|
رابطه یهود و سحر و جادو از منظر قرآن کریم
|
|
۱۳:۳۶, ۱۱/آبان/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/اردیبهشت/۹۱ ۲۲:۳۸ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرّحمن الرّحیم
وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ (بقره - 102) و (يهود) از آنچه شياطين در عصر سليمان بر مردم مىخواندند پيروى كردند. سليمان هرگز (دست به سحر نيالود و) كافر نشد. ولى شياطين كفر ورزيدند و به مردم سحر آموختند. و (نيز يهود) از آنچه بر دو فرشته بابل «هاروت» و «ماروت»، نازل شد پيروى كردند. (آن دو، راه سحر كردن را، براى آشنايى با طرز ابطال آن، به مردم ياد مىدادند. و) به هيچ كس چيزى ياد نمىدادند، مگر اينكه از پيش به او مىگفتند: «ما وسيله آزمايشيم كافر نشو! (و از اين تعليمات، سوء استفاده نكن!)» ولى آنها از آن دو فرشته، مطالبى را مىآموختند كه بتوانند به وسيله آن، ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند ولى هيچ گاه نمىتوانند به انسانى زيان برسانند، مگر به اذن (و اجازه) خداوند. آنها قسمتهايى را فرامىگرفتند كه به آنان زيان مىرسانيد و نفعى نمىداد. و مسلما مىدانستند هر كسى خريدار اين گونه متاع باشد، در آخرت بهرهاى نخواهد داشت. و چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن فروختند، اگر مىدانستند!! (102) نقل از تفسیر المیزان : آيه شريفه مي¬خواهد يكى ديگر از خصائص يهود را بيان كند و آن متداول شدن سحر در بين آنان است، و اينكه يهود اين عمل خود را مستند به يك و يا دو قصه مىدانند، كه در بین خودشان معروف بوده، و در آن دو قصه پاى سليمان پيغمبر و دو مَلَك به¬نام هاروت و ماروت در ميان بوده است. پس بنا بر اين، كلام دلالت دارد بر آن صورتى كه ايشان از قصه¬ی نامبرده، در ذهن داشتهاند، و مي¬خواهد آن صورت را تخطئه كند، و بفرمايد جريان آن طور نيست كه شما از قصه در نظر داريد، آرى يهود بطورى كه قرآن كريم از اين طائفه خبر داده، مردمى هستند اهل تحريف، و دست اندازى در معارف و حقايق، نه خودشان و نه احدى از مردم نميتوانند در داستانهاى تاريخى بنقل يهود اعتماد كنند. چون هيچ پروايى از تحريف مطالب ندارند، و اين رسم و عادت ديرينه يهود است، كه در معارف دينى، در هر لحظه بسوى سخنى و عملى منحرف ميشوند، كه با منافعشان سازگارتر باشد، و ظاهر جملات آيه، بر صدق اين معنا كافى است. فَوَيْلٌ لِلَّذينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْديهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ لِيَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَليلاً فَوَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا كَتَبَتْ أَيْديهِمْ وَ وَيْلٌ لَهُمْ مِمَّا يَكْسِبُونَ (79 البقره) پس واى بر كسانى كه كتاب [تحريف شدهاى] با دستهاى خود مىنويسند، سپس مىگويند: «اين از جانب خداست»، تا بدان بهاى ناچيزى به دست آرند پس واى بر ايشان از آنچه دستهايشان نوشته، و واى بر ايشان از آنچه [از اين راه] به دست مىآورند. (79) {در این آیه، قرآن تصریح دارد که این قوم حتی برای بدست آوردن بهای ناچیز هم از دروغ پردازی ابایی ندارند و خود ایشان هم در پروتکل¬هایشان به این امر تأکید دارند. فَبِما نَقْضِهِمْ ميثاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ وَ جَعَلْنا قُلُوبَهُمْ قاسِيَةً يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ ... (13 النساء) پس به [سزاى] پيمان شكستنشان لعنتشان كرديم و دلهايشان را سخت گردانيديم. كلمات را از مواضع خود تحريف مىكنند،... (13) } ]امروز بزرگترین رسانه های خبری دنیا دست چه کسانی است ؟!!! آری، دست دروغ پرداز ترین مردم دنیا، آن هم به گواه قرآن و متأسفانه چه دردناک است که بسیاری از کسانی که خود را شیعه و محب اهل بیت می دانند پای صحبت این دروغ پردازان می نشینند. خداوند به همه¬ی ما رحم کند و ما را به راه راست هدایت نماید إن شاءا...[ و بهر حال از آيه شريفه بر مىآيد كه سحر در ميانه يهود امرى متداول بوده، و آن را به سليمان نسبت ميدادند ]و البته همچنان نسبت می دهند چنان که از ایشان با عنوان KING SOLOMON یعنی شاه سلیمان یاد می کنند و نه PROPHET SOLOMON ، سلیمانِ نبی و این رسول گرانقدرِ خدا را اعظم ساحره های و کاهنان تاریخ می دانند.[، چون اينطور مىپنداشتند، كه سليمان آن سلطنت و ملك عجيب را، و آن تسخير جن و انس و وحوش و پرندگان را، و آن كارهاى عجيب و غريب و خوارقى كه ميكرده، بوسيله سحر انجام می داده...