کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
‌《~》 بر رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چه گذشت؟ 《~》
۱۲:۵۵, ۱۸/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


‌⇦⇦ قصد داریم تا در سری مقالات «بر رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چه گذشت؟»، به بررسی اوضاع سرزمین عربستان و در کل، زندگی اعراب، پیش از رسالت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و پس از بعثت ایشان بپردازیم و با بیان مصادیقی از زندگی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در کنار اعراب، گوشه ای از رنج ها و سختی های ایشان را در راه رساندن پیام خدا یاد آور شویم؛ ان شاالله. ⇨⇨

اگر سری به پیام های تلفن همراهتان بزنید، حتماً شاهد تعدادی پیام در مورد ویژگی اقوام مختلف مثلاً در همین ایران خودمان، خواهید بود. به نظرتان این ویژگی هایی که به مردمان یک ناحیه منتسب می شود، از کجا نشأت می گیرد؟

شما حتی اگر تنها سفری چند روزه به شمال یا جنوب ایران و یا شهر هایی مانند کردستان و شهر های کویری و ... رفته باشید، سخن ما را تایید خواهید کرد که مثلاً اهالی جنوب ایران افرادی خون گرمند و شمالی ها مهمان نواز و یا کردها سخت کوش اند و مردم لرستان، صادق. آب و هوا، وجود کوهستان ها و میزان بارندگی و ... مواردی هستند که به طور طبیعی، روی خلق و خوی مردمان نواحی مختلف در دنیا تاثیر گذارند.

این همه گفتیم تا به این جا برسیم که ما قصد داریم تا در سری مقالات «بر رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چه گذشت؟»، به بررسی اوضاع سرزمین عربستان و در کل، زندگی اعراب، پیش از رسالت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و پس از بعثت ایشان بپردازیم و با بیان مصادیقی از زندگی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در کنار اعراب، گوشه ای از رنج ها و سختی های ایشان را در راه رساندن پیام خدا یاد آور شویم و در اولین مقاله به بررسی وضعیت زیست محیطی شبه جزیره عربستان می پردازیم و در مطالب بعد تاثیر آن را روی روحیه ی اعراب توضیح خواهیم داد.


⇦ شبه جزیره عربستان، گهواره ی تمدن اسلامی⇨
همان طور که می دانید عربستان سرزمینی خشک و بی آب و علف است و این گرما و خشکی، مردمان آن را سخت و پوست کلفت بار آورده است.
عربستان، شبه جزيره بزرگی است كه در جنوب غربي آسيا قرار دارد و مساحت آن سه ميليون كيلومتر مربع است.
این شبه جزيره از شمال به فلسطين و صحراي شام، از مشرق به حيره و دجله و فرات و خليج فارس، از جنوب به اقيانوس هند و خليج عمان و از مغرب به دریای سرخ محدود مي شود. بنابراين از طرف مغرب و جنوب بوسيله دريا و از شمال و مشرق بوسيله صحرا و خليج فارس محصور شده است.

از قديم الايام اين سرزمين را به سه بخش تقسيم كرده اند:
1. بخش شمالي و غربي كه «حجاز» ناميده مي شود.
2. بخش مركزي و شرقي كه آنرا «صحراي عرب» مي گويند.
3. بخش جنوبي كه «يمن» ناميده مي شود.

در داخل شبه جزيره صحرا هاي بزرگ و شنزارهاي گرم و تقريبا غير قابل سكونت فراوان است. در اثر اين صحراها يك سوم مساحت شبه جزيره را سرزمينهاي بي آب و علف كه قابل سكونت نيست، تشكيل مي دهد فقط گاهي در اثر بارندگي در قلب صحراها، آبهاي مختصري پيدا مي شود و پاره اي از قبايل عرب مدت كمي شتر و چار پايان خود را براي چرا به آنجا مي برند.

هواي شبه جزيره در صحراها و سرزمينهاي مركزي بسيار گرم و خشك و در سواحل، مرطوب ودر پاره اي از نقاط معتدل است.

معادن طلا و نقره و سنگهاي قیمتی از قديم منابع ثروت شبه جزيره عربستان بوده است و در ميان حيوانات بيشتر به تربيت شتر و اسب مي پرداختند و از ميان مرغان كبوتر و شتر مرغ بيش از مرغهاي ديگر در این منطقه، وجود داشت. البته بزرگترين وسيله ثروت امروز عربستان بواسطه استخراج نفت و بنزين است.

