تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: قدم بعدی (چهارم) مراتب توحید، توحید افعالی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
بسم الله


ببنید دوستان. این قضیه از صدر اسلام هم بوده است.... دو گروه هم همیشه سر این موضوع با هم جدل داشته اند... جالب این است که دقیقا ماهم در همین دوراهی افتاده ایم:


یا باید تنزیهی باشیم، این ها می گویند اصلا امکان ندارد فعلی بد به خداوند باز
گردد و این اعمال تنها از سوی خود انسان نشئت می گیرد و لاغیر.....


یا باید توحیدی باشیم، این ها میگویند: اصلا امکان ندارد فعل و عملی در جهان هستی رخ دهد که از سوی ذات اقدس اله نشئت نگرفته باشد، چون این برخلاف توحید افعالی است....


حالا ما هم باز این وسط گیر کرده ایم....Smile


در ضمن سوال آخر دیدگاه نوین هم بسیار قابل تامل است.


.....فمن نفسک.


آیا با آیات توحیدی کتاب الله میخواند؟
(۱۹/مهر/۹۱ ۱۱:۳۳)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]فقط خواهشا کم نیارید و رفیق نیمه راه نباشیدWink
آخ گفتی، دارم کم میارم. اینکه بتوانم برای دقیق بحث کردن زمان بگذارم همیشه مقدور نیست. مسلماً بحث در مورد حق عبادت است، اما باید کمی از این بکاهم و روی امرار معاش بیشتر وقت بگذارم. آن هم برای خودش عبادت است.

(۱۹/مهر/۹۱ ۱۱:۳۳)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]ابتدا خدمت درست پسند گرامی: بین الامرین سخن امام صادق علیه السلام است در این زمینه و خود من اصلا به این قضیه شک ندارم فقط در پی فهمیدن بهتر این بحث هستیم. پس بین الامرین سخن درست و حقی است.
اگر در مورد سرنوشتمان اختیار 100% نداریم، پس عقوبت چطور ممکن است؟

هم چنین، همه قدرت از آن خداست و شریکی ندارد. لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. پس همه چیز، حتی اتخاذ تصمیم از سوی نفس، با نیروی خداست. ما اختیار یک ذره را هم نداریم.


(۱۹/مهر/۹۱ ۱۱:۳۳)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]طبق سخنانی که در بالا داشتید من احساسم بر این است که باید بیشتر به مسئله جبر گرایش داشته باشید.... اون مثالی که در مورد لیوان آب را زدید این تصور را برای من ایجاد کرد.
عزیز دلم چه جبری، من رو کسی مجبور به برداشتنش نکرد. من که نعوذبالله شریک قدرت خدا نیستم. همه قدرتش دست خود اوست. ما فکر می کنیم که قدرت داریم. اینها را خداوند در اختیار ما قرار داده است.


[/quote]

(۱۹/مهر/۹۱ ۴:۳۴)مجید املشی نوشته است: [ -> ]عمل ما هم مانند ديگر پديده هاى جهان بستگى كامل به علّت داره، و نظر به اين كه انسان جزء جهان آفرينشه و با اجزاى ديگر جهان ارتباط وجودى داره، هر فعلى كه با دخالت انسان انجام بشه ، واجب الوجود تحققش رو از راه مجموع اجزاى علت تامه كه يك جزء آن اراده و اختيار انسانه ، اراده كرده. در نتيجه در عين اين كه انسان در انجام فعل مختاره، تحقق فعل بسته به وجود شرايط ديگریه كه بسيارى از آن ها در حيطه اراده و اختيار انسان نيست.


علت تامّه در لغت به معنیه سبب کامله . امری که خود مستقلاً وجود چیزی را ایجاب کند

مثلا وقتی که آتش می سوزونه در واقع خود آتش علیت در سوزاندن دارد اما ایجاد کننده ی خود آتش و اعطاکننده ی این علیت توسط واجب الوجوده. اینطور که چند شى در انجام فعلى تأثير دارند اما تأثير برخى وابسته به برخى ديگر است كه تنها علت خود معلول و مسبب علت ديگر است كه در طول آن است.



