کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 3.75 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حضرت آدم نزدیک 7000 سال قبل هبوط کرد
۱۳:۲۸, ۲۱/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آبان/۹۴ ۱۳:۳۲ توسط قلب.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام


در تاریخ ادیان آمده که نسل انسان کنونی مقصود قرآن از آدم تا کنون نزدیک 7000 سال پیش بوده است


کتاب منتهی الامال




هیچ منافاتی بین این دو مطلب وجود ندارد. اگر گفته می شود که خلقت آدم مربوط به حدود شش یا هفت هزار سال پیش است، می تواند منظور نسل جدیدی از انسان باشد که از حضرت آدم (علیه السلام) است و چه بسا قبل از این نسل، هزاران نسل از انسان وجود داشته و منقرض شده باشد . شواهد زیادی وجود دارد که قبل از حضرت آدم (علیه السلام)، انسان هایی که از نسل آن حضرت نبوده اند، زندگی می کرده اند.
و این البته با آموزه های قرآن مجید و روایات اسلامی هم
سازگاری دارد. [1]


مرحوم علامه طباطبائى (رحمة الله علیه) در ذیل آیه 1 سوره نساء مى گوید: از ظاهر آیه برمى آید که مراد از "نفس واحده"، آدم و مراد از "زوجها" حوا است که پدر و مادر نسل انسان اند و ما نیز از آن نسل هستیم، [2] و به طورى که از ظاهر قرآن کریم برمى آید، همه افراد نوع انسان به این دو تن منتهى مى شوند. از آیه شریفه برمى آید که نسل موجود از انسان، تنها به آدم و همسرش منتهى مى شود و جز این دو نفر، هیچ کس دیگرى در انتشار این نسل دخالت نداشته است.


در تاریخ یهود آمده است که عمر نوع بشر از روزى که در زمین خلق شده تا کنون، بیش از حدود هفت هزار سال نیست که اعتبار عقلى هم با این تاریخ مساعد است. پس اعتبار عقلى هم همان را مى گوید که تاریخ گفته است. لیکن دانشمندان طبقات الارض و به اصطلاح "ژئولوژى" معتقدند که عمر نوع بشر بیش از میلیون ها سال است.


این اعتقاد ایشان است، امّا ادلّه اى که آورده اند قانع کننده نیست. دلیلى نیست که بتواند اثبات کند این فسیل ها، بدن سنگ شده اجداد همین انسان هاى امروزى است، و دلیلى نیست که بتواند این احتمال را رد کند که این اسکلت هاى سنگ شده مربوط به یکى از ادوارى است که انسان هایى در زمین زندگى مى کرده اند؛ چون ممکن است چنین بوده باشد، و دوره ما انسان ها متصل به دوره فسیل هاى نامبرده نباشد، بلکه انسان هایى قبل از آفرینش آدم ابوالبشر در زمین زندگى مى کرده اند و سپس منقرض شده باشند، و این پیدایش انسان ها و انقراضشان تکرار شده باشد تا پس از چند دوره، نوبت به نسل حاضر رسیده باشد.


قرآن کریم به طور صریح و آشکار، کیفیت پیدایش انسان در زمین را بیان نکرده که آیا ظهور انسان در زمین، منحصر در همین دوره فعلى است که ما در آن قرار داریم، و یا دوره هاى متعددى داشته، و دوره ما آخرین ادوار آن است؟

ممکن است از بعضى آیات قرآن استشمام کرد که قبل از آفرینش حضرت آدم، ابوالبشر و نسل او، انسان هایى دیگر در زمین زندگى مى کرده اند چنان که می فرماید: "و زمانى که پروردگارت به فرشتگان فرمود: مى خواهم در زمین جانشینى بگذارم، گفتند [باز] در زمین کسانى مى گذارى که در آن فساد کنند و خونها بریزند". [3]


مرحوم علامه طباطبائی می فرماید: از آیه 30 سوره بقره می توان استشمام کرد که قبل از خلقت آدم (علیه السلام)، انسان هایی هم زندگی می کردند که فرشتگان با سابقه ذهنی که از آنها داشتند از خداوند می پرسند: آیا کسی را خلق می کنی که فساد کرده و خونریزی می کند.4


از این آیه برمى آید، قبل از آفرینش بنى نوع آدم، دوره دیگرى بر انسانیت گذشته است و فرشتگان با آنها آشنا بوده و سابقه آنها را داشته اند.

در بعضى از روایات وارده از ائمه (علیه السلام) مطالبى آمده که سابقه ادوار بسیارى از بشر را قبل از دوره حاضر اثبات مى کند.
شیخ صدوق در کتاب توحید• از امام صادق (علیه السلام) روایتى آورده که در ضمن آن امام (علیه السلام) به راوى فرموده: "شاید شما گمان مى کنید که خداى عزوجل غیر از شما هیچ بشر دیگرى را نیافریده است. نه، چنین نیست، بلکه هزار هزار آدم آفریده که شما از نسل آخرین آنها هستید". [5]


مرحوم صدوق همچنین در کتاب خصال، از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده که فرمود: "خداى عزوجل از روزى که زمین را آفریده، هفت عالم را در آن خلق (و سپس منقرض کرده است) که هیچ یک از آن عوالم از نسل آدم ابوالبشر نبوده اند و خداى تعالى همه آنها را از پوسته روى زمین آفرید و نسلى را بعد از نسل دیگر ایجاد کرد و براى هر یک، عالمى بعد از عالم دیگر پدید آورد تا در آخر، آدم ابوالبشر را بیافرید و ذریه اش را از او منشعب ساخت. [6] ، [7]


براین اساس؛ اگر از آثار به جای مانده در غارها پی برده شود که تاریخ آن به میلیون ها سال پیش برمی گردد، باید گفت که این آثار به جای مانده، مربوط به انسان های نسل کنونی نیست؛ زیرا ظاهرا داستان خلقت حضرت آدم (علیه السلام) به بیش از 7000 سال پیش نمی رسد. [8]




[1] برگرفته از سؤال 637 (سایت: 701).[2] ترجمه المیزان، ج‏4، ص 214، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1417.[3] بقره، 30 ، "وَ إِذْ قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلیفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُون".‏[4] ترجمه المیزان، ج 4، ص 223.[5] شیخ صدوق، توحید، ص 277، ج 2، چاپ تهران.[6] شیخ صدوق، خصال، ج 2، ص 652، ح 54.[7] برگفته از پایگاه پرسمان قرآنی.[8] برای آگاهی بیشتر، نک: نمایه: عمر نوع بشر از منظر قرآن، سؤال 637 (سایت: 701).

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، Hadiss313 ، zahra11 ، 313s.w.o

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۷:۲۴, ۲۷/آبان/۹۴
شماره ارسال: #41
آواتار
دوستان
این بحث به کحا خواهد کشید؟
جناب نام کاربری ،
خلاصه حرف شما درباره نسل ادمی روی زمین چیه؟

اگه میخواین بگین پدر ما ( نسل فعلی ) از موجودی دیگه بودن ( منظور اولین هست ) از مخلوقی غیر از ادمیزاد هست ، باید از نظریه خارج و به چیزیکه ثابت شده برسی و مستند کنی .
ولی اگه میخوای روی اینکه اصلا چه موجودی بود و بعدا بقول خودتون جهش پیدا کردن و هرچیز دیگه باید دلیل بیاری و بازم به علمی که خودش هر جند یک بار حرفای خودش رو رد میکنه و میگه قبلیا سرجاش و این جدیدا درسته ، رو بیاری ( البته علم رو نفی نمیکنیم بلکه علمی که اثبات شد حرفش رو قبول داریم ) ، باید مفید پاسخ بدید .

