کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
(C+)با امام سجاد علیه السلام چقدر آشناییم؟!!
۱۵:۰۹, ۱۸/آذر/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۸۹ ۱:۱۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
با یادگار کربلا
انحطاط فکری و اخلاقی جامعه در عصر امام سجاد(علیه السلام)
از نیمه¬ی دوم خلافت عثمان ، عده¬ای از اشراف قریش به دلیل بذل و بخشش خلفا از بیت المال، به مال اندوزی پراخته و در تجملات زندگی و خرید کنیزکان آوازه خوان با هم رقابت می کردند و کمکم عامه مردم نیز در این کارها به آنها اقتدا کردند و در عصر یزید حتی مکه و مدینه نیز از این آلودگی¬ها محفوظ نماندند و. چنانچه مسعودی می¬نویسد: «فساد و آلودگی یزید به اطرافیان او نیز سرایت کرد و ساز و آواز در مدینه آشکار گردید، مجالس بزم برپا شد و مردم آشکارا به شرابخواری پرداختند.» و این در حالی بود که در این شهر ها نه عالمان، آوازه خوانی را زشت میشمرند و نه عابدان با آن مخالفت میکردند.
بر مردمان سلیم پوشیده نیست که سکوت و بی اعتنایی در مقابل اعمال حرام؛ به تدریج بدل به سنت اجتماعی می گردد و ریشه فجایع غیر انسانی ای است که در تمام جوامع رخ می دهد، که فجیع ترین آن در حادثه کربلا رخ داد، و با اندکی غفلت و عصیان چه بسا که من و شما و جامعه ما را نیز فراگیرد... شاید هم که فراگرفته باشد!

وضعیت شیعیان در عصر امام سجاد
یکی از آثار زودرس حادثه ی جانگداز کربلا این بود که در اثر تدبیر و روشنگری امام سجاد (علیه السلام)، نقاب نفاق از چهره دستگاه معاویه برچیده شد و مردم دوباره به خاندان وحی روی آوردند، و این اقبال همان چیزی بود که از روز سقیفه به طرق مختلف سعی در رخ ندادنش و به انزوا کشیدن اهل بیت شده بود و در زمان معاویه به اوج خود رسیده بود لذا پس از حادثه ی عاشورا این روند معکوس شد لذا امام به بیان فتوا و نقل احادیث پیامبر(صلوات الله علیه) پرداخته و محل رجوع مسلمین شدند و احکام دین را از نو پایه¬ریزی کردند؛ زیرا در آن دوران جهل و جعل احادیث چنان زیاد شده بود که حتی برخی نمی¬دانستند چگونه نماز بخوانند و حج انجام دهند.

پند و دعا، بُرنده تر از خشم و شمشیر با توجه به شرایط معاصر امام

امام سجاد (علیه السلام) نمی¬توانست آشکارا رسالت خود را انجام دهد؛ زیرا به دلیل اقبال مردم فشارهای حکومت تشدید شده و امام و یارانشان مجبور به تقیه شدند؛ از این رو ایشان از طریق پند و دعا به تبیین معارف الهی و فرهنگ و اندیشه¬ی اصیل اسلامی و زدودن غبار جهل و تحریف از چهره¬ی اسلام و ارشاد مردم پرداختند که حاصل آن یکی صحیفه سجادیه است که پس از قرآن، در کنار نهج¬البلاغه، بزرگ¬ترین و غنی¬ترین گنجینه¬¬ی معارف الهی ست، و به «اخت القرآن»، «انجیل اهل بیت(علیه السلام)» و «زبور آل محمد(صلوات الله علیه)» معروف شده است،
و دیگری "رساله حقوق"است که متأسفانه بسیار ناشناخته مانده، این اثر بی نظیر، حاوی قوانین حقوقی است که ضامن حیات انسانی بشریت است و نیم نگاهی به آن، بیانگر جامعیت و اتصال آن به منبع فیض و علم الهی است. این حقوق 51 گانه در موارد ذیل قابل دسته بندی است:
الف) 1.حق خدا ب) 2.حق نفس
ج) حقوق اعضای هفتگانه بدن: 3.زبان 4.گوش 5.چشم 6.دست 7.پا 8.شکم 9.عورت
د) حقوق افعال شامل: 10.نماز 11.حج 12.روزه 13.صدقه 14.قربانی
ه) حقوق پیشوایان شامل:سلطان 16.معلم 17.مولا
و) حقوق توده¬ها و زیر¬دستان شامل: 18.رعیت 19.شاگردان 20. زن 21.بنده
ر) حقوق خویشاوندان شامل: 22.مادر 23.پدر 24.فرزند 25.برادر
ح) حقوق اجتماعی شامل: 26.مولایی که تو را آزاد کرده 27.بنده¬ای را که آزاد کرده¬ای 28.کسی را که به تو نیکی کرده 29.مؤذن 30.پیش نماز 31.همنشین 32.همسایه 33.رفیق 34.شریک 35.مال 36.طلبکار 37.معاشر 38.خصم مدعی 39.خصم مدعی علیه 40.مشورت¬خواه 41.مشاور 42.نصیحت¬خواه 43.نصیحت¬جو 44.بزرگ¬ترها 45.کوچک¬ترها 46.سائل 47.مسئول 48.شادکننده تو 49.بدکننده به تو 50.هم¬دینان 51.اهل ذمه

