|
(C+)با امام سجاد علیه السلام چقدر آشناییم؟!!
|
|
۱۵:۰۹, ۱۸/آذر/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۸۹ ۱:۱۹ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با یادگار کربلا
انحطاط فکری و اخلاقی جامعه در عصر امام سجاد(علیه السلام) از نیمه¬ی دوم خلافت عثمان ، عده¬ای از اشراف قریش به دلیل بذل و بخشش خلفا از بیت المال، به مال اندوزی پراخته و در تجملات زندگی و خرید کنیزکان آوازه خوان با هم رقابت می کردند و کمکم عامه مردم نیز در این کارها به آنها اقتدا کردند و در عصر یزید حتی مکه و مدینه نیز از این آلودگی¬ها محفوظ نماندند و. چنانچه مسعودی می¬نویسد: «فساد و آلودگی یزید به اطرافیان او نیز سرایت کرد و ساز و آواز در مدینه آشکار گردید، مجالس بزم برپا شد و مردم آشکارا به شرابخواری پرداختند.» و این در حالی بود که در این شهر ها نه عالمان، آوازه خوانی را زشت میشمرند و نه عابدان با آن مخالفت میکردند. بر مردمان سلیم پوشیده نیست که سکوت و بی اعتنایی در مقابل اعمال حرام؛ به تدریج بدل به سنت اجتماعی می گردد و ریشه فجایع غیر انسانی ای است که در تمام جوامع رخ می دهد، که فجیع ترین آن در حادثه کربلا رخ داد، و با اندکی غفلت و عصیان چه بسا که من و شما و جامعه ما را نیز فراگیرد... شاید هم که فراگرفته باشد! وضعیت شیعیان در عصر امام سجاد یکی از آثار زودرس حادثه ی جانگداز کربلا این بود که در اثر تدبیر و روشنگری امام سجاد (علیه السلام)، نقاب نفاق از چهره دستگاه معاویه برچیده شد و مردم دوباره به خاندان وحی روی آوردند، و این اقبال همان چیزی بود که از روز سقیفه به طرق مختلف سعی در رخ ندادنش و به انزوا کشیدن اهل بیت شده بود و در زمان معاویه به اوج خود رسیده بود لذا پس از حادثه ی عاشورا این روند معکوس شد لذا امام به بیان فتوا و نقل احادیث پیامبر(صلوات الله علیه) پرداخته و محل رجوع مسلمین شدند و احکام دین را از نو پایه¬ریزی کردند؛ زیرا در آن دوران جهل و جعل احادیث چنان زیاد شده بود که حتی برخی نمی¬دانستند چگونه نماز بخوانند و حج انجام دهند. پند و دعا، بُرنده تر از خشم و شمشیر با توجه به شرایط معاصر امام امام سجاد (علیه السلام) نمی¬توانست آشکارا رسالت خود را انجام دهد؛ زیرا به دلیل اقبال مردم فشارهای حکومت تشدید شده و امام و یارانشان مجبور به تقیه شدند؛ از این رو ایشان از طریق پند و دعا به تبیین معارف الهی و فرهنگ و اندیشه¬ی اصیل اسلامی و زدودن غبار جهل و تحریف از چهره¬ی اسلام و ارشاد مردم پرداختند که حاصل آن یکی صحیفه سجادیه است که پس از قرآن، در کنار نهج¬البلاغه، بزرگ¬ترین و غنی¬ترین گنجینه¬¬ی معارف الهی ست، و به «اخت القرآن»، «انجیل اهل بیت(علیه السلام)» و «زبور آل محمد(صلوات الله علیه)» معروف شده است، و دیگری "رساله حقوق"است که متأسفانه بسیار ناشناخته مانده، این اثر بی نظیر، حاوی قوانین حقوقی است که ضامن حیات انسانی بشریت است و نیم نگاهی به آن، بیانگر جامعیت و اتصال آن به منبع فیض و علم الهی است. این حقوق 51 گانه در موارد ذیل قابل دسته بندی است: الف) 1.حق خدا ب) 2.حق نفس ج) حقوق اعضای هفتگانه بدن: 3.زبان 4.گوش 5.چشم 6.دست 7.پا 8.شکم 9.عورت د) حقوق افعال شامل: 10.نماز 11.حج 12.روزه 13.صدقه 14.قربانی ه) حقوق پیشوایان شامل:سلطان 16.معلم 17.مولا و) حقوق توده¬ها و زیر¬دستان شامل: 18.رعیت 19.شاگردان 20. زن 21.بنده ر) حقوق خویشاوندان شامل: 22.مادر 23.پدر 24.فرزند 25.برادر ح) حقوق اجتماعی شامل: 26.مولایی که تو را آزاد کرده 27.بنده¬ای را که آزاد کرده¬ای 28.کسی را که به تو نیکی کرده 29.مؤذن 30.پیش نماز 31.همنشین 32.همسایه 33.رفیق 34.شریک 35.مال 36.طلبکار 37.معاشر 38.خصم مدعی 39.خصم مدعی علیه 40.مشورت¬خواه 41.مشاور 42.نصیحت¬خواه 43.نصیحت¬جو 44.بزرگ¬ترها 45.کوچک¬ترها 46.سائل 47.مسئول 48.شادکننده تو 49.بدکننده به تو 50.هم¬دینان 51.اهل ذمه ادامه مبارزه ... با وجود جو خفقان، امام ، از طریق بیان تفسیر قرآن، ایراد خطبه¬ها؛ روایات و ادعیه، خود را به عنوان امام حق و یگانه کسی که لایق جانشینی پیامبر اکرم میباشد معرفی ¬کردند، برخی از مهمترین عوامل بحران های فکری زمان ایشان به قرار زیر است: 1- فاصله گرفتن جامعه از مکتب اهل¬بیت و محدودیت سیاسی برای ائمه 2- دامن¬زدن بنی¬امیه به اختلافات فکری و بهره¬برداری سیاسی از آن 3- گسترش بدون برنامه¬ی دامنه¬ی فتوحات اسلامی به نظر حقیر این سه علت در هر عصری در جامعه اسلامی میتواند موجبات انحطاط جامعه را فراهم آورد یعنی فاصله گرفتن کارگزارن و مردم از عمل به تعالیم اصیل اسلام و دامن زدن به عوامل تفرقه افکن و توسعه ی بدون توجه به مبانی مورد تأکید خدا و دین خدا. از جمله مهمترین مبارزات امام را می¬توان به مبارزه با جبرگرایی و مبارزه با عالمان درباری اشاره کرد، معاویه طلایه¬دار ترویج اعتقاد به جبر بود و با دست آویز قرار دادن آن تمام فساد و جور خود را توجیه میکرد. همچنین امام که خطر عالمان درباری را جدی می¬دیدند مرتب به انذار آنها پرداخته به عنوان نمونه در ضمن نوشتن نامه¬ای توبیخ¬آمیز فرمودند: «... خدا در کتابش از علما عهد گرفته که حجت¬ها را برای مردم آشکارا بیان نمایند و آن¬ها را کتمان نکنند. بدان کمترین چیزی که کتمان کرده و سبک¬ترین باری که برداشته¬ای اینست که (با سکوتت) وحشت ستمگران را به انس تبدیل کرده¬ای و با نزدیک شدن به آنان و اجابت دعوتشان، هرگاه خواسته¬اند راه ستمگری را بر ایشان هموار کرده¬ای... بسیار بیمناکم که تو از آن گروهی باشی که خدای متعال فرموده: نماز را ضایع کردند، به دنبال شهوت¬ها رفتند و به زودی به کیفر گمراهی خود می¬رسند...» از دیگر موارد مبارزاتی امام مبارزه با اعمال نظرهای شخصی در دین خدا و ترویج فقه ناب اسلامی بود و در این باره میفرمایند: « با عقل¬های ناقص، رای¬های باطل و قیاس¬های فاسد، نمی¬توان دین خدا را شناخت و دریافت آن جز با تسلیم، محال است. هر کس تسلیم ما شد سالم گردید و هر کس به ما اقتدا کرد هدایت شد و هر کس به قیاس و رای عمل نمود هلاک شد و ...» دوران امامتِ یادگارِ کربلا دوره¬ی اسارت: انجام رسالت افشای چهره¬ی پلید و جنایات هولناک امویان در صحرای کربلا، با ایراد خطبه¬های