|
مشاعره
|
|
۲۲:۱۷, ۲۴/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۱ ۱۴:۳۲ توسط دیدگاه نوین.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
تو خیلی از تالار های گفتگوی دیگه ، از این دست تایپیک ها زیاده . اما اینجا جاش خالی است ...
به نظرم مشاعره هم یک نوع تقویت ذهن و حافظه است و هم میتونه فرد رو به مطالعه بیشتر دیوان های شعری ترغیب کنه . همین باعث میشه از محتوای اشعاری که دارند کنج کتابخونه هامون خاک میخورند بیشتر استفاده ببریم . [/font] اینجا هر کسی که شعر میگه باید یه کلمه رو برای نفر بعدی انتخاب کنه . هر کلمه ای که دوست داشت و نفر بعدی هم باید بیتی بگه که اون کلمه داخلش وجود داره . نکات مهم : 1) کلمه ای نگین که کسی نتونه شعر بگه ها ... مثلا نگید [font=Andalus]قسطنطنیه 2) اسم شاعر رو حتما حتما حتما باید بگید .. 3) کلمه ای که میگید رو باید اندازه فونتش خیلی خیلی بزرگ باشه و رنگش هم قرمز باشه |
|||
|
| آغاز صفحه 40 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۴۲, ۲۳/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #391
|
|||
|
|||
|
شب رفت صبوح آمد غم رفت فتوح آمد خورشيد درخشان شد تا باد چنين بادا از دولت محزونان وز همت مجنونان آن سلسله جنبان شد تا باد چنين بادا عيد آمد و عيد آمد یاری که رميد آمد عيدانه فراوان شد تا باد چنين بادا ای مطرب صاحب دل در زیر مکن منزل کان زهره به ميزان شد تا باد چنين بادا شاهد |
|||
|
|
۱۷:۴۷, ۲۳/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #392
|
|||
|
|||
|
شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد----بنده طلعت آن باش که آنی دارد
شیوه حور و پری گر چه لطیف است ولی----خوبی آن است و لطافت که فلانی دارد بعدی با : اخرت |
|||
|
|
۱۸:۰۲, ۲۳/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #393
|
|||
|
|||
|
ای دل تو چرا ز آخرت بی خبری؟
هر صبح وشبان در طلب سیم و زری؟ سرمایه ی تو در این جهان یک کفن است آن هم به گمانم ببری یا نبری.. ماه |
|||
|
|
۲۳:۳۸, ۲۳/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #394
|
|||
|
|||
|
ماه فرو ماند از جمال محمّد سرو نباشد به اعتدال محمّد
قدر فلك را كمال ومنزلتي نيست در نظر قدر با كمال محمّد لطیف |
|||
|
۲۳:۴۸, ۲۳/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #395
|
|||
|
|||
|
جامی است که عقل آفرین میزندش
صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش این کوزهگر دهر چنین جام لطیف میسازد و باز بر زمین میزندش شاعر : اقای خیام کلمه : عصمت |
|||
|
۰:۰۹, ۲۴/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #396
|
|||
|
|||
|
دل سراپرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست گر من آلوده دامنم چه زیان همه عالم گواه عصمت اوست نفر بعدی با شیطان |
|||
|
۰:۱۷, ۲۴/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #397
|
|||
|
|||
|
شيطان عجب صبري دارد
براي گمراه كردن پاي درد دل همه مي نشيند خوب گوش ميدهد تا شاهراه نبض ضعف تو را در دست خود بشمارد آنگاه تو را درمان مي كند خیابان |
|||
|
|
۰:۲۱, ۲۴/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #398
|
|||
|
|||
|
نگاه می کنم از آینه خیابان را
و ناگزیری باران و راهبندان را "من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب" و بغض می کنم این شعر پشت نیسان را چراغ قرمز و من محو گل فروشی که حراج کرده غم و رنج های انسان را کلافه هستم از آواز و ساز از چپ و راست بلند کرده کسی لای لای شیطان را آتش |
|||
|
|
۱:۰۸, ۲۴/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #399
|
|||
|
|||
|
امشب چراغ غم را بر دوش بام بگذار
دست مرا بگیر و در دست جام بگذار زنهار نشکند دل این آبگینه ناب در خواب مرمرینم آهسته گام بگذار یک سو بریز زلفی، سویی به کار چشمی جایی بپاش بویی، هر گوشه دام بگذار آرامشیست یکدست، تلفیق خواب و مستی نام دو چشم خود را دارالسلام بگذار تا فاش گردد امشب رسوایی من مست داغی ز بوسههایت بر گونههام بگذار دار و ندار من سوخت آتش مزن دلم را این بیت را برای حسن ختام بگذار یک شیشه میبیاور، یک جام عطر و لبخند لختی برقص امشب، سنگ تمام بگذار! سکوت |
|||
|
|
۱۷:۰۸, ۲۴/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اسفند/۹۰ ۱۷:۵۰ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #400
|
|||
|
|||
|
دارد زمان آمدنت دیر می شود
دارد سکوت دشت نفس گیر می شود سقا، رجز بخوان که نلرزد دل حرم دارد صدای هلهله تکثیر می شود... با ماه |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مشاعره شاعرانه نوع یک | دل خسته | 114 | 49,992 |
۳۰/تیر/۹۲ ۱۳:۵۴ آخرین ارسال: hessam |
|








