من بعد از مدتی مطالعه در این مورد به این نتیجه رسیدم که ما هنوز بر سر تعریف تکامل و انواعش . نظریه داروین . داروینیسم . تکامل و تکامل گرایی . انتخاب تصادفی یا هوشمند . به نظر واحدی نرسیدیم .
هر کدام با توجه به تعریفی که در ذهن داریم رد و یا دفاع میکنیم
بحث تکامل یک چیزه و اثبات بی خدایی با اون یک چیز دیگه.
یکی از دوستان یک تعریف اکادمیک ار این مبحث ارائه کنه . بسیاری از گره های بحث باز میشه
یا حق
سلام
آقا رضای عزیز در اینکه خداوند بهترینها را می آفریند شکی نیست . ولی اول زمینه را می آفریند بعد اصل موضوع را.
اول زمینه درک انسانها را فراهم می کند بعد پیامبراسلام را خلق می کند. خداوند در زمان حضرت نوح هم می توانست پیامبر اسلام را خلق کند ولی محیط مناسب نبود.
یافته های فسیل شناسی اقیانوسی نشان می دهد یوکارتها(سلولهای هسته دار) بعد از پروکاریوتها(سلولهای ابتدایی) بوجود آمده اند. در آن زمان که مقدار اکسیژن به این اندازه و محیط زمین به این شکل نبود هر یوکاریوتی نابود می شد. پس ما سلولهای پیشرفته و ابتدایی داریم و شاید در آینده از اینها هم کاملتر بیاید.
همین الان هم سلولها در مقابل ناملایمات طبیعی تکامل می یابند.
انواع سلولهای بدن ما که یکی عصبی یکی بینایی یکی اسپرم یا تخمک یکی پوست با رنگهای مختلف و ... همه و همه از تکامل و تغییر شکل سلول اولیه که همان تخم (به قول شما نطفه) بوجود آمده یا تکامل شده اند.
تکامل یعنی همین که از یک سلول تخم (یا یک سلول اولیه) سلولهایی با ویژگیهای دیگری بوجود آید.
کافی است خداوندی که قادر است از سلول تخم ، سلول عدسی چشم (که از آن نور رد می شود) یا سلول عصبی مغز(که کار تفکر را انجام می دهد) بیافریند، همان خداوند با کمی تغییر در سلول مثلا گیلاس ، سلول آلبالو با شرایط مجزا بیافریند. یا سلول تخم نعناع را تبدیل به سلول پونه کند و ...
همه در دنیا مثل این مثلیم که زمانی مثل سلول تخم بودیم و الان هرکدام یک سلول خاص هستیم. همانطور که یکی شده سلول پوست و دیگری سلول چربی ، یکی گیلاس و دیگری میمون و دیگری انسان.
پس فتبارک الله احسن الخالقین !!! که کره زمین را اینگونه مزین به موجودات زنده ای کرد که تا بحال حتی انسان نتوانسته یک هزارم علم داخل یک سلول را کشف کند.
الان تو آرشیو سال 85 روزنامه جام جم خبر جالبی رو خوندم
ای کسانی که ادعا دارید نظریه داروین بی عیب و نقص است و زیست شناسی بر پایه مبانی اون استوار است.
زیست شناسان زیست شناسی رو تعریف میکنند. اگر زیست شناسان چیزی را قبول داشته باشند آن چیز می شود زیست شناسی و اگر زیست شناسان چیزی را قبول نداشته باشند آن چیز نمی شود زیست شناسی!!!!
و اگر زیست شناسان نسبت به چیزی مشکوک باشند آن چیز در زیست شناسی یک امر مشکوک است.
و اگر زیست شناسان با چیزی در زیست شناسی مخالف باشند آن چیز مخلاف و مغایر زیست شناسی است
پس زیست شناسی را زیست شناسان تعریف می کنند
و حالا متن خبر:
مخالفت جهاني دانشمندان عليه نظريه داروين
جام جم آنلاين: جام جم آنلاين: بيش از 600 دانشمند از اقصي نقاط جهان با صدور بيانيه اي، به طور علني ترديد خود نسبت به نظريه داروين درباره تحول انسان را اعلام كردند.