، يك مقدار از سحر خود را هم به¬دو مَلَكِ بابل، يعنى هاروت و ماروت نسبت ميدهند، و قرآن هر دو سخن ايشان را رد ميكند، و مىفرمايد: آنچه سليمان مىكرد، به¬سحر نمي¬كرد و چطور ممكن است سحر بوده باشد، و حال آنكه سحر، كفر بخدا است، و تصرف و دست اندازى در عالم بخلاف وضع عادى آنست، ... آن وقت چگونه ممكن است سليمانِ پيغمبر اين وضع را بر هم زند؟ و در عين اينكه پيامبرى است معصوم، بخدا كفر ورزد با اينكه خداى تعالى در بارهاش صريحاً فرموده: (وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ) و نيز مىفرمايد (وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ)، و چگونه ممكن است مردم بدانند كه هر كس پيرامون سحر بگردد آخرتى ندارد، ولى سليمان اين معنا را نداند؟ پس سليمان مقامش بلندتر و ساحتش مقدستر از آنست كه سحر و كفر به¬وى نسبت داده شود، براى اينكه خداوند مقام و منزلت او را در چند جا از كلامش، يعنى در سورههاى مكى كه قبل از بقره نازل شده، همچون سوره انعام و انبياء و نحل، و ص، عظيم شمرده و او را بندهاى صالح، و نبى مرسل خوانده، كه علم و حكمتش داده و مُلكى به او ارزانى داشته كه به احدى بعد از او نداده است. چنين كسى ساحر نمي¬شود، بلكه داستان ساحرى او از خرافات كهنهايست كه شيطانها از پيش خود تراشيده، و بر اولياء انسى خود خواندند و با گمراه کردنِ مردم و سحرآموزى به آنان كافر شدند و قرآن كريم درباره¬ی دو مَلَك بابل، هاروت و ماروت ايشان را رد كرده، به اينكه هر چند سحر به آن دو نازل شد، لكن هيچ عيبى هم در اين كار نيست، براى اينكه منظور خداى تعالى از اينكار امتحان بود. هم چنان كه اگر اذن داد به الهامِ شرّ و فساد به¬دل¬هاى بشر، اشكالى متوجهش نمي¬شود چون اينكار را باز به¬منظور امتحان بشر كرده تا مؤمن از غیر مؤمن مشخص شود، و این خود يكى از مصاديق قَدَر است، آن دو ملك هم هر چند كه سحر بر آنان نازل شد، ولى آن دو به احدى سحر نمىآموختند، مگر آنكه مىگفتند: هوشيار باشيد كه ما فتنه و مايه آزمايش توايم، زنهار، با استعمال بى مورد سحر كافر نشوى و تنها در مورد ابطال سحر و رسوا كردن ساحران ستمگر بكار بندى ولى مردم سحرى از آن دو آموختند كه با آن مصالحى را كه خدا در طبيعت و مجارى عادت نهاده بود فاسد ميكردند، مثلاً ميانه مرد و زن را به¬هم ميزدند، تا شرى و فسادى براه اندازند، و خلاصه از آن دو سحرى مىآموختند كه مايه ضررشان بود، نه مايه نفعشان. پس اينكه خداى تعالى مي¬فرمايد: (و اتبعوا) منظورش آن يهوديانى است كه بعد از حضرت سليمان بودند، و آنچه را شيطانها در عهد سليمان و عليه سلطنت او از سحر بكار مىبردند، نسل به نسل ارث برده، و هم چنان در بين مردم بكار ميبردند ... و دليل بر اينكه مراد از شيطانها، طائفهاى از جن است، اين است كه ميدانيم اين طائفه در تحت سيطره سليمان قرار گرفته، و شكنجه ميشدند، و آن جناب بوسيله شكنجه آنها را از شر و فساد باز مي¬داشته، چون در آيه: (وَ مِنَ الشَّياطِينِ مَنْ يَغُوصُونَ لَهُ، وَ يَعْمَلُونَ عَمَلًا دُونَ ذلِكَ، وَ كُنَّا لَهُمْ حافِظِينَ)( سوره انبياء 82) فرموده: (بعضى از شيطانها برايش غواصى مىكردهاند، و بغير آن اعمالى ديگر انجام ميدادند، و ما بدين وسيله آنها را حفظ مىكرديم)، كه از آن بر مىآيد مقصود از شيطانها، جن است و منظور از بكار گيرى آنها حفظ آنها بوده: و نيز در آيه: (فَلَمَّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ، ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهِينِ) (سبأ 14) (همين كه جنازه سليمان بعد از شكسته شدن عصايش بزمين افتاد، آن وقت جن فهميد كه اگر علمى به¬غيب مىداشت، مىفهميد سليمان مدتهاست از دنيا رفته، در اين همه مدت زير شكنجه او نمىماند، و اين همه خوارى نميكشيد)، كه از آن فهميده مىشود قوم جن در تحت شكنجه سليمان علیه السلام بودند. ]نکته¬ی مهم دیگری که در آیه¬ی بالا بدان تصریح شده عدم آگاهی شیاطین و اجنه از غیب و آینده است. اجنه ممکن است به واسطه¬ی برخی توانایی هایشان از گذشته¬یِ خصوصیِ بعضی از اشخاص مطلع باشند و فال گیرهایی که از گذشته¬ی اشخاص اطلاعات دقیق می¬دهند بر همین مبناست ولی به تصریح قرآن به هیچ وجه نمی توانند از غیب و آینده خبر دهند و اعتماد بر خبر آنها عینِ بی¬خردیست و بعلاوه بر طبق آیات قرآن و روایات توکّل مؤمن در تمام امور بر خدایش او را کفایت می¬کند از همه چیز و همه کس) (...مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً (2) وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْراً (3)(سوره طلاق)) (هر كس تقواى الهى پيشه كند، خداوند راه نجاتى براى او فراهم مىكند، (2) و او را از جايى كه گمان ندارد روزى مىدهد و هر كس بر خدا توكّل كند، كفايت امرش را مىكند خداوند فرمان خود را به انجام مىرساند و خدا براى هر چيزى اندازهاى قرار داده است! (3))[ (وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ) يعنى، سليمان خودش سحر نميكرد، تا كافر شده باشد، و لكن اين شيطانها بودند كه كافر شدند و در حالى كه مردم را گمراه نموده، سحر بايشان ياد مىدادند. (وَ ما أُنْزِلَ...)، يعنى يهوديان پيروى كردند، و دنبال گرفتند آن سحرى را كه شيطانها در ملك سليمان جعل مىكردند، و نيز آن سحرى را كه خدا از راه الهام به¬دو مَلَك بابل يعنى هاروت و ماروت نازل كرده بود، در حالى كه آن بندگان خدا به احدى سحر ياد نميدادند، مگر بعد از آنكه وى را زنهار مىدادند، از اينكه سحر خود را اعمال كنند، و مىگفتند: ما وسيله فتنه و آزمايش شما هستيم، خدا مي¬خواهد شما را بوسيله ما و سحرى كه تعليمتان ميدهيم امتحان كند پس زنهار مبادا با بكار بستن آن كافر شويد. (فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما) ولى يهود با سحری که از آن دو ملك يعنى هاروت و ماروت مىآموختند، به جای ابطال سحر و رسوا كردن ساحران ستمگر ، از به کار بستن آن سوء استفاده می¬کردند، به طور مثال بين زن و شوهرها جدايى می¬انداختند. (وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ) اين جمله دفع آن توهمى است كه به ذهن هر كسى مىدود، و آن اين است كه مگر ساحران ميتوانند با سحر خود امر صنع و تكوين را بر هم زده، از تقدير الهى پيشى گرفته، امر خدا را باطل سازند؟ در جواب و دفع اين توهم مىفرمايد: نه، خود سحر از قَدَر خداست، و به همين جهت اثر نمىكند مگر باذن خدا، پس ساحران نمىتوانند خدا را بستوه بياورند. (وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ، ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ) و خود یهود اين معنا را كه هر كه در پى سحر و ساحرى باشد، در آخرت بهرهاى ندارد، هم به عقل خود دريافتند، چون هر عاقلى مي¬فهمد كه شومترين منابع فساد در اجتماع بشرى سحر است، و هم از كلام موسى كه در زمان فرعون فرموده بود: (وَ لا يُفْلِحُ السَّاحِرُ حَيْثُ أَتى، ساحر هر وقت سحر كند رستگار نيست).(طه 69) (وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ) يعنى ساحران با علم به اينكه سحر برايشان شر و براى آخرتشان مايه مفسده است، امّا از آنجا که مطابق و متناسب با علمِ خود عمل نمی¬کردند قرآن می¬گوید که عالم به این معنا نبودند، چون به¬علم خود عمل نكردند، پس هم عالم بودند و هم نبودند، براى اينكه وقتى علم، حامل خود را به سوى راه راست هدايت نكند، علم نيست، بلكه ضلالت و جهل است، هم چنان كه خداى تعالى فرموده (أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ، هيچ ديدهاى كسانى را كه هواى نفس خود را معبود خود گيرند، و خداى تعالى ايشان را با داشتن علم گمراه كرده باشد؟) (جاثیه 23) (وَ لَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا...) ، يعنى اگر اين طائفه از يهود بجاى اينكه دنبال اساطير و خرافات شيطانها را بگيرند، دنبال ايمان و تقوى را مىگرفتند. برايشان بهتر بود، و اين تعبير خود دليل بر اينست كه كفرى كه از ناحيه سحر مىآيد، كفر در مرحله عمل است، مانند ترك زكات، نه كفر در مرتبه اعتقاد، چه اگر كفر در مرحله اعتقاد بود جا داشت بفرمايد: (وَ لَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا)، و خلاصه تنها ايمان را ذكر مىكرد و ديگر تقوى را اضافه نمىفرمود، پس از اينجا مىفهميم كه يهود در مرحله اعتقاد ايمان داشتهاند، و لكن از آنجايى كه در مرحله عمل تقوى نداشته و رعايت محارم خدا را نمىكردهاند، اعتنايى بايمانشان نشده، و از كافرين محسوب شدهاند. ]خدایا به ما اعتقاد درست و عمل متناسب با آن اعتقاد درست عنایت فرما[ (لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَيْرٌ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ) يعنى مثوبت و منافعى كه نزد خدا است، بهتر از آن مثوبت و منافعى است كه ايشان از سحر ميخواهند، و از كفر ميجويند، (دقت فرمائيد) بحث روايتى (شامل رواياتى در ذيل آيه 102 