ادامه مبارزه ...
با وجود جو خفقان، امام ، از طریق بیان تفسیر قرآن، ایراد خطبه¬ها؛ روایات و ادعیه، خود را به عنوان امام حق و یگانه کسی که لایق جانشینی پیامبر اکرم میباشد معرفی ¬کردند،
برخی از مهمترین عوامل بحران های فکری زمان ایشان به قرار زیر است:
1- فاصله گرفتن جامعه از مکتب اهل¬بیت و محدودیت سیاسی برای ائمه
2- دامن¬زدن بنی¬امیه به اختلافات فکری و بهره¬برداری سیاسی از آن
3- گسترش بدون برنامه¬ی دامنه¬ی فتوحات اسلامی
به نظر حقیر این سه علت در هر عصری در جامعه اسلامی میتواند موجبات انحطاط جامعه را فراهم آورد
یعنی فاصله گرفتن کارگزارن و مردم از عمل به تعالیم اصیل اسلام
و دامن زدن به عوامل تفرقه افکن
و توسعه ی بدون توجه به مبانی مورد تأکید خدا و دین خدا.

از جمله مهمترین مبارزات امام را می¬توان به مبارزه با جبرگرایی و مبارزه با عالمان درباری اشاره کرد،
معاویه طلایه¬دار ترویج اعتقاد به جبر بود و با دست آویز قرار دادن آن تمام فساد و جور خود را توجیه میکرد.
همچنین امام که خطر عالمان درباری را جدی می¬دیدند مرتب به انذار آنها پرداخته به عنوان نمونه در ضمن نوشتن نامه¬ای توبیخ¬آمیز فرمودند: «... خدا در کتابش از علما عهد گرفته که حجت¬ها را برای مردم آشکارا بیان نمایند و آن¬ها را کتمان نکنند. بدان کمترین چیزی که کتمان کرده و سبک¬ترین باری که برداشته¬ای اینست که (با سکوتت) وحشت ستمگران را به انس تبدیل کرده¬ای و با نزدیک شدن به آنان و اجابت دعوتشان، هرگاه خواسته¬اند راه ستمگری را بر ایشان هموار کرده¬ای... بسیار بیمناکم که تو از آن گروهی باشی که خدای متعال فرموده: نماز را ضایع کردند، به دنبال شهوت¬ها رفتند و به زودی به کیفر گمراهی خود می¬رسند...»

از دیگر موارد مبارزاتی امام مبارزه با اعمال نظرهای شخصی در دین خدا و ترویج فقه ناب اسلامی بود و در این باره میفرمایند:
« با عقل¬های ناقص، رای¬های باطل و قیاس¬های فاسد، نمی¬توان دین خدا را شناخت و دریافت آن جز با تسلیم، محال است. هر کس تسلیم ما شد سالم گردید و هر کس به ما اقتدا کرد هدایت شد و هر کس به قیاس و رای عمل نمود هلاک شد و ...»

دوران امامتِ یادگارِ کربلا
دوره¬ی اسارت:
انجام رسالت افشای چهره¬ی پلید و جنایات هولناک امویان در صحرای کربلا، با ایراد خطبه¬های روشن¬گرانه در کنار عمه¬ی مکرمه¬شان حضرت زینب(سلام الله علیها) سرلوحه اقدامات ایشان گشت؛ امام در خطبه¬ی کوفه، حوادث کربلا را از دو بعد بررسی کردند: از یک سو جنایات ضد انسانی یزید و مزدورانش را برملا کردند و کوفیان را پیمان¬شکن و شریک جرم یزید معرفی نمودند و به عواقب وخیمی که در انتظارشان است آگاهی دادند و از طرفی شهادت آن حضرت و یارانش را در راه اصلاح امت جدشان و احیای دین خدا را به عنوان بزرگ¬ترین افتخار خود بیان کردند.
در ورود اهل¬بیت به مجلس یزید امام به او فرمود: «تو را به خدا قسم چه گمان می¬بری به رسول خدا، اگر ما را به این حال ببیند؟» از این سخنان قلب حاضران لرزید و به گریه افتادند. یزید حیا کرد و دستور داد بند از اسرا بردارند.
امام در خطبه خود بر فضائل پیامبر و اهل بیت(علیه السلام) چنان سخن راند که تا آن روز مردم شام به هیچ وجه نشنیده بودند، اقدام تبلیغاتی اسرا و حوادث شام سیمای جنایت¬کارانه ضد اسلامی یزید و عاملانش و حقانیت امام حسین(علیه السلام) و خاندانش را آشکارتر ساخت.
تأثیر این سخنان چنان بود ¬که یزید ترسید مردم شورش کنند، از این رو دست به اقداماتی چند زد از جمله:
1- ترور امام سجاد (علیه السلام) را طراحی کرد ولی موفق نشد.
2- برای جلوگیری از شرکت مردم در عزاداری اهل¬بیت بازماندگان کربلا را به زندان انتقال داد.
3- دست به عوامفریبی زد و در فاجعه¬ی کشته شدن امام حسین(علیه السلام) عبیدا... بن زیاد را مقصر معرفی کرد.
4- تغییر موضع داده و از خاندان امام حسین(علیه السلام) دلجویی کرده و به اکرام آن¬ها پرداخت و آن¬ها را بین بازگشت به مدینه و ماندن در شام مخیر نمود!