روشن¬گرانه در کنار عمه¬ی مکرمه¬شان حضرت زینب(سلام الله علیها) سرلوحه اقدامات ایشان گشت؛ امام در خطبه¬ی کوفه، حوادث کربلا را از دو بعد بررسی کردند: از یک سو جنایات ضد انسانی یزید و مزدورانش را برملا کردند و کوفیان را پیمان¬شکن و شریک جرم یزید معرفی نمودند و به عواقب وخیمی که در انتظارشان است آگاهی دادند و از طرفی شهادت آن حضرت و یارانش را در راه اصلاح امت جدشان و احیای دین خدا را به عنوان بزرگ¬ترین افتخار خود بیان کردند. در ورود اهل¬بیت به مجلس یزید امام به او فرمود: «تو را به خدا قسم چه گمان می¬بری به رسول خدا، اگر ما را به این حال ببیند؟» از این سخنان قلب حاضران لرزید و به گریه افتادند. یزید حیا کرد و دستور داد بند از اسرا بردارند. امام در خطبه خود بر فضائل پیامبر و اهل بیت(علیه السلام) چنان سخن راند که تا آن روز مردم شام به هیچ وجه نشنیده بودند، اقدام تبلیغاتی اسرا و حوادث شام سیمای جنایت¬کارانه ضد اسلامی یزید و عاملانش و حقانیت امام حسین(علیه السلام) و خاندانش را آشکارتر ساخت. تأثیر این سخنان چنان بود ¬که یزید ترسید مردم شورش کنند، از این رو دست به اقداماتی چند زد از جمله: 1- ترور امام سجاد (علیه السلام) را طراحی کرد ولی موفق نشد. 2- برای جلوگیری از شرکت مردم در عزاداری اهل¬بیت بازماندگان کربلا را به زندان انتقال داد. 3- دست به عوامفریبی زد و در فاجعه¬ی کشته شدن امام حسین(علیه السلام) عبیدا... بن زیاد را مقصر معرفی کرد. 4- تغییر موضع داده و از خاندان امام حسین(علیه السلام) دلجویی کرده و به اکرام آن¬ها پرداخت و آن¬ها را بین بازگشت به مدینه و ماندن در شام مخیر نمود! دوره¬ی قیامها و شورش¬ها: از جمله اقدامات مهم امام برای رهبری جامعه شیعی، موضع¬گیری¬های به جا و به موقع ایشان در برابر قیام¬ها و شورش¬های عصر خویش بود، از جمله: 1- در قیام ضد اموی مردم مدینه به رهبری عبدالله بن زبیر که با انگیزه های آمیخته به قدرت طلبی انجام شده بود، با اینکه مردان زاهدی هم در آن شرکت داشتند، اما ماهیت اصیل شیعی نداشت، از این رو امام نمی¬خواست پل پیروزی قدرت طلبان گردد و نه در آن شرکت کردند و نه آن را تأیید کردند. 2- قیام مختار: امام به نامه¬ی مختار برای پیشرفت قیامش پاسخ مثبت نداد. زیرا از نتیجه آگاه بود و در آن شرایط خاص نباید کاری می¬کرد که نابودی شیعه را در پی داشته باشد. دوره¬ی ثبات و سازندگی بعد از این ¬که امام در کوفه، شام و مدینه افکار عمومی را علیه حاکمان اموی برانگیخت، برای زنده نگه¬داشتن یاد و خاطره¬ی امام حسین(علیه السلام) و یارانش اقداماتی انجام دادند از جمله: 1- با گریه بر شهیدان به مبارزه¬ی منفی علیه حکومت وقت پرداخت و 20 یا 40 سال (تردید از ناحیه راوی است) بر مصیبت پدرشان گریستند و دیگران را نیز در این مبارزه فرا می¬خواندند. 2- تشویق به زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) در کربلا 3- نگهداری تربت قبر امام حسین (علیه السلام) 4- انگشتر امام حسین (علیه السلام) را در دست داشت و روی انگشتر خود نیز این جمله را حک کرده بود: «قاتل حسین بن علی (علیه السلام)، خوار و بدبخت است.» شمه ای از کرامات اخلاقیِ زینت عابدان از اخلاق بزرگواران، دفع بدی به نیکی است، و امام در این میدان نیز پیشتاز بودند به عنوان نمونه¬ ، رفتار امام با هشام بن اسماعیل است که وقتی هشام از فرمانداری مدینه برکنار شد، با وجود ستم¬هایش نسبت به مردم مدینه و امام سجاد (علیه السلام)، امام برخلاف انتظار او، نزدیکان خویش را از آزار و بی¬احترامی نسبت به وی باز داشتند و چون بر هشام گذشتند بر او سلام کردند و هشام با مشاهده این عظمت روحی و کرامت اخلاقی گفت: «خدا داناتر است که رسالتش را کجا قرار ¬دهد.» از جمله سیره¬ی عملی آن بزرگوار که درس¬های تربیتی و اخلاقی فراوانی برای هر انسان و هر جامعه ای که از ارزش¬های الهی فاصله گرفته، دارد: عبادت و راز و نیاز، دل¬جویی و دست¬گیری از مستمندان و عشق¬ورزی به آنان، بزرگواری و گذشت از خطاکاران و ... است. باشد که خداوند ما را از شیعیان راستینشان قرار دهد. |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۱۹, ۲۷/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
سلام
حضرت زین العابدین علیه السلام تداوم بخش عزت و افتخار حسینی پدید آورنده : عبدالکریم تبریزی 5- نیایشهای عارفانه و بیدارگر [/b] [b] از بهترین روشهای امام سجاد علیه السلام برای پاسداری از فرهنگ عاشورایی اسلام، که حکایت از بینش عمیق و زمان شناسی آن حضرت دارد، عرضه نیایشهای عرفانی و روشنگر می باشد . دعاهای حضرت سیدالساجدین علیه السلام که در مجموعه های ارزشمندی همچون صحیفه سجادیه، مناجات خمسة عشر، دعای ابو حمزه ثمالی، نیایشهای روزانه و . . . گرد آمده است، دل هر شنونده عارف و اندیشمندی را می لرزاند و توجه به معانی بلند و با شکوه آن، تشنگان وادی کمال و معرفت را سیراب می سازد . در لابلای این عبارات وحی گونه، - گذشته از اینکه مملو از حقایق و معارف حیاتبخش اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است و آدمی را با توجه دادن به شگفتیهای آفرینش، با خالق هستی مرتبط ساخته و به روح و جانش صفا می بخشد - فلسفه قیام حسینی تبیین می گردد و انسان نیایشگر ناخواسته از حالت انزوا و خمودی به صحنه مبارزه با طاغوت و ستمگران سوق داده شده و راه عزت حقیقی به وی نشان داده می شود . [/b] [b] در حقیقت آمیزش عرفان و حماسه یکی از بارزترین جلوه های معنوی فرهنگ عاشوراست، همچنانکه سید بن طاووس در مورد عرفان و معنویت عاشورائیان می نویسد: در شب عاشورا، امام حسین علیه السلام و یارانش آنچنان به عبادت و مناجات مشغول بودند که زمزمه های عاشقانه آنان همانند صدای زنبور عسل به گوش هر شنونده ای می رسید . برخی در حال رکوع وعده ای در حال سجده و یا در قیام و قعود بودند . (لهوف، ابن طاووس، ص 172 .) [/b] [b] این نیایشگران عارف همان کسانی بودند که فردای آن روز آنچنان جانبازی کرده و حماسه آفریدند که اهل آسمان و زمین را به تحیر واداشتند . امام سجاد علیه السلام میراث دار این قافله حماسه و عرفان و عشق بود که برای احیا و پاسداری از آن، در مقابل شیطان و شیطان صفتان جبهه ای باطنی گشود و ارتباط