|
مشاعره
|
|
۲۲:۱۷, ۲۴/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۱ ۱۴:۳۲ توسط دیدگاه نوین.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
تو خیلی از تالار های گفتگوی دیگه ، از این دست تایپیک ها زیاده . اما اینجا جاش خالی است ...
به نظرم مشاعره هم یک نوع تقویت ذهن و حافظه است و هم میتونه فرد رو به مطالعه بیشتر دیوان های شعری ترغیب کنه . همین باعث میشه از محتوای اشعاری که دارند کنج کتابخونه هامون خاک میخورند بیشتر استفاده ببریم . [/font] اینجا هر کسی که شعر میگه باید یه کلمه رو برای نفر بعدی انتخاب کنه . هر کلمه ای که دوست داشت و نفر بعدی هم باید بیتی بگه که اون کلمه داخلش وجود داره . نکات مهم : 1) کلمه ای نگین که کسی نتونه شعر بگه ها ... مثلا نگید [font=Andalus]قسطنطنیه 2) اسم شاعر رو حتما حتما حتما باید بگید .. 3) کلمه ای که میگید رو باید اندازه فونتش خیلی خیلی بزرگ باشه و رنگش هم قرمز باشه |
|||
|
| آغاز صفحه 75 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱:۵۳, ۷/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/مهر/۹۲ ۱۸:۲۹ توسط آیلار.)
شماره ارسال: #741
|
|||
|
|||
|
لب فروبسته ام از ناله و فریاد ولی دل ماتمزده در سینه من نوحه گر است
---- گریه و خنده آهسته و پیوسته من همچو شمع سحر آمیخته با یکدیگر است --------- داغ جانسوز من از خنده خونین پیداست ----> ای بسا خنده که از گریه غم انگیزتر است <---- رهی معیری -------- |
|||
|
|
۱:۵۶, ۷/مهر/۹۲
شماره ارسال: #742
|
|||
|
|||
|
تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است
همواره مرا کوی خرابات مُقام است از ننگ چه گویی؟ که مرا نام ز ننگ است! وز نام چه پرسی؟ که مرا ننگ ز نام است |
|||
|
|
۲:۰۶, ۷/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/مهر/۹۲ ۱۸:۳۰ توسط آیلار.)
شماره ارسال: #743
|
|||
|
|||
|
ایـام زمـانه از کسی دارد ننگ کــو در غـم ایـام نـشیند دلتـنگ
می خور تو در آبگینه با ناله چنگ ز آن پيش که آبگینه آید بر سنگ خیام |
|||
|
|
۲:۴۴, ۷/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/مهر/۹۲ ۲:۴۶ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #744
|
|||
|
|||
|
نه چنان گناهکارم که به دشمنم سپاری
تو به دست خویش فرمای اگرم کنی عذابی دل همچو سنگت ای دوست به آب چشم سعدی عجبست اگر نگردد که بگردد آسیابی من نباشم با خرزوخان میخواین مشاعره کنید؟
|
|||
|
|
۲:۰۵, ۸/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/مهر/۹۲ ۱۸:۲۸ توسط آیلار.)
شماره ارسال: #745
|
|||
|
|||
|
رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن ترک من خراب شب گرد مبتلا کن ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا کن از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن ماییم و آب دیده در کنج غم خزیده بر آب دیده ما صد جای آسیا(ب) کن خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها کن مولوی فراق |
|||
|
|
۲:۱۶, ۸/مهر/۹۲
شماره ارسال: #746
|
|||
|
|||
|
شبِ فِراق نخواهم دُواج دیبا را
که شب دراز بُوَد خوابگاه تنها را ز دست رفتنِ دیوانه، عاقلان دانند که احتمال نماندست ناشکیبا را گرش ببینی و دست از تُرنج بشناسی روا بود که ملامت کنی زلیخا را |
|||
|
|
۲:۲۸, ۸/مهر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مهر/۹۲ ۰:۰۷ توسط آیلار.)
شماره ارسال: #747
|
|||
|
|||
|
گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم گفتم به از ترنجی لیکن بدست نائی گفتا چرا چو ذره با مهر عشق بازی گفتم از آنکه هستم سرگشتهئی هوائی گفتا بگو که خواجو در چشم ما چه بیند ----->>>گفتم حدیث مستان سری بود خدائی<<<----- خواجو کرمانی پروانه ![]() ![]() ![]() |
|||
|
|
۲:۳۶, ۸/مهر/۹۲
شماره ارسال: #748
|
|||
|
|||
|
من نمی گویم سمندر باش یا پروانه باش
چون به فـــکر سوختن افتاده ای مردانـــــه باش من نمی گویم که عاقل باش یا دیوانه باش گــــر به جانــان آشنایی از جــــهان بیگانه باش گر شبی در خانه اﻯ جانانه مهمانت کنند گول نعمت را مخور، مشغول صاحب خانه باش |
|||
|
|
۲:۱۰, ۹/مهر/۹۲
شماره ارسال: #749
|
|||
|
|||
|
ما درس سحر در ره میخانه نهادیم
محصول دعا در ره جانانه نهادیم در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم حافظ فرزانه |
|||
|
|
۷:۵۰, ۹/مهر/۹۲
شماره ارسال: #750
|
|||
|
|||
|
یک عشرتی افراشتی، صد تخم فتنه کاشتی
در شهر ما نگذاشتی، یک عاقلی فرزانهای مولانا حکمت |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مشاعره شاعرانه نوع یک | دل خسته | 114 | 49,966 |
۳۰/تیر/۹۲ ۱۳:۵۴ آخرین ارسال: hessam |
|









