|
مشاعره
|
|
۲۲:۱۷, ۲۴/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۱ ۱۴:۳۲ توسط دیدگاه نوین.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
تو خیلی از تالار های گفتگوی دیگه ، از این دست تایپیک ها زیاده . اما اینجا جاش خالی است ...
به نظرم مشاعره هم یک نوع تقویت ذهن و حافظه است و هم میتونه فرد رو به مطالعه بیشتر دیوان های شعری ترغیب کنه . همین باعث میشه از محتوای اشعاری که دارند کنج کتابخونه هامون خاک میخورند بیشتر استفاده ببریم . [/font] اینجا هر کسی که شعر میگه باید یه کلمه رو برای نفر بعدی انتخاب کنه . هر کلمه ای که دوست داشت و نفر بعدی هم باید بیتی بگه که اون کلمه داخلش وجود داره . نکات مهم : 1) کلمه ای نگین که کسی نتونه شعر بگه ها ... مثلا نگید [font=Andalus]قسطنطنیه 2) اسم شاعر رو حتما حتما حتما باید بگید .. 3) کلمه ای که میگید رو باید اندازه فونتش خیلی خیلی بزرگ باشه و رنگش هم قرمز باشه |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱:۳۴, ۲۸/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آذر/۹۰ ۱:۳۵ توسط دیدگاه نوین.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
امروز گویم چون کنم ؟ یکباره دل را خون کنم
وین کار را یکسون کنم ، چیزی بده درویـش را مولانا |
|||
|
۱:۳۶, ۲۸/آذر/۹۰
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
ایا سر کرده از جانم تو را خانه کجا باشد
الا ای ماه تابانم تو را خانه کجا باشد مولانا |
|||
|
|
۱:۴۰, ۲۸/آذر/۹۰
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوســـت مولانا |
|||
|
|
۱:۴۳, ۲۸/آذر/۹۰
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم
هر جا نشینم خرمم هر جا روم در گلشنم مولانا |
|||
|
۱:۴۷, ۲۸/آذر/۹۰
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
من مست و تو دیوانه ما را که برد خـانه
صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه مولانا |
|||
|
۱:۵۳, ۲۸/آذر/۹۰
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
هر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستم
تا به چه شیوهها تو را من ز خدا بخواستم مولانا |
|||
|
۱:۵۷, ۲۸/آذر/۹۰
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
من بی دل و دسـتارم ، در خــانه خَـمارم
یک سینه سخن دارم ، این شرح دهم یا نِه مولانا |
|||
|
|
۲:۰۳, ۲۸/آذر/۹۰
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
هان ای سفری عزم کجایست کجا
هرجا که روی نشسته ای در دل ما چندان غم دریاست ترا چون ماهی کافشاند لب خشک تو را در دریا مولانا |
|||
|
۱۵:۴۴, ۲۸/آذر/۹۰
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
سلام
انگشت تو از دست چرا افتاده؟ / گل از چه ز شاخه اش جدا افتاده؟ ای ناطق قرآن که جدا گشته سرت / بسم الله این سوره کجا افتاده؟ |
|||
|
|
۱۹:۰۶, ۲۸/آذر/۹۰
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
هرگز نباشد بی سبب گریان دو چشم و خشک لب
نبود کسی بی درد دل رخ زعفران رخ زعفران مولانا |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مشاعره شاعرانه نوع یک | دل خسته | 114 | 49,933 |
۳۰/تیر/۹۲ ۱۳:۵۴ آخرین ارسال: hessam |
|