⇦ حجاز ⇨
لازم به ذکر است که چون در بحث تاریخ اسلام و زندگی رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نام منطقه حجاز، بیشتر از سایر مناطق به گوش می خورد، در این قسمت به توضیح تکمیلی در مورد این منطقه پرداخته ایم

حجاز كه بخش شمالي و غربي عربستان را تشكيل مي دهد و همه خاك آن از فلسطين گرفته تا مرز يمن در كنار دریای سرخ قرار دارد. در تاريخ اين منطقه بيش از سایر مناطق اسم و رسم دارد. ولي واضح است كه اين شهرت معلول يك سلسله امور معنوي و ديني است و هم اكنون كعبه ( خانه خدا ) كه قبله ميليونها مسلمان است در آنجا قرار دارد.

نقطه اي كه كعبه در آنجا قرار گرفته است از ساليان دراز پيش از اسلام مورد احترام ملل عرب و غير عرب بوده است و به پاس احترام آن، جنگ در حدود كعبه را حرام مي دانستند تا آنجا كه اسلام نيز براي آن حدودي قائل شده است.

از شهرهاي مهم حجاز مكه و مدينه و طائف مي باشد و حجاز از گذشته داراي دو بندر بوده يكي «جده» كه اهالي مكه از آن استفاده مي نمايند و ديگري «ينبوع» كه اهل مدينه قسمت مهمي از مايحتاج خود را از اين بندر به دست می آوردند.


⇦ مكه معظمه ⇨

مکه از مشهورترين شهرهاي جهان و پر جمعيت ترين شهرهاي حجاز است.شهر مكه چون ميان دو سلسله كوه واقع شده است، از دور ديده نمي شود.

تاريخچه شهر مكه

تاريخ مكه از زمان حضرت ابراهيم(علی نبینا و آله و علیه السلام)شروع مي شود. او فرزند خود اسماعيل را با مادرش هاجر براي اقامت به سرزمين مكه فرستاد. فرزند وي در آنجا با قبايلي كه در آن نزديكي ها زندگي مي كردند وصلت كرد. حضرت ابراهيم (علی نبینا و آله و علیه السلام) به دستور خداوند خانه كعبه را بنا كرد و از اين پس آبادي شهر مكه شروع شد.

اطراف مكه به قدري شوره زار است كه به هيچ وجه قابل زراعت نيست و به قول بعضي از خاور شناسان در هيچ جاي دنيا نمي توان نظيري براي آن از نظر بدي اوضاع جغرافيایي پيدا كرد.

⇦ مدينه ⇨

مدینه شهريست در شمال مكه كه تقريبا 90 فرسنگ از هم فاصله دارند. در اطراف شهر باغات و نخلستانها است. و زمين آن براي کشت و زراعت مناسب تر است.
قبل از اسلام نام آن «يثرب» و پس از هجرت پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) «مدينة الرسول» ناميده شد. در تاريخ مي خوانيم كه نخستين كساني كه در اين مرز و بوم سكني گزيدند گروه «عمالقه» بودند و پس از آنها طائفه يهود و اوس و خزرج (كه دو قبیله ی اوس و خزرج در ميان مسلمانان به نام انصار خوانده شدند)، در آنجا زندگی کردند.

منطقه حجاز بر خلاف سایر مناطق از دستبرد كشور گشايان محفوظ مانده و آثار تمدن روم و ايران، دو امپراطوري بزرگ جهان قبل از اسلام، در آنجا ديده نمي شود. زيرا اراضي لم يزرع و غير قابل سكونت آن چندان ارزشي نداشت كه براي بدست آوردن آن لشكر كشي كنند و بعد از تحمل هزاران مشكل، كه لازمه تسلط بر خاك آن منطقه بود، تازه دست خالي بر گردند.


✔ منبع: فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، ص10


mastoor.ir


ان شاءالله ادامه دارد....

