کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آفات فرهنگی کشور
۲۲:۰۸, ۴/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/آبان/۹۰ ۲۳:۰۶ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا

پیرو بحثی که اخیرا در تاپیک نابودی حیا در کافی شاپ های دنج داشتیم! انتقادی رو حقیر به سیستم فرهنگی کشور داشتم که بخشی اش رو البته توی اون پست نوشتم . . .

اینجا فعلا قصد ندارم که نظر خودم رو بنویسم! فقط می خواستم نظر دوستان رو درباره ی فعالیت های فرهنگی انجام شده، ( که دامنه ی این فعالیت ها خیلی گسترده است. از وبلاگ ها و وبسایت های مذهبی گرفته تا موسساتی مثل موعود و . . . ) بدونم!

_این که اساسا باید روی چه موضوعاتی بیشتر کار کنند؟

_الان در چه مسیری هستند؟ آیا این مسیر و این راه درسته؟

_و در آخر این که چرا بروشور های نصفه و نیمه ی مطهری این همه شور انقلابی ایجاد می کرد اما صدها صفحه قلم فرسایی چه در دنیای مجازی و چه در دنیای واقعی آنطور که باید شور به وجود نمی آورند؟؟

بنده هم به زودی نظر خودم رو میگم!

یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، SARV ، Gryffen ، محمداحسان ، Reza2035 ، رهیافته ، یاران مهدی ، sarbaz 313 ، ANTI satan ، وحید110 ، mohammad790 ، mohamad ، خاک ، جوینده حق ، shakiba ، ema1392 ، سدرة المنتهی ، G.F.B ، آزاد اندیش ، مجید املشی ، Tolou

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۵:۳۲, ۱۰/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آبان/۹۰ ۱۸:۳۷ توسط رهیافته.)
شماره ارسال: #21
آواتار
با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز
من مثل دوستان عزیز نمی تونم مشکلات فرهنگی را ریشه یابی کنم ویا راه حل های دینی را بیان کنم فقط یک نکته به ذهنم رسید
حضرت پیامبر رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خاتم پیامبران بودند اما آیا این بدان معنی است که بعد از ایشان کسی رسالتی به گردن ندارد؟!!
هر انسانی در جامعه ی کنونی می تواند نقش یک بشارت دهنده ویا نذیز رو ایفا کند. آیا دین اسلام ما را به امر به معروف و نهی از منکر سفارش نکرده؟!
ما تا چه حد به این سفارشات عمل کردیم ؟!
اگر یک انسان به راه راست هدایت بشه و در مسیر درست گام برداره تمام اطرافیان خود را تحت تاثیر قرار میده
در جامعه ی کنونی هدایت هر انسانی به اندازه یک جامعه ارزشمند است
اولین گام موثر در دفع آفت اینه که از جزئترین نهاد جامعه شروع کنیم، یعنی فرد
به نظر بنده ما نیاز به طراحی الگو نداریم، الگو مشخص است از 1400 سال پیش مشخص شده است
تنها خلاء اجرای صحیح حس می شود و صد البته در این بین نه یک شخص و یا اشخاص مشخصی(متولیان فرهنگی) بلکه تمام افراد جامعه قصور کردند البته در این بین کسانی بودند که نقش خود را به خوبی ایفا کردند
به عنوان مثال جناب بیداری اندیشه با ترجمه مستند ظهور باعث شدند تاخیلی از جوانها با دیدن این مستند یکم به خودشون بیان(از جمله خودم) و مهمتر از آن با راه اندازی این سایت و بیان مسایل عموما مذهبی در قالب طرح های نوین و جذاب(به همراه تشویق)
باعث شدند که عده ای حداقل مسیر درست را ببینند و در این میان همه از جمله خود شما جناب جوینده حق نقش بسزایی داشتید (به ظن خود جناب بیداری اندیشهBlush)
اما آیا چه طور میشود با یک تلنگر یک شخص را از خواب غفلت بیدار کرد بر میگرده به اینکه ما نسبت به جامعه خود بی تفاوت نباشیم
یادم رفت بگم ما هم غافلیم، غفلت هم مراتب داره، انشالله که همه ی پرده های غفلت از روی ما برداشته بشه و چشمان ما به جلوه ی حقیقت منور بشه

در پناه حق
یا علی(علیه السلام)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، جوینده حق ، Admirer ، آزاد اندیش
۲۲:۳۷, ۱۰/آبان/۹۰
شماره ارسال: #22
آواتار
با سلام به همه ی دوستان!

اول تشکر می کنم از همه ی کسانی که به نوعی درباره ی این مقوله ی مهم اظهار نظر می کنند و ما هم از همه ی نظرات اگر در چارچوب قواعد این جستار باشه استقبال می کنیم. و مطمئن باشید، از انجایی که حقیر یکی از دغدغه های اصلی چند وقت اخیرم همین مقوله بوده است، همه ی پست ها را چندین بار می خوانم و سعی می کنم آنها را برای خودم خلاصه کنم . . .



(۱۰/آبان/۹۰ ۱۲:۰۹)جوینده حق نوشته است:  بسم الله الرحمن الرحیم

سلام به همه دوستان

جناب mamad90 از صحبت های زیبای شما واقعا متشکرم .
ولی بعد از مطالعه مطالب شما حدث می زنم که ما در این زمینه اندکی تفاو ت دیدگاه داریم.

به همین دلیل برای ادامه مبحث دو سوال از شما دارم:

1- آیا شما درصدد رفع سریع و روبنایی مشکلات فرهنگی جامعه امروز هستیدیا به دنبال ریشه مشکلات و حل زیر بنایی مشکلات فرهنگی می باشید؟

2-آیا شما دین و آموزه های دینی را در حل مشکلات فعلی جامعه مفید می دانید یا به دنبال راه حل های ابتکاری جدای از دین هستید؟

اگر قبل از ادامه صحبت ها به این دو سوال پاسخ دهید ممنون میشوم.
یاعلی


با سلام مجدد به شما!

حقیر خیلی خوشحالم که بحث رو با انرژی دنبال می کنید و خیلی وقت بود که همچنین شخص با انگیزه ای در تالار ندیده بودم و همین باعث دلگرمی ام می شود . . .

