تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: قدم بعدی (چهارم) مراتب توحید، توحید افعالی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
سلام
ممنون از توضیح خوبتون
اما مگر اون کسانی که به اختیار کامل معتقدند، نظری غیر از این دارند؟
یعنی شاید منظور اونها هم از اختیار، همین موضوع باشه و فقط نحوه بیانشون تفاوت داشته باشه.
نه اون ها میگن اصلا پشت این چیزی نیست.... خدا پرستانشان میگویند که این اختیار را خداوند به صورت کامل به ما تفویض کرده است و مادی گرایان که دیگه معلومه اصلا قدرتی بالاتر از قدرت انسان را متصور نیستند....


ولی دیدگاه شیعه میگوید نه، تو حق انتخاب داری ولی این حق انتخاب تو در طول قدرت الهی است... یعنی پس این هم در ید قدرت الهی است....


ببینید زمانی حالت مقایسه درست است که بین دو موجود متساوی این مقایسه صورت بگیرد، ما در مقابل خداوند اصلا موجود رابطیم نه مستقل، یعنی موجودیت خودمان هم به اوست...


حالا باز اگر جلوتر بیاییم این بحث آرام آرام روشنتر می شود. SmileHeart
سلام
یعنی اونها میگن که ما می تونیم کنار یه دیواری که داره می ریزه بشینیم و خودمون تصمیم بگیریم که طوریمون نشه؟ Huh

یا مثلا اگر یک دوراهی داشته باشیم که راه اول به شهر "الف" بره و راه دوم به شهر "ب"، بنا بر اعتقاد اونها ما می تونیم راه اول رو بریم و تصمیم بگیریم که به شهر "ب" برسیم؟ Huh
این اونها یعنی کیا دقیقا بگید تا من واضح بگم در مورد این مثال چه می گویندSmile
منظورم کسانی اند که به اختیار کامل معتقدند.
(۳۰/مهر/۹۱ ۱۸:۱۲)فرهاد55 نوشته است: [ -> ]منظورم کسانی اند که به اختیار کامل معتقدند.

اگر اجازه بدین جواب مبسوط بماند برای فردا....

همین الان دو سه نفر را بیرون اسیر کردیم بنده های خدا منتظر من هستند... باید بروم.... شرمنده...

تا فردا یا علی مددHeartHeartHeart
(۳۰/مهر/۹۱ ۱۷:۰۰)فرهاد55 نوشته است: [ -> ]سلام
یعنی اونها میگن که ما می تونیم کنار یه دیواری که داره می ریزه بشینیم و خودمون تصمیم بگیریم که طوریمون نشه؟ Huh

یا مثلا اگر یک دوراهی داشته باشیم که راه اول به شهر "الف" بره و راه دوم به شهر "ب"، بنا بر اعتقاد اونها ما می تونیم راه اول رو بریم و تصمیم بگیریم که به شهر "ب" برسیم؟ Huh




بسم الله الرحمن الرحیم


نه اون ها می گویند این فقط خود ماهستیم که در این راه می رویم.... ملحدین شان میگویند که اصلا چیزی بالاتر از ما نیست و تمام قدرت و اختیار فقط برای ماست....ژان پل سارتر می گوید اگر انسان معلولی در مسابقات دومیدانی قهرمان نشود باز مسئول خود اوست ... چون اگر میخواست میتوانست...


در این دیدگاه قدرت فوق العاده ای به انسان می دهند(البته خود من تا اندازه ای با این حرف موافقم) ولی سخن ما این است که مبـــــــــــــــــــدا این قدرت از کجاست؟؟؟؟؟ آنها میگویند از انرژی نهفته در ذهن انسان.


ما می گوییم نه تنها از آن خداست... لاحول و لاقوه اله بالله العلی العظیم.


حالا خداپرستان دارای اعتقاد به اختیار کامل می گویند: چون نمی توان کارهای زشت را به خداوند نسبت داد پس باید اینگونه نتیجه بگیریم که خداوند اختیار کامل داده است به ما تا اعمالمان را انجام بدهیم.... وقتی که از مبدا این نیرو می پرسید جواب درستی ندارند که بدهند.....


در مورد سوالات مطرح شده: یا میگویند شانس انسان این بوده که دیوار بریزد سرش، و یا اصلا علت افتادن دیورا را تنها با یک پدیده مادی خالص شرح و تفسیر می کنند.
سلام آقا ابراهیم

فرض کنید یک توپ داریم. من می تونم بهش ضربه بزنم یا بهش ضربه نزنم. اگر ضربه بزنم حرکت می کنه، اگر ضربه نزنم حرکت نمی کنه.