جناب نام کاربری پاسخ بدین که
ایا شما پیرو نظریات جناب داوکینز میخواید پیش برید و بعدا به نفی یکسری بنیان های اولیه خودتون برسید؟ از کلام و بحث شما چنین چیزی به مشام میرسه.

متن پایین مربوط به جناب نام کاربری نیست ، لطفا خلط مبحث نکنید.
  • دوستان دیگه این رو بخونین اگه نقدی داشتین به نویسنده و پاسخگوش اعلام نظر کنید.
سوال ديگه اي هم دارم اين كه در كدام ايه يا حديثي بيان شده كه ما انسانهاي نسل حضرت ادم هفتمين نسل از پيدايش انسان هستين و قبل ما هم انسان هايي البته نه چندتن تكامل يافته وجود داشتن؟ و ايا ميشه در اين مورد به نظريه تكاملي داروين يقين داشت؟ چون اين مسئله كه بشر از نسل نخستي‌هاست تنها يك فرضيه هست و هنوز به يك تئوري علمي نرسيده كه مورد توافق همه باشه. پس با اين يقين نميشه گفت كه ما حتما از نسل شامپانزه‌ها هستيم. ضمن اين كه حرفهاي داروين يك زماني خيلي فراگير شده بود همه به اون توجه ميكردند و تاثير زيادي در علوم انساني هم گذاشت اما امروزه ديگه اون قدرها به اون توجه نميشه هر چند كه نئودارويني‌ها سعي داشتند كه اشكالات اون رو برطرف كنند و كامل‌تر كنند. فرضيه داروين حتي از جنبه‌ي پوزيتيستي هم مشخصات يك نظريه علمي رو نداره و البته توي غرب هم خيلي‌ها در مورد اون بحث داشتند و بعدها مورد توافق همه واقع نشد. و البته داروين بر اساس مشاهدات خود در مورد تكامل انواع حيوانات نظر داده و از جهتي ميشه گفت بعضي حرفهاش درسته اما بعدها عده ديگه اي اين رو در مورد انسان هم صادق دونستند. اين رو هم اضافه كنم در جايي از قول داروين خوندم كه گفت منشاء انسان نامعلوم هست. اما نكته مهم اينه كه هنوز هيچ شاهد واضح و تجربي يافته نشده كه نشون بده انسان‌ها تكامل يافته نخستي‌ها هستند.يعني تحقيقات گسترده اي كه بعضي ها انجام دادند و مثلا ميخواستند از روي اندازه و وزن جمجمه اين ارتباط رو كشف كنند نتونستند دليل قانع كننده‌اي پيدا كنند. اين كه همه موجودات در طول زمان تغيير ميكنند يه چيز عادي هست اما اينكه چطوري يك نوع به نوع ديگه تبديل ميشه خيلي جاي بحث داره. هر چند كه عده اي هم جهش ژنتيكي رو مطرح ميكنند اما اونها هم نتونستند توجيهي براي يك نظريه بيارند و كامل ثابت كنند.
در روايات مسلمين هم اين مطلب اومده كه قبل از حضرت آدم باز هم انسان‌هاي ديگه‌اي بودند و اين روايات براي خيلي سال قبل‌تر از اين قرون اخير هست اما چيزي كه از آيات قرآن بر مياد اينه كه نسل بشر كنوني از آدم و حواست نه انسان‌هاي قبل از اون. يعني در متون اسلامي آفرينش بشر رو در آدم منحصر نكرده.نكته مهم ديگه اينكه اگر در اكتشافات فسيل‌هايي كشف شده كه گفته ميشه مربوط به انسانهاي اوليه هست نميتونه آفرينش آدم رو زير سوال ببره؛ چون بر اساس اكتشافات ميشه گفت كه چنين چيزي وجود داشته اما هرگز نميشه استدلال كرد چون انسان‌هاي اولي بودند و چنين زندگي مي‌كردند پس آدم و حوا هم وجود نداشتند. به عبارتي اين نكته جنبه اثبات مطلبي درمورد انسان‌هاي اوليه داره اما نمي‌تونه جنبه نفي براي آدم و حوا داشته باشه.
ممنون از اينكه وقت گذاشتيد و با شكيبايي نوشته هاي من رو خونديد.
سپاس