حقیقی با آفریدگار جهان را به عنوان یکی از علل و عوامل قیام عاشورا برای تمام انسانهای خداجو و حقیقت طلب عرضه نمود و از این طریق عزت واقعی را به آنان شناساند که «ان العزة لله جمیعا» (یونس/65 .) ; «به درستی که همه عزت از آن خداوند است .» [/b] [b] امام سجاد علیه السلام در بخشی از دعای 48 صحیفه سجادیه به تبیین جایگاه امامان شیعه و مظلومیت آنان پرداخته و عرض می کند: «اللهم ان هذا المقام لخلفائک و اصفیائک و مواضع امنائک فی الدرجة الرفیعة التی اختصصتهم بها، قد ابتزوها; بارالها! این مقام [امامت] شایسته جانشینان و برگزیدگان و امنای تو در درجات بلندی است که خودت آنان را به آن اختصاص داده ای [و غاصبان] آن را به غارت برده اند .» [/b] [b] آن حضرت در فرازی از مناجات محبین به عاشقان عارف و حقیقت طلب چنین می آموزد: «الهی! من ذاالذی ذاق حلاوة محبتک فرام منک بدلا و من ذاالذی انس بقربک فابتغی عنک حولا، الهی فاجعلنا ممن اصطفیته لقربک و ولایتک و اخلصته لودک و محبتک و شوقته الی لقاءک; (مفاتیح الجنان، مناجات نهم .) خداوندا! کیست که شیرینی محبتت را چشیده باشد و بجای تو دوستی دیگران را برگزیده باشد، و کیست که به مقام قرب تو مانوس شده و [بعد از آن] لحظه ای از تو روی گردانیده باشد؟ ! بارالها! ما را از کسانی قرار ده که برای قرب و دوستی خودت برگزیده ای و آنان را برای مهر و محبت خود خالص گردانیدی و آنان را برای ملاقات خود شائق ساختی .» [/b] [b] مهمترین نکته ای که در نیایشهای امام سجاد علیه السلام جلب توجه می کند، اهتمام آن حضرت به صلوات بر محمد و آل اوست که با توجه به عصری که مبارزه با اهل بیت علیهم السلام و یاران آنان در راس برنامه های حکومت اموی بوده است و حتی لعن و سب علی علیه السلام و خاندانش همچنان ترویج می شد، شایان دقت است . همچنین نمایاندن عظمت اهل بیت علیه السلام، ارزش محبت آنان و توسل به آنان در آن دوران نوعی مبارزه با دشمنان و مخالفین اهلبیت علیهم السلام به شمار می آید . |
|||
|
|
۱۴:۵۴, ۲۸/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
سلام
6- تربیت شاگردان [b]یکی از مهمترین شیوه های امام سجاد علیه السلام در پیشبرد اهداف قرآن و اهلبیت علیهم السلام، پرورش انسانهای مستعد و آماده کردن آنان برای مبارزه فرهنگی - عقیدتی با معارضان و مخالفان قرآن و اهل بیت علیهم السلام بود . شیخ طوسی در حدود 170 نفر از یاران و شاگردان آن حضرت را فهرست کرده است که بیشتر آنان از امام سجاد علیه السلام بهره های علمی برده و روایت نقل کرده اند . در اینجا به چند تن از چهره های معروف آنان اشاره می کنیم: [/b] [b] 1- ابو حمزه ثمالی: وی رهبری شیعیان کوفه را به عهده داشت و در علم حدیث و تفسیر به مراتب عالی دست یافته و مورد علاقه و اعتماد امامان معصوم علیهم السلام قرار گرفته بود . ابو حمزه از جمله یاران نزدیک امام بود که امام سجاد علیه السلام برای اولین بار قبر امام علی را - که تا آن زمان نامعلوم بود - به وی شناساند و او به همراه شماری از فقیهان شیعه به زیارت حضرت علی علیه السلام می رفت . تفسیر قرآن، کتاب نوادر، کتاب زهد، رساله حقوق امام سجاد علیه السلام، دعای ابو حمزه ثمالی از جمله آثار این شایسته ترین شاگرد مکتب امام چهارم علیه السلام می باشد . |
|||
|
|
۱۵:۳۶, ۲۹/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
چیستی کار زبان و کیفیت مطلوب در کار زبان
امام چهارم، حضرت امام زین العابدین(علیه السلام)، در رساله حقوقی اش درباره شیوه استفاده درست، منطقی و مشروع از زبان می فرماید: 1- با زبان خود سخن ناهنجار و یاوه نگویید; دور کردن زبان از سخن یاوه، احترام کردن به زبان و ارزشمند شمردن آن است. 2- زبان را به نیکی و خیر عادت دهید. از کلمه عادت دادن، استفاده می شود که: الف- باید همواره مراقب زبان باشیم تا با استمرار و مراقبت،«سخن خوب گفتن » عادت زبان شود. ب- انسان در طبیعت خود در مورد زبانش موجودی بی بند و باراست و به طبیعت خود، جلو فساد و خلاف زبانش را نمی گیرد، پس بایدانسان در مورد زبان خود به اعمال روش بپردازد. و آن را در جهت خیر و نیکی کانالیزه کند. البته این امر امکان پذیر نیست مگر به وسیله اندیشیدن در عواقب سوء آزادگذاشتن زبان و عادت دادن آن به خیر و نیکی; به عبارت روشن تر، اصلاح زبان کاری تخصصی است وبرنامه و طرح و دستور می خواهد نه یک کار طبیعی که به طورخودکار انجام شود. تجربه ثابت کرده که نفوذ عادت در انسان، مانند تقلید و تعصب،از نفوذ عمل و قانون و مذهب و علم بیشتر است. بر این اساس،باید از نفوذ عادت در راه جلوگیری از ناهنجار گویی زبان استفاده کرد. ادعای ما به آسانی قابل اثبات است: بسیاری، در روزنامه یا مجله، درباره زیانهای بهداشتی تماسهای آلوده جنسی، سیگار، مواد مخدر، مشروبات الکلی، ربا، قمار واحتکار مطالعه می کنند; ولی بعد از مطالعه بلافاصله سیگاری آتش می زنند یا به مواد مخدر و ... روی می آورند. می دانید چرا به ندای عقل، دانش، روزنامه و مجله گوش نمی دهند؟ سببش قدرت عادت است. آگاهی آنان در باره آن امور زیانبار به اندازه ای نیست که در مقابل یک عادت عمیق و ریشه دار مقاومت کند. تاثیر و نفوذ عادت خوب هم همین طور است; یعنی اگر به چندین دلیل، خوبی گفتار را به اثبات برسانی، همه دلایل شما نمی تواندکسی را که به گفتار نیک عادت کرده، از سخن زیبا گفتن باز دارد. بر این اساس، امام چهارم(علیه السلام)عادت دادن زبان به سخن خوب گفتن را یکی از حقوق زبان و یکی از وظایف انسانی ما در برابر نعمت زبان معرفی می فرماید. 3- حق سوم زبان این است که آن را به ادب واداری. مراد(ادب لفظی که به جنبه های ادبی سخن گفتن مربوط می شود. نیست، بلکه منظور مراعات ادب معنوی است; یعنی همراه بودن مضمون کلام با ادب و احترام; برای مثال اگر بستانکار به بدهکار بگوید: «اگر امکان دارید; لطفا سند بدهی خود را از ما بگیرید.» دراینجا طلبکار جمله ای به کار گرفته که مضمونی مودبانه واحترام آمیز دارد; یعنی جمله بار ادب معنوی دارد، نه بار ادب لفظی. اگر در مقام مطالبه، به جای جمله اول، بگوید: «چرا چنین مردمی هستید؟، چرا در دادن طلب ما مسامحه می کنید؟، چرا به موقع نیامدی؟ شما قابل ترحم نیستید.» نه از ادب لفظی پیروی کرده ونه از ادب معنوی و مضمونی. و اگر در همان مورد بگوید: «سند بدهی خود را که همواره مانند سایه مرگ شما را دنبال می کند و مثل عقاب بر پیکر نحیف شما پنجه انداخته و مثل سرطان در اعماق جان و جسم شما ریشه دوانیده است. از ما بگیرید و آرامش فکری را به روح خودتان بازگردانید.» از ادب لفظی و معنوی هر دو پیروی کرده است. از کلمه وادار کردن استنباط می شود که زبان از یک طغیان وسرکشی ویژه اطاعت می کند، طبع فرمانبری ندارد و عبد الشیطان است; پس باید او را به عبودیت وادار کرد. اغلب قدرتمندان و زورمداران جهان زبانهای جلف و بی مهابا ودریده ای دارند و زبانهایشان هم مثل خودشان بی شرم و حیااست. 4- حق چهارم زبان این است که جلوی آن را، جز در جایی که نفع مادی و معنوی دارد و گفتن مورد نیاز است، بگیری. پس سخن گفتن وقتی منطقی و قابل توجیه است که متضمن نفع مادی،معنوی یا هر دو باشد. 5- حق پنجم زبان این است که آن را از زیاده گوییهای زننده وبیهوده که نفعی ناچیز دارند و مفسده انگیز و زیان آورند. دورسازی; یعنی آنجا که سخن گفتن متضمن ده درصد نفع و نود درصدزیان است، باید زبان را از سخن بازداری. در حدیث آمده است: وقتی می خواهید صبح زود از خانه بیرون بیایید، تمامی اعضا وجوارح شما با التماس و خواهش زیاد زبان شما را مورد خطاب قرارداده، می گویند: ای زبان! ما(اعضا و جوارح)از شما می خواهیم و انتظار داریم وقتی که با مردم حرف می زنید مواظب حرفهایتان باشید و فحش،ناروا و دروغ نگویید; زیرا خطر اینها دامنگیر ما اعضا و جوارح خواهد شد; پس التماس ما را بپذیر. |
|||
|
|
۱۷:۰۳, ۳۰/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
سلام
امام سجاد علیه السلام در عصر شبگون و ظلمانی [b]امامت امام سجاد علیه السلام، در شرایط بسیار دشوار و طاقت فرسا و در میان آتش و خون و کشتار و اسارت شروع شد . مسعودی در اثبات الوصیه (ص 167) می گوید: «امامت علی بن الحسین علیه السلام با ترس، تقیه و مخفیانه شروع گردید» . [/b] [b]هنوز آثار شوم رسالت پایان نیافته بود که قیام حره، (شورش مردم مدینه به رهبری «عبدالله بن حنظله غسیل الملائکة » علیه یزید) رخ داد که با قتل عام ددمنشانه «مسلم بن عقبه » سرکوب شد و جرات نفس کشیدن از دیگران سلب گردید . و کسی را یارای حمایت از اهل بیت علیهم السلام نبود . [/b] [b]«شیخ طوسی » در «اختیار معرفة الرجال » (ص 155)، «مجلسی » در «بحار الانوار» (ج 46 ص 144) و «مفید» در «الاختصاص » گفته اند که: به همین جهت امام علیه السلام فرمود: [/b] [b]«ارتد الناس بعد قتل الحسین الا ثلاثة (او اربعة) ابو خالد کابلی، یحیی بن ام طویل، جبیر بن مطعم و ... ، ثم ان الناس لحقوا و کثیروا» . [/b] [b]«پس از شهادت امام حسین علیه السلام مردم از ولایت مرتد شدند و برگشتند مگر سه تا چهار نفر، ابو خالد، یحیی و جبیر و ... سپس مردم ملحق شدند و زیاد گشتند .» [/b] [b]در چنین شرایطی و حاکمیتی، اسلام راستین رنگ و رو باخته و مسخ می شود و به قول علی علیه السلام در نهج البلاغه (فیض الاسلام خطبه 108) اسلام را مثل پوستین وارونه به تن می پوشند «لبس الاسلام لبس الفر و مقلوبا» . اسلام اموی جایگزین اسلام ناب محمدی می گردد . تبلیغات وعاظ سلاطین و قصاص (قصه گویان) می توانند فرشته را، دیو و دد را فرشته سازند . و علی علیه السلام اول مؤمن را، ملحد و مستحق سب و لعن; و معاویه را کاتب وحی و خال المؤمنین، و خلیفه را برتر و مهم تر از پیامبر صلی الله علیه و آله بخوانند . [/b] [b]وقتی که تالی تلو قرآن و باب علم نبی (علی و اهل بیت) کنار زده و طرد می شوند و نقل حدیث از پیامبر صلی الله علیه و آله و نوشتن آن ممنوع و جرم باشد و با زندان و تازیانه کیفر بدهند . و این سیاست از خلافت ابوبکر تا سال 101 هجری (پایان حکومت عمر بن عبدالعزیز) ادامه یابد، چنانکه احمد در مسند ج 3 ص 499 و «ابن شبه » در «تاریخ المدینه المنوره » ج 1 ص 181 . «مختصر تاریخ عرب » ج 5 ص 186 . «سیوطی » در «تاریخ الخلفاء» و «محمود ابوریه » در «احفواء علی السنة الحمدیه » و مؤلف «القصاص و المذکرین » ص 37 . و «تاریخ تحلیلی و سیاسی اسلام » صفحات 58، 53 و 49 آورده اند، به جای علی علیه السلام و ... ، تمیم داری مسیحی، کعب الاحبار یهودی نو مسلمان، مجاز باشند در مسجد النبی صلی الله علیه و آله افسانه و قصص و تفسیر و ... بگویند، حتی پیش از نماز جمعه، «عمر» سخنرانی کند و در عصر «عثمان » عوض یکبار در هفته، دو بار سخن بگوید، خواهید دید که چه خواهد شد؟! [/b] [b]امام باقر علیه السلام فرمود: (توانستند) به ما دروغ ببندند و از قول ما احادیثی بسازند و ... تا ایجاد تنفر و کینه در دلها کنند، و احادیث دروغی به نام نیکان از صحابه و اهل بیت در فضایل برخی، جعل کنند و کار به جایی رسید که به ظن و گمان دست و پای کسانی که حتی متهم به تشیع بودند، قطع می کردند و به گفته «ابن ابی الحدید» در شرح نهج البلاغه ج 11 ص 64 و «ابو زهره » در «الامام الصادق » ص 112 - 111، اگر کسی متهم به کفر می شد، بهتر بود تا متهم به تشیع می گردید . [/b] [b]در چنین شرایطی چه تغییرات و جابجائی و بدعتهایی می تواند انجام پذیرد؟! فساد و هرزگی، عیاشی و افسار گسیختگی، اختصاص به یزید و دربار شام نداشت، در همه جای حکومت رواج یافته بود . حتی در شهرهای مقدس مکه و مدینه . «مسعودی » ، در «مروج الذهب » (ج 3 ص 67) می نویسد: [/b] [b]«فساد اخلاقی یزید به عمال و اطرافیانش سرایت کرده بود و در زمان او ساز و آواز، مجالس لهو و لعب، خنیاگری و خوشگذرانی به دو شهر مقدس مکه و مدینه نیز، کشیده شد . مردم مدینه آشکارا به شرابخواری پرداختند» . [/b] [b]«ابوالفرج » در «الاغانی » (ج 8 ص 235) می نویسد: [/b] [b]«در مدینه، مجالس رقص و آواز به طور دسته جمعی و مختلط تشکیل می شد بدون آنکه بین زنان و مردان پرده ای باشد» . منابع : مجله درسهایی از مکتب اسلام، شماره 10 (سال 80) حسنی، علی اکبر ادامه دارد ...[/b] |
|||
|
|
۱۹:۱۹, ۳۱/شهریور/۹۱
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
سلام
