|
مشاعره
|
|
۲۲:۱۷, ۲۴/آذر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۱ ۱۴:۳۲ توسط دیدگاه نوین.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
تو خیلی از تالار های گفتگوی دیگه ، از این دست تایپیک ها زیاده . اما اینجا جاش خالی است ...
به نظرم مشاعره هم یک نوع تقویت ذهن و حافظه است و هم میتونه فرد رو به مطالعه بیشتر دیوان های شعری ترغیب کنه . همین باعث میشه از محتوای اشعاری که دارند کنج کتابخونه هامون خاک میخورند بیشتر استفاده ببریم . [/font] اینجا هر کسی که شعر میگه باید یه کلمه رو برای نفر بعدی انتخاب کنه . هر کلمه ای که دوست داشت و نفر بعدی هم باید بیتی بگه که اون کلمه داخلش وجود داره . نکات مهم : 1) کلمه ای نگین که کسی نتونه شعر بگه ها ... مثلا نگید [font=Andalus]قسطنطنیه 2) اسم شاعر رو حتما حتما حتما باید بگید .. 3) کلمه ای که میگید رو باید اندازه فونتش خیلی خیلی بزرگ باشه و رنگش هم قرمز باشه |
|||
|
| آغاز صفحه 35 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۴۴, ۱/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #341
|
|||
|
|||
|
چون خاك در هواي تو از پا فتاده ام چون اشك در قفاي تو با سر دويده ام
من جلوه ي شباب نديدم به عمر خويش از ديگران حديث جواني شنيده ام جلوه |
|||
|
|
۰:۵۳, ۱/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اسفند/۹۰ ۰:۵۵ توسط somayeh.)
شماره ارسال: #342
|
|||
|
|||
|
بیگلستان تو در دست بجز خاری نیست به ز گفتار تو بیشائبه گفتاری نیست فارغ از جلوهی حسنت در و دیواری نیست ای که در دار ادب غیر تو دیاری نیست! گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست در و دیوار گواهی بدهد کاری هست [font=Times New Roman][/font]ساقی |
|||
|
|
۱:۴۶, ۱/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #343
|
|||
|
|||
|
چه مستیست ندانم که رو به ما آورد که بود ساقی و این باده از کجا آورد جناب حافظکلمه بعدی : مهربان |
|||
|
|
۱۱:۴۰, ۱/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #344
|
|||
|
|||
|
دل برفت و دلشدگان را خبر نكرد
ياد حريف شهر و رفيق سفر نكرد يا بخت من طريق مروت فرو گذاشت يا او به شاهراه طريقت گذر نكرد گفتم مگر به گريه دلش مهربان كنم چون سخت بود در دل سنگش اثر نكرد [b]پيمان |
|||
|
|
۱۳:۵۴, ۱/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اسفند/۹۰ ۱۴:۰۱ توسط نسیم.)
شماره ارسال: #345
|
|||
|
|||
|
یار پيمان شکنم !برسرپيمانم من نه چوتوعهدشکن شهره ی دورانم من سلام
|
|||
|
|
۱۸:۳۱, ۱/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اسفند/۹۰ ۱۸:۳۲ توسط somayeh.)
شماره ارسال: #346
|
|||
|
|||
|
باغ قيام مي كند، سرو سلام مي كند/ غنچه پياده مي رسد، سبزه سوار مي رود چمن |
|||
|
|
۲۱:۴۸, ۱/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #347
|
|||
|
|||
|
صبحدم مرغ چمن با گلِ نوخاسته گفت:
« ناز كم كن كه در اين باغ بسي چون تو شكفت!» گل بخنديد كه: «از راست نرنجيم، ولي « هيچ عاشق سخنِ سرد به معشوق نگفت! « گر طمع داري از اين جامِ مُرصّع مِيِ لعل « دُرّ و ياقوت به نوكِ مژهات بايد سفت! » جناب حافظ کلمه : چشم |
|||
|
|
۰:۰۶, ۲/اسفند/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/اسفند/۹۰ ۰:۲۳ توسط somayeh.)
شماره ارسال: #348
|
|||
|
|||
|
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم آیینه |
|||
|
|
۱:۱۰, ۲/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #349
|
|||
|
|||
|
از قضا آیینه چینی شکست
خوب شد اسباب خود بینی شکست نور |
|||
|
|
۱۴:۳۰, ۲/اسفند/۹۰
شماره ارسال: #350
|
|||
|
|||
|
صبح ز مشرق چو کرد بیرق نور آشکار/ خنده زد اندر هوا بیرق او برق وار
خاقانی گردون' |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| مشاعره شاعرانه نوع یک | دل خسته | 114 | 49,970 |
۳۰/تیر/۹۲ ۱۳:۵۴ آخرین ارسال: hessam |
|









