کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پاسخ به یک شبهه قرآنی(پیرامون آیه 42 سوره یوسف)
۲۱:۳۲, ۲۷/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/خرداد/۹۱ ۸:۰۵ توسط janali.)
شماره ارسال: #1
آواتار
توجه: خواندن این تاپیک فقط 10 دقیقه زمان میبرد: فکر می کنم حضرت یوسف (علیه السلام) به اندازه 10 دقیقه ارزش تفکر کردن داشته باشند.

وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ ﴿٤٢﴾

و [يوسف‌] به آن كس از آن دو كه گمان مى‌كرد خلاص مى‌شود، گفت: «مرا نزد آقاى خود به ياد آور.» و[لى‌] شيطان، يادآورى به آقايش را از ياد او برد؛ در نتيجه، چند سالى در زندان ماند. (٤٢)


امروز قصد دارم با همراهیِ فکری شما، بر اساس قرآن یکی از بزرگترین تهمت هایی که به حضرت یوسف (علیه السلام) وارد می شود را خنثی نماییم.
و در پایان خواهیم دید که حضرت یوسف (علیه السلام) نه تنها گناهی مرتکب نشده بلکه ترک اولی هم نکرده است.


شبهه مطروحه:
***یوسف پیامبر (علیه السلام) از زندانی آزاد شده درخواست می کند تا وی را نزد اربابش یادآور باشد. عمل یوسف باعث شده است تا ذکر پروردگار را فراموش نماید و این گناهی است برای یوسف، که بر همین اساس خداوند سالهای حبس وی را تمدید می نماید***

اهل سنت به عصمت پیامبران قائل نبوده و از بطن قرآن و یک سری احدایث در پی اثبات گناه پیامبران برآمده اند. تا دلیلی باشد بر عدم عصمت معصومین

اما تشیع قائل به عصمت پیامبران بوده و خطاهایی که گاهاً برای آنان معرفی می شود را به نوعی "ترک اولی" می داند.

برای آنکه این تهمت ناروا به جناب یوسف (علیه السلام) خنثی شود ابتدا تعاریف ملزوم را با هم بررسی می کنیم.

حضرت یوسف مخلَص بوده است

مخلَص(با فتح لام) صیغه مفعول است و به آن دسته از بندگان خالص و پاک خداوند گفته می شود که خداوند آنان را پاک گردانیده است.
مخلَصین از هر گونه رجس و پلیدی در امانند که اصطلاحاً به آنان معصوم گفته می شود.
مصداق آنرا میتوان در آیه تطهیر مشاهده کرد که خداوند اراده کرده است تا اهل بیت را از هر زشتی و پلیدی دور بدارد.
واژه مخلَص عمدتاً برای پیامبران، امامان و اولیای الهی صدق می کند.

خداوند متعال در آیه 24 سوره یوسف صراحتاً بیان دارند که یوسف (علیه السلام) از بندگان مخلَص ماست.
وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ ۖ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَن رَّأَىٰ بُرْهَانَ رَبِّهِ ۚ كَذَٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ ۚ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ ﴿٢٤﴾


پس چطور می توان برای جناب یوسف (علیه السلام) گناهی قائل بود (حتی ترک اولی)


پاسخ به شبهه:
از دو طریق می توان تهمت ناروا را خنثی نمود:
1. با استفاده از قرابت های معنایی در قرآن
2. با استفاده از شکل تفسیری این آیه



ابتدا از شیوه قرابت های معنایی بهره مند می شویم:


1. همانطور قبلاً اشاره شد در آیه 24 سوره یوسف (علیه السلام) صراحتاً خداوند ایشان را از بندگان مخلَص خود معرفی می کند.


وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ ۖ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَن رَّأَىٰ بُرْهَانَ رَبِّهِ ۚ كَذَٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ ۚ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ ﴿٢٤﴾

2و3. موارد دوم و سوم عیناً مشابه یکدیگرند، و از زبان ابلیس در مکالمه با پروردگار گفته می شود.
ابلیس به عزت پروردگار قسم می خورد که مایه گمراهی همگان شود، جز آن دسته از بندگان مخلَص خداوند. و صراحتاً عجز خود را نسبت به این بندگان پاک خدا اعلام می دارد.
إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ

این آیات عبارتند از:

1. سوره مبارکه الحجر

قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ﴿٣٩﴾
إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ﴿٤٠﴾

گفت: «پروردگارا، به سبب آنكه مرا گمراه ساختى، من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مى‌آرايم و همه را گمراه خواهم ساخت،(٣٩)
مگر بندگان خالص تو از ميان آنان را.»(٤٠)


2. سوره مبارکه ص

قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٨٢﴾
إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿٨٣﴾

[ابلیس] گفت: «پس به عزّت تو سوگند كه همگى را جداً از راه به در مى‌برم، (٨٢)
مگر آن بندگان پاكدل تو را.» (٨٣)

با استفاده از سه آیه مذکور استدلالی ساده ما را با حقیقت روبرو میکند

مقمه نخست: همانطور که در آیه 24 سوره مبارکه یوسف خواندیم، خداوند متعال صراحتاً یوسف را از بندگان مخلَص خود یاد می کند. و همانطور که قبلاً توضیح داده شد مصداق مخلَص بندگان معصوم خداوند می باشد که از هر رجس و پلیدی (طبق اراده خداوند) در امانند.

مقدمه دوم: بر طبق آیه 40 سوره الحجر و 83 سوره ص صراحتاً ابلیس عجز خود را نسبت به عدم توانایی اش در اغوای بندگان مخلَص خداوند اعلام می دارد.

نتیجه گیری:
پس به راحتی می توان نتیجه گرفت که شیطان قادر نخواهد بود یوسف را اغوا نماید.
و مصداق جمله "فانساه الشیطان ذکر ربه" نمی تواند یوسف باشد
و اگر چنانچه مصداق آیه 42 را یوسف بدانیم کلام حق را (نعوذ بلله) کذب دانسته ایم.
(در قرآن آیه ای، آیه دیگر را نقض نخواهند کرد و چنین پنداری کذب است)

وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ ﴿٤٢﴾


(حال دانستیم چه تهمت بزرگی بر این پیامبر بزرگ الهی وارد شده است. متأسفانه در عموم مردم این باور القا شده است-اما ممکن است آیه فوق ما دچار تشویش کند و مصداق "رب" ما را دچار وهم نماید-ولی با درک مرحله بعدی دلهایمان آرام خواهد گرفت و به حقیقت این آیه پی خواهیم برد و به توطئه دشمنان پیامبران الهی پی خواهیم برد(عامدانه یا جاهلانه))


مرحله دوم-تفسیر آیه(از شرح نکات غیر مربوط پرهیز می شود)

برای درک این شبهه نیاز است تا آیه 42 سوره بقره را دوباره بازخوانی کنیم
همانطور که میدانیم قرآن در نهایت ایجاز، اصل مطلب را به مخاطب میرساند
بنابراین این آیه را در سه بخش می توان مورد توجه قرار داد.

در بخش اول می خوانیم:

وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ
و [يوسف] به آن كس از آن دو كه گمان مى‏كرد خلاص مى‏شود گفت مرا نزد رب خود به ياد آور

یوسف به آن کس که یقین داشت از زندان خلاص میشود گفت مرا نزد رب خود یاد کن

همانطور که در آیات پیشین این سوره اذعان شده است(خودتان مراجعه تفسیری کنید) یوسف طی یک اتهام نامشروع، مظلومانه به زندان افتاده است و کسی جز عزیز مصر و همسرش از چنین توطئه ای اطلاع ندارند.
از طرف دیگر در این سوره می فهمیم که زندانیان پی به بزرگی یوسف (علیه السلام) می برند و او را محسن می نامند.

"ظن" دارای دو معناست که بر اساس آیه قبل مصداق به یقین است.

پس یوسف یقین دارد که این زندانی از زندان آزاد می شود.
از طرف دیگر یوسف (علیه السلام) می داند که این زندانی پی به حُسن و بی گناهی وی برده است.

پس موقعیتی است تا از این درگاه پیش آمده داستان بی گناهی خود را به گوش همگان برساند تا اعاده حیثیت شود
بنابراین به این زندانی می گوید:
"اذکرنی عند ربک": یاد کن مرا نزد ربت
رب در این جمله به معنای صاحب است(که مصداق ملک در آیه 43ام می باشد)

در ضمن استعانت از دیگران امری است کاملاً مشروع و هیچ منافاتی با توحید ندارد.
پس گناه دانستن این استعانت تهمتی است آشکار به جناب یوسف (علیه السلام)
همچنین به کلام الله حق


در بخش دوم آیه می خوانیم:
فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ
و[لى] شيطان يادآورى به ربش[/b] را از ياد او برد

در این آیه گفته شده است که شیطان یادآوری(ذکر) کردن به ربش را از یادش برد.

***تمام اتهامات وارده به یوسف (علیه السلام) به همین قسمت از آیه بر می گردد. و اتهام زده می شود:
که ایشان با گفتن جمله "اذکرنی عند ربک" شیطان وی را دچار فراموشی نسبت به ذکر پرورردگارش کرده است.
و بخاطر همین (همانطور که در بخش بعدی آیه می خوانیم) خداوند مدت زندانش را تمدید می کند(مجازاتش می کند)


اما با بررسی این قِسم از آیه درک خواهیم کرد که این یک تهمت نارواست

رب در این بخش (فانساه الشیطان ذکر ربه) نیز همان مصداق صاحب را دارد(نه پروردگار عالم)، که معطوف به ملک می شود.
پس در حقیقت آن زندانی بخاطر اغوای شیطان از یادآوری جریان یوسف به صاحبش(ربه) باز می ماند.

با درک این موضوع شرح این قسم از آیه به این شکل خواهد بود که:
آن زندانی پس از آزادی از زندان بخاطر شرایط مساعد و لذت بخشی که پیدا کرده بود، شیطان وی را دچار فراموشی کرد. این شرایط مساعد و لذت بخش جدید، او را از قولی که به یوسف داده بود باز داشت و شیطان باعث فراموشی این قول شده است.

در قمست پایانی آیه می خوانیم:
فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ ﴿۴۲﴾
در نتيجه چند سالى در زندان ماند (۴۲)

پس بخاطر این فراموشی این رفیق ناررفیق، یوسف چند سال دیگر را نیز در زندان بسر برد.

به همین سادگی این تهمت ناروا به جناب یوسف (علیه السلام) خنثی شد.
و به همین سادگی توانستیم تفسیر این آیه را درک کنیم



***
پس گذشت هزاران سال و مرگ زلیخاها، به جناب یوسف (علیه السلام) تهمت های ناروایی می شود.
حضرت یوسف (علیه السلام) از امثال ما خواسته است از ایشان اعاده حیثیت کنیم.
اما حیف که شیطان باعث فراوشی امثال ما می شود.
حال که اصل ماجرا را می دانیم برای اعاده حیثیت این بزرگ مرد خدا تلاش کنیم و هر جا که می توانیم در گفتگوهای دوستانه و رسمی آنرا مطرح کنیم

***



در پایان باید گفت اگر چنانچه حدیثی نقل بر ایجاد همین شبهه وجود داشته باشد آنرا باید به دیوار کوفت.
چون خود معصومین (علیه السلام) به ما آموخته اند و فرموده اند: اگر حدیثی از ما برایتان آوردند که با قرآن مغایرت داشت آنرا به دیوار بکوبید


التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، ilidin ، Agha sayyed ، جویای حقیقت ، تازه مسلمان ، mohamad ، Islam ، Hadith ، أین المنتظر ، mahdyshr ، zaeim ، رهیافته ، mohammad790 ، محب الزهرا ، مسافر ، علی 110 ، MESSENGER ، خادمة الزهرا ، محمود ، MOH3N-P ، A L I ، aliakbar ، vahrakan ، میلاد.م ، only_y2d ، shakiba ، نسیم ، hesam110 ، جبریل ، mkashipazha ، seiied ، Havbb 110 ، یاســین ، در جستجوی سختی ، عبدالرحمن ، El-Yasin ، help me ، سیمرغ ، zahra11 ، mhvvhm ، neyestan23 ، صبح صادق ، Woodi2020 ، mahdy30na ، azade ، دل خسته ، حفیظ

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲۳:۵۵, ۱۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #11

دوست عزیزم سلام-تشکر از رفع شبهه تون در مورد آیه 42 سوره یوسف-همه جاش خوب بود مگر یک بخش آخرش
دوست عزیزم ما از جانب خودمان و هر چه قدر هم اطلاعات دینی و قرآنی و رواییمون هم زیاد باشد ، حق نداریم حدیثی که حتی به ظاهر نادرست به نظر میرسد حق نداریم به دیوار بکوبیم.بلکه صاحب حدیث میتواند این کار را بکند. لذا ما وظیفه داریم که اگر حدیثی را نفهمیدیم با احترام کنار بگذاریم تا صاحبش آنرا برای ما بیان کند. چرا که در بین احادیث هم مثل آیات قرآن ، حدیث متشابه و محکم داریم که فقط آگاهان به علم الهی میتوانند انها را تشخیص و تبیین نمایند.
از شما دوست محترم آرزوی توفیق بیشتر را دارم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سیمرغ ، arnh ، janali
۰:۵۵, ۱۲/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #12
آواتار
(۱۱/اسفند/۹۲ ۲۳:۵۵)amir.saburi نوشته است:  دوست عزیزم سلام-تشکر از رفع شبهه تون در مورد آیه 42 سوره یوسف-همه جاش خوب بود مگر یک بخش آخرش
دوست عزیزم ما از جانب خودمان و هر چه قدر هم اطلاعات دینی و قرآنی و رواییمون هم زیاد باشد ، حق نداریم حدیثی که حتی به ظاهر نادرست به نظر میرسد حق نداریم به دیوار بکوبیم.بلکه صاحب حدیث میتواند این کار را بکند. لذا ما وظیفه داریم که اگر حدیثی را نفهمیدیم با احترام کنار بگذاریم تا صاحبش آنرا برای ما بیان کند. چرا که در بین احادیث هم مثل آیات قرآن ، حدیث متشابه و محکم داریم که فقط آگاهان به علم الهی میتوانند انها را تشخیص و تبیین نمایند.
از شما دوست محترم آرزوی توفیق بیشتر را دارم.


سلام

اگر عبارتی ناقض قرآن و عترت بود اصلا حدیث نیست برای همین معصوم فرمودند آن را به دیوار بکوبید

عبارت جعلی احترامی ندارد

البته اگر احیانا حدیثی فهم ما نرسید قضیش جداست
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سیمرغ ، azade ، janali
۱۲:۵۰, ۱۵/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/اسفند/۹۲ ۱۲:۵۷ توسط amir.saburi.)
شماره ارسال: #13

دوست عزيزم من مجدد عرض سلام خدمت شما دارم.من قصد بحث با شما رو ندارم چون از لخاظ اعتقادي بين خودم و شما اختلافي نميبينم.تذكر من به اين است كه ممكن است حديثي به ظاهر مخالف قرآن هم باشد ولي نياز به توضيح داشته باشد ممكن است من و شما هم در اين باب متخصص هم باشيم ولي باز تشخيص اشتباه دهيم لذا به نظر من بايد در گويشتان كمي احتياط كنيد چه بسا تشخيص شما در مورد حديث يا عبارت اشتباه باشد. مثلا در قرآن آيه است كه ميفرمايد : القيامة : 22 وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَة-القيامة : 23 إِلى‏ رَبِّها ناظِرَة----اصلا ظاهر اين آيه مخالف عقل هست-
اميدوارم توانسته باشم منظورم را به شما برسانم.نكته : حرف من در مورد احتياط در مورد حرف زدن و نوشتن است -من با شما اختلاف عقيده ندارم.ممنون از فعاليتها و تبليغات مذهبي تون
آرزوي توفيقات بيشتر در راستاي تبليغ نام ائمه و امام زمانمان را از خداوند متعال براي شما دارم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade ، janali
۱۳:۲۱, ۱۵/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #14
آواتار
والا تا اونجایی که ما میدونیم حضرت یوسف (علیه السلام) ترک اولی داشتن.
وقتی ایشون پدرشون یعنی حضرت یعقوب رو میبینن، به خاطر این که عزیز مصر هستن و حالا دیگه شخصیت بالایی دارن، از جا بلند نمیشن و پدر به سوی ایشون میدوه...
به همین دلیل خدا هم نبوت رو از ذریه ایشون قطع میکنه.
اگه اشتباه نکنم، حضرت موسی (علیه السلام) هم از نوادگان بنیامینه...
اما در مورد این که گفتین شیطون نمیتونه به مخلصین نزدیک بشه...
شیطون نمیتونه به حصرت یوسف نزدیک بشه، اما میتونه به مردی که حضرت یوسف بهش گفت پارتی ما شو پیش فرعون نزدیک بشه که...
شیطون از ذهن اون آشپز اون تقاضا رو برد بیرون...
و فراموش نکنین...
اگر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیان، شیطون و تیر و ترکه اش گردن زده میشن...
یعنی دیگه گناهی نخواهد بود؟
یعنی دیگه ترک اولایی نخواهد بود؟
چرا...
بعضی از گناه ها و اعمال ما به خاطر وجود نفس اماره است...
اینو همه دارن...
شاید خدا حضرت یوسف رو بیشتر توی زندون نگه داشت که نفس اماره اش کشته بشه...
و شاید همین نفس اماره بوده که باعث شده حضرت یوسف از کسی غیر از الله طلب یاری کنه.
و این اون موضوعی بوده که حضرت یوسف فراموش کردن...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: انتصـار ، arnh ، عبدالرحمن
۱۴:۴۵, ۱۵/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #15
آواتار
همه اهل السنت به عصمت انبیا علیهم السلام اعتقاد دارند برای همین از خودتون به دیگران چیزی نسبت ندهید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۲۳, ۲۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #16
آواتار
ببخشید.
شما میدونید موافقات عمر چیه؟؟؟
گاهی اوقات پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دچار نسیان و اشتباه در احکام و امور میشدند که عمر به ایشون یادآوری میکرد !!!
و این یعنی پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نعوذ بالله معصوم نبودند و اشتباه میکردند.

امضای أین المنتظر
www.kamitafakkor.blogfa.com

صفحه اینستاگرام:
hadithcity
soldierr313
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، عبدالرحمن ، mahdy30na ، azade ، janali
۱۲:۴۱, ۲۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #17
آواتار
این بحث عصمت یک بحث بطور کامل شیطانی است.
فقط خدا حق است و بس.

آخه آدم اگه کسی گناه نکنه چه دلیلی داره توبه کنه!
مثل حضرت یونس.

ما به طهارت ائمه و بخشیده شدن اون ها توسط خداوند اعتقاد داریم. یک سری افراطی هیچ جایگاهی در تفکر شیعی ندارند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۵۲, ۲۱/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اسفند/۹۲ ۱۲:۵۷ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #18
آواتار
(۲۱/اسفند/۹۲ ۱۲:۴۱)arnh نوشته است:  این بحث عصمت یک بحث بطور کامل شیطانی است.
فقط خدا حق است و بس.

آخه آدم اگه کسی گناه نکنه چه دلیلی داره توبه کنه!
مثل حضرت یونس.

ما به طهارت ائمه و بخشیده شدن اون ها توسط خداوند اعتقاد داریم. یک سری افراطی هیچ جایگاهی در تفکر شیعی ندارند.



توبه به معنی بازگشت است

هر کسی باید دائم توبه کند که به خدا نزدیک تر شود

حضرت یونس(علیه السلام) هم ترک اولی کردند

بعضی جاها هم توبه و انابه قاطی شده اند در معانی قرآن



عالم مقدس در ارسال بالا!!! قبول کرد بعد شما که ادعای شیعه بودن داری قبول نداری!!!!!

(۱۵/اسفند/۹۲ ۱۲:۵۰)amir.saburi نوشته است:  دوست عزيزم من مجدد عرض سلام خدمت شما دارم.من قصد بحث با شما رو ندارم چون از لخاظ اعتقادي بين خودم و شما اختلافي نميبينم.تذكر من به اين است كه ممكن است حديثي به ظاهر مخالف قرآن هم باشد ولي نياز به توضيح داشته باشد ممكن است من و شما هم در اين باب متخصص هم باشيم ولي باز تشخيص اشتباه دهيم لذا به نظر من بايد در گويشتان كمي احتياط كنيد چه بسا تشخيص شما در مورد حديث يا عبارت اشتباه باشد. مثلا در قرآن آيه است كه ميفرمايد : القيامة : 22 وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناضِرَة-القيامة : 23 إِلى‏ رَبِّها ناظِرَة----اصلا ظاهر اين آيه مخالف عقل هست-
اميدوارم توانسته باشم منظورم را به شما برسانم.نكته : حرف من در مورد احتياط در مورد حرف زدن و نوشتن است -من با شما اختلاف عقيده ندارم.ممنون از فعاليتها و تبليغات مذهبي تون
آرزوي توفيقات بيشتر در راستاي تبليغ نام ائمه و امام زمانمان را از خداوند متعال براي شما دارم.


ظاهر آیه هم هیچ تناقضی نداره

ولی چون فضای این تالار ظرفیتشو نداره

و همچنین توش وهابی داریم برای سوء استفاده

بازش نمیکنم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: janali
۱۳:۵۵, ۲۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #19
آواتار
سلام
امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
الْأَنْبِيَاءُ وَ أَوْصِيَاؤُهُمْ لَا ذُنُوبَ لَهُمْ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ.
انبیاء و اوصیای آنان گناهی ندارند چون آنان معصومان و پاک شدگان هستند.
( بحار الأنوار،ج‏25 ،ص199 )
(۱۵/اسفند/۹۲ ۱۴:۴۵)عالم مقدس ملکوت نوشته است:  همه اهل السنت به عصمت انبیا علیهم السلام اعتقاد دارند برای همین از خودتون به دیگران چیزی نسبت ندهید
جناب عالم مقدس ملکوت درسته همه به عصمت اعتقاد دارن ولی تفکیک کردن عصمتشون باهم فرق میکنه.

اهل شیعه :
شيخ صدوق (متوفاي381هـ):
شيخ صدوق از قديمى‌ترين دانشمندان شيعه در باره عصمت ائمه عليهم السلام مى‌نويسد:
واعتقادنا فيهم: أنهم أولوا الأمر الذين أمر الله تعالى بطاعتهم... وأنهم معصومون من الخطأ والزلل. وأنهم الذين أذهب الله عنهم الرجس وطهرهم تطهيرا. وأن لهم المعجزات والدلائل. وأنهم أمان لأهل الأرض، كما أن النجوم أمان لأهل السماء.
اعتقاد ما (شيعيان) در باره ائمه عليهم السلام اين است كه: آن‌ها همان «اولى الأمر»ى هستند كه خداوند دستور به اطاعت از آن‌ها را داده است، همچنين ما اعتقاد داريم كه آن‌ها از هر گونه خطا و لغزش معصومند و آن‌ها كسانى هستند كه خداوند هر گونه پليدى را از آن‌ها زدوده و آن‌ها را پاك و پاكيزه كرده است. ما اعتقاد داريم كه آن‌ها داراى معجزه و دليل هستند، آن‌ها امان اهل زمنين هستند؛‌ همان طورى كه ستارگان امان اهل آسمانند.
الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاى381هـ)، الاعتقادات في دين الإمامية، ص94، تحقيق: عصام عبد السيد، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع ـ بيروت، الطبعة: الثانية، 1414هـ
و در ادامه در بحث عصمت مى‌نويسد:
اعتقادنا في الأنبياء والرسل والأئمة والملائكة صلوات الله عليهم أنهم معصومون مطهرون من كل دنس، وأنهم لا يذنبون ذنبا، لا صغيرا ولا كبيرا، ولا يعصون الله ما أمرهم، ويفعلون ما يؤمرون. ومن نفي عنهم العصمة في شئ من أحوالهم فقد جهلهم.
اعتقاد ما در باره انبيا، رسولان، ائمه و ملائكه كه درود خداوند بر آن‌ها باد، اين است كه آن‌ها از هر گونه پليدى معصوم و پاك هستند. و‌ آن‌ها گناهى؛ چه كبيره و چه صغيره انجام نمى‌دهند، هرگز از دستوراتى كه خداوند داده به آن‌ها داده است سرپيچى نكرده و تمام فرامين را انجام داده‌اند. و كسانى كه عصمت را از آن‌ها در هر يك از حالاتشان نفى مى‌كنند، به درستى كه آن‌ها جاهل هستند.
الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاى381هـ)، الاعتقادات في دين الإمامية، ص96، تحقيق: عصام عبد السيد، ناشر: دار المفيد للطباعة والنشر والتوزيع ـ بيروت، الطبعة: الثانية، 1414هـ
اهل سنت :
همه اهل سنت بر یک مبنا اعتقاد ندارند ، بلکه بعضی از فرق معتقد به عصمت پیش ، و پس از نبوت و حتی در بعد از نبوت هم بر بعضی از افعال ایرادی وارد نیست.

برای نمونه :
ابوحنیفه «پیامبران از تمام گناهان کبیره وصغیره مصون و معصوم هستند».
برخی از اصحاب امام ابوحنیفه معتقدند که ارتکاب صغیره پیش از بعثت جایز است.
اشاعره معتقدند که خطای پیامبران از روی سهو و نسیان اشکالی ندارد و پیش از نبوت ارتکاب گناه کبیره نیز از آنان جایز است.
معتزله ارتکاب گناه کبیره برای پیامبران، حتی پیش از بعثت، جایز نیست، زیرا موجب نفرت مردم می گردد.

ابن تیمیه و پیروانش ( اهل وهابیت ):
ان النبي يجوز عليه الخطأ و النسيان ، ولا ينكر اصابة الشيطان للأنبياء بما لا يقدح في النبوة
جايز است پيامبر هم خطا كند و هم كارهايي را فراموش كند و هيچ اشكالي ندارد كه شيطان بتواند بر انبياء مسلط شود!!!!!
مجموعه المؤلفات – محمد بن عبد الوهاب – ج5 – ص253 و منهاج السنة – ابن تيميه – ج2 – ص434_ 435
وعامة الجمهور الذين يجوزون عليهم الصغائر يقولون إنهم معصومون من الإقرار عليها فلا يصدر عنهم ما يضرّهم؛ كما جاء في الأثر كان داود بعد التوبة خيراً منه قبل الخطيئة «والله يحب التوابين ويحب المتطهرين البقرة / 222 وإن العبد ليفعل السيئة فيدخل بها الجنة
اين مسأله را به عموم اهل سنت نسبت مي‌دهد كه : آن‌ها گناهان كبيره را بر پيامبران نسبت مي‌دهد و آن‌ها را از عصمت مبرا مي‌دانند . بعد جالب اين است می گویند كه حضرت داود بعد از توبه خيلي بهتر بود تا قبل از توبه . چه بسا يك عبدي ، يك كار بدي مي‌كند ؛ ولي به سبب همان كار بد وارد بهشت مي‌شود.
منهاج السنّة – ابن تيميه – جلد 1 – ص 472. چاپ 9 جلدي عربستان سعودي
اقای البانی وهابی( بخاری دوران ) هم چنین نظری دارند
أنه معصوم من الذنوب كبيرها و صغيرها وعمدها وسهوها وكذالك الأنبيا
پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم از تمامي گناهان ؛ چه كبيره ، چه صغيره ، چه عمدي و چه سهوي معصوم هستند.
همچنين بقيه انبياء .
المواهب اللدنيةج7 ، ص327

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، أین المنتظر ، azade ، janali
۱۷:۴۹, ۲۱/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اسفند/۹۲ ۱۷:۵۱ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #20
آواتار
(۲۱/اسفند/۹۲ ۱۲:۴۱)arnh نوشته است:  این بحث عصمت یک بحث بطور کامل شیطانی است.
فقط خدا حق است و بس.

آخه آدم اگه کسی گناه نکنه چه دلیلی داره توبه کنه!
مثل حضرت یونس.

ما به طهارت ائمه و بخشیده شدن اون ها توسط خداوند اعتقاد داریم. یک سری افراطی هیچ جایگاهی در تفکر شیعی ندارند.

بسم الله الرّحمن الرّحیم

برادر عزیزم.
کسی نمیگه که پیامبران و معصومین علیهم السّلام ، با داشتن عصمت، هم تراز خدای متعال میشن.
عصمت، یک موهبت خدادی هست که خداوند به بندگان خاصش اعطا میفرمایند.
انسان هرچی بزرگتر و وسیعتر بشه، بیشتر خودش رو خطاکار و گناه کار در مثابل خداوند میدونه.
کسانی که دارای عصمت هستند، اگه یک کار کوچیکی که حتی گناه هم نیست وقتی انجام بدن، خودشون رو سرزنش میکنن و از خداوند طلب مغفرت میکنند.
حضرت یونس (علیه السلام) هم گناه بزرگ و حتی گناه کوچیکی انجام نداندد. امّا به درجه ای رسیدند که فقط بخاطر کمی بی صبری و زود نفرین کردن امتش تنبیه شدند و از خداوند طلب مغفرت کرد.
یا حضرت داوود (علیه السلام) قضاوت صحیحی انجام دادند. امّا چون از دو طرف ماجرا رو نپرسیدند و فقط حرف شاکی رو گوش دادند و سپس حکم کردند، از خداوند طلب مغفرت کردند.
این دو پیامبر عظیم الشّأن فقط و فقط ترک اولی کردند. یعنی ترک عملی که بهتر بود. گرچه انجام ندانش برای افراد درجه پایین تر، هیچ مشکلی نداشت. ولی برای پیامبران همینش هم مهم بود.
حالا تصور کنید پیامبر اسلام و ائمه (علیه السلام) ، چون از مقام بالاتری نسبت به انبیاء دیگه برخوردار بودند، همین ترک اولی ها رو هم هیچ وقت انجام ندادند.
طبق آیه تطهیر، خداوند این بزرگواران رو از هرگونه خطا و بدی تطهیر فرمودند.

اگه شبهتون برطرف نشد، بپرسید.
یاعلی.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: arnh ، عبدالرحمن ، mahdy30na ، janali
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  ثواب های اخروی تلاوت سوره های قرآن(همه ی سوره ها) sarallah 2 2,899 ۲۸/اسفند/۹۲ ۲:۴۷
آخرین ارسال: pure
  سوره بنی اسرائیل (اسراء) سوره ی منتظران مهدی فاطمه علیهما سلام nasimesaba 41 24,565 ۲۷/اردیبهشت/۹۲ ۷:۳۰
آخرین ارسال: fatemeh

پرش در بین بخشها:


بالا