امام سجاد علیه السلام در عصر شبگون و ظلمانی [b]به فراموشی سپرده شدن احکام دین . این وضع در زمان مروانیان ادامه داشت و شاید هم تشدید می شد، مردم مسلمان و حتی برخی از شیعیان نیز ابتدائی ترین مسائل مربوط به نماز و حج و حتی زکاة فطره را نمی دانستند . وضع مردم دیگر معلوم است! «انس بن مالک » خادم و صحابی رسول خدا صلی الله علیه و آله گریه می کرد و می گفت: چیزی از آنچه در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله جاری بود، وجود ندارد . «محمد بن مسلم بن شهاب زهری » می گوید: در دمشق نزد «مالک بن انس » رفتم، تنها نشسته بود و گریه می کرد . علت گریه را پرسیدم، در پاسخ گفت: از مجموع آنچه از رسول خدا صلی الله علیه و آله فرا گرفتیم، تنها نماز مانده است آنهم ضایع شده است و در آن بدعت هایی به وجود آمده است: «الیس صنعتم ما صنعتم فیها ...» . «حسن بصری » اندکی پس از او گفت: «اگر رسول خدا برگردد از میان آنچه به شما تعلیم داده است، جز قبله را نمی شناسد» . «سیوطی » در «تاریخ الخلفا» (ص 224) می نویسد: «عمر بن عبدالعزیز» ، والی مدینه و امیر الحاج در خلافت «ولید بن عبد الملک » . برخی از مسایل حج از جمله وقوف در منی در عید قربان را غلط انجام داد . پس جای تعجب نیست که امت اسلامی در چگونگی وضو و نماز پیامبر صلی الله علیه و آله تردید داشته باشند با آنکه پیامبر صلی الله علیه و آله در روز چند بار در جمع آنان وضو می گرفت و نماز می خواند حتی آب وضوی او را به تبرک برمی داشتند و اختلافی در قرائت (آهسته یا بلند) «بسم الله » در نماز و یا شستن دست و صورت، یا مسح پا و سر نبود! ! پیداست که اختلاف در رابطه با مسائل یاد شده بعدها به وجود آمده است . |
|||
|
|
۱۳:۱۱, ۱/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/مهر/۹۱ ۲۳:۳۶ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
رسالت دشوار
زندگانی امام چهارم، وارث امامت و پاسدار اسلام راستین در چنین عصری است . که «ابن سعد» در «الطبقات الکبری » (ج 5 ص 22) می نویسد که: «سهل بن شعیب » از بزرگان مصر می گوید: علی بن الحسین را دیدم، حالش را پرسیدم . فرمود: نمی پنداشتم که شخصیتی چون شما از بزرگان مصر، حال ما را نداند ولی اکنون بدان که: «وضع ما در میان قوم خود، چون بنی اسرائیل در میان فرعونیان است که: پسرانشان را می کشتند و زنان و دخترانشان را زنده نگه می داشتند . امروز وضع بر ما به قدری سخت و دشوار شده است که مردم برای تقرب به دشمنان، به بزرگ و سالار ما، علی علیه السلام سب و ناسزا می گویند» . نیز امام علیه السلام فرمود: «در تمام مکه و مدینه، دوستان ما اهل بیت به 20 نفر نمی رسد» . چنین شرایطی که تبلیغ صحیح رسالت و ولایت محال و غیر ممکن می نماید . امام احیاگر اسلام راستین و تداوم بخش رسالت، و نگهبان دستاوردهای پیامبر صلی الله علیه و آله، مفسر و مبین قرآن باید از صفر شروع کند! اسلام محمدی را از نو بسازد . او این رسالت جدید را در چند محور ادامه می دهد: 1 . او پاسدار انقلاب خونین کربلاست و باید نخست خاطره مظلومیت و شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش را زنده نگه دارد . اما به چه صورت؟ از تنها راه ممکن . به نوشته «ابن ابی الحدید» در شرح نهج البلاغه (ج 4 ص 104) و مجلسی در بحار (ج 46 ص 143) هر جا می بیند گوسفندی ذبح می شود، می پرسد: آبش داده اند یا نه، یا آب می بیند گریه می کند و می گوید: «قتل ابن رسول الله عطشانا، قتل ابن رسول الله جوعانا» و به قول «یعقوبی » (در جلد 2 صفحه 267)، «شبلنجی » در «نور الابصار» (ج 3 ص 27) و «طبری » در «تاریخ الامم و الملوک » (ج 8 ص 68) و مجلسی در بحار (ج 46 صص 143 - 142) تازه «حجاج بن یوسف » والی عراق و مکه و مدینه به عبدالملک توصیه می کند که: «اگر می خواهی مملکت اصلاح بشود، علی بن الحسین علیه السلام را گردن بزن! !» . خود در مسجد با صوت حزین و ترتیل پرجاذبه به خواندن قرآن می پردازد . به گونه ای که مردم اجتماع می کنند و حتی سقاها به قدری مجذوبانه می ایستند که سر مشکهای آب که بر دوش دارند، باز می ماند و قطره قطره می ریزد تا تمام شود! ! 2 . او به تربیت شاگردان ویژه می پردازد که نخست بسیار کم بودند . «محمد» ، «سعید بن جبیر» و ... او با سه تا چهار شاگرد شروع کرد و به تدریج تعدادشان زیاد شد . که مرحوم شیخ «طوسی » در «اختیار معرفة الرجال » می گوید: شاگردان امام که از او روایات کردند 170 تن بودند . و با آموزش کم در شرایط دشوار، تنها نه تن از شاگردان، یازده کتاب نوشته اند . 3 . از مهمترین و گسترده ترین شیوه ممکن، یعنی دعا استفاده می کرد . دعا به ظاهر منعی ندارد و حساسیتی ایجاد نمی کند ولی همین کانال، یک راه ساده و راز و نیاز معمولی نیست . هر دعا یا صحیفه، خود یک دائرة المعارف ویژه ای است از علوم و معارف بشری، سیاست، مبارزه با ظلم و استبداد، اخلاق و اعتقادات و مسایل فکری و فرهنگی است . |
|||
|
|
۲۳:۳۰, ۳/مهر/۹۱
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/مهر/۹۱ ۲۳:۵۲ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
نقش سازندگی و تربیتی دعای امام دعاهای امام علاوه بر بیان مقام خدا و صفات او و رابطه خداوند با جهان و انسان و ارتباط انسانها با او، خویهای پسندیده و فضیلتهای انسانی و آنچه وسیله سعادت برای فرد و جامعه و موجب عدالت اجتماعی و صلح و صفا و نجات از سقوط و انحطاط، بر شمرده و از خدا می خواهد که از پستیها، ذلتها، نیاز به دیگران، پذیرش ستم و سازش با ظالم دوری کند . و این خود یک دستور نسبت به همه عوامل ذلت و انحطاط و نیز عوامل سعادت، سربلندی و خواستهای برتر است . به طور کلی باید گفت: در زمانی که اسلام راستین و پیشرو، اسلام روشنگر و مظهر آزادی و عزت و عظمت، به صورت مظهر ذلت و انحطاط و جهل و تخدیر تبدیل شده بود و هیچ گونه حرکت و مبارزه و انقلاب اجتماعی و نظامی جز کار علمی و فرهنگی، امکان نداشت، امام در لباس یک آموزگار بزرگ فکری، یک برنامه عملی به نام «دعا» ارائه داد که عالی ترین نمونه فکری و اعتقادی در خداشناسی، انسان شناسی، جهان شناسی، کیهان شناسی، و اصول اخلاقی و اجتماعی و حقوق افراد نسبت به هم و طبقات نسبت به یکدیگر و ... است . و بهترین راه سیر و سلوک عرفانی است . این دعاها که به نام «صحیفه سجادیه » معروف است، خود یک دائرة المعارف علمی، فرهنگی و یک دوره علوم و دانش و حکمت است .