پاسخ: با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
بحث وبررسي موضوعاتي مانند نظريه تكامل (ترانسفورميسم) و ثبات انواع (فيكسيسم) نياز به زمان ديگر دارد، در عين حال نظر شمارابه مطالب زير جلب مي نماييم:
در پاسخ به مساله كيفيت خلقت انسان پيش از هر چيز توجه به اين نكته ضروري است كه اصولا تئوري تكامل به رغم همه دگرگوني هاي تئوريكي كه از زمان مطرح شدنش تاكنون پيدا كرده و به رغم مدعيان و طرفداران بسياري كه دارد، همواره مخالفان و منكراني از طيف انديشمندان و زيست شناسان و فسيل شناسان نيز داشته است و نمي توان به طور قطع به درستي آن اذعان نمود.
در واقع هنوز حلقه هاي واسطه بين انسان و موجودات قبل از او به طور كامل پيدا نشده، چون در فرض صحت فرضيه تكامل، لااقل صدها نمونه واسطه بين انسان و شامپانزه نياز است تا صحت اين فرضيه را منطقي و قابل قبول كند؛
در چند سال گذشته فسيلي پيدا شد كه گفته شد نمونه اي از موجود واسطه بين انسان و حيوانات قبلي است. آن قدر طرفداران فرگشت از اين كشف خوشحال شدند كه تا مدتي نقاشي اين فسيل به عنوان لوگوي سايت گوگل قرار داشت.[/b]
  • اين امر نشان مي دهد كه هنوز فرضيه فرگشت در حد يك ترم تئوريك است كه نياز جدي به شواهد اثباتي دارد و هر آنچه در وضعيت موجود به عنوان دلايل اثبات اين فرضيه ارائه مي شود، در واقع شواهد امكان و عدم استحاله اين فرضيه است، نه دلايل ثبوت و وقوع حتمي اين فرضيه و عدم امكان فرضيه هاي مشابه.
نكته دقيقي كه طرفداران فرگشت دانسته يا ندانسته از توجه به آن طفره مي روند آن است كه ديدگاه فرگشت تنها حاكي از امكان وجود جد مشترك بين انسان و ديگر پريماتها است نه اثبات كننده اصل اين مدعا [/b]و همه شواهد مورد استناد در نظريه فرگشت تنها مويد امكان صحت اين تئوري هستند نه مثبِتِ آن، در حالي كه در يك اصل معرفتي و اعتقادي بررسي جنبه هاي امكاني به تنهايي كافي نيست.
  • از طرف ديگر نظريه فرگشت با همه تلاش هايي كه پيرامون آن شده به هيچ وجه عدم امكان تئوري هاي مشابه مانند فيكسيسم را ثابت نمي كند، يعني شواهد گوناگون امكان شكل گيري كنوني موجودات بر اساس نظريه تكامل نمي تواند امكان تئوري هاي ديگر مانند خلقت دفعي در همه يا برخي موجودات را رد نمايد.
در نتيجه اگر در برابر همه شواهد و قرائن مورد تمسك طرفداران فرگشت اين احتمال مطرح شود كه همه اين ها بدان جهت است كه خداوند عالم تصميم گرفت موجودات گوناگون را با شباهت هاي عميق ژنتيكي و شاخصه هاي ارگانيك مشترك بيافريند، يك طرفدار فرگشت دليلي بر رد اين ادعا نخواهد داشت.
به علاوه حتي اگر بنا را بر صحت صد در صد اين فرضيه هم بگذاريم، باز از نگاه آموزه هاي اسلامي صحت اين فرضيه هيچ منافاتي با مباني كلي فكري و اعتقادي ما نخواهد داشت؛ هر چند كليساي كاتوليك از گذشته تا حال به شدت با اين فرضيه به مقابله برخاست و پذيرش آن را عين مخالفت با انجيل و مباني خداشناسي دانست، اما ما مسلمانان هيچ گاه چنين ديدگاهي نداشته و نداريم.
اصولا اين نظريه ممكن است از چند جهت با مباني فكري ما در چالش جلوه كند، مانند خدشه بر برهان نظم، وجود خداوند و خالق و ... كه با تأملي اندك مي توان دريافت چنين تعارضي وجود ندارد؛
  • اما مهم ترين چالش اين فرضيه با اعتقادات ديني داستان خلقت انسان از حضرت آدم و حواست كه تقريبا در همه اديان ابراهيمي به عنوان اصلي مسلم پذيرفته شده است.
  • [b]ادعا اين است كه اين نظريه با اعتقاد مشترك همه اديان آسماني مبني بر خلقت نسل بشر از حضرت آدم و حوا ( يعني خلقت دفعي يك انسان كامل)منافات دارد، زيرا بر اساس اين نظريه انسان،نه فرزند آدم، بلكه نوع تكامل يافته موجوداتي ديگر نظير انسان نئاندرتال، كرومانيون و مانند آن است كه در نهايت به چند نوع اوليه يا موجودات تك سلولي مي رسد. در نتيجه داستان خلقت آدم و حوا و رانده شده آن ها از بهشت و ... هيچ كدام واقعيت نخواهد داشت.
در مقام بررسي اين چالش وقتي به منابع ديني اسلام رجوع مي كنيم، مي بينيم كه تعارض مطلق و كاملي بين اين دو نظريه وجود ندارد و به نوعي مي توان اين دو را با هم جمع نمود؛ البته در مورد كيفيت خلقت نسل كنوني بشر و در اين كه اين نسل در ابتدا از خاك آفريده شده اختلافي نيست، اما مساله آن است كه مراد دقيق از اين خاك روشن نيست و ممكن است آيات قرآن در مورد آفرينش انسان از خاك چنين تفسير شود كه خاك پس از طي مراحل تكاملي بعد از ميليون ها سال به صورت خلقت كامل انسان در آمده است، كه اين امر منطبق بر نظريه فرگشت خواهد بود.
اما بايد ديد آيا اين احتمال با منابع ديني اسلام همخواني دارد؛ براي درك اين امر لازم است نگاهي دقيق تر به قرآن بيندازيم:
بحث آفرينش انسان در قرآن كريم به صورت هاي مختلفي بيان شده است. برخي آيات بيانگر كيفيت و منشأ آفرينش حضرت آدم است.
دسته دوم، در مورد آفرينش نوع انساني بحث مي كند.
دسته سوم: آفرينش حضرت آدم و نسل او را به صورت جداگانه مورد بحث قرار داده است.
اما در خصوص كيفيت خلقت حضرت آدم (علیه السلام) بايد گفت: آياتي كه در مورد حضرت آدم بحث كرده، دو گونه است:
يك قسم به صراحت كيفيت خلقت حضرت آدم را توضيح داده است. مثل:
"إِنَّ مَثَلَ عِيسىَ‏ عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ ءَادَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ؛ (1) همانا مثال عيسي نزد خدا همانند آدم است كه او را از خاك خلق نمود".
در قسم ديگر، از سياق آيات مي توان فهميد كه منشأ آفرينش آدم چه بوده است. نظير داستان شيطان (2) كه به خدا مي گويد: "آيا به كسي كه از خاك آفريدي، سجده كنم؟!". (3)
در سوره الرحمن مي فرمايد: "خَلَقَ الْانسَانَ مِن صَلْصَالٍ كاَلْفَخَّار؛ (4) او انسان را از گل خشكيده اى كه همچون سفال بود آفريد".
اين آيه اختصاص به حضرت آدم دارد، زيرا ما انسان ها، اگر از خاك خلق شده باشيم، از "صَلْصَالٍ كاَلْفَخَّار" خلق نشديم، چون مواد خاكي كه تبديل به غذا و سپس تبديل به نطفه مي شود، صلصال نبوده است، چون اگر چنان خشك باشد، گياه در آن نمي رويد. بنابراين آفرينش از صلصال كالفخار ويژه حضرت آدم است. اگر به ديگران نسبت داده مي شود، به اعتبار حضرت آدم است. (5)
در سوره سجده آيات 7 و 8 كيفيت و ماده اوليه آفرينش نخستين انسان را از ساير انسان ها به تفكيك بيان كرده:
" وَ بَدَأَ خَلْقَ الْانسَانِ مِن طِينٍ/ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِن سُلَالَةٍ مِّن مَّاءٍ مَّهِين؛ انسان اوليه يا آدم را از "طين" ولي نسل او را از "ماء مهين" يا نطفه آفريده است".
اگر حضرت آدم نيز از نطفه بود، ‌يعني از انسان تكامل نيافته اي مانند انسان هاي "نئاندرتال" يا ميمون خلق شده بود، ذكر كردن نسل بعد از خود انسان، وجهي نداشت. پس كاملاً روشن است كه آيه در مقام تفصيل است. بين خلق انسان اوليه و ديگر انسان ها .(6)
در ميان آيات قرآن، آيه اي كه به روشني دلالت دارد حضرت آدم(علیه السلام) بدون واسطه و به طور مستقيم از خاك آفريده شده، آيه اي است كه برخي افراد جهت رد نظريه داروين و ترانسفورميسم به آن تمسك جسته اند، يعني آيه 59 از سوره آل عمران:
"إِنَّ مَثَلَ عِيسىَ‏ عِندَ اللَّهِ كَمَثَلِ ءَادَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَاب".
اين آيه نشان مي دهد كه اگر حضرت آدم از چيزهايي آفريده شده كه منتهي به خاك مي شود، اين استدلال نمي تواند كامل باشد، زيرا اگر بپذيريم آدم از نسل مياني و واسطه اي بين خاك و خود، مثلاً از انسان هاي نئاندرتال به وجود آمده، حضرت آدم از نطفه حيواني به وجود آمده است، بنابراين چگونه مي توان آفرينش بدون پدر عيسي را به آفرينش آدم تشبيه نمود؟! چه بسا اگر ما اين استدلال را تمام بدانيم، ناچار بايد بپذيريم كه حضرت آدم از نسل موجود ديگري به وجود نيامده است.
در مجموع مي توان گفت تئوري خلقت دفعي حضرت آدم (فيكسيسم) از خاك بيش تر مورد تاييد و توافق آيات و روايات است. اما كيفيت اين تبديل و تغيير ماهيتي براي ما روشن نيست؛ پس هر چند تصريحي در رد نظريه تكامل در خصوص خلقت آدم و حوا (علیه السلام) وجود ندارد، اما ظاهر آيات بسياري با اين فرضيه همخواني ندارد.
اما نكته مهم آن است كه اين مساله منافاتي با صحت اصل نظريه داروين ندارد و تنها يك مصداق را از اين ساختار خارج مي سازد؛ در واقع هيچ منعي وجور نتيجه ساختار فرگشت به اين تنوع و تكامل رسيده اند. حتي انسان هاي پيشين يعني موجودات انسان نما كه قبل از نسل كنوني بشر - كه به حضرت آدم و حوا منتهي مي گردد - زندگي مي كردند و آثار به جاي مانده از آن ها و فسيل هاي آن ها هر از گاهي به دست مي آيد. نتيجه همين فرايند تكامل و موجودات كامل شده شامپانزه ها باشند.
بر اين اساس نسل كنوني بشر ناشي از خلقت اعجازگونه يك زن و مرد و توالد و تناسل آن دو است، اما قبل از اين نسل موجودات انسان نمايي به نام انسان "نئاندرتال" يا "كرومانيون" روي زمين مي زيستند كه از كيفيت خلقت و زندگي آن ها اطلاع چنداني نداريم؛
چه بسا خلقت آن ها نتيجه تطور انواع و تكامل و فرگشت موجودات باشد. در نتيجه با اين فرض هم مي توان نظريه فرگشت را درست دانست و هم خلقت دفعي آدم و حوا(فيكسيسم) را.
اتفاقا در بعضى از روايات وارده از ائمه (علیه السلام) مطالبى آمده كه سابقه ادوار بسيارى از بشر را قبل از دوره حاضر اثبات مى‏كند.
امام صادق به راوى فرمود: شايد گمان مى‏كنيد كه خدا غير از شما هيچ بشر ديگرى را نيافريده است. نه، چنين نيست؛ بلكه هزار هزار آدم آفريده كه شما از نسل آخرين آن ها هستيد. (7)

دراين باره به كتاب هاي زير مراجعه فرماييد:
-علي مشكيني، تكامل در قرآن.
-دكتر پاك نژاد، اولين دانشگاه و آخرين پيامبر، ج 1.
- احمد رهبري،انسان پيش از تاريخ.
-خلقت انسان، دكتر سحابي.
- داروينيسم يا تكامل انواع، جعفر سبحاني.
- خلقت انسان از نظر قرآن، معارف قرآن،محمدتقي مصباح يزدي.
.ناصر مكارم شيرازى ،تفسير نمونه، تهران ،دار الكتب الاسلاميه ، 1374 ش، ج13، ص396.
پي نوشت ها:
1.آل عمران (3) آيه 59.
2. ص (38)آيات 76 و اعراف (7) 12 و حجر(15) 26 و 28 و 33.
3.اسراء (17)آيه ‌61.
4.الرحمن (55) آيه ‌14.
5.محمد تقي مصباح يزدي،معارف قرآن،انتشارات موسسه امام خميني، قم بيتا، ج 3 - 1، ص 237.
6. همان.
7. شيخ صدوق، توحيد، انتشارات جامعه مدرسين قم، 1398 ه ق، ج 1، ص 277.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف
۱۷:۵۷, ۲۷/آبان/۹۴
شماره ارسال: #42

حداقل یه نگاهی به منابع متنایی که کپی-پیست می کنین بندازین. در حالی که پیشرفت زیست و زیست شیمی اونقدر سریعه که مقالات 10 سال پیش میتونن بلااستفاده تلقی بشن، منابع اینجا: سال 1398... سال 1374!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۸:۳۴, ۲۷/آبان/۹۴
شماره ارسال: #43
آواتار
در مورد نظریه تکامل دوتا سوال داشتم فقط لطفا کسی خواست جواب بدهد صرفا علمی یا منطقی باشد
اولا من این طور فهمیدم که تکامل میگوید انسان و شامپانزه دارای جد مشترک هستند(ایا درست است؟) و انسان و شامپانزه در راهروهای جداگانه ای از موجود الف به تکامل رسیده اند (تا اینجا که مشکلی نیست)

این تکامل به دو صورت میتواند باشد : 1. مرحله ای یا 2. دفعه ای (تکامل دفعه ای که واضحا منطقی نیست)

اگر تکامل قائل به مرحله ای باشد (هست؟) مثلا انسان و موجود الف دارای 30 درجه اختلاف در راه رو 1 و شامپانزه و موجود الف دارای مثلا 30 درجه اختلاف در راه رو 2 هستند .
تا اینجا هم مشکلی نیست
مشکل اینجاست که انسان و گونه ی شانپانزه کاملا متفاوت و هر کدام یکدست است ، مثلا یک سرخپوست همانقدر انسان است که یک سفید پوست انسان است همه ی انسانها در مرحله ی الف +30 قرار دارند
اگر گفته شود لایه های میانی (بخصوص 10 تا 20) کاملا منقرص شده اند درست نیست ، چون تکامل یک گونه وابسته به انقراض گونه ی قبل نیست (پس اگر دوزیستان از ماهی ها تکامل یافته اند، باید ماهی ها از میان میرفتند )
پس ما باید گونه هایی را مشاهده کنیم که خصوصیات موجود الف و شامپانزه یا موجود الف و انسان را دارد ولی نه انسان است نه شامپانزه و نه موجود الف .
سوال دوم : این سوال را هم جدیدا در جایی خواندم ،
تکامل نمیتواند به معنی کامل شدن باشد ، از نظر ما باکتری های بی هوازی جزو ساده ترین و بیشعورترین موجودات است ، ولی اگر اتفاق غیر منتظره ای در زمین رخ بدهد و همه ی اکسیژن زمین تمام شود تنها موجودی که بقا خواهد داشت همین باکتری خواهد بود ! به بیانی ما اصلا موجود ساده و پیچیده نداریم و همین باکتری برای خودش شناسه ژنتیکی دارد ! شاید داروین به علت کمبود امکانات خیال میکرد مثلا ساختار یک اسب کامل تر از ساختار باکتری است ولی با کشف ژنتیک اشتباه بودنش معلوم شد. (انسان از شامپانزه است یا موجود الف ؟ شاید نیای مشترک انسان باشد که ترقی معکوس داشته ؟ یا حتی شاید نیای باکتری هم موجود الف بوده ؟ ...... با این حساب که کلا نمیتوان با اطمینان گفت چه چیزی از چه چیزی تکامل یافته؟؟؟؟)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan
۱۹:۳۹, ۲۷/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آبان/۹۴ ۱۹:۴۵ توسط ‎namekarbary.)
شماره ارسال: #44

نقل قول:در مورد نظریه تکامل دوتا سوال داشتم فقط لطفا کسی خواست جواب بدهد صرفا علمی یا منطقی باشد
اولا من این طور فهمیدم که تکامل میگوید انسان و شامپانزه دارای جد مشترک هستند(ایا درست است؟) و انسان و شامپانزه در راهروهای جداگانه ای از موجود الف به تکامل رسیده اند (تا اینجا که مشکلی نیست)

این تکامل به دو صورت میتواند باشد : 1. مرحله ای یا 2. دفعه ای (تکامل دفعه ای که واضحا منطقی نیست)