دوره¬ی قیامها و شورش¬ها:
از جمله اقدامات مهم امام برای رهبری جامعه شیعی، موضع¬گیری¬های به جا و به موقع ایشان در برابر قیام¬ها و شورش¬های عصر خویش بود، از جمله:
1- در قیام ضد اموی مردم مدینه به رهبری عبدالله بن زبیر که با انگیزه های آمیخته به قدرت طلبی انجام شده بود، با اینکه مردان زاهدی هم در آن شرکت داشتند، اما ماهیت اصیل شیعی نداشت، از این رو امام نمی¬خواست پل پیروزی قدرت طلبان گردد و نه در آن شرکت کردند و نه آن را تأیید کردند.
2- قیام مختار: امام به نامه¬ی مختار برای پیشرفت قیامش پاسخ مثبت نداد. زیرا از نتیجه آگاه بود و در آن شرایط خاص نباید کاری می¬کرد که نابودی شیعه را در پی داشته باشد.

دوره¬ی ثبات و سازندگی
بعد از این ¬که امام در کوفه، شام و مدینه افکار عمومی را علیه حاکمان اموی برانگیخت، برای زنده نگه¬داشتن یاد و خاطره¬ی امام حسین(علیه السلام) و یارانش اقداماتی انجام دادند از جمله:
1- با گریه بر شهیدان به مبارزه¬ی منفی علیه حکومت وقت پرداخت و 20 یا 40 سال (تردید از ناحیه راوی است) بر مصیبت پدرشان گریستند و دیگران را نیز در این مبارزه فرا می¬خواندند.
2- تشویق به زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) در کربلا
3- نگهداری تربت قبر امام حسین (علیه السلام)
4- انگشتر امام حسین (علیه السلام) را در دست داشت و روی انگشتر خود نیز این جمله را حک کرده بود: «قاتل حسین بن علی (علیه السلام)، خوار و بدبخت است.»

شمه ای از کرامات اخلاقیِ زینت عابدان
از اخلاق بزرگواران، دفع بدی به نیکی است، و امام در این میدان نیز پیشتاز بودند به عنوان نمونه¬ ، رفتار امام با هشام بن اسماعیل است که وقتی هشام از فرمانداری مدینه برکنار شد، با وجود ستم¬هایش نسبت به مردم مدینه و امام سجاد (علیه السلام)، امام برخلاف انتظار او، نزدیکان خویش را از آزار و بی¬احترامی نسبت به وی باز داشتند و چون بر هشام گذشتند بر او سلام کردند و هشام با مشاهده این عظمت روحی و کرامت اخلاقی گفت: «خدا داناتر است که رسالتش را کجا قرار ¬دهد
از جمله سیره¬ی عملی آن بزرگوار که درس¬های تربیتی و اخلاقی فراوانی برای هر انسان و هر جامعه ای که از ارزش¬های الهی فاصله گرفته، دارد: عبادت و راز و نیاز، دل¬جویی و دست¬گیری از مستمندان و عشق¬ورزی به آنان، بزرگواری و گذشت از خطاکاران و ... است.
باشد که خداوند ما را از شیعیان راستینشان قرار دهد.

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، فرهاد ، mohamad ، بیداری اندیشه ، اسماعیل ، وحید الف ، عبداللهی ، MohammadMeraj ، zarati313 ، mia'd ، Seyed Mohsen ، محب الزهرا ، محیصا ، خادمة الزهرا ، Hadith ، shafagh_mah ، احیاء ، رهیافته ، mahdy30na ، hesam110 ، ats ، mhvvhm ، وحید110 ، شهیدطیبه واعظی ، vahrakan ، jafarpour ، aboutorab ، مفقود الاثر ، ساقی

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۸:۴۹, ۱۵/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #21
آواتار
سلام
در ادامه بحث امام سجاد (عليه السلام) از مدارا تا خشونت

پدید آورنده : سید علی نقی میرحسینی مجله کوثر - بهار 1382- شماره57
ب) انتقام مبارک
سر بریده عبیدالله بن زیاد و عده ای دیگر از سران حکومت یزید را نزد مختار آوردند . او بعد از شکر خدای، دستور داد تا سریعا سر ابن زیاد را به مدینه، نزد امام زین العابدین علیه السلام بفرستند . زمانی که سر آن ملعون را به نزد امام آوردند، حضرت مشغول صرف صبحانه بود . حضرت با تماشای سر آن ناپاک، خدای را شکر نمود و فرمود:

هنگامی که ما را به صورت اسیر به کوفه در بارگاه ابن زیاد وارد کردند، دیدم که او صبحانه می خورد و سر مبارک پدرم را در کنار خود نهاده و به آن اهانت می کرد . در آن لحظه از خداوند خواستم مرا نمیراند تا اینکه در هنگام صرف صبحانه سر بریده او را به من نشان دهد .»
آنگاه سر به سجده نهاد و فرمود:
- «حمد و سپاس خداوندی را که انتقام مرا از دشمنم گرفت; خداوند پاداش نیک به مختار عنایت فرماید .» (بحارالانوار، ج 45، ص 336 .)[/b]

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی
۱۹:۳۴, ۱۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #22
آواتار
سلام
[b]در ادامه بحث امام سجاد (عليه السلام) از مدارا تا خشونت

