|
سریال ""ستایش""
|
|
۲۰:۲۲, ۳۱/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() سعيد سلطاني کارگردان توانا و شناخته شده تلويزيون است که معروفيتش را به واسطه سريال موفق «پس از باران» کسب کرده است. سلطاني فارغ التحصيل سينما از دانشکده هنر است. او مدتي کارمند آموزش و پرورش بود ولي به خاطر فعاليت هاي تلويزيون و کارگرداني اش در سال 1370 از آن کار استعفا داد و به کارگرداني فيلم هاي کوتاه پرداخت. جدیدترین ساخته ی سلطانی سریال ستایش است که هر جمعه برای خانواده های ایرانی در حال پخش است ...علاوه بر ریتم کند و زمان طولانی سریال از ویژگی های اثار سلطانی است نکته ای دیگر نظر حقیر را نسبت به این سریال جلب کرده است (ضمن اینکه من اصلا تلویزیون نمیبینم اما خانواده بسیار علاقه به این سریال دارند و من نیز بعضی از قسمت های این سریال را دیدم)اینکه چرا بازیگران این فیلم یک به یک میمیرند ؟ پاسخ : این فیلم یک تراژدی است اما واقعا در تراژدی چنین اتفاقی میفتد؟/تراژدی چیست؟/ تراژدی از دید فلاسفه ! تراژدی، غمنامه یا سوگنامه، یکی از شکلهای نمایش است که ریشه در مناسک مذهبی یونان باستان دارد . - اجزای تراژدی از دید ارسطو: هسته داستان ، که ترتیب منظم و منطقی حوادث و اعمال است. قهرمانان و اشخاص ، که بازیکنان نمایشنامه میباشند. اندیشهها، که حرفهای قهرمانان یا نتایج اعمال آنان است. بیان یا گفتار، که نحوهٔ کاربرد و تأثیر کلمات در تراژدی است. طرز بیان باید سنگین و موزون باشد. آواز کُر، آوازهایی است که دستههای همسرایان در تراژدی میخوانند. وضع صحنه یا منظر نمایش، که مربوط به صحنه آرایی و صحنه سازی است ![]() قهرمان تراژیک تطهیر و تزکیه، ترجمه واژه یونانی کاتارسیس Catharsis است که از اصطلاحات مشهور نقد ادبی است ومفهوم آن این است که بیننده بعد از دیدن تراژدی از این که خود دچار چنان سرنوشتی نشدهاست احساس سبکی کند. در تراژدی، معمولاً قهرمان میمیرد و این مرگ دلخراش باعث کاتارسیس میشود. ارسطو میگوید قهرمان تراژدی در ما هم حس شفقت را بیدار میکند و هم حس وحشت و هراس را. او نه خوب است و نه بد، مخلوطی از هر دواست، اما اگر از ما بهتر باشد، اثر تراژدی بیشتر میشود. قهرمان بر اثر بخت برگشتگی یا بازی سرنوشت، ناگاه از اوج سعادت به ورطهٔ شقاوت فرو میافتد. تغییر سرنوشت نتیجهٔ فعل خطایی است که از قهرمان سرزدهاست. به قول محققان غربی او بر اثر نقطه ضعفی که دارد مرتکب اشتباه میشود. به این نقطه ضعف در یونانی، همرتیا گویند که در انگلیسی به تراژیک فلاو یعنی نقطهٔ ضعف تراژیک ترجمه شدهاست. یکی از رایجترین انواع نقطه ضعف در تراژدیهای یونانی، هوبریس به معنی غرور است. از خود راضی بودن و اعتماد به نفس بیش از حد که باعث میشود قهرمان تراژدی به نداها، اخطارها، علائم درونی و قلبی و آسمانی توجه نکند و از قوانین اخلاقی منحرف شود. تراژدی و فلسفه اهمیت تراژدی در فرهنگ غرب تا آنجاست که توجه فیلسوفان بزرگی چون افلاطون، ارسطو، سنکا، هگل، دیوید هیوم، نیچه، آرتور شوپنهاوئر، برک، مارتین هایدگر، سارتر و کامو و منتقدین و زیبایی شناسان برجستهای همچون هوراس، کاستلووترو، گوته، گئورگ لوکاچ و … را به خود جلب کردهاست. به باور افلاطون تراژدی روایتی است تقلیدی اما ارسطو تراژدی را تقلید عملی جدی وکامل به صورت نمایشی و نه روایتی میداند که شامل تغییرات ناگهانی است که به موقعیتی چنان ناگوار منتهی میشود که درتماشاگران دو احساسِ ترحم و ترس را ایجاد میکند. امر تراژیک به عنوان هسته و جوهر اصلی تراژدی از نظرآیسخولوس راهی است برای رسیدن قهرمان تراژیک به شناخت تراژیک ؛ «پاثین ماثین» یعنی «رنج بردن برای آموختن». درنگرش فلسفی «امر تراژیک»، به محدودیت، فرجام ناگوار زجر و رنج قهرمان، دستیابی قهرمان به شناخت رنج آور، احساس ناگوار و فقدان معنا میشود. هرچند درجهانشناسی یونان باستان خدایان قانون هستی اند و برانسان و زندگی او مسلط اند اما تراژدی عرصه تقابل خواستِ قهرمان تراژیک با خواست خدایان نیز هست که به دو صورت کنشی و واکنشی رقم میخورد. درتقابل قهرمان تراژیک با تقدیر یونانیان به تقدیر همچون نیرویی اسرار آمیز و مقتدر اعتقاد داشتند که حتی خدایان مطیع آن بودند از اینرو اساس امر تراژیک مبارزه قهرمانانه اما منجر به شکست قهرمان تراژیک دربرابر تقدیر است. ![]() اما خود تراژدی زیر مجموعه ی درام است درام نام ژانری در سینماست که در آن کاراکترهای فیلم در چارچوبی واقعی با مشکلات احساسی روبرو میشوند. بطور کلی فیلمهای این ژانر را میتوان بصورت زیر طبقهبندی کرد: درام تاریخی: مانند احساس، ویسکونتی، ۱۹۴۵ درام سانتیمانتال درام روانشناختی: مانند Le jou r se lève, de Carné, 1939 درام اجتماعی: مانند Les plus belles années de notre vie, de Wyler, 1946 ملودرام: مانند Mirage de la vie, de Douglas Sirk, 1958 کمدی دراماتیک: مانند À nos amours, de Pialat, 1983 نمونه ای از معروفترین تراژدی های یونان و موضوعات انها : ملتمسان : دربارهٔ فرار زنی از شوهرش است. مصریان : دربارهٔ زنانی است که شوهرشان را میکشند. پارسیان : دربارهٔ نبرد یونانیان و ایرانیان است. هفت سرکرده بر ضد تبس : مجموع سه تراژدی است: لائیوس : دربارهٔ مردی است که به مرد دیگری که مهمانش است تجاوز میکند. اودیپوس : دربارهٔ پدرکشی و زنای با محارم است. هفت سرکرده : حول محور برادرکشی میگردد. "پرومتئوس در بند" و "پرومتئوس از بند رسته" : دربارهٔ شکنجه شدن یک خدا است. که نحوه استفاده از آتش را به انسانها آموخت . اورستئیا مجموعهٔ سه متن است: آگاممنون : دربارهٔ آدمخواری، شوهرکشی، و هووکشی است. خوئه فوروئه : دربارهٔ مادرکشی است. ائومنیدس : دربارهٔ محاکمهٔ یک مادرکُش است. آژاکس : دربارهٔ دیوانگی و خودکشی این پهلوان است. آنتیگونه : دربارهٔ دختری که به مخالفت با قوانین کشور برمیخیزد. اودیپ شهریار (جبار): دربارهٔ تقدیر و زنای با محارم و پدرکشی است. الکترا : دربارهٔ قتل بهخاطر زنای با محارم است. تراخینیائه : دربارهٔ کشتن شوهر به خاطر آوردن هوو است. تجاوز به هلن : مضمونی دارد که از نامش هویداست. هیپونوموس : دربارهٔ کسی است که دخترش را میکشد. البته در سریال ستایش ما شاهد یک تراژدی هستیم که طرفداران مخصوص خود را دارد اما چرا بازیگران یک به یک میمیرند ؟ این چه نوع تراژدی است که مرگ های زنجیره ای در سریال راه می اندازد ؟نویسنده ی مطلب با تراژدی مخالف نیست اما تراژدی در چه حد برای صدا و سیمای جمهوری اسلامی مجاز است ؟ چرا از تریبون ملی باید تا این حد ناامیدی القا شود ؟؟؟بازیگران این فیلم که یک به یک در فضای تاریک سریال اقای سلطانی میمیرند ؟؟؟ کجای هنر و ادبیات نمایشی چنین مجوزی به اثر داده میشود ؟ من از تراژدیهای یونانی و رومی اسم بردم اما فرهنگ برهنه یونان و وحشی روم کجا ؟ فرهنگ اسلامی کجا ؟ تراژدی را در اثارتان نشان دهید نه اینکه سه نفر از کاراکترها را سینه ی قبرستان بفرستید...یکی را فلج کنید و خدا میدانید در اینده ی این سریال چه خواهیم دید !!! |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۳:۴۲, ۲۶/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/تیر/۹۰ ۳:۴۴ توسط zaeim.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
طاهر که در ابتدا یک بچه مثبت و کاملا منطقی نشون میده:
اول فیلم تو خریت دوستش همراهی میکنه آبروشم میزاره (دختره میره خونشون برای دیدن برادرش فکر میکنن رابطه داره) وسطای فیلم همین بچه مثبته عاشق میشه به همه چیز پشت میکنه مخصوصا به پدرش (خوب شد با هم فرار نکردن). تازه هنوز طاهرو آدم منطقی نشون میده پدره یه بی شعور اواخر فیلم هم که باز یه خریت دیگه میکنه خودشو به کشتن میده. فیلم بیخودی بود. میگن: تو فیلم ها از خانم ها استفاده نکنی کسی نگاه نمیکنه راست گفتن ، اسم فیلم شد ستایش |
|||
|
|
۴:۱۶, ۲۶/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/تیر/۹۰ ۴:۲۳ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
نقل قول:طاهر که در ابتدا یک بچه مثبت و کاملا منطقی نشون میده: دوست عزیزم اول اینکه این فیلم فمینیستی است و از لحاظ جامعه شناسی به بررسی بنیان خانواده میپردازد . 1.خانواده ی قبیله ای ( خانواده ی حشمت که در ان پدر مادر فرزند و عروس در یک خانه زندگی میکنند) 2.خانواده ی هسته ای ( طاهر و ستایش و فرزندان ) خب پسر از خانه ی خود جدا شده و تشکیل خانواده ی جدید به دور از خانواده ی خود میدهد و به محض اینکه دوباره خود تصمیم دارد پدر ستایش را به خانواده ی خود دعوت کند بعد از چند قسمت میمیرد القای اینکه>>>در جامعه ی مدرن نمیشود تشکیل خانواده ی سنتی داد(البته این به معنای بد بودن سریال نیست) از انجایی که بستر فیلم فمینیسم چپ است یعنی دیدگاه شباهت طلب فمینیستی است قائل به ازدواج زن با مرد و بچه دار شدن است ولی پس از بچه دار شدن مرد باید از زن جدا بشود که در فیلم طاهر را حذف کردند . شخصیت مقابل ستایش حشمت است که با صدای کلفت و سیبیل شخصیتی مرد سالارانه دارد که روز به روز در مقابل ستایش بیشتر کم میاورد اگه به قسمتی که حشمت به مکانی که ستایش در ان مار میکند دقت کنید متوجه جریان این فیلم خواهید شد حشمت با ان همه مرد سالاری از ستایش اجازه میگیرد تا بنشیند و ما شاهد کم اوردن حشمت در مقابل ستایش هستیم ...بعد از ان که ستایش نزد پدر خود میرود پدرش به او میگوید که فردوس یک شخص نیست یک جریان فکریاست خب جریان فکری فردوس چیست ؟ مردسالاری!!! بنده زیاد این سریال را دنبال نمیکنم ولی گاها که از مقابل تلویزیون عبور میکنم دیالوگ های جالبی از زبان بازیگران میشنوم که نمونه ی ان را عرض کردم ...با توجه به تیزر قسمت اینده این سریال که نشان از مرگ پدر ستایش میدهد (البته هنوز هیچ چیز معلوم نیست ) باید منتظر خانواده ی سوم باشیم یعنی : 3.خانواده ی میکرو ( تک والدینی) : این خانواده ی بزرگترین نعمت یا بهتر است بگوییم بزرگترین بدبختی است که فمینیسم ان را به زنان جهان هدیه کرده است . نمیتوانم اکنون نظر قطعی بدهم ولی پدر ستایش به زودی حذف خواهد شد و در اینده ی نزدیک ما شاهد تقابل بین ستایش و حشمت بر سر کودک خواهیم بود که ستایش بدون کمک از کسی و با تلاش خود پیروز میدان خواهد بود و شخصیت حشمت در اواخر داستان باید در مقابل ستایش ذلیلانه عذر خواهی کند و ستایش را به عنوان زن خود ساخته بپذیرد . البته این جریان فیلم ستایش نسبت به فمینیسم رادیکال خانم تهمینه میلانی کمی ملایم است ولی فمینیسم یک چه به صورت چپ و چه به صورت رادیکال یک نتیجه دارد : خانواده ی تک والدینی در میان اشنایان و دوستان که پیگیر شدم خانم ها نسبت به اقایان علاقه ی بیشتری به این فیلم دارند و پای این فیلم اشک میریزند و همین باعث میشود که شام به بعد از سریال ستایش موکول شود ![]() ![]()
|
|||
|
|
۲۲:۵۷, ۲۶/تیر/۹۰
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