اگر تکامل قائل به مرحله ای باشد (هست؟) مثلا انسان و موجود الف دارای 30 درجه اختلاف در راه رو 1 و شامپانزه و موجود الف دارای مثلا 30 درجه اختلاف در راه رو 2 هستند .
تا اینجا هم مشکلی نیست
مشکل اینجاست که انسان و گونه ی شانپانزه کاملا متفاوت و هر کدام یکدست است ، مثلا یک سرخپوست همانقدر انسان است که یک سفید پوست انسان است همه ی انسانها در مرحله ی الف +30 قرار دارند
اگر گفته شود لایه های میانی (بخصوص 10 تا 20) کاملا منقرص شده اند درست نیست ، چون تکامل یک گونه وابسته به انقراض گونه ی قبل نیست (پس اگر دوزیستان از ماهی ها تکامل یافته اند، باید ماهی ها از میان میرفتند )
پس ما باید گونه هایی را مشاهده کنیم که خصوصیات موجود الف و شامپانزه یا موجود الف و انسان را دارد ولی نه انسان است نه شامپانزه و نه موجود الف .
گونه بین شامپانزه و انسان همون نیای مشترک انسان و شامپانزه ست. دلیل این که تنوع ژنتیکی بین انسانها کمتر از اختلاف ژنتیکی بین انسان و شامپانزه ست، اینه که تا زمانی که اعضای یه جمعیت به طور آزادانه با هم امیزش می کنن همواره تغییرات به صورت یکسان در تمام جمعیت پخش می شه. (به صورت تخصصی تر تا زمانی که شارش ژنتیکی در اعضای جمعیت وجود داره اعضای جمعیت به یه قله توانایی زیستی صعود می کنن، مثل کوهنوردایی که با یه طناب ایمنی به هم وصلن و بنابراین میتونن فقط به یه قله صعود کنن).

بنابراین اتفاقی که افتاده این بوده: بین دو جمعیت از نیای مشترک انسان و شامپانزه سدی (مثل مثلا یه رودخانه) به وجود اومده که برای مدتی توانایی آمیزش بین دو گروه رو از بین برده و دو گروه شروع به تکامل یافتن به دو گونه مجزا کردن.

نقل قول:تکامل نمیتواند به معنی کامل شدن باشد ، از نظر ما باکتری های بی هوازی جزو ساده ترین و بیشعورترین موجودات است ، ولی اگر اتفاق غیر منتظره ای در زمین رخ بدهد و همه ی اکسیژن زمین تمام شود تنها موجودی که بقا خواهد داشت همین باکتری خواهد بود ! به بیانی ما اصلا موجود ساده و پیچیده نداریم و همین باکتری برای خودش شناسه ژنتیکی دارد ! شاید داروین به علت کمبود امکانات خیال میکرد مثلا ساختار یک اسب کامل تر از ساختار باکتری است ولی با کشف ژنتیک اشتباه بودنش معلوم شد. (انسان از شامپانزه است یا موجود الف ؟ شاید نیای مشترک انسان باشد که ترقی معکوس داشته ؟ یا حتی شاید نیای باکتری هم موجود الف بوده ؟ ...... با این حساب که کلا نمیتوان با اطمینان گفت چه چیزی از چه چیزی تکامل یافته؟؟؟؟)

«تکامل نمیتواند به معنی کامل شدن باشد» جمله کاملا درستیه. زیستشناسی تا به حال از کلمه تکامل به این معنی استفاده نکرده.

تعریف درست تکامل:
تکامل عبارت است از دگرگونی (نه کامل شدن) در یک یا چند ویژگی موروثی که طی زمان در جمعیت‌های افراد رخ می‌دهد.

در مورد این که چه گونه ای از چه گونه ای تکامل یافته از روش های مختلف ریاضی از روی ویژگی های ظاهری یا ژنتیکی این توارث تخمین زده میشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۹:۵۶, ۲۷/آبان/۹۴
شماره ارسال: #45
آواتار
(۲۷/آبان/۹۴ ۱۷:۵۷)‎namekarbary نوشته است:  حداقل یه نگاهی به منابع متنایی که کپی-پیست می کنین بندازین. در حالی که پیشرفت زیست و زیست شیمی اونقدر سریعه که مقالات 10 سال پیش میتونن بلااستفاده تلقی بشن، منابع اینجا: سال 1398... سال 1374!

با توجه به این که خودت میگی علم پیشرفت میکنه باید بگم که نظریه پر توهم داروین هم چون برای ندین سال پیش هست باطل هست چون منابع اصلی تمام توهمات شما و امثال این نظریات همه از اون منابع نشئت میگیره.

ایا تضمین میدین که علم تا جند سالل اینده حرفی خلاف حرفهای الان نزنه؟اگه بگی بلی میگم علمت ارزشش فقط به زمان هست ، اگه هم بگی خیر میگم علم حرفی جدید برای پیشرفت نداره.
این علم شماست.Blush

بعدشم جناب ، شما پاسخ مطلب رو ندادی ورفتی متنی که برای شما نبود رو داری به نقد میکشونی ؟Smile
شما و امثال شما که پیرو چنین نظریاتی هستن ، از نسل همون موجوداتین ، اگه ناراحت هم بشین تقصیر خودتونه . چیزی که عوض داره گله نداره.
(۲۷/آبان/۹۴ ۱۷:۵۷)‎namekarbary نوشته است:  حداقل یه نگاهی به منابع متنایی که کپی-پیست می کنین بندازین. در حالی که پیشرفت زیست و زیست شیمی اونقدر سریعه که مقالات 10 سال پیش میتونن بلااستفاده تلقی بشن، منابع اینجا: سال 1398... سال 1374!

(۲۷/آبان/۹۴ ۱۷:۲۴)mahdy30na نوشته است:  .ناصر مكارم شيرازى ،تفسير نمونه، تهران ،دار الكتب الاسلاميه ، 1374 ش، ج13، ص396.
پي نوشت ها:
1.آل عمران (3) آيه 59.
2. ص (38)آيات 76 و اعراف (7) 12 و حجر(15) 26 و 28 و 33.
3.اسراء (17)آيه ‌61.
4.الرحمن (55) آيه ‌14.
5.محمد تقي مصباح يزدي،معارف قرآن،انتشارات موسسه امام خميني، قم بيتا، ج 3 - 1، ص 237.
6. همان.
7. شيخ صدوق، توحيد، انتشارات جامعه مدرسين قم، 1398 ه ق، ج 1، ص 277.


میگم امثال شماها وقتی فرق ه.ق با ه.ش رو نمیتونین درک کنین برای ما نسخه نپیچین ، اول یاد بگیر که ه.ق یعنی هجری قمری ، بعد بیا حرف بزن انسان متمدن باسواد.Blush
اگه وقت کردی هم یه سر به پست 9 همین بحث بنداز تا یکم فرق بشر ، ادم و انسان رو بدونی چیه تو مباحث قرانی .
نظریه ای که هرگز نه به اثبات رسید و نه میرسد و در حد نظریه ای بیش نیست ، هرگر نمیتونه درباره موجود اول و نشر اون حرفیرو ثابت کنه/
مشگل بزرگی که طرفداران نظریه داروین دارن این هست که با بیخردی خودشون و سفسطه گری و عدم تبین مطالب صحیم و عدم تمیز مطالب علمی با عقل و ... جلو اومدن و اگه بگن اشتباه هست ثمره کج فهمی کلی از بزرگان ( البته به اصطلاح بزرگان ) و تحریب وجه اونها همراه هست برای همین سعی بر توجیه و تاویل و هزار بلای دیگه هستن که بتونن این حرف رو حداقل در حد یک نظریه نگهدارن .
نظریه تکامل ستون خیمه مدرنیسم است و اگر این ستون سقوط کند، کل خیمه بر سر مدرنیسم فرو خواهد ریخت. بنابر این به مانند یک ایدئولوژی با آن رفتار می‌شود، نه یک تئوری علمی که به اثبات رسیده است.

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan
۲۰:۴۸, ۲۷/آبان/۹۴
شماره ارسال: #46

(۲۷/آبان/۹۴ ۱۹:۵۶)mahdy30na نوشته است:  با توجه به این که خودت میگی علم پیشرفت میکنه باید بگم که نظریه پر توهم داروین هم چون برای ندین سال پیش هست باطل هست چون منابع اصلی تمام توهمات شما و امثال این نظریات همه از اون منابع نشئت میگیره.

ایا تضمین میدین که علم تا جند سالل اینده حرفی خلاف حرفهای الان نزنه؟اگه بگی بلی میگم علمت ارزشش فقط به زمان هست ، اگه هم بگی خیر میگم علم حرفی جدید برای پیشرفت نداره.
این علم شماست.Blush
خوب من گفتم علم پیشرفت می کنه. یعنی مجموعه ای از دانسته های ما که موید تکامل بوده، امسال و ده سال پیش یکسان نیست، نه این که امسال یک چیز بگیم و سال بعد چیز متعارضی. مثلا تا سه دهه پیش ما چیزی در مورد ترانسپوزونها نمی دونستیم، بعد از کشف اونها متوجه شدیم که میتونیم این عناصر رو در راستای تایید یا رد نظریه تکامل به کار بگیریم.

فکر نمی کنم این نوع از دوراهی های کاذب جاش توی یک بحث علمی باشه.
(۲۷/آبان/۹۴ ۱۹:۵۶)mahdy30na نوشته است:  بعدشم جناب ، شما پاسخ مطلب رو ندادی ورفتی متنی که برای شما نبود رو داری به نقد میکشونی ؟Smile
شما و امثال شما که پیرو چنین نظریاتی هستن ، از نسل همون موجوداتین ، اگه ناراحت هم بشین تقصیر خودتونه . چیزی که عوض داره گله نداره.
خوب من برای خوندن مطلب زیست شناسی که یک کارشناس ننوشته وقت نمی ذارم و طبیعتا ارزشی هم قایل نیستم. من فقط به منابع نوشته نگاه کردم و از خوندن متن منصرف شدم.
(۲۷/آبان/۹۴ ۱۹:۵۶)mahdy30na نوشته است:  میگم امثال شماها وقتی فرق ه.ق با ه.ش رو نمیتونین درک کنین برای ما نسخه نپیچین ، اول یاد بگیر که ه.ق یعنی هجری قمری ، بعد بیا حرف بزن انسان متمدن باسواد.Blush
اگه وقت کردی هم یه سر به پست 9 همین بحث بنداز تا یکم فرق بشر ، ادم و انسان رو بدونی چیه تو مباحث قرانی .
نظریه ای که هرگز نه به اثبات رسید و نه میرسد و در حد نظریه ای بیش نیست ، هرگر نمیتونه درباره موجود اول و نشر اون حرفیرو ثابت کنه/
مشگل بزرگی که طرفداران نظریه داروین دارن این هست که با بیخردی خودشون و سفسطه گری و عدم تبین مطالب صحیم و عدم تمیز مطالب علمی با عقل و ... جلو اومدن و اگه بگن اشتباه هست ثمره کج فهمی کلی از بزرگان ( البته به اصطلاح بزرگان ) و تحریب وجه اونها همراه هست برای همین سعی بر توجیه و تاویل و هزار بلای دیگه هستن که بتونن این حرف رو حداقل در حد یک نظریه نگهدارن .
نظریه تکامل ستون خیمه مدرنیسم است و اگر این ستون سقوط کند، کل خیمه بر سر مدرنیسم فرو خواهد ریخت. بنابر این به مانند یک ایدئولوژی با آن رفتار می‌شود، نه یک تئوری علمی که به اثبات رسیده است.

1398 که می شه چهل سال پیش! ضمنا لطفا بحث رو با کلکلهای بیهود به حاشیه نبرین ممنون می شم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۱:۳۷, ۲۷/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آبان/۹۴ ۲۲:۳۰ توسط قلب.)
شماره ارسال: #47
آواتار
سلام

به نظرم بحث بی موردی هست که می کنید



همونطور که قبلا در تاپیک توضیح داده شده بین بشر یا انسان از دیدگاه غرب با انسان در دیدگاه ادیان تفاوت است


اینها باهم یکسان نیستن که اينهمه بحث می کنید!!



در دیدگاه ادیان انسان روح است نه جسم و در دیدگاه غرب انسان جسم است


براى بحث در حوزه علوم انسانی باید مفهوم کلمات بررسی بشه
نميشه با مفاهيم مختلف به بحث پرداخت

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲:۰۵, ۲۸/آبان/۹۴
شماره ارسال: #48
آواتار
قائدتا انتظار ندارم موجودی بین انسان و شامپانزه وجود داشته باشه چون اینها در راهروهای جداگانه تکامل پیدا کردند ، اما بین انسان و نیای مشترکش با شامپانزه یا بین شامپانزه و نیای مشترکش با انسان باید گونه های بیمشاری وجود داشته باشه مثلا اگر فرق انسان و نیای مشترک 40 درجه باشه شاید تفاوت موجود الف +1 یا الف +2 با موجود الف و موجود الف +39 و الف +38 با انسان چشمگیر نباشد اما موجود الف +(10-30) قطعا تفاوت های چشمگیری موجود است ! موجود الف +(10-30) نه انسان است نه نیای مشترک در شاخه ی دیگر هم همین طور است موجود الف +(10-30) نه شامپانزه است نه نیای مشترک

نظریه ی داروین فقط با این شرط تحقق می یابد که فرض کنیم در هنگام تکامل گونه ی ماقبل کلا منقرض شده و گونه ی جدی جایش را گرفته است که این هم با مشاهدات عینی کاملا تفاوت دارد

بعضا نیای مشترک هست ، موجود تکامل یافته هم هست ولی اثری از حد واسط نیست

بعضا نیای مشترک هم نیست و فقط موجود تکامل یافته هست

به نظرم بهتر است ابتدا لینک های پایین مطالعه شود (جدیدا اعتبار نظریه تکامل برایم تا حد 50 درصد بالا رفته بود ولی با توجه به مطالعات کمی که انجام دادم در حال سقوط است)
قسمت اول:
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/314249
قسمت دوم:
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/314273
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan
۹:۰۱, ۲۸/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آبان/۹۴ ۹:۵۲ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #49
آواتار
رضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - 5 (بخش پایانی)

به دوستان داروینیست توصیه می کنم که مقالات خادم الامام رو در این زمینه مطالعه بفرمایند.


[تصویر: 011.jpg]
يکي از مشکلاتي که پيش روي منتقدان علمي « فرضيه ي تکامل » قرار دارد، مسئله ي خوش باوري عجيب بسياري از عوام و خواص پيرامون مجامع علمي است! به نحوي که اين عزيزان، تصور مي نمايند که از دانشگاه ها، مجلات و منابع آکادميک، چيزي جز حقيقت و راستي صادر نمي گردد! متاسفانه چنين خوش باوري در بين مجامع...









فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - 5 (بخش 10)





فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - 5 (بخش 9)






فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - 5 (بخش 8)





فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - 5 (بخش 7)






فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - 5 (بخش 6)





فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - 5 (بخش 5)






فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - 5 (بخش 4)





فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - 5 (بخش 3)






فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - 5 (بخش 2)





فرضیه ی تکامل؛ منطقه ی ممنوعه!!! - 5 (بخش


عاجز بودن نظریه تکامل از توجیه پرواز پرندگان
[url=http://www.alvadossadegh.com/fa/news/newss.html][/url]


در نظریه تکامل ادعا شده است که خزندگان در طول قرن ها ، موفق به پرواز شدند. بر اساس این نظریه، حشرات اولين موجوداتي بوده اند كه بال داشته اند.