علاوه بر صحیفه موجود و معروف، دعاهای دیگر از امام نقل شده است: «صحیفه ثانیه » ، توسط شیخ حر عاملی و «صحیفه علویه » ، «صحیفه ثالثه » ، محدث نوری صاحب مستدرک الوسایل، «صحیفه خامسه ی » «سید محسن امین جبل عاملی » ، چاپ دمشق . (افست کتابخانه عمومی امیرالمؤمنین اصفهان و ریاض العلماء نیز جمع آوری کرده اند). که مشهورترین آنها دعای ابوحمزه ثمالی و ... است که در سحرهای ماه رمضان خوانده می شود یا دعای افتتاح یا مکارم الاخلاق و دعای شب عرفه . مجموعه دعاهای امام را «صحیفه سجادیه » می نامند که پس از قرآن و نهج البلاغه ارزنده ترین اثر از اهل بیت علیهم السلام است، که گاهی آن را «اخت القرآن، زبور آل محمد صلی الله علیه و آله » انجیل اهل بیت نیز گفته اند . «آقا بزرگ تهرانی » نیز در «الذریعه الی تصانیف الشیعه » چاپ دوم، بیروت، دار الاضواء، 1378 ه . ق . ج 15، ص 18 . بر صحیفه شرح های بسیاری به عربی و فارسی آورده است . مرحوم علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی در کتاب معروفش «الذریعه » حدود هفتاد شرح بر صحیفه سجادیه را نام می برد . (همان مدرک، ج 2، صص 359 - 345) علاوه بر ترجمه و شروح زیاد، در صحیفه های متعدد جمعا 270 دعا ضبط شده است . ثلاثة هن شین الدین: «الفجور و الغدر و الخیانة » سه چیز است که آنها دین را معیوب می کنند: «ارتکاب گناهان، بی وفائی کردن، خیانت روا داشتن » . (غرر الحکم، ج 1، ص 364) |
|||
|
|
۱۷:۴۶, ۷/مهر/۹۱
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
سخنان آتشین امام سجاد با کوفیان
منابع : امام سجاد جمال نیایشگران رسالت بیدارگرانه امام سجاد - علیه السلام - چندان دیر آغاز نشد. با فاصله ای کوتاه ، علی رغم همه دردهای درونی و رنجهای جسمی ، امام بر سکوی رهبری ایستاد. از لابلای توده های غم و درد، قد برافراشت و چنان با سخنان برنده اش فضای تیره اتهامها و تبلیغات مسموم امویان را شکافت که کورترین چشمها، درخشش حقیقت را دیدند و سنگترین دلها، لرزید و بر مظلومیت حیسن و خاندانش گریستند و بر آینده خویش بیمناک شدند! امام علی بن الحسین - علیه السلام - در مدت اقامت خویش در کوفه ، دو بار به احتجاج برخاست ، یک بار روی سخنش با مردم پیمان شکن کوفه بود، و بار دیگر در دارالاماره و در برابر عبیدالله بن زیاد. نخست ، احتجاج آن حضرت با مردم کوفه را می آوریم : قافله حسینی را پی از عاشورا به سوی کوفه آوردند و برای آنان در کنار شهر، خیمه زدند. خاندان حسین - علیه السلام - را - که اکنون اسیران حکومت اموی شناخته می شوند - در آن خیمه ها جا دادند. جارچیان حکومت ، در شهر نفرت و خیانت ، کوفیان را فرا می خوانند تا از اسیران جنگی خویش دیدار کنند! از میهمانانشان ، فرزندان پیامبرشان ، استقبال نمایند! براستی مگر خانه هاشان را برای پذیرایی از حسین و خاندانش تزیین نکرده اند! مگر نخلستانها و باغستانهایشان به ثمر ننشسته است ! و مگر برای حمایت از ولایت و امامت آماده نیستند ! آیا با مسلم ، نماز پیمان نخوانده اند ! اکنون نامه ای که مسلم از زبان آنان برای حسین (ع ) نوشته بود، قاصدان شهادت پاسخش را آورده اند و در کنار دروازه های کوفه ، منتظر استقبالند ! کوفیان ، آن قدرها هم که شهرت یافته اند بی وفا نیستند ! خون از سرنیزه و لبه شمشیرهایشان شستند. و غبار شرم و خجالت از چهره های سیاهشان پاک کردند. و مهر سکوت خانه نشینی وترس از قلبها و قدمهایشان برداشتند ! عبیدالله اجازه داده بود که از خانه ها بیرون بیایند ! کوفیان هم ، بی شرمان آمدند. آمدند برای تماشا ! تماشای بزرگترین ستم تاریخ بر اهل بیت پیامبر - صلی الله علیه وآله -. ستمی که کوفیان پایه های آن را بنیان نهاده بودند! کوفیان ایستاده اند و منتظر دیدن اسیران ! علی بن الحسین - علیه السلام - از خیمه ها خارج می شود. برای نخستین بار نگاهش در چشمان بی مهر و چهره های پیمان شکن کوفیان خیره می گردد. براستی ، علی بن الحسین با غم انبوهی که در سینه دارد و با شکوه های بی پایانی که از کوفیان در قلبش نهفته است ، چه بگوید واز کجا آغاز کند! تاریخنگاران ثبت نکرده اند که در نخستین لحظه ، کوفیان با مشاهده علی بن الحسین (ع ) چه عکس العملی نشان دادند. گریستند، ناله بر آوردند؟یا هلهله کردند و کف زدند! هر چه بود، فضای بیابان آرام نبود. حذیم بن شریک اسدی روایتگر آن صحنه می گوید: علی بن الحسین (ع ) با اشاره از مردم خواست تا قدری آرام شوند. همه آرام شدند. امام برجای ایستاد، سخنش را با ستایش پروردگار آغاز کرد و بر پیامبر اسلام درود فرستاد و سپس چنین فرمود: هان ای مردم ! آن که مرا می شناسد، سخنی با او ندارم ولی آن کس که مرا نمی شناسد، بداند که من علی بن الحسین فرزند عمان حسین هستم که در کنار رود فرات ، با کینه و عناد، سرمقدسش را از بدن جدا کردند بی این که جرمی داشته باشد و حقی داشته باشند! من فرزند کسی هستم که حریم او را حرمت ننهادند، آرامش او را ربودند، اموالش را به غارت بردند و خاندانش را به اسارت گرفتند. من فرزند اویم که دشمنان انبوه محاصره اش کردند و در تنهایی و بی یاوری - بی آن که کسی را داشته باشد تا به یاریش برخیزد و محاصره دشمن را برای او بشکافد - به شهادتش رساندند. و البته این گونه شهادت ، - شهادت در اوج مظلومیت و حقانیت - افتخار ماست ! هان ، ای مردم ای کوفیان ! شما را به خدا سوگند، آیا به یاد دارید نامه هایی را که برای پدرم نوشتید! نامه های سراسر خدعه و نیرنگتان را! در نامه هایتان با او عهد پیمان بستید و با او بیعت کردید! ولی او را کشتید، به جنگ کشاندید و تنهایش گذاشتید! وای بر شما! از آنچه برای آخرت خویش تدارک دیده اید! چه زشت و ناروا، اندیشیدید و برنامه ریختید! پیامبر اکرم (ص ) را با کدام رو با کدام چشم نگاه خواهید کرد. (1) امام سجاد - علیه السلام - در این بخش از سخنان خویش به آیه ای از قرآن اشاره کرد که خداوند می فرماید ولکم فی رسول الله اسوة حسنه یعنی برنامه های پیامبر و شیوه عمل او الگویی شایسته برای شماست . گویا امام با مطرح ساختن این آیه ، می خواست به کوفیان بنمایاند که روش آنان مخالف روش پیامبر اسلام است ، چه این که پیامبر (ص ) نسبت به خویش بویژه نسبت به فاطمه زهرا و علی بن ابی طالب و فرزندان ایشان - حسن بن علی وحسین بن علی - علیه السلام - محبتی خاص داشت و درباره رعایت حقوق و حرمت آنها سفارشهای صریحی به امت کرده بود. از سوی دیگر کوفیان که به ظاهر هوادار اهل بیت بوده و از دیرزمان با منطق استدلالی شیعه آشنایی داشتند بسرعت منظور امام سجاد - علیه السلام - را دریافتند و یک بار دیگر سخنان علی بن ابی طالب - علیه السلام - در گوشهایشان طنین افکند و گویی با همین آیه ، همه چیز را دریافتند از این رو به جای این که بگذارند بیان امام سجاد و استدلال آن حضرت تمام شود، به اضهار پشیمانی و ندامت و ابراز همدردی پرداختند. کوفیان یکصد فریاد بر آوردند: ای فرزند رسول خدا! تمامی ما گوش به فرمان شما و پاسدار حق شماییم بی این که از این پس ، روی بگردانیم و نافرمانی کنیم ! اکنون با کسی که به جنگ شما برخیزد خواهیم جنگید. و با کسی که در صلح با شما باشد صلح و سازش خواهیم داشت . ما حق خودمان را از ظالمان باز خواهیم گرفت ! (2) سخنان ندامت آمیز کوفیان ، جدی می نمود و شعارهایشان رنگی جذاب داشت ولی نه برای امام سجاد و نه برای آنان که بارها شعارها و دعوتها و حمایتهای کوفیان را تجربه کرده بودند! از این رو امام سجاد - علیه السلام - بی این که تحت تاءثیر شعارهای مقطعی و بی اساس کوفیان قرار گیرد بدانها پاسخی مناسب داد. امام سجاد (ع ) در پاسخ کوفیان فرمود: هرگز! هرگز تحت شعارهای شما قرار نخواهم گرفت و به شما اعتماد نخواهم کرد ای خیانت پیشگان مکار! میان شما و آرمانهایی که اظهار می دارید فاصله ها و موانع بسیار است . (3) آیا می خواهید همان جفا و پیمان شکنی که با پدران و من داشتید، دوباره درباره من روا دارید! نه به خدا سوگند! هنوز جراحتهای گذشته ای که از شما بر تن داریم ، الیتام نیافته است همین دیروز بود که پدرم به شهادت رسید در حالی که خاندانش در کنار او بودند. داغهای برجای مانده از فقدان رسول خدا، پدرم و فرزندانش و جدم امیر مؤمنان فراموش نشده است . طعم تلخ مصیبتها هنوز در کامم هست و غمها در گسترده سینه ام موج می زند. در خواست و سفارش من درباره یاری خواستن از شما نیست تنها می خواهم که شما - شما کوفیان ! - نه هزم یاری ما کنید و نه به دشمنی و ستیز با ما برخیزید! (4) امام سجاد (ع ) در پایان این سخنان که آتش ندامت و حسرت را درجان کوفیان برافروخت و مهر بی اعتباری و بی وفایی را برای همیشه بر پیشانی آنان زد، اندوه عمیق خویش را با این شعرها اظهار کرد و بر التهاب قلبها افزود: لا غرو اءن الحسین و شیخه قد کاان خیرا من حسین و اءکرما قتیل تفرحوایا اهل نفسی فداؤ ه جزاء الذی اءراده نار جهنما یعنی : اگر حسین - علیه السلام - کشته شد، چندان شکفت نیست . چرا که پدرش با همه آن ارزشها و کرامتهای برتر نیز قبل از او شهادت رسید. ای کوفیان ! با آنچه نسبت به حسین روا داشتند شادمان نباشید. واقعه ای عظیم صورت گرفت و آنچه گذشت رخدادی بزرگ بود! جانم فدای او باد که در کنار شط فرات ، سر بر بستر شهادت نهاد. آتش دزخجزا کسانی است که او را به شهادت رساندند. پینوشتها: 1- قال حذیم بن شریک الاسدی : خرج زین العابدین - علیه السلام - الی الناس و اومی الیهم ان اسکتوا فسکتوا، و هو قائم فحمدالله و اثنی علیه و صلی علی نبیه ، ثم قال : ایها الناس ، من عرفنی فقد عرفنی ! و من لم یعرفنی فاءنا علی بن الحسین المذبح بشط الفرات من غیر ذحل و ل ترات ، انا ابن من انتهک حریممه ، و سلب نعیمه و انتهب ماله و سبی عیاله ، اءنا ابن من قتل صبرا، فکفی بذلک فخرا. ایها الناس ناشد بالله هل تعلمون انکم کتبتم الی الی و خدعتمئه ، و اعهطیتموه من انفسکم العهد و المیثاق و الیبعة ؟ثم قاتلتموه فتبا لکم ما قدمتم لا نفسکم و سوء لرایکم ، باءیه عین تنظرون الی رسول الله - صلی الله علیه وآله -. 2- فقالو باجمعهم : نخن کلنا یا ابن رسول الله سامعون مطیعون حافظون لذمامک ، غیر زاهدین فیک و لا راغبین عنگ ، فمرنا باءمرک رحمک الله فانا حرب لحربک ، وسلم لسلمک ، لناءخذن ترئک و ترئنا، ممن ظلمک و ظلمنا. 3- امام سجاد - علیه السلام - در اینجا به آیه ای اشاره دارد که از جهات مختلف به موضوع مورد سخن آن حضرت ارتباط دارد. پیوند عمیق این آیه با موضوع یاد شده ژرفای علم امام و احاطه آن خضرت بر مفاهیم پیام وحی را می رساند. در این آیات خداوند به پیامبر می فرماید: ای پیامبر به امت خویش بگو شما را موعظه می کنم به قیام در راه هدا.. ای پیامبر به اینان بگو: آنجه من از شما می طلبم در جهت منافع خود شماست ... در ادامه این آیه خداوند به مجرمان و متخلفان از جهاد و یاری پیامبر هشدار داده و می فرماید: کافران هنگام مشاهده غذاب الهی نگران و مضطرب شده و می گویند ما هب حق ایمان آوردیم ولی آنها کجا و ایمان کجا! آنها در زندگی دنیا و در آنجا که فرصت و زمینه داشتند کافر شدند و امروز که میان ایشان و آرمانهایشان فاصله افتاده ، دم از ایمان می زنند! و حیل بینهم و بین ما یشتهون رک : سوره سباء آیه 46 تا 54. 4- فقال علی بن الحسین - علیه السلام -: هیهات ! ایها الغدره ، المکرة ، یل بینکم بین شهوات انفسکم ، اتریدون ان تاءتوا الیکما اتیتم الی آبائی من قبل . کلا و رب الرقصات الی منی ، فاءن الجرح لما یندمل ، قتل اءبی بالامس و اهل بیته معه ، فلم ینسنی ثکل رسول الله (ص ) و ثکل اءبی و بنی اءبی و جدی شق لهاز و مرارته بین حناجری و حلقی و غصصه تجری صدری و مساءلتی لا تکونو النا و لا علینا. ثم قال - علیه السلام - : لا غرو ان قتل الحسین و شیخه ... احتجاج طبرسی 2/306 التماس دعا |