سید جان من یکم گیچ شدم. فکر می کنم دلیلش اینه که تعریف درستی از لغت جبر و لغت اختیار ندارم. میشه یکم در مورد ریشه ی این لغات توضیح بدی؟
(۱۹/مهر/۹۱ ۱۳:۰۹)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]حالا ما هم باز این وسط گیر کرده ایم....Smile
سلام
خوب اینجا هم "بل امر بین الامرین" میشه.
یعنی عمل بد از عامل سر می زنه ، اما بدی عمل به خالق بر نمی گرده.
یعنی چی؟ یعنی مثلا یکی سرمایه می گذاره در اختیار یکی دیگه ، که در راه خیر خرجش کنه ،ثلا بره تولید کنه مردم برن سر کار اشتغال زایی داشته باشیم ، طرف سرمایه رو برمی داره می ره دلار می خره فاتحه مملکت رو می خونه Big Grin.
اینجا عمل به وسیله سرمایه سرمایه گذار انجام شده، اما بدی عمل به وسیله اون که نبوده هیچ ، فردا همه می گن عجب آدم خیری بود ، پول داد در راه خیر خرجش کنن ، فلانی چقدر پدر سوخته بود که پول رو برداشت رفت دلالی کرد.
(چقدر کوچه بازاری شد!)
دوستان گلم اگر مایل باشید بحث را تا شنبه نگه داریم.... مطالبی دارم که الان نمی توانم بگذارم....


البته هرچی خود شما صلاح بدانیدHeartWink
آره سید جان
خوبه. فرصت خوبیه تا این یکی دو روز یکم راجع به این قضیه مطالعه کنیم.
Huh
(۱۹/مهر/۹۱ ۱۲:۴۶)دیدگاه نوین نوشته است: [ -> ]یعنی اینجا در انجام عمل هیچ تفاوتی بین فعل بد و خوب نیست . هر دو در رابطه طولی بالا قرار میگیرند . و هر دو غیر مستقیم توسط خدا انجام میشوند !!!

من اینطوری نتیجه گرفتم که انسان با قدرت اختیاری که خدا بهش داده میتونه در این رابطه طولی قرار بگیره و فعل رو به انجام برسونه و میتونه هم به انجام نرسونه !!! یعنی اختیار انسان است و خدا هم به وسیله موجودیت و نیرویی که به ما داده ، همون فاعل بعید محسوب میشه !!! (درسته؟)
بله

(۱۹/مهر/۹۱ ۱۲:۴۶)دیدگاه نوین نوشته است: [ -> ]
خب با این تعاریف بعضی چیزا روشن شد بعضی ها هنوز واسه من گنگ است !!!
مثلا :


مَّا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَكَ مِن سَيِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِكَ[/i]
[b]
این یعنی چی ؟؟؟ اگه تفاوتی در انجام فعل بد و خوب وجود ندارد ... و انسان با اختیار میتونه انجامشون بده یا نده .
پس جفتش از ( چه حسنه و چه مصبیة ) جفتشون از نفس انسان است .
ولی چرا قرآن میگه خوبی ها از سوی خدا رسیده و بدی ها از سوی خودمون ؟؟؟!!!

Huh
انتهای ارسال شماره 23 این مطلب را کامل بیان می کند.
(۱۷/مهر/۹۱ ۱۴:۳۳)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]
(۱۷/مهر/۹۱ ۱۴:۲۹)طماع نوشته است: [ -> ]آقا سید سوالتون رو یکباره دیگه مطرح کنید؟
اگر میشه!



بسم الله الرحمن الرحیم:


در فلسفه یک قانون بسیار مهم و کلیدی داریم به نام علیت.



قبل مفصل توضیح دادم. در این جا خلاصه وار عرض می کنم که یعنی هر پدیده ای که ظهور میکند تابع امری قبل از خودش هست(این قبل فقط قبل زمانی نیست قبل رتبه ای هم هست).

در این مورد کمی فکر کنیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


به همراه ارسال شماره 22




[تصویر: part0.png]
[تصویر: part5.png][تصویر: part6.png][تصویر: part7.png]

(۲۰/مهر/۹۱ ۰:۵۲)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]البته هرچی خود شما صلاح بدانیدHeartWink
[تصویر: part10.png][تصویر: part11.png]
خبری نیست ابراهیم جان ؟؟؟
ما منتظریما !!!
HeartCool
بسم الله الرحمن الرحیم:
ابتدا بنا به خواسته مجید جان اصطلاحات جبر و اختیار را می تعریفیم:


تعریف ها را از دایره المعارف بزرگ اسلامی می آورم:


1- جبر: در لغت در برابر کسر (= شکستن) به معنی شکسته را بستن، شکسته‌بندی و استخوان شکسته را اصلاح کردن (صفی‌پوری، زوزنی، ذیل جبر)، نیز به معنی نیکوگردانیدنِ حال و وادار کردن به کار ( قاموس، نیز صفی‌پوری، نفیسی، مادۀ جبر) نیز آمده است. تفسیر اصطلاحی جبر، ناظر بر معنای دوم یعنی وادار کردن به کار است؛


2- اختیار: اختیار، مصدر باب افتعال، از ریشۀ «خ ی ر»، در لغت به معنی انتخاب و گزینش، انتخاب خیر ( قاموس، نیز صفی‌پوری، مادۀ خیر)، یا برگزیدن امری که در حقیقت یا به حسب گمان خیر به شمار می‌آیداختیار ترجیح دادنِ یکی از دو طرفِ مساوی (فعل و ترک) بر طرف دیگر است؛ دو طرفی که نسبت به قدرت فاعل مساوی است، اما هر یک با توجه به ارادۀ فاعل، ممکن است وجوب یابد و متحقق شود. سبب ترجیح داده شدنِ یکی از دو طرف بر طرف دیگر، حصول علم فاعل نسبت به وجود مصلحت، و ارتفاع مفسده در آن است.


مسلما طبق تعاریف فوق انسان نمی تواند و نمی تواند موجود مختار صد در صد باشد..... در مورد مجبور بودن انسان هم از جاهای دیگر ادله های فراوانی میتوان آورد و آن را رد کرد...


جالبه بدونید که در طول تاریخ بیشتر حکومت های ظالم و ستمگر طرفدار نظریه ی جبر گرایانه بودند.... مخصوصا بین امیه که به شدت از این نظریه دفاع می کرد تا دیگر بندگان ضعیف و مظلوم حتی به فکر اعتراض و جنجال نیفتند...




به نظر من، ما با این دو اصطلاح به جای خاصی نمی رسیم... باید از یک راه دیگر وارد شویم که آن قضا و قدر است....


این دو اصطلاح به صراحت در قرآن امده است و بر روی آن دو واژه بسیار تاکید شده است:


«قضا» به معنى حكم و قطع و فيصله دادن است. قاضى را از اين جهت قاضى مى‏گويند كه ميان متخاصمين حكم مى‏كند و به كار آنها فيصله مى‏دهد. در قرآن كريم اين كلمه زياد استعمال شده، چه در مورد بشر و چه در مورد خدا و چه در مورد قطع و فصل قولى كه سخنى موجب قطع و فصلى بشود و چه در مورد قطع و فصل عملى و تكوينى كه حقيقتى از حقايق موجب قطع و فصل گردد.
«قدر» به معنى اندازه و تعيين است. اين كلمه نيز به همين معنى در قرآن كريم زياد استعمال شده است.
حوادث جهان از آن جهت كه وقوع آنها در علم و مشيّت الهى قطعيّت و تحتّم يافته است، مقضىّ به قضاى الهى مى‏باشند و از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعيّت مكانى و زمانى آنها تعيين شده است. مقدّر به تقدير الهى مى‏باشند.


برای اینکه نمیخواهم ارسال هایم طولانی شود.... فعلا تا همین جایش را داشته باشید....

من فکر کنم کم کم داریم راهی را پیدا میکنیم برای پاسخ دهی به سوالات سختی که در این مقوله ایجاد شده است....

یعنی اگر با قرآن برویم جلو بسیار راحت و البته مطمئن ان شاءالله به حقیقت خواهیم رسید...

یا علی مدد


صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
آدرس های مرجع