کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 3.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
انرژی یا تلقین؟
۲۳:۰۱, ۱/دی/۸۹
شماره ارسال: #1

یه سوال عمده که بعد دیدن این سریال برام ایجاد شد مبحث انرژی بود.تو یه قسمت این سریال میگه جنگ الان بر سره انرژیه.مفاهیمی مثله انرژی +یا - یعنی چی؟با همون انرژی فیزیکی یکیه؟ماورائیه؟یا اصلا یه تلقینیه که ساخته ذهن ماستHuh
با فرض درست بودن انرژی خیلی از سوالا از جمله قانون جذب یا نوع وضو گرفتن یا غسل رو میشه توجیه کرد.اینکه یک سری مناسک باعث ایجاد انرژی میشه یعنی چی؟مگه انرژی پایسته نیست؟ تبدیل انرژی از + به - یا برعکس از نظر علمی توجیه پذیره؟یا ما فقط اینطور به خودمون القا میکنیم که مسجد یا طبیعت و... انرژی مثبت داره و گناه و یهود و... انرزی منفی؟انرژی اشکال به چه معنیه؟از کجا معلوم فقط همین اشکال انرژیو انتقال میدن.این علمیه یا با استقرا از طریق دیدن کلی گنبدو هرمو 8ضلعی بوجود امده؟و کلی سوال دیگه.لطفا علمی جواب بدین!یا علی!

خداوندا!آرامش عطا فرما تا بپذیرم آنچه را نمیتوانم تغییر دهم
شهامتی که تغییر دهم آنچه را که میتوانم
دانشی که تفاوت این دو را دریابم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید

آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۷:۰۱, ۱۰/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #51
آواتار
وقتی سوال رو خوندم خوشحال شدم که چه سوال خوبی مطرح شده . Smile
وقتی جواب ها رو خوندم ؛ ناراحت شدم و سرخورده که چطور تا این حد افکار ضد دینی غرب در بچه های ارزشی ایران نفوذ کرده . Angry

فلسفه غرب و فلاسفه همیشه سوال در مورد چیستی می کردند ؟ مثلا این که چرا سیب افتاد . با تفلسف دلایل مختلفی اوردند . گذشت و گذشت تا تجربی دیدند همه چیز به سمت زمین میره . گذشت و گذشت تا با آزمایش های مختلف گفتند که mg . ولی آیا فقط همین بود ؟ نه . کارگزاران الهی و فرشتگان مسبب این امر هستند که به فرمان الهی مامور به این اعمال و اجرای قوانین هستند . غربی ها به اصل موضوع پی نبردند ؛ فقط mg و بعد گسترش اون . تصور کنید که اگر به اصل مطلب توجه داشتند ؛ الان چقدر جلوتر و سالم تر بودیم .

اما واژه انرژی و متعلق دنیوی اون . یه نگاه به امضای من بندازید .
دیدید؟
فلاسفه غرب سال ها از ماهیت تفکر ، حافظه ، بینایی و ... پرسیدند . گفتند زیر جمجمه تفکر صورت می گیره . گفتند زیر جمجمه تصاویر چشم رو درک می کنه . گفتند زیر جمجمه حافظه شکل می گیره . گفتند ... . اما باز طبق معمول به یک نکته توجه نداشتند . زیر جمجمه و چشم و گوش و ... همه در کنترل روح هستند و روح هست که درک می کنه . انحراف ادامه پیدا کرد . دیدند وقتی دل تنگ کسی می شوند ؛ دردی در زیر قفسه سینه حس می کنند . خوشحال میشند ؛ زیر قفسه سینه اتفاقاتی میفته و ... . انحراف ادامه پیدا کرد و این ها رو هم به زیر جمجمه مرتبط دونستند .
گذشت و گذشت تا به خودشون اومدند . فیزیک کوانتم کم کم شکل گرفت . توجیهاتی دیگه بدون توجه به اصل و خوب طبیعتا انحراف بیشتر . گفتند حب و بغض و شهوت و فرح ... توی قلب رقم می خوره . گفتند انرژی ساطع میشه . اگر یکی از عزیزانت اون سر دنیا بلایی سرش اومد و تو در این سر دنیا حس کردی به خاطره انرژی ساطع شده از عزیزته که به تو رسیده . اما روح چی شد ؟ ارواح که در بعد زمان و مکان محدود نمیشند با هم در ارتباط اند .
خلاصه اینکه فیزیک کلاسیک رو دارند آروم آروم کنار میذارند تا بشریت رو چند سال با انرژی و فیزیک کوانتوم منحرف کنند . صد سال دیگه اگر باز به مادیگری ادامه دادند فیزیک کوانتوم رو هم می ذارند کنار و خودشون رو با چیزای دیگه سرگرم می کنند .
خداوند چنان دقیق و منظم و محکم و حکیمانه و... خلق می کند که انسان هایی که به او اعتقاد نداشته باشند رو غرق مخلوقش می کند .


فی قلبهم مرض فزادهم الله مرضا
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۰۸, ۱۰/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #52
آواتار
دوست عزیز سلام
خیلی تند رفتید ...حداقل میپرسیدید فلانی تو که از کوانتم حرف زدی به روح هم اعتقاد داری (بعدم میگفتی تو روحت ) Smile بگزریم.

بنده اصلا منکر روح نشدم اینو از پستای قبلیم میتونین براحتی متوجه بشید...این برداشت شما است.
چند تا سوال.

-روح انسان در مراحل خواب و مرگ بطور کامل و ناقص از بدن جدا میشه...ولی در حالت هشیاری کامل و بیداری گرداننده کالبد فیزیکی هست...چطور هست که فردی که بیداره با تمرکز نیروهاش جسمی رو تکون میده و بعد احساس ضعف و خستگی میکنه و ناگزیر میخوابه.. این جور مواقع از روح استفاده میشه؟؟یا همون ارتباط تلپاطی چطور در هشیاری کامل با توجه به روح امکان پذیره؟؟

-جایگاه تلقین و هیپنوتیزم کجاست؟؟انرژی درمانی چجور امکان پذیره....آیا روح فرد اینجور مواقع از بدنش جدا میشه؟

مطمئنا برای دنیای مادی ما یکسری قواعد فیزیکی خداوند در نظر گرفته بعنوان پرده ی اول از راز هستی ...سعی در فهمیدن اینها به معنی مادیگرایی و نفی عالم غیب نیست.

ممنون
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۰۴, ۱۱/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #53
آواتار
این مطالبی که عرض شد منطبق بر تحقیقات علمی به روز غربه . این تلقی ها وجود داشته و هست .

من نگفتم شما منکر روح هستید . در مورد علوم غربی حرف زدم که تماما امپریسیت هستند , و از این بابت ناراحت هستم که علوم آن ها در انسان مسلمان نفوذ کرده.

- به هنگام خواب و رؤیا دیدن ، آنچه رخ می دهد این است که بسیاری از دستگاههای بدن تا حدودی از فعّالیّت خود می کاهند و روح به سبب اشتغال کمتر به اداره ی بدن ، فرصت نظر به عالم ملکوت را پیدا می کند. در این هنگام چنین نیست که روح ارتباط خود را با بدن قطع کند ؛ بلکه صرفاً نظر روح تا حدودی از بدن مادّی برگشته و متوجّه عالم معنا می شود و در این هنگام اموری را مشاهده می کند.
امام باقر (علیه السلام) فرمودند: « مَا مِنْ أَحَدٍ يَنَامُ إِلَّا عَرَجَتْ نَفْسُهُ إِلَى السَّمَاءِ وَ بَقِيَتْ رُوحُهُ فِي بَدَنِهِ وَ صَارَ بَيْنَهُمَا سَبَبٌ كَشُعَاعِ الشَّمْسِ فَإِذَا أَذِنَ اللَّهُ فِي قَبْضِ الْأَرْوَاحِ أَجَابَتِ الرُّوحُ وَ النَّفْسُ وَ إِنْ أَذِنَ اللَّهُ فِي رَدِّ الرُّوحِ أَجَابَتِ النَّفْسُ وَ الرُّوحُ وَ هُوَ قَوْلُهُ سُبْحَانَهُ اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها فَمَهْمَا رَأَتْ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ فَهُوَ مِمَّا لَهُ تَأْوِيلٌ وَ مَا رَأَتْ فِيمَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ فَهُوَ مِمَّا يُخَيِّلُهُ الشَّيْطَانُ وَ لَا تَأْوِيلَ لَهُ ــــــ كسى نمی خوابد جز اينكه نفسش به آسمان عروج می نماید در حالی که روحش در تنش باقی است. و ميان آن دو پيوندی باشد مانند پرتو خورشيد ، و چون خدا به قبض ارواح اذن دهد نفس و روح اجابت نمایند و چون به برگشت روح اذن دهد نفس و روح بپذيرند و این است فرموده ی خدا که:« اللّه يتوفّى الأنفس حين موتها و التى لم تمت فى منامها ... » و آنچه در خواب در ملكوت آسمانها ببيند تعبير دارد، و آنچه ميان آسمان و زمين ببيند خيال شيطانی بوده تعبير ندارد. » ( بحار الأنوار ، ج‏58 ،ص27 )

در صورت جدا شدن روح از بدن که مرگ اتفاق میفته . این بدیهی ست . از آن جا که روح از امر خداست (قل الروح من امر ربی) نمی تونیم چیستی و ماهیت روح رو دریابیم و چیزی رو عینی اثبات کنیم و این جاست که ماهیت انسان غربی به بن بست می رسه . در هیپنوتیزم یا انرژی درمانی هم مسلما یک امر مغفول ، روح هست . وقتی به مسجد های خاص ، حرم ها و یا در جوار انسان های بزرگ قرار می گیرید حالی به شما دست می دهد . ما این مسائل رو مربوط به نور افراد و اماکن و روح آن ها می دانیم و بر مبنای آن تلقی های دینی داریم که من تخصصی در این زمینه ندارم ؛ در کنار این ها بنا بر ارتباط بین عوالم طبیعتا رخداد هایی در عالم ماده روی می دهد که تنها توجه به آن ها راه به بی راهه دارد .

خداوند از روی حکمت و قدرت دنیایی منظم خلق کرده که انسان ها قوانینی فیزیک نام به اون نسبت میدند. درست می فرمایید . ولی صرف توجه به این امور تقوا و فلاح در پی ندارد و غفلتی بیش نیست .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۳۸, ۱۱/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #54
آواتار
مسلما منشا اثر انرژی و نوری که توی فیزیک ازش بحث میشه از روح هست نه جسم...اگه از جسم بود که کسی مزیتی بر دیگری نداشت. با کنترل نفس هست که روح به تعالی میرسه و دارای کراماتی خاصی میشود ...جنبه منفیش هم همینه ... مثلا چشم زخم واقعیت داره و طرف چون یک عمر روحشو عادت داده به حسادت و به نوعی روحش ریاضت کشیده میتونه روحش تا حدودی تاثیر بزاره...ولی تا وقتی این روح در بدنه چجوری تاثیر میزاره !! الله اعلم ما که هیچ چیزی از توانایی های روح نمیدونیم

آقا یک سوال..اطلاعاتی یا احادیثی در مورد نفس میدونین ؟؟ دقیقا چیه ؟؟ فرقش با روح چیه ؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۱۴, ۱۲/مرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مرداد/۹۰ ۱۵:۲۶ توسط sinasafaee.)
شماره ارسال: #55
آواتار
(۱۱/مرداد/۹۰ ۱۹:۳۸)khadem نوشته است:  مسلما منشا اثر انرژی و نوری که توی فیزیک ازش بحث میشه از روح هست نه جسم...

ای کاش اینطور بود . ولی این طور نیست . در متون علمی آن ها هیچ اشاره ای به اولترافیزیک یا ماوراالطبیع وجود ندارد و نور و انرژی را صرفا در مناسبات فوتون ها بررسی می کنند . تنها بعد مادی مورد توجه قرار گرفته .

(۱۱/مرداد/۹۰ ۱۹:۳۸)khadem نوشته است:  با کنترل نفس هست که روح به تعالی میرسه و دارای کراماتی خاصی میشود

بله دقیقا همینطور هست . اما دانشمندان و فلاسفه غرب کدام یک به فلاح و رستگاری و تعالی روح رسیدند ؟ آیا آنچه آن ها به دنبالش بوده اند سودی جز منفعت مالی و ارضای شهوت علمی داشته ؟

(۱۱/مرداد/۹۰ ۱۹:۳۸)khadem نوشته است:  تا وقتی این روح در بدنه چجوری تاثیر میزاره !!

این طور نیست که جسم مانند استکان باشه و روح قهوه یا چایی . نمی شود گفت که روح در بدنه . روح در بعد مکان و زمان محصور نیست . طبیعتا صحبت از جسم نیست و این طور عینی تصور کردن روح نادرست است .

(۱۱/مرداد/۹۰ ۱۹:۳۸)khadem نوشته است:  آقا یک سوال..اطلاعاتی یا احادیثی در مورد نفس میدونین ؟؟ دقیقا چیه ؟؟ فرقش با روح چیه ؟

در لغت نفس با روح به يك معنا گرفته شده،ولي براي آن دو معاني ديگر گفته اند.
نفس به معاني: روح، چشم زخم، خون، جسم(بدن)، شخص انسان، عظمت و مردانگي آمده است.
روح به معاني: وسيلة حيات و زنده ماندن، نفس، لطيف، وحي، ملاك، حكم الله و روح القدس آمده است.
ابوعلي سينا گويد: خداوند مردم را از گرد آمدن سه چيز آفريد: يكي تن كه او را به تازي بدن يا جسد خوانند و ديگري جان كه آن را روح خوانند و سوم روان كه آن را نفس خوانند. غزالي گويد: روح همان خود تو و حقيقت تو مي باشد. همان چيزي كه از هر چيز بر تو پنهان تر و تو به آن ناآگاه تري. روح تو همان بُعد ويژة انساني است كه منسوب به خدا است، چنان كه فرموده است: قل الروح من امر ربّي؛ بگو روح از امر پروردگارم است، و نفختُ فيه من روحي؛ از روح خود در آدم دميدم. البته اين روح غير از آن روح جسماني لطيف است كه منشأ آن قلب است و در سراسر اجزاي بدن ميان رگ ها منتشر است و حامل نيروي حسّ و حركت مي باشد. اين روح به انسان اختصاص ندارد، بلكه انسان در اين جهت با ديگر حيوانات شريك است. اين روح به واسطة مرگ نابود مي شود، زيرا عبارت است از بخاري كه اعتدال آن بر اثر اعتدال و انسجام اخلاط و عناصر مزاج است. چون انسجام به پراكندگي گراييد، بخار منعدم مي شود، مانند چراغ كه روغنش به اتمام مي رسد و خاموش مي شود. اين روح بار امانت و معرفت را نتواند حمل كند و آن روح كه حامل بار امانت و معرفت است، روح ويژة انسان است.
وي مي گويد: روح فناپذير و مردني نيست، بلكه به مرگ بدن حال او به حال ديگر تبديل مي شود.
اميرالمؤمنين(علیه السلام) فرمود:روح نكتة لطيفي و لمحة شريف است كه حكايت از خلقت و عظمت خالق دارد. آن را از خزائن ملكش به اين عالم آورده، پس آن وديعه و امانتي الهي است. ابوعلي سينا اين كلام را به شعر در آورده است:
هبطت اليك من المحلّ الارفع أنفت فما الفت فلمّا آنست ورقاء ذات تعزز و ترفّع كرهت مفارقه الديار البلقع
حقيقت و كنه روح بر همگان نامعلوم است و بزرگان اهل تحقيق به عجز خود در اين باره معتقدند و آية يسئلونك عن الروح...؛ از تو دربارة روح سؤال مي كنند، بگو: روح از امر پروردگارم است و اطلاعات كمي نسبت به آن داده شده ايد. بيانگر اين حقيقت است.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: روح را نتوان به سنگيني و سبكي توصيف كرد. روح جسمي رقيق است كه قالبي تيره بر آن پوشانيده شده است. از او پرسيدند: آيا بعد از مردن، روح از بين مي رود؟ فرمود: خير، باقي مي ماند.
نفس داراي معاني مختلفي است. از انسان يا حيوان، نفس تعبير مي شود، چون داراي حساسيّت و درّاكيّت است. احتمال دارد چون انسان و حيوان تنفّس مي كنند، از آن ها به نفس تعبير شود. احتمال دارد چون انسان داراي ارزش و نفاست است، چون روح، شريفترين جزء انسان و حيوان است،اين كلمه بر انسان و حيوان اطلاق شود.
نفس در قرآن به اعتبار صفات مختلفي كه در آن است، به پنج مرتبه تقسيم شده است:
1_ نفس امّاره و آن نفسي است كه به خوي ملكوتي تهذيب نگشته، به هواي خود به پيش مي رود.
2_ نفس لوامه كه مدام خود را به كوتاهي در انجام وظائف ملامت و سرزنش كند، هر چند به نيكي كوشا باشد.
3_ نفس مطمئنّه نفسي است كه از اضطراب شك به آرامش يقين گراييده و از هر بيم و هراسي ايمن است.
4_ نفس راضيه بدانچه بر او بگذرد خشنود است.
5_ نفس مرضيه كه خدا از او راضي باشد.
از كميل بن زياد نقل شده: علي(علیه السلام) عرض كردم: يا اميرالمؤمنين! نفسم را برايم تعريف كن! فرمود:كدام نفست را؟ گفتم مگر چند نفس داريم؟ فرمود: اي كميل! چهار نفس است: نفس نامية نباتيه، حسيّة حيوانيه،ناطقة قدسيه كه ويژة انسان است و مدار تكاليف الهي است و كلية الهيه كه خاص انبيا و اولياي الهي است.

اگر علاقه داری بیشتر در این موارد مطالعه کنی هم می تونی توی اینترنت سرچ کنی و هم از کتاب های علما استفاده کنی .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۱۸, ۱۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #56
آواتار
ساحران باستان باور داشتند که هر موجود زنده ای انباری از انرژی هست که کمیت آن بسته به اندازه سلامتی موجود و کیفیت آن بسته به شخصیت ذهنی و روحی اوست.هنکام مرگ این انرژی آزاد میشود..برای بهترین عمل روحانی شخص میبایست قربانی انتخاب کند که دارای عظیم ترین و خالص ترین نیرو باشد...

فرزند معصوم و با هوش بالا بهترین انتخاب برای مراسم قربانی خواهد بود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۵۸, ۳/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #57
آواتار
از نظر بیولوژی هر سلول بدن دارای مقدار خیلی ناچیزی انرژی الکتریکی است که این انرژی به دلیل اختلاف بار الکتریکی درونی و بیرونی سلول است. بدن انسان دارای ملیارد ها سلول زنده است که هر کدام دارای مقداری انرژی هستند. به لحاظ تئوری اگر بتوان تمام این انرژی را در یک جهت همسو کرد و یا بتوان در بدن ایجاد قطب مثبت و منفی نمود انرژی عظیمی ایجاد میشود که قادر است کارهای بسیاری را انجام دهد.

اکثرا این انرژی به صورت گرما منتقل میشود اما میتوان با تمرکز بر روی آن این انرژی را به نقطه ای خاص متمرکز کرد تا اهداف ما را مانند درمان با اشعه لیزر انجام دهد.

شخصی که بر روی انرژی های درونی خود کار کرده باشد و در بین آنها تعادل ایجاد کند کمتر دچار بیماری میشود. یک اندیشه چینی در این باره میگوید که بیماری های جسمی نتیجه ناهماهنگی و عدم تعادل بدن است. با کار بر روی انرژی های درونی میتوان برخی بیماری ها را درمان کرد و در مجالس ایجاد شادی نمود و یا به عبارتی به یک گروه انرژی مثبت داد. میتوان چاکراها را باز کرد میتوان بر روی کاندالینی کار کرد و کارهایی از این قبیل. شاید این مطلب باور کردنی نباشد اما امکان دارد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۰۴, ۳/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #58
آواتار
(۱۰/مرداد/۹۰ ۱۷:۰۱)sinasafaee نوشته است:  وقتی سوال رو خوندم خوشحال شدم که چه سوال خوبی مطرح شده . Smile
وقتی جواب ها رو خوندم ؛ ناراحت شدم و سرخورده که چطور تا این حد افکار ضد دینی غرب در بچه های ارزشی ایران نفوذ کرده . Angry

فلسفه غرب و فلاسفه همیشه سوال در مورد چیستی می کردند ؟ مثلا این که چرا سیب افتاد . با تفلسف دلایل مختلفی اوردند . گذشت و گذشت تا تجربی دیدند همه چیز به سمت زمین میره . گذشت و گذشت تا با آزمایش های مختلف گفتند که mg . ولی آیا فقط همین بود ؟ نه . کارگزاران الهی و فرشتگان مسبب این امر هستند که به فرمان الهی مامور به این اعمال و اجرای قوانین هستند . غربی ها به اصل موضوع پی نبردند ؛ فقط mg و بعد گسترش اون . تصور کنید که اگر به اصل مطلب توجه داشتند ؛ الان چقدر جلوتر و سالم تر بودیم .

اما واژه انرژی و متعلق دنیوی اون . یه نگاه به امضای من بندازید .
دیدید؟
فلاسفه غرب سال ها از ماهیت تفکر ، حافظه ، بینایی و ... پرسیدند . گفتند زیر جمجمه تفکر صورت می گیره . گفتند زیر جمجمه تصاویر چشم رو درک می کنه . گفتند زیر جمجمه حافظه شکل می گیره . گفتند ... . اما باز طبق معمول به یک نکته توجه نداشتند . زیر جمجمه و چشم و گوش و ... همه در کنترل روح هستند و روح هست که درک می کنه . انحراف ادامه پیدا کرد . دیدند وقتی دل تنگ کسی می شوند ؛ دردی در زیر قفسه سینه حس می کنند . خوشحال میشند ؛ زیر قفسه سینه اتفاقاتی میفته و ... . انحراف ادامه پیدا کرد و این ها رو هم به زیر جمجمه مرتبط دونستند .
گذشت و گذشت تا به خودشون اومدند . فیزیک کوانتم کم کم شکل گرفت . توجیهاتی دیگه بدون توجه به اصل و خوب طبیعتا انحراف بیشتر . گفتند حب و بغض و شهوت و فرح ... توی قلب رقم می خوره . گفتند انرژی ساطع میشه . اگر یکی از عزیزانت اون سر دنیا بلایی سرش اومد و تو در این سر دنیا حس کردی به خاطره انرژی ساطع شده از عزیزته که به تو رسیده . اما روح چی شد ؟ ارواح که در بعد زمان و مکان محدود نمیشند با هم در ارتباط اند .
خلاصه اینکه فیزیک کلاسیک رو دارند آروم آروم کنار میذارند تا بشریت رو چند سال با انرژی و فیزیک کوانتوم منحرف کنند . صد سال دیگه اگر باز به مادیگری ادامه دادند فیزیک کوانتوم رو هم می ذارند کنار و خودشون رو با چیزای دیگه سرگرم می کنند .
خداوند چنان دقیق و منظم و محکم و حکیمانه و... خلق می کند که انسان هایی که به او اعتقاد نداشته باشند رو غرق مخلوقش می کند .


فی قلبهم مرض فزادهم الله مرضا

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  انرژی و فرکانس khadem 8 5,199 ۱۰/شهریور/۹۰ ۱۵:۲۴
آخرین ارسال: khadem

پرش در بین بخشها:


بالا