اما علت این پرواز چه بوده است؟!
چرا خزندگان قادر به پرواز شده اند؟!

پاسخی که طرفداران این نظریه می دهند :

1- چیزی در آسمان بوده است و این جانورانی که روزگاری در زمین بوده اند می خواسته اند به چیزی که در آسمان وجود دارد برسند...( اما در لحظه شروع هنوز چیزی در آسمان نیست که بخواهند به آن برسند.... حشرات برای چه بال در آوردند و می خواستند که به چه برسند؟!)

2- از دست چیزی که در زمین بوده است به اصطلاح فرار می کرده اند.... مثلا مارمولکی برای فرار از دشمنش بال در می آورد و شروع به پرواز می کند... اما آیا این تعقیب و گریز در میان جانوران، زمان مشخصی دارد؟!

اما سوالات زیر بوجود می آید:

۱- آیا نیاز، باعث ایجاد عضو جدید می شود؟!

2- آیا نیاز و آن هم نیاز حیاتی، به یک جاندار فرصت تغییرات را در دوران حیاتش می دهد ؟ آیا امکان انتقال این تغییرات به فرزند وجود دارد و یا قبل از اینکه زادولد کند آن نیاز حیاتیُ نابودش می کند؟

۳- آیا جهش می تواند یک عضو جدید ایجاد کند؟ (میلیاردها انسان وجود دارد آیا انسان بال دار دیده اید؟به طور کلی تر ....آیا انسانی که عضو جدیدی داشته باشد دیده اید؟ ... آیا میلیاردها انسان، احتمال وقوع را نباید افزایش بدهد؟)

۴- آیا فرار از رقیبان و دشمنان ، چیزی است که محدوده زمانی مشخصی داشته باشد؟!

۵- بعد از اینکه پرندگان و حشرات در آسمان پرواز کردند.... طبیعتا سایر جانوران از آن زمان می بایست دلیل بیشتری برای پرواز داشته باشند تا بتوانند آنها را شکار بکنند.... پس لذا جانوران زیادی در خشکی (در طی این فاصله زمانی) می بایست در حال تلاش برای پرواز باشند. آیا مارمولکی که بال در آورده باشد در طبیعت وجود دارد؟ چرا هیچ جانوری دیگر در حال تلاش برای رفتن به آسمان نیست؟



پر پرندگان از بزرگترین مشکل دارونیست ها می باشد. چرا و چگونه پر پرندگان بوجود آمد؟!


آیا مکانیزم پرواز به این سادگی است؟! پرواز در آسمان یک مکانیزم بسیار پیچیده است که نیازمند یک طراح بینهایت هوشمند می باشد.


اينکه پاهاي جلوي خزندگان چطور در نتيجه موتاسيون تبديل به بال ميشود از سوالاتي است که تا کنون اصلاً توضيحي نداشته است.غير از اين فقط داشتن بال براي موجودات خُشکي که به پرندگان تبديل شوند کافي نميباشد. بعنوان مثال ساختار استخواني پرندگان خيلي سبکتر از ساختار استخواني موجودات خشکي ميباشد ششهايش خيلي متفاوت چه از نظر کارکرد و چه از نظر ساختار مي باشد. ساختار اسکلتي و ماهيچه اي متفاوتي دارند و سيستمهاي گردش خون و قلب بسيار تخصصّ يافته دارند. اين مکانيزمها يواش يواش يکجا جمع نميشوند بنابراين تئوري تبديل موجودات خُشکي به پرندگان چيزي جُز سفسته نمي باشد.

ششهایی مخصوص پرندگان:

ششهای پرندگان دارای ساختاری کاملا متفاوت با خزندگان و پستانداران می باشد. ششها در پرندگان دارای ساختار " flow-through " می باشد اما در خزندگان ساختار ششها به صورت " in-out " می باشد.

ششهای پرندگان به صورتی می باشد که هوا از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج می شود. یعنی مجرای ورودی و خروجی متفاوت می باشد.


اما در خزندگان و پستانداران، ششها به گونه ای است که از همان مجرایی که هوا وارد ششها می شود از همان مجرا نیز خارج می شود. یعنی مجرای ورودی و خروجی یکسان می باشد.


مکانیزم تنفس در پرندگان کاملا متفاوت با خزندگان و پستانداران است. یک پرنده کوچک می تواند در دقیقه نزدیک ۲۵۰ بار تنفس کند. تا عمل اکسیژن رسانی به بافت های بدن در حین پرواز و در نتیجه مصرف زیاد انرژی تامین شود.

آیا تا کنون مرغ یا خروس یا شتر مرغی را دیده اید که بتواند پرواز کند. تکامل گراها می توانند با به پرواز در آوردن یک مرغ نظریه خودرا ثابت کنند:


آیا نباید یکی از این جوجه مرغ ها، در اثر جهش شرایط لازم برای پرواز را داشته باشد؟! چرا از بین این همه جوجه حتی یکی هم نمی تواند پرواز کند؟

منابع:


http://creation.com/the-evolution-of-fea...-darwinism
http://creation.com/fancy-flying-from-ad...eronautics
http://creation.com/birds-fliers-from-the-beginning
http://delusionofevolution.blogfa.com/cat-11.aspx
http://www.answersingenesis.org/creation...s.asp#lung
http://www.answersingenesis.org/articles...into-birds
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۲۲:۳۳, ۲۸/آبان/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آبان/۹۴ ۲۳:۳۳ توسط ‎namekarbary.)
شماره ارسال: #50

(۲۸/آبان/۹۴ ۲:۰۵)عمار94 نوشته است:  قائدتا انتظار ندارم موجودی بین انسان و شامپانزه وجود داشته باشه چون اینها در راهروهای جداگانه تکامل پیدا کردند ، اما بین انسان و نیای مشترکش با شامپانزه یا بین شامپانزه و نیای مشترکش با انسان باید گونه های بیمشاری وجود داشته باشه مثلا اگر فرق انسان و نیای مشترک 40 درجه باشه شاید تفاوت موجود الف +1 یا الف +2 با موجود الف و موجود الف +39 و الف +38 با انسان چشمگیر نباشد اما موجود الف +(10-30) قطعا تفاوت های چشمگیری موجود است ! موجود الف +(10-30) نه انسان است نه نیای مشترک در شاخه ی دیگر هم همین طور است موجود الف +(10-30) نه شامپانزه است نه نیای مشترک
چنین گونه هایی وجود داشتن که ما اونها رو به عنوان گونه انتقالی می شناسیم.
(۲۸/آبان/۹۴ ۲:۰۵)عمار94 نوشته است:  نظریه ی داروین فقط با این شرط تحقق می یابد که فرض کنیم در هنگام تکامل گونه ی ماقبل کلا منقرض شده و گونه ی جدی جایش را گرفته است که این هم با مشاهدات عینی کاملا تفاوت دارد

بعضا نیای مشترک هست ، موجود تکامل یافته هم هست ولی اثری از حد واسط نیست

بعضا نیای مشترک هم نیست و فقط موجود تکامل یافته هست
گونه قبل منقرض نمی شه؛ یا به گونه جدید «تبدیل» می شه، یا از گونه دیگه ای «انشقاق» پیدا می کنه. نوع اول به وجود اومدن گونه ها همواره در حال اتفاق افتادنه. پس ما جمعیت هایی رو داریم که با تغییر کردن های جزیی و پیوسته به هم در حال تبدیل شدنن. به خاطر همین در تقریبا همه موارد نیای مشترک رو نداریم. بلکه گونه هایی رو داریم که از نیای مشترک به وجود اومدن.