پيرامون سحر) در تفسير عياشى و قمى در ذيل آيه (وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ...) ، از امام باقر علیه السلام روايت آوردهاند، كه در ضمن آن فرموده: پس همين كه سليمان از دنيا رفت، ابليس سحر را درست كرده، آن را در طومارى پيچيد، و بر پشت آن طومار نوشت: اين آن علمى است كه آصف بن برخيا براى سلطنت سليمان بن داوود نوشته، و اين از ذخائر و گنجينههاى علم است، هر كس چنين و چنان بخواهد، بايد چنين و چنان كند، آن گاه آن طومار را در زير تخت سليمان دفن كرد، آن گاه ايشان را به¬در آوردن آن طومار راهنمايى كرد، و بيرون آورده برايشان خواند. لا جرم كفارِ یهود گفتند: عجب، اينكه سليمان بر همه ما چيره گشت بخاطر داشتن چنين سحرى بوده، ولى مؤمنين گفتند: نه، سلطنت سليمان از ناحيه خدا و خود او بنده خدا و پيامبر او بود، ( عياشى ج 1 ص 52 حديث 74 و تفسير قمى ج 1 ص 55) و آيه (وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ) در خصوص همين مطلب نازل شده است. علامه طباطبایی: اگر در اين روايت، وضع علم سحر و نوشتن و خواندن آن را به ابليس نسبت داده، منافات با اين ندارد كه در جاى ديگر تعلیم سحر را به ساير شيطانهاى جنى و انسى نسبت داده باشد، براى اينكه تمامى شرور بالآخره به¬او منتهى، و از ناحيه آن لعنتى بسوى اولياء و طرفدارانش منتشر ميشود، حال يا مستقيماً به¬آنان وحى مىكند، و يا آنكه بوسيله وسوسه در آنها نفوذ مىكند، و اين دو شکلِ ایجاد ارتباط از سوی شیطان در لسان اخبار بسيار است... و در نتيجه شيطانها به¬دروغ سحر را علت سلطنت سليمان معرفى كردند و آن را به یهودیانِ حریص و دنیاپرست آموختند. و در كتاب عيون اخبار الرضا، در داستانِ گفتگوىِ حضرت رضا علیه السلام با مأمون، آمده: كه حضرت فرمود: هاروت و ماروت دو فرشته بودند كه سحر را بمردم ياد دادند، تا بوسيله آن از سحر ساحران ايمن بوده و سحر آنان را باطل كنند و اين علم را به احدى تعليم نمىكردند، مگر آنكه هشدار مي¬دادند كه ما فتنه و وسيله آزمايش شمائيم، مبادا با بكار بردن نابجاى اين علم كفر بورزيد، ولى جمعى از مردم با استعمال آن كافر شدند، و با عمل كردن بر خلاف آنچه دستور داشتند كافر شدند چون بین مرد و زنش را جدايى مىانداختند، كه خداى تعالى در باره آن فرموده: (وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ). (عيون اخبار الرضا ج 1 ص 271 حديث 2) ]ذکر یک نکته مهم درباره¬ی رابطه یهود و پذیرش عبودیت شیطان و مناسک شیطان پرستی: (با توجه به این که به تصریح و تأکید قرآن و شواهدِ بسیارِ تاریخی و عینیِ امروزی، یهود حریص¬ترینِ مردم به مواهب و لذات دنیوی¬اند {وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى حَياةٍ وَ مِنَ الَّذينَ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَ ما هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذابِ أَنْ يُعَمَّرَ وَ اللَّهُ بَصيرٌ بِما يَعْمَلُونَ (96 البقره) و آنان را مسلّماً حریصترین مردم به زندگى، و [حتى حريصتر] از كسانى كه شرك مىورزند خواهى يافت. هر يك از ايشان آرزو دارد كه كاش هزار سال عمر كند با آنكه اگر چنين عمرى هم به او داده شود، وى را از عذاب دور نتواند داشت. و خدا بر آنچه مىكنند بيناست. (96)} و برای بدست آوردن آن از هر چیزی و راهی و وسیله¬ای استفاده می کنند و یکی از مهم¬ترین این ابزار سحر است که برای بهره¬مندی از آثار آن باید به انواع فسق و فجور دست زنند!! امّا چرا؟!! از آنجا که منبع اصلی انتشار سحر ابلیس و پیروانِ جنّی او است هر که بخواهد آن را از منبعِ اصلی اخذ کند باید رضایت استاد را جلب نماید و دست به کارهایی بزند که با آن کارها در نزد ابلیس مقرب شود و پر واضح است که چه اعمالی باعث تقرب به ابلیس می¬شود؛ دقیقاً عکس آن اعمالی که انسان را در درگاه خداوند مقرب می¬نماید و همان اعمالی که موجب خشم خداوند است، به ویژه گناهان کبیره ای که در قرآن به آنها اشاره شده مانند قتل نفس، لواط، زنا (به خصوص زنای با محارم) ، خوردن مال ربا و باقیماندن بر جنابت و ... و حال آنکه هرچه شاگرد امکانات ویژه¬تری طلب کند به طبع آن باید متحمل گناهان عظیم¬تری شود.)[ ]اما گناهی که بسیار محبوب ابلیس است چیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آن گناهی است که به سبب آن ابدیت انسانها نابود شود یعنی نابودی اعتقادات صحیح ایمان راهش چیست ایجاد فرقه های انحرافی در دین حق ایجاد فرقه ها و عرفانها و مکاتب انحرافی و... خلاصه هر چیزی که باعث شود انسانها به ایمانی که سعادت ابدی آنها را تأمین کنند نرسند و این یکی از رازهای پدید آمدن اینهمه فرقه و مکتب انحرافی و گونه گون و غالباً راز آلود و با قابلیت ایجاد ارتباط با ماورا در صورت انجام دادن احکام آن مکاتب انحرافی است که اتفاقاً این مفهوم ماورای ماده و نیاز بشر آخرالزمانی زده شده از مادیات محض به فراماده هم ابلیس میداند عرفان های نو ظهور و مکاتب و فرقه های انحرافی از کجا حمایت میشوند با این حساب؟؟؟؟[ * عبارات داخل گیومه][ از علی 110 است. |