حالا می تونیم این رو به شکلهای مختلفی بیان کنیم:
بیان اول- بگیم که در اینجا قضا و قدرهای مختلفی در کار است. خواست خدا بر این بوده که اگر ما به توپ ضربه بزنیم توپ حرکت کنه و اگر به توپ ضربه نزنیم توپ حرکت نکنه.
بیان دوم- بگیم که خدا قوانینی رو برای این جهان خلق کرده (مانند قوانین فیزیک) که ما نمی تونیم نقضشون کنیم، اما در چارچوب اونها می تونیم کار کنیم. مثلا یک قانون وجود داره که بر اساس اون اگر به توپ ضربه بزنیم حرکت می کنه و اگر بهش ضربه نزنیم حرکت نمی کنه و وجود این قانون، به خاطر خواست خدا بوده.

آیا تفاوتی بین این دو بیان هست؟
(۱/آبان/۹۱ ۱۲:۳۰)فرهاد55 نوشته است: [ -> ]سلام آقا ابراهیم

فرض کنید یک توپ داریم. من می تونم بهش ضربه بزنم یا بهش ضربه نزنم. اگر ضربه بزنم حرکت می کنه، اگر ضربه نزنم حرکت نمی کنه.

حالا می تونیم این رو به شکلهای مختلفی بیان کنیم:
بیان اول- بگیم که در اینجا قضا و قدرهای مختلفی در کار است. خواست خدا بر این بوده که اگر ما به توپ ضربه بزنیم توپ حرکت کنه و اگر به توپ ضربه نزنیم توپ حرکت نکنه.
بیان دوم- بگیم که خدا قوانینی رو برای این جهان خلق کرده (مانند قوانین فیزیک) که ما نمی تونیم نقضشون کنیم، اما در چارچوب اونها می تونیم کار کنیم. مثلا یک قانون وجود داره که بر اساس اون اگر به توپ ضربه بزنیم حرکت می کنه و اگر بهش ضربه نزنیم حرکت نمی کنه و وجود این قانون، به خاطر خواست خدا بوده.

آیا تفاوتی بین این دو بیان هست؟



من متوجه شدم نکته سخن شما در کجاست.... نه در این مثال آنچنان تفاوتی نیست... ولی این را از یاد نبرید که همان نیرویی که پای ما را تکان می دهد و همان نیرویی که توپ را به حرکت وا می دارد باز از ذات اقدس اله است. این نکته بسیار مهمی است.
(۱/آبان/۹۱ ۱۲:۳۰)فرهاد55 نوشته است: [ -> ]سلام آقا ابراهیم

فرض کنید یک توپ داریم. من می تونم بهش ضربه بزنم یا بهش ضربه نزنم. اگر ضربه بزنم حرکت می کنه، اگر ضربه نزنم حرکت نمی کنه.

آفرین ! اینو از کجا متوجه شدی ؟ Big Grin

از ذهنت این فکر اومد و کسی مجبورت نکرد اینظور فکر کنی .درسته ؟ اتفاقا نیازی به

بیانهای متفاوت هم نیست !! چرا که شما با اراده خدا آفریده شدید و به شما اختیار داده شد .

(۱/آبان/۹۱ ۱۲:۳۰)فرهاد55 نوشته است: [ -> ]حالا می تونیم این رو به شکلهای مختلفی بیان کنیم:
بیان اول- بگیم که در اینجا قضا و قدرهای مختلفی در کار است. خواست خدا بر این بوده که اگر ما به توپ ضربه بزنیم توپ حرکت کنه و اگر به توپ ضربه نزنیم توپ حرکت نکنه.
بیان دوم- بگیم که خدا قوانینی رو برای این جهان خلق کرده (مانند قوانین فیزیک) که ما نمی تونیم نقضشون کنیم، اما در چارچوب اونها می تونیم کار کنیم. مثلا یک قانون وجود داره که بر اساس اون اگر به توپ ضربه بزنیم حرکت می کنه و اگر بهش ضربه نزنیم حرکت نمی کنه و وجود این قانون، به خاطر خواست خدا بوده.

(۱/آبان/۹۱ ۱۲:۳۰)فرهاد55 نوشته است: [ -> ]آیا تفاوتی بین این دو بیان هست؟

بله ! اختلافی بین این دو بیان هست . قضا و قدر هم خالقش خداست ! اما شمایی که اختیار دارید Wink

حالا با اختیارات خود ممکنه به نشانه هایی از خدا و دین برحقش برسید , و انشاالله مسلمان باشید . و یا بواسطه اختیارتون ممکنه به چیزای دیگه ای برسید ! همین اختیارات شما , اثبات وجود کسیست که شما رو آفرید و به شما مهلت داد .
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
آدرس های مرجع