[/b]پدید آورنده : سید علی نقی میرحسینی مجله کوثر - بهار 1382- شماره57

[b]ج) کیفر راهزن گستاخ
امام سجاد علیه السلام برای شرکت در مراسم حج، عازم مکه شد . در مسیر راه به بیابان بین مدینه و مکه رسید و همچنان سوار بر شتر خویش حرکت می کرد . ناگاه یک نفر راهزن سر راه حضرت را گرفت و دستور داد:
- پیاده شو!
- از من چه می خواهی؟
- می خواهم تو را بکشم و اموالت را برای خودم بردارم .
- هرچه دارم، آن را جدا کرده به تو می دهم و برای تو حلال می کنم، فقط مقدار اندکی بر می دارم تا مرا به مقصد برساند .
راهزن قبول نکرد و همچنان به کشتن امام اصرار ورزید .
امام که وضع را چنین دید، با لحن دلسوزانه ای فرمود:
- فاین ربک؟ ، پس خدای تو کجاست؟ اگر مرا بکشی خداوند قصاص خواهد کرد .
مرد راهزن با کمال گستاخی گفت:
- هو نائم; خدا در خواب است .
در این هنگام امام از خدا مدد خواست، ناگاه دو شیر قوی پنجه حاضر شدند . یکی از آنها سر مرد راهزن و دیگری پای او را گرفتند و دریدند . امام در آن حال خطاب به او فرمود:
- تو گمان کردی که خدا در خواب است! این است جزای تو، اکنون عذاب گستاخی خود را بچش . (بحارالانوار، ج 46، ص 41 .)

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، hesam110
۱۲:۳۶, ۱۸/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #23
آواتار
سلام
در ادامه بحث امام سجاد (عليه السلام) از مدارا تا خشونت

ترحم بر حیوانات
[b]آنچه گذشت، رفتارهای شایسته و مناسب امام سجاد علیه السلام در برابر گروههای مختلف انسانی بود که به اشکال گوناگون با آن حضرت در ارتباط بودند . رفتارهای دلسوزانه آن حضرت زمانی شگفت انگیز می نماید که برخوردهای آن حضرت را در مقابل حیوانات تماشا کنیم . محبت هایی که نسبت به حیوانات روا می داشت، بیانگر اوج ایمان، صلابت، خداترسی و عقوبت نگری آن حضرت می باشد . موارد زیر تصویرگر رفتارهای خداپسندانه آن حضرت با حیوانات می باشد:

در پاسخ آهوی گرفتار
امام باقر علیه السلام فرمود:
من و گروهی از مردم در حضور پدرم امام سجاد علیه السلام نشسته بودیم که ناگهان آهویی از صحرا آمد و در چند قدمی پدرم ایستاد و ناله کرد .
حاضران به پدرم گفتند: چه می گوید؟
پدرم فرمود: می گوید: بچه ام را فلانی صید کرده، از روز گذشته تا حال شیرنخورده، خواهش می کنم آن را از او گرفته نزد من بیاور تا به او شیر بدهم .
امام سجاد علیه السلام شخصی را نزد صیاد فرستاد و به او پیام داد آن بچه آهو را بیاور . وقتی آورد، آهوی مادر تا بچه اش را دید، چند بار دست هایش را به زمین کوبید و آه جانکاه و غم انگیزی کشید و بچه اش را شیر داد .
سپس امام سجاد علیه السلام از صیاد خواهش کرد که بچه آهو را آزاد کند، صیاد قبول کرد . امام بچه بچه را از او گرفت و به مادرش بخشید، آهو با همهمه خود سخنی گفت و همراه بچه اش به سوی صحرا روان شد .
حاضران به امام سجاد علیه السلام گفتند: آهو چه گفت؟ امام فرمود:
«برای شما در پیشگاه خدا دعا کرد و پاداش نیک طلبید» . (همان، ص 30 .)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: جویای حقیقت ، hesam110 ، شهیدطیبه واعظی
۱۳:۳۰, ۱۹/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #24
آواتار
سلام
بخش پایانی بحث امام سجاد (عليه السلام) از مدارا تا خشونت

از ترس عذاب قیامت
امام سجاد علیه السلام در بستر شهادت به فرزندش امام باقر علیه السلام فرمود: «پسرم! من بیست مرتبه با شترم از مدینه به زیارت خانه خدا رفته ام و در تمام عمر، حتی یک تازیانه به او نزده ام!»
و در مورد علت این کار فرمود:
«قصاص در روز قیامت به قدری دامن گیر مجرمان می شود که من از ترس آن حتی به شترم تازیانه نزده ام .»
هنگامی که حضرت از دنیا رفت و به خاک سپرده شد، آن شتر گردنش را روی قبر امام علیه السلام نهاد و ناله های سوزناک سرداد . امام باقر علیه السلام تا دو مرتبه آن شتر را برگرداند اما طولی نکشید که بازگشت و در خاک غلطید و از دیدگان اشک ریخت و تا سه روز در آن حالت باقی ماند .
امام باقر علیه السلام وقتی این حالت عجیب آن حیوان را ملاحظه نمود، فرمود: شتر را رها کنید که در حال وداع است .
مدتی نگذشت که آن شتر در کنار قبر مطهر امام سجاد علیه السلام جان سپرد .» (همان، ص 148 .)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، شهیدطیبه واعظی
۱۵:۴۸, ۲۰/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #25
آواتار
سلام
حضرت زین العابدین علیه السلام تداوم بخش عزت و افتخار حسینی[/b]
[b]پدید آورنده : عبدالکریم تبریزی - مبلغان > فروردین 1382، شماره 39


