دوست بسیار عزیز، اینکه مردم باید در خود تغییر بدهند، که بنده و باقی دوستان مطرح کردیم، همان است که خداوند در قرآن کریم تشریح فرموده. ما همگی به اشکالات موجود در دستگاهها واقفیم. تفاوت در این است که جهان بینی الهی که از قرآن فرا گرفتهایم، چنین میگوید.
بنده بطور خلاصه مفاهیم برگرفته شده از چند آیه که منبع این جهانبینی هستند، را میآورم. نمیتوانم کامل باشم. شما خودتان باید ببینید.
بهترین توصیهای که هرکس ممکن است به کس دیگری بکند این است که معنی قرآن را بخواند.
سوره نساء : هر کجا باشید مرگ شما را در خواهد یافت گرچه در برجهای استوار باشید و اگر خوبیای به آنها رسد گویند این از نزد خداست و اگر بدیای به آنان رسد گویند این از نزد توست. بگو
همه از نزد خداست. پس این گروه(=منافقان مطرح شده در آیه) را چیست که به نظر نمیرسد سخنی را دریابند(78)
هر خوبیای که به تو رسد از خداست و هر بدیای که به تو رسد از خود توست و تو را برای مردم به پیامبری فرستادیم و خدا گواهی بسنده است(79)
هر چه اتفاق میافتد
از نزد خداست، یعنی خدا مشخص میکند که چیزی که برای کسی تقدیر شده بر سر کسی بیاید. تمام خوبیهایش
از خداست، و تمام بدیهایش
از خود شخص است. یعنی اگر خوبیای تقدیر شود از خداست و اگر بدیای تقدیر شود از خود انسان است. رحمت و لطف خدا منشأ همه خوبیهایی است که برای انسان اتفاق میافتد و نفس انسان(خود انسان) منشأ تمام بدیهایی است که برایش اتفاق میافتد.
این یکی را قبلاً گفتهام و بسیار هم معروفه.
سوره رعد : به راستی خداوند حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانیکه خود آن قوم حالشان را تغییر دهند(11)
این حرف خداست و در مورد تمام مردم تمام دورانها صادق است. باقی این ارسال، صرف تطبیق این آیه و سهیم دانستنش در قضایای زیر شده است:
(۱۲/خرداد/۹۱ ۷:۲۷)soshiant نوشته است: [ -> ]آیا سیاست رهبر حفظ کننده نظام دینی همراه با حفظ آرامش روانی و رضایت نسبی شده ؟
. . . . . . . . . . . .
تطبیق مفهوم آیه: مردمی که به نظرشان بنیصدر خوب بود، بخشی از تأثیرگذاران بر کشور بودند. قبل از قانع شدن آنها، و قطع شدن حمایتشان از او، سرنوشت این مردم بهتر نمیشد.(حفظ آرامش و رضایت نسبی هرگز نمیتواند به معنای زیر پا گذاشتن اسلام باشد، ولی این سؤال که آیا مردم برپا کننده اسلام هستند، معین میکند که در نهایت اسلام زیر پا گذاشته شود یا برپا شود)
حفظ آرامش و رضایت نسبی یعنی به خاطر حفظ اسلام، کاری نکنیم که سنگ روی سنگ بند نشود. مانند سکوت حضرت علی(علیه السلام) بعد از غصب خلافت ایشان.
تطبیق مفهوم آیه: شما صد البته درست میفرمایید که
ملاک سنجش درستی کار ، رضایت مردم نیست ولی جمله "خیلی ها با همین خوشند، و ما که ناخوشیم تغییرش ندادهایم." فقط مسئولین وضع موجود رو معرفی میکنه، که شامل: خوشهای از هفت دولت آزاد، و ناخوشهای بیعمل که بنده و بسیاری دیگریم. ما قاطبه مردم هستیم(قطبیت داریم، پس وقتی حقمان این است، سرمان این میآید)
(۱۲/خرداد/۹۱ ۷:۲۷)soshiant نوشته است: [ -> ]اگرم فرض رو بر رضایت مردم بگیریم که فاجعه ای بس بزرگتر داریم به این معنی که کسانی که رضایت دارن مردمی هستن که چیزی از اطرافشون نمیدونن
مسلماً همگی مانند شما باور داریم فرض رضایت مردم نیست.
تطبیق مفهوم آیه: البته که بسیاری با مغز زیاد کار ندارند و رضایت دارن، و بسیاری طوری عمل میکنند که انگار رضایت دارند. و این همان فاجعه بزرگ است، چون منجر به نادرست پیش رفتن همه چیز میشود.
مقام معظم رهبری: (البته مطمئن نیستم دقیقاً عین جمله ایشان باشد) بزرگترین خدمتی که هر کس میتواند بکند این است که هر کجا نقصی دید نسبت به آن بیتفاوت نباشد.
اینکه فرمودید راه حل بدهیم، بسیار عالی است. نظر من این است که: ما سکوت کردهایم، و آنها به علامت رضا گرفتهاند. باید نارضایتی خود را بگوییم، و اگر خواستند نشنوند، فریاد بزنیم، تا نتوانند نشنوند.
(۱۳/خرداد/۹۱ ۳:۴۸)soshiant نوشته است: [ -> ]حقیقتا قصد بحث با دوستان رو ندارم و میخوام در راستای تایپیک جوابهایی بگیریم
آقا یعنی ارسال ما رو نخوندی؟ (دارای وحی منزل، و برگرفته از وحی منزل است

)
سه راه داریم:
1. عقیده ما را میپذیرند(همین که حرف حق بزنیم و اینها).
2. اقدام فیزیکی صورت دهیم(که اگر سرپرست خانه نیستیم عملی نیست).
3. هجرت، دوری از گزند