|
مشاعره
|
|
۲۲:۱۷, ۲۴/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۱ ۱۴:۳۲ توسط دیدگاه نوین.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
تو خیلی از تالار های گفتگوی دیگه ، از این دست تایپیک ها زیاده . اما اینجا جاش خالی است ...
به نظرم مشاعره هم یک نوع تقویت ذهن و حافظه است و هم میتونه فرد رو به مطالعه بیشتر دیوان های شعری ترغیب کنه . همین باعث میشه از محتوای اشعاری که دارند کنج کتابخونه هامون خاک میخورند بیشتر استفاده ببریم . [/font] اینجا هر کسی که شعر میگه باید یه کلمه رو برای نفر بعدی انتخاب کنه . هر کلمه ای که دوست داشت و نفر بعدی هم باید بیتی بگه که اون کلمه داخلش وجود داره . نکات مهم : 1) کلمه ای نگین که کسی نتونه شعر بگه ها ... مثلا نگید [font=Andalus]قسطنطنیه 2) اسم شاعر رو حتما حتما حتما باید بگید .. 3) کلمه ای که میگید رو باید اندازه فونتش خیلی خیلی بزرگ باشه و رنگش هم قرمز باشه |
|||
|
| آغاز صفحه 74 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲:۲۵, ۵/مهر/۹۲
شماره ارسال: #731
|
|||
|
|||
|
مگریز ز آتش که چنین خام بمانی
...........گر بجهی از این حلقه در آن دام بمانی × مگریز ز یاران تو چو باران و مکش سر ................گر سر کشی سرگشته ایام بمانی ×× با دوست وفا کن که وفا وام الست است ..............ترسم که بمیری و در این وام بمانی مولوی |
|||
|
|
۴:۰۷, ۵/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/مهر/۹۲ ۶:۳۱ توسط درست پسند.)
شماره ارسال: #732
|
|||
|
|||
|
کبر و تکبر بگذار و بگیر
در عوض کبر چنین کبریا گفت الست و تو بگفتی بلی شکر بلی چیست؟ کشیدن بلا سرّ بلی چیست؟ که یعنی منم حلقه زن درگه فقر و فنا مولانا باغ |
|||
|
|
۱۵:۰۳, ۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #733
|
|||
|
|||
|
شعر نو هم میشه نوشت؟
بخوان به نام گل سرخ، در صحاری شب، که باغ ها همه بیدار و بارور گردند بخوان، دوباره بخوان، تا کبوتران سپید به آشیانه ی خونین دوباره برگردند بخوان به نام گل سرخ، در رواق سکوت که موج و اوج طنینش ز دشت ها گذرد؛ پیام روشن باران، زبام نیلی شب، که رهگذر نسیمش به هر کرانه برد. ز خشک سال چه ترسی! ـ که سد بسی بستند: نه در برابر آب، که در برابر نور و در برابر آواز و در برابر شور .....
شفیعی کدکنی
|
|||
|
|
۲۲:۳۱, ۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #734
|
|||
|
|||
|
هر نور را ناری بود، با هر گلی خاری بود
بهر حرس ماری بود بر گنج هر ویرانهای ای گلشنت را خار نی، با نور پاکت نار نی بر گرد گنجت مار نی، نی زخم و نی دندانهای مولانا شور |
|||
|
|
۲۳:۲۴, ۶/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/مهر/۹۲ ۶:۱۴ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #735
|
|||
|
|||
|
ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ماای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما × ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما × ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما × ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما × در گل بمانده پای دل جان میدهم چه جای دل وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما مولوی |
|||
|
|
۲۳:۳۷, ۶/مهر/۹۲
شماره ارسال: #736
|
|||
|
|||
![]() کنعان
|
|||
|
|
۰:۴۷, ۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #737
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
شنیدهام سخنی خوش که پیر کنعان گفت: «فراق یار نه آن میکند که بتوان گفت» حدیث هول قیامت، که گفت واعظِ شهــــــر کنایتی ست که از روزگار هجران گفت ... "حافظ" حدیث |
|||
|
|
۰:۵۷, ۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #738
|
|||
|
|||
|
سحر با باد میگفتم حدیث آرزومندی
خطاب آمد که واثق شو به الطاف خداوندی دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است بدین راه و روش میرو که با دلدار پیوندی |
|||
|
|
۱:۲۱, ۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #739
|
|||
|
|||
|
.... برجه که سماع روح برپای شده است وان دف چو شکر حریف آن نای شده است ..... سودای قدیم آتش افزای شده است -->> آن های تو کو که وقت هیهات شده است <<-- .... برخیز و طواف کن بر آن قطب نجات مانندهی حاجیان به کعبه و به عرفات .... چه چسبیدی تو بر زمین چون گل تر آخر حرکات شد کلید برکات .... برکان شکر چند مگس را غوغاست کی کان شکر را به مگسها پرواست مولوی ... خوبه بگم مگس؟! ![]() شِکَر
|
|||
|
|
۱:۳۱, ۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #740
|
|||
|
|||
|
یک چند پشیمان شدم از رندی و مستی
عمریست پشیمان ز پشیمانی خویشم از شوق شکر خنده لبش جان نسپردم شرمنده ی جانان ز گران جانی خویشم |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مشاعره شاعرانه نوع یک | دل خسته | 114 | 49,979 |
۳۰/تیر/۹۲ ۱۳:۵۴ آخرین ارسال: hessam |
|










![[تصویر: 10094583525895176789.png]](http://www.8pic.ir/images/10094583525895176789.png)
