کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 3 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پاسخ به یک شبهه قرآنی(پیرامون آیه 42 سوره یوسف)
۲۱:۳۲, ۲۷/آبان/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/خرداد/۹۱ ۸:۰۵ توسط janali.)
شماره ارسال: #1
آواتار
توجه: خواندن این تاپیک فقط 10 دقیقه زمان میبرد: فکر می کنم حضرت یوسف (علیه السلام) به اندازه 10 دقیقه ارزش تفکر کردن داشته باشند.

وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ ﴿٤٢﴾

و [يوسف‌] به آن كس از آن دو كه گمان مى‌كرد خلاص مى‌شود، گفت: «مرا نزد آقاى خود به ياد آور.» و[لى‌] شيطان، يادآورى به آقايش را از ياد او برد؛ در نتيجه، چند سالى در زندان ماند. (٤٢)


امروز قصد دارم با همراهیِ فکری شما، بر اساس قرآن یکی از بزرگترین تهمت هایی که به حضرت یوسف (علیه السلام) وارد می شود را خنثی نماییم.
و در پایان خواهیم دید که حضرت یوسف (علیه السلام) نه تنها گناهی مرتکب نشده بلکه ترک اولی هم نکرده است.


شبهه مطروحه:
***یوسف پیامبر (علیه السلام) از زندانی آزاد شده درخواست می کند تا وی را نزد اربابش یادآور باشد. عمل یوسف باعث شده است تا ذکر پروردگار را فراموش نماید و این گناهی است برای یوسف، که بر همین اساس خداوند سالهای حبس وی را تمدید می نماید***

اهل سنت به عصمت پیامبران قائل نبوده و از بطن قرآن و یک سری احدایث در پی اثبات گناه پیامبران برآمده اند. تا دلیلی باشد بر عدم عصمت معصومین

اما تشیع قائل به عصمت پیامبران بوده و خطاهایی که گاهاً برای آنان معرفی می شود را به نوعی "ترک اولی" می داند.

برای آنکه این تهمت ناروا به جناب یوسف (علیه السلام) خنثی شود ابتدا تعاریف ملزوم را با هم بررسی می کنیم.

حضرت یوسف مخلَص بوده است

مخلَص(با فتح لام) صیغه مفعول است و به آن دسته از بندگان خالص و پاک خداوند گفته می شود که خداوند آنان را پاک گردانیده است.
مخلَصین از هر گونه رجس و پلیدی در امانند که اصطلاحاً به آنان معصوم گفته می شود.
مصداق آنرا میتوان در آیه تطهیر مشاهده کرد که خداوند اراده کرده است تا اهل بیت را از هر زشتی و پلیدی دور بدارد.
واژه مخلَص عمدتاً برای پیامبران، امامان و اولیای الهی صدق می کند.

خداوند متعال در آیه 24 سوره یوسف صراحتاً بیان دارند که یوسف (علیه السلام) از بندگان مخلَص ماست.
وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ ۖ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَن رَّأَىٰ بُرْهَانَ رَبِّهِ ۚ كَذَٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ ۚ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ ﴿٢٤﴾


پس چطور می توان برای جناب یوسف (علیه السلام) گناهی قائل بود (حتی ترک اولی)


پاسخ به شبهه:
از دو طریق می توان تهمت ناروا را خنثی نمود:
1. با استفاده از قرابت های معنایی در قرآن
2. با استفاده از شکل تفسیری این آیه



ابتدا از شیوه قرابت های معنایی بهره مند می شویم:


1. همانطور قبلاً اشاره شد در آیه 24 سوره یوسف (علیه السلام) صراحتاً خداوند ایشان را از بندگان مخلَص خود معرفی می کند.


وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ ۖ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَن رَّأَىٰ بُرْهَانَ رَبِّهِ ۚ كَذَٰلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ ۚ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ ﴿٢٤﴾

2و3. موارد دوم و سوم عیناً مشابه یکدیگرند، و از زبان ابلیس در مکالمه با پروردگار گفته می شود.
ابلیس به عزت پروردگار قسم می خورد که مایه گمراهی همگان شود، جز آن دسته از بندگان مخلَص خداوند. و صراحتاً عجز خود را نسبت به این بندگان پاک خدا اعلام می دارد.
إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ

این آیات عبارتند از:

1. سوره مبارکه الحجر

قَالَ رَبِّ بِمَا أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَلَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ﴿٣٩﴾
إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ﴿٤٠﴾

گفت: «پروردگارا، به سبب آنكه مرا گمراه ساختى، من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مى‌آرايم و همه را گمراه خواهم ساخت،(٣٩)
مگر بندگان خالص تو از ميان آنان را.»(٤٠)


2. سوره مبارکه ص

قَالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿٨٢﴾
إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ ﴿٨٣﴾

[ابلیس] گفت: «پس به عزّت تو سوگند كه همگى را جداً از راه به در مى‌برم، (٨٢)
مگر آن بندگان پاكدل تو را.» (٨٣)

با استفاده از سه آیه مذکور استدلالی ساده ما را با حقیقت روبرو میکند

مقمه نخست: همانطور که در آیه 24 سوره مبارکه یوسف خواندیم، خداوند متعال صراحتاً یوسف را از بندگان مخلَص خود یاد می کند. و همانطور که قبلاً توضیح داده شد مصداق مخلَص بندگان معصوم خداوند می باشد که از هر رجس و پلیدی (طبق اراده خداوند) در امانند.

مقدمه دوم: بر طبق آیه 40 سوره الحجر و 83 سوره ص صراحتاً ابلیس عجز خود را نسبت به عدم توانایی اش در اغوای بندگان مخلَص خداوند اعلام می دارد.

نتیجه گیری:
پس به راحتی می توان نتیجه گرفت که شیطان قادر نخواهد بود یوسف را اغوا نماید.
و مصداق جمله "فانساه الشیطان ذکر ربه" نمی تواند یوسف باشد
و اگر چنانچه مصداق آیه 42 را یوسف بدانیم کلام حق را (نعوذ بلله) کذب دانسته ایم.
(در قرآن آیه ای، آیه دیگر را نقض نخواهند کرد و چنین پنداری کذب است)

وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ ﴿٤٢﴾


(حال دانستیم چه تهمت بزرگی بر این پیامبر بزرگ الهی وارد شده است. متأسفانه در عموم مردم این باور القا شده است-اما ممکن است آیه فوق ما دچار تشویش کند و مصداق "رب" ما را دچار وهم نماید-ولی با درک مرحله بعدی دلهایمان آرام خواهد گرفت و به حقیقت این آیه پی خواهیم برد و به توطئه دشمنان پیامبران الهی پی خواهیم برد(عامدانه یا جاهلانه))


مرحله دوم-تفسیر آیه(از شرح نکات غیر مربوط پرهیز می شود)

برای درک این شبهه نیاز است تا آیه 42 سوره بقره را دوباره بازخوانی کنیم
همانطور که میدانیم قرآن در نهایت ایجاز، اصل مطلب را به مخاطب میرساند
بنابراین این آیه را در سه بخش می توان مورد توجه قرار داد.

در بخش اول می خوانیم:

وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ
و [يوسف] به آن كس از آن دو كه گمان مى‏كرد خلاص مى‏شود گفت مرا نزد رب خود به ياد آور

یوسف به آن کس که یقین داشت از زندان خلاص میشود گفت مرا نزد رب خود یاد کن

همانطور که در آیات پیشین این سوره اذعان شده است(خودتان مراجعه تفسیری کنید) یوسف طی یک اتهام نامشروع، مظلومانه به زندان افتاده است و کسی جز عزیز مصر و همسرش از چنین توطئه ای اطلاع ندارند.
از طرف دیگر در این سوره می فهمیم که زندانیان پی به بزرگی یوسف (علیه السلام) می برند و او را محسن می نامند.

"ظن" دارای دو معناست که بر اساس آیه قبل مصداق به یقین است.

پس یوسف یقین دارد که این زندانی از زندان آزاد می شود.
از طرف دیگر یوسف (علیه السلام) می داند که این زندانی پی به حُسن و بی گناهی وی برده است.

پس موقعیتی است تا از این درگاه پیش آمده داستان بی گناهی خود را به گوش همگان برساند تا اعاده حیثیت شود
بنابراین به این زندانی می گوید:
"اذکرنی عند ربک": یاد کن مرا نزد ربت
رب در این جمله به معنای صاحب است(که مصداق ملک در آیه 43ام می باشد)

در ضمن استعانت از دیگران امری است کاملاً مشروع و هیچ منافاتی با توحید ندارد.
پس گناه دانستن این استعانت تهمتی است آشکار به جناب یوسف (علیه السلام)
همچنین به کلام الله حق


در بخش دوم آیه می خوانیم:
فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ
و[لى] شيطان يادآورى به ربش[/b] را از ياد او برد

در این آیه گفته شده است که شیطان یادآوری(ذکر) کردن به ربش را از یادش برد.

***تمام اتهامات وارده به یوسف (علیه السلام) به همین قسمت از آیه بر می گردد. و اتهام زده می شود:
که ایشان با گفتن جمله "اذکرنی عند ربک" شیطان وی را دچار فراموشی نسبت به ذکر پرورردگارش کرده است.
و بخاطر همین (همانطور که در بخش بعدی آیه می خوانیم) خداوند مدت زندانش را تمدید می کند(مجازاتش می کند)


اما با بررسی این قِسم از آیه درک خواهیم کرد که این یک تهمت نارواست

رب در این بخش (فانساه الشیطان ذکر ربه) نیز همان مصداق صاحب را دارد(نه پروردگار عالم)، که معطوف به ملک می شود.
پس در حقیقت آن زندانی بخاطر اغوای شیطان از یادآوری جریان یوسف به صاحبش(ربه) باز می ماند.

با درک این موضوع شرح این قسم از آیه به این شکل خواهد بود که:
آن زندانی پس از آزادی از زندان بخاطر شرایط مساعد و لذت بخشی که پیدا کرده بود، شیطان وی را دچار فراموشی کرد. این شرایط مساعد و لذت بخش جدید، او را از قولی که به یوسف داده بود باز داشت و شیطان باعث فراموشی این قول شده است.

در قمست پایانی آیه می خوانیم:
فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ ﴿۴۲﴾
در نتيجه چند سالى در زندان ماند (۴۲)

پس بخاطر این فراموشی این رفیق ناررفیق، یوسف چند سال دیگر را نیز در زندان بسر برد.

به همین سادگی این تهمت ناروا به جناب یوسف (علیه السلام) خنثی شد.
و به همین سادگی توانستیم تفسیر این آیه را درک کنیم



***
پس گذشت هزاران سال و مرگ زلیخاها، به جناب یوسف (علیه السلام) تهمت های ناروایی می شود.
حضرت یوسف (علیه السلام) از امثال ما خواسته است از ایشان اعاده حیثیت کنیم.
اما حیف که شیطان باعث فراوشی امثال ما می شود.
حال که اصل ماجرا را می دانیم برای اعاده حیثیت این بزرگ مرد خدا تلاش کنیم و هر جا که می توانیم در گفتگوهای دوستانه و رسمی آنرا مطرح کنیم

***



در پایان باید گفت اگر چنانچه حدیثی نقل بر ایجاد همین شبهه وجود داشته باشد آنرا باید به دیوار کوفت.
چون خود معصومین (علیه السلام) به ما آموخته اند و فرموده اند: اگر حدیثی از ما برایتان آوردند که با قرآن مغایرت داشت آنرا به دیوار بکوبید


التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rastin ، ilidin ، Agha sayyed ، جویای حقیقت ، تازه مسلمان ، mohamad ، Islam ، Hadith ، أین المنتظر ، mahdyshr ، zaeim ، رهیافته ، mohammad790 ، محب الزهرا ، مسافر ، علی 110 ، MESSENGER ، خادمة الزهرا ، محمود ، MOH3N-P ، A L I ، aliakbar ، vahrakan ، میلاد.م ، only_y2d ، shakiba ، نسیم ، hesam110 ، جبریل ، mkashipazha ، seiied ، Havbb 110 ، یاســین ، در جستجوی سختی ، عبدالرحمن ، El-Yasin ، help me ، سیمرغ ، zahra11 ، mhvvhm ، neyestan23 ، صبح صادق ، Woodi2020 ، mahdy30na ، azade ، دل خسته ، حفیظ

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۸:۰۵, ۲۱/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/تیر/۹۵ ۵:۰۲ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #21
آواتار
البته اون چیزی که در مورد بلند نشدن حضرت یوسف علیه السلام در برابر پدر میگن هم جزو اسراییلیات هست
استادمون گفته به قول ایشون ما که واقعا در دستگاه ادم خوبا کسی محسوب نمیشیم اینقدر میفهمیم که باید جلوی پدر بلند شد انوقت حضرت یوسف علیه السلام نعوذ بالله نمیدونسته
توجیهشونم اینه ک نبوت از ایشون قطع شد
اونوقت امام حسن علیه السلام چیکار کرده بود که ادامه امامت به ذریه برادر رسید؟

حالا چیزای فوق جالبی راجع ب حضرت یوسف علیه السلام میگفت که بعدا مینویسم
حضرت نمونه زیبایی از کسی هستن ک توحید عملی داره
در مورد عصمت هم بعدا یه چیز جالبی مینویسم تا این شبهه کمی رفع شه که میگن اگه ما هم معصوم بودیم گناه نمیکردیم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، عبدالرحمن ، mahdy30na ، azade
۱۹:۵۶, ۲۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #22
آواتار
nina باید به این نکته دقت داشته باشی که بحث امامت با نبوت فرق می کنه.

دامن زدن به مباحثی مثل عصمت فقط باعث میشه خیلی از شبهه های جدید مثل داستان خصر و موسی ایجاد بشه.
لازمه عصمت، نداشتن جهل هست. و این برای هر مسلمان روشن است که خدا برای هر کسی بالا دستی قرار داده.

واژه ای مثل ترک اولی دقیقا برابر است با گناه برای کسی که ادعا می شود معصوم است.
اگر جماعتی قدرت داشتن می گفتند قرآن هم اسرائلیات است.. که البته در دوران تاریخی این عده موقعی که به قدرت رسیده اند قرآن را به کنار و حکومت ظالمانه خود را بر مبنای اینکه ما شاخصیم ادامه داده اند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۳۱, ۲۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #23
آواتار
ببخشید من متوجه منظور شما نشدم
منظورتون اینه که پیامبران معصوم نبودن؟
یا چون حضرت موسی نسبت به حضرت خضر جهل داشته معصوم نبودهHuh
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن
۲۱:۴۹, ۲۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #24
آواتار
(۲۱/اسفند/۹۲ ۱۹:۵۶)arnh نوشته است:  nina باید به این نکته دقت داشته باشی که بحث امامت با نبوت فرق می کنه.

دامن زدن به مباحثی مثل عصمت فقط باعث میشه خیلی از شبهه های جدید مثل داستان خصر و موسی ایجاد بشه.
لازمه عصمت، نداشتن جهل هست. و این برای هر مسلمان روشن است که خدا برای هر کسی بالا دستی قرار داده.

واژه ای مثل ترک اولی دقیقا برابر است با گناه برای کسی که ادعا می شود معصوم است.
اگر جماعتی قدرت داشتن می گفتند قرآن هم اسرائلیات است.. که البته در دوران تاریخی این عده موقعی که به قدرت رسیده اند قرآن را به کنار و حکومت ظالمانه خود را بر مبنای اینکه ما شاخصیم ادامه داده اند.


دامن زدن به مباحث ... یعنی چی؟
من هنوز متوجه حرف و تفکر شما کاملا نشدم.
یعنی شما معتقد به عصمت انبیاء و ائمه علیهم السّلام نیستید؟
شما امام شناسی علّامه طهرانی رو مطالعه کردید؟
سند حرف هاتون از ذهن خودتونه یا از کتاب های مستشرقین و یا از کتب مستند اسلامی؟
کدومش؟

امضای أین المنتظر
www.kamitafakkor.blogfa.com

صفحه اینستاگرام:
hadithcity
soldierr313
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، mahdy30na ، عبدالرحمن ، azade ، ELENOR
۱۲:۱۶, ۲۲/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #25
آواتار
عصمت پیامبران یک چیزی هست که خدا به اون ها عطا کرده و خودشون در عصمت خودشون دخیل نیستند.

یعنی اگر موسی(علیه السلام) گناهی نمی کند. نه به این خاطر است که موسی(علیه السلام) است. بلکه به این خاطر است که خدا از او مواظب می کند.

و گرنه آدم جاهل (جهل موسی(علیه السلام) نسبت به خضر(علیه السلام) ) باید به طور عادی گناه کنه.

یعنی خدا خواسته که ائمه پاک باشند و گرنه اون ها چون به همه چیز علم نداشتن بطور عادی گناه می کردند.
و شما وقتی از قلب ائمه خبر ندارید چطور می تونید بگید که گناه نکردن.
مگر قرار است هر کسی گناهی کرد بیاید فریاد بزند بگوید من گناه کردم.
بلکه می تواند پنهانی توبه کند.

این کارهایی که شما می کنید. آسیب می زند به اسلام و فاصله ایجاد می کند بین ائمه و مردم.
و کسی می گوید مگر من می توانم شبیه حضرت علی(علیه السلام) شوم .

البته خرده ای نیست بر عده جاهل متعصب که رهبر یک جامعه رو معصوم می دونند و می خواهند همه کارهای او را توجیه کنند. چه برسد به اینکه بخواهند در مورد رهبران دینی تعصب خود را کنار بگذارند.

اگر کسی گناه نکند . آدم محسوب نمی شود. معصوم گناه خود را تشخیص می دهد به خواست خدا و توبه می کند.

یک بار دیگر می گویم ائمه معصوم هستند و حتی بیشتر پیامبران. اما دامن زدن به این بحث باعث شکاف بین مردم عادی و رهبران دینی اون ها می شه.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۵۳, ۲۲/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #26
آواتار
ببخشید واقعا من متوجه منظورتون نمیشم
یجا گفتید اونها معصومن
یجا گفتید معصوم نیستن ما چون نمیفهمیم اونا گناه میکنن بعدش با توبه پاک میشن
لطفا بدون حاشیه جواب بدین
ایا شما اعتقاد دارید امامان معصوم هستن؟
انبیا چطور؟
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: azade ، عبدالرحمن
۱۴:۱۳, ۲۲/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #27
آواتار
(۲۲/اسفند/۹۲ ۱۲:۱۶)arnh نوشته است:  عصمت پیامبران یک چیزی هست که خدا به اون ها عطا کرده و خودشون در عصمت خودشون دخیل نیستند.

یعنی اگر موسی(علیه السلام) گناهی نمی کند. نه به این خاطر است که موسی(علیه السلام) است. بلکه به این خاطر است که خدا از او مواظب می کند.

و گرنه آدم جاهل (جهل موسی(علیه السلام) نسبت به خضر(علیه السلام) ) باید به طور عادی گناه کنه.

یعنی خدا خواسته که ائمه پاک باشند و گرنه اون ها چون به همه چیز علم نداشتن بطور عادی گناه می کردند.
و شما وقتی از قلب ائمه خبر ندارید چطور می تونید بگید که گناه نکردن.
مگر قرار است هر کسی گناهی کرد بیاید فریاد بزند بگوید من گناه کردم.
بلکه می تواند پنهانی توبه کند.

این کارهایی که شما می کنید. آسیب می زند به اسلام و فاصله ایجاد می کند بین ائمه و مردم.
و کسی می گوید مگر من می توانم شبیه حضرت علی(علیه السلام) شوم .

البته خرده ای نیست بر عده جاهل متعصب که رهبر یک جامعه رو معصوم می دونند و می خواهند همه کارهای او را توجیه کنند. چه برسد به اینکه بخواهند در مورد رهبران دینی تعصب خود را کنار بگذارند.

اگر کسی گناه نکند . آدم محسوب نمی شود. معصوم گناه خود را تشخیص می دهد به خواست خدا و توبه می کند.

یک بار دیگر می گویم ائمه معصوم هستند و حتی بیشتر پیامبران. اما دامن زدن به این بحث باعث شکاف بین مردم عادی و رهبران دینی اون ها می شه.

سلام

صحبت هایتان قابل تامل است اما
قبل از پاسخگویی، به یک سوال پاسخ دهید، تا بیشتر صحبت کنیم

آیا قرآن را به عنوان یک کتاب آسمانی قبول دارید ؟؟؟؟؟؟؟

(پاسخ به این سوال لازمه قبول توحید است)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، حسن عزتي ، شیدا ، azade ، ELENOR ، حسن.س. ، mahdy30na ، عبدالرحمن
۱۵:۲۰, ۲۲/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #28
آواتار
این حرفی که شما میزنین مصداقش اینه:
پیغمبر داشته راه میرفته، مثلاً یه دختر بی حجاب از اون کوچه میاد بیرون...
دو تا حالت داره...
یا جبرئیل میاد از پشت چشمای پیغمبرو میگیره تا برسن کوچه بعدی که پیغمبر به خواست خدا گناه نکرده باشه...
یا پیغمبر تا کسی ندیده یه نیگاه میاندازه و بعد سر نماز ظهر و عصر توبه میکنه...
شوخیتون گرفته؟
14 نفری که ما ادعا میکنیم معصومن، نه ظلم به نفس کردن، نه ظلم به مردم و نه ظلم به الله...
حضرت موسی (علیه السلام) هم جاهل نیستن...
در مثل مناقشه نیست...
مثلاً ابوعلی سینا نسبت به انیشتن جاهله؟
نخیر...
ایشون مال یه دوره و قوم خاصی بوده. اما حضرت خضر (علیه السلام) عمر طولانی دارن و قبل از حضرت موسی(علیه السلام) زندگی کردن و بعد از ایشون هم بودن و چیزهای زیادی یاد گرفتن...
فکر کردین خدا سر پیغمبرا رو یه شکاف ریز میده و همه علوم دنیا رو شره میکنه تو مغزشون و بعدشم یه کوک ریز میزنه کسی نفهمه؟
نخیر...
هر وقت لازم باشه، علمی که لازم باشه رو بهشون میده...
یه بخشی از این علوم هم لازم بود به وسیله حضرت خضر به حضرت موسی آموزش داده بشه...
اصلاً این مقایسه ها در ظرف عقل من و شما نمیگنجه.
ترازوی خدا با مال من و شما فرق داره...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، عبدالرحمن
۲۲:۴۶, ۲۲/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/اسفند/۹۲ ۲:۲۴ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #29
آواتار
نقل قول:و شما وقتی از قلب ائمه خبر ندارید چطور می تونید بگید که گناه نکردن.
مگر قرار است هر کسی گناهی کرد بیاید فریاد بزند بگوید من گناه کردم.
بلکه می تواند پنهانی توبه کند.

اصل برائت است . ما به طور کلی اثبات میکنیم اون رو با عقل و قران و روایات
حالا اگر میخواهید مصداقی رد کنید باید دلیل بیارید .

اینکه بگویید شاید مثلا یک جایی پنهانی یک گناهی نه منطقی است و نه عقلی و نه پذیرفته شده !

دوم در تناقض با بحث قبلی مثل نگه داشتن خداوند که در مورد هم تقریبا درست میفرمایید که البته کامل نیست و احادیث چیز های دیگری هم گفته اند .
نقل قول:این کارهایی که شما می کنید. آسیب می زند به اسلام و فاصله ایجاد می کند بین ائمه و مردم.
و کسی می گوید مگر من می توانم شبیه حضرت علی(علیه السلام) شوم .

خوب کسی هم نمیتواند امام علی (علیه السلام) شود . ایشان واسطه خیر هستند در همه امور . اگر کسی هم بخواهد به جایی برسد حتما و تنها و تنها باید از طریق ایشان برسد .

در این مورد هم روایاتی داریم . منتها هر کس باید طبق این الگو عمل کند . وظیفه من عمل به تکلیفم (لا یکلف الله ...) است . دیگه اینکه نتیجه چه بشود اصلا مهم نیست .
اگر ما دنبال نتیجه باشیم و توقع داشته باشیم کار میلنگد .

نقل قول: البته خرده ای نیست بر عده جاهل متعصب که رهبر یک جامعه رو معصوم می دونند و می خواهند همه کارهای او را توجیه کنند. چه برسد به اینکه بخواهند در مورد رهبران دینی تعصب خود را کنار بگذارند.

جهل مرکب اینه که حهل خودمون رو عین علم بدونیم و با اینکه نمیتونیم چیزی رو ثابت کنیم به خیال و وهم متوسل بشیم .
رهبر اگر ۱۴ معصوم منظورتونه میتونید در این مورد دلایل خودتون رو اقامه کنید .


نقل قول: اگر کسی گناه نکند . آدم محسوب نمی شود. معصوم گناه خود را تشخیص می دهد به خواست خدا و توبه می کند.

کلا این جمله از هر نظر اشتباه است
اول انسان چیست . ایا گناه و انسان ملازم یکدیگرند . و اگر معصوم گناه خود را تشخیص میدهد چرا انجام میدهد . اگر تشخیص نمیدهد که گناه نیست .

نقل قول: یک بار دیگر می گویم ائمه معصوم هستند و حتی بیشتر پیامبران. اما دامن زدن به این بحث باعث شکاف بین مردم عادی و رهبران دینی اون ها می شه.

نظر شخصی ...
ایتجا عیب از مردمه نه از ائمه ... البته اگر و تنها اگر همچین اتفاقی بیفتد .

یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، mahdy30na ، محب الزهرا ، یاســین ، ELENOR ، عبدالرحمن ، آیلار ، arnh
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  ثواب های اخروی تلاوت سوره های قرآن(همه ی سوره ها) sarallah 2 2,899 ۲۸/اسفند/۹۲ ۲:۴۷
آخرین ارسال: pure
  سوره بنی اسرائیل (اسراء) سوره ی منتظران مهدی فاطمه علیهما سلام nasimesaba 41 24,564 ۲۷/اردیبهشت/۹۲ ۷:۳۰
آخرین ارسال: fatemeh

پرش در بین بخشها:


بالا