|||
|
|
۲:۵۱, ۱۵/دی/۸۹
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
حالا یه کم جواب یا یه جوارایی باز کردن مطلب در مورد مبحث قبلی مون که به نوعی (به نظرم بد متوجه شدین )
حرفای شما در مورد سحر و جادویی که از شیاطین و جن رسیده کاملا درسته اما اگر انسان را به دو قسمت تقسیم کنیم شر و خیر وقتی کارهای شر را ادامه بدهد شیطان صفت و خبیث میشه و جالبه که کارهای به نظر خارق العاده می تونه انجام بده مثل بسیاری افراد که در ایران خودمان با این کارها دارند مردم را مسیحی و ... میکنند و فقط تله پاتی و تمرکز روی افکار آن مردم ساده لوح یا بهتره بگم کم اطلاع انجام می گیره آنها را از راه به در می کنند و اگر تقوای الهی و کارهای خیر را انجام بدهد و مهمتر آنکه اطلاع از چگونگی آن کارها داشته باشد و آنها را با دستور العمل خاصی انجام دهد (( مثلا وقتی به جاهای بالای تقوی برسیم با خواندن حمد بر مرده ای آن را زنده کنیم یا مثلا به آسمان چندم برویم )) یا مثلا فلان سوره را فلان ساعت و فلان روز و فلان دفعه بخوان همچین اتفاقی می افته و می تونی همچون کاری و به همچون خاسته ای برسی یا مثلا ذکر الله الصمد را 12000 بار بگو می تونی فکر افراد را بخونی آیا شما در مورد همین 110 که از حروف ابجد علی یا یا علی هست اطلاعی دارید مطمئنا در مورد ابجد می دونین ام آیا علم اعداد و ابجد سحر و جادوگری هست ؟! در مورد علم نجوم می دونید که بسیاری از بزرگان و مشاهیر ایران و حتی ائمه اطهار علیه السلام این علم را داشته اند آیا شما می دانید که بیش از حد داشتن این علم منجر به کاهن و کافر شدن فرد می شود البته معصومین که عصمت از گناه دارند اما بزرگان علم ایران مانند ابو ریحان بیرونی ، ابن سینا و ... این علم را داشته اند ((طبق فرموده مولا علی علیه السلام )) اینها همه کارهایی هستند که باید با تمرکز به قسمت مثبت و خیر انجام گیرد چگونه است که بعضی افراد طی الارض میکنند یا چشم برزخی دارند آیا شما خبر دارید که یک نفر در ایران خودمان تسبیح خود را انداخت و به صورت اژدهایی در آمد ( اگه اشتباه نکنم میرفندرسکی ((البته اگه درست اسم شان را نوشته باشم)) البته به نوعی مباهله بین مسلمانان و یهودیهای اصفهان بوده و این امر و خواسته خداوند است و ... شباهت این دو دسته افراد که دست به کار به نظر خارق العاده می زنند این هست که هر دو اگر از اعمالشان ( اعمال خیر و شر ) دست بکشند و خلاف آن را انجام دهند دیگر قادر به این کارهای خارق العاده نخواهند بود و تفاوتشان در اینست که افراد با تقوی پله پله به سمت خدا می روند و البته ناگفته نماند که سیر و سلوک الی الله زیبایی یی فراتر از این کارهای مثلا خارق العاده دارد و هدف سالک راه خدا این اعمال نیست طبق مثالی که در کتاب مکاشفه درون و عروج روح نوشته است (فردی گندم می کارد و زخمات بسیاری برای آن می کشد تا فصل درو می رسد و زارع چه فرد نادانی باید باشد اگر هدف از کشتش و تلاشش ، کاه(اعمال خارق العاده) باشد و هدف ،، گندم که ارزش بالاتری را دارد نباشد ) و او زیبایی و جمال خداوند را می بیند و افراد شر و خبیث رفته رفته شیطان صفت و خبیث تر می شوند و آتش جهنم خود می شوند و به نوعی کاه را هدف قرار داده اند اما راه را از اول اشتباه رفته اند تمرکز را علم تصور کنید همانطور که باروری ابرها انجام می گیرد اما همیشه منجر به بارش نمی شود ولی خداوند بر هر چیزی علمی را قرار داده و باروری هم یکی از این علوم هست شبیه سازی حیوانات هم یکی از این علوم هست حالا تصور کنید 200 سال به عقب بر میگردیم اگر فردی که ایده و یا شبیه سازی حیوانات را در آنوقت ابراز می کرد مردم به او چه می گفتند مطمئنا او را ....( تصور آن با خود شما (( مثل گالیله که گفت کره زمین گرد است ) خود شناسی امریست بسیار مهم که آن را لازمه خداشناسی دانسته اند ، حال به شما می گویم حال باید چه چیز خود را شناخت ؟ مگر غیر اینست انسان به نظراتی از سه قسمت جسم و روح و روان (ادامه بحث درباره این موضوع باشه برای بعد ولی با این سایت بینش ماورا چیزایی دستگیرتون میشه که در مورد خودشناسی لازمه هر فردی بدونه که بی ارتباط با بحث نیست چون چیستی ما مربوط به بحث می شود و چیستی ما که روح و روان و جسم هست ما فقط با جسممان کارهایی انجام می دهیم اما با روح و روان هم میشه کارهایی کرد اما ... حدیث از امام صادق علیه السلام در مورد خود شناسی : خود شناسی انسان اینست که خویشتن را به 4 طبع و 4 ستون و 4 رکن بشناسد 4 طبعش : خون و صفرا و باد و بلغمست ستونهایش خردست که از خرد فهم و حافظه مایه می گیرد و ارکانش نور و آتش و روح و آب با مطالعه در مورد طب سنتی به 4 طبعش دست می یابید که در آن بسیار بسیار بسیار مطلب نهفته است که با شناخت آن ....///// خرد = روان آدمی روح هم شاید تقریبا قسمت اصلی بدن چقدر در مورد آن میدانیم ؟ هیچ چیز ؟ چقدر علم داریم هیچ چیز / چرا چون مهمتر از خودمان برای خودمان چیزی نیست بازم چرا ؟ چون تا خود را نشناسیم خدا و ائمه را هم نخواهیم شناخت //یادمان نرود که 313 یار امام زمان علیه السلام افرادی هستند که هر کدام می توانند کشوری و یا قاره ای را اداره کنند // اونوقت در خود مانده ایم و می خواهیم سرباز امام زمان باشیم ....ه . ه . مگر غیر اینست که امام زمان منتظر ماست // به قول دکتر زائفی پور فقط بگوییم اللهم عجل لولیک الفرج پیشنهاد این حقیر را بپذیرید و کتاب مکاشفه درون و عروج روح را از سایت http://www.fmehr.com یا لینک دانلود http://rapidshare.com/#!download|295l32|...20expired. دانلود کنید و به سایت http://www.bineshmavara.com هم سر بزنید اما خواهشمندم اگر کتابهای دیگر را دانلود کردید و قصد عمل کردن و خواندن وعمل کردن آنها را داشته باشید :sبدانید و بدانید که اگر تقوی را پیشه نسازید این کتابها شما را منحرف خواهد کرد ولی کتاب مکاشفه درون و عروج روح کتاب بسیار بسیار خواندنی هست پیشنهاد می کنم حتما دانلود کنید این هم لینک دانلود پروتکل رهبران یهود برای تسخیر جهان این یکی از همش مهمتره که لطفا دانلود کنید http://www.persiangig.com/pages/download...tocols.pdf امیدوارم که تلاش این حقیر را بی ثمر نگذارید و دانلود کنید ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() اگر کسی 99.9999999 درصد در مسئله ای به خدا امید دارد ولی مابقی را به غیر خدا امید داشته باشد خود خداوند متعال فرموده است که امیدش را نا امید خواهد کرد و رهایش می کند به همان کسی که به غیر خودش امید بسته است خدایا عقل و دین و ایمان بیشتر ، علم و عمل به آن ،و عاقبت به خیری عنایت کن که به غیر از تو خواستن گناه است یه سوال هم الان به ذهنم رسید هیچ کی تا به حال به این فکر کرده که چقدر دلش می خواد زندگی بعد از ظهور را ببیند راستی از اینکه اینقدر مسائل متفرقه را یکجا می نویسم معذرت میخام
|
|||
|
|
۱۳:۱۵, ۱۵/دی/۸۹
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
جناب mir از پیشنهادات دلسوزانه ی شما ممنونم
در مورد پروتکل ها بد نیست به این پست سری بزنید |
|||
|
۱۳:۴۲, ۹/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/خرداد/۹۰ ۱۳:۴۴ توسط fr60din.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
در روزگاران پيش، پس از عصر حضرت سليمان – عليه السلام – سحر و جادوگرى در ميان مردم بابِل به طور عجيبى رايج شده بود. بابِل از شهرها و سرزمينهاى تاريخى مربوط به پنج هزار سال قبل است، كه شامل منطقه وسيعى بين رود فرات و دجله مىشد. داراى تمدن عظيمى بود، و آن چنان بزرگ شد كه به آن كشور بابِل مىگفتند. اين كشور داراى شهرهايى بزرگ و قلعههاى بلند، و قصرهاى سر به فلك كشيده و بتكدههاى عظيم بود، و اكنون از آن بناهاى عظيم، خرابههايى باقى مانده است كه جزء آثار باستانى به شمار مىآيد. سحر و جادوگرى در ميان مردم بابِل بسيار رايج بود، آنها از طلسمات و علفهاى مخصوص و پاشيدن آب متبرك، و دوختن نوارهاى مخصوص، براى انجام كارهاى حيرتانگيز و شگفتآور استفاده مىكردند…(1)