به نوشته پايگاه اينترنتي الرايه، مسوولان مركز ديسكاوري در شهر سياتل در واشنگن گفتند در اين بيانيه كه در پايگاه اينترنتي مركز منتشر شده، سخنان داروين مورد ترديد قرار گرفته است.
آن ها در اين بيانه خواسته اند تا سخنان وي در اين نظريه به طور جدي مورد بررسي قرار گيرد. دانشمندان مراكز علمي روسيه، چك، اتريش، هند، نيجريه و امريكا از جمله امضاء كنندگان اين بيانيه هستند.
پروس شاپمن، رئيس مركز ديسكاوري و معاون سابق رونالد ريگان، رئيس جمهور پيشين امريكا گفت: مخالفت با نظريه داروين شكل جهاني پيدا كرده است و با وجود اعتقاد موافقان با اين تئوري و تاكيد بر درستي سخنان دانشمند انگليسي، دانشمندان آمريكايي، مخالفت خود عليه اين تئوري را آغاز كرده اند.
لینک خبر:http://www.jamejamonline.ir/newstext.asp...0004043510
بازهم خوش بینی و مثبت نگری؟؟؟---لطفا کمی واقع بین باشید
تا چند روز آینده با ادلّه مستند داروین را نقد خواهیم کرد. اگر خدا بخواهد
تا زمانی که یکی نیاد و درست و حسابی بتونه ردش کنه همین آشه و همین کاسه!مطمئن باشید...این داستان سر دراز دارد!
یه استاد زیست شناسی داشتیم همیشه میگفت علم زیست همیشه استثنا داره!ما کاری به استثناها نداریم کلی میگیم!
حالا جریان ما با نظریه داروین همینه،بعضی جاهاش درسته بعضی هاش غلطه(مثلن نبود خدا)ولی نمیشه کلن کل نظریه رو رد کنیم و بگیم همش از پایه غلطه
نظریه داروین یه نظریست که با قاطی کردن راست و دروغ مطرح شده.
تا بتونه اهداف غربیا رو تامین کنه.همین و بس.
تکامل انسان درسته اما داروین تا یکجایی با تکامل درست پیش میره و بعد از روی این مسئله به نتیجه گیری دلخواه خودش میپردازه که همون عدم وجود خدا هست.که اصلا ربطی به تکامل نداره.
همونطور که دوستان هم گفتن جهش ژنتیکی که از نظر علم زنتیک یه چیز کاملا رد شده هست رو نتونسته حل کنه.
دوستان توجه کنن بر طبق علم ژنتیک هیچ وقت از یک گرگ یک آهو متولد نمیشه.یعنی هر ژنی توانایی تولید ژن همسان خودش رو داره.این علم هست در حالی که دارین یک نظریه ست.اون ثابت شده.اگه داروین میاد نظریه میده و از روی حق نظریش درست باشه باید اول اون مسئله علمی رو حل کنه.نه اینکه یک نظریه روی هوا بده و به لطف رسانه های غربی این نظریه رو تبلیغ کنه و بهش پر و بال بده.
سلام به همه دوستانی که قبلاً در این مبحث با هم بحث ها داشتیم
این پست رو به خاطر دارید
(۱۸/اردیبهشت/۹۰ ۲۳:۵۱)roohi_issa نوشته است: [ -> ] (۱۸/اردیبهشت/۹۰ ۲۱:۵۱)janali نوشته است: [ -> ]مسئله تبدل انواع هم مسئله ای مطرح در دانش اسلامی بوده است. و جالبه بدونید که نظریات تکاملی داروین عیناً نظریات دانشمندی مسلمان بنام "الجهیز" بوده است. داروین بدون آنکه اسمی از الجهیز حتی بعنوان ذکر منبع بیاورد نظریات وی را وارد تفکرات خود کرد. مهمترین و کلیدی ترین تفاوت بین الجهیز و داروین این بوده است که مبانی فکری داروین غیر توحیدی و یا سکولاری بوده است. نظریه داروین مفهومی غیر توحیدی داشت و خود این نظریه مبانی سکولاریسم در دنیا را سبب شد.