پیشوای چهارم شیعیان علیه السلام بعد از حضور در حماسه افتخار آفرین و عزت بخش عاشورای حسینی، از لحظه ای که در غروب عاشورا با شهادت پدر بزرگوار و سایر عزیزانش مواجه گردید برای ادامه راه آنان، مسئولیت سنگینی را به دوش کشید . امامت امت، سرپرستی اطفال و بانوان، رساندن پیام عاشورا به گوش جهانیان، تداوم مبارزه با طاغوت و طاغوتیان و از همه مهمتر پاسداری از اهداف متعالی امام حسین علیه السلام که موجب عزت و افتخار عالم اسلام گردید، از جمله مسئولیتهای آن امام همام به شمار می آید . امام سجاد علیه السلام که در دوران امامت خویش در محدودیت شدیدی به سر می برد و حاکمان مستبد اموی سایه شوم خود را بر شهرهای اسلامی گسترده بودند و اهل ایمان از ترس مال و جان خود مخفی می شدند، با اتخاذ صحیحترین تصمیمها و موضعگیریهای مناسب و بجا و با استفاده از مؤثرترین شیوه ها توانست از فرهنگ عاشورا و دستآوردهای ارزشمند آن - که همان عزت و افتخار ابدی برای اسلام و مسلمانان و بلکه برای جهان بشریت بود - به صورت شایسته ای پاسداری کرده و راه حماسه آفرینان کربلا را تداوم بخشد و یاد و نام و خاطره سالار شهیدان حضرت حسین بن علی علیهما السلام را جاودانه ساخته و بر بلندای تاریخ ابدی نماید .
ان شا الله ادمه دارد ....
[/b]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، شهیدطیبه واعظی ، جویای حقیقت
۱۴:۴۱, ۲۱/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #26
آواتار
حضرت زین العابدین علیه السلام تداوم بخش عزت و افتخار حسینی
در این فرصت با مهمترن فعالیتهای آن یادگار امامت در پاسداری از فرهنگ عزت و افتخار حسینی علیه السلام آشنا می شویم:
[/b]
1- خطابه های حماسی و تاثیرگذار
بدون تردید روشنگریهای امام سجاد علیه السلام و حضرت زینب کبری علیها السلام و برخی دیگر از خاندان حضرت ابا عبدالله علیه السلام بعد از ماجرای غمبار کربلا در تداوم آن نهضت عظیم اسلامی نقشی به سزا داشته است .
مهمترین دستآورد سخنان آن بزرگوار آگاه نمودن مردم غفلت زده، بیدار کردن وجدانهای خفته، افشای جنایات دشمنان اهل بیت علیهم السلام، نمایاندن چهره حقیقی زمامداران ستمگر اموی و انتشار فضائل و مناقب اهلبیت علیهم السلام و معرفی آن گرامیان به عنوان جانشینان بر حق پیامبر صلی الله علیه و آله بود . امام سجاد علیه السلام در شهر کوفه با مردم ساده، سطحی نگر، تاثیرپذیر و پیمان شکن آن شهر سخن گفته و بعد از شناساندن خویش و افشای جنایات امویان فرمود: «ای مردم! شما را به خدا سوگند می دهم، آیا شما برای پدرم نامه ننوشتید و آنگاه بی وفایی نکردید؟ ! آیا با او عهدها و پیمانهای محکم نبستید و سپس با او پیکار کرده و او را به شهادت رساندید؟ ! وای بر شما! چه کار زشتی انجام دادید، شما چگونه به سیمای رسول الله صلی الله علیه و آله نظاره خواهید کرد، هنگامی که به شما بگوید: فرزندان مرا کشتید، احترامم را از میان بردید، پس، از امت من نیستید!» هنوز سخنان امام تمام نشده بود که مردم گریه کنان و ضجه زنان همدیگر را ملامت کرده و به نگون بختی خود، - که خود برگزیده بودند - تاسف خورده و اشک ندامت و پشیمانی می ریختند . (احتجاج طبرسی، ج 2، ص 32 .) مهمترین تاثیر این خطابه را می توان در سال 65 هجری در قیام توابین به وضوح به نظاره نشست .
همچنین پیشوای چهارم هنگامی که در شام به مجلس جشن پیروزی یزید برده شد، ضمن تحقیر خطیب متملق دربار اموی، در کرسی خطابه قرار گرفته و با بهره گیری از زیباترین و بلیغ ترین جملات، فجایع کربلا را بازگو کرده و ضمن افشای چهره زشت جنایتکاران، تبلیغات سوء دشمنان اهلبیت علیهم السلام را خنثی کرده و سیمای سراسر فضیلت و افتخار آل محمد صلی الله علیه و آله را برای مردم نا آگاه شام نمایان ساخت . آن حضرت فرمود: «ایها الناس اعطینا ستا و فضلنا بسبع، اعطینا العلم والحلم و السماحة والفصاحة والشجاعة و المحبة فی قلوب المؤمنین، و فضلنا بان منا النبی المختار محمدا و منا الصدیق و منا الطیار و منا اسدالله و اسد رسوله و منا سبطا هذه الامة و منا مهدی هذه الامة; ( مناقب آل ابی طالب، ج 3، ص 305; بحار الانوار، ج 45، ص 137 و 174; معالی السبطین، ج 2، ص 178 .) ای مردم! به ما شش چیز عطا شده و به هفت نعمت [بر دیگران] برتری یافته ایم . به ما علم، حلم، جوانمری، فصاحت، شجاعت و دوستی در دل مؤمنان عطا شده است و ما به اینکه رسول برگزیده خداوند، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و [حضرت علی علیه السلام نخستین] تصدیق کننده [پیامبر صلی الله علیه و آله] و جعفر طیار و [حمزه،] شیر خدا و رسول او و حسن و حسین علیهما السلام و مهدی این امت از ما هستند، فضیلت داده شده ایم .»
آن حضرت در ادامه به فضائل بی شمار امیرمؤمنان علیه السلام پرداخته و از چهره درخشان علی علیه السلام به نحو زیبایی دفاع نموده و در خاتمه با معرفی امام حسین علیه السلام، به ذکر مصیبت آن حضرت پرداخت . این سخنان آتشین، منطقی و روشنگر، آنچنان فضای جهل و غفلت و خفقان را درهم شست که یزید در مقام دفاع از خود و سلطنتش برآمد . (همان .)