در جواب سوال اول شما باید بگویم قطعا باید در صدد رفع اساسی و ریشه ای یک مشکل بود. اما نمی دانم از پست قبلی من علت ایجاد این جستار را متوجه شدید یا نه؟ چون بنده آنجا هم گفتم که ما باید اول از خودمان شروع کنیم! یعنی ما وظیفه ی خود را به درستی انجام دهیم و بعد آنگاه اگر مردم نخواستند حرف ما را قبول کنند دیگر حسابشان پای خودشان است. چرا که ما مسئول اعمال دیگران نیستیم!! یعنی به عبارت دیگر وظیفه از روی دوش ما ساقط شده باشد . . .

و در جواب سوال دوم شما هم باید بگویم که گمان نمی کنم در تعریف دین تفاوت دیدگاه داشته باشیم. اما به هر حال بنده معتقدم که دین ابزاری است که برای کمک به عبد از سوی معبود فرستاده شده است و عبد باید با کمک عقل از دین استفاده کند و راه و روش درست زندگی در شرایط فعلی خودش را بسنجد. و حال با این تعریف تضادی بین ارائه ی راهکار و ایده ی جدید با دین وجود ندارد. اتفاقا بنده معتقدم که بکرترین ایده ها را دین دارد ولی باید با توجه به شرایط زمانی اش استخراج شود. و در کار فهنگی هم شک نکنید که ارائه ی حرف جدید تاثیر فوق العاده زیادی در اذهان عموم دارد!

من احساس می کنم اختلاف دیدگاه ما با شما برگردد به این موضوع تقلید از و حوزه ی استفاده از عقل!!

بنده اعتقاد دارم که علاوه بر این که انسان به دین نیاز دارد، دین هم به انسان نیازمند است!!

می توانیم اگر موافق این موضوع نیستید بیشتر بحث کنیم.

در آخر خوشحال می شودم اگر شما هم به دو سوال من جواب دهید :

1.کار فرهنگی چیست؟ الزام وجودش چیست؟ از چه زمانی شروع شده است؟ و چه حوزه هایی را در بر می گیرد؟

2.اگر شما قرار باشد مدیر یک مجموعه ی فرهنگی شوید، از کجا کار خود را شروع می کنید؟

(۱۰/آبان/۹۰ ۱۲:۵۴)ema1392 نوشته است:  بسم الله ارحمن الرحيم
ما داريم تو يك مملكت اسلامي زندگي ميكنيم كه شعار اون برپايي احكام اسلام و قرآن هست .
ما مشكلات فراواني داريم كه بستگي به عوامل مختلفي دارند :
1- دشمنان اسلام و تدين در جهان حكومت ميكنند ، و خواسته هاي خودشون رو به مردم تحميل ميكنند با روش هاي زيبا و نرم .
2- خوب بودن در دنيايي كه 90 درصد اون دور از تدين اند و به تدين اهميت نميدن كه هيچ متدين ها رو هم مورد استحضاء قرار ميدن سخته .
3- متدين بودن مستلزم رها كردن بسياري از لذت هاي دنيايي و يا محدود كردن اونهاست كه باز هم انسان هاي سست ايمان رو سرد يكنه .
و ....
پس بي انصافيه اگه بگيم هنوز به جامعه ي اسلامي نرسيديم ( بهتره بگيم : به جامعه ي اسلامي نزديك شديم )
اما راه هاي رسيدن به جامعه ي فرهنگي اينه كه از خودمون و دور و برمون شروع كنيم ، مطالب اساسي رو بهشون بگيم و به طور غير مستقيم مراقب رفتارشون باشيم و در صورت انحراف ، غير مستقيم تذكر بديم .
ولي همين عمل هم مقدمه اي داره : بايد اول خودمون خوب بشيم و اين راه سخته ...
ولي بعد از خوب شدن خودمون مطمئنا كارمون راحت ميشه .
خيلي ها حتي با ديدن اعمال ما ياد ميگيرن كه چطور باشن و اين بهترين راه اصلاح ديگرانه .

تنها صحبت به دردبخوری که بنده در حرف های شما یافتم مساله ی خودسازی متولیان امور فرهنگی بود که به کرات در این تالار تذکر داده شده است . . .

(۱۰/آبان/۹۰ ۱۵:۳۲)رهیافته نوشته است:  با سلام خدمت همه ی دوستان عزیز
من مثل دوستان عزیز نمی تونم مشکلات فرهنگی را ریشه یابی کنم ویا راه حل های دینی را بیان کنم فقط یک نکته به ذهنم رسید
حضرت پیامبر رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خاتم پیامبران بودند اما آیا این بدان معنی است که بعد از ایشان کسی رسالتی به گردن ندارد؟!!
هر انسانی در جامعه ی کنونی می تواند نقش یک بشارت دهنده ویا نذیز رو ایفا کند. آیا دین اسلام ما را به امر به معروف و نهی از منکر سفارش نکرده؟!
ما تا چه حد به این سفارشات عمل کردیم ؟!
اگر یک انسان به راه راست هدایت بشه و در مسیر درست گام برداره تمام اطرافیان خود را تحت تاثیر قرار میده
در جامعه ی کنونی هدایت هر انسانی به اندازه یک جامعه ارزشمند است
اولین گام موثر در دفع آفت اینه که از جزئترین نهاد جامعه شروع کنیم، یعنی فرد
به نظر بنده ما نیاز به طراحی الگو نداریم، الگو مشخص است از 1400 سال پیش مشخص شده است
تنها خلاء اجرای صحیح حس می شود و صد البته در این بین نه یک شخص و یا اشخاص مشخصی(متولیان فرهنگی) بلکه تمام افراد جامعه قصور کردند البته در این بین کسانی بودند که نقش خود را به خوبی ایفا کردند
به عنوان مثال جناب بیداری اندیشه با ترجمه مستند ظهور باعث شدند تاخیلی از جوانها با دیدن این مستند یکم به خودشون بیان(از جمله خودم) و مهمتر از آن با راه اندازی این سایت و بیان مسایل عموما مذهبی در قالب طرح های نوین و جذاب(به همراه تشویق)
باعث شدند که عده ای حداقل مسیر درست را ببینند و در این میان همه از جمله خود شما جناب جوینده حق نقش بسزایی داشتید (به ظن خود جناب بیداری اندیشهBlush)
اما آیا چه طور میشود با یک تلنگر یک شخص را از خواب غفلت بیدار کرد بر میگرده به اینکه ما نسبت به جامعه خود بی تفاوت نباشیم
یادم رفت بگم ما هم غافلیم، غفلت هم مراتب داره، انشالله که همه ی پرده های غفلت از روی ما برداشته بشه و چشمان ما به جلوه ی حقیقت منور بشه

در پناه حق
یا علی(علیه السلام)

ممنون از این که در بحث شرکت می کنید!!

