانده سپاه ابوبکر برای فتح شام.


16. فرمانده فاتح فلسطین و اردن در زمان عمر (که به دستور عمر، حکمرانی شامات را به معاویه سپرد و رهسپار فتح مصر شد و آن‌جا فتح را کرد).


17. عزل از حکمرانی مصر به دستور عثمان و آغاز دشمنی عمروعاص با او.


18. تحریک مردم و صحابه بر قتل عثمان

(در زمان قتل عثمان او خود را از مدینه دور کرده و در قصرش در وادی‌السباع ساکن شده بود. هنگام شنیدن خبر قتل خلیفه گفت: او را کشتم در حالی که خود در وادی‌السباع هستم! نقل شده روزی عمروعاص به عایشه گفت: کاش در جنگ جمل کشته می‌شدی تا ما مرگ تو را وسیله سرزنش علی می‌کردیم).



19. پس از قتل عثمان، او دعوت معاویه را برای جنگ با خلیفه مسلمین (امام علی) پذیرفت، اما به شرط حکومت بر مصر و کسب همه دارایی آن.


20. شرکت در جنگ صفین و طراحی نیرنگ قرآن‌های بر ‌نیزه و مذاکرات دومة‌الجندل و حکمیت.


21. نماینده سپاه شام در مذاکرات محرمانه دومة‌الجندل (او با اغوای صحابه پرسابقه‌ای چون ابوموسی نتیجه مذاکرات را به نفع معاویه تمام کرد).


22. حکومت بر مصر در دوره معاویه.



نکته:
عمروعاص در مذاکرات دومة‌الجندل، 85 ساله است. او در 90 سالگی و در منصب حکمرانی مصر می‌میرد.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مفاد پیمان حکمیت در جنگ صفین:

نکته:
به کلی‌گویی و ابهامات بندهای توافق‌نامه دقت کنید؛
از جمله این‌که مشخص نمی‌کنند اصل نزاع بر سر چه بوده است. معلوم نمی‌شود کدام اختلاف بناست طبق قرآن حل بشود! جنگ داخلی صفین، 65 هزار مسلمان را به کشتن می‌دهد. بانی این جنگ ویرانگر داخلی، سهم‌خواهی معاویه است.


1. هر دو گروه بر داوری قرآن و مراجعه به آن در موارد اختلاف رضایت می‌دهند.

2. علی و پیروانش ابوموسی اشعری را به عنوان ناظر و داور برگزیدند و معاویه و پیروانش عمرو عاص را.


نکته:
امام علی‌(علیه السلام)، ابن عباس و مالک اشتر را از طرف خود برای حکمیت اجباری معرفی کردند اما 20هزار شمشیر به دست سپاه به رهبری اشعث بن قیس (منافق کوفه) گفتند فقط ابوموسی و لاغیر. برخی دلائل آن‌ها چنین بود: یمنی‌بودن ابوموسی و سکوت و توقف او در جنگ جمل و عدم نبرد با همسر پیامبر که مانع کشتن مسلمانان می‌شد!



3. اگر در مواردی داوری قرآن به کار نیاید، به سنت و سیره پیامبر مراجعه خواهند کرد.

4. به اختلاف دامن نمی‌زنند و از هوی و هوس پیروی نمی‌کنند.

5. جان و مال و ناموس هر دو داور تا هنگامی که از حق فراتر نروند، محترم است.

6. اگر یکی از دو داور پیش از انجام وظیفه بمیرد، امام آن گروه، داور عادلی را به جای او بر می‌گزیند.

7. اگر یکی از پیشوایان پیش از داوری بمیرد، پیروان او می‌توانند فردی را به جای او برگزینند.

8. اگر داوران به تعهد خود عمل نکنند، امت حق دارد از داوری آن‌ها بیزاری جوید.

9. از زمان نگارش پیمان حکمیت تا انقضای آن، جان و مال و ناموس مردم در امن و امان است.

10. سلاح‌ها تا پایان دوره صلح باید بر زمین نهاده شوند و راه‌ها امن گردند؛ و در این مورد، میان حاضر و غایب در این واقعه، تفاوتی نیست.

11. بر هر دو داور لازم است در جایی میان عراق و شام اقامت کنند و جز کسانی که آنها می‌خواهند، کسی در آن جا حاضر نشود.

12. اگر هر دو داور بر طبق کتاب خدا و سنت پیامبر داوری نکنند، مسلمانان به نبرد خود ادامه خواهند داد و هیچ تعهدی میان طرفین نیست.



نکته:
طبق بند 9، صلحی موقت میان طرفین پدید می‌آمد و طبق بند 11، مذاکرات محرمانه می‌ماند و طرفین هر مقدار از اطلاعات را که خودشان می‌خواستند و برای هر که صلاح می‌دانستند منتشر می‌کردند.

جالب آن‌که در طی این مذاکرات محرمانه که جز ابوموسی کسی از طرف سپاه امام علی (علیه‌السلام) حضور نداشت، در طرف مقابل عبدالله‌بن عمر، مغیرةبن شعبه و عبدالله بین زبیر نزد معاویه آمده بودند و در جریان ملاقات عمروعاص با ابوموسی حضور داشتند!


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نتیجه مذاکرات در دومة‌الجندل:

  • فراموشی اصلِ نزاع امام علی (علیه‌السلام) با معاویه. امام به عنوان خلیفه مسلمانان، از معاویه خواسته بود تا حکومت شام را تحویل بدهد اما او تمرد کرده و به بهانه انتقام خون عثمان و البته با انگیزه کسب اصل خلافت به عراق لشکرکشی کرده بود.
  • سپاه اسلام هنگام حرکت به سمت صفین، یک‌دست و هم‌دل بودند اما در بازگشت به وضوح دچار تفرقه شده و دودسته شدند. انحراف خوارج (موافقان متعصب حکمیت و مذاکره) و شورش علیه نظام اسلامی محصول مذاکرات دومة‌الجندل بود.

  • ضرب‌الاجل اعلام نتیجة مذاکرات حداکثر 8 ماه بود. در این مدت سپاه و حکومت اسلامی، در بلاتکلیفی به سر می‌برده و برای برخورد با منافقان و دشمنان داخلی و خارجی کم‌توان شده بود.
  • روز اعلام نتیجه مذاکرات، ابوموسی امام را از خلافت عزل کرد و عمروعاص در آخرین پرده نیرنگ، معاویه را به خلافت مسلمین منصوب کرد و کسی هم نپرسید که مگر بنا نبود قرآن حاکم شود پس داوری قرآن کجا و چطور بود؟

  • امام علی‌‍ (علیه السلام) فرمودند: چون نتیجه مذاکرات برخلاف تعهدات اولیه و خارج از حکمیتِ قرآن بوده، نتیجه را نمی‌پذیرد.
  • اصل وقوع مذاکرات دومة‌الجندل و نتیجه آن سبب اختلاف‌نظر شدید میان مردم عراق و حکومت تازه‌تأسیس امام شد. این اختلافات چندان بالا گرفت که نه تنها مردم برای نبرد با معاویه هم‌دل و حاضر نشدند بلکه این چند دستگی به بروز جنگ‌های داخلی نظیر جنگ نهروان انجامید و عملا سپاه امام از هم گسیخت.

  • موافقان سرسخت مذاکرات، بعد از مدتی به مخالفان افراطی مذاکره تبدیل شده و امام را به دلیل قبول حکمیت، کافر دانستند و گفتند علی باید به کفرش اقرار کرده و از آن توبه کند و الا خلافت او را نمی‌پذیریم.
  • از تبعات سوء مذاکرات محرمانه دومة‌الجندل، هم‌قسم‌شدن برخی خوارج (موافقان متعصب مذاکرات) در قتل امام علی (علیه‌السلام) و معاویه و عمروعاص بود که البته تنها به شهادت امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) انجامید.

  • مردم شام بعد از اعلام نتایج مذاکرات دومة‌الجندل، معاویه را امیرالمؤمنین خطاب کردند و این یعنی آن‌چه را که معاویه با جنگ نتوانسته بود به دست بیاورد، پشت میز مذاکرات محرمانه و با روشی ظاهرا مقبول در عرصه سیاسی و افکار عمومی به چنگ آورده بود.


.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohammad reza ، قلب ، del@ ، mohammadhadi ، سید ابراهیم ، محمدهادی ، أین المنتظر ، mahdy30na ، MohammadSadra ، یاســین ، السا ، حسن.س. ، Islam ، میم.حسین.الف ، شهیدطیبه واعظی ، Agha sayyed ، حسین14 ، mohamed92 ، MAHDI59 ، عمار94 ، انتصـار ، مرتضی اقبالی ، نورالسادات ، بیداری12 ، سدرة المنتهی ، عبدالرحمن ، میثم2 ، sagheb ، بیداری اندیشه

آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۳:۵۶, ۹/دی/۹۵
شماره ارسال: #51
آواتار
(۸/دی/۹۵ ۲۱:۳۶)سعدی نوشته است:  آقا میثم، حقیقتش چون با کمیسیون آشنایی ندارم نمی تونم در این مورد اظهار نظر کنم. اما دو تا مسئله وجود داره:

1- ربط دادن "اشتباه" ظریف به اصل برجام (یعنی کاری که برخی رسانه ها دارند انجام میدن) یا هر گونه تحریف این حرفها یک عوام فریبیه. ممکنه شما با یک دلیل منطقی مخالف برجام باشید، اما اشتباهه که این موضوع رو بخواهیم به عنوان شاهدی بر ادعا مطرح کنیم.

2- منتشر کردن صحبتهای محرمانه یک کار جاسوسیه. باید با این فردی که نقش جاسوس دشمن رو بازی کرده برخورد بشه. واضحه که چنین کاری با هدف رسیدن به منافع ملی انجام نشده و صرفاً منافع شخصی و حزبی مد نظر بوده.

آقا میثم، مهم اینه که از کجا مطالعه کنیم.
شما ببینید در مورد همین "اشتباه" ظریف چقدر مطالب خلاف واقع و عوام فریبانه منتشر شده. آیا برای اونهایی که سعی در فریب ما دارند کار سختیه که مسائل مختلف رو تحریف شده به ما یاد بدن؟

سید خوب عبارتی رو در مورد شماها گفت

از عوامتون تا سرانتون


نانجیب



اگر بفهمید باید ....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۰۶, ۹/دی/۹۵
شماره ارسال: #52

جناب عبدالرحمن

یک فردی به اسم میرحسین موسوی حاضر شد منافع ملی رو برای منافع شخصی خودش به خطر بندازه. به این فرد میشه گفت نانجیب یا سوء استفاده گر یا هر چیز دیگه.

فرد دیگری رو داریم به اسم کریمی قدوسی که حاضر شده منافع ملی رو از طریق انتشار صحبتهای گفته شده در یک جلسه محرمانه به خطر بندازه. در کنار ایشون رسانه هایی رو داریم که سعی کرده اند با ربط دادن "اشتباه" آقای ظریف به اصل مذاکرات، یا تحریف این مطالب به شکلهای دیگر، مردم رو فریب دهند.

در مقابل وزیرامور خارجه ای رو داریم که تونسته از یک اجماع جهانی بر ضد ایران جلوگیری کنه. در این راه هم از مشکلاتی که امثال قدوسی براشون ایجاد کرده اند بی نصیب نمانده اند.

حالا به نظرتون کدوم یک از این دو نفر رو میشه نانجیب خواند؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۵۲, ۱۰/دی/۹۵
شماره ارسال: #53

مقام معظّم رهبری:

هرگونه توافق با آمریکا به معنای ناگزیر بودن ایران به انجام تعهدات و بدعهدی و خدعه و تقلب آمریکا در انجام تعهدات این کشور است که این مسئله را اکنون به عینه می‌بینیم و این یعنی «خسارت محض».

در همین توافق نیز آمریکایی‌ها به آنچه وعده داده بودند، عمل نکردند و به تعبیر وزیر محترم امور خارجه، بر روی کاغذ تعهداتی را انجام دادند اما در عمل و از طریق راه‌های انحرافی مانع از تحقق آن تعهدات شدند.



با توجه به تاریخ عملکرد آمریکا با طرفهای متخاصمش، در اوج حماقت است کسی که گمان کند آمریکا پای میز مذاکره بنشیند و بازی برد برد پیش برود!


مگر رهبر انقلاب نگفت یک قدم آنها عمل کنند یک قدم ما

چه کردند این دولت فخیمه

صفر تا صد تعهدات را عملی کردند

در ازای یک وعده تنها

یعنی چقدر حماقت (شایدم خیانت!)

کاری کردند که ترکمانچای رو سفید شد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، عمار94 ، sagheb
۱۵:۴۶, ۱۲/دی/۹۵
شماره ارسال: #54
آواتار
(۹/دی/۹۵ ۱۲:۰۶)سعدی نوشته است:  جناب عبدالرحمن

یک فردی به اسم میرحسین موسوی حاضر شد منافع ملی رو برای منافع شخصی خودش به خطر بندازه. به این فرد میشه گفت نانجیب یا سوء استفاده گر یا هر چیز دیگه.

مطمئنم سال 88 طرفدار درجه یک موسوی بودیBig Grin .
اما چون تاریخ مصرفش تمام شده حالا شده نانجیب !
من موندم چرا کسانی که پا در راه موسوی گذاشتن سرنوشت شوم این نانجیب رونگاه نمیکنند و دنیا و عاقبتشون رو به خاطر عده ای معلوم الحال به خطر میاندازند Confused
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۰۶, ۱۲/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/دی/۹۵ ۱۷:۳۷ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #55

(۱۲/دی/۹۵ ۱۵:۴۶)عمار94 نوشته است:  مطمئنم سال 88 طرفدار درجه یک موسوی بودیBig Grin .
یه ضرب المثلی داریم که میگه برای کسی بمیر که برات تب کنه. آیا موسوی حاضر میشه خودش رو برای منفعت من و شما فدا کنه؟

سال 88 بهش رای دادم فقط به خاطر اینکه رقیبش رای نیاره. احمدی قبل از انتخابات نشون داده بود که می تونه منافع ملی رو به خطر بندازه و موسوی این روحیه خودش رو بعد از انتخابات اثبات کرد. آقای قدوسی هم این ویژگی خودش رو الآن و با جاسوس بازی خودش ثابت کرده. من و شما باید ارزشمون رو بالاتر از اون بدونیم که برای منافع شخصی چنین افرادی فداکاری کنیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۳۲, ۱۲/دی/۹۵
شماره ارسال: #56
آواتار
(۱۲/دی/۹۵ ۱۶:۰۶)سعدی نوشته است:  موسوی این روحیه خودش رو بعد از انتخابات اثبات کرد.
Big GrinBig GrinBig Grin
اره شما هم از لحظه ای که موسوی بیانیه داد ، راهتون رو جدا کردید و سعی در ارام سازی فضا داشتید !

حتما روز 9 دی هم وسط میدان انقلاب بودی !!Big Grin

گرامی این بدبخت رو که 7 ساله تو حصر انداختید ، لااقل ....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۱۰, ۱۲/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/دی/۹۵ ۱۹:۱۱ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #57

آقا عمار، من و شما باید اینقدر باهوش باشیم که یه فرد سوء استفاده گر رو از یک فرد صادق تشخیص بدیم. این تشخیص فقط مال مسائل سیاسی نیست. خیلی ها هستند که می خوان با گول زدن من و شما منفعت ببرند.

بله از همون زمانی که موسوی بیانیه داد معلوم بود که دنبال سوء استفاده است. از همون زمانی که کریمی قدوسی نقش جاسوس رو بازی کرد هم مشخص شد که دلواپس کاسبی خودشه. یه عده دیگه رو هم می تونم نام ببرم ولی می ترسم دعوامون بشه.اما همینو بگم که جامعه پر گرگه. باید مراقب باشیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۱۴, ۱۲/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/دی/۹۵ ۱۹:۱۶ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #58
آواتار
پیراهن عثمان ....


اصل قضیه خیانت جناب ظریف با اشتباه بزرگی بود که علارغم توصیه های مکرر رهبری مرتکب شد. نه پیراهن عثمان ولی دوستمون با هنرمندی اصل قضیه رو به حاشیه رونده و یه مسئله حاشیه ای رو بزرگ کرده. [میگم خیانت چون با اون همه تاکید رهبری باز هم چنان کلاه گشادی سرش رفت که تا خرخره مبارک پایین کشیده شد.]

لطفاً اصل قضیه فراموش نشه.

جناب ظریف، ابوموسی اشعری و قسم جلاله همگی مسئول و مدیون بیت المال و شهدای ما هستند و باید خسارتی رو که به بار آوردند جبران کنند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۴۳, ۱۲/دی/۹۵
شماره ارسال: #59

جناب محمد صدرا
غیر از مذاکره چه راهی داشتیم؟ آیا باید منتظر می موندیم که قطعنامه دان پاره بشه؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra
۲۰:۰۹, ۱۲/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/دی/۹۵ ۲۰:۳۲ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #60
آواتار
(۱۲/دی/۹۵ ۱۹:۴۳)سعدی نوشته است:  جناب محمد صدرا
غیر از مذاکره چه راهی داشتیم؟ آیا باید منتظر می موندیم که قطعنامه دان پاره بشه؟

اعتماد به وعده های الهی که بارها و بارها راستی اونها رو آزموده بودیم.

اقتصاد مقاومتی

اتکا به ظرفیت های درون به جای داشتن چشم گدایی به کدخدا

دوری از دنیا پرستی و شهوات (شکم و زیر شکم پرستی) علی الخصوص بزرگان مملکت

کار صادقانه و بی وقفه به جای اتلاف وقت و پر کردن جیب خود و نزدیکان

درون زا کردن اقتصاد و عدم وابستگی به واردات

تقویت تولید ملی و حمایت از تولید کننده داخلی به جای پرکردن جیب تولید کننده های خارجی و ایجاد اشتغال برای ممالک غربی

ایجاد اشتغال با فعال سازی ظرفیت های به خواب رفته داخلی با فعال کردن تولیدی های تعطیل شده

تامین سرمایه در گردش برای واحدهای تولیدی های کوچک و متوسط (نه ایران خودرو و سایپا)

مبارزه با رانت خواری و ویژه خواری آقازاده ها و نزدیکان

مبارزه با فساد اقتصادی

رسیدگی به محرومان

سرمایه گذاری در راه های ریلی و حمل و نقل به جای خرید هواپیماهایی که به هیچ دردی نمی خورند (البته به جر درد پورسانت)

فعال کردن صنایع دفاعی و تولید تجهیزات نظامی علی الخصوص موشکی (در این دولت فخیمه کلاً نابود شدند.)

...


می خوای هزار تای دیگه بشمارم؟ این لیست سر دراز دارد.

تنها راهی که اصلاً نباید طی میشد مذاکره بود

پ.ن.
1- دیگه تقریباً مسجله که هدف این دولت از مذاکره تجریم و اقتصاد نبود بلکه هدفشون توافق برای توافق بود تا دستاویزی بشه برای انتخابات و سواری گرفتن از گرده مردم برای یک دوره دیگه. اگر در تاپیک مربوطه ملاحظه کنید ما همون موقع می دونستیم و می گفتیم که این توافق در تحریم ها اثری نخواهد داشت و در اقتصاد هم اثری نخواهد داشت. اینها هم این موضوع رو می دونستند به تغییر مواضع اینها و روزنامه های حامی این گروه قبل و بعد از امضای توافق دقت کنید. قصد اینها عادی سازی روابط با آمریکا بود. اینها به دنبال استحاله نظام و انقلاب از درون هستند چون انقلاب با منافع دنیایی اینها در تضاده.
اینها از ایران و انقلاب ظاهری اسلامی می خواهند تا خودشون سر کار باشند و درونی تهی از انقلاب تا با آمریکا هم مشکلی نداشته باشند اینطوری می تونند سرکار باقی بمونند و شکم های خودشون و توله هاشون رو پر کنند از حرام. اینطوری می تونند سفرهای خارجیشون رو داشته باشند و تحصیل در خارجشون هم به راه خواهد بود. ایده آل برای جماعت منافق.

یادمون نره جوامع مذهبی (اسلامی، مسیحی، یهودی و ...) به شدت آماده پرورش قشر منافق هستند و منافق پروری یکی از اسیب های جدی این جوامع به شمار میاد. خداوند متعال هم در قرآن این موضوع رو ذکر می کنه و بسیار در مورد منافقین هشدار میده.

2- در واقع نباید منتظر می موندیم قطعنامه دان پاره بشه باید خودمون پاره اش می کردیم با اعتماد به وعده های الهی، اقتصاد مقاومتی و ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sagheb
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا