کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 66 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
*متنهائی که بایدخواند*
۱۰:۲۸, ۳/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
محبوبيت با شهرت متفاوت است. محبوبيت حاصل محبتي است كه خدا در دل ديگران مي اندازد و اين محبت خود نتيجه تفرغ از دغدغه هاي دنياست اما شهرت مورد اشاره انگشتان قرار گرفتن است. محبوب در قلب مردم است و مشهور در سر انگشتان مردم. شهرت در ظاهر است چه دنيايي و چه اخروي.

پيامبر فرمود از دغدغه هاي دنيا فارغ شويد كه هر كس با قلبش بر خدا رو كند خدا قلبهاي بندگان را با مودت و رحمت فرمانبردار او مي كند (ميزان الحكمه، ج6، ح9979). و نيز فرمود آدمي را همين شر بس كه در دين و دنيايش مورد اشاره انگشتان قرار گيرد، مگر كسي كه خدا از بدي حفظش كند(ميزان الحكمه، ج6، ح9987).

محبوب یادکردنش شیرین و آرامش بخش است و مشهور به هم نشان دادنش مایه سرگرمی. تلویزیون مایه شهرت است تا محبوبیت. ما بازیگران، برندگان مسابقات علمی و ورزشی و... و حتی دانشمندان را به هم نشان می دهیم و حتی وقتی همدیگر را در آینه تلویزیون می بینیم به هم خبر می دهیم ؛ بدون آنکه دلمان بلرزد و یادی در جانمان طنین بیندازد. فقط تعجب می کنیم و لبخندی از سر سرگرمی می زنیم.

نتیجه این شهرت چیست؟ شناخت سطحی و توقف در ظواهر و حتی قضاوت های غلط و حواشی سنگین تر از متن.

و خلاصه اینکه: آدمي را همين شر بس كه در دين و دنيايش مورد اشاره انگشتان قرار گيرد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: parisan ، محب الزهرا ، MESSENGER ، zarati313 ، Mitsonary ، ساجد ، در جستجوی سختی ، SARV ، باهتول ، یاران مهدی ، vahrakan ، امیرحسن ، نگار ، Agha sayyed ، حسنیه ، m.hossein ، netlog36 ، یا صاحب الزمان ، بیداری اندیشه ، بیداری12 ، taleb ، فدک زهرا ، میثاق ، انتخاب ، taban ، saloomeh ، farzad313 ، سدرة المنتهی ، مفقود الاثر ، یاوران مهدی ، شهیدطیبه واعظی ، شیدا ، شیدا ، ساقی ، Farzaneh ، *ریحانه* ، عماره ، ShAyEsTeH ، علی امینی ، نسیم ، Night moans ، soltanmahmoud ، ترنم ، ali0077 ، حوریه سادات ، 135 ، s-r ، *مهاجر* ، mahdy30na ، آفتاب ، آلاله ، مرتاح ، fiftynine ، لبخند خدا ، kashkol-ir ، شاهد ، عبدالرحمن ، عبداللهی ، MohammadMeraj ، محمد امین + ، fafa* ، chekel ، صهبا ، mohammad reza ، رضوانه ، Mohammad Trust ، sabrina ، soora ، السا ، سیمرغ ، soheyl68 ، Just God ، aboutorab ، انتصـار ، چکاوک92 ، mohammadhadi ، Bamdaad ، ما 3 تا ، آسمانه سجادی ، نورالسادات ، mortozpasha ، مجتبی110 ، فدايي ولايت ، ( علقمه ) ، یاســین ، Muhammad-Ali ، حسن عزتي ، مجنون العباس ، جواد مخبریان ، غریب ، Anti gods

آغاز صفحه 43 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۵۳, ۹/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #421
آواتار
شب عاشورا
صحبت از نمیخواهم، احتیاج ندارم، بروید، بیعتم را برداشتم ... بود


روز عاشورا
بیایید به من کمک کنید ... آیا مدد و مدد کاری هست؟
هل من ناصر ینصرنی؟؟!!


شب ...
صحبت میکند تا مبادا خبیثی در بین طیب ها باشد...

روز ...
سخن میگوید تا مبادا طیبی در بین خبیث ها مانده باشد

شب ...
غربال میکند تا صالحان بمانند

روز...
غربال میکند تا فقط اشقیا در مقابل او ایستاده باشند


آیت الله خائری شیرازی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن عزتي ، m.hossein ، 135 ، آلاله ، Night moans ، آفتاب ، s-r ، *مهاجر* ، Aryha ، ilidin ، مهدی2012
۱۵:۱۹, ۱۲/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #422

اون که میاد اگه بگم, یک گل سرخ بهار میشی
یه قطره خون رو آینه , یه چشمه انتظار میشی
یه قطره خون رو آینه است , یه چشم سرخ انتظار
یه روز دوباره سبز میشه , وقتی که بر گرده بهار

هر کی با آینه روبروست ، رو هست و نیست پل می زنه
یه چشم سرخ آتشین ، توی چشاش زل می زنه

میگن فرشته روزشو , با گریه افطار می کنه
فرشته می دونه که نور , ظلمتو بیدار می کنه


*****************************************

برق یه تیغ، اشک دریغ ،رعد صدای مرتضی
رستم از این بند و بلا، علی رضا شد به قضا

آی غنچه های گل سرخ از نسیم وزون بگین
بوی خدا تو کوچه هاست سحر شده اذون بگین

ما گم شدیم باید بیاد اونی که چشم ما میشه
نماز حاجت بخونین ، حاجتتون روا میشه


Rose[b]برای سلامتی آقای "علی معلم" شاعر بزرگ انقلاب صلواتRose
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن عزتي ، 135 ، Night moans ، آفتاب ، s-r ، عبدالرحیم ، *مهاجر* ، Aryha ، مهدی2012
۰:۱۴, ۱۴/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #423
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


تأمل کنید!


وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج می­شکند، یک زندگی به پایان می­رسد.


[تصویر: tokhmemorgh.jpg]


وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیروئی از داخل می­شکند، یک زندگی آغاز می­شود.


[تصویر: tokhme_morghe2.jpg]


تغییرات بزرگ همیشه از داخل انسان آغاز می­شود.

------------------------

آدمی نمی تواند در یک شب تغییر کند
اما می تواند در یک شب تغییر مسیر دهد...



یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، آفتاب ، ترنم ، mohammadhadi ، rastin ، آلاله ، رضوانه ، Bahar ، s-r ، 135 ، mahpare ، Aryha ، علمدار133 ، parisan ، *مهاجر* ، مهدی2012 ، مریم بانو ، محمد امین +
۱:۱۷, ۱۶/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #424
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

[تصویر: %D8%A2%DB%8C%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D9%87_%D...%DB%8C.jpg]


شخصی خدمت آیت الله العظمی اراکی آمد و گفت :

آقا مرا یک نصیحتی بفرمایید.

آقا فرمودند : شغلت چیست؟

گفت : نجار هستم.

آقا فرمودند :

یک در بساز بگذار جلوی قلبت و هیچ کس را جز خدا راه نده.


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: s-r ، عبدالرحیم ، mahpare ، rahgozar.f ، rastin ، آلاله ، Aryha ، علمدار133 ، parisan ، abbas133 ، *مهاجر* ، *ركن الهدي* ، مهدی2012
۱:۲۸, ۱۶/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #425

بسم الله الرحمن الرحیم
روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم
که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ،
چون زیبا نبود
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی
دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم
دوستش کنجاوانه پرسید : چرا ؟
ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم


NOBODY IS PERFECT
هیچ کس کامل نیست
اینگونه نگاه کنيد...
مرد را به عقلش نه به ثروتش

.
زن را به وفايش نه به جمالش
.
دوست را به محبتش نه به کلامش
.
عاشق را به صبرش نه به ادعايش
.
مال را به برکتش نه به مقدارش
.
خانه را به آرامشش نه به اندازه اش

.
اتومبيل را به کاراییش نه به مدلش
.
غذا را به کيفيتش نه به کميتش
.
درس را به استادش نه به سختیش
.
دانشمند را به علمش نه به مدرکش
.
مدير را به عمل کردش نه به جایگاهش
.
نويسنده را به باورهايش نه به تعداد کتابهايش
.
شخص را به انسانيتش نه به ظاهرش
.
دل را به پاکیش نه به صاحبش

.
جسم را به سلامتش نه به لاغریش
.
سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش

.
.

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035 ، Night moans ، DRiVeR ، مجتبی110 ، آفتاب ، مجید املشی ، میلاد.م ، ترنم ، Tolou ، 135 ، ilidin ، عبدالرحیم ، راحیل ، آلاله ، علمدار133 ، *مهاجر* ، rastin ، مهدی2012
۱۵:۴۰, ۱۷/مرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/مرداد/۹۲ ۱۵:۴۲ توسط zryy.)
شماره ارسال: #426
آواتار
میگفت:

ما نسل "غیرت روی خواهر" و"روشنفکری روی دوست دختریم"
نسل کادوی یواشکی، نسل پول ماهانهvpn
نسل شینیون زیر روسری
نسل خوابیدن با sms
نسل درددل باغریبه مجازی ،
نسل جمله های کوروش و دکتر
نسل ترس از منکرات،
نسل سوخته


حال من برایت می گویم...

ما" نسل "غیرتیم" روی "وطن"،"ناموس"،"دیــــن"
نسل "نمازشب یواشکی"
نسل پول ماهانه "صدقه"
نسل "چــادر روی روسری"
نسل "خوابیدن بانوای حسیـــــن"
نسل "درددل با بی‌بی"
نسل جمله های آقــا و شهـــدا
نسل ترس از شیطان
نسل شکفتن
به مولا
نمی گذارم نسلی را که تـــو صاحبش هستی
نسل سوخته بنامند

اینجا نسل غربتـــ بچه شیعه است...






.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rahgozar.f ، rastin ، راحیل ، ilidin ، آلاله ، Aryha ، علمدار133 ، درست پسند ، *مهاجر* ، 135 ، *ركن الهدي* ، مهدی2012 ، s-r
۲۲:۱۸, ۱۷/مرداد/۹۲
شماره ارسال: #427

شنيدم كه چون قوي زيبا بميرد
فريبنده زاد و فريبا بميرد

شب مرگ تنها نشيند به موجي
رود گوشه اي دور و تنها بميرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
كه خود در ميان غزل ها بميرد

گروهي برآنند كاين مرغ شيدا
كجا عاشقي كرد آنجا بميرد

شب مرگ از بيم آنجا شتابد
كه از مرگ غافل شود تا بميرد

من اين نكته گيرم كه باور نكردم
نديدم كه قويي به صحرا بميرد

چو روزي ز آغوش دريا برآمد
شبي هم در آغوش دريا بميرد

تو درياي من بودي آغوش واكن
كه ميخواهد اين قوي زيبا بميرد...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: پرنیان ، Aryha ، علمدار133 ، 135 ، مهدی2012
۹:۳۴, ۱۸/مرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/مرداد/۹۲ ۹:۳۸ توسط zryy.)
شماره ارسال: #428
آواتار
من می نویسم “کانــــــال
ســــــرمایی هایادکولر می افتند....
دیپلماتــــــ ها یاد سوئز.
سیاستمداران یادشبکه های رسانه ملی
اما امام خامنه ای یاد حنظله می افتد.....
یاد “کمیــــــــــل”. . .
خدا را شــــــــکر زبان رهبرم را می فهمم...


به یاد پرستوی گمنــــــــام کانال کمیــــــــــل...
شهید ابراهیــــــــم هــــــــادی..
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: *مهاجر* ، rastin ، 135 ، راحیل ، آلاله ، مهدی2012 ، s-r
۱۲:۵۶, ۲۲/مرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مرداد/۹۲ ۱۳:۰۵ توسط zryy.)
شماره ارسال: #429
آواتار
همت همت مجنون.......
همت همت مجنون.......

حاجی صدای منو میشنوید
همت همت مجنون

مجنون جان به گوشم
حاج همت اوضاع خیلی خرابه برادر
محاصره تنگ تر شده ...
اسیرامون خیلی زیاد شدند اخوی....
خواهرا و برادرا را دارند قیچی می کنند ....
اینجا شیاطین مدام شیمیایی می زنند....
خیلی برادر به بچه ها تذکر می دیم ولی انگار دیگه اثری نداره ...
عامل خفه کننده دیگه بوی گیاه نمی ده، بوی گناه می ده ...

همــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــت جان

فکر نمی کنم حتی هنوز نیمه ی راهم باشیم ....
حاجی اینجا به خواهرا همش میگیم پر چادرتون رو حائل کنید تا بوی گناه مشامتونو اذیت نکنه
ولی کو اخوی گوش شنوا...
حاجی برادرامونم اوضاعشون خرابه.......
همش می گیم برادر نگاهت برادر نگاهت ....
حاجی این ترکش های نگاه برادرا فقط قلبو میزنه
کمک می خوایم حاجی .......

به بچه های اونجا بگو کمکـــــــــــــــــــــــــــ
ـــ برسونند

داری صدا رو.......
همت همت مجنون.......
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: راحیل ، آلاله ، مهدی2012
۱۵:۱۵, ۲۲/مرداد/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مرداد/۹۲ ۱۵:۲۲ توسط *ركن الهدي*.)
شماره ارسال: #430
آواتار
[تصویر: 9k=]
من نسکافه نمی‌خورم!
نسکافه داغ است
داغ‌تر از آن تکه سربی که نشست توی سینه‌ی محمد
وقتی نشسته بود
در آغوش پدرش

من نسکافه نمی‌خورم!
نسکافه تلخ است
تلخ‌تر از آن روزی که پدر زینب را گرفتند
و کشان‌کشان انداختند
توی آن ماشین آهنی
که حتی پنجره هم نداشت

من نسکافه نمی‌خورم!
نسکافه سیاه است
سیاه‌تر از آن شبی که هانیه و مادربزرگش را
از خانه بیرون انداختند
و یک غول آهنی روی سقف خانه‌شان راه رفت

من نسکافه نمی‌خورم!
من افتخار می‌کنم که نسکافه نمی‌خورم
بگذار همان چهار جوان اسراییلی
بنشینند زیر سایه‌ی درخت پرتقال خانه‌ی احمد
و نسکافه بخورند
و بخندند به ریش همه‌ی شیوخ عرب

من نسکافه نمی‌خورم! من نسکافه نمی‌خرم!
من حتی یک ریال نمی‌دهم
که بشود آن تکه سرب
که بشود یک قطره بنزین برای آن ماشین آهنی
که بشود بند پوتین آن سرباز اسراییلی

من نسکافه نمی‌خورم!
و نسکافه فقط همان یک فنجان قهوه نیست
همان پیراهنی است که تو پوشیده‌ای
و من پوشیده‌ام
همان گوشی موبایلی است که تو خریدی
و برای خریدنش سیصد و پنجاه‌هزار تومان بدهکار شدی

من نسکافه نمی‌خورم!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن عزتي ، راحیل ، rastin ، علمدار133 ، آلاله ، مهدی2012 ، s-r
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا