|
جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد
|
|
۹:۰۳, ۱۳/آبان/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
ابوالحسن خرقانی می گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد؛ اول: مرد فاسدی از کنارم گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد. او گفت: ای شیخ ! خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد شد. دوم: مستی دیدم که افتان و خیزان در جاده های گل آلود می رفت. به او گفتم؛قدم ثابت بردار تا نلغزی! گفت؛من بلغزم باکی نیست، به هوش باش تو نلغزی شیخ، که جماعتی از پی تو خواهند لغزید. سوم: کودکی دیدم که چراغی در دست داشت. گفتم: این روشنایی را از کجا آورده ای؟ کودک چراغ خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟ چهارم: زنی بسیار زیبا که در حال خشم از شوهرش شکایت می کرد! گفتم: اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن. گفت: من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بی خود شده ام که از خود خبرم نیست، تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟ تذکره اولیاء عطارنیشابوری
|
|||
|
|
۱۱:۴۸, ۱۳/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آبان/۹۴ ۱۱:۵۶ توسط مخلوق.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
(۱۳/آبان/۹۴ ۹:۰۳)مرتضی اقبالی نوشته است:حرف غلطي زده است! خيلي هم غلط! نه ابوالحسن خرقاني حجت خداست و نه عطار ميتواند اثرش الگو باشد دوستان در استفاده از مطالب اين چنيني بسيار دقت كنند و آن را با مباني دين بسنجند. من يك مثال از قرآن و يك مثال از سيرهي حجت الله الاكبر مولا اميرالمؤمينين علي عليه السلام مي زنم. آيا حضرت يوسف كه پرهيز مي كرد از زليخا و باقي زنان و فرار مي كرد و از لغزش مي ترسيد و خدا هم فرموده كه اگر ما نبوديم در خطر بود غرق محبت خدا نبود؟ در عالم امكان چه كسي از اميرالمؤمنين بيشتر غرق محبت خداست؟ مولا اميرالمؤمنين علي عليه السلام به زنان جوان مدينه در زماني كه در مدينه بودند ابتدا سلام نمي كردند! چرا كه بيم داشتند از اثر پاسخ آن زنان بر قلبشان! در مسائل مربوط به شهوت خدا امر به تقواي گريز كرده و نه تقواي ستيز در جاي خلوت كه تنها يك زن و مرد نامحرم هست آنچه امر خداست ترك آن مكان است و اين حكم استثنا هم ندارد! پس دوستان در مواجه با اين متون به اصطلاح عرفاني كه از غير معصومان است بسيار بسيار بسيار دقت كنيد. تا معصومين و حجتهاي خدا هستند و تا بزرگاني كه عمل خود را مستند و منبعث از معصومين انجام مي دهند جاي غير نبايد رفت و اگر هم رفتيم بايد دائماً آن را با حجت هاي خدا محك زد كه آنها حجت نيستند كه بخواهند الگو قرار گيرند! (۱۳/آبان/۹۴ ۹:۰۳)مرتضی اقبالی نوشته است:در جواب اين جمله بنده اين كلام حجت خدا امام صادق عليه السلام را تقديم ميكنم: اِیّاکُم وَ النَّظرَة فَانَّها تَزرَع فی القَلبِ الشَهوَة وَ کَفى بِها لِصاحِبِها فِتنَة؛ از يك نگاه هم بپرهیزید که چنین نگاهى تخم شهوت را در دل مىکارد و همین براى فتنهى صاحب آن دل بس است. (تحف العقول صفحه 305)
|
|||
|
|
۱۴:۱۷, ۱۳/آبان/۹۴
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
خدایا حتی یک لحظه مرا رها مکن چه بسا در آن لحظه لرزشی کنم که قابل جبران نباشد .....