|||
|
|
۱۸:۴۱, ۸/مهر/۹۱
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
خطرات دینی زمان امام سجاد(علیه السلام)
دو خطر بزرگ، جامعه زمان امام سجاد(علیه السلام)را تهدید می کرد: (1)فرهنگهای متنوع بیگانه: (2)خطر تجمل پرستی: از این روی لازم بود در زمینه علمی کاری انجام شود تامسلمانان به اصالت فکری و شخصیت قانونگذاری ویژه خود، که ازکتاب و سنت در اسلام الهام می گیرد، واقف گردند. در اینجا ضرورت یک حرکت فکری اجتهادی(اطلاع رسانی قوی)به نظرمی رسید تا در چهارچوب تعالیم اسلامی افق فکری مسلمانان گسترش یابد و باید اصالت شخصیت اسلامی حاصل کنند و بذر اجتهاد و تلاش از برای یافتن راه حق در دل آنها افشانده شود. و این کاری بودکه امام علی بن الحسین زین العابدین(علیه السلام)بدان دست یافت. او کلاس درس خود را در مسجد پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)آغاز کرد... و از این کلاس درس تعداد قابل توجهی از فقهای مسلمین فارغ التحصیل شدند. خطر دوم ناشی از پیشامد امواج رفاه و آسایش در جامعه اسلامی در پیامد هولناک فتوحات نامبرده بود. خطر خاموش شدن آن عشق سوزانی که از ارزش های اخلاقی و پیوندهای روحی نسبت به خدا و روزقیامت در مسلمانان پدید آمده بود. امام علی بن الحسین(علیه السلام)این خطر را احساس فرموده، و برای علاج آن آغاز به کار کرد. برای جلوگیری از آن «نیایش » را بنیادقرار داد. «تلخ ترین حادثه پس از حادثه عاشورا رخ می دهد و مرارت این مصیبت عظمی آنچنان زیاد است که کاسه صبر امام صبرآفرین حضرت امام العابدین والعارفین سجاد(علیه السلام) لبریز می شود و آن غیرت عالم امکان و امام زمان از عمق جان ندای: فیالیت امی لم تلدنی و لم اک یزید، یرانی فی البلاد اسیرا سر می دهد، یعنی ای کاش مادرم مرا نزاده بود و به دنیا نیامده بودم تا یزید مرا در شهر و دیار اسیر ببیند. بلی باز هم پیمانی با پیام رسانی، و باز هم وظیفه و صدورانقلاب که بهترین شاهد، خطبه امام سجاد(علیه السلام)در کوفه و مدینه منوره می باشد که تمام پنهانیها را در قالب پیام، نمایان می نماید. |
|||
|
|
۲۳:۰۳, ۹/مهر/۹۱
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
خطبه حضرت سجاد (علیه السلام) در مسجد شام
حضرت على بن الحسين عليه السلام از يزيد درخواست نمود كه در روز جمعه به او اجازه دهد در مسجد خطبه بخواند، يزيد رخصت داد؛ چون روز جمعه فرا رسيد يزيد يكى از خطباى مزدور خود را به منبر فرستاد و دستور داد هر چه تواند به على و حسين عليهما السلام اهانت نمايد و در ستايش شيخين و يزيد سخن براند، و آن خطيب چنين كرد. امام سجاد عليه السلام از يزيد خواست تا به وعده خود وفا نموده و به او رخصت دهد تا خطبه بخواند، يزيد از وعدهاى كه به امام عليه السلام داده بود پشيمان شد و قبول نكرد . معاويه پسر يزيد به پدرش گفت: خطبه اين مرد چه تأثيرى دارد؟ بگذار تا هر چه مىخواهد، بگويد. يزيد گفت: شما قابليتهاى اين خاندان را نمىدانيد، آنان علم و فصاحت را از هم به ارث مىبرند، از آن مىترسم كه خطبه او در شهر فتنه بر انگيزد و وبال آن گريبانگير ما گردد (نفس المهموم .450) . به همين جهت يزيد از قبول اين پيشنهاد سرباز زد و مردم از يزيد مصرانه خواستند تا امام سجاد عليه السلام نيز به منبر رود. يزيد گفت: اگر او به منبر رود، فرود نخواهد آمد مگر اينكه من و خاندان ابوسفيان را رسوا كرده باشد! به يزيد گفته شد: اين نوجوان چه تواند كرد؟ ! يزيد گفت: او از خاندانى است كه در كودكى كامشان را با علم برداشتهاند. [b] بالاخره در اثر پافشارى شاميان، يزيد موافقت كرد كه امام به منبر رود. متن خطبه در مجال بعدی ان شا الله [/b] |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| (A+)چرا و چگونه سيّدالشّهدا (علیه السلام) تنها شد (مقاله ویژه!!!)# | علی 110 | 14 | 13,558 |
۲۶/فروردین/۹۷ ۱۴:۳۷ آخرین ارسال: imaneavare_59 |
|
| طی الارض و عبور از موانع با توسل به امام جواد (علیه السلام ) | آفتاب | 22 | 11,359 |
۸/فروردین/۹۷ ۰:۴۰ آخرین ارسال: آفتاب |
|
| چرا پرچم گنبد حرم امام حسین علیه السلام سرخ است؟ | در جستجوی سختی | 2 | 2,245 |
۱۰/آبان/۹۴ ۱۵:۱۱ آخرین ارسال: Mohammad Trust |
|
| امام علی (علیه السلام) از نگاه دانشمندان | bahareh | 1 | 1,948 |
۲۱/شهریور/۹۴ ۱۹:۱۱ آخرین ارسال: Bamdaad |
|
| عدل علی {علیه السلام}... {قضاوتهاى حضرت} | بچه های گمنام | 36 | 11,690 |
۵/مرداد/۹۴ ۱۰:۱۲ آخرین ارسال: بچه های گمنام |
|
| حسین علیه السلام آمد | عمار رهبری | 3 | 2,582 |
۱/خرداد/۹۴ ۱۱:۲۱ آخرین ارسال: عمار رهبری |
|
| قصه های قرآنی - حضرت هود علیه السلام | جواد مخبریان | 0 | 1,703 |
۲۲/بهمن/۹۳ ۱۰:۲۹ آخرین ارسال: جواد مخبریان |
|









