|
پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رحلت یا شهادت؟=
|
|
۱۸:۳۱, ۱۲/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/اردیبهشت/۹۰ ۰:۰۲ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
یکی از مظلومیتهای حضرت رسول این است که معمولا به کیفیت شهادت ایشان توجه نمی شود. و معمولا می گویند رحلت حضرت رسول !!! در این تاپیک نیز در پی آن هستیم تا به روشن شدن موضوع با اتکا به احادیثی از اهل تسنن و شیعه کمک نماییم.
کتابهای سیره و حدیث مرگ رسول خدا بوسیله سم را تایید کرده اند و آن را با احادیث متواتر ذکر کرده اند از جمله: حاكم نيشابوري عالم معروف اهل سنت در كتاب معتبر المستدرك علي الصحيحين مينويسد : "ثنا داود بن يزيد الأودي قال سمعت الشعبي يقول والله لقد سم رسول الله صلى الله عليه وآله وسم أبو بكر الصديق وقتل عمر بن الخطاب صبرا وقتل عثمان بن عفان صبرا وقتل علي بن أبي طالب صبرا وسم الحسن بن علي وقتل الحسين ابن علي صبرا رضي الله عنهم فما نرجو بعدهم" . داود بن يزيد گويد كه از شعبي شنيدم كه مي گفت : به خدا قسم رسول خدا وابوبکر با سمّ کشته شدندو عمر و عثمان و علي بن ابيطالب با شمشير کشته شدندو حسن بن علي با سم و حسين بن علي با شمشير کشته شد (المستدرک، الحاكم النيشابوري ، ج۳، ص۶۰). و نيز ابن كثير دمشقي سلفي كه امروزه وهابيت براي سخن او ارزش ويژهاي قائل هستند به نقل از بيهقي مينويسد: "عن عبد الله بن مسعود ، قال : لئن أحلف تسعا أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قتل قتلا أحب إلى من أن أحلف واحدة أنه لم يقتل ، وذلك أن الله اتخذه نبيا واتخذه شهيدا" . از عبدالله بن مسعود روايت کرده است که مي گفت : اگر۹ بار قسم بخورم که رسول خدا کشته شده اشت برايم محبوبتر است از اين که يک بار قسمبخورم که او کشته نشده است ؛ زيراخداوند او را پيامبرو شهيد قرار داده است (السیره النبویه، ابن کثیر دمشقی، ج۴، ص۴۴۹). و از علماي شيعه ، مرحوم شيخ طوسي در كتاب تهذيب الأحكام مينويسد : "محمد بن عبد الله... وقبض بالمدينة مسموما يوم الاثنين لليلتين بقيتا من صفر سنة عشرة من الهجرة" . محمد بن عبد الله (صلي الله عليه وآله وسلم ) ... در روز دوشنبه 28 صفر سال دهم هجري در حالي از دنيا رفت كه مسموم شده بود (تهذیب الاحکام، الشيخ الطوسي ، ج۶، ص۱، و بحار الانوار، ج۲۲، ص۵۱۴). و نيز مرحوم علامه حلي در كتاب المنتهي مينويسد : "محمد بن عبد الله ... وقبض بالمدينة مسموما يوم الاثنين لليلتين بقينا من صفر سنة عشرين من الهجرة" (منتهی المطلب، العلامة الحلي ، ج۲، ص۸۸۷). ابن سعد می گوید در روایتی آمده است: پیامبر مسموم درگذشت و شصت و سه ساله بود. این قول ابن عبده است (المجدد فی الانساب، محمد بن محمد علوی، ص۶). در کتاب جامع الرواه آمده است: پیامبر در مدینه مسموم درگذشت ( جامع الرواه، محمد علی اردبیلی، ج۲، ص۴۶۳). ابن مسعود کشته شدن پیامبر در سنه ۱۱ هجری تایید و تاکید کرده است. (السیره نبویه، ابن کثیر، ج۴ص۴۴۹ و البدایه و النهایه، ج۶، ص۳۱۷و۳۲۲) رسول خدا فرمودند: هیچ پیامبری یا وصی او نیست مگر آنکه شهید می شود. (بصائر الدرجات، ص۱۴۸و بحارالانوار، ج۱۷، ص۴۰۵و ج۴۰، ص۱۳۹) و همچنین فرمودند: هیچ کس از ما (اهل بیت) نیست مگر آنکه مسموم یا مقتول خواهد بود. (کفایه الاثر، خراز قمی ، ص ۱۶۲ و وسائل الشیعه، ج۱۴، ص۲ و بحارالانوار، ج۴۵،ص۱ و من لایحضره الفقیه، ج۴، ص۱۷). شیخ مفید میگوید: او در مدینه روز دوشنبه دوشب باقیمانده از ماه صفر در سال دهم هجری درگذشت درحالیکه شصت و سه سال داشت. علامه حلی شهادت رسول خدا را به وسیله سم ذکر میکند. با توجه به شواهد و قرائن بیان شده در بالا شهادت حضرت رسول توسط سم قطعی است. اما سوال اینجاست که چه کسی یا چه کسانی ایشان را مسموم نمودند؟؟!! محمد بن اسماعيل بخاري و مسلم و بسياري ديگر از بزرگان اهل سنت نوشتهاند : قَالَتْ عَائِشَةُ لَدَدْنَاهُ فِي مَرَضِهِ فَجَعَلَ يُشِيرُ إِلَيْنَا أَنْ لَا تَلُدُّونِي فَقُلْنَا كَرَاهِيَةُ الْمَرِيضِ لِلدَّوَاءِ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ أَلَمْ أَنْهَكُمْ أَنْ تَلُدُّونِي قُلْنَا كَرَاهِيَةَ الْمَرِيضِ لِلدَّوَاءِ فَقَالَ لَا يَبْقَى أَحَدٌ فِي الْبَيْتِ إِلَّا لُدَّ وَأَنَا أَنْظُرُ إِلَّا الْعَبَّاسَ فَإِنَّهُ لَمْ يَشْهَدْكُمْ . ام المومنين عايشه گفته است در دهان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم در زمان مريضي ايشان به زور دوا ريختيم ، پس با اشاره به ما فهماندند كه به من دوا نخورانيد ، ما با خود گفتيم اين از آن جهت است كه مريض از دوا بدش ميآيد و وقتي حضرت بهتر شد ، فرمودند : آيا من شما را از اين كه به من دوا بخورانيد نهي نكردم ؟ پس فرمودند : بايد در دهان هر كسي كه در اين خانه است ، در جلوي چشم من دوا ريخته شود ؛ غير از عباس كه او شاهد ماجرا نبوده است . (صحيح البخاري - البخاري ج 8 - ص 40، ح 6886 ، ج 5 - ص 143 و ج 7 - ص 17 و و صحيح مسلم - مسلم النيسابوري - ج 7 - ص 24 و مسند احمد - الإمام احمد بن حنبل - ج 6 - ص 53 و تاريخ الطبري - الطبري - ج 2 - ص 437 و...). نكته جالب توجه اين است كه بخاري اين حديث را در كتاب ديات ، باب قصاص نقل كرده است. مفسرین شیعه و سنی از جمله در تفسیر طبری و در المنثور سیوطی ذیل آیات 3 و 4 سوره تحریم ماجرایی را نقل می کنند بدین مضمون که: .... گر طالب علمی بکوش! معذورم از درج ادامه آن. شهادت دو معصوم ، از پنج تن آل عبا بر محضر حضرت بقیه الله الاعظم و دوستداران ایشان تسلیت باد. |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۵۴, ۱۰/آذر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آذر/۹۵ ۰:۵۶ توسط Anti gods.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
در اين جا چند سؤال از برادران اهل سنت داريم كه اميد است پاسخ بدهند: 1. چرا عايشه و كساني كه در آن جا حضور داشتند، حرف پيامبر را گوش نكردند و علي رغم نهي آن حضرت، دارو را با زور در حلق آن حضرت ريختند ؟ مگر نه اين كه قرآن كريم مي فرمايد: وَما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا. الحشر / 7. هر دستوري كه رسول به شما داد اطاعت كنيد و از هر گناهي نهيتان كرد آن را ترك كنيد، و از خدا بترسيد كه خدا عقابي سخت دارد. 2. چرا عايشه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم را با ديگر مريض ها يكسان مي بيند ؟ مگر نه اين كه خداوند مي فرمايد: وَمَا يَنطِقُ عَنِ الهَْوَي . إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْي يُوحَي . النجم / 3 و 4. هرگز از روي هوي و هوس سخن نمي گويد و آنچه مي گويد چيزي جز وحيي كه به وي مي شود نيست. چرا فكر كرد كه هر مريضي حتي پيامبر خوردن دوا را دوست ندارد؟ آيا پيامبر اسلام به اندازه اطرافيان درك نمي كرد كه چه چيزي براي او خوب است و چه چيزي بد ؟ يا اين كه اطرافيان مي خواستند با انجام اين عمل، همان سخن افرادي را تكرار كنند كه به هنگام درخواست قلم و كاغذ به پيامبر گرامي (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نسبت هذيان دادند ؟ و از همه عجيب تر اين است كه نقل كرده اند: پيامبر اسلام بعد از اين كه به هوش آمد، دستور داد به همه آن ها كه به زور به حضرت دوا داده بودند، از همان دوا بخورانند غير از عمويش عباس ! چرا پيامبر اسلام همه را مجازات مي كند ؟ مگر قرآن كريم نفرموده: وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْري . الأنعام / 164 و الأسراء /15 و فاطر 18 و الزمر / 7. هيچ گنهكاري بار گناه ديگري را بر دوش نمي كشد.
مسئله وحدت باعث نمیشه شیعه از حق و حقوق خودش عقب نشینی کنه...عایشه برای برادران اهل سنت ام المومنین هست نه ما و البته محترمن ما هم احترام میزاریم اما بحث ما بحث عقلانیه...کسیم توهین نکرد...شانتاژ نکنید |
|||
|
|
۱:۰۰, ۱۰/آذر/۹۵
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
(۱۰/آذر/۹۵ ۰:۴۶)سعدی نوشته است: سلام سعدی جان برادرم وحدت رو با مباحث علمی خلط نکنید. وحدت یعنی ثقلین «إنّي تارك فيكم ما إن تمسّكتم به لن تضلّوا بعدي ، أحدهما أعظم من الآخر ، كتاب اللّه حبل ممدود من السماء إلى الأرض وعترتي أهل بيتي ولن يتفرّقا حتّى يردا عليّ الحوض، فانظروا كيف تخلفوني فيهما» من بچه شیعه ایا دارم میگم اینارو یا جناب بخاری و ... ؟ شما عربیتون خوب نیست دیگه باید سعی کنین قوی کنین. چون یه فعل عوض بشه زمین و زمان بهم دوخته میشه. دوباره متن ارسال پیشین رو بخونین . مزمان نیاز به ویرایش داشت بخاطر ناخوانا بودن فونت .احتمالا دقت شا رو کم کرد اون نوشته های ریز. [u]الان به نظر سعدی گرامی پیامبر مسموم شدند یا خیر؟ نظر شخصی .[/b] |
|||
|
|
۱:۲۳, ۱۰/آذر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آذر/۹۵ ۱۰:۳۹ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
آقا سینا نظر شخصی من مهم نیست. مهم دلایلیه که برای نظرمون میاریم.
شما به این سوالات پاسخ بدید: - آیا طبق متن اصلی حال پیامبر بعد از خوردن دارو خوب نشد؟ - آیا ام المومنین عایشه از اون دارو نخوردند؟ - آیا یهودیان واقعاً 300 سال پیش از تولد پیامبر جد ایشان را شناسایی کردند؟ - مجوس چه ربطی داره به یهود؟ یه سوال هم باید از روازاده بپرسیم در مورد اینکه مزاج پیامبران رو بر چه اساس شناسایی کرده اند؟ آیا آزمایش و مشاهده بوده یا با تکیه بر منابع دینیه. |
|||
|
۱۰:۵۵, ۱۰/آذر/۹۵
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
(۱۰/آذر/۹۵ ۱:۲۳)سعدی نوشته است: آقا سینا نظر شخصی من مهم نیست. مهم دلایلیه که برای نظرمون میاریم. سلام اتفاقا نگاه شما هم مهمه چون فقط تقلیدی دارید میگید شما .یا تحقیق کنید نظرتون رو بدید یا اینکه ... حال پیامبر چه مدت خوب شد؟در چند روز پیش از شهادت دارد خورانده شد؟این رو شما بیان کنید . متن حدیث که چنین مطلب رو اشاره نمیکنه . ایا شما برداشتتون این هست که از همون خوردند؟ برادر من تو بحث زذن ریشه و ترور کسینماد بگه من این کار رو کردم. مثلا برار با یه مثال برات بگم شاید درک کنی تو تاریخ میبینی یهو یکی از مخالفین یهو میمیره مثلا چطور؟ میگن تو شام بوده این بنده خدا یهو اونجا طاعون میگیره و این یهو میمیره منبعش ؟ ازدی، تاریخ فتوح الشام، ص۲۶۷؛ بلاذری، فتوح، ج۱، ص۱۶۵؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ص۳۱۹ ۳۲۲. و نمونه های دیگه ! چرا چون دیگه خطر ساز میشدن. جناب خلیفه اول چطور از دنیا رفتن؟ منابعی که درباره مسمومیت ایشون میگن رو برات میارم فقط خودت ببین داستانش جیه كانت وفاة أبي بكر، رضي الله عنه، لثماني ليال بقين من جمادى الآخرة ليلة الثلاثاء و هو ابن ثلاث و ستّين سنة، و هو الصحيح، و قيل غير ذلك، و كان قد سمّه اليهود في أرز، و قيل في حريرة، و هي الحسو، فأكل هو و الحارث بن كلدة، فكفّ الحارث و قال لأبي بكر: أكلنا طعاما مسموما سمّ سنة، فماتا بعد سنة. و قيل: إنّه اغتسل و كان يوما باردا فحمّ خمسة عشر يوما لا يخرج إلى صلاة فأمر عمر أن يصلّي بالنّاس. و لما مرض قال له النّاس: ألا ندعو الطبيب؟ قال: قد أتاني و قال لي أنا فاعل ما أريد، فعلموا مراده و سكتوا عنه، ثمّ مات او بوسیله یهودیانی که در غذایش سم ریخته بودند مسموم شد. برخی هم گفته اند او روزی غسل کرد و چون هوا سرد بود تب کرد و مریض شد و در اثر آن مریضی از دنیا رفت. الكامل في التاريخ ، عز الدين أبو الحسن على بن ابى الكرم المعروف بابن الأثير (م 630)، بيروت، دار صادر - دار بيروت، 1385/1965،ج2،صص:419-418 خو شما تو منابع به داستان ترور برمیخوری ایا مشخصه که کی کشته ؟ درباره اینکه 300 سال قبل هم پدران نبی خاتم رو هم ترور میکنن پیشنهاد میکنم بری تاریخ بخونی و دنبال حدیث نباشی البته کنارش اینم یه چشمت بهش باشه خوبه. حالا که بحث ترور شد شما بفرما چرا خلیفهاول ترور شد و مسموم؟ مگه مردم انتخابش نکرده بودن؟ چرا پس مسمومش کردن؟ کیا مخالفش بودن مگه؟ چون برخی همچون عمروعاص به امام حسن گفت، که پدر تو بود که ابوبکر را مسموم کرد . خو از طرفی ما میبینیم مخالفین دیگری هم بودن و ( لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا وَلَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصَارَى ذَلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْبَاناً وَأَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ) (المائدة:82) این که دیگه ایه قرانه (۱۰/آذر/۹۵ ۱:۲۳)سعدی نوشته است: - مجوس چه ربطی داره به یهود؟گرامی جناب هادی نظری کلامی که نقل قول داشتند رو شما باید از ایشون مستند میخواستین حال اینکه مجوس بکار نرفته بلکه یهود هست. الانم دوباره بخاطر این موضوع بنده فایل صوتیش رو گوش دادم . بحث مجوس نیست . اینم فایل صوتیش . فقط بگم این برش اصی متن هست که درباره حلیمه وگرنه کل فایل رو پیشنهاد میکنم بگیرید. اینم کل فایل - توش بحث ترور رو گوش کن حداقل نقل قول دیگه نیست. این کارشناس گرامی علتشون برای قابل استناد نبودن چیه؟ البته بگم خدمت شما این مستندات شواهد و مدارک و امارات هست و تنها گواه هایی هستن که موضوع رو اشاره میکنه . دیگه اون روازاده به من ربطی نداره ها ![]() چقدر من خوبم؟ |
|||
|
|
۱۱:۳۹, ۱۰/آذر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آذر/۹۵ ۱۱:۴۷ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
آقا سینا
بالاخره شما می خواهید بانو عایشه را محکوم کنید یا یهودیان؟ نمیشه با یه تیر دو نشون زد. اگر قرار بود اهل خانه به خاطر خوراندن سم مجازات بشن، پس چرا باید یه داروی دیگه خورانده بشه؟ حالا فرض کنید این موضوع رو هم به یه شکلی توجیه کردیم. اون سم رو هم مثلاً گفتیم به شکلی بوده که با تاخیر عمل می کرده. مسئله اینه که اصل این داستان شما زیر سواله. کارشناس دینی سایت اسک دین فرمودند که احتمال نادرستی این روایت وجود داره ... پس نمیشه یک فرد مورد احترام اهل تسنن رو بر اساس حدس و گمان محکوم کرد. همون طور که اشاره فرمودید، چنین نسبتهایی به اشخاص مورد احترام دیگری هم داده شده و ما نمی تونیم بهشون استناد کنیم. نقل قول:این کارشناس گرامی علتشون برای قابل استناد نبودن چیه؟ البته بگم خدمت شما این مستندات شواهد و مدارک و امارات هست و تنها گواه هایی هستن که موضوع رو اشاره میکنه .دلیلش رو که باید از خودشون سوال کنید اما ایشون با توجه به تخصصشون حتما دلیل دارند. نقل قول: بحث مجوس نیستبله صحیح می فرمایید. اما اون داستان هم روی هواست ... حتی الآن که زمان بعد از اسلامه و توصیفاتی در مورد چهره پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به دست ما رسیده، نمیشه با دقت تصویری از چهره ایشان رسم کرد. چطور یهودیان تونستند بر اساس یک توصیف شفاهی ایشان را (اون هم در زمان نوزادی) شناسایی کنند؟ |
|||
|
۱۳:۲۰, ۱۰/آذر/۹۵
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
(۱۰/آذر/۹۵ ۱۱:۳۹)سعدی نوشته است: آقا سینا جناب سعدی کسی رو ما محکوم نمیکنیم . ایا چنین کاری کردم بنده؟ نقل قولی هست که فرزندان ام المومنین عایشه میگن. یعنی خودشون مادرشون رو متهم میکنن نه ما ![]() شما معنای کلام عایشه رو بفرمایید تا بنده حرفی رو که میخوایین بهتون بگم .شما نمیتونی اونی که میخوای رو از من بگیری. ایا داروی دیگه بود ؟ ایا اون دوا درجا حال رسول خدا رو مداوا کرد؟ اگه کرد چرا دوباره پس از حال رفتن؟ جناب سعدی کارشناس اسک دین برای چه این کلام رو مقبول و احتمال نادرسی میدن؟ میشه به بنده اعلام بفرمایید . شما سوال بفرمایید و پاسخش رو بیارید . خوشحال میشیم حداقل این یک کار رو صحیح انجام بدید . جناب سعدی ، شما الان حالتون خوشه ؟ببخشندا ولی کلام خدا که میفرماند : الَّذينَ آتَيْناهُمُ الْکِتابَ يَعْرِفُونَهُ کَما يَعْرِفُونَ أَبْناءَهُمُ الَّذينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لا يُؤْمِنُونَ 20 انعام آنان که کتاب آسمانی به ایشان داده ایم ، بخوبی او [ پیامبر ] را می شناسند ، همان گونه که فرزندان خود را می شناسند فقط کسانی که سرمایه وجود خود را از دست داده اند ، ایمان نمی آورند. از طرفی حضرت رضا علیه السلام که امروز روز شهادشون هم هست با اهل هر کتاب با همون کتاب پاسخ میدادند و ایا میتونید بگید که الان چرا اون عبارات دیگه وجود نداره ؟ و یا چرا کم و زیاد شده؟ مناطرات امام رضا رو میتونین مطالعه دقیق داشته باشین اینم کتاب عیون الاخبار رضا شیخ صدوق ج2- ص139 12 - باب ذكر مجلس الرضا عليه السلام مع أهل الاديان واصحاب المقالات في التوحيد عند المأمون 1 - حدثنا أبو محمد جعفر بن على بن أحمد الفقيه القمى ثم الايلاقى رضى الله عنه قال: اخبرنا أبو محمد الحسن بن محمد بن على بن صدقه القمى قال: حدثنا أبو عمرو محمد بن عمر بن عبد العزيز الانصاري الكجى قال: حدثني من سمع الحسن بن محمد النوفلي ثم الهاشمي يقول: لما قدم على بن موسى الرضا عليه السلام على المأمون أمر الفضل بن سهل ان يجمع له اصحاب المقالات مثل الجاثليق (1) وراس الجالوت (2) ورؤساء الصابئين (3) والهربذ (4) الاكبر واصحاب زردهشت (5) ونسطاس (6) الرومي 1 - الجاثليق والجثليق: رئيس الاساقفة دخيل معرب. 2 - هو عالم من اليهود. 3 - الصابئة: قوم دينهم التعبد للروحانيات اي الملائكة وضد الحنفاء الدين دعوتهم الفطرة مؤدي مذهبهم: ان للعالم صانعا فاطرا حكيما مقدسا من سمات الحدثان والواجب علينا معرفة العجز عن الوصول الى جلاله وانما يتقرب إليه بالمتوسطات المقربين لديه وهم الروحانيون المطهرون المقدسون جوهرا وفعلا وحالة. من دائرة المعارف (ج 5 ص 426 الطبعة الثالثة). 4 - الهرابذة: خدم نار المجوس وقيل: انهم عظماء الهنود وعلمائهم (فارسية). 5 - وفي نسخة اخرى (زرادشت - زردشت) وفي أمره كان اختلافا شديدا بين ارباب الملل والنحل وكلمات المؤرخين ويظهر من بعض ان زرداشت كان تلميذ النبي وبعض اهل الكتاب يقولون: انه هو (منوجهر) وقال بعض: انه مرسل من قبل بعض انبياء بني اسرائيل وبعض المؤرخين جعل وجوده موهوما محضا. 6 - النسطاس بالكسر: علم وبالرومية عالم بالطب. و ادامه که خودتون مطالعه بفرمایید گرامی میشه بپرسم چرا اینقدر تجار و ارباب کنیسه و یهود تو منطقه حجاز زیاد شده بودن؟ از طرفی چرا وقتی این تازه مسلمانها بعد از شئب ابی طالب به حبشه میرن حاکم وقت با خواندن ایات سوره مریم توسط جعفر بن ابی طالب ، حتی تو تاریخ هم ذکر شده که به اسلام هم ایمان میاره وبیان میکنه اینها همه رو تو کتب پیشین بهش بشارت داده شده و از طرفی ایمان میاره ( تاریخ طبری ج۲، ص۶۵۲. این مورد رو بیان میکنه . شما الان یقین داری که این تمثالی که براتون اورده شده تو کتب همون باشن؟ ایا نمیتونه تغییر کرده باشه ؟ ببخشین ولی یکم حساسیت رو ببرین بالا و ریز نگاه کنین مباحث رو . و سعی کنین روی یافتن حقیقت شاخه به شاحه نشین چون بجز طولانی شدن یافتن حیقیت و همینطور وقت تلف شدن پیزی نصیبتون نمیشه . از طرفی تنها تورات کتابی نبود که اونها داشته باشن بلکه کتب تفسیری و .... هم داشتن حالا شما دیگه بی اطلاع هستین و جویای ابعاد پنهان خوبه ولی پیشفرض هاتون رو یکم کنار بزارین و سعی کنین با غور کردن کمی ابعاد ناپیدا رو پیدا کنین. |
|||
|
|
۱۶:۲۸, ۱۰/آذر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آذر/۹۵ ۲۱:۲۸ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
سلام
اصلاً کجای اون روایت گفته شده که دارو سمی بوده؟ ![]() تناقضها به این خاطر به وجود میان که ما سمی بودن دارو رو خودمون اضافه کردیم. بعد باید توجیه بیاریم که چرا بانو عایشه مسموم نشدند یا چرا سم مانع از بهبود حال پیامبر نشد ... بله قرآن می فرماید که یهودیان پیامبر را می شناسند ... اما این در زمانی گفته شده که پیامبر اونها رو به دین اسلام دعوت فرموده اند، نه در زمان نوزادی ایشان. سینای گرامی، دقیق بفرمایید که دلیل شما برای وجود اون تمثال چیه. این که پادشاه حبشه با شنیدن توصیف حضرت مریم در قرآن به اسلام ایمان میارند اثبات کننده این موضوع نیست. ارتباط مناظرات امام رضا (علیه السلام) با این داستان رو هم متوجه نشدم. حتی حضور یهودیان در مکه اثبات نمی کنه که حتماً قصدشون ترور بوده باشه ... این چیزی که در داستان گفته شده (یعنی انتقال دقیق یک تصویر به صورت سینه به سینه در طی مدتی حدود دو هزار سال و شناسایی پیامبر در زمان نوزادی از روی این تصویر) چیزیه که با عقل جور در نمیاد. یا اونها خیلی باهوش بوده اند که تونستند چنین کار خارق العاده ای رو انجام بدند یا ما خیلی ساده لوحیم که باور کردیم. |
|||
|
۲۳:۰۸, ۱۰/آذر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آذر/۹۵ ۲۳:۲۵ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
نمیدونم تا چه حد مطالب شبیه به این مطلب که عرض میکنم در این تاپیک اومده ..امایهودیان از زمان اجداد پیامبر قصد ترور ایشون و پدران بزرگوارشان رو داشتند تا از تولد پیامبر جلوگیری کنند و اخبار زیادی در این رابطه هست .. چه بسا این اتفاق افتاده اما از چشم تاریخ نویس ها دور مونده یا مخفیانه بوده اما ترور ها از اجداد قدیمی ادامه داشته ، لینک روملاحظه بفرمایید و خودتون رو سرچبفرمایید ..... . تلاش برای ترور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آورده اند: فردای شب میلاد رسول الله یکی از علمای یهود به دارالندوه آمد و گفت: آیا امشب در میان شما فرزندی متولد شده است؟ گفتند نه. گفت: باید متولد شده باشد و نامش احمد باشد. هلاک یهود به دست او خواهد بود. پس از جلسه دریافتند که پسری برای عبدالله بن عبدالمطلب به دنیا آمده است. آن مرد را خبر کردند که آری، آن شب پسری در میان ما به دنیا آمده است. عالم یهودی را نزد محمد صلی الله علیه و آله و سلم آوردند، تا ایشان را دید، بیهوش شد. چون به هوش آمد، گفت: به خدا قسم، پیامبری تا قیامت، از بنی اسرائیل گرفته شد. این همان کسی است که بنی اسرائیل را نابود میکند. چون دید قریش از این خبر شاد شدند، گفت: به خدا قسم، کاری با شما کند که اهل مشرق و مغرب از آن یاد کنند. (الکافی ج8، ص 300؛ امالی شیخ طوسی، ص 145) باقیش رو میتوانید در لینک مطالعه بفرمایید .. http://raj.smc.ac.ir/article_2627.html (۱۰/آذر/۹۵ ۱۶:۲۸)سعدی نوشته است: این چیزی که در داستان گفته شده (یعنی انتقال دقیق یک تصویر به صورت سینه به سینه در طی مدتی حدود دو هزار سال و شناسایی پیامبر در زمان نوزادی از روی این تصویر) چیزیه که با عقل جور در نمیاد. یا اونها خیلی باهوش بوده اند که تونستند چنین کار خارق العاده ای رو انجام بدند یا ما خیلی ساده لوحیم که باور کردیم. بستگی داره یک هدف برای یک عده چقدر مهم باشه ! صد سال یا دوهزار سال ! وقتی هدف مهم باشه دنبال میشه ! ما هم بیش از هزار سال ساله مثلا منتظریم اما هدف ... ![]() بهتره سوالات ذهنیمون رو یک کمی مودبانه تر بیان کنیم شاید احتمال سومی هم بشه در نظر گرفت که شما در نظر نگرفتید . تشکر نقل قول:چطور یهودیان تونستند بر اساس یک توصیف شفاهی ایشان را (اون هم در زمان نوزادی) شناسایی کنند؟در یکروز خاص چند نفر در قریش به دنیا اومدند با تفاسیری که از شب تولد پیامبر هست ! اتفاقا به راحتی میشد شناسایی کرد! |
|||
|
|
۲۳:۴۷, ۱۰/آذر/۹۵
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
سلام
احمد از القاب پیامبر اسلام است. یعنی از ابتدای تولد به این نام خوانده نمیشدند. روایتی که ذکر فرمودید هم زنجیره راویانش مشخص نیست و فقط گفته شده "آورده اند". چه کسانی آورده اند؟ مقاله ای که لینکش رو معرفی فرمودید، هم منبعش همین روایت هست. |
|||
|
۱:۲۶, ۱۱/آذر/۹۵
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
(۱۰/آذر/۹۵ ۲۳:۴۷)سعدی نوشته است: سلام متن حدیث رو شما کاملش رو مشاهده فرمودید؟ که همین رو میگید؟ نکنه از اساتید اسک دین رد کردند این رو؟ ![]() گرامی شما باید برای ردش اصلش رو مشاهده کنی . چقدر من باید تکرار کنم اینو تا شما یکی این موضوع براتون جا بیوفته؟ ![]() دفعه دیگه ببینم جناب سعدی رفتی تو بحث حدیث و اینطوری بدون مدرک پا برهنه بدو بدو کنی میری مرخصی . 459 - عنه، عن أبيه، عن أحمد بن محمد، عن أبان، عن أبي بصير، عن أبي جعفر (عليه السلام) قال: لما ولد النبي (صلى الله عليه وآله) جاء رجل من أهل الكتاب إلى ملا من قريش فيهم هشام بن المغيرة والوليد بن المغيرة والعاص بن هشام وأبو وجزة بن أبي عمرو بن أمية وعتبة بن ربيعة فقال: أولد فيكم مولود الليلة؟ فقالوا: لا، قال: فولد إذا بفلسطين [1]غلام اسمه أحمد به شامة كلون الخز الأدكن [2]ويكون هلاك أهل الكتاب واليهود على يديه قد أخطاكم والله يا معشر قريش [3] فتفرقوا وسألوا فأخبروا أنه ولد لعبد الله بن عبد المطلب غلام فطلبوا الرجل فلقوه، فقالوا: إنه قد ولد فينا والله غلام قال: قبل أن أقول لكم أو بعد ما قلت لكم؟ قالوا: قبل أن تقول لنا، قال: فانطلقوا بنا إليه حتى ننظر إليه، فانطلقوا حتى أتوا أمه فقالوا: أخرجي ابنك حتى ننظر إليه، فقالت: إن ابني والله لقد سقط وما سقط كما يسقط الصبيان لقد اتقى الأرض بيديه ورفع رأسه إلى السماء فنظر إليها، ثم خرج منه نور حتى نظرت إلى قصور بصرى [4] وسمعت هاتفا في الجو يقول: لقد ولدتيه سيد الأمة فإذا وضعتيه فقولي: أعيذه بالواحد من شر كل حاسد وسميه محمدا، قال الرجل: فأخرجيه فأخرجته فنظر إليه ثم قلبه ونظر إلى الشامة بين كتفيه فخر مغشيا عليه فأخذوا الغلام فأدخلوه إلى أمه وقالوا: بارك الله لك فيه، فلما خرجوا أفاق فقالوا له: ما لك ويلك؟ قال: ذهبت نبوة بني إسرائيل إلى يوم القيامة هذا والله من يبيرهم [5]ففرحت قريش بذلك فلما رآهم قد فرحوا قال [قد]: فرحتم أما والله ليسطون بكم سطوة [6]يتحدث بها أهل المشرق و المغرب وكان أبو سفيان يقول: يسطو بمصره [7]. پی نوشت ها : نقل قول:[1]فلسطين: كورة بالشام وقرية بالعراق، (القاموس)ارجاع میدم به کتاب مرات العقول علامه مجلسی ره الحديث التاسع و الخمسون و الأربعمائة: حسن أو موثق.
دقت بفرما :نقل قول:از طرفی این رو شما یادگاری داشته باش در این شب اول ربیع آنچنان که در تواریخ اومده، پیامبر اسلام از کودکی دو نام داشتن و مردم هم حضرت رو هر دو نام خطاب می کردن: یکی "محمد" و دیگری "احمد". نام "محمد" را عبدالمطلب برای او انتخاب کرده بود و نام "احمد" را مادرش آمنه. این مطلب در سیره حلبی مشروحا ذکر شده . حالا برو تو این کتاب مطالعه کن داستان رو . اگه هم بیشتر میخوای بدونی دقت کن که تو کتب اسمانی پیشین اسم احمد دکر شده که برای مسلمین کمی نا اشنا بود . وارد این بحث هم نشو که کتب اسمانی تحریف شدن و ... . دیگه باید دقیق صحبت کنی . یه سر به اون مناظره امام رضا زدی؟ اونجا امام رضا با راس جالوت وقتی صحبت میکنن ایا اشاره به احمد میکنن یا محمد؟ دقتت رو بالا ببر گرامی . سوره مبارکه صف آیه ششم : " و اذ قال عیسی ابن مریم یا بنی اسرائیل انی رسول الله الیکم صدقا لما بین یدی من التوریة و مبشرا برسول یاتی من بعدی اسمه احمد فلما جاءهم بالبینات قالوا هذا سحر مبین" |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| سالروز ازدواج حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و حضرت خدیجه(سلام الله علیها) | عبدالرحیم | 11 | 29,602 |
۲۱/آذر/۹۵ ۱۶:۱۶ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| .::صادق آل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)::. | میلاد.م | 91 | 29,488 |
۳/شهریور/۹۳ ۱۰:۳۸ آخرین ارسال: مصطفي مازح7610 |
|
| غزوات و جنگ های صدر اسلام و زمان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)!! | m.hossein | 26 | 15,778 |
۲۸/دی/۹۲ ۱۳:۲۴ آخرین ارسال: m.hossein |
|
| سراج منیر (سالگرد شهادت پیامبر) | عبدالرحمن | 15 | 7,487 |
۲۲/دی/۹۲ ۱:۲۰ آخرین ارسال: aboutorab |
|
| از رحلت تا شهادت....!؟ | Anti-satanism | 1 | 1,635 |
۲۶/آبان/۹۲ ۲۰:۴۴ آخرین ارسال: OSZ |
|
| جانشینی بعد از پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)مباحثه | وحید110 | 21 | 12,906 |
۱۳/شهریور/۹۱ ۱۵:۳۳ آخرین ارسال: وحید110 |
|















