| نظرسنجی: چرا شاهد بدحجابی و بی حجابی در جامعه هستیم این نظرسنجی بسته شده است. |
|||
| سوغاتی کشور های خارجی است. | ![]() ![]() |
5 | 33.33% |
| عقده ی دیده شدن در زنان به وجود آمده است. | ![]() ![]() |
7 | 46.67% |
| جامعه فرق کرده ، خانوم ها نمی خوان از مد عقب بمونن. | ![]() ![]() |
3 | 20.00% |
| تمام | 15 رأی | 100% | |
|
ضرورت حجاب در اسلام
|
|
۱۷:۲۸, ۱۲/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مرداد/۹۰ ۱۸:۳۲ توسط Mitsonary.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
عفاف, روح پوشش است و پوشش کالبد آن; عفاف, فلسفه حجاب است و حجاب, تضمین کننده عفاف و حیا می باشد.
![]() فلسفه ای را که اسلام برای حجاب و پوشش اسلامی بیان می کند غیر از موارد یاد شده است. خداوند عفاف و حیا را برای زن جزو خصلت وجودی او قرار داده است, از این رو همه زنان مسلمانی که دارای فطرت پاک هستند دارای این خصلت می باشند. عفاف, روح پوشش است و پوشش کالبد آن; عفاف, فلسفه حجاب است و حجاب, تضمین کننده عفاف و حیا می باشد. حجاب, گویای انتخاب یک عقیده است و آدمی،عقیده و مرام را با دو خصیصه (شناخت) و (انتخاب) بر می گزیند, بدان می بالد و براساس آن زندگی می کند و تمامی رفتارهای خود را براساس آن شکل می دهد. هرچه شناخت و اختیار انسان, عمیق تر شود, عقیده و مرام او نیز پایدارتر است. حجاب نیز این چنین است؛یعنی محصول شناخت و بینش هایی است که (زن) از هستی, انسان, روابط اجتماعی و چگونگی تکامل و رشد صحیح خود دارد. او بدین باور رسیده است که با پوشش دادن به خود، سیر معنوی جامعه را سرعت می بخشد و مانعی بر سر راه به وجود نمی آورد, چرا که هرکس ـ چه زن و چه مرد ـ جاذبه های ثروت، شهرت, مقام و یا بدن را به چشم دیگران آورد, رهزنی کرده و آدمیان را از مسیر رشد و فلاح باز داشته است. مشغول داشتن انسان ها به جاذبه ها و به نمایش گذاشتن آن ها, چشم و دل انسان های کم ظرفیت را کور می کند و از نور معرفت محروم می دارد; از همین رو است که (حجاب) و (پوشش) واجب شده است. این چنین پوشش, برای سیه دلانی که به (فلاح) و (رستگاری) نمی اندیشند و در صدد تاراج سرمایه و جاذبه ها هستند, همیشه مانع بزرگی بوده است, از این رو در طول تاریخ همواره در صدد کشف حجاب از زنان بوده اند. استعمارگران که چادر و حجاب کامل را دژی آهنین بر سر راه اهداف شوم و پلید خود می دیدند, کوشیدند تا آن را از بین ببرند. در ایران این کار به دست رضاخان صورت گرفت, به طوری که با رواج تجددطلبی و گرایش به مظاهر غربی در کشور, بازار غرب زدگی رونق یافت و حتی هم زمان در مصر, تونس و اندونزی نیز آغاز شد. در زمانی که رژیم شاه سخت می کوشید تا فرهنگ برهنگی و بی بندوباری و بی حجابی را ترویج کند, استاد شهید مطهری همواره تلاش می کرد تا با این منکر مبارزه کند. او معتقد بود چون دانشکده الهیات مکانی محترم و مقدس است, خانم های دانشجو باید حجاب اسلامی را رعایت کنند. استاد سید محمد باقر حجتی در این باره می نویسد: (در یکی از سال ها که شمار داوطلب ورود به دانشگاه الهیات, نخست رو به فزونی نهاده بود… و داوطلب ها عبارت از چندصد نفر بودند که شماری از آن ها [را] دختران و… تشکیل می دادند. و قهراً در آن روز شماری از زنان بی حجاب بودند, استاد بزرگوار شهید آیهٔ اللّه مطهری این مطلب را قبلاً پیش بینی کردند و از آن جا که سخت تلاش می نمودند فضای دینی دانشگاه با ورود زنان بی حجاب آسیب نبیند, در یکی از جلسات شورا پیش نهاد کردند که دختران و زنانی که می خواهند در این دانشکده به تحصیلات خود ادامه دهند, باید با پوشش محتشم (دارای حجاب شرعی) باشند وگرنه دانشگاه از ادامه تحصیل آن ها معذور است. این پیش نهاد مورد تصویب اعضای شورا و رئیس وقت دانشگاه ـ که شخصی آرام و متین بود و به استاد آیهٔ اللّه شهید مطهری بسیار احترام می گذاشت ـ قرار گرفت. قبل از شروع کنکور اختصاصی دانشکده, استاد گران مایه تعداد زیادی روسری تهیه کردند و در روزهایی که از کشف حجاب در رسانه های گروهی ـ اعم از مطبوعات و رادیو تلویزیون ـ تعریف و تمجید می کردند, بخشی از این روسری ها را به نگهبان درب جنوبی و بخشی را به نگهبان درب شمالی دانشکده سپرد و به آن ها فرمود: هر داوطلب زن که بدون حجاب وارد دانشکده می شود, یکی از این روسری ها را به او هدیه کنید تا سر و گردن خود را با آن بپوشاند و بدون حجاب به دانشکده ای که بسان یک مکان مقدس است, نیاید. در آن روز از این روسری ها استقبال خوبی به عمل آمد.)۱ مستر همفر, جاسوس انگلیس می گوید: (در مسئله بی حجابی زنان باید کوشش فوق العاده ای به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها کردن چادر مشتاق شوند… پس از آن که حجاب زن با تبلیغات و سعی [ما] از میان رفت, وظیفه مأموران ما آن است که جوان را به عشق بازی و روابط نامشروع با زنان تشویق کنند و بدین وسیله فساد را در جوامع اسلامی گسترش دهند. لازم است زنان غیرمسلمان کاملاً بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلِم از آنان تقلید کنند.)۲ متأسفانه همان تفکر امروزه با ترفندها و شیوه های جدید ـ بی آن که سخنی از برداشتن حجاب بیاورند ـ به وسیله بعضی از دگراندیشان کج اندیش القا می شود تا از این طریق زمینه تضعیف اصل حجاب و ترویج فرهنگ برهنگی و هرزگی فراهم شود و حیثیت زنان پایمال گردد. ● فلسفه حجاب حجاب یعنی پوششی که کرامت, عفت و وقار زنان و دختران را تضمین کند و هر چیزی که این نظر را تأمین کند حجاب است. اما ریشه حجاب چیست و چه دلایلی آن را به وجود آورده است؟ استاد شهید مطهری در این خصوص می گوید: (مخالفان حجاب سعی کرده اند جریانات ظالمانه ای را به عنوان علت پیدا شدن حجاب ذکر کنند, و در این جهت میان حجاب اسلامی و غیراسلامی فرق نمی گذارند; چنین وانمود می کنند که حجاب اسلامی نیز از همین جریانات ظالمانه سرچشمه می گیرد… ما مجموع آن ها را ذکر می کنیم… بعضی فلسفی و بعضی اجتماعی و بعضی اخلاقی و بعضی اقتصادی و بعضی روانی است که ذیلاً ذکر می شود: ۱) میل به ریاضت و رهبانیت (ریشه فلسفی); ۲) عدم امنیت و عدالت اجتماعی (ریشه اجتماعی); ۳) پدرشاهی و تسلط مرد بر زن و استثمار نیروی وی در جهت منافع اقتصادی مرد (ریشه اقتصادی); ۴) حسادت و خودخواهی مرد (ریشه اخلاقی); ۵) عادت زنانگی زن و احساس او به این که در خلقت از مرد چیزی کم دارد, به علاوه مقررات خشنی که در زمینه پلیدی او و ترک معاشرت با او در ایام عادت وضع شده است (ریشه روانی)).۳ استاد شهید مطهری معتقد بود که: (علل نام برده یا به هیچ وجه تأثیری در پیدا شدن حجاب در هیچ نقطه از جهان نداشته است و بی جهت آن ها را به نام علت حجاب ذکر کرده اند و یا فرضاً در پدید آمدن بعضی از سیستم های غیر اسلامی تأثیر داشته است, در حجاب اسلامی تأثیر نداشته است.)۴ فلسفه ای را که اسلام برای حجاب و پوشش اسلامی بیان می کند غیر از موارد یاد شده است. خداوند عفاف و حیا را برای زن جزو خصلت وجودی او قرار داده است, از این رو همه زنان مسلمانی که دارای فطرت پاک هستند دارای این خصلت می باشند. عفاف, روح پوشش است و پوشش کالبد آن; عفاف, فلسفه حجاب است و حجاب, تضمین کننده عفاف و حیا می باشد. با شناخت فلسفه حجاب از نظر اسلام معلوم شد که هیچ یک از مواردی را که روشن فکران به عنوان عامل پیدایش حجاب بیان داشته اند, با روح اسلام سازگار نیست و با فلسفه حجاب از دیدگاه اسلام منافات دارد. البته حجابی که اسلام برای زنان تعیین فرموده به معنای در خانه ماندن و نداشتن فعالیت اجتماعی نیست, بلکه زنان با رعایت کامل حجاب می توانند در اجتماع و هرجا که ضرورت داشته باشد, حضور داشته باشند. هنگامی که خلیفه دوم درباره فدک در مسجد با مردم صحبت می کرد, حضرت زهرا(علیه السلام) برای دفاع از خود به همراه عده ای از زنان با پوششی که حتی کفش آن حضرت نیز معلوم نبود, به طرف مسجد رفت, و یا حضرت زینب(علیه السلام) که بعد از شهادت امام حسین(علیه السلام) در بین راه کوفه و شام و در مجلس یزید به سخنرانی پرداخت. این دو نمونه روشن نشان دهنده آن است که اسلام با حضور زن در اجتماع مخالف نیست, اما شرط آن این است که حجاب اسلامی را به طور کامل رعایت کنند. ● اهمیت حجاب در قرآن مجید چند آیه پیرامون حجاب وجود دارد که اهمیت آن را به خوبی روشن می کند. در این جا به سه آیه اشاره می کنیم: ۱) (وإذا سأَلتُمُوهنَّ متاعاً فَسْئلُوهنَّ مِن وراء حجابٍ ذلکم أطهرُ لِقلوبِکم و قلوبهنَّ;۵ و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را از آنان [همسران پیامبران] می خواهید, از پشت پرده بخواهید; این کار برای پاکی دل های شما و آن ها بهتر است.) در این آیه, خداوند به مؤمنان فرمان می دهد که با همسران پیامبر از ورای حجاب سخن گویند. این حکم درباره سایر زنان نیز قابل تعمیم است, زیرا خداوند متعال طهارت و پاکی را برای همه زنان می خواهد. البته مراد از پشت پرده بودن زنان به مفهوم در منزل ماندن نیست, زیرا پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همسران خود را به مسافرت و بعضی از جنگ ها می بردند. در خصوص سایر زنان نیز همین طور است. ۲) (یا ایها النَّبی قُل لازواجک وبناتک و نساء المؤمنین یُدنینَ علیهِنَّ مِن جلابیبهنَّ ذلک اَدنی اَن یُعرفنَ;۶ ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمن بگو: جلباب ها [روسری های بلند] خود را بر خود فرو پوشند, این مناسب تر است تا شناخته شوند.) اما این که (جلباب) چیست, نظرها مختلف است; بعضی به پیراهن و جامه گشاد و بزرگ۷ معنا کرده اند, عده ای دیگر پیراهن یا لباس گشاد۸ را صحیح می دانند و برخی آخر به جامه ای از چارقد بزرگ تر و از عبا کوچک تر۹ می گویند; لکن از مجموع این معانی معلوم می شود که (جلباب) از روسری امروزی بسیار بزرگ تر بوده به طوری که حجم زیادی از بدن را می پوشانده و معمولاً در خارج از منزل از آن برای پوشش استفاده می کرده اند. ۳) (وقُل للمؤمنات یَغضُضنَ مِن ابصارهِنَّ و یَحفَظنَ فروجهُنَّ و لایُبدینَ زینَتَهُنَّ اِلاّ ما ظَهَر مِنها ولْیَضرِینَ بِخُمُرهِنَّ علی جیوبِهِنَّ ولا یُبدینَ زینتَهُنَّ الاّ لِبُعولَتِهِنَّ;۱۰ به زنان مؤمن بگو دیدگان خود فرو خوابانند و دامن های خود حفظ کنند و زیورهاشان آشکار نکنند مگر آن چه پیدا است, سرپوش های خود بر گریبان ها بزنند و زینت های خود را آشکار نکنند مگر برای شوهران.) اسلام می خواهد زن, وقار, کرامت و شخصیت خود را حفظ کند, از این رو پوشش را برای او واجب کرد و هیچ پوششی نیز بهتر از چادر سیاه نیست, که تضمین کننده عفاف است. به خاطر اهمیت بحث حجاب و ضرورت شناخت فلسفه حجاب, علاقه مندان به پژوهش در مقطع دیپلم و بالاتر می توانند با انتخاب یکی از موضوع های زیر, مقاله خود را تهیه و به دفتر مجله ارسال دارند. منبع http://www.aftabir.com |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۳۷, ۱۶/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مرداد/۹۰ ۱۲:۴۹ توسط Mitsonary.