[size=large][b] امام سجاد علیه السلام خطبه دیگری را نیز در نزدیکی مدینه برای مردمی ایراد نمود که به استقبال قافله خسته دل و دل شکسته حسینی آمده بودند . این خطابه نیز آثار فراوانی در روحیه مردم مدینه گذاشت که یکسال بعد از حادثه عاشورا، قیام خودجوشی از سوی اهالی مدینه بر علیه دستگاه طاغوتی بنی امیه رخ نمود که به «واقعه حره » معروف است .

ان شاء الله ادامه دارد ....
[/b]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی
۱۳:۳۴, ۲۲/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #27
آواتار
سلام
با عرض تسلیت یه مناسبت شهادت ابو عبدالله، جعفر بن محمد الصادق علیه السلام
2- گفتگوهای دشمن شکن
امام چهارم علیه السلام در پاسداری از اهداف عاشورا هر جا که احساس می کرد دشمن می خواهد قیام کربلا را زیر سؤال برده و آن حماسه تاریخی را پوچ و باطل جلوه دهد، در مقام دفاع برآمده و با پاسخهای کوبنده با نقشه های شیطانی آنان به ستیز بر می خواست که بارزترین نمونه های آن در مجلس عبیدالله بن زیاد و یزید بن معاویه به چشم می خورد . هنگامی که در مجلس ابن زیاد، حضرت زینب کبری علیها السلام وی را با نطق خویش رسوا نمود، ابن زیاد متوجه امام زین العابدین علیه السلام گشته و پرسید: این جوان کیست؟ گفتند: او علی بن الحسین علیهما السلام است . ابن زیاد گفت: مگر خدا علی بن الحسین را نکشت؟ امام چهارم علیه السلام فرمود: من برادری بنام علی بن الحسین علیهما السلام داشتم که مردم او را به شهادت رساندند .
ابن زیاد گفت: چنین نیست، خدا او را کشت .
امام سجاد علیه السلام آیه «الله یتوفی الانفس . . .» را قرائت نمود . ابن زیاد از پاسخ صریح امام خشمگین شده و فریاد زد: آیا در مقابل من جرات کرده و پاسخ می دهی؟ او را ببرید و گردن بزنید . حضرت سجاد علیه السلام در ادامه گفتگو فرمود: «ابالقتل تهددنی یابن زیاد، اما علمت ان القتل لنا عادة و کرامتنا الشهادة; (همان، ص 296 .) ای پسر زیاد! آیا مرا به قتل تهدید می کنی؟ مگر نمی دانی کشته شدن [در راه حق] عادت ما و شهادت [برای خدا عزت و] کرامت ماست .»
آن حضرت در مجلس یزید نیز با اینکه اسیر بود، هیچگاه حرکت و یا سخنی که نمایانگر عجز و خواری باشد از خود نشان نداد; بلکه همانند آزاده ای با شهامت، عزت و افتخار حسینی را به نمایش گذاشت .
آنگاه که یزید در مجلس خویش اسرای کربلا را برای تحقیر و شکستن ابهت و عظمت خاندان آل محمد صلی الله علیه و آله حاضر کرده بود، خطاب به امام سجاد علیه السلام گفت: دیدی که خدا با پدرت چه کرد؟ حضرت فرمود: ما جز قضای الهی که حکمش در آسمان و زمین جریان دارد چیز دیگری ندیدیم . یزد گفت: «انت ابن الذی قتله الله; تو فرزند کسی هستی که خدا او را کشت .»
امام فرمود: «انا علی، ابن من قتلته; من علی; فرزند کسی هستم که تو او را به شهادت رساندی .» و در ادامه با تمسک به آیه قرآن فرمود: «و من یقتل مؤمنا متعمدا فجزاءه جهنم خالدا فیها و غضب الله علیه و لعنه و اعد له عذابا عظیما» (نساء/93 .) ; و هرکس، مؤمنی را عمدا به قتل برساند مجازات او جهنم است، در آنجا همیشه می ماند، خداوند بر او غضب می کند و از رحمتش دور می سازد و عذاب بزرگی برای او آماده کرده است .»
یزید که نتوانست این پاسخهای محکم را - که جهنمی بودن وی را اثبات می کرد - تحمل کند، با خشم و غضب فرمان قتل امام را صادر کرد، اما امام سجاد علیه السلام با قاطعیت تمام فرمود: هیچگاه «فرزندان اسیران آزاد شده » نمی توانند به قتل انبیاء و اوصیا فرمان دهند، مگر اینکه از دین اسلام خارج شوند . (شرح الاخبار مغربی، ج 3، ص 253; ذریعة النجاة، ص 234 .)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، hesam110
۰:۳۶, ۲۳/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #28
آواتار
سلام
حضرت زین العابدین علیه السلام
تداوم بخش عزت و افتخار حسینی
پدید آورنده : عبدالکریم تبریزی

2- گفتگوهای دشمن شکن
امام چهارم علیه السلام در پاسداری از اهداف عاشورا هر جا که احساس می کرد دشمن می خواهد قیام کربلا را زیر سؤال برده و آن حماسه تاریخی را پوچ و باطل جلوه دهد، در مقام دفاع برآمده و با پاسخهای کوبنده با نقشه های شیطانی آنان به ستیز بر می خواست که بارزترین نمونه های آن در مجلس عبیدالله بن زیاد و یزید بن معاویه به چشم می خورد . هنگامی که در مجلس ابن زیاد، حضرت زینب کبری علیها السلام وی را با نطق خویش رسوا نمود، ابن زیاد متوجه امام زین العابدین علیه السلام گشته و پرسید: این جوان کیست؟ گفتند: او علی بن الحسین علیهما السلام است . ابن زیاد گفت: مگر خدا علی بن الحسین را نکشت؟ امام چهارم علیه السلام فرمود: من برادری بنام علی بن الحسین علیهما السلام داشتم که مردم او را به شهادت رساندند .
ابن زیاد گفت: چنین نیست، خدا او را کشت .
امام سجاد علیه السلام آیه «الله یتوفی الانفس . . .» را قرائت نمود . ابن زیاد از پاسخ صریح امام خشمگین شده و فریاد زد: آیا در مقابل من جرات کرده و پاسخ می دهی؟ او را ببرید و گردن بزنید . حضرت سجاد علیه السلام در ادامه گفتگو فرمود: «ابالقتل تهددنی یابن زیاد، اما علمت ان القتل لنا عادة و کرامتنا الشهادة; (همان، ص 296 .) ای پسر زیاد! آیا مرا به قتل تهدید می کنی؟ مگر نمی دانی کشته شدن [در راه حق] عادت ما و شهادت [برای خدا عزت و] کرامت ماست .»
آن حضرت در مجلس یزید نیز با اینکه اسیر بود، هیچگاه حرکت و یا سخنی که نمایانگر عجز و خواری باشد از خود نشان نداد; بلکه همانند آزاده ای با شهامت، عزت و افتخار حسینی را به نمایش گذاشت .
آنگاه که یزید در مجلس خویش اسرای کربلا را برای تحقیر و شکستن ابهت و عظمت خاندان آل محمد صلی الله علیه و آله حاضر کرده بود، خطاب به امام سجاد علیه السلام گفت: دیدی که خدا با پدرت چه کرد؟ حضرت فرمود: ما جز قضای الهی که حکمش در آسمان و زمین جریان دارد چیز دیگری ندیدیم . یزد گفت: «انت ابن الذی قتله الله; تو فرزند کسی هستی که خدا او را کشت .»
امام فرمود: «انا علی، ابن من قتلته; من علی; فرزند کسی هستم که تو او را به شهادت رساندی .» و در ادامه با تمسک به آیه قرآن فرمود: «و من یقتل مؤمنا متعمدا فجزاءه جهنم خالدا فیها و غضب الله علیه و لعنه و اعد له عذابا عظیما» (نساء/93 .) ; و هرکس، مؤمنی را عمدا به قتل برساند مجازات او جهنم است، در آنجا همیشه می ماند، خداوند بر او غضب می کند و از رحمتش دور می سازد و عذاب بزرگی برای او آماده کرده است .»
یزید که نتوانست این پاسخهای محکم را - که جهنمی بودن وی را اثبات می کرد - تحمل کند، با خشم و غضب فرمان قتل امام را صادر کرد، اما امام سجاد علیه السلام با قاطعیت تمام فرمود: هیچگاه «فرزندان اسیران آزاد شده » نمی توانند به قتل انبیاء و اوصیا فرمان دهند، مگر اینکه از دین اسلام خارج شوند . ( شرح الاخبار مغربی، ج 3، ص 253; ذریعة النجاة، ص 234 .)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، hesam110
۱۶:۰۶, ۲۵/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #29
آواتار
سلام
حضرت زین العابدین علیه السلام تداوم بخش عزت و افتخار حسینی
پدید آورنده : عبدالکریم تبریزی
[b] 3- گریه های تاثرانگیز

امام سجاد علیه السلام برای زنده نگه داشتن خاطره شهیدان کربلا، در مناسبتهای گوناگون بر عزیزانش گریه می کرد . اشکهای حضرت زین العابدین علیه السلام که عواطف را برانگیخته و در اذهان مخاطبان، ناخواسته مظلومیت شهدای کربلا را ترسیم می کرد، آثار پرباری برای تداوم نهضت عاشورا داشت و امروز این روش با پیروی از آن گرامی همچنان ادامه دارد و فرهنگ گریه بر سالار شهیدان عالم، همچنان تاثیرگذار بوده و در پیوند دادن عواطف و احساسات میلیونها عزادار عاشق با راه و هدف حضرت ابا عبدالله علیه السلام مهمترین عامل محسوب می شود . عشق به امام حسین علیه السلام در سوگواریها اشک می آفریند و این گریه های عزت بخش که افتخار شیعه می باشند هر سال در دهه محرم سیمای کشور اسلامی را به حماسه عاشورا نزدیک نموده و قیام امام حسین علیه السلام را در خاطره ها زنده می سازد . حضرت سجاد علیه السلام بنیانگذار فرهنگ سوگواری و گریه در میان مؤمنان، بعد از شهادت پدر ارجمند خویش در حدود 35 سال امامتش به این روش ادامه داد تا جایی که یکی از بکائین پنجگانه تاریخ نامیده شد . (امالی صدوق، ص 140 .)
وقتی علت این همه اشک و ناله را از او می پرسیدند در جواب می فرمود: «مرا ملامت نکنید . یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم، پیامبر و پیامبرزاده بود، او دوازده پسر داشت، خداوند متعال یکی از آنان را مدتی از نظرش غایب کرد، در اندوه این فراق موقتی، موهای سر یعقوب سفید شده، کمرش خمیده گشت و نور چشمانش را از شدت گریه از دست داد، در حالیکه پسرش در این دنیا زنده بود . اما من با چشمان خودم پدر و برادر و 17 تن از خانواده ام را دیدم که مظلومانه کشته شده و بر زمین افتادند . پس چگونه اندوه من تمام شده و گریه ام کم شود؟» (لهوف سید بن طاووس، ص 380 .)[/b]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، hesam110
۱۵:۲۵, ۲۶/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #30
آواتار
سلام
حضرت زین العابدین علیه السلام تداوم بخش عزت و افتخار حسینی
پدید آورنده : عبدالکریم تبریزی

4- حمایت از قیامهای طاغوت ستیز [/b]
[b]یکی از آثار نهضت جاویدان کربلا، دمیدن روح حماسه و شجاعت و ایثار در میان مسلمانان بود . آنان باالهام از جنبش شورآفرین و حماسه ساز امام حسین علیه السلام و با تاثیرپذیری از خطابه های بیدارگر امام سجاد و حضرت زینب علیهما السلام روحیه اسلامخواهی و طاغوت ستیزی خود را در قالب قیامهای مردمی متبلور ساخته و بر علیه حکمرانان خودسر اموی دست به شورشهایی زدند که در نهایت بعد از مدتی اساس حکومت آنان را متزلزل ساخته و از میان بردند .

شاخصترین این جنبشها بعد از حادثه جانسوز کربلا، سه قیام معروف است که به نامهای قیام توابین، قیام مختار و قیام مدینه در تاریخ مطرح است . رهبران سه قیام، تداوم راه حضرت ابا عبدالله علیه السلام، غیرت دینی، اسلامخواهی و در نهایت محبت شدید به اهل بیت علیهم السلام را در شعارها و خواسته های خود نشان می دادند .
امام سجاد علیه السلام گرچه در ظاهر - به علت خفقان شدید و استبداد حاکم - در این قیامها نقشی نداشت و در حالت تقیه به سر می برد، اما در واقع از رهبران اینها اعلام رضایت کرده و عملا آنها را تایید می نمود . به عنوان نمونه هنگامی که عده ای از دوستان اهل بیت علیهم السلام به نزد محمد حنفیه آمدند و اظهار داشتند: مختار در کوفه قیام کرده و ما را نیز به همیاری و همکاری فراخوانده است، اما نمی دانیم که آیا او مورد تایید اهل بیت علیهم السلام هست یا نه؟ محمد حنفیه گفت: برخیزید به نزد امام من و امام شما، حضرت سجاد علیه السلام رفته و کسب تکلیف نماییم . هنگامی که موضوع را به عرض امام علیه السلام رساندند، آن حضرت فرمود: ای عمو! اگر غلامی به خونخواهی ما مردم را دعوت به قیام کند، بر همه مردم واجب است که او را یاری دهند و من تو را در این کار نماینده خود قرار می دهم، هر کاری در این زمینه صلاح می دانی انجام ده . آنان به همراه محمد حنفیه از نزد امام خارج شدند، در حالیکه سخنان امام سجاد علیه السلام را شنیده بودند و می گفتند: امام سجاد علیه السلام و محمد بن حنفیه به ما اذن قیام داده اند . ( ذوب النضار، ص 97; معجم رجال الحدیث، ج 19، ص 109 .)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: hesam110 ، شهیدطیبه واعظی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# علی 110 14 13,571 ۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷
آخرین ارسال: imaneavare_59
  طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) آفتاب 22 11,376 ۸/فروردین/۹۷ ۰:۴۰
آخرین ارسال: آفتاب
  چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ در جستجوی سختی 2 2,251 ۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱
آخرین ارسال: Mohammad Trust
Rainbow امام علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان bahareh 1 1,950 ۲۱/شهریور/۹۴ ۱۹:۱۱
آخرین ارسال: Bamdaad
  عدل علی {علیه السلام}... {قضاوتهاى حضرت} بچه های گمنام 36 11,715 ۵/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۲
آخرین ارسال: بچه های گمنام
  حسین علیه السلام آمد عمار رهبری 3 2,588 ۱/خرداد/۹۴ ۱۱:۲۱
آخرین ارسال: عمار رهبری
  قصه های قرآنی - حضرت هود علیه السلام جواد مخبریان 0 1,705 ۲۲/بهمن/۹۳ ۱۰:۲۹
آخرین ارسال: جواد مخبریان

پرش در بین بخشها:


بالا