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، میم.حسین.الف ، أین المنتظر ، سید ابراهیم ، 135
۲:۲۰, ۲۱/اردیبهشت/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۴ ۲:۴۶ توسط آوا.)
شماره ارسال: #2
آواتار
■■ اخلاق عرب پیش از اسلام
به نظر شما چرا عربستان زادگاه اسلام شد و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دعوتش را از میان اعراب آغاز کرد؟

آیا تا به حال این موضوع فکر شما را به خودش مشغول کرده است که چرا با وجود اینکه در روز غدیر آن همه آدم در کنار برکه شاهد سخنان پیامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بودند و با او بیعت کردند، به راحتی پس از مدتی کوتاه، همه چیز را نادیده گرفتند و شخص دیگری خلیفه ی مسلمین شد؟

در مقاله ی اول در معرفی ویژگی های سرزمین عربستان گفتیم، که خلقیات مردمان هر سرزمین با توجه به شرایط زیست محیطی و جغرافیایی متفاوت است، برای مثال روحیه ی مردمان ساکن کوهستان، سخت و مقاوم است و آنها مردمانی شجاع هستند.

بر این اساس، آشنایی با خلقیات اعراب قبل از اسلام، در بررسی و شناخت زندگی حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و سختی هایی که ایشان در راه رسالتشان کشیدند، ضروری است.

به طور مسلّم، شبه جزیره عربستان از زمانهای گذشته، مسكنِ قبایل زیادی بوده، كه برخی از آنان در طی حوادث نابوده شده اند. ولی در تاریخ این سرزمین، سه قبیله كه تیره هایی از آنها جدا شده است، بیش از همه نام و نشان دارند:

¤¤ بائده
به معنی نابود شده این قوم بر اثر نافرمانی های پیاپی، به وسیله بلاهای آسمانی و زمینی نابود گشتند.
شاید آنان همان قوم عاد و ثمود بودند؛ كه در قرآن مجید از آنها یاد شده است.

¤¤ قحطانیان
فرزندان یعرب بن قحطان، كه در «یمن» و سایر نقاط جنوبی عربستان مسكن داشتند، و آنان را عرب اصیل می نامند. قبیله اوس و خزرج قحطانی بودند.

¤¤ عدنانیان فرزندان حضرت ابراهیم و اسماعیل(علیه السلام)
ابراهیم مأمور شد و همسر و فرزندش اسماعیل را از فلسطین به مکه برد. اسماعیل در آنجا ازدواج کرد. «عدنان»شخصی است كه نسبش با چند واسطه، به اسماعیل می رسد.
مشهورترین قبیله از میان فرزندان عدنان، قریش و در میان قریشیان نیز، بنی هاشم از همه مشهورتر بودند.


■■ اخلاق عمومی عرب
در این جا منظور آشنایی با برخی از آداب اجتماعی است، كه پیش از اسلام در میان اعراب رواج داشته است.

□□ ویژگی های پسندیده
به طور كلی اوصاف عمومی و پسندیده ی عرب، خصوصاً عدنانیان را می توان در چند جمله خلاصه نمود:
1. سخاوت و مهمان نوازی
2. عدم خیانت در امانت
3. غیر قابل بخشش دانستن گناه پیمان شکنی
4. فداکاری در راه عقیده
5. صراحت لهجه
6. داشتن حافظه های نیرومندی برای حفظ اشعار و خطبه ها
7. شجاعت
8. مهارت فراوان در اسب دوانی و تیراندازی
9. زشت دانستن فرار و پشت به دشمن كردن


✖✖ ویژگی های ناپسند
ولی دربرابر مواردی که گذشت یك رشته فسادهای اخلاقی دامنگیر آنها شده بود كه جلوه ی هر كمالی را از بین برده بود، و اگر روزنه ای از غیب به روی آنان باز نمی شد به طور مسلم طومار حیات انسانی آنها درهم پیچیده می شد.
یعنی اگر در اواسط قرن ششم میلادی، اسلام ظهور پیدا نکرده بود؛ دیگر شما امروز اثری از عرب عدنانی مشاهده نمی كردید و بار دیگر داستان اعراب « بائده » تکرار می شد.

