سلام
ممنون از توضیح خوبتون
اما مگر اون کسانی که به اختیار کامل معتقدند، نظری غیر از این دارند؟
یعنی شاید منظور اونها هم از اختیار، همین موضوع باشه و فقط نحوه بیانشون تفاوت داشته باشه.
سلام
یعنی اونها میگن که ما می تونیم کنار یه دیواری که داره می ریزه بشینیم و خودمون تصمیم بگیریم که طوریمون نشه؟
یا مثلا اگر یک دوراهی داشته باشیم که راه اول به شهر "الف" بره و راه دوم به شهر "ب"، بنا بر اعتقاد اونها ما می تونیم راه اول رو بریم و تصمیم بگیریم که به شهر "ب" برسیم؟

منظورم کسانی اند که به اختیار کامل معتقدند.
(۳۰/مهر/۹۱ ۱۸:۱۲)فرهاد55 نوشته است: [ -> ]منظورم کسانی اند که به اختیار کامل معتقدند.
اگر اجازه بدین جواب مبسوط بماند برای فردا....
همین الان دو سه نفر را بیرون اسیر کردیم بنده های خدا منتظر من هستند... باید بروم.... شرمنده...
تا فردا یا علی مدد



سلام آقا ابراهیم
فرض کنید یک توپ داریم. من می تونم بهش ضربه بزنم یا بهش ضربه نزنم. اگر ضربه بزنم حرکت می کنه، اگر ضربه نزنم حرکت نمی کنه.
حالا می تونیم این رو به شکلهای مختلفی بیان کنیم:
بیان اول- بگیم که در اینجا قضا و قدرهای مختلفی در کار است. خواست خدا بر این بوده که اگر ما به توپ ضربه بزنیم توپ حرکت کنه و اگر به توپ ضربه نزنیم توپ حرکت نکنه.
بیان دوم- بگیم که خدا قوانینی رو برای این جهان خلق کرده (مانند قوانین فیزیک) که ما نمی تونیم نقضشون کنیم، اما در چارچوب اونها می تونیم کار کنیم. مثلا یک قانون وجود داره که بر اساس اون اگر به توپ ضربه بزنیم حرکت می کنه و اگر بهش ضربه نزنیم حرکت نمی کنه و وجود این قانون، به خاطر خواست خدا بوده.
آیا تفاوتی بین این دو بیان هست؟
(۱/آبان/۹۱ ۱۲:۳۰)فرهاد55 نوشته است: [ -> ]سلام آقا ابراهیم
فرض کنید یک توپ داریم. من می تونم بهش ضربه بزنم یا بهش ضربه نزنم. اگر ضربه بزنم حرکت می کنه، اگر ضربه نزنم حرکت نمی کنه.
حالا می تونیم این رو به شکلهای مختلفی بیان کنیم:
بیان اول- بگیم که در اینجا قضا و قدرهای مختلفی در کار است. خواست خدا بر این بوده که اگر ما به توپ ضربه بزنیم توپ حرکت کنه و اگر به توپ ضربه نزنیم توپ حرکت نکنه.
بیان دوم- بگیم که خدا قوانینی رو برای این جهان خلق کرده (مانند قوانین فیزیک) که ما نمی تونیم نقضشون کنیم، اما در چارچوب اونها می تونیم کار کنیم. مثلا یک قانون وجود داره که بر اساس اون اگر به توپ ضربه بزنیم حرکت می کنه و اگر بهش ضربه نزنیم حرکت نمی کنه و وجود این قانون، به خاطر خواست خدا بوده.
آیا تفاوتی بین این دو بیان هست؟
من متوجه شدم نکته سخن شما در کجاست.... نه در این مثال آنچنان تفاوتی نیست... ولی این را از یاد نبرید که همان نیرویی که پای ما را تکان می دهد و همان نیرویی که توپ را به حرکت وا می دارد باز از ذات اقدس اله است. این نکته بسیار مهمی است.
(۱/آبان/۹۱ ۱۲:۳۰)فرهاد55 نوشته است: [ -> ]سلام آقا ابراهیم
فرض کنید یک توپ داریم. من می تونم بهش ضربه بزنم یا بهش ضربه نزنم. اگر ضربه بزنم حرکت می کنه، اگر ضربه نزنم حرکت نمی کنه.
آفرین ! اینو از کجا متوجه شدی ؟
از ذهنت این فکر اومد و کسی مجبورت نکرد اینظور فکر کنی .درسته ؟ اتفاقا نیازی به
بیانهای متفاوت هم نیست !!
چرا که شما با اراده خدا آفریده شدید و به شما اختیار داده شد .
(۱/آبان/۹۱ ۱۲:۳۰)فرهاد55 نوشته است: [ -> ]حالا می تونیم این رو به شکلهای مختلفی بیان کنیم:
بیان اول- بگیم که در اینجا قضا و قدرهای مختلفی در کار است. خواست خدا بر این بوده که اگر ما به توپ ضربه بزنیم توپ حرکت کنه و اگر به توپ ضربه نزنیم توپ حرکت نکنه.
بیان دوم- بگیم که خدا قوانینی رو برای این جهان خلق کرده (مانند قوانین فیزیک) که ما نمی تونیم نقضشون کنیم، اما در چارچوب اونها می تونیم کار کنیم. مثلا یک قانون وجود داره که بر اساس اون اگر به توپ ضربه بزنیم حرکت می کنه و اگر بهش ضربه نزنیم حرکت نمی کنه و وجود این قانون، به خاطر خواست خدا بوده.
(۱/آبان/۹۱ ۱۲:۳۰)فرهاد55 نوشته است: [ -> ]آیا تفاوتی بین این دو بیان هست؟
بله ! اختلافی بین این دو بیان هست . قضا و قدر هم خالقش خداست ! اما شمایی که
اختیار دارید
حالا با اختیارات خود ممکنه به نشانه هایی از خدا و دین برحقش برسید , و انشاالله مسلمان باشید . و یا بواسطه اختیارتون ممکنه به چیزای دیگه ای برسید ! همین اختیارات شما , اثبات وجود کسیست که شما رو آفرید و به شما مهلت داد .