از تاريخ استفاده مىشود كه حضرت سليمان – عليه السلام – تمام نوشتهها و اوراق جادوگرى مردم بابِل را جمعآورى كرد، و دستور داد تا در محل مخصوصى نگهدارى كنند (اين نگهدارى براى آن بود كه مطالب مفيدى براى دفع سحر در ميان آنها وجود داشت.) سليمان – عليه السلام – به اين ترتيب براى نابودى سحر و جادوگرى اقدام نمود. ولى پس از وفات سليمان – عليه السلام -، گروهى آن اوراق را بيرون آورده و به اشاعه و تعليم سحر پرداختند، و بار ديگر بازار سحر و جادو رونق گرفت. براى جلوگيرى از سحر و جادو، و زيانهاى آن لازم بود اقدامى جدى صورت بگيرد و براى جلوگيرى از آن چارهاى جز اين نبود كه مردم راه باطل كردن سحر را ياد بگيرند، و چنين كارى مستلزم آن است كه خود سحر را نيز ياد بگيرند، تا بتوانند با فوت و فن دقيق، آن سحرها را باطل نمايند.(2) خداوند دو فرشته «هاروت و ماروت» را به صورت انسان به ميان مردم بابل فرستاد، تا به آنها سحر و جادو ياد بدهند، تا بتوانند از سحر ساحران جلوگيرى نمايند. آمدن هاروت و ماروت در ميان مردم بابل فقط به خاطر تعليم سحر براى خنثى سازى سحر بود، از اين رو آنها به خصوص به هر كس كه سحر مىآموختند به او اعلام مىكردند كه: «إِنَّما نَحْنُ فِتْنَة فَلا تَكْفُرْ؛ ما وسيله آزمايش تو هستيم كافر نشو.» (و از اين تعليمات سوء استفاده نكن). اما آنها از تعليمات هاروت و ماروت، سوء استفاده كردند، تا آن جا كه با سحر و جادوى خود به مردم آسيب مىرساندند، و بين مرد و همسرش جدايى مىافكندند و مشمول سرزنش شديد الهى شدند.(3) بنابراين فلسفه وجودى هاروت و ماروت همين بود كه به مردم راههاى سحر را براى خنثى سازى سحر بياموزند، و در اين كار توفيقاتى نيز نصيبشان شد گر چه در كنار اين عمل سازنده و مثبت، عدهاى سوء استفاده نيز نمودند.(4) پی نوشتها : 1- اقتباس از قصص قرآن بلاغى، فرهنگ قصص، ص 325 و 326. 2- سحر و ساحرى و آموختن آن، حرام است، ولى ياد گرفتن آن براى خنثى سازى سحر ساحران اشكال ندارد بلكه گاهى واجب است، گويند: در زمانهاى قبل، يكى از علماى برجسته، در محلى براى ادرار كردن نشست، ولى طول كشيد و ديد ادرارش بند نمىآيد، به اطراف نگريست، شخصى را ديد كه سر از سوراخ يا پنجره خانهاى بيرون آورده است، دريافت كه سحر او باعث شده است، اين عالِم كه براى خنثى سازى سحر ساحران، سحر را آموخته بود، آن را به كار گرفت، سر آن شخص ساحر در بيرون ماند، او هر كار كرد كه داخل اطاق شود نتوانست، دريافت كه آن عالِم اين كار را كرده است. سرانجام صدا زد مرا رها كن، عالِم گفت تو مرا رها كن تا من نيز تو را رها كنم، به اين ترتيب هر دو همديگر را رها كردند و از شومى سحر نجات يافتند. 3- چنان كه اين مطلب در آيه 102 بقره آمده است. 4- داستانهاى خرافى بسيار، از اسرائيليات و… پيرامون اين دو فرشته معصوم الهى بافتهاند كه ساختگى و بىاساس است، آن چه در قرآن آمده همان است كه در بالا ذكر شد. |
|||
|
|
۲۱:۲۶, ۱۰/تیر/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
من در مورد پست 4 میخوام نظرمو بگم/پست fr60din
یه چیزی اینجا گنگ بود توی متنتون اونم اینکه مردم بابل در عصر حضرت سلیمان چه جوری سحر رو اموختن و سحر چطور به حدی رواج پیدا کرد که خداوند برای باطل نمودن این سحر را هاروت و ماروت رو فرستاد؟؟؟ |
|||
|
۲۱:۵۷, ۵/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
هر وقت پشه تونست هواپیمای کنکورد رو از جا بلند کنه ساحر هم میتونه بر شخص اول عالم خلقت عمل کنه
فرق سحر ساحران و عصای موسی چی بود باطل بر حق غالب نمیشه و شیاطین راه تسلطی بر مخلَصین عالم ندارند!!!!!!!!!!!!! بنابر آیات محکم قرآن و رسول اکرم فرمودند هر آنچه از ما نقل کردند که مخالف محکمات قرآن بود به دیوار بکوبانید یا علی |
|||
|
|
۲:۲۴, ۱۲/آذر/۹۰
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
دوستانی که این پست را نخوانند خیلی از مفاهیمی که در جهان رخ میدهد در جبهه ی کفر یا قرار است رخ دهد را شاید نتوانند آنچنان که باید و شاید عمیق درک کنند
پیشنهاد میکنم پست اصلی را عمیقاً یکبار هم که شده مطالعه فرمایید خداوند هر قصه ای را که در قرآن روایت کرده یک ارتباطی با امام زمان و ظهور هم دارد داستان سلیمان نبی یکی از مهمترین های آن است و شیطان پرستی و دست به دامن شدن یهود به سحر و ابلیس و اجنه هم یکی از همین هاست با دقت پست اول را بخوانید! |
|||
|
|
۱۹:۳۴, ۱۳/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام بر مهدي اللهم صل علي محمد وال محمد وعجل فرجهم يا علي عليه السلام
|
|||
|
۲۲:۵۷, ۱۳/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۱۰/تیر/۹۰ ۲۱:۲۶)ghadimi2 نوشته است: من در مورد پست 4 میخوام نظرمو بگم/پست fr60din یه راهشو گمان کنم میدونم(سحر یاد گرفتن بابلی) : ابی منصور در کتاب احتجاج حدیثی رو ذکر کرده به این بیان که کافری نزد امام صادق امد و از حضرت سوالاتی درباره سحر پرسید. یکی از سوالات تقسیم بندی سحر بود که امام برای کافر بیان کردن که اون سحری بود که دوستان شیاطین و اجنه از اونا یاد میگیرن..که کافر سوال میکنه شیاطین از کجا یاد میگیرن و امام پاسخ میده که مثل اطباء از راه تجربه یا از راه ازمایش و امتحان... پس میشه یه فرض رو با توجه به حدیث به دست اورد که بابلی ها از راه ارتباط با اجنه و شیاطین به سحر اگاه شدن و بعد خداوند هاروت و ماروت رو برای هدایت و امتحان اونا فرستاد |
|||
|
|
۱۱:۱۱, ۱۴/فروردین/۹۲
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۱۳/فروردین/۹۲ ۲۲:۵۷)hooman-za نوشته است: ابی منصور در کتاب احتجاج حدیثی رو ذکر کرده به این بیان که کافری نزد امام صادق امد و از حضرت سوالاتی درباره سحر پرسید. یکی از سوالات تقسیم بندی سحر بود که امام برای کافر بیان کردن...سلام قبلاً همانطور که در این تاپیک ذکر شده : زندیق از امام صادق پرسید: بفرماید اصل سحر و جادو چیست؟؟؟؟؟؟؟ زنديق پرسيد: بفرماييد اصل سحر و جادو چيست؟ و كار جادوگر با تمام عجايبى كه در بارهاش آمده چگونه است؟ فرمود: سحر و جادو چند گونه است: يك نوع آن مانند طبّ و پزشكى است، همان طور كه پزشكان براى هر دارويى درمانى قرار مىدهند، همين طور است علم جادو و سحر، با فريب براى هر سلامتى آفتى مىسازند، و براى هر درمان دردى، و براى هر معنى حيلهاى. و نوع ديگر سحر عبارت است از: شعبده، تردستى، خوارق عادات و چشم بندى. و نوع ديگر آن همان است كه دوستان شياطين از ايشان اخذ مىكنند. زنديق پرسيد: از كجا شياطين علم سحر را ياد گرفتهاند؟ فرمود: از همان جا كه طبيبان طبّ را دريافتند، مقدارى با تجربه و قدرى با درمان. پرسيد: نظر شما در باره دو فرشته هاروت و ماروت چيست؟ و آنچه مردم قائلند كه اين دو به ديگران سحر مىآموختند؟ امام صادق عليه السّلام فرمود: آن دو در مكان امتحان و جاى فتنه بودند، از تسبيحات آن دو فرشته اين بود كه: امروز اگر انسان فلان كار را انجام دهد چنين مىشود، و اگر اين گونه علاج كند چنان مىشود، در انواع سحر و جادو، و مردم نيز آنچه از اين دو صادر مىشد را مىآموختند، و آن دو مىگفتند: ما فقط وسيله فتنه و آزمايشيم، مبادا از ما چيزى اخذ كنيد كه به شما زيان رسانده و هيچ سودتان نبخشد. پرسيد: آيا ساحر قادر است انسان را با سحر بصورت سگ يا خر يا غير درآورد؟ فرمود: عاجزتر و ناتوانتر از آن است كه بتواند آفرينش خدا را تغيير دهد، هر كه اقدام به ابطال آنچه خدا ساخته و صورت داده نموده و آن را تغيير دهد، چنين شخصى شريك خدا در آفرينش او است، پس برتر است خداوند از آن، اگر آن طور كه مىگويى ساحر بر آن قادر بود حتماً از جان خود هر ضعف پيرى و آفت و مرضى را دفع مىساخت، و سفيدى را از سر خود دور نموده و فقر و ندارى را از ساحت خود بيرون مىكرد، و بىشكّ از اكبر سحر و جادو سخن چينى است، كه با آن ميان دو دوست را تفرقه مىاندازد، و دشمنى را ميان رفقاى با صفا وارد مىكند، و با آن خونها مىريزد، خانهها خراب مىكند، و پردهها را مىاندازد، و فرد سخن چين بدترين كسى است كه بر روى زمين قدم نهاده. پس بهترين تعريف صحيح در باره سحر اين است كه آن مانند طبّ مىباشد، ساحر كسى را جادو مىكند در نتيجه از نزديكى زنان مىافتد، پس نزد طبيب رفته و از راه ديگرى او را علاج مىكند، پس درمان مىشود. احتجاج-ترجمه جعفرى، ج2، ص: 214 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| اندیشکده مطالعات یهود (یهود شناسی) | vahrakan | 20 | 9,010 |
۲۳/اسفند/۹۵ ۱۵:۲۰ آخرین ارسال: vahrakan |
|
| شباهت قوم یهود و ابلیس از دیدگاه قرآن کریم | ghoran | 6 | 2,660 |
۲۹/مرداد/۹۵ ۲۳:۵۲ آخرین ارسال: MOHSEN-Z |
|
| افشای یک راز در نقش اجنه در مدیریت جهانی یهود مبتنی بر آیات قرآن | علی 110 | 11 | 9,487 |
۲۵/فروردین/۹۴ ۲۳:۲۷ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|
| مبانی محوری و ارکان توسعه نظم نوین جهانی از منظر قرآن کریم: | علی 110 | 6 | 7,399 |
۸/آبان/۹۲ ۱۱:۳۴ آخرین ارسال: علی 110 |
|
| شناسنامه یهود در قرآن! | علی 110 | 16 | 15,048 |
۴/شهریور/۹۱ ۲:۲۷ آخرین ارسال: علی 110 |
|









که اگر تقوی را پیشه نسازید این کتابها شما را منحرف خواهد کرد 