سخنان امیرالمؤمنین (علیه السلام) در بیان اوضاع عربِ قبل از اسلام، شاهد زنده ای است كه آنان از نظر زندگی و انحطاط فكری و فساد اخلاقی در وضع اسفناكی بودند.
امیرمؤمنان، علی(علیه السلام) در یكی از خطبه های خود، اوضاع عرب پیش از اسلام را چنین بیان می كند:


♢⇦ خداوند، محمد (صلی الله علیه و آله و سلم )را بیم دهنده ی جهانیان و امین وحی و كتاب خود، مبعوث نمود، در حالی كه شما گروه عرب در بدترین آئین و بدترین جاها به سر می بردید. در میان سنگلاخها و مارهای كر (كه از هیچ صدایی نمی رمیدند) اقامت داشتید. آب های لجن را می آشامیدید و غذاهای خشن (مانند آرد هسته ی خرما و سوسمار) می خوردید و خون یكدیگر را می ریختید و از خویشاوندان دوری می كردید، بتها در میان شما سر پا بودند و از گناهان اجتناب نمی نمودید.(1) ♢⇨

علاوه بر این، می توان با سایر ویژگی های ناپسند اعراب از زبان رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آنجا که برای توضیح دینشان به اسعد بن زراره، آیات 152و 153 سوره انعام را تلاوت کردند، آشنا شد:
1. شرك و بت پرستی
2. نبو رهبر و فرهنگ صحیح
3. انتشار فساد و شیوع خرافات
4. جنگهای طولانی و خونریزیهای زیاد بر سر موضوعات بی اهمیت
5. فرزندكشی به منظور ترس از فقر
6. آدم كشی، و خونریزی به ناحق
7. خیانت به مالِ یتیم
8. كم فروشی


پی نوشت:
1. نهج البلاغه، خطبه26

✔منبع: فروغ ابدیت، جعفر سبحانی،ص20 - 24
mastoor.ir

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، 135
۹:۲۳, ۳۱/اردیبهشت/۹۴
شماره ارسال: #3
آواتار


《~》بر رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چه گذشت؟ 《~》

✔ خرافات و افسانه پرستي اعراب ✔

■■ خورشید سیه پوش می شود
روزی يگانه فرزند ذکور(پسر) حضرت پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، به نام ابراهيم درگذشت.
پيامبر در مرگ وي غمگين و دردمند بود؛ و بي اختيار اشك از چشمان او سرازير مي شد.
روز مرگ او خورشید گرفتگی ایجاد شد، ملّت خرافي و افسانه پسندِ عرب، گرفتگي خورشيد را نشانه عظمت مصيبت پيامبر دانسته و گفتند:
آفتاب براي مرگ فرزند پيامبر گرفته است.
پيامبر اين جمله را شنيد، بالاي منبر رفت و فرمود: آفتاب و ماه، دو نشانه بزرگ از قدرت بي پايان خدا هستند و سر به فرمان او دارند، هرگز براي مرگ و زندگي كسي نمي گيرند.
هر موقع ماه و آفتاب گرفت، نماز آيات بخوانيد. در اين لحظه از منبر پايين آمد، و با مردم نماز آيات خواند.

فكر گرفتگيِ خورشيد، به خاطر مرگ فرزندِ صاحب رسالت، گر چه عقيده مردم را نسبت به وي راسختر مي ساخت؛ و در نتيجه به پيشرفت آيين او كمك مي كرد؛ ولي او هرگز راضي نشد كه موقعيتش از طريق افسانه در دل مردم محکم شود.(1)

قرآن مجيد اهداف مقدس بعثت پيامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را با جمله هاي كوتاهي بيان كرده است.
➣ يكي از آنها كه شايان توجه بيشتري مي باشد، اين آيه است:
« و يضع عنهم اصرهم و الاغلال التي كانت عليهم؛ پيامبر اسلام، تكاليف شاق و غل و زنجيرهايي را كه بر آنها است بر مي دارد.(2) »

اكنون بايد ديد مقصود از غل و زنجيري كه در دوران طلوع فجر اسلام، به دست و پاي عرب دوران جاهليت بود؛ چيست؟

مسلماً در این آیه، منظور غل و زنجير آهنين نيست؛ بلكه منظور همان اوهام و خرافاتي است كه فكر و عقل انسان ها را از رشد و نمو باز داشته بود و مطمئناً این غل و زنجیر فکری به مراتب بدتر از غل و زنجیر آهنین است.