این که گفته می شه مثلا پستانداران از خزندگان تکامل یافتن منظور تمام خزندگان امروزی و نیای مشترک تمام اونهاست، نه فقط خزندگان امروزی که ما میشناسیم.
(۲۸/آبان/۹۴ ۲:۰۵)عمار94 نوشته است:  به نظرم بهتر است ابتدا لینک های پایین مطالعه شود (جدیدا اعتبار نظریه تکامل برایم تا حد 50 درصد بالا رفته بود ولی با توجه به مطالعات کمی که انجام دادم در حال سقوط است)
قسمت اول:
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/314249
قسمت دوم:
http://www.mashreghnews.ir/fa/news/314273
این که دانشمندان مرگ نظریه تکامل رو اعلام کردن صراحتا چیزی بیشتر از یه دروغ نیست. این افراد معدودی از دانشمندان مطرود و سرخورده هستن که اعتباری در جامعه علمی ندارن. البته این حرف "جانبدارانه" نیست، بلکه بر اساس پشتیبانی جامعه علمی و دانشمندان از نظریه تکامل استنتاج می شه.

(۲۸/آبان/۹۴ ۹:۰۱)vahrakan نوشته است:  عاجز بودن نظریه تکامل از توجیه پرواز پرندگان
[url=http://www.alvadossadegh.com/fa/news/newss.html][/url]


در نظریه تکامل ادعا شده است که خزندگان در طول قرن ها ، موفق به پرواز شدند. بر اساس این نظریه، حشرات اولين موجوداتي بوده اند كه بال داشته اند.

اما علت این پرواز چه بوده است؟!
چرا خزندگان قادر به پرواز شده اند؟!

پاسخی که طرفداران این نظریه می دهند :

1- چیزی در آسمان بوده است و این جانورانی که روزگاری در زمین بوده اند می خواسته اند به چیزی که در آسمان وجود دارد برسند...( اما در لحظه شروع هنوز چیزی در آسمان نیست که بخواهند به آن برسند.... حشرات برای چه بال در آوردند و می خواستند که به چه برسند؟!)

2- از دست چیزی که در زمین بوده است به اصطلاح فرار می کرده اند.... مثلا مارمولکی برای فرار از دشمنش بال در می آورد و شروع به پرواز می کند... اما آیا این تعقیب و گریز در میان جانوران، زمان مشخصی دارد؟!

اما سوالات زیر بوجود می آید:

۱- آیا نیاز، باعث ایجاد عضو جدید می شود؟!

2- آیا نیاز و آن هم نیاز حیاتی، به یک جاندار فرصت تغییرات را در دوران حیاتش می دهد ؟ آیا امکان انتقال این تغییرات به فرزند وجود دارد و یا قبل از اینکه زادولد کند آن نیاز حیاتیُ نابودش می کند؟

۳- آیا جهش می تواند یک عضو جدید ایجاد کند؟ (میلیاردها انسان وجود دارد آیا انسان بال دار دیده اید؟به طور کلی تر ....آیا انسانی که عضو جدیدی داشته باشد دیده اید؟ ... آیا میلیاردها انسان، احتمال وقوع را نباید افزایش بدهد؟)

۴- آیا فرار از رقیبان و دشمنان ، چیزی است که محدوده زمانی مشخصی داشته باشد؟!

۵- بعد از اینکه پرندگان و حشرات در آسمان پرواز کردند.... طبیعتا سایر جانوران از آن زمان می بایست دلیل بیشتری برای پرواز داشته باشند تا بتوانند آنها را شکار بکنند.... پس لذا جانوران زیادی در خشکی (در طی این فاصله زمانی) می بایست در حال تلاش برای پرواز باشند. آیا مارمولکی که بال در آورده باشد در طبیعت وجود دارد؟ چرا هیچ جانوری دیگر در حال تلاش برای رفتن به آسمان نیست؟



پر پرندگان از بزرگترین مشکل دارونیست ها می باشد. چرا و چگونه پر پرندگان بوجود آمد؟!


آیا مکانیزم پرواز به این سادگی است؟! پرواز در آسمان یک مکانیزم بسیار پیچیده است که نیازمند یک طراح بینهایت هوشمند می باشد.


اينکه پاهاي جلوي خزندگان چطور در نتيجه موتاسيون تبديل به بال ميشود از سوالاتي است که تا کنون اصلاً توضيحي نداشته است.غير از اين فقط داشتن بال براي موجودات خُشکي که به پرندگان تبديل شوند کافي نميباشد. بعنوان مثال ساختار استخواني پرندگان خيلي سبکتر از ساختار استخواني موجودات خشکي ميباشد ششهايش خيلي متفاوت چه از نظر کارکرد و چه از نظر ساختار مي باشد. ساختار اسکلتي و ماهيچه اي متفاوتي دارند و سيستمهاي گردش خون و قلب بسيار تخصصّ يافته دارند. اين مکانيزمها يواش يواش يکجا جمع نميشوند بنابراين تئوري تبديل موجودات خُشکي به پرندگان چيزي جُز سفسته نمي باشد.

ششهایی مخصوص پرندگان:

ششهای پرندگان دارای ساختاری کاملا متفاوت با خزندگان و پستانداران می باشد. ششها در پرندگان دارای ساختار " flow-through " می باشد اما در خزندگان ساختار ششها به صورت " in-out " می باشد.

ششهای پرندگان به صورتی می باشد که هوا از یک طرف وارد و از طرف دیگر خارج می شود. یعنی مجرای ورودی و خروجی متفاوت می باشد.


اما در خزندگان و پستانداران، ششها به گونه ای است که از همان مجرایی که هوا وارد ششها می شود از همان مجرا نیز خارج می شود. یعنی مجرای ورودی و خروجی یکسان می باشد.


مکانیزم تنفس در پرندگان کاملا متفاوت با خزندگان و پستانداران است. یک پرنده کوچک می تواند در دقیقه نزدیک ۲۵۰ بار تنفس کند. تا عمل اکسیژن رسانی به بافت های بدن در حین پرواز و در نتیجه مصرف زیاد انرژی تامین شود.

آیا تا کنون مرغ یا خروس یا شتر مرغی را دیده اید که بتواند پرواز کند. تکامل گراها می توانند با به پرواز در آوردن یک مرغ نظریه خودرا ثابت کنند:


آیا نباید یکی از این جوجه مرغ ها، در اثر جهش شرایط لازم برای پرواز را داشته باشد؟! چرا از بین این همه جوجه حتی یکی هم نمی تواند پرواز کند؟

منابع:


http://creation.com/the-evolution-of-fea...-darwinism
http://creation.com/fancy-flying-from-ad...eronautics
http://creation.com/birds-fliers-from-the-beginning
http://delusionofevolution.blogfa.com/cat-11.aspx
http://www.answersingenesis.org/creation...s.asp#lung
http://www.answersingenesis.org/articles...into-birds

اینم یکی از اون متناییه که چیزی که فرگشت می گه کاملا غلط بیان شده. فرگشت نمی گه جانداران بر اساس نیاز فرگشت پیدا می کنن. بلکه می گه طبیعت جهش های تصادفی رو انتخاب می کنه. حالا این که آیا نویسنده متن در فهم مبادی فرگشت مشکل داشته، یا صرفا برای نقدپذیر کردن تکامل اون رو تحریف کرده رو باید از خود نویسنده ش پرسید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا