|
"مناجات شبانه" (درددلی با خدای مهربان)
|
|
۰:۰۶, ۲۱/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/تیر/۹۳ ۳:۲۷ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خداوند بخشنده مهربان ![]() بسم رب الحسین ع این تاپیک رو برای "مناجات" و "درددل" با خدای مهربان خدمت دوستان امام زمانی ام تقدیم می کنم.. عزیزانی که دلشون میخواد آخرای شب یه "نجوایی کوتاه" با محبوبشون داشته باشند.. برای حوائج آخرتی هم دعا کنیم.. . . برای تبرک: قسمتی از مناجات امام علی علیه السلام در دل شب: خدای من! چه بسیار گناهانی که تو به دلیل شکیباییات، آنها را مایه انتقام از من قرار ندادی! و چه بسیار رسواییهایی که تو از سر بزرگواری، آنها را آشکار نساختی! خدایا! اگر عمرم را مدتی طولانی در معصیت تو گذراندم و در نامهی اعمالم گناهانم بزرگ است، جز آمرزش تو آرزوی دیگری ندارم و جز رضایتت به چیز دیگری امیدوار نیستم! خدای من! آنگاه که به عفو تو می اندیشم و گناهانم بر من سبک میشود! و آنگاه مؤاخذه و مجازات هولانگیز تو را یاد می کنم و گناهانم بر من بزرگ و سخت میگردد! آه! اگر تو در نامهی اعمالم گناهی را بخوانی که من فراموش کرده ام، و تو آن را ثبت کردهای، آنگاه فرمان دهی که او را بگیرید! پس وای بر اسیری که خاندانش نتواند او را رهایی بخشد و قبیلهاش سودی برایش نداشته باشد! آه از آتشی که جگرها و کلیهها را می سوزاند...! (بحارج41 و امالی شیخ صدوق) |
|||
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۰۶, ۵/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/شهریور/۹۰ ۰:۱۰ توسط MESSENGER.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
يا مَفْزَعي عِنْدَ كُرْبَتي وَ يا غَوْثي عِنْدَ شِدَّتي اِلَيكَ فَزِعْتُ وَبِكَ اسْتَغَثْتُ وَبِكَ لُذْتُ لا اَلُوذُ بِسِواكَ وَلا اَطْلُبُ الْفَرَجَ اِلاّ مِنْكَ فَاَغِثْني وَفَرِّجْ عَنّي يا مَنْ يقْبَلُ الْيسيرَ وَيعْفُو عَنِ الْكَثيرِ اِقْبَلْ مِنِّي الْيسيرَ وَاعْفُ عَنِّي الْكَثيرَ اِنَّكَ اَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ اَللّـهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ ايماناً تُباشِرُبِهِ قَلْبي وَيقيناً حَتّي اَعْلَمَ اَنَّهُ لَنْ يصيبني اِلاّ ما كَتَبْتَ لي وَرَضِّني مِنَ الْعَيشِ بِما قَسَمْتَ لي يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ يا عُدَّتي في كُرْبَتي وَيا صاحِبي في شِدَّتي وَيا وَلِيي في نِعْمَتي وَيا غايتي في رَغْبَتي اَنْتَ السّاتِرُ عَوْرَتي وَالاْمِنُ رَوْعَتي وَالْمُقيلُ عَثْرَتي فَاغْفِرْ لي خَطيـئَتي يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ اي پناهگاهم در هنگام غمزدگي و اي دادرسم در هنگام سختي و دشواري به درگاهت زاري كنم و به تو استغاثه كنم و به تو پناه آرم و بهجز تو به ديگري پناه نبرم و گشايش را جز از تو نخواهم پس به دادم برس و گشايشي به من ده اي كه بپذيري (طاعت) اندك را و بگذري از (گناه) بسيار، بپذير از من (طاعت) اندك را و بگذر از (گناه) بسيار كه بهراستي تو آمرزنده و مهرباني خدايا! از تو ايماني خواهم كه هميشه دلم با آن همراه باشد و يقيني خواهم كه (بدان وسيله) بدانم كه چيزي به من نرسد جز آنچه برايم نوشتهاي و خشنودم كن از زندگي به همان كه نصيبم كردهاي اي مهربانترين مهربانان اي ذخيرهام در غمزدگي و اي يار همراهم در سختي و اي سرپرستم در نعمت و اي منتهاي شوق و رغبتم تويي پوشاننده زشتيهايم و امانبخش هراس و دلهرهام و چشمپوش لغزشم پس بيامرز خطايم را اي مهربانترين مـهربـانـان... |
|||
|
|
۷:۰۲, ۱۰/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ
به نام خداوند بخشنده مهربان از مناجات خمس عشره- پانزده گانه- امام سجّاد(علیه السلام)
مناجات الشاکرین (شکرگزاران)
اِلهى اَذْهَلَنى عَنْ اِقامَةِ شُکْرِکَ تَتابُعُ طَوْلِکَ،وَاَعْجَزَنى عَنْ اِحْصآءِثَنآئِکَ فَیْضُ فَضْلِکَ، وَشَغَلَنى عَنْ ذِکْرِ مَحامِدِکَ تَرادُفُ عَوآئِدِکَ، وَاَعْیانى عَنْ نَشْرِ عَوارِفِکَ تَوالى اَیادیکَ، وَ هذا مَقامُ مَنِ اعْتَرَفَ بِسُبُوغِ النَّعْمآءِ،وَقابَلَها بِالتَّقْصیرِ، وَشَهِدَ عَلى نَفْسِهِ بِالاِْهْمالِ وَالتَّضْییعِ، وَ اَنْتَ الرَّؤُفُ الرَّحیمُ الْبَّرُ الْکَریمُ، اَلَّذى لا یُخَیِّبُ قاصِدیهِ، وَلا یَطْرُدُ عَنْ فِنآئِهِ امِلیهِ، بِساحَتِکَ تَحُطُّ رِحالُ الرّاجینَ، وَ بِعَرْصَتِکَ تَقِفُ امالُ الْمُسْتَرْفِدینَ، فَلا تُقابِلْ امالَنا بِالتَّخْییبِ وَالاِْیاسِ، وَ لا تُلْبِسْنا سِرْبالَ الْقُنُوطِ وَالاِْبْلاسِ، اِلـهى تَصاغَرَ عِنْدَ تَعاظُمِ آلائِکَ شُکْرى، وَ تَضآئَلَ فى جَنْبِ اِکْرامِکَ اِیّاىَ ثَنآئى وَنَشْرى، جَلَّلَتْنى نِعَمُکَ مِنْ اَنْوارِ الاِْیمانِ حُلَلاً، وَضَرَبَتْ عَلَىَّ لَطآئِفُ بِرِّکَ مِنَ الْعِزِّ کِلَلاً، وَقَلَّدَتْنى مِنَنُکَ قَلائِدَ لا تُحَلُّ، وَ طَوَّقَتْنى اَطْواقاً لاتُفَلُّ، فَآلائُکَ جَمَّةٌ ضَعُفَ لِسانى عَنْ اِحْصآئِها، وَنَعْمآئُکَ کَثیرَةٌ قَصُرَ فَهْمى عَنْ اِدْراکِها فَضْلاً عَنِ اسْتِقْصآئِها، فَکَیْفَ لى بِتَحْصیلِ الشُّکْرِ، وَشُکْرى اِیّاکَ یَفْتَقِرُ اِلى شُکْر، فَکُلَّما قُلْتُ لَکَ الْحَمْدُ، وَجَبَ عَلَىَّ لِذلِکَ اَنْ اَقُولَ لَکَ الْحَمْدُ، اِلهى فَکَما غَذَّیْتَنا بِلُطْفِکَ، وَ رَبَّیْتَنا بِصُنْعِکَ، فَتَمِّمْ عَلَیْنا سَوابِغَ النِّعَمِ، وَادْفَعْ عَنّا مَکارِهَ النِّقَمِ، وَآتِنا مِنْ حُظُوظِ الدّارَیْنِ اَرْفَعَها وَاَجَلَّها، عاجِلاً وَآجِلاً، وَلَکَ الْحَمْدُ عَلى حُسْنِ بَلائِکَ، وَسُبُوغِ نَعْمآئِکَ، حَمْداً یُوافِقُ رِضاکَ، وَیَمْتَرِى الْعَظیمَ مِنْ بِرِّکَ وَ نَداکَ، یا عَظیمُ یا کَریمُ، بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
خدایا! بخشش پى درپى تو انجام دادن سپاسگزاریت را از یاد من برد و ریزش فضل و احسانت مرا ازشمردن ثنا و ستایشت عاجز کرد و پشت سر هم آمدن نیکی هایت مرا از ذکر ستودنی هایت بازداشت و پیاپى رسیدن نعمتهایت مرا از نشر دادن نیکویی هایت درمانده کرد و اینجا که هستم جاى کسى است که اعتراف به وفور نعمتهاى تو و در مقابل آنها به کوتاهى کردن خود دارد و به اهمال کارى و تلف کردن عمر خویش گواهى دهد و تو اى خداى با عطوفت! و مهربان و نیکوکار و بزرگوارى که روآورندگان بسویت رانومید نسازى و آرزومندانت را از درگاهت نرانى! امیدواران به آستانه تو بار امید خود را بیندازند و آرزوهاى عطاخواهان به میدان وسیع کرم تو توقف کنند پساى خدا! تو آرزوهاى ما را با نومیدى و یأس روبه رو مگردان و جامه ناامیدى و دل شکستگى بر ما مپوشان خدایا! در برابر نعمتهاى بزرگت سپاسگزارى من کوچک است و در جنب اکرام و بزرگوارى تو ثنا وستایش من خُرد و ناقابل است نعمتهاى تو زیورهایى از انوار ایمان بر من پوشانده و ریزه کاریهاى نیکیت خیمه هایى از عزت برسرم زده و احسان هایت گردن بندهایى به گردنم انداخته که باز نشود و طوقهایى بدان آویخته که نگسلد نعمتهاى بسیار تو زبان مرا از شمردنش ناتوان کرده و بخششهاى فراوانت فهم مرا از ادراکش کوتاه کرده تا چه رسد به پى بردن به پایانش و با این ترتیب من چگونه مى توانم تو را سپاسگزارى کنم و سپاسگزارى من احتیاج به سپاسگزارى دیگرى دارد و هرگاه بگویم ستایش مخصوص توست براى این جمله لازم است دوباره بگویم ستایش مخصوص توست خدایا ! چنانچه به لطف خویش ما را خوراک دادى و به پرورش خود پروریدى پس نعمتهاى فراوانت را بر ما کامل کن و ناگواریهاى سخت و بد را از ما دور کن و عطا کن به ما از بهره هاى دو جهان برتر و بهترش را چه اکنون و چه در آینده و ستایش تو راست براى آزمایش نیکویت و نعمتهاى فراوانت ستایشى که برابر خشنودیت باشد و احسان و بخشش بزرگ تو را به سوى ما جلب کند اى بزرگ ! و اى بزرگوار! به رحمتت اى مهربانترین مهربانان |
|||
|
|
۲:۰۸, ۱۱/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
(۱۰/شهریور/۹۰ ۷:۰۲)MESSENGER نوشته است: روز قیامت که میپرسند عمرت را چگونه سرپری کردی چه بگویم؟ از عمری که به بطالت گذارندم چه بگویم؟ از ساعت های بی هدف پای اینترنت از ساعت های بی هدف پای خر دجال (تلویزیون) از ساعت های بی هدف پای صحبتهای بی سر و ته بر سر مباحثی که خدا از من نخواسته و احیاناً مرا از آن نهی کرده از ساعت های بی هدف چند 90 دقیقه که به بطالت گذشت؟ خدایا مددی ده که این عمر که سرمایه ی ساختن ابدیت من است به بطالت و بیهودگی تلف نشود |
|||
|
|
۱۱:۰۴, ۱۱/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/شهریور/۹۰ ۱۱:۱۴ توسط محیصا.)
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
الهی!
از من آهی و از تو نگاهی. الهی! عمری آه در بساط نداشتم و اینك جز آه در بساط ندارم. الهی! غبطه ملایكه ای را میخورم كه جز سجود نمیدانند، كاش حسن از ازل تا ابد در یك سجده بود. الهی! تا كی عبدالهوی باشم، به عزت تو عبدالهو شدم. الهی! از نخوردن رسواییم و از خوردن رسواتر. الهی! سست تر از آن كه مست تو نیست كیست؟ الهی! همه این و آن را تماشا كنند و حسن خود را، كه عجب تر از خود نیافت. الهی! دل بی حضور چشم بی نور است، این دل را نمیبیند و آن، عقبی را. الهی! همه حیوانات را در كوه و جنگل میبینند و حسن در شهر و ده. الهی! هركه شادی خواهد بخواهد، حسن را اندوه پیوسته و دل شكسته ده. الهی! مراجعت از مهاجرت به سویت تعرب بعد از هجرت است و تویی كه نگهدار دلهایی. الهی! آنكه در نماز جواب سلام نمیشنود، هنوز نمازگزار نشده..ما را با نمازگزاران بدار. الهی! خوشا آن كه بر عهدش استوار است و همواره محو دیدار است. الهی! آن كس تاج عزت بر سر دارد كه حلقه ارادتت را در گوش دارد و طوق عبودیتت را در گردن. مناجات عاشقانه علامه حسن زاده آملی |
|||
|
|
۱۴:۵۴, ۱۱/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
الهى "یا من یعفو عن الکثیر و یعطى الکثیر بالقلیل" از زحمت کثرتم وارهان و رحمت وحدتم ده.
الهى چگونه خاموش باشم که دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گویم که خرد مدهوش و بیهوش است. الهى بسیار کسانى دعوى بندگى کرده اند و دم از ترک دنیا زده اند، تا دنیا بدیشان روى آورد جز وى همه را پشت پا زده اند این بنده در معرض امتحان درنیامده شرمسار است بحق خودت "ثبت قلبى على دینک". الهى ناتوانم و در راهم و گردنه هاى سخت در پیش است و رهزنهاى بسیار در کمین و بار گران بر دوش "یا هادى اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین". ((الهى نامه استادعلامه حسن زاده آملى)) |
|||
|
|
۲۳:۴۶, ۱۷/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/شهریور/۹۰ ۲۳:۵۷ توسط MESSENGER.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
خدایا ببخش آن گناهانى را که پرده عصمتم را مىدرد!
خدایا ببخش آن گناهانى را که بر من کیفر عذاب نازل مىکند! خدایا ببخش آن گناهانى را که در نعمتت را به روى من مىبندد! خدایا ببخش آن گناهانى را که مانع قبول دعاهایم مىشود! خدایا ببخش آن گناهانى را که بر من بلا مىفرستد! خدایا هر گناهى که مرتکب شدهام و هر خطایى از من سر زده همه را ببخش! اى خدا ! من به یاد تو بسوى تو تقرب مىجویم و تو را سوى تو شفیع مىآورم و از درگاه جود و کرمت مسئلت مىکنم که مرا به مقام قرب خود نزدیک سازى و شکر و سپاست را به من بیاموزى و ذکر و توجه حضرتت را بر من الهام کنى خدایا ! از تو مسئلت مىکنم با سؤالى از روى خضوع و ذلت و خشوع و مسکنت که کار بر من آسان گیرى و به حالم ترحم کنى و مرا به قسمت مقدر خود خوشنود و قانع سازى و در هر حال مرا متواضع گردانى خدایا من از تو مانند سائلى در خواست مىکنم که در شدت فقر و بیچارگى باشد و تنها به درگاه تو در سختیهاى عالم عرض حاجت کند و شوق و رغبتش به نعم ابدى که حضور توست باشد . . . (فرازی از دعای کمیل) |
|||
|
|
۱:۳۰, ۱۸/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
الهی، اگر یک بار گویی: "بنده ی من " از عرش بگذرد خنده ی من..
الهی، تا از مهر تو اثر آمد همه ی مهرها به سر آمد.. الهی، می دانی ناتوانم، پس از بلاها برهانم.. |
|||
|
|
۰:۴۳, ۲۲/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
خدایا مرا ببخش اگر آتش عشقت را با اشک هایم بیرون می رانم !دارم شعله ور می شوم... خدایا مرا ببخش اگر در عشقت کفر می گویم ! قلبم گنجایش این همه رحمت را ندارد... خدایا مرا ببخش اگر چشمانم را بسته ام ! میخواهم امشب خواب تو را ببینم...خواب تو...فقط! . . . و اميدت را در دلهاي ما ثابت و محكم فرما و منحرف مساز دلهاي ما را پس از آنكه هدايتمان كردي و ببخش بهما از نزد خود رحمتي كه بهراستي تويي بسيار بخشنده... آمین (دعای ابوحمزه ثمالی) |
|||
|
|
۱:۴۹, ۲۴/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
گفتم دل و دین بر سر کارت کردم هر چیز که داشتم نثارت کردمگفتا تو که باشی که کنی یا نکنی آن من بودم که بی قرارت کردم
آن کس که تو را شناخت جان را چه کند فرزند و عیال و خانمان را چه کند دیوانه کنی هر دو جهانش بدهی دیوانه تو هر دو جهان را چه کند ای در دل من میل و تمنا همه تو وندر سر من مایه سودا همه تو هر چند به روی کار در مینگرم |
|||
|
|
۲:۰۰, ۲۴/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
خدایا چه بگویم؟؟!!!
خودت همه چیز را میدانی همان کن که خودت میخواهی نه آنچه که خودم میخواهم |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: monajat_talar.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8126065034/monajat_talar.jpg)