با اجازه بنده صحبت های شما رو دسته بندی می کنم :

1.لزوم جامعه سازی و انجام کار فرهنگی علاوه بر خودسازی

2.به کار گیری جدی امر به معروف و نهی از منکر

3.عدم نیاز به طراحی یک الگو

بنده با دو مورد اول صحبت های شما موافقم و اما در مورد مورد سوم موافق نیستم. چرا که دین باید همواره پویا و فعال باشد و بتواند با همه ی مسائل روزمره درگیر شود. اگر ما بخواهیم فرض کنیم که از 1400 سال پیش همه چیز حاضر و آماده در اختیار ما قرار گرفته است پس دیگر باید عقل را هم خدا همان موقع از انسان ها می گرفت!!!!!

به عنوان مثال به شیوه ی حکومت داری اسلامی دقت کنید. این شیوه چیزی نیست که از 1400 سال پیش حاضر و آماده وجود داشته و حلا ما استفاده کرده باشیم. یک سری الگو هایی بوده اند اما فرک و عقل هم در طراحی نظام ولایت فقیه موثر بوده است. یا مثلا شیوه ی بانکداری اسلامی!! آن هم حاضر و آماده در اختیار ما نبوده است و ما با استفاده از عقل خود و به کمک الگوهایی که از آن زمان ها داشته ایم باید طراحی اش کنیم!! ( که البته هنوز هم موفق نشده ایم! )

پس الگوی حاضر و آماده هیچگاه وجود نداشته و نخواهد داشت چرا که موجودیت عقل و شعور انسان زیر سوال می رود . . .

یا علی

امضای Admirer
[تصویر: 1wn3fi050ilv8uqetyj9.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: جوینده حق ، رهیافته ، rastin ، آزاد اندیش
۲۳:۳۶, ۱۰/آبان/۹۰
شماره ارسال: #23
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همه دوستان

دوست گرامی جناب mamad90 از اینکه شما هم این چنین برای حل مشکلات فرهنگی این جامعه تلاش می کنید و در پی یافتن راه حلهای مناسب هستید واقعا خوشحالم.
اما گله ای که از شما دارم این است که پاسخ پرسش های من را صریح و گویا نداده بودید ، که امیدوارم مشکل از من برای فهماندن منظورم بوده باشد که انشاالله بهتر بتوانم منظور خود را بفهمانم.

نقل قول:حال با این تعریف تضادی بین ارائه ی راهکار و ایده ی جدید با دین وجود ندارد. اتفاقا بنده معتقدم که بکرترین ایده ها را دین دارد ولی باید با توجه به شرایط زمانی اش استخراج شود. و در کار فهنگی هم شک نکنید که ارائه ی حرف جدید تاثیر فوق العاده زیادی در اذهان عموم دارد!

با این صحبت شما کاملا موافقم؛ چون برتری شیعه بر دیگر فرق اسلامی و حتی دیگر ادیان هم همین است؛ استفاده از عقل و اجتهاد برای به روز نگه داشتن اسلام و ارائه راهکارها و راه حل های جدید که این مذهب را در طول تاریخ زنده و پویا نگه داشته است.

نقل قول:بنده اعتقاد دارم که علاوه بر این که انسان به دین نیاز دارد، دین هم به انسان نیازمند است!!

محمد عزیز لطفا در پست بعدی خود قسمت دوم این مطلب را بیشتر شرح دهید و دلایل خود را در مورد نیاز دین به انسان بفرمایید.

نقل قول: 1.کار فرهنگی چیست؟ الزام وجودش چیست؟ از چه زمانی شروع شده است؟ و چه حوزه هایی را در بر می گیرد؟

در پاسخ این سوال باید بگویم که نمونه اعلای کار فرهنگی در طول تاریخ فعالیتهای پیامبران الهی جهت اصلاح جامعه بوده است و به طور کل هر کاری که جهت اصلاح جامعه باشد به نوعی کار فرهنگی محسوب می شود.
الزام وجود کار فرهنگی به حدی است که خداوند در قرآن می فرمایند: "هیچ امتی بدون رسول و پیامبر نبوده است" یعنی نبود فعالیت فرهنگی در یک جامعه برابر با نابودی و زوال آن جامعه خواهد بود.
همه حوزه هایی که یک دین در آن دستوری داده و حکمی وضع کرده است حوزه های کار فرهنگی است؛ که دیگر مشخص است چه حوزه عظیمی را در بر می گیرد.

نقل قول:.اگر شما قرار باشد مدیر یک مجموعه ی فرهنگی شوید، از کجا کار خود را شروع می کنید؟

بنده با اجازه شما ابتدا به سوال دیگری که مکمل این سوال شماست پاسخ دهم که: قبل از اینکه یک مدیریت فرهنگی را قبول کنید چه کار باید بکنید؟
من باید ابتدا خود را اصلاح کنم مدیر نفس خود باشم و بعد کار فرهنگی را در خانواده خود اجرا کنم و مدیر فرهنگی خانه خود باشم و سپس به سراغ اقوام و دوستان خود بروم تا انگاه اگر صلاحیت مدیریت فرهنگی را داشتم، این مسئولیت خطیر را عهده دار شوم. ( یکی از معضلات بزرگ جامعه ما همین است؛ که در این رابطه امام علی علیه السلام می فرمایند اگر در جامعه کسی لایق تر از تو به مقامی باشد و تو آن مقام را قبول کنی به همه جامعه ظلم کرده ای)
و اما جواب شوال شما دوست عزیز :
من به عنوان یک مدیر مجموعه باید ابتدا مجموعه خود را اصلاح کنم چون ترویج فرهنگ با متولیان بی فرهنگ معنا نمی دهد. و موید این سخن من حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله است که می فرمایند : همه شما مسئولید و همه شما نسبت به زیر دستان خود مسئولیت دارید.
پس هرکس در هر جایی به نحوی مدیر است از مدیر نفس خود گرفته تا مدیر یک مجموعه ؛ پس همه باید ابتدا خود و سپس زیردستان خود را اصلاح کنیم. تا انشالله جامعه اصلاح شود.

منتظرتان هستم.
یاعلی.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رهیافته ، rastin ، Admirer ، آزاد اندیش ، Tolou
۱:۰۵, ۱۱/آبان/۹۰
شماره ارسال: #24
آواتار
سلام
جناب جوینده حق و mamad90
من چند تا سوال داشتم شاید کمی بحث بازتر بشه!!
1.آیا فرهنگ ما با دیانت ما رابطه مستقیم دارد؟! اگر این گونه است پس چرا گه گاه متولیان فرهنگی جامعه، ایرانیان را انسانهایی با تمدنی می خوانند که فرهنگ 2500 ساله را یدک می کشند و به منشور کورش بسی افتخار می کنیم و ...
آیا سابقه فرهنگی ما از زمان اسلام آغاز شده و یا 2500 سال پیش؟ و این تفاوت دیدگاه ریشه در چه دارد؟!!
(جواب سوال اول واضح است بیشتر منظورم قسمت دوم است)
چگونه تمام نیروها به یک انسجام می رسند و در یک مسیر گام بردارند؟ این گسستگی در دستگاه اجرایی چگونه حل میشود؟!!

2. جناب mamad90 آیا یک فرد هر چند عاقل، می تواند بدون کم و کاست و احیانا اشتباه، طرح های جدیدی برگرفته از دین ارائه دهد؟
اگر منظورتان به کار گیری شیوه های جدید در اجرای الگو هاست با شما موافقم. در کل با نظر شما پیرامون پویا و فعال بودن دین موافقم اما این پویایی در طرح ها، باید در راه اجرای نوین و منطبق با مقتضیات زمان باشد نه صرف طراحی یک الگو تطبیقی.
اگر به نظر شما من اشتباه میکنم لطفا بنده را روشن بفرمایید.Blush

به عنوان مثال چادر پوشش برتر است و از حضرت فاطمه(سلام الله علیها) برای شیعیان باقی مانده است ولی در جامعه کنونی بانوان جوان پذیرای این پوشش نیستند(اکثریت را عرض میکنم) پس نیاز به یک تغییر با حفظ ارزش ها بود اما این تغییر در گذشت زمان به گونه ای رقم خورد که تبدیل به مانتوهای تنگ و کوتاه و... شد در صورتی که چادر هنوز هم اصالت خود را حفظ کرده است.
گرچه مانتو ها در یک بازه ی زمانی به عنوان یک پوشش مناسب برای زن ایرانی انتخاب شد اما اکنون تنوع به تهوع رسیده است.
همیشه در تمام زمینه ها تغییرات سازنده نیست چرا که طرحی هر چند خوب ارائه میشود و پس از چندی رها می شود.

عذر خواهی میکنم اگر کمی از موضوع بحث شما دو بزرگوار فاصله گرفتم

در پناه حق باشید
یا علی(علیه السلام)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، Admirer ، جوینده حق ، آزاد اندیش ، Tolou
۲۲:۳۸, ۱۱/آبان/۹۰
شماره ارسال: #25
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همه دوستان
رهیافته گرامی شبهه شما خیلی به جا و در جامعه امروز ما نیز بسیار فراگیر شده است.
من این سوال شما را با یک سوال دیگر پاسخ می دهم.
آیا کسانی که هیچ دین و مذهبی را قبول ندارند ، افراد کاملا بی فرهنگی هستند و هیچ بویی از انسانیت نبرده اند؟
کاملا مشخص است که جواب این سوال منفی است.
فرهنگ و انسانیت مسائل فطری هستند.
پیامبران فقط یاد آوری کننده و بیدار کننده این فطرتهای خاموش شده بوده اند.
پس ایرانیان باستان و هر ملت آزاده ای که فطرت الهی خود را بیدار نگه داشته باشند می توانند دارای فرهنگ غنی و انسانیت باشند.
برای نمونه پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد چند نفر از کسانی که قبل از اسلام زندگی می کرده اند احادیث زیبایی دارد. در مورد حاتم طایی می فرمایند: دوست داشتم در زمان ایشان بودم و او را ملاقات می کردم.
در مورد جد فرزدق شاعر که از زنده به گور شدن حدود 360 دختر جلوگیری کرد فرمودند : اجر ایشان در نزد خدا محفوظ است.
پس نتیجه می گیریم که فرهنگ داشتن در فطرت انسان ها نهفته است و پیامبران با توجه به مقتضیات زمان و به تدریج جنبه های مختلفی از این نعمت خدادادی را برای مردم هویدا می کردند، که اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین دین آسمانی نماد فرهنگ جامع و کامل است که در همه زمینه ها و حوزه ها اظهار نظر کرده و جایی را رها نکرده است.
و اما مسئله بعد :
در مورد راهکارها و راه حل های غیر دینی یکی از صحبتهای حضرت آیت الله بهجت را می نویسم که کاملا گویا است:
حضرت آیت الله بهجت گاهی می فرمودند: ماها دنبال یک چیزی می گردیم برای تکامل مان که نه خدا گفته باشد نه پیغمبر و نه امام و خیال می کنیم راه سعادت یک چیزی است که نه خدا گفته نه پیغمبر نه امام. در صورتی که قاعدتا آنچه آنها بیشتر گفته اند و بیشتر تاکید کرده اند آن موجب سعادت ماست. چه طور ممکن است چیزی در سعادت انسان تاثیر داشته باشد وآنها از آن غفلت کرده باشند و نگفته باشند و واگذار کرده باشند که یک پیری ، مرشدی ، قطبی بیاید و بیان کند؟ آیا ممکن است هم چنین چیزی؟

و اما منظور من از راهکارهای جدید چیست؟
منظور ارائه حرف دین و پیامبر و ائمه به زبان امروزی است. مثلا حدیث داریم که " وقتی روی اسب نشسته ای با کسی که ایستاده سخن نگو ، از اسب پایین بیا و سپس صحبت کن" حال این حدیث به شکل امروزی مثلا این طور می شود " وقتی سوار ماشین هستی و می خواهی با کسی که ایستاده سخن بگویی ، ابتدا ماشین را جای مناسب پارک کن، بعد ماشین را خاموش کن و آنگاه صحبت کن"

انشاالله که توانسته باشم منظورم را رسانده باشم
یاعلی.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، Admirer ، رهیافته ، آزاد اندیش ، Tolou
۱:۰۹, ۱۲/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آبان/۹۰ ۲:۱۷ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #26
آواتار
سلام بر همگی!

اول گلایه ای دارم از دوستان . . . چرا در این بحث شرکت نمی کنید؟؟ فقط بنده و جناب جوینده ی حق و رهیافته باید نظر بدهیم؟؟ آیا شما همگی به نوعی متولی امور فرهنگی در جامعه نیستید؟؟ پس چرا سکوت کرده اید؟؟ دوستان به خدا بی تفاوتی بدترین چیز است؟؟ اصلا بیاید با صراحت و شدت با نظر بنده مخالف مخالفت کنید، هیچ ناراحت نمی شوم بلکه بسیار هم خوشحال می شوم!! فقط خواهشا بی تفاوت نباشید!!

(۱۰/آبان/۹۰ ۲۳:۳۶)جوینده حق نوشته است:  
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همه دوستان

دوست گرامی جناب mamad90 از اینکه شما هم این چنین برای حل مشکلات فرهنگی این جامعه تلاش می کنید و در پی یافتن راه حلهای مناسب هستید واقعا خوشحالم.
اما گله ای که از شما دارم این است که پاسخ پرسش های من را صریح و گویا نداده بودید ، که امیدوارم مشکل از من برای فهماندن منظورم بوده باشد که انشاالله بهتر بتوانم منظور خود را بفهمانم.

نقل قول:حال با این تعریف تضادی بین ارائه ی راهکار و ایده ی جدید با دین وجود ندارد. اتفاقا بنده معتقدم که بکرترین ایده ها را دین دارد ولی باید با توجه به شرایط زمانی اش استخراج شود. و در کار فهنگی هم شک نکنید که ارائه ی حرف جدید تاثیر فوق العاده زیادی در اذهان عموم دارد!


با این صحبت شما کاملا موافقم؛ چون برتری شیعه بر دیگر فرق اسلامی و حتی دیگر ادیان هم همین است؛ استفاده از عقل و اجتهاد برای به روز نگه داشتن اسلام و ارائه راهکارها و راه حل های جدید که این مذهب را در طول تاریخ زنده و پویا نگه داشته است.

نقل قول:بنده اعتقاد دارم که علاوه بر این که انسان به دین نیاز دارد، دین هم به انسان نیازمند است!!


محمد عزیز لطفا در پست بعدی خود قسمت دوم این مطلب را بیشتر شرح دهید و دلایل خود را در مورد نیاز دین به انسان بفرمایید.

نقل قول: 1.کار فرهنگی چیست؟ الزام وجودش چیست؟ از چه زمانی شروع شده است؟ و چه حوزه هایی را در بر می گیرد؟


در پاسخ این سوال باید بگویم که نمونه اعلای کار فرهنگی در طول تاریخ فعالیتهای پیامبران الهی جهت اصلاح جامعه بوده است و به طور کل هر کاری که جهت اصلاح جامعه باشد به نوعی کار فرهنگی محسوب می شود.
الزام وجود کار فرهنگی به حدی است که خداوند در قرآن می فرمایند: "هیچ امتی بدون رسول و پیامبر نبوده است" یعنی نبود فعالیت فرهنگی در یک جامعه برابر با نابودی و زوال آن جامعه خواهد بود.
همه حوزه هایی که یک دین در آن دستوری داده و حکمی وضع کرده است حوزه های کار فرهنگی است؛ که دیگر مشخص است چه حوزه عظیمی را در بر می گیرد.

نقل قول:.اگر شما قرار باشد مدیر یک مجموعه ی فرهنگی شوید، از کجا کار خود را شروع می کنید؟


بنده با اجازه شما ابتدا به سوال دیگری که مکمل این سوال شماست پاسخ دهم که: قبل از اینکه یک مدیریت فرهنگی را قبول کنید چه کار باید بکنید؟
من باید ابتدا خود را اصلاح کنم مدیر نفس خود باشم و بعد کار فرهنگی را در خانواده خود اجرا کنم و مدیر فرهنگی خانه خود باشم و سپس به سراغ اقوام و دوستان خود بروم تا انگاه اگر صلاحیت مدیریت فرهنگی را داشتم، این مسئولیت خطیر را عهده دار شوم. ( یکی از معضلات بزرگ جامعه ما همین است؛ که در این رابطه امام علی علیه السلام می فرمایند اگر در جامعه کسی لایق تر از تو به مقامی باشد و تو آن مقام را قبول کنی به همه جامعه ظلم کرده ای)
و اما جواب شوال شما دوست عزیز :
من به عنوان یک مدیر مجموعه باید ابتدا مجموعه خود را اصلاح کنم چون ترویج فرهنگ با متولیان بی فرهنگ معنا نمی دهد. و موید این سخن من حدیث پیامبر صلی الله علیه و آله است که می فرمایند : همه شما مسئولید و همه شما نسبت به زیر دستان خود مسئولیت دارید.
پس هرکس در هر جایی به نحوی مدیر است از مدیر نفس خود گرفته تا مدیر یک مجموعه ؛ پس همه باید ابتدا خود و سپس زیردستان خود را اصلاح کنیم. تا انشالله جامعه اصلاح شود.

منتظرتان هستم.
یاعلی.


با سلام به شما!

بنده گمان می کنم که منظور شما را درست متوجه نشده ام چون در ارتباط با سوال اولتان باز هم همان جواب قبلی به نظرم می آید. و همانطور که پیش تر هم گفتیم، ما اصلاح جامعه را در گرو همکاری متولیان امور فرهنگی و مردم می دانیم. و حالا ما قصد داریم که عملکرد خودمان را زیر ذره بین ببریم تا اشتباهات کارمان اصلاح شود! اگر باز هم جواب نگرفته اید منظورتان را روشن تر یبان کنید!!

در ارتباط با سوال دومتان هم گمان می کنم که جواب داده باشم. اما به هر طریق به طور خلاصه :

راهکار جدید منافاتی با دین ندارد. ما خواهان طراحی الگوهای جدید با تفقه در دین و تکیه بر الگوهای سابق هستیم!

در ارتباط با جمله ای که گفتیم دین به انسان نیاز دارد :

انسان ماموریت اصلی اش در این جهان به اجرا در آوردن دین است. به عبارت دیگر آمده است تا دین را از یک موجودیت انتزاعی به عینیت و فعلیت برساند. و این میسر نمی شود مگر با کمک عقل!! خداوند برای انسان ها یک سری جبریات در نظر گرفته است. به عنوان مثال این که در کجا و در چه برهه ای متولد شوند. تحت تربیت چه کس یا کسانی باشند و یا اصلا یتیم باشند. حال از آنها می خواهد که با کمک عقل خود دین را به طریقه ای منحصر به فرد با توجه به جبریاتی که برای ایشان در نظر گرفته است، به مرحله ی ظهور برسانند. و این عینیت یقینا برای هر انسانی منحصر به خودش است که با کمک عقلش به دست آمده است. پس دین برای اینکه از یک کالبد بی جان در آید و تبدیل به یک موجود زنده ی منحصر به فرد شود به انسان نیاز دارد.

و اما در ارتباط با سوال هایی که پرسیدیم :

در مورد سوال اول که از توضیح کاملتان ممنونم. و یک سوال بوجود می آید :

این که آیا خداوند به غیر از پیامبران و امامان اجازه داده است تا اشخاص دیگر به تبلیغ دین و انجام امور فرهنگی بپردازند؟

و در مورد سوال دوم هم من انتظار جواب دیگری داشتم. شاید منظورم را بد رسانده بودم و حال واضح تر بیان می کنم :

شما فرض کنید که همه ی مراحلی که گفتید را پشت سر گذاشته اید. از مدیریت نفس تا خانواده و برخورد خوب با زیر دستان! حالا به عنوان کار عملی از کجا شروع می کنید و از چه مساله از هزاران مووضوع دینی با توجه به محدودیت امکانات شروع می کنید؟

(۱۱/آبان/۹۰ ۱:۰۵)رهیافته نوشته است:  سلام
جناب جوینده حق و mamad90
من چند تا سوال داشتم شاید کمی بحث بازتر بشه!!
1.آیا فرهنگ ما با دیانت ما رابطه مستقیم دارد؟! اگر این گونه است پس چرا گه گاه متولیان فرهنگی جامعه، ایرانیان را انسانهایی با تمدنی می خوانند که فرهنگ 2500 ساله را یدک می کشند و به منشور کورش بسی افتخار می کنیم و ...
آیا سابقه فرهنگی ما از زمان اسلام آغاز شده و یا 2500 سال پیش؟ و این تفاوت دیدگاه ریشه در چه دارد؟!!
(جواب سوال اول واضح است بیشتر منظورم قسمت دوم است)
چگونه تمام نیروها به یک انسجام می رسند و در یک مسیر گام بردارند؟ این گسستگی در دستگاه اجرایی چگونه حل میشود؟!!

2. جناب mamad90 آیا یک فرد هر چند عاقل، می تواند بدون کم و کاست و احیانا اشتباه، طرح های جدیدی برگرفته از دین ارائه دهد؟
اگر منظورتان به کار گیری شیوه های جدید در اجرای الگو هاست با شما موافقم. در کل با نظر شما پیرامون پویا و فعال بودن دین موافقم اما این پویایی در طرح ها، باید در راه اجرای نوین و منطبق با مقتضیات زمان باشد نه صرف طراحی یک الگو تطبیقی.
اگر به نظر شما من اشتباه میکنم لطفا بنده را روشن بفرمایید.Blush

به عنوان مثال چادر پوشش برتر است و از حضرت فاطمه(سلام الله علیه) برای شیعیان باقی مانده است ولی در جامعه کنونی بانوان جوان پذیرای این پوشش نیستند(اکثریت را عرض میکنم) پس نیاز به یک تغییر با حفظ ارزش ها بود اما این تغییر در گذشت زمان به گونه ای رقم خورد که تبدیل به مانتوهای تنگ و کوتاه و... شد در صورتی که چادر هنوز هم اصالت خود را حفظ کرده است.
گرچه مانتو ها در یک بازه ی زمانی به عنوان یک پوشش مناسب برای زن ایرانی انتخاب شد اما اکنون تنوع به تهوع رسیده است.
همیشه در تمام زمینه ها تغییرات سازنده نیست چرا که طرحی هر چند خوب ارائه میشود و پس از چندی رها می شود.

عذر خواهی میکنم اگر کمی از موضوع بحث شما دو بزرگوار فاصله گرفتم

در پناه حق باشید
یا علی(علیه السلام)


سلام دوست گرامی!!

تشکر می کنم از سوال به جایتان که بسی جای بحث مفصل تر از یک و چند پست در این جستار دارد و امیدوارم که اینجا را دوباره محلی برای جنگ باستان پرستان و باستان ستیزان نکند که گویا دعوایشان تمامی ندارد . . .

در ارتباط با مقوله ی اول :
بنده هم نظر دوستمان جوینده ی حق را تایید می کنم. فرهنگ و دین با هم تضادی ندارند. دین خواهان زدودن و نابود کردن فرهنگ های مختلف نیست. هر چند که تفاوت فرهنگی و قوم نزد خداوند ارزش محسوب نمی شود. اما دین هنگامی که مرحله ی ظهور می رسد در کالبد منحصر به فردی قرار می گیرد که همان انسان موجود در یک فرهنگ خاص است و حال این انسان سعی می کند حرف خدا را در فرهنگ خودش پیاده سازی کند. به هر طریق اگر در گذشتگان ما افرادی بوده اند که کار نیک انجام داده اند و مورد تایید دین بوده است ما هم به آنها افتخار می کنیم. به نظرم می آید این که سابقه ی فرهنگی ما از چه زمانی شروع شده است بر می گردد به تعریف ما از فرهنگ و یک تاریخ شناسی اساسی که از توانایی بنده ی حقیر خارج است و نظری در اینباره نمی دهم! هر چند به نظرم زیاد هم مقوله ی تاثیر گذاری در امر فرهنگی فعلی ما نیست . . .

در ارتباط موضوع دوم :

من گمان می کنم که باید کمی قضیه شفاف تر شود تا ما منظور یکدیگر را بهتر درک کنیم.

برخی از موضوعات در طول تاریخ ثابت اند و این بر می گردد به فطرت انسان ها! به عنوان مثال پوشیدگی زنان امری است که هیچ گاه حتی تا هزاران سال دیگر هم تغییر نخواهد کرد. اما باید سعی کنید دید وسیع تری به این مقوله داشته باشید. یعنی باید به اصل موضوع توجه کنید. مثلا شما فرض کنید زنی در روستا ها زندگی می کند و یا مثلا عشایر است و شرایط فرهنگی و قومی اش طوری حکم می کند که باید کار طاقت فرسای بیرون از خانه انجام دهد. مثلا باید هر روز 7 8 ساعت به شالیزار برود و کار طاقت فرسای کشاورزی انجام دهد. آیا به نظر شما این زن می تواند چادر به سر کند و همه ی این کار ها را هم انجام دهد؟؟

یادتان باشد که دین باید فراگیر باشد و سعادت انسان را رقم بزند. شما باید شرایط هر امام یا پیامبری را در نظر بگیرید. یک نگاه اجمالی به زندگی 14 معصوم بیاندازید. از حکومت داری علی ( ع )، صلح حسن ( ع ) و قیام حسین ( ع ) تا تقیه ی امامان بعدی!! این بزرگواران هر کدام با کمک عقل و با توجه به شرایط روزشان دین را به گونه ای منحصر به فرد عطا کرده اند.