(۲۳/تیر/۹۰ ۱۴:۵۹)Reza_Jackman نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیم .برادر عزیزم... خدای نکرده قصد کوچکترین جسارتی نداشتم..... به هر حال عذر میخوام اگه منظورمو بد رسوندم... راستش منظورم این بود که چه عیبی داره که تراژدی باشه؟ چون چند تا تراژدی بدنام از نظر ما، نام بردین دلیل نمیشه که هر تراژدی بد باشه... و هممون هم که میدونیم هیچ سریال ایرانی نیست که آخرش خوب تموم نشه... پس اشکال این سریال از نظر شما چیه؟ |
|||
|
|
۲۳:۴۷, ۲۶/تیر/۹۰
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
نقل قول:راستش منظورم این بود که چه عیبی داره که تراژدی باشه؟ چون چند تا تراژدی بدنام از نظر ما، نام بردین دلیل نمیشه که هر تراژدی بد باشه... و هممون هم که میدونیم هیچ سریال ایرانی نیست که آخرش خوب تموم نشه... منم که خواهر گرامی در همان پست اول اشاره کردم که حقیر با تراژدی مخالف نیستم ...داستان بدون تراژدی معنا ندارد . نقل قول:پس اشکال این سریال از نظر شما چیه؟ ببنید خواهر گرامی این حجم مردن و فلج شدن واسه سریال خانوادگی نیست . باز سریال پلیسی باشه بازیگرها رو بگیرن زیر مسلسل اصلا مهم هم نیست . این فیلم تراژدی نیست مصیبت است و بیشتر منو یاد فیلم های هندی دهه ی 80 و 90 هند میندازه . دقیقا عین سریال جراحت که ماه رمضان پخش میشد و یک مشت مزخرفات را تحویل جامعه میداد . |
|||
|
|
۱۷:۵۸, ۲/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/مرداد/۹۰ ۱۸:۰۷ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
(۲۶/تیر/۹۰ ۲۲:۵۷)آرین (الهه.ع) نوشته است: راستش منظورم این بود که چه عیبی داره که تراژدی باشه؟ چون چند تا تراژدی بدنام از نظر ما، نام بردین دلیل نمیشه که هر تراژدی بد باشه... و هممون هم که میدونیم هیچ سریال ایرانی نیست که آخرش خوب تموم نشه... ضمن تشكر از اينكه شخصيت طاهر رو هم توضيح دادن دوستان ! آخه ما بايد بفهميم (توي فيلم بايد بفهميم) آخه طاهر خوب است چرا خوب است؟ فقط چون خجالت مي كشد؟ اگر مي توانيد براي من بگويي طاهر چرا خوب است؟؟ در دنيايي كه فيلم ساخته منظور من است . حالا اين به جاي خودش. نقل قول:در تعریف تراژدی نوشته اند که تراژدی شرح وقایعیست ناگوار و بد عاقبت، هم باعث هول و وحشت می شود و هم موجب رحمت و شفقت. براي من يك مثال بياوريد در يك تراژدي ( يك تراژدي مورد قبول) 4 قهرمان فيلم يكي پس از ديگري مرده باشند. اينجا بلاهايي كه بر سر فرد مياد به چه دليلي هست؟ اين تراژدي نيست بلا نگاري است. اصلا بايد يك ژانر جديدبرايش اختراع بشود! بر فرض اينكه ستايش در پايان فيلم برنده ماجرا شده باشد و فرزند و سرمايه فردوس به نام او و فرزندانش بشود اينجا چه ارزشي اثبات شده ؟ چه ارزشي به ثمر نشسته؟؟ |
|||
|
|
۰:۴۵, ۳/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
سلام.اتفاقاتی که تو این فیلم میفته منو یاد کربلا میندازه!بابا این چه فیلم داغونیه ساختن.پخششم روز جمعه هستش دیگه اخر ضدحال و ناامیدی واسه ادم در طول هفته درونش تثبیت میشه.حالا خوبه مختارو داریم اما این بیچاره هم مثه اینکه قراره بره پیش بابا بزرگم یعنی پیش خدا.کاش این ستایشم بیفته مخش پخش بشه!نه اونوقتم دیگه خیلی ٬خشونتی٬ میشه مثله اره۴!اونجا ستایش از فقر داره با جوراباش املت درست میکنه میخوره اونورم ۲۰ تا شاخه گل ترتمیز و خوشگل میخره،میبره میذاره سر قبر ان جوان ناکام هزار ساعتم حرف میزنه!طاهر چرا رفتی منو با این بچه های شلوغ و مامانی تنها گذاشتی!!!به نظر من یه فیلم طنز میذاشتن واسه روزه جمعه بهتر تر تر بود نه؟.فکر کنم اونوقتام پس از باران جمعه ها میداد!فرخ اخرا خونشو خورد یادش بخیر!
|
|||
|
|
۱۵:۰۱, ۴/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
در کل این ستایش 1 فمنیسم افراطیه
ضمنا اگه یادتون باشه اوایل فیلم کل جبهه رو زیر سوال بردن
|
|||
|
|
۱۲:۵۴, ۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
سلام کجای این ستایش فمنیستی هستش؟!کجا جبهه رو زیر سوال برده!؟میشه یکی توضیح بده خواهشا و مرا بنده ی خویش کند!
|
|||
|
|
۱۴:۲۶, ۵/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/مرداد/۹۰ ۱۴:۲۷ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
نقل قول:سلام کجای این ستایش فمنیستی هستش؟!کجا جبهه رو زیر سوال برده!؟میشه یکی توضیح بده خواهشا و مرا بنده ی خویش کند!عليكم السلام اگر پست 31 و 32 همين تاپيك قانع نمي كند شما را بفرماييد تقويتش مي كنيم.(كه البته توضيحات به نظر من كافيست). ما نخواستيم ثابت كنيم كلا اين ماجرا به فمنيسم مي پردازد خواستيم بگوييم يك همچين جرياني در اين سريال موجود است. كه البته نمي توان به آن عنوان تراژدي داد. اگرچه صاحبان آن تصور دارند ملودرام ساخته اند! با احترام به علاقمندان اين سريال ![]() زير سوال بردن جبهه را من نديدم دوستي كه ديده توضيح بفرمايند. |
|||
|
|
۱۴:۵۵, ۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
(۵/مرداد/۹۰ ۱۲:۵۴)AmirBritney نوشته است: سلام کجای این ستایش فمنیستی هستش؟!کجا جبهه رو زیر سوال برده!؟میشه یکی توضیح بده خواهشا و مرا بنده ی خویش کند!میخای بدونی کجاش فمنیستی هست؟به این نکته توجه کن: توی فیلم انیس یه شخصیت بد نشون داده میشه ولی علت این همه بدی و نفرت چیه؟حرفها و حرکات حشمت فردوسه چونکه انیس پسر نداره و حشمت ب اون توجه نداره و بچه های اون زیاد توجه نمیکنه ولی وقتی ستایش یک پسر به دنیا میاره بچه ستایش(طاهر)مورد توجه قرار میگیره و باعث برانگیخته شدن حس حسادت انیس میشه! توی این فیلم داره تمام بدی ها رو به مردها و حشمت فردوس نسبت میده! کاشکی این ستایش بیفته بمیره یکم دلم خنک بشه
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| فیلم: کپی سریال آمریکایی در سریال ماه رمضان | mahdy30na | 50 | 19,376 |
۲/مرداد/۹۳ ۲۳:۲۹ آخرین ارسال: مسافرتنها |
|
| سریال «ستایش 2» توقیف شد | انتصـار | 17 | 7,200 |
۳/تیر/۹۳ ۱۴:۰۰ آخرین ارسال: soora |
|





![[تصویر: 9-1.jpg]](http://www.magiran.com/ppic/3291/1534/9-1.jpg)
![[تصویر: 938471210_orig.jpg]](http://www.inn.ir/iran_media/image/2010/12/938471210_orig.jpg)
![[تصویر: vzrar5rlk6ct22fkyjrq.jpg]](http://files.cinemacenter.ir/images/vzrar5rlk6ct22fkyjrq.jpg)