مي توانيد نظر الجهير را كه اسلامي بود و خدا را هم ثابت مي كرد را بفرماييد؟ چيزي كه سكولاريسم را در دنيا سبب نشود؟
و اگر بخاطر داشته باشید:
(۲۰/اردیبهشت/۹۰ ۰:۴۲)janali نوشته است: [ -> ]تا اینکه استاد ارجمندم جناب آقای دکتر نورزاد بعنوان یک ژنتیکدان برجسته ایرانی برای اولین بار از داروین انتقاد کرد. موضوع جالب بود و این اولین باری بود که زیست شناسی در ایران با نظرات تأیید شده داروین به صراحت مخالفت می کرد.
و بنده به درخواست دوست خوبمون آقای وحید110 مبنی بر ارائه نظریات ایشان قول دادم که:
(۲۰/اردیبهشت/۹۰ ۲۱:۵۹)janali نوشته است: [ -> ]با سلام
دوست من وحید حتما در اسرع وقت این کار را خواهم کرد و سعی خواهم داشت تا مستقیما دست نوشته ای از ایشون(دکتر نورزاد) بگیرم.
گرچه دکتر نورزاد با تکامل مشکلی ندارند اما بشدت تصادفی بدون تکامل داروینی رو مورد نقد قرار می دهند و آنرا تلاشی در جهت حذف خدا در اذهان عمومی می دانند. در تکامل داروینی تصادف در دامان طبیعت مسیر آفرینش را مشخص می کند نه تکامل و آفرینشی هدایت شده. ایشون معتقدند که داروین نتنها حرفی از خدا به میان نمی آورد بلکه طبیعت را بصورت خالق و عامل آنرا تصادف معرفی می کند.
و همچنین بر اساس این حرف صحیح
(۱۰/مرداد/۹۰ ۱۸:۳۴)وحید110 نوشته است: [ -> ]من بعد از مدتی مطالعه در این مورد به این نتیجه رسیدم که ما هنوز بر سر تعریف تکامل و انواعش . نظریه داروین . داروینیسم . تکامل و تکامل گرایی . انتخاب تصادفی یا هوشمند . به نظر واحدی نرسیدیم .
هر کدام با توجه به تعریفی که در ذهن داریم رد و یا دفاع میکنیم
بحث تکامل یک چیزه و اثبات بی خدایی با اون یک چیز دیگه.
یکی از دوستان یک تعریف اکادمیک ار این مبحث ارائه کنه . بسیاری از گره های بحث باز میشه
یا حق
در پست های اخیر وعده دادم که:
(۱۰/مرداد/۹۰ ۲۳:۳۵)janali نوشته است: [ -> ]تا چند روز آینده با ادلّه مستند داروین را نقد خواهیم کرد. اگر خدا بخواهد
و درنهایت همانطور که در تاپیک مربوط به
آسیب شناسی علم خود در جایگاه یک کارشناس زیست شناسی قول دادم در این حیطه پیرامون آسیب های موجود در علم تکامل تلاشهایی را داشته باشم.
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-5721.html
این همه صغرا کبرا چیدم تا در نهایت بگم الوعده وفا
طی در خواستی از جناب آقای دکتر نورزاد که پیشتر از ایشان سخن به میان آوردم
ایشان مقاله خود را در اختیار من قرار دادند. این مقاله در سال 89 طی دو کنفرانس در دانشگاه هرمزگان در جواب کنفرانس بین المللی میراث 200ساله داروین برگزار شد. و ایشون تنها کسی بودند که در ایران و از ایران اعتراض خودشونو ابراز داشتند.
قسمت اول این مقاله به خاستگاه تکامل میپردازد و ذهن را از تشویش های حاصل از اطلاعات نامحدود خارج میکند.
در این مقاله به ظرافت پی خواهید برد که خاستگاه بسط وسیع تفکرات تکاملی در جامعه اسلامی رخ داده است و بشکل ریشه ای و آکادمیک تکامل را درک خواهید کرد و در مقابل فریبهای داروینی را برای ما نمایان میکند و در نهایت ما را از آسیبهای موجود در تکامل داروینی آگاه خواهد کرد. الجاحظ(که پیشتر تحت عنوان الجهیز نام بردم) و ابن مسکویه از بزرگترین نظریه پردازان تکامل هستند. و جالبه که بدونید اکثر قریب به اتفاق نظریات داروین صرفاً کپی پیسی از نظریات این بزرگان بوده است و داروین و جامعه غربی به دلایل سیاسی همواره این نظریات را به داروین نسبت میدهند. داروین، تئوری این بزرگان را عیناً در آثارش به خود نسبت میدهد و میگوید (i think). این مقاله به استناد منابع غربی صورت گرفته است. تنها تفاوتی که بین نظرات داروین با الجاحظ(الجهیز) و ابن مسکویه وجود داشته است آن بوده است که این دانشمندان شرط آفرینش را خداوند متعال میدانستند اما داروین هیچگاه خدایی را مشروط آفرینش نمیدانست و بر تصادفی بودن خلقت از بطن طبیعت اصرار میورزید تا تقابلی در برابر تفکر توحیدی باشد.
بدلیل اهمیت این مقاله و برای احترام به اثر با ارزش دکتر نورزاد آنرا در تاپیکی مجزا قرار داده ام و همه دوستان را به این تاپیک ارجاع میدهم. متأسفانه قرار گیری این مقاله در یک پست با خطای سیستم بدلیل کثرت مطالب روبرو شد و من مجبور شدم بصورت بخش های کوچکتر در پست های جدا گانه قرار دهم.
از همه دوستان دعوت میکنم با حوصله کل مقاله را بخوانند. قطعاً به حقیقت پی خواهید برد. و فراموش نکنید بدون هیچ گونه جهتگیری قبلی این مقاله را بخوانید.
لینک مقاله خاستگاه تکامل
با سلام خدمت دوستان عزیز و باتشکر به خاطر نظرات خوبتون. اینکه من بخوام درباره اون مستند یا اون حرفها یا نظریه داروین مطلبی رو بگم یک طرف قضیه است و این که بخواهم در مورد طرز تفکر ما ونگاهی که به همه مسائل اطرافمان داریم (چه اونهایی که در روزمره دخالت دارندو چه مسائلی که به اعتقادات وجهانبینی ما برمیگرده) صحبت کنم قضیه دیگری است. در صحبت های دوستان به مطلبی بر خوردم که اگر بگویم حتما ان را کتمان می کنند چرا که آن را نقطه ضعف می دانند ولی این امر در تاروپود ما مسلمانان بالاخص ما ایرانیان که متولیان فرهنگی همچون محمد علی فروغی وعبدالکریم سروش(واتباعشان) در راس آموزش وتربیت نسل ما در 90 سال اخیر بوده اند ریشه دوانیده.من نمی خواهم بگویم تحصیل کردگان ما همه همه راه انها را پیمودند اما برای من بس سخت وثقیل است که کسی نظریات افلاطون وارسطو ابن عربی و احمد و محمد غزالی واز آن طرف مارک و انگل و ماکس وبر وجان لاک و داروین را بخواند ولی نداند که حکمای شیعه در همین زمان خودمان از علم امام صادق ودیگر ائمه هدی تمام این مکاتب ونظریات علمی ناقص(ونه کاملا رد شده) در تمام حوزه ها از جمله زیست شناسی فیزیک کیهان شناسی و دیگر عرصه ها را تبیین عقلانی کرده درد را گفته ودرمان را نیز گفته است واین علوم را (منظور علوم تببین شده نزد غربیان نه اصل علوم)که تماما. تاکید می کنم تماما ناقص پراکنده ونقیض یکدیگرند را یک دست منظم و مکمل یکدیگر توضیح داده اند.
درپایان به دوستان توصیه می کنم که درتمام نظریات نظر کنند نه نظر خریدارانه بلکه به کنه وبنه آن بنگرند آن وقت خواهند فهمید چرا چهارصد سال است که تمام نظریات علمی در اروپا وآمریکا تنها ناقض کننده یک چیز است دین و حاکمیت خدا ...چراکه می دانیم سعادت بنی آدم در همین راه است و می دانیم آن ملعون قسم جلاله خرده است که نگذارد به این راه قدم گذاریم.
به امید آمدن کسی که گردن خواهد زد آن لعین رانده شده را.والسلام
با سلام به همه دوستان و صاحب نظران
همه تایپیک را خوندم
کلا نظریه داروین شیطانی یا غیر شیطانی هرچی که باشه تفکر انسان را به سمت سکولار و ماتریالیست سوق میده البته نه فقط این نظریه در کنارش نظریاتی هم که بیان میکنه حیات از عناصر بی جان شکل گرفت و قبل از اون هم زمین و هستی پیرامون ما در اثر انفجاری بزرگ به وجود اومد..نیاز به افریننده را از بین میبره البته با نوع دیدگاهی که ما نسبت به افرینش داریم..
میتونیم الان براساس باورهای دینیمون این نظریه را در مورد انسان رد کنیم اما اشتباهه اون را نقطه مقابل افرینش قرار بدیم چون اگه روزی از دیدگاه علمی کاملا اثبات شد باعث تزلزل باورهامون میشه بهتره دیدگاه خودمون را در مورد افرینش تغییر بدیم نیاز نیست خداوند همه چیز را یکباره بیافرینه افرینش تدریجی هم نشاندهنده نظم و قدرت خداست!!!!!
باورها
شما از باور های دینی صحبت کردین و نکاتی به نظرم رسید که بگم. این پست جبهه گیری در مقابل سخنان شما نیست و شکلی تکمیلی-تصحیحی دارد.
بسم الله الرحمن الرحیم
* مسیحیت و کلیسا آفرینش الهی رو بصورت بَدوی معرفی میکنند. به این باور مسیحیان اصطلاحاً
"خلقت گرایی" گفته میشه.
بنده بشخصه تا بحال آیه ای از قرآن پیدا نکردم که بر "خلقت گرایی" استوار باشه. و همیشه از آفرینش، شکلی تکوینی را معرفی میکند.
این یکی از نقاط ضعف مسیحیت بود که چنین فرضیه های علمی و گاهاً شیطانی را قادر به هضم نبود.
اما در مقابل، آموزه های اسلام هیچ خشکی و اصطکاکی را بوجود نمیاورد.
** یک مسیحی دو راه بیشتر نداشت و برای پذیرش این چنین مشاهداتی ضرورتاً دین را انکار میکرد.
ولی علمای اسلامی بر اساس آموزه های قرآنی و اهل بیت، بسیار هوشمندانه با این فرضیات ناقص که گاهاً ابزاری موثر برای شیطان رجیم بود، برخورد میکردند. علمای اسلامی هیچ گاه دربرخورد باچنین فرضیاتی راه تکفیر را انتخاب نکردند و از راه نقد، ضعف ها و مشکلات آنرا بازگو کرده اند.
*** در مقابل این علما، عرفایی قرار داشتند که تحت تأثیر باورهای موجود در بطن تورات و انجیل، گاهاً شکلی بَدوی را برای آفرینش ترسیم کرده اند.
تذکر: یک عالم میتوانست که عارف هم باشد اما یک عارف میتوانست که عالم نباشد
عرفا ابزاری قدرتمندِ فرهنگی بنام
شعر داشتند که از این طریق باورهایشان در میان مردم جامعه حکم فرما میشد.
و همین دلیل عرفا بیشتر با مردم ارتباط معرفتی داشته اند تا علما.
از این طریق یک سری باورهایی که سنخیتی با اسلام نداشت میتوانست در میان مردم گسترش پیدا کند.
مردم بیشتر با سعدی و مولوی و حافظ در ارتباط بودند تا ملاصدرا و شیخ بهایی و شیخ طوسی.
**** و اما در مورد تفکر "خلقت گرایی" یک مسلمان باید بداند که "خلقت گرایی" باوری است که از مسیحیت تحریف شده بوجود آمده است و میانه ای با اسلام ندارد
ما باید دقت کنیم که برخی باورهای عامیانه ای که بر اساس آموزه های تورات و انجیل، توسط برخی عرفا که بصورت
عامدانه و یا جاهلانه وارد فرهنگ عموم جامعه شده، میتواند با آیات قرآن سنخیتی نداشته.
سلام
1-من در مورد مصاحبه با آن فراماسون(فکر کنم اسمش راجر باشه)شک دارم چون نمیشه حرف یه آدم از خودشونو باور کرد
2-معلم زیستمان بد جور نظریه داروین را قبول داره ایشون میگه با این نظریه بهتر میشه حرفهای قرآن و دین را فهمید؟ بعد میگه:مگه قبل از آدم (علیه السلام) نسناس ها در زمین زندگی نمی کردند؟
بعد اونجاست که من ساکت میشم
![[تصویر: dodgy.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/dodgy.gif)
لطفا کمکم کنید یاعلی