پس در اگر بخواهم صریح به سوالتان جواب بدهم باید گویم که قطعا می توان الگوی منحصر به فردی ارائه کرد و اصلا با توجه به توضیحاتی که در اینجا و در چرای نیازمندی دین به انسان ها دادم باید یک چهره ی منحصر به فرد از دین ارائه کرد!! اگر موافق نیستید و قانع نشدید می توانیم بیشتر صحبت کنیم!!

(۱۱/آبان/۹۰ ۲۲:۳۸)جوینده حق نوشته است:  
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همه دوستان
رهیافته گرامی شبهه شما خیلی به جا و در جامعه امروز ما نیز بسیار فراگیر شده است.
من این سوال شما را با یک سوال دیگر پاسخ می دهم.
آیا کسانی که هیچ دین و مذهبی را قبول ندارند ، افراد کاملا بی فرهنگی هستند و هیچ بویی از انسانیت نبرده اند؟
کاملا مشخص است که جواب این سوال منفی است.
فرهنگ و انسانیت مسائل فطری هستند.
پیامبران فقط یاد آوری کننده و بیدار کننده این فطرتهای خاموش شده بوده اند.
پس ایرانیان باستان و هر ملت آزاده ای که فطرت الهی خود را بیدار نگه داشته باشند می توانند دارای فرهنگ غنی و انسانیت باشند.
برای نمونه پیامبر صلی الله علیه و آله در مورد چند نفر از کسانی که قبل از اسلام زندگی می کرده اند احادیث زیبایی دارد. در مورد حاتم طایی می فرمایند: دوست داشتم در زمان ایشان بودم و او را ملاقات می کردم.
در مورد جد فرزدق شاعر که از زنده به گور شدن حدود 360 دختر جلوگیری کرد فرمودند : اجر ایشان در نزد خدا محفوظ است.
پس نتیجه می گیریم که فرهنگ داشتن در فطرت انسان ها نهفته است و پیامبران با توجه به مقتضیات زمان و به تدریج جنبه های مختلفی از این نعمت خدادادی را برای مردم هویدا می کردند، که اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین دین آسمانی نماد فرهنگ جامع و کامل است که در همه زمینه ها و حوزه ها اظهار نظر کرده و جایی را رها نکرده است.
و اما مسئله بعد :
در مورد راهکارها و راه حل های غیر دینی یکی از صحبتهای حضرت آیت الله بهجت را می نویسم که کاملا گویا است:
<font style="font-size[تصویر: confused.gif]mall">حضرت آیت الله بهجت گاهی می فرمودند: ماها دنبال یک چیزی می گردیم برای تکامل مان که نه خدا گفته باشد نه پیغمبر و نه امام و خیال می کنیم راه سعادت یک چیزی است که نه خدا گفته نه پیغمبر نه امام. در صورتی که قاعدتا آنچه آنها بیشتر گفته اند و بیشتر تاکید کرده اند آن موجب سعادت ماست. چه طور ممکن است چیزی در سعادت انسان تاثیر داشته باشد وآنها از آن غفلت کرده باشند و نگفته باشند و واگذار کرده باشند که یک پیری ، مرشدی ، قطبی بیاید و بیان کند؟ آیا ممکن است هم چنین چیزی؟
<font style="font-size[تصویر: confused.gif]mall">
[size=medium]
<font style="font-size[تصویر: confused.gif]mall">و اما منظور من از راهکارهای جدید چیست؟
[size=medium][align=RIGHT][font=Tahoma]<font style="font-size[تصویر: confused.gif]mall">منظور ارائه حرف دین و پیامبر و ائمه به زبان امروزی است. مثلا حدیث داریم که " وقتی روی اسب نشسته ای با کسی که ایستاده سخن نگو ، از اسب پایین بیا و سپس صحبت کن" حال این حدیث به شکل امروزی مثلا این طور می شود " وقتی سوار ماشین هستی و می خواهی با کسی که ایستاده سخن بگویی ، ابتدا ماشین را جای مناسب پارک کن، بعد ماشین را خاموش کن و آنگاه صحبت کن"[align=RIGHT][font=Tahoma]<font style="font-size[تصویر: confused.gif]mall">
[align=RIGHT][font=Tahoma]<font style="font-size[تصویر: confused.gif]mall"> انشاالله که توانسته باشم منظورم را رسانده باشم[align=RIGHT][font=Tahoma]<font style="font-size[تصویر: confused.gif]mall">یاعلی.[font=Times New Roman][size=medium][align=RIGHT][font=Tahoma]<font style="font-size[تصویر: confused.gif]mall">


در ارتباط با این راه حل های غیر دینی ما هم با شما هم عقیده ایم. اما یک نکته ی ظریفی وجود دارد! اجازه دهید با یک سوال دیدگاه شما برایم روشن شود :

_به نظر شما چرا امروز هیچ امام یا پیامبری به طور مستقیم با مردم ارتباط ندارد؟ و در این شرایط تکلیف انسان ها چیست؟

و در ارتباط با راهکار جدید ما هم با شما هم موافقیم. و برای همین است که خدا انسان ها را به تفقه در دین دعوت می کند.

موفق بمانید

یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رهیافته ، rastin ، جوینده حق ، آزاد اندیش
۱۵:۵۱, ۱۲/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/آبان/۹۰ ۱۵:۵۹ توسط جوینده حق.)
شماره ارسال: #27
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همه دوستان
من هم مانند دوستمان جناب mamad90 از بقیه کاربران خواهش دارم که در این بحث شرکت کنند.
البته گمان می کنم که مکان این تاپیک چندان مناسب نیست و در صورتی که مدیران این بخش صلاح می دانند به بخش "جنگ نرم" منتقل شود.
دوست خوبم mamad90 با سخن شما در مورد رابطه دین و انسان موافق نیستم و در صورتی که تمایل دارید این موضوع به صورت یک تاپیک جدید در بخش مربوط به خودش ایجاد شود و انشاالله آنجا در مورد آن مفصل صحبت خواهیم کرد.