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی کتاب فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی نوشته غلامغلی حداد عادل نوشته ای موشکافانه در مقوله خود باختگی فرهنگ در حوزه لباس و پوشش می باشد که برای اولین بار در سال 1359 توسط ایشان نگارش شده است و آنچه در اینجا می خوانید گزارشی از محتوای این کتاب می باشد. نويسنده در مقدمه لباس پوشيدن را از ديدگاههاى مختلفى چونروانشناسى ، اخلاق ، اقتصاد ، جامعه شناسى ، مذهب ، قانون وجغرافيا قابل مطالعه مىداند و مىنويسد : «منشا اصلى پيدايشلباس نياز به محفوظ ماندن ، عفيف ماندن و زيبابودن است ، امااشتباه است اگر تصور كنيم كه مىتوانيم اين همه اختلاف و تنوع راكه در لباس افراد در جوامع و دورانهاى مختلف ديده مىشود ، تنهابا درنظر گرفتن اين سه اصل توجيه كنيم . رابطه فرهنگ و لباس رادر طول رابطه لباس با ساير عوامل اجتماعى ، اقليمى ، اقتصادى وتاريخى مىدانيم نه در عرض آن ، به عبارت ديگر ما تاثير فرهنگرا بر لباس مهمتر و كلىتر از آن مىدانيم كه از آن در رديف سايرتاثيرها گفتگو كنيم و معتقديم همه تغييراتى كه در لباس ازناحيه عواملى داخلى غير از فرهنگ ، ايجاد مىشود ، تابع رابطهلباس و فرهنگ و محاط در چارچوب محدوديتهاى فرهنگى است .» رابطه لباس و فرهنگ در اين بخش نويسنده فرهنگ را كلىترين بخش و نگرشى كه يكجامعه نسبتبه جهان دارد مىداند و از نقش جهان بينى در جنبههاىمحسوس زندگى سخن مىگويد و تاكيد مىكند كه اختلاف در لباس جوامععلاوه بر عوامل اجتماعى ، اقتصادى و . . . ناشى از فرهنگها وبينشهاى مختلف آنان است و مىنويسد : «انسان بسته به اين كه براى جهان چه معنايى قائل باشد ،خود را چگونه موجودى بشناسد ، چه سرنوشتى براى خود تصور كند وسعادت خود را درچه بداند ، لباس پوشيدن تفاوت مىكند . معتقديمكه اگر در جوامع غربى مذهب و قانون تعيين كننده نوع پوشش نيست، نبايد تصور كرد كه مردم در انتخاب لباس آزادند و لباس آناناز هيچ معيار و ملاكى تبعيت نمىكند و هيچ بينش برآن حاكم نيست ،لباس انسان ، نخست تابع فرهنگ جامعه اوست و سپس تابع سليقه خوداو ، جامعه غربى با لباسى كه برتن دارد ،با ما سخن مىگويد اگر به اين سخن گوش دهيم فلسفه و فرهنگ غربرا خواهيم شنيد . اثبات مدعا او نگاهى به دنياى پيرامون خويش مىافكند و دو بخش از جهان رادر نظر مىگيرد : 1ك دنياى مادى غرب كه با علم و تكنولوژى و استعمارگرى مشخصمىشود . 2ك بخش كه وارث فرهنگها و تمدنهاى كهن است كه مورد هجوم فرهنگغرب واقع شده است و متاسفانه خود را در برابر فرهنگ باخته استوى با گذرى بر تصاوير لباسهاى مردم حبشه ، آفريقاى غربى وسرخپوستان آمريكا ، ارمنستان ، چين ، چكسلواكى ، اكوادر ،يونان ، هند ، كرد ، لهستان ، ايران و نخستين نشانههاى تقليداز لباس اروپايى در ايران ، لباس زنان فرايش ، سنگال ، بوليوىو پرو و سرانجام لباس زنان سرخپوس آمريكاى شمالى ، به ويژهاشتراك لباسهاى ايران در طول تاريخ (چادر ، پيراهن بلند كه تامچ پاى را مىپوشاند .) و وجه اشتراك تمام لباسها (بلند ،گشاد ، غيرچسبان ، عموما باسربند ، كلاه و دستار) است . وى آنگاه به طرح اين پرسش مىپردازد كه چرا انسان غير غربىعموما با لباس بلند و گشاد در جامعه ظاهر مىشود و انسان غربىبا لباس تنگ و كوتاه ! وى مىنويسد : «دوختن لباسهاى تنگ براى مردم هزار سال پيشكارى چندان دشوار و پيچيده نبوده كه نتوانند از عهده آن برآيندو امروزه هم دشوار نيست . . . علاوه براين مردم قديم هراندازههمكه مطابق معيارهاى غربى عقب مانده فرض شوند اين اندازهمىفهميدهاند كه اگر شلوار را گشاد ندوزند و دامن پيراهن راكوتاهتر كنند صرفهجويى كردهاند و اين خود به نفع آنهاست . پسنمىتوان گفت اين تفاوت در شكل لباس ناشى از پيشرفت و عقبماندگىاست و نمىتوان گفت كه شرقيان اگر مىتوانستند آنها هم مثل مردمامروز غرب لباس مىدوختهاند . بايد گفت : اين جهانبينى و نظامارزشهاى شرق است كه اقتضاى چنان لباسى را دارد و لباس امروزغرب نيز متناسب با جهانبينى و فرهنگ امروز غرب است .» رابطه لباس غربى با فرهنگ غربى نويسنده در اين بخش به دنبال كشف رابطه لباس تنگ وكوتاه غرببا جهانبينى آن است . مىنويسد : تمدن غرب ، جلوه يك زندگى استكه در آن ديگر معنويت و قدس اصالت ندارد و انسان موجودى نيستكه حامل «روح الهى» باشد و بتواند خليفه خدا در زمين شود . نويسنده حضور جريانهاى ضعيفى از انديشههاى معنوى در غرب رانيز انكار نمىكند ولى معتقد است اين متفكران پراكنده ستارگانكم نورى هستند كه با همه التهاب و اضطراب خويش اين شب تاريك رابه روز روشن مبدل نمىكنند . نويسنده مىافزايد : در چنين فرهنگى كه هيچ فردايى پس از مرگى در انتظار انساننيست و هيچ بهشتى او را به خود دعوت نمىكند ، انسان چه مىتواندكرد ؟ همه فرصتى كه او براى بودن دارد همين فاصله كوتاه تولدتامرگ است و او كه جز در اين فرصت مجال ديگرى براى بودن ندارد، ناچار است تا مىتواند از هر آنچه در اين تبعيت لذت بخش و لذتآور است ، بهرهگيرى نمايد . . . و يكى از چيزهايى كه مىتواندبه او لذت ببخشد «تن انسان» است . نويسنده اين تحول در فرهنگ غرب را همزمان با رنسانس در فرهنگغربى مىداند و مجسمههاى ساخته شده در اين دوره را نمايندهاومانيسم و انسان محورى مىداند و مىنويسد : «ناگهان از زيرتيشه سنگتراشان هنرمند رنسانس ، مجسمههايى برهنه بيرون مىآيدكه بيش از هرچيز مىخواهد اين احساس را به بيننده القا كند كهانسان همه تن است وهنرمند بايد به تن او توجه داشته باشد . . . در نقاشى نيز تفاوت آشكارى ميان آثار اين دوره و آثار قبل ازآن مشهود استبهترين راه براى درك تفاوت دوبينش جديد و قديممقايسه صورتهايى است كه نقاشان به تخيل خود از مريم مقدسكشيدهاند . اكنون در صورت اين مريم دنيوى شده آن شرم مقدس ديدهنمىشود . حتى ارزش مريم نيز در اين دوران به زيبايى ظاهرى اوبستگى دارد .» در اين بخش «زن ، فقط تن» است و ارزش او به اندازه ارزشتن اوست . در چنين فرهنگى لباس وسيلهاى براى پوشش تن نيستبلكهبراى آرايش آن است و در چنين حال و هوايى كه شخصيت زن به نمايشجسم اوست ، لباس اوبايد تنگ باشد تا همچون لباس خانه تن كه «پوست دوم» اوست و لباس به تن مىكند تا با كمك آن بعضى ازاندام خود را در «قالب» و بعضى ديگر را در «قاب» بگيرد. آنچه مدل لباس را تعيين مىكند روانشناسى جنسى است و در حقيقتمبتكران مدهاى تازه همواره در كار تنظيم نسبت ميان برهنگى وپوشيدگى هستند تا بتوانند حداكثر جلوه و جاذبه را در اين جنس وحد كثر اشتياق را در آن حنس ديگر ايجاد نمايند . اين تنها لباسزن نيست كه تابع رابطه «چشم و جسم» است كه لباس مردان نيزهست . سرمايهدارى و لباس نظام اقتصادى غرب با بينش مادى آن به ايجاد سرمايهدارى منجرشد كه همه قوا و امكانات و غرايز را تنها براى داغتر كردنبازار توليد و مصرف به خدمت گرفت از اختلاف جنسيتها به عنوانعامل قوى مصر سود برد و زن محكوم چنين اقتصادى شد . بر هميناساس سكس جاى عشق را گرفت و هزاران بازار به يارى سكس ايجاد شد هنر كه ترجمان عالم معنى بود ، آينه صورت وسيماآينه ابتذالشد . «گويرخاصيت عدسى فيلم بردارى اين است كه جز اين گونهمناظر را از خود عبور نمىدهد و تلويزيون ها سينما را هر شب بههمه خانهها ارمغان برد و تئاتر نيز كمى ديرتر اما سرانجاممغلوب اين غول درنده وحشى شد و نمايش «تنهاى عريان» و «صحنههاى آميزش جنسى» در تماشاخانهها معمول گشت .» وى آنگاه به طرح اين سوال مىپردازد كه : از آنان كه همهتفاوت هاى شرق و غرب را ناشى از پيشرفت صنعتى غرب و عقب ماندگىشرق مىدانند بايد پرسيد ، چه رابطهاى ميان علم و پيشرفت علمى وبرهنگى وجود دارد ؟ اكنون در غرب برهنگى و عريانى به جاى زيبايى نشسته و «سكسجاى عشق» را گرفته و ابتذال و تحريك جنسى نام هنريافته است . دريغا در تمدن فرهنگى كه در همه فرهنگها و تمدنهاى جهان را بهچشم تحقير مىنگرد زن به صورت حيوانى در آمده است ه بايد ازجنسيت او بىهيچ قيد و شرط و حدومرزى بهره گرفت . . . اگر زندگىزن بسته به آن است كه او را نگاه كنند مرد نيز براى آن زندهاست كه دست كم يك سوم مجلات نيرهاى روزنامه فروشان غربى «چشمنامه» است و تيراژ اين مجلات از همه نشريات ديگر بيشتر و درآمد آن افزونتر است و كارتا بدانجا بالا مىگيرد كه صادرات اينگونه مجلات در اقتصاد كشورهاى غربى سهمى عمده پيدا مىكند . . . وى آنگاه به نقش سازندگان لوازم آرايش و مد و صنايع نساجى وخياطى اشاره مىكند . . . زمينههاى تاريخى و بازوهاى علمى و فلسفى «اگر كليسا ، ازدواج را امرى مغاير با معنويت محسوب نمىكرد. . . شايد اين عكسالعمل در تمدن جديد به وجود نمىآمد . بايدقبول كرد كه لازمه هر تفريطى ، يك افراط است اگر قدسيانى ازقبيل سن ژروم به نام دين تبليغ نمىكردند كه «با تبر بكارتدرخت زناشويى را فرواندازيد» امروز در غرب به نام بىريشىدرخت زناشويى را با تبر زناكارى فرو نمىانداختند .» رابطه حجاب با فرهنگ اسلامى محدوديتهايى كه برا غريزه جنسى در اسلام معين شده براى هدايتو رساندن انسان به مقصد است . تن ، تنها بخش از وجود انسان است، و انسان همه تن نيست كه با مرگ فانى شود و تنها مجال براىموجود بودن و خوشبختبودن نيز تمتع محدود جهانى ميانى تولد تامرگ نيست . . . لذا وظيفه خود را خطيرتر از آن مىبيند كه تنهابه «بدن نمايى» و آرايش جسم بپردازد . . . لباس به تننمىكند كه تن را عرضه كند ، بلكه لباس مىپوشد تا خود را بپوشد، لباس براى او يك حريم استبه منزله ديوارى و دژى است كه تنرا از دستبرد محفوظ مىدارد و كرامت او را حفظ مىكند . لباسبراى آن است كه تحريك جنسى را كم كند نه آن كه بر قدرت تحريكبيفزايد ، لباس پوست دوم انسان نيست ، بلكه خانه اول اوست . انسان اسلام كمال خود را در آن نمىبيند كه تن خويش را چون كالايىتزيين كند و به فروشد ، بلكه به جاى آن كه تن خود را به خلق بهفروشد ، جان خود را به خداى خويش مىفروشد . . .» لباس و سر ضمير آرايش و نوع لباس از سرضميرانسان خبر مىدهد . همچنين لباستحت تاثير فرهنگ و معرف شخصيت افراد هست . ميان شخصيت افراد وفرهنگ عمومى نيز ارتباطى قوى وجود دارد . به نظر نويسنده : نياز به ابراز وجود خود به ديگران در جامعه فاقد ارزشهاى معنوى، به اين دليل است كهتنها جامعه اصالت دارد و رصتبودن و نشاندادن و لذت بردن تنها چند روزى است . لذا مدسازان از اين عطشسيرى ناپذير سودجويى مىكنند . وى دلايل ديگرى را نيز براىمدپرستى بيان مىكند كه عقدههاى چركين دوران مختلف از آن جملهاست . مانند مردانى كه نمايش لباس زنان خود را وسيلهاى براىاعلام وجود و جلالتخود قرار مىدهند . آنگاه به كراهت لباس شهرتدر اسلام اشاره مىكند و به نظر وى اشراف با لباس گران قيمت وضعخود را مىنمايانند و با لباس خخود را زا دل عموم بيرون مىكشندتا بودن خود را ثابت كنند و مردم نيز به دنبال آنان براى تشبهبه آنان مدام در حركتند و اين دورتلخ همواره ادامه دارد و دربخشى از اين قسمت وى مىنويسد : «در جامعههاى غربى كه نظام ادارى محكم و جا افتاده ،ماشينيسم و تسلط نظامهاى اقتصادى و دولتها بر آموزش و پرورش ووسايل ارتباط جمعى ، افراد جامعه را روزبه روز به هم شبيهترمىكند . . .» فرد وقتى نتواند خود را از راههاى منطقى ومعقول ممتاز و مشخص كند به هراقدام ديگرى دست مىزند و بس ككهسعى مىكند با ايجاد هرگونه تغييرى در شكل لباس و نوع آرايش سرو صورت توجه ديگران را به خود جلب كند و خود را از گم شدن درجامعه نجات دهد . چرا كه او كه به حقيقتى برتر از جامعه مثلاخدا معتقد نيست ، گم شدن در جامعه را فناى شخصيت و مرگ خودمىداند .» بىحجابى چگونه به ايران آمد ؟ «يكى از ثمرات هجوم غرب به ايران همين تغيير لباس و رواجبرهنگى در ميان قشرهايى از جامعه بوده است و از آن در رژيمطاغوت تحت عنوان «كشف حجاب» و در اين اواخر «رفع حجاب»ياد مىشد و در حقيقت چيزى جز مبارزه با پوشش اسلامى و ترويجلباس غربى نبود . اجراى اين برنامه محتاج دو شرط بود . نخستيك زمينه فرهنگى و اجتماعى براى پذيرش لباس غربى و دوميك عامل اجرا كه زور داشته باشد و به اسلام اعتقاد نداشته باشد. عامل دوم رضاخان بود . . . شرط اول يعنى زمينه فرهنگى و اجتماعى پذيرش لباسغربى راعربزدهها تامين كردند . آنان اسلام را نمىشناختند و به غربخوشبينى مطلق داشتند . بيگانه با خويش وچشم بسته ، دلبستهبيگانه بودند . در واقع اين قشر معدود همان قشرى بودند كه قبلاز فرو رفتن در لباس غربى و قبل از به دست گرفتن پرچم فرهنگغرب ، آن فرهنگ را پذيرفته بودند و تغيير لباس آخرين و بيرونىترين پوستهاى بود كه در وجود آنها تغيير مىكرد . اين امر بهظاهر كم اهميت تنها در جامعه ما اتفاق نيفتاد . در همه مشرقزمين ، بسيارى از مردم به دنبال تسليم در برابر فرهنگ غرب ،جامه غربى به تن كردند . . . اگر پذيرش لباس غربى نتيجه سلطهفرهنگى غرب و خود باختگى شرق نيست چرا تاكنون ديده نشده است كهحتى يك نمونه از خصوصيات لباس شرقى در مغرب زمين پذيرفته شود ؟. . . در جامعه ما در سالهاى قبل از 1314 آنها كه تغيير لباس راپذيرفتند همان كسانى بودند كه فرهنگ غربى را پذيرفته بودند وآنها كه نپذيرفتند نيز دقيقا آنهايى بودند كه آن فرهنگ رانپذيرفته بودند و گول اتو به اصطلاح «ترقى» و «آزادى» و«تساوى حقوق» را نخورده بودند .» لباس ژاپنىها چگونه غربى شد ؟ نويسنده براى آن كه مساله تغيير لباس در مقياس جهانى آن دركشود ، تاريخ لباس مردم ژاپن رادر اين بخش توضيح مىدهد كه بسيارعبرت آموز و تكان دهنده است و خوانندگان را به مطالعه كتاب فرامىخوانيم : در ادامه اين بخش مىخوانيم : «مىبينيد كه مساله ، مساله آزادى فرد و سليقه شخصى نيست، بلكه هجوم يك فرهنگ خالى از معنويت استبه فرهنگهاى معنوى وسننى و مىبينند كه در ژاپن هم كه اسلام در كار نبوده است ، قبلاز غربزدگى مردان و زنان لباسهاى گشاد و بلند مىپوشيدهاند و بهدنبال نغوذ غرب . . . خانواده سلطنتى داعيان و اشراف همزمان باتقليد از رقص و موسيقى و عادتهاى اجتماعى غرب ، لباسهاى سنتىخود را كنار مىگذارند و لباس غربى مىپوشند . . .» در ادامه نويسنده به حجاب در تمدنهاى قديمى ، يونان ، اسپارتو ايران نيز اشاره مىكند و آنگاه سخنى از امام خمينى (رحمة الله علیه) راحسن ختام اين بخش قرار مىدهد : «ما مىدانيم ك اين سخنان براى كسانى كه با خيانتكارى وشهوت پرستى و نواز و رقص و هزار جور مظاهر فسق و بىعفتى بارآمدند ، خيلىگران است . البته كه تمدن و تعالى مملكت را به لختشدن زنها در خيابانها مىدانند و به گفته بىخردانه خودشان باكشف حجاب نصف جمعيت مملكت كارگر مىشود (لكن چه كارى همهمىدانيد و مىدانيم) حاضر نيستند مملكتبا طرز معقولانه و درزير قانون خدا و عقل اداره شود . آنهايى كه اين قدر قوه تميزندارند كه كلاه لكنى را كه پس مانده درندگان اروپاست ، ترقىكشور مىدانند با آنها ما حرف نداريم . . . آن روز كه كلاه پهلوىسرآنها گذاشتند همه مىگفتند : مملكتبايد يك شعار ملى داشتهباشد . استقلال در پوشش دليل استقلال مملكت و حافظ آن است . چند روزبعد كلاه للنى گذاشتند سرآنها ، يك دفعه حرفها عوض شد . گفتند :ما با اجانب مراوده داريم بايد همه هم شكل شويم تا در جهان باعظمتباشيم . مملكتى كه با كلاه عظمتبراى خود درست مىكند يابرايش درست مىكنند هر روز كلاهش را ربودند ، عظمتش را هم مىبرند.» منطق عفاف نويسنده در پايان كتاب بدون رجوع به تاريخ گذشته و فرهنگهادلايل ديگرى بر لزوم پوشش ارائه مىشود از جمله اين كه : 1ك برهنگى ارزش زن را از بين مىبرد و او را تا حد يك كالا وجنس پست مىكند و ارضاى غريزه جنسى به معنى همگانى و همهجايىكردن مساله جنسيت نيست . زنى كه تن و اندام خود را در معرضديد مىگذارد مىخواهد با زنانگى خود جايى براى خود در دلها ياشخصيتها بيابد نه انسانيتخود . وقتى كار به اينجا مىكشد كهديگر بر زن نه به عنوان يك موجود داراى شخصيت و هويتبلكه ازاجزاى بدن او صحبت مىآيد و از سكس بودن سر و سينه و پاى زنچنان بحث مىشود كه از مزه گوشت گردن و قلوه گاو و ران گوسفند .بزرگترين لطمه به خود زن وارد شده است .» 2ك «بىبندوبارى در پوشش ، بىبندوبارى در تحريك است وبىبندوبارى در تحريك بنياد خانواده را متلاشى مىكند . غريزهجنسى يكى از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است . اماپس از ازدواج هرچه زمانى مىگذرد ، نقش غريزه جنسى در حفظ دوامخانواده كمتر مىشود و به جاى آن نقش عشق تفاهم و وفادارى دربقاى خانواده بيشتر مىشود . هم در اينجا بايد گفت كه بىلباسى ،عريانى وخود نمايى ، آفت زندگى خانوادگى است و در يك كلامبىحجابى ريشه رختخانواده را مىخشكاند . . . سخن آخر نويسنده در پايان كتاب داستانى از كريستين آندرس را نقلمىكند و در پايان نتيجه مىگيرد : اينك تمدن غرب ، چنين وانمود مىكند كه مىخواهد براى انسانلباس بدوزد . . . اما در حقيقتبه جاى آن كه لباس برتن او كند، او را برهنه ساخته است و هيچ كس جرئت نمىكند فرياد برآورد كهلباس دركار نيست و حاصل اين همه مد و پارچه و چه و چه برهنگىانسان است . همه مىترسند كه مبادا خياطان حقهبازى كه زرو سيمرا بردهاند و مىبرند ، آنها را به ناپاكى در اصل و نسب متهمكنند ، آيا در اين جهان كه همه اسير و شيفته تبليغات غربشدهاند مردمى پيدا مىشوند كه دلى به پاكى آن كودك داشته باشندو فرياد برآورند كه آنچه به نام لباس در غرب به تن انسانمىپوشانند ، لباس نيست ، بلكه برهنگى است . چرا آن مردم ، ما نباشيم ؟ حجاب نزد فاطمه زهرا چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام: حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که: روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد. رسول خدا فرمود:« چرا از او رو میگیری، او که تو را نمیبیند؟» فاطمه عرض کرد:« او مرا نمیبیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمیبیند ولی بوی مرا که حس میکند.» رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی.» روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)» وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.» امیرالمؤمنین علیه السلام میفرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟» فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند » رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است » رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی. فاطمه علیها سلام میفرماید:« هیچ کس نمیداند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.» روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تختههایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن میگذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.» اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، میدیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست میکردند و مرده را داخل آن میگذاشتند.» سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبهدار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچهای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمیشود مرده مرد است یا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.» |
|||
|
|
۱۹:۰۰, ۱۶/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/مرداد/۹۰ ۶:۲۸ توسط Mitsonary.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
حجاب و عفاف در قرآن کريم
![]() «يا ايها النبي، قل لازواجک و بنائک و نساء المؤمنين يدنين عليهنّّ من جلابيبهنّ ذلک ادني ان يعرفن فلا يؤذين و کان الله غفوراً رحيماً؛ اي پيامبر به زنان و دختران خود و به زنان مؤمن بگو روسري هاي بلند بر خود بيفکنند، اين عمل مناسب تر است، تا (به عفت و پاکدامني) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند و خداوند آمرزنده ي مهربان است» . (1) (سوره احزاب، آيه ي 59) در اين نوشته، بر آنيم که آيه ي مورد نظر را مورد بررسي قرار داده و برخي از نکات پيرامون آن را که نتيجه ي مطالعه ي کتب تفسير ي مي باشد، به رشته ي تحرير درآوريم. شايسته ي يادآوري است که اين نوشته، قصد تفسير آيه را ندارد و تنها به بيان نکات اجمالي آن بسنده مي کند، اما پيش از طرح نکات، لازم است مفهوم حجاب بررسي گردد. مفهوم حجاب حجاب ، در لغت به معناي مانع و پرده و پوشش آمده است. حجاب، به معناي پوشش اسلامي بانوان، داراي دو بعد ايجابي و سلبي است. بعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و بعد سلبي آن، حرام بودن خودنمايي به نامحرم است و اين دو بعد بايد در کنار يکديگر باشند؛ تا حجاب اسلامي محقق شود. گاهي، ممکن است يک بعد باشد ولي ديگري نباشد که در اين صورت، نمي توان گفت که حجاب اسلامي محقق شده است. اگر به معناي عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بناميم، حجاب مي تواند اقسام متفاوتي داشته باشد، از جمله حجاب ذهني، فکري و روحي، علاوه بر اين، در قرآن از انواع ديگر حجاب که در رفتار خارجي انسان تجلي مي کند، نام برده شده است، مثل حجاب و پوشش در نگاه که به مردان و زنان، در مواجهه با نامحرم توصيه شده است. «جلابيب» جمع جلباب، به معناي مقنعه اي است که سر و گردن را مي پوشاند. (2) و يا پارچه ي بلندي است که تمام بدن و سر و گردن را مي پوشاند. (3) مرحوم امين الاسلام طبرسي، در «مجمع البيان» ، در ذيل آيه مي نويسد، «جلباب» عبارت از روسري بلند است که هنگام خروج از خانه، زنان به وسيله ي آن، سر و صورت خود را مي پوشانند ... مقصود اين است که با روپوشي که زن بر تن مي کند، محل گريبان و گردن را بپوشاند. با توجه به معاني جلباب و از جمله، اين معني که پارچه ي بلندي براي پوشيدن تمام بدن و سر و گردن است، در معناي امروزي، مي توان پوشش «چادر» را با «جلباب» همانند و مشابه در نظر گرفت و از آن جا که در اين آيه، به طور مشخص به استفاده ي زنان و دختران از جلباب اشاره شده است، مي توان نتيجه گرفت که طبق فرموده ي رهبر معظم انقلاب اسلامي، چادر به عنوان يک حجاب برتر مطرح شده است. پوشش، معرف شخصيت و عفت زن مؤمن است و موجب مي گردد که افراد لاابالي جرأت نکنند به او جسارت کرده و به ديد شهوت و هوسراني به او بنگرند. اين آيه، بيان مي دارد: زنان مؤمن براي اين که مورد آزار افراد هرزه قرار نگيرند، به گونه اي خود را بپوشانند که زمينه اي براي بي حرمتي به آنها فراهم نگردد. خداوند در اين فرموده اش، ابتدا فلسفه ي حجاب را تبيين مي کند و با تهديد و زور، دستور حجاب را مطرح نمي کند و سپس، به بيان الگوي عملي پوشش، يعني جلباب که پوشش خاص آن زمان بوده است، اشاره مي کند. در اينجا، مي توان نتيجه گرفت که براي ايجاد فرهنگ حجاب و پوشش مناسب در جامعه، بايد ابتدا پايه هاي اعتقادي و بينش افراد را نسبت به اين موضوع، محکم کنيم و اين، يعني نهادينه سازي باورهاي درست و فرهنگ سازي دقيق. بنابراين، تهديد و اجبار، هيچ گاه به عنوان اولين راهکار، اثر بخش نخواهد بود. اين آيه، به پيامبر فرموده است که ابتدا، به زنان و دختران خود و بعد، به زنان مؤمن بگو که حجاب را رعايت کنند. يعني، در امر به معروف، اول از خودي ها و نزديکان شروع کنيم، سپس به سراغ ديگران برويم. همچنين در احکام الهي ، تفاوتي ميان همسران و دختران پيامبر، با ديگر زنان وجود ندارد . احکام ديني، بايد مورد توجه و استفاده ي همه قرار گيرد. (4) هر پديده اي، آثار و پيامدهايي را به دنبال خواهد داشت. حجاب نيز، به عنوان يک راهکار عملي، آثار فردي و اجتماعي مختلفي را به دنبال خواهد داشت. آثار و پيامدهاي رعايت حجاب الف- آثار فردي در خصوص آثار فردي رعايت حجاب، مي توان به موارد ذيل اشاره کرد: 1. احترام به شخصيت زن، به واسطه ي رعايت حجاب، 2. مصونيت ارتباطات زن با مردان غريبه، 3. حفظ اعتقادات مذهبي براي افراد، 4. حفظ عفت زن و جلوگيري از فساد و ناهنجاري. ب - آثار اجتماعي آثار اجتماعي رعايت حجاب فراوانند که برخي از آنها عبارتند از: 1. سلامت نسل جديد جامعه، 2. پيشگيري از فساد اخلاقي، 3. مبارزه با مظاهر بي ديني، 4. حفظ کيان خانواده. در اين نوشتار، آيه ي 59 سوره ي احزاب و نکات پيرامون آن را بررسي کرديم، اما در مورد انواع حجاب، با مطالعه ي کتب تفسيري و آيات قرآني ديگر، مشخص مي شود که انواع حجاب در قرآن، به سه بخش تقسيم شده است. انواع حجاب قرآني 1. حجاب چشم «قل للمؤمنين يغضّوا من ابصارهم؛ اي رسول، به مردان مؤمن بگو تا چشم ها را از نگاه ناروا بپوشند» . (سوره ي نور، آيه ي 30) «قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهنّ؛ اي رسول، به زنان بگو تا چشم ها را از نگاه ناروا بپوشند» . (سوره ي نور، آيه ي 31) 2. حجاب در گفتار نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب گفتاري زنان در مقابل نامحرم است. «فلا تخضعن بالقول فيطمع الذي في قلبه مرض؛ زنها که نازک و نرم با مردان سخن نگوييد، مبادا آن که دلش بيمار (هوا و هوس) است، به طمع افتد» . (سوره ي احزاب، آيه ي 32) 3. حجاب رفتاري نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب رفتاري زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه اي راه نروند که با نشان دادن زينت هاي خود باعث جلب توجه نامحرم شوند. «و لا يضربن بارجلهنّ ليعلم ما يخفين من زينتهنّ؛ و آن طور پاي به زمين نزنند که خلخال و زيور پنهان پاهايشان معلوم شود» . (5) (سوره ي نور، آيه ي 31) از مجموع اين مباحث، به روشني استفاده مي شود که مراد از حجاب اسلامي، پوشش و حريم قايل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم، در خلال رفتارهاي مختلف آنها، مثل نحوه ي پوشش، نگاه، حرف زدن و راه رفتن است. بنابراين، حجاب و پوشش زن، به منزله ي يک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرمي است که قصد نفوذ و تصرف در حريم ناموس ديگران را دارند. در انتها، اين نوشتار را با بيان سخناني از استاد شهيد «مرتضي مطهري» که در تبيين فلسفه ي حجاب در اسلام، تلاش علمي فراواني داشت، به پايان مي رسانيم: «عده اي مي گويند: چون حجاب، به معني پرده است، اسلام خواسته است زن باحجاب باشد، يعني همواره پشت پرده بوده و در عزلت و گوشه نشيني باشد، اما بايد بدانيم آنچه درباره ي پوشش زن است کلمه «ستر» به کار مي رود. پوشش زن، در اسلام آن است که در معاشرت با مردان، بدن خود را پوشانده و از جلوه گري، پرهيز کند» . (6) پي نوشتها: 1. تفسير نور، ج 8. 2. مجمع البيان، ذيل آيه. 3. تفسير الميزان. 4. تفسير نور،ج 8. 5. الميزان، 19. 6. شهيد مطهري، مسأله حجاب، انتشارات صدرا. |
|||
|
|
۲۳:۳۸, ۲۷/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
سخن چارلی چاپلین پیرامون حجاب
سخن چارلی چاپلین پیرامون حجاب شايد تا به حال شنيده و يا خوانده باشيد که چارلي چاپلين در نامه اي به دخترش در مورد پوشش او چه مي گويد. او پس از آنکه به دخترش اجازه می دهد " فقط به خاطر هنر ميتوان لخت و عريان به رو صحنه رفت " و تأکيد ميکند که اين لختي منحصرا در روي صحنه و براي ضرورت هنر باشد ، مينويسد: " . . . برهنگ بيماري عصر ما است . من پيرمردم و شايد حرفهاي خندهآور بزنم . اما به گمان من تن عريان تو بايد از آن کسي باشد که روح عريانش را دوست ميداري . بد نيست اگر انديشه تو در اين باره مال ده سال پيش باشد ، مال دوران پوشيدگي . نترس اين ده سال ترا پيرتر نخواهد کرد . به هر حال اميدوارم تو آخرين کسي باش که تبعه جزيره لختيها بشوي . . . " . |
|||
|
|
۰:۴۶, ۲۸/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
ممنون از تلاشتون
مطاب مفیدی بودند البته بدلیل طولانی بودن کمی از حوصله خارجه آدم بخواد همشو یکجا بخونه اما واقعاً عالی بود تلاشتونو تحسین میکنم راستی چرا من در باره هرچی میخوام مطلب بزارم میام و میبینم شما زود تر تاپیک زدی؟(شوخی کردم) ![]() در پناه حق باشید |
|||
|
|
۱۲:۴۸, ۲۸/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
سلام
این روزها بحث سفر به مناطق جنگی خیلی داغ شده خصوصا اردوهای دانشجویی و دانش آموزی مختلط که باید خیلی دقت کرد در مکانی که هر تکه اش خون شهدا ریخته بی حرمتی نشه... یکی از مسایلی که واقعا نمیشه تحمل کرد بحث حجاب هست که بعضی ها فکر میکنن اومدن پارک یا تفریح....خیلی برای ما زشته توی اون مکان هم بذاریم بی حجاب ها حرمت خون رو نگه ندارن... اما گلایه ای ازبعضی از با حجاب ها و مذهبی ها هست که از اونا انتظار نمیره به جای این که اجازه ندن بد حجاب ها مانور بدن خودشون متاسفانه بدتر میکنن...و اون این که تا وارد این مناطق میشوند کفش ها رو در می ارون...یه عده با جوراب های روشن و رنگارنگ و یه عده هم که با پای برهنه روی این خاک راه میرن و به اصطلاح خودشون میخوان به این خاک احترام بذارن... اما بدونید با این کار حرمت اون مکان رو میشکونید ..چون این کارطبق نظر همه مراجع حرام است..حتی پوشیدن جوراب ذخیم روشن و رنگارنگ که مطمیینا روی اون خاک جلب توجه میکنه جایز نیست پس از همه خانم هایی که دونسته و یا ندونسته این کار رو انجام میدن و یا نیتشو دارن عاجزانه خواهش میکنم.. به احترام شهدا کفش هاتون رو در نیارید |
|||
|
|
۱۹:۰۶, ۲۸/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
اما ما که رفته بودیم خود مسئولان تاکید به این کار میکردن تازه خودشونم در میاوردن! ولی من خودم تو فکه همش از خجالت پامو میکردم زیر شن ها
|
|||
|
|
۲۳:۱۸, ۲۸/مرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/مرداد/۹۰ ۰:۰۸ توسط Mitsonary.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
بله
شما ببخششون خواهر متاسفانه امروزه بزرگتر ها هستند که دارند فرهنگ غلط و ... رو به کوچیکتر ها آموزش می دن مثلا مادر ها دارند دست بچه هاشونو در مسئله ی رعایت حجاب یا نکردنش آزاد می گذارند و این خیلی اشتباه بزرگیه . حالا شما که اینو گفتید آیا صراحتا به شما اعلام کرده بودند پا برهنه تو مناطق جنگی راه برید یا نه ؟؟؟ نظر همه مراجع محترم به غیر از ایت الله مکارم شیرازی و تبریزی این است که پوشش پا بدون جوراب جایز نیست البته جناب مکارم هم فرمودند پوشانده شود بهتر است آيت الله سيستانى، sistani.org، (حجاب)، س3؛ آيت الله تبريزى، صراطالنجاة، ج1، س878؛ آيت الله فاضل، جامعالمسائل، ج1، س1706؛ آيت الله صافى، جامعالاحكام،ج2، س1696؛ آيت الله خامنهاى، اجوبة الاستفتاءات، س438؛ دفتر: آيات عظام نورى، وحيد، بهجت و امام خمينى. آيت الله تبريزى: پوشاندن روى پا تا مچ بنابر احتياط واجب است. آيت الله تبريزى، صراطالنجاة، ج5، س1275 و استفتاءات، س 1614. |
|||
|
|
۲۲:۱۷, ۲۹/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
نه کسی به جورابو اینا کار نداشت فقط میگفتن رو این خاک های مقدس با کفش نیاید و از این حرفا
|
|||
|
۱۱:۱۷, ۲/شهریور/۹۰
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
کاریکاتور اولی واقعن مزخرف بود واسه خودم متآسفم که تو همچین سایتی عضو ام همینجوری جوون هارو دین زده کردید چون راهه یاد دادن خوب وبد بلد نیستین یاد بدید به جون ها
|
|||
|
۱۴:۳۷, ۲/شهریور/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/شهریور/۹۰ ۱۴:۴۰ توسط Mitsonary.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۲/شهریور/۹۰ ۱۱:۱۷)خشایار رحیمی نوشته است: کاریکاتور اولی واقعن مزخرف بود واسه خودم متآسفم که تو همچین سایتی عضو ام همینجوری جوون هارو دین زده کردید چون راهه یاد دادن خوب وبد بلد نیستین یاد بدید به جون ها سلام داداش این کاریکاتور کار آقای سجاد جعفری هست و باید بگم که ایشون یکی از مطرح ترین کاریکاتوریست های ایران می باشد. شاید شما زیاد از این کاریکاتور خوشتان نیاید ولی حتما دارای نکات ظریف و دقیقی هست که در آن گنجانده شده است . زود قضاوت نکنید. (۲۹/مرداد/۹۰ ۲۲:۱۷)F_R نوشته است: نه کسی به جورابو اینا کار نداشت فقط میگفتن رو این خاک های مقدس با کفش نیاید و از این حرفا ببخشین که دیر به این پست جواب می دم سرم یه مدتی خیلی شلوغ بود و البته هست. خاک مقدس که شما می گین چون در مناطق گرمسیری واقع شده است دارای یک نوع کرم های مخصوصی است که از طریق سوراخ کردن کف پای افراد وارد رگ های فرد شده و طرف را آلوده می کند . این کار زیاد خوشایند نیست هست؟؟؟
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| فلسفه ی حجاب در اسلام چیست؟!!! | zarati313 | 33 | 22,371 |
۱۵/آذر/۹۳ ۱۴:۰۵ آخرین ارسال: خادم المهدی |
|
| بررسی و تحلیل روایات حجاب در اسلام | seamoosavi | 1 | 1,824 |
۲۵/اردیبهشت/۹۲ ۱۷:۰۷ آخرین ارسال: seamoosavi |
|








![[تصویر: hijab2.jpg]](http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/a/a3/hijab2.jpg)



![[تصویر: 2855.jpg]](http://www.rasekhoon.net/_WebsiteData/Article/ArticleImages/1/1388/farvardin/03/2855.jpg)