يكي از بزرگ ترين افتخارات پيامبر گرامي اين است كه:
با خرافات و اوهام و افسانه و خيال مبارزه نمود.
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در این باره فرمودند:
من براي اين آمده ام كه قدرت فكري بشر را تقويت كنم و با هر گونه خرافات به هر رنگ كه باشد، حتي اگر آن خرافه به پيشرفت هدفم كمك كند سرسختانه مبارزه نمايم.(3)

¤¤ مبارزه با خرافات در کودکی
مبارزه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با افسانه و خرافه، كه نمونه بارز آن، مبارزه با بت پرستي و الوهيت هر شی ای بود؛ نه تنها شيوه ي دوران رسالت ایشان بود، بلكه حتّي در دوران كودكي با اوهام و خرافات مبارزه مي نمودند.

برای مثال وقتی محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حدوداً چهار سال داشت و در کنار دایه اش حلیمه زندگی می کرد، روزی حلیمه محمد را شستشو داد و به موهايش روغن زد و به چشمانش سرمه كشيد، و براي اينكه ديوهاي صحرا به او صدمه نرسانند، يك مهره ي يماني كه در نخ قرار گرفته بود، براي محافظت به گردن او آويخت.
محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مهره را از گردن درآورد و به مادر خود چنين گفت: مادر جان آرام باش، خداي من كه پيوسته با من است، نگهدار و حافظ من است.(4)

‌↯ مصادیق خرافه گرایی اعراب ↯

➣1.آتش افروزي براي آمدن باران
شبه جزيره عربستان، در بيشتر فصول با خشكي روبرو است.
مردم آنجا براي فرود آمدن باران، چوب هايي را از درختي به نام «سلع » و درخت زودسوز ديگري به نام « عشر » گرد مي آوردند و آنها را به دم گاو بسته، گاو را تا بالاي كوه مي راندند.
سپس چوبها را آتش زده، به خاطر وجود موادِ محترقه در چوبهاي «عشر»، شعله هاي آتش از آن بلند مي شد و گاو بر اثر سوختگي شروع به دويدن و اضطراب و نعره زدن مي كرد؛ و آنان اين عمل ناجوانمردانه را، به عنوانِ يك نوع تقليد و تشبيه به رعد و برق آسماني انجام مي دادند.
شعله هاي آتش را به جاي برق، و نعره ي گاو را به جاي رعد، محسوب مي داشتند و اين عمل را در نزول باران مؤثر مي دانستند.

➣2. اگر گاو ماده آب نمي خورد، گاو نر را مي زدند:
گاوهاي نر و ماده را براي نوشيدن آب كنار جوي مي بردند، گاهي مي شد كه گاوهاي نر، آب مي نوشيدند ولي گاوهاي ماده لب به آب نمي زدند، آنان تصور مي كردند كه علّتِ امتناع آنها، همان وجود ديوها است كه در ميان شاخ هاي گاو نر جا گرفته اند و نمي گذارند گاوهاي ماده آب بنوشند و براي راندن ديوها به سر و صورت گاوهاي نر مي زدند.

➣3.حبس شتر در کنار قبر
اگر مرد بزرگي فوت مي كرد، شتري را در كنار قبر او در ميان گودالي حبس مي كردند، و آب و علف به او نمي دادند، تا جان سپرد، و متوفّي روز رستاخيز بر آن سوار شود و پياده محشور نگردد.

و یا از آنجا كه شخص متوفي، در دوران زندگي براي عزيزان و مهمانان خود، شتر نحر مي كرد؛ براي تكريم از متوفّي و سپاسگزاري از او، بازماندگانش در پاي قبر او شتري را به طرز دردناكي پي مي كردند.

➣4.سایر مصادیق خرافات
براي رفع نگراني و ترس، از وسايل زير استفاده مي كردند:
موقعي كه وارد دهي مي شدند و از بيماري وبا، يا ديو مي ترسيدند، براي رفع ترس در برابر دروازه ي روستا، 10 بار صداي الاغ در مي آوردند و گاهي اين كار را با آويختنِ استخوان روباه به گردن خود، توأم مي نمودند. و اگر در بياباني گم مي شدند، پيراهن خود را پشت و رو مي كردند و مي پوشيدند.
موقع مسافرت كه از خيانت زنان خود مي ترسيدند، براي كسب اطمينان نخي را بر ساقه يا شاخه درختي مي بستند، موقع بازگشت اگر نخ به حال خود باقي بود، مطمئن مي شدند كه زن آنها خيانت نورزيده است، و اگر باز، يا مفقود مي گرديد، زن را به خيانت متهم مي ساختند.

اگر دندان فرزند آنان مي افتاد، آن را با دو انگشت به سوي آفتاب پرتاب كرده مي گفتند: آفتاب! دندان بهتر از اين بده. زني كه بچه اش نمي ماند؛ اگر هفت بار بر كشته ي مرد بزرگي قدم مي گذاشت، معتقد بودند كه: بچه ي او باقي مي ماند و.....


اين بود مختصري از انبوه خرافاتي كه محيط زندگي اعرابِ دوران جاهليت را تاريك و سياه، و فكر آنها را از پرواز به اوج تعالي باز داشته بود.


⇦⇦مبارزه اسلام با خرافات، رسالت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)⇨⇨
عقايد تمام ملل جهان، روز طلوع ستاره اسلام، با انواعي از خرافات و افسانه ها آميخته بود و افسانه هاي يوناني و ساساني بر افكار مللي كه مترقي ترين جامعه ي آن روز به شمار مي رفتند؛ حكومت مي كرد.


با بررسی کتب تاریخی می توان دریافت که بزرگ ترين سد، در برابر پيشرفت آيينِ اسلام، همان افسانه ها بوده است؛ و از اين جهت پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با تمام قدرت مي كوشيد كه آثار «جاهليت » را، كه همان افسانه و اوهام بود از ميان بردارد.
و به همین دلیل هنگامي كه رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) « معاذ بن جبل » را به يمن اعزام نمود، به او چنين دستور داد:
اي معاذ، آثار جاهليت و افكار و عقايد خرافي را، از ميان مردم نابود كن و سنن اسلام را كه همان دعوت به تفكر و تعقل است، زنده نما.


اسلام با اين خرافه ها، از طرق مختلفي مبارزه كرده است.
هنگامي كه عده اي از اعراب بياباني كه با آويزه جادويي و قلاده هايي كه در آنها سنگها و استخوانها به بند كشيده مي شد، بيماران خود را معالجه مي كردند، خدمت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شرفياب شدند و درباره مداوا با گياهان و داروهاي طبي پرسش نمودند؛
✔رسول اكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:
لازم است بر هر فرد بيمار سراغ دارو رود، زيرا خدايي كه درد را آفريده دارو نيز آفريده است.(5)


علاوه بر این، بسیاری از اعمال اعراب با حیوانات کاملاً مخالف دستورات دین است. برای مثال رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در باره ی حقوق حیوان سواری بر صاحبش می فرمایند:
در هر منزلي فرود آمد آنرا علوفه دهد، اگر ازآبي مي گذرد آنرا بر حيوان عرضه بدارد، به صورتش تازيانه نزند، موقع سخن گفتن طولاني بر پشت آن قرار نگيرد، بار زيادتر از توانائي بر آن حمل نكند، حيوان را به پيمودن راهي كه از توانائي آن بيرون است واندارد.(6)


پی نوشت:
1. بحار الانوار، ج22، ص155
2. اعراف، آیه157
3. فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، ص34
4. بحارالانوار، ج6، ص92
5. التاج، ج3، ص178
6. من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ص228


منبع: فروغ ابدیت، جعفر سبحانی، صص33-41
اریحا
mastoor.ir

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Star پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رحلت یا شهادت؟= zarati313 104 32,882 ۲۱/آذر/۹۵ ۱۹:۱۶
آخرین ارسال: عمار94
  سالروز ازدواج حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و حضرت خدیجه(سلام الله علیها) عبدالرحیم 11 29,601 ۲۱/آذر/۹۵ ۱۶:۱۶
آخرین ارسال: mahdy30na
  .::صادق آل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)::. میلاد.م 91 29,476 ۳/شهریور/۹۳ ۱۰:۳۸
آخرین ارسال: مصطفي مازح7610
  غزوات و جنگ های صدر اسلام و زمان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)!! m.hossein 26 15,770 ۲۸/دی/۹۲ ۱۳:۲۴
آخرین ارسال: m.hossein
  جانشینی بعد از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)مباحثه وحید110 21 12,901 ۱۳/شهریور/۹۱ ۱۵:۳۳
آخرین ارسال: وحید110

پرش در بین بخشها:


بالا