نقل قول:این که آیا خداوند به غیر از پیامبران و امامان اجازه داده است تا اشخاص دیگر به تبلیغ دین و انجام امور فرهنگی بپردازند؟



بله کاملا خداوند در تبلیغ و ترویج دین و انجام امور فرهنگی به کسانی که توانایی و صلاحیت لازم را داشته باشند اجازه داده که حتی انتظار هم از آنها دارد و ممکن است در صورت عدم انجام این مسئولیت مواخذه نیز شوند.
و وجوب "امر به معروف و نهی از منکر" نشانه همین اجازه و انتظار خداوند از ماست.


نقل قول: شما فرض کنید که همه ی مراحلی که گفتید را پشت سر گذاشته اید. از مدیریت نفس تا خانواده و برخورد خوب با زیر دستان! حالا به عنوان کار عملی از کجا شروع می کنید و از چه مساله از هزاران مووضوع دینی با توجه به محدودیت امکانات شروع می کنید؟


دوست عزیز تفاوت کار زیربنایی با کار روبنایی اینجا مشخص می شود.
[/font]
[font=Tahoma]برادر من ، مشکل اصلی جامعه همین هاست که شما راحت از آنها گذشتی !


مشکل جامعه همین است که مسئولان و متولیان ما ...
هنوز خودسازی نکرده اند می خواهند جامعه را بسازند ؛[/b]

هنوز مدیر خانه و خانواده خود نیستند می خواهند مدیریت فرهنگی جامعه را عهده دار شوند ؛


هنوز جمع کوچکی مثل اقوام و دوستانش او را قبول ندارند می خواهند جامعه آنها را قبول کنند ؛


هنوز زیر دستان و کارمندان خودشان گمراه هستند، آنها را می فرستند که مردم را به راه بیاورند ؛


و در آخر اینکه می بینند چه افراد با صلاحیتی دور و برشان هستند ولی خودشان به راحتی این پستهای خطیر را به عهده می گیرند.



برادر من ، ما نباید با فرض کردن این مشکلات را پشت سر بگذاریم ، اینها مشکلات ریشه ای و اصلی جامعه ما هستند.
تا ما این مشکلات را حل نکنیم هرچه هم که این مسئولان و متولیان را زیر ذره بین قرار دهیم فایده ای نخواهد داشت.
حال ، آیا واقعا مسئولانی که این چنین هستند می توانند مشکلات بزرگ جامعه ما را حل کنند ؟؟؟؟


به نظر من مسئولی که این مشکلات را دارد خودش معضل و مشکلی برای جامعه اش است ، اگر استعفا دهد و جای خود را به فرد شایسته ای دهد ، نصف مشکلات حل شده است.


و در نهایت برادر من ، پاسخ سوال شما این است :
این مهم نیست که مسئول فرهنگی به کدام مشکل ابتدا رسیدگی می کند چون کسی که این مشکلات اصلی را برای خود حل کرده باشد ، دست به هرکاری بزند و از هر مشکلی که شروع کند مطمئنا به کمک خداوند آنها را حل خواهد کرد.


یاعلی.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، Admirer ، رهیافته ، آزاد اندیش
۱۶:۵۵, ۱۲/آبان/۹۰
شماره ارسال: #28
آواتار
با سلام Blush
یه تاپیک جالب دیگه که دوستانی مثل mohamad90و جوینده ی حق دارن اون رو خیلی خوب پیش می برند و من از خوندن این همه مطلب جالب لذت می برم Heart
اما نظرات این حقیر رو گوش کنید Blush :

(۹/آبان/۹۰ ۲۱:۴۳)جوینده حق نوشته است:  چرا در کشور ما نخبگان به رشته های مهندسی گرایش دارند ؟
دوست گرامی من کاری ندارم که چرا نخبگان ما دروس مهندسی رو بیشتر دوست دارن مشکل اصلی من اینه که چرا این نخبگان زمانی که از دانش گاه فارغ التحصیل می شن به در این مملکت نمی خورن ؟؟؟
این جمله ی من رو انکار نکنید حدود 90% نخبگان می رن دنبال رشته هایی که تو اون بتونن اینده ی شغلی و خانوادشون رو تامین کنند و در این بین به پیشرفت علمی کشور توجه ندارند
افرادی که از ایران به اصطلاح فرار می کنند این افراد واقعا به دنبال علم هتند و چجون می بینند در ایران به علم توجه نمی شه از ایران فرار می کنن و می بینیم که همین انسان ها در آمریکا چنان علمی پیدا می کنند که ...
مثال سازمان فضایی آمریکا یا همون ناسا رو باساز مان فضایی ایران مقایسه کنید مسلما قابل قیاس نیست . ناسا با اون ابهتی که داره و.... اما نکته ی قابل توجه اینه که وقتی لیست مدیران ناسا رو می بینم چشممون ناگهان به ایرانی هایی می خوره که به دلیل این که در اینران بهشون بها ندادند به کشور آمریکا مهاجرت کردند
حالا سوال پیش میاد : چرا ایران به علم بها نمی ده ؟؟؟

در کل حرف هاتون جالب و کامله و بنده هم علم اون رو ندارم تا وارد بحث های شما بشم اما خواهشی که از تون دارم در پایان بحث هاتون یه نتیجه گیری کلی از بحث هاتون بکنید این رو می گم چون از این بحث هایی که اولش داغ شروع می شه و بعدش به سردی یخ تموم می شه تو فروم زیاده این رو می گم چون می خوام بگم یه سری به این قسمت بزنید :
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-9383.html
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، جوینده حق ، رهیافته ، آزاد اندیش
۱۶:۵۸, ۱۲/آبان/۹۰
شماره ارسال: #29
آواتار
Gryffen دقیقا درست میگی.
علمی که پول توش نباشه ، به قول قدیمیا ، آب و نون نمیشه.
فعل که مدرک مهمه و درامد واسه اینده.


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، جوینده حق ، رهیافته
۱۷:۱۴, ۱۲/آبان/۹۰
شماره ارسال: #30
آواتار
(۱۲/آبان/۹۰ ۱۶:۵۸)Mohammad Trust نوشته است:  
علمی که پول توش نباشه ، به قول قدیمیا ، آب و نون نمیشه.
فعل که مدرک مهمه و درامد واسه اینده.
دوست عزیز من علم رو برای عالم شدن خودم می خواهم نه برای کسب پول و دارمد
من می خوام فردا روز که به دیار باقی رفتم مثل یک انسان نفهم که عاری از هیچ گونه علم به اون دنیا نرم و یک لحظه فکر در این رابطه که بدون علم بمیر زجرم می ده Blush
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer ، جوینده حق ، رهیافته ، آزاد اندیش
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا