۲۸/تیر/۹۰, ۱۴:۲۱
(۲۸/تیر/۹۰ ۰:۲۹)m.shirazi80 نوشته است: [ -> ]...سلام خانم شیرازی،
یعنی چی اگر خورشید وجود نداشت انرژی رو از جایی دیگری می گرفت؟!
این دنیا و هستی که ما در آن زندگی میکنیم همه چیز بر اساس نظم شکل گرفته .نظریه تکامل و انفجار کمی غیر منطقیه . کم که چه عرض کنم خیلی غیر منطقیه .چون هرچی دو دوتا کنی با عقل جور در نمیاد.
اگر نظریه تکامل درست بود باید برای تمام موجوادت دیگر صدق میکرد نه فقط انسان .در حالیکه که شما میبینید که هنوز میمون وجود داره . پس اگر همه چیز بر اساس تکامل موجودات بود میبایست الان رو کره زمین میمونی وجود نداشت. و دلیل دیگر اینکه میبایست سایر موجودات تکامل مترقی تری داشته بودند که میبینیم که همچین چیزی وجود نداره!
در حالیکه بر اساس نظریه پردازان تکامل انسان خیلی مترقی پیشرفت کرده !
یعنی اول میمون بوده بعدش شده انسان . ولی مثل اینکه از بین همه موجودات فقط ما به تکامل رسیدیم !!! عجب!
...
ببینید شما نظریه تکامل رو درست متوجه نشده اید.
علت اشتباهی هم که برای همه پیش می آید لغت «تکامل» است، که برگردان درستی نیست. بهتر است بگوییم «فرگشت»، و بهتر از آن «برآمد».
اما خوب «تکامل» مصطلح شده.
بهرحال هدف از تکامل به هیچ وجه تکامل نیست. در حقیقت تکامل اصلا هدفی ندارد. کور است.
جهش های ژنی که در هر نسل جدیدی نسبت به نسل قبلی وجود دارد، و مسئله انتخاب طبیعی موجب بوجود آمدن گونه های مختلف می شود.
یعنی فرزند، کمی (معمولا کمی و گاهی بر اثر نارسائی هایی مقدار زیادی) با والد خود تفاوت خواهد داشت. سپس مسئله شرایط بیرونی موجب می شود که این تغییرات اندک شانس بقا و مهمتر از آن تولید مثل را به موجود جدید بدهد یا نه.
مثالی می زنم.
زرافه ای را تصور کنید با قدی معین.
دو فرزند به دنیا بیاورد. ممکن است یکی کمی کوتاه تر، و دیگری فقط کمی بلند تر باشند.
سپس شرایط بیرونی، یعنی مثلا ارتفاع درختان تعیین می کند کدام شانس بیشتری برای تغزیه، و قوی تر شدن، و در نتیجه بقا، پیدا کردن جفت، و تولید مثل (که هدف از حیات است) داشته باشد.
شاید بگویید، گفتیم قد این دو زرافه تنها کمی با والد تفاوت دارد.
پس احتمالا شانس یکسانی داشته باشند.
درست است. اما در نظر بگیرید هر کدام از این دو زرافه هم دو فرزند به دنیا بیاورند.
فرزند هر دو هم یکی کمی کوتاه تر و یکی کمی بلند تر باشد.
می بینید که فاصله قد ها در نسل دوم کمی بیشتر شد، و به همین صورت آنقدری می شود، که تئوری اولیه، درست از آب دربیاید.
آن که با شرایط موافق تر است، باقی خواهد ماند تا باز هم تولید مثل کند و دیگری از بین می رود.
شاید بر اثر تغییراتی در آب و هوا، گیاهان کوتاه تر شوند (آن هم باز به همان دلیل) و کلا زرافه های کوتاه تر باقی بمانند، و حتی نسل با قد اولیه نیز از بین بروند.
شاید آن بلند ها تغییرات دیگری نیز پیدا کنند و گونه دیگری را تشکیل دهند.
-----
نتیجه جهش ژنی (میوتاسیون) و انتخاب طبیعی نبایستی حتما به انسان ختم شود. اصلا مسئله این نیست. انسان تنها نتیجه یکی از زنجیره های این تغییرات چند صد میلیون ساله بوده است.
-----
ریچارد داکینز در مستند «نبوغ چارلز داروین» می گوید: نسبت انسان به شامپانزه نزدیک تر از نسبت اسب به الاغ است.
اما ما از شامپانزه تکامل نیافته ایم. بلکه نسب هر دو ما به یک والد می رسد، که نه شامپانزه بوده و نه انسان.
در یکی از زنجیره های فرزند او بر حسب شرایط و به تدریج شامپانزه تکامل یافته، و در یکی دیگر ما انسان های همو سپینز (Homo Sapiens).
نئاندرتال ها نیز انسان های دیگری بودند که در اروپا تکامل یافتند. اما به طرز عجیبی منقرض شده اند.
-----
نقشه ژنتیکی نسبت ما با سایر جانداران را نشان می دهد.
انسان و شامپانزه تقریبا 98% به هم شبیه هستند. گمان می کنم با موش 90% تشابه داشته باشیم (مطمئن نیستم). و همینطور هر چه در درخت زندگی از هم فاصله داشته باشیم، نقشه ژنتیکی مان نیز با هم تفاوت می کند.
----
خوب برای شروع خیلی زیاد شد.
من زیست شناس نیستم. اما اگر سوالی داشتید و من پاسخی، در خدمت خواهم بود.
)زیاد با نظریه داروین سروکار داریم،فقط همین مطلب رو بدونید که این نظریه به حدی قوی هست و به راحتی نمیشه ازش رد شد که در تمام کتابهای تجربی وجود داره!و همین الانم در کتابهای تجربی و زیست شناسی جمهوری اسلامی ایران!این نظریه هست کلن اینطور بگم زیست شناسی در حال حاظر بدون داروین کامل نیست و هرکسی که تجربی میخونه اگه ندونه داروین چی گفته یعنی هیچی از زیست نمیفهمه!