یا اَللّهُ یا رَحمانُ یا رَحیمُ یا مُقَلِّبَ الْقُلوبِ ثَبِّتْ قَلْبى عَلى دینِکَ |
|||
|
|
۱۵:۰۳, ۱۳/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آبان/۹۴ ۱۵:۰۵ توسط قلب.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام
حرف عارفان و منطق آنها از ظاهر نیست چه آنکه حافظ با این نفس قدسى چنان می و شراب و می خانه را به نظم آورده که در ظاهر باید اهل فساد باشد اما حافظ بیش از هرکسی اهل باطن است اگر کارد را دست بچه ای بدهی خود را زخمی می کند و اگر دست آشپز دهی غذا میپزد و اگر دست قاتل دهی قتل می کند و اگر دست مجاهد دهی جهاد می کند عارف از ظاهر کلمات گذشته و اگر چيزى می گوید لطایفی دارد پس باید مواظب بود که قیاس اشتباه نباید کرد آنچه مقصود عطار است تذکری به عارف است تا به خود آید |
|||
|
|
۱۷:۰۸, ۱۳/آبان/۹۴
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۱۳/آبان/۹۴ ۱۵:۰۳)قلب نوشته است:نوع تذكر عطار اشتباه است در اين تذكر اينگونه القا شده كه به جاي نهي از منكر در مسئله ي حجاب بايد مراقبه ي شخصي خود را شديدتر كرد اين تذكر غلط است هم بايد مراقبه شخصي را بالا برد و هم بايد نهي از منكر كرد تعارضي ندارد! با همين رويكرد به ظاهر موجه است كه در جامعه ميگن هر كي كه با حجاب بد مشكل پيدا ميكنه قلب خودش مريض هست چرا كه از اين بدترش خيلي ها رو اصلاً به گناه نمي اندازد! |
|||
|
|
۲۰:۲۵, ۱۳/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/آبان/۹۴ ۲۱:۵۱ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
گاها ما اشتباه برداشت می کنیم
از جواب آقای مخلوق با برداشتی که داشته نمی شود خرده گرفت . چون کاملا درست می گویند اما از برداشتشان می شود اشکال گرفت مسئله غرق در گناه بودن است که برای اختفای آن خود را سوار بر قایق تظاهر کرده و این چهار مورد قایق تظاهر را خراب می کند از این رو تاثیرگذار بوده . نه اینکه شما برداشت کردید البته این ایراد وارد است که چنین متونی را بدون پیشینه و پسینه نباید قرار داد . داستان های گروه سنی الف نیست البته بنده به عطار نقد زیاد دارم (از جایی که واقعا اکثر آثار او و زندگی اش را مطالعه کردم) ولی این مورد که چه عرض کنم به طور کلی برای اینکه بگوییم فلانی غلط کرده باید ابتدا فلانی را شناخت تا بعد غلطش را بشناسیم |
|||
|
|
۲۱:۳۶, ۱۳/آبان/۹۴
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
سلام
تذکره اولیاء عطارنیشابوری تذکری برای افرادی خاص اولیاء : به افراد خاصی گفته میشود که در بین مردم از درجه بسیار بالایی برخوردارند افراد معمولی نباید به چیزی که برای انها نوشته نشده رجوع کنند مثال من درباره چاقو کاملا روشن بود اگر بنا باشد افراد عادی عارفان را زیر سوال ببرند بهانه بسیار زیادتر از این چیزی که دیدید هست |
|||
|
۱۲:۳۶, ۱۴/آبان/۹۴
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
(۱۳/آبان/۹۴ ۹:۰۳)مرتضی اقبالی نوشته است:بسم الله سلام ![]() همانطور که مطلع هستید فصل اول و آخر کتاب تذکره الاولیا جناب عطار به شخص امام صادق (علیه السلام) و امام باقر (علیه السلام) تخصیص داده شده البته بنده قصد جسارت به جناب عطار نیشابوری را ندارم اما به نظرم این شخص اینقدر جسور و گستاخ هست که اشخاص عادی رو با دو امام معصوم برابر و هم طراز دانسته تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ... |
|||
|
۱۳:۲۷, ۱۴/آبان/۹۴
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۱۴/آبان/۹۴ ۱۲:۳۶)در جستجوی سختی نوشته است: بسم اللهسلام نیاز به کنایه نیست حرف رو صریح باید زد اگر بنده گفتم آدم عادی با معصوم برابر است بفرمایید کجا اگر عطار گفته آدم عادی با معصوم برابر است بفرمایید کجا |
|||
|
۱۴:۰۲, ۱۴/آبان/۹۴
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۱۴/آبان/۹۴ ۱۳:۲۷)قلب نوشته است: سلامسلام ![]() بنده اصلاً ارسال شما رو نخوانده ام که بخواهم کنایه بزنم ![]() خدا رو شکر اینقدر آدم رو راستی هستم که نیازی نمی بینم به کسی کنایه بزنم با تشکر |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| چهار ذکر الهی برای چهار موقعیت بحرانی | Hadith | 8 | 7,315 |
۶/آبان/۹۳ ۲۳:۰۸ آخرین ارسال: MohammadSadra |
|
| چهار توفیق که چهار نعمت الهی هستند | Hadith | 2 | 1,915 |
۱۵/فروردین/۹۱ ۱۲:۰۲ آخرین ارسال: